en
Feedback
رامانا ماهارشی

رامانا ماهارشی

Open in Telegram
2 101
Subscribers
No data24 hours
+37 days
+1830 days
Posts Archive
هشیاری بی‌تقلا و بی‌انتخاب طبیعت واقعی خودمان است. اگر ما بتوانیم آن وضعیت را بدست بیاوریم و در او پایدار بمانیم ، آن کاملاً
هشیاری بی‌تقلا و بی‌انتخاب طبیعت واقعی خودمان است. اگر ما بتوانیم آن وضعیت را بدست بیاوریم و در او پایدار بمانیم ، آن کاملاً خوب است. اما انسان نمی‌تواند بدون تلاش ، بدون تلاش مدیتیشن عامدانه به او برسد. همه امیال نفسانی کهن، ذهن را به بیرون به عینیت‌های خارجی متوجه می‌کنند. باید از همه چنین فکرهایی دست برداشته شود و ذهن به درون متوجه شود و آن، برای اغلب انسان‌ها، مستلزم تلاش است. باگوان شری رامانا ماهارشی @nazerarmesh13

شاگرد: آدم باید چگونه به خویش فکر کند؟ ماهارشی : خویش درخشندگی ذاتی بدون تاریکی و نور است ، و واقعیتی است که آشکار ذاتی است.
شاگرد: آدم باید چگونه به خویش فکر کند؟ ماهارشی : خویش درخشندگی ذاتی بدون تاریکی و نور است ، و واقعیتی است که آشکار ذاتی است. بنابراین، انسان نباید از او به عنوان این یا به‌عنوان آن فکر کند. خود فکر به فکرکردن در اسارت خاتمه خواهد یافت. ... قصد مدیتیشن بر خویش آن است تا ذهن را بسازد که صورت خویش را بگیرد. در وسط غار دل ، برهمای خالص مستقیماً به عنوان خویش بصورت "من – من" متجلی می‌شود. آیا می‌تواند غفلت بزرگ‌تر از آن باشد که از او به صورت‌های متعددی فکر کرد ، بی‌آنکه او را همان‌گونه که قبلاً به آن اشاره شد شناخت؟ باگوان شری رامانا ماهارشی @nazerarmesh13

این ضرورت دارد که مدیتیشن به طور مکرر و منظم تمرین شود تا زمانیکه آن الغا شده در طول روز عادی و دائمی شود . بنابراین مدیتیشن
این ضرورت دارد که مدیتیشن به طور مکرر و منظم تمرین شود تا زمانیکه آن الغا شده در طول روز عادی و دائمی شود . بنابراین مدیتیشن کنید. شما بصیرت آن سعادت را از دست داده‌اید بخاطر آنکه نگرش مراقبه‌ای شما ماهوی نشده است و بخاطر پیدایش مجدد امیال نفسانی (Vasanas) . وقتی که براساس عادت ، خوی بازنگرانه و درونگرا پیدا کنید ، لذت سعادت معنوی تبدیل به امری از تجربه ماهوی می‌شود. این طور نیست که با یکبار تجلی دادن : " من جسم نیستم بلکه من خویش (Atman) هستم" آن هدف نایل گردیده باشد. آیا ما با یکبار دیدن پادشاهی موقعیت بالایی بدست می‌آوریم ؟ آدم باید به طور پیوسته در وضعیت خویش‌آگاهی (Samadhi) وارد گشته و خویش خود را تجلی حقیقت ببخشد و امیال نفسانی (Vasanas) گذشته و نفس‌ را کاملاً محو کند، پیش از آنکه خویش شود. اگر آدم فکر آن خویش را حفظ کند، و با تمرکز مراقب او باشد آنگاه حتی آن یک فکر که بعنوان مرکز ثقلی برای تمرکز ذهن استفاده می‌شود نیز ناپدید خواهد شد و آدم آن خویش واقعی خواهد بود . باگوان شری رامانا ماهارشی از کتاب : Conscious Immortality صفحه 110 @nazerarmesh13

سؤال : تسلیم بدون قید و شرط چیست ؟ شری رامانا ماهارشی : اگر فرد خویشتن را تسلیم کند هیچکسی نخواهد بود تا پرسش ها را بپرسد یا از آن‌ها فکر کند . یا فکرها با باقی ماندن بر آن فکر ریشه‌ای "من" نابود می‌شوند , یا فرد خویشتن را بدون قید و شرطی بر آن عالیترین قدرت تسلیم می‌کند . در آنجا فقط این دو راه برای تجلی بخشیدن حقیقت هستند . سؤال : آیا تسلیم کامل مستلزم آن نیست که آدم باید حتی آرزوی برای رهایی یا خدا را نیز نکند ؟ شری رامانا ماهارشی : تسلیم کامل مستلزم آن است که هیچگونه آرزویی از جانب خود نداشته باشید . شما باید با هر آنچه که خداوند می‌دهد خشنود باشید و آن معنایش این است که هیچگونه آرزویی از جانب خود نداشته باشید . باگوان شری رامانا ماهارشی از کتاب : Be as you are @nazerarmesh13

سؤال: آیا نباید حقیقت نهایی جهان، فرد و خداوند را پیدا کنیم ؟ ماهارشی : همه این‌ها چارچوب‌های ذهنی از " من " هستند . آن‌ها فقط پس از ظهور "فکر من" برمی‌خیزند. آیا از آن‌ها در خواب عمیق (خوابِ بدون رویا) فکر می‌کنید؟ شما در خواب عمیق وجود داشتید و همان شما نیز هم‌اکنون صحبت می‌کند. اگر آن‌ها واقعی باشند آیا نباید در خواب شما نیز باشند؟ آن‌ها فقط به "فکر من" بستگی دارند. از دوباره بگوییم، آیا جهان به شما می‌گوید"من جهان هستم "؟ آیا جسم می‌گوید " من جسم هستم "؟ شمائید که می‌گویید: " این جهان است "، " این جسم است " و الی آخر. پس بنابراین، این‌ها فقط چارچوب‌های ذهنی شما هستند. کشف کنید کیستید و در آنجا پایانی بر همه شک‌های شما خواهد بود. سؤال: پس از تجلی یافتن حقیقت خویش، جسم چه می‌شود؟ آیا او وجود دارد یا ندارد؟ ما می‌بینیم که موجوداتی که حقیقت خویش را یافته اند ، مثل دیگران عمل می‌کند. ماهارشی : این پرسش اکنون نیاز به مطرح شدن ندارد . اجازه بدهید که پس از تجلی یافتن حقیقت خویش پرسیده شود ، اگر نیازی باشد . و با توجه به موجوداتی که حقیقت خویش را یافته اند ، بگذارید که خود آن‌ها از خود مراقبت کنند. چرا درباره آن‌ها نگران هستید؟ در حقیقت، پس از تجلی یافتن حقیقت خویش، جسم و همه چیز دیگر، از خویش متفاوت به نظر نخواهند رسید. سؤال: هستی ، همیشه وجود – آگاهی – سعادت است، چرا خداوند ما را در سختی قرار می‌دهد؟ ماهارشی : آیا خداوند می‌آید و به شما می‌گوید که او شما را در سختی قرار داده است؟ این شمائید که اینطور می‌گویید . او دوباره آن "من " غلط است. اگر آن ناپدید شود هیچ کسی نخواهد بود که بگوید خداوند این یا آن را آفرید . آنچه که هست حتی نمی‌گوید "من هستم" . چراکه ، آیا هیچ شکی " من نیستم " را بروز می‌دهد؟ فقط در چنین موردی، آدم باید به خود یادآوری کند " من یک انسان هستم ". آدم اینکار را نمی‌کند. از طرفی دیگر، اگر شکی برخیزد که آیا او یک گاو نر یا گاو ماده است او باید به خود یادآوری کند که او نه یک گاو ، و از این قبیل ، بلکه " من یک انسان هستم " است . این هرگز اتفاق نمی‌افتد. به همین ترتیب نیز، با خود وجود خود و تجلی یافتن حقیقت خویش است. باگوان شری رامانا ماهارشی گفتگوی شماره 197 @nazerarmesh13

سؤال: نگرانی‌های زندگی دنیوی مرا بسیار اذیت می‌کنند و من در هیچ کجا خوشبختی را پیدا نمی‌کنم. ماهارشی : آیا این نگرانی‌ها در خواب نیز شما را زحمت می‌دهند؟ سؤال : نه . ماهارشی : آیا شما اکنون نیز همان شخصی هستید که در خواب بودید، یا شما نیستید ؟ سؤال: بله. ماهارشی : پس بنابراین، این ثابت می‌کند که نگرانی‌ها متعلق به شما نیستند. آنانی که باور می‌کنند ذهن واقعی باشد نخواهند توانست او را مطیع کنند. در وضعیتی که در آن ذهن به نظر واقعی باشد، آن دزد ، [ آن ذهن ] با به تن کردن لباس پلیس [ برای وانمود کردن گرفتن خود ] تقلب می‌کند . از اینرو ، ما باید با شناختن در ذات واقعی او بدانیم که چگونه او را نابود کنیم. مردم از من می‌پرسند که چگونه می‌توان ذهن را کنترل کرد . پاسخ این است: " ذهن را به من نشان دهید ". او اما توده‌ای از فکرها است . چگونه ذهن ، که انباشته ای از فکرها است، با فکری از کنترل کردن او، تحت کنترل خواهد آمد؟ بنابراین، منشاء او را دست یابید. خویش (Atman) را جستجو کنید. همه شوربختی پایانی خواهد یافت اگر ذهن خود را به درون برگردانید. .... اگر فکر می‌کنید که خداوند جهان را آفریده است، پس همه مسئولیت خود را به او تسلیم کنید و بار مسئولیت تمامی جهان را بر او واگذار کنید. از کتاب : The Power of the Presence @nazerarmesh13

خویش , مثل مغناطیسی پرقدرت در درون ما است . او ما را بتدریج بسمت خود می‌کشاند اگرچه که ما تصور می‌کنیم که براساس اراده خود بس
خویش , مثل مغناطیسی پرقدرت در درون ما است . او ما را بتدریج بسمت خود می‌کشاند اگرچه که ما تصور می‌کنیم که براساس اراده خود بسوی او می‌رویم . وقتی که باندازه کافی نزدیک باشیم پایانی بر فعالیت‌های ما گذاشته , ما را ساکت می‌سازد , و آنگاه جریان شخصی ما را می‌بلعد , و بدینسان شخصیت غلط ما را می‌کشد . او هوش را چیره گشته و تمامی هستی را غرق می‌کند . ما فکر می‌کنیم که بر او مدیتیشن می‌کنیم و در جهت او رشد می‌کنیم , درحالیکه حقیقت این است که ما سرشار از آهن هستیم و این خویش – مغناطیس است که ما را بسمت خود می‌کشاند . بدین ترتیب پروسه یافتن خویش , شکلی از آهن ربای الهی است . از کتاب : Conscious Immortality صفحه 110 @nazerarmesh13

خوشبختی چیست؟ خوشبختی همان ذات و ماهیتِ «خویش» است. خوشبختی و خویش متفاوت از هم نیستند. هیچ خوشبختی‌ای در چیزهای بیرونیِ این دنیا وجود ندارد. ما به دلیل ناآگاهی و بی خبری گمان می‌کنیم که می‌توانیم از چیزها به خوشبختی برسیم. زمانی که ذهن به بیرون می‌رود رنج را تجربه می‌کند. در حقیقت زمانی که امیال و آرزوهایش برآورده شد به جایگاه اصلی‌اش بازمی‌گردد و از شادیِ «خویش» لذت می‌برد. به‌طور مشابه در وضعیت خواب، سامادهی (خویش آگاهی) و بیهوشی هم همین را تجربه می‌کند. و همینطور هنگامی‌که چیزهایی که آرزویش را دارد به دست آمد، یا چیزهایی که از آن‌ها بیزار است از بین رفت، ذهن درونی شده و از شادیِ نابِ «خویش» لذت خواهد برد. بنابراین ذهن بی‌وقفه به‌طور متناوب از خویش بیرون آمده و به آن بازمی‌گردد. سایه‌ی زیر درخت دلپذیر است و از طرفی خارج از آن در فضای باز، گرما سوزان است. کسی که در زیر آفتاب قرار دارد، هنگامی‌که به سایه می‌رسد، احساس خنکی می‌کند. کسی که مدام از سایه به زیر آفتاب می‌آید و دوباره به سمت سایه می‌رود یک ابله است. یک فرد خردمند همیشه در سایه می‌ماند. به‌طور مشابه ذهنِ کسی که حقیقت را می‌شناسد برهمن (حقیقت متعال) را ترک نمی‌کند. اما از طرف دیگر، ذهن نادان در دنیا می‌چرخد و احساس بدبختی می‌کند و برای مدت کوتاه به برهمن بازمی‌گردد تا خوشبختی را تجربه کند. درواقع آنچه دنیا می‌نامیم فقط فکر است. زمانی که دنیا محو شود، هنگامی‌که دیگر فکری باقی نماند آنگاه ذهن شادی و خوشبختی را تجربه می‌کند و زمانی که دنیا ظاهر شود باز به‌سوی رنج و بدبختی میل می‌کند. #رامانا ماهارشی What is happiness? Happiness is the very nature of the Self; happiness and the Self are not different. There is no happiness in any object of the world. We imagine through our ignorance that we derive happiness from objects. When the mind goes out, it experiences misery. In truth, when its desires are fulfilled, it returns to its own place and enjoys the happiness that is the Self. Similarly, in the states of sleep, samadhi and fainting, and when the object desired is obtained or the object disliked is removed, the mind becomes inward-turned, and enjoys pure Self-happiness. Thus the mind moves without rest alternately going out of the Self and returning to it. Under the tree the shade is pleasant; out in the open the heat is scorching. A person who has been going about in the sun feels cool when he reaches the shade. Someone who keeps on going from the shade into the sun and then back into the shade is a fool. A wise man stays permanently in the shade. Similarly, the mind of the one who knows the truth does not leave Brahman. The mind of the ignorant, on the contrary, revolves in the world, feeling miserable, and for a little time returns to Brahman to experience happiness. In fact, what is called the world is only thought. When the world disappears, i.e., when there is no thought, the mind experiences happiness; and when the world appears, it goes through misery. A person who has been going about in the sun feels cool when he reaches the shade. Someone who keeps on going from the shade into the sun and then back into the shade is a fool. A wise man stays permanently in the shade. Similarly, the mind of the one who knows the truth does not leave Brahman. The mind of the ignorant, on the contrary, revolves in the world, feeling miserable, and for a little time returns to Brahman to experience happiness. In fact, what is called the world is only thought. When the world disappears, i.e., when there is no thought, the mind experiences happiness; and when the world appears, it goes through misery #Ramana Maharshi

مراقبه بر خویش ; وضعیت طبیعی ما است : فقط به این خاطر که ما او را برای انجام دادن سخت می یابیم تصور می‌کنیم که او وضعیتی اراد
مراقبه بر خویش ; وضعیت طبیعی ما است : فقط به این خاطر که ما او را برای انجام دادن سخت می یابیم تصور می‌کنیم که او وضعیتی ارادی و فوق‌العاده است . ما غیرطبیعی هستیم ! ذهنی که در خویش آرامش اختیار گزیند وضعیت طبیعی او است . اما بجای آن , ذهن ما در عینیت های بیرونی آرامش می‌کند . "شناختن" معنایش "بودن" است . باگوان شری رامانا ماهارشی از کتاب : Conscious Immortality صفحه 111 @nazerarmesh13

سؤال : موانع تجلی بخشیدن حقیقت چه چیزهایی هستند؟ بگوان : بطور عمده خاطره ، عادت‌های فکر و امیال انباشته شده . سؤال : چگونه می
سؤال : موانع تجلی بخشیدن حقیقت چه چیزهایی هستند؟ بگوان : بطور عمده خاطره ، عادت‌های فکر و امیال انباشته شده . سؤال : چگونه می‌توان از آن‌ها خلاصی پیدا کرد ؟ بگوان : خویش را در این شیوه از طریق مدیتیشن پیدا کنید . هر فکری را تا مرجع آن ، که "فکرِ من" است ردیابی کنید ، هرگز اجازه ندهید فکر ادامه پیدا کند . اگر او اینکار را بکند بی پایان خواهد بود . اگر او را تا سر منشاء ردیابی کنید ، فکرها در بی‌عملی خواهند مرد ، چراکه ذهن با فکر است که وجود دارد ، فکر را بردارید و هیچ ذهنی نیز وجود ندارد . هنگامیکه هر شک و افسردگی بر‌می‌خیزد از خود بپرسید : " کیست که شک‌ می‌کند ؟ کیست که افسرده است؟ " همه چیز را از همدیگر مجزا کنید تا اینکه هیچ چیزی به جز آن سرمنشاء باقی نماند. فقط در حال حاضر زندگی کنید. باگوان شری رامانا ماهارشی از کتاب : CONSCIOUS IMMORTALITY @nazerarmesh13

خاطره ای از آنامالای سوامی اصلاح خویشتن : " خورشید خیلی ساده می‌درخشد. او هیچ کس را اصلاح نمی‌کند ". بگوان یاد دادند که آدم باید خود را اصلاح کند بجای آنکه خطایی را در دیگران بیابد. این از لحاظ عملی معنایش آن است که آدم باید سر منشاء ذهن خود را پیدا کند بجای آنکه درباره ذهن و عمل دیگر انسان‌ها شکایت کند . من می‌توانم جوابی سنتی را به یاد بیاورم که بگوان درباره این موضوع دادند . مریدی که با بگوان کاملاً خودمانی بود از ایشان پرسید : " بعضی از مریدانی که با بگوان زندگی می‌کنند خیلی عجیب رفتار می‌کنند. به نظر می‌رسد که آن‌ها بسیاری از کارهایی را می‌کنند که بگوان آن‌ها را تائید نمی‌کند . چرا بگوان آن‌ها را اصلاح نمی‌کند؟ " بگوان پاسخ دادند : " اصلاح خویشتن ، اصلاح تمامی جهان است. خورشید خیلی ساده می‌درخشد . او هیچ کسی را اصلاح نمی‌کند. چونکه او می‌درخشد تمامی جهان سرشار از نور است. فرادگرگون ساختن خویشتن، بمعنایی دادن نور به تمامی جهان است. " یکبار، درحالی‌که من در سالن نشسته بودم ، کسی به بگوان درباره یکی از مریدانی که آنجا نشسته بود شکایت کرده و گفت : " او اینجا مدیتیشن نمی‌کند ، او فقط می‌خوابد " . بگوان پاسخ دادند : " چگونه آن را می‌دانید؟ فقط بخاطر آنکه خود شما از مدیتیشن خود صرفنظر کرده‌اید تا به او بنگرید ! نخست خویشتن را ببینید و خود را با عادت‌های دیگر انسان‌ها نگران نکنید " . بگوان بعضی وقت‌ها عادت داشتند بگویند: " بعضی از انسان‌هایی که به اینجا می‌آیند دو هدف دارند: آن‌ها می‌خواهند که بگوان کامل باشد و آن‌ها می‌خواهند که آشرام کامل باشد . برای آنکه به این هدف برسند همه‌جور انتقاد و پیشنهادی را می‌کنند. آن‌ها برای اصلاح خویشتن به اینجا نمی‌آیند؛ آن‌ها فقط به اینجا می‌آیند که تا دیگران را اصلاح کنند. به نظر نمی‌رسد که این انسان‌ها دلیلی را که در وهله اول نزد بگوان آمدند به خاطر بیاورند . اگر آن‌ها تعظیمی (Namaskaram) را نسبت به ما انجام میدهند فکر می‌کنند که آشرام ملک پادشاهی آن‌ها است . چنین انسان‌هایی فکر می‌کنند که ما باید مثل بردگان آن‌ها رفتار کنیم، فقط باید آنچه را که آن‌ها فکر می‌کنند عمل کنیم ". از کتاب : Living by the Words of Bhagavan صفحه 116 @nazerarmesh13

من موکشا (آزادی، رستگاری) می‌خواهم. اگر تو تمام خواسته‌هایی که داری را رها کنی، آنچه می‌ماند موکشا است. دیگران چه چیزی دارند
من موکشا (آزادی، رستگاری) می‌خواهم. اگر تو تمام خواسته‌هایی که داری را رها کنی، آنچه می‌ماند موکشا است. دیگران چه چیزی دارند که در این مورد به تو بدهند؟ آن همیشه آنجاست. آنجا. #رامانا_ماهارشی #خودآگاهی_اشراق

ماجرای دیدار #پاپاجی برکت زیبا و #رامانا_ماهارشی برکت زیبا «آن مشاهده کننده را پیدا کن!» @shadyekoochak

دکتر سید ، استاد فلسفه دانشگاه الله آباد ، سؤالی را مطرح می‌کند : " بگوان ، هدف آفرینش چیست؟" بگوان معمولاً پاسخ‌های خود را بزبان تلوگو (Telugu) ، تامیلی یا مالایامی (Malayam) می‌دادند و آنها را تفسیر می‌کردند . اینبار شری بگوان مستقیماً بزبان انگلیسی صحبت کردند . ایشان سؤال متقابلی را مطرح کردند : " آیا چشم می‌تواند خود را ببیند؟ " دکتر سید پاسخ دادند: " البته که نه. او همه چیز دیگر را می‌تواند ببیند، اما نه خود را ". آنوقت شری بگوان پرسیدند : " اما اگر او بخواهد خود را ببیند چه می‌شود؟ " دکتر سید تأملی کرده و برای مدتی پیش از آنکه پاسخ دهد فکر کرد : " همان است ! آفرینش، آیینه‌ای برای چشم برای دیدن خود است. " من در این نقطه وارد بحث شدم و پرسیدم آیا منظور بگوان چشم بینایی (Eye) ، یا "من (I)" است . شری بگوان گفتند که ما می‌توانیم او را بطور تصویری بعنوان چشم و بطور معنایی بعنوان "من" در نظر بگیریم . چند سال بعد، وقتی که دیدار کننده ای همان پرسش را مطرح کرد – "هدف از آفرینش چیست؟ – شری بگوان پاسخ دادند : " شناختن پژوهش گر، هدف است. فرضیه های مختلف آفرینش ، ناشی از مراحل مختلف ذهن تألیف کنندگان آن هستند باگوان شری رامانا ماهارشی @nazerarmesh13

آموزه های ( راماناماهارشی) 🔹جستجوی خود🔹 چگونه یک فرد می تواند خود را درک کند ؟ رامانا ؛ خودِ چه کسی؟ دنبال این باش پرسشگر ؛خودِ من ، اما من کیستم ؟ رامانا؛خودت بدنبال جواب باش . پرسشگر: نمی دانم چگونه انجام دهم! رامانا:پس به این سوال فکر کن ، آنکه می گوید نمی داند کیست ؟این من در این عبارت کیست ؟ چه چیزی را نمی داند ؟... 🔸ادامه در فایل صوتی تا انتها دنبال نمایید عصاره اش، جوهره ی برکتِ هوشیاری از خود در جای جای پاسخها نهفته است .🔸 #راماناماهارشی #جستجوی_خود #من_کیستم #فایل_صوتی @nazerarmesh13

بگوان بعضی وقتها این داستان را برای مشخص کردن ذهن یک بنده واقعی تعریف می‌کردند : وقتی که گنجشکی در حال پرواز بود، و تخم‌ خود را در منقار خود گرفته بود، تخم لیز خورد و در اقیانوس افتاد. گنجشک که برای یافتن تخم مضطرب بود، به طور مکرر در اقیانوس غوطه‌ور شده، با منقار خود مقداری آب را بلعیده، به ساحل آمده، آب را رها کرده و بال‌های خود را باد می‌زد . عارف مشهور نارادا (Narada)، که از آنجا می‌گذشت عمل گنجشک‌ را دیده، تفحص کرده و آمد که دلیل را بداند. نارادا گفت : " ای گنجشک ابله! آیا این چیزی است که می‌توانی موفق شوی؟ " گنجشک جواب داد: " من اهمیتی نمی‌دهم که آیا این ممکن است یا نیست. اگر من در پشتکار خود سماجت داشته باشم، او فراتر از آن در دست‌های خداوند است ". نارادا که با ایمان گنجشک شادمان شده بود ، نزد گارودا [Garuda (خداوندگار پرندگان )] رفته و به او همه چیز را گفت. او آنوقت گفت: " موجودی که به قبیله پرندگان تعلق دارد با چنین ایمانی ممارست خود را نشان می‌دهد. آیا این درست است که ساکت بمانی؟ آیا نمی‌توانی کمک کنی؟ " پس از آنکه گارودا (Garuda) داستان را شنید به سرعت نزد گنجشک پرواز کرد. به محض آنکه او بال‌های خود را باز کرد ، همه آب‌های اقیانوس در دو قسمت جدا شده ، و تخم گنجشک را به طوری که قابل رؤیت باشد بجا گذاشتند . گنجشک فوراً او را با منقار خود گرفته و پرواز کرد . از کتاب : Guru Vachaka Kovai @nazerarmesh13

آقای کوهن (Cohen)، یک شاگرد مقیم در آشرام ، درباره روش یوگا صحبت می‌کرد. ماهارشی اشاره کردند : نخستین سوترای پتنجلی (Patanjali)، با همه سیستم‌های یوگا مطابقت دارد . هدف ، خلاصی یافتن از فعالیت‌های ذهنی است. روش‌ها فرق می‌کنند. مادامی‌که در آنجا تقلایی باشد که در جهت آن هدف انجام می‌گردد او یوگا نامیده می‌شود. تقلا، یوگا است . خلاصی یافتن را می‌توان با روش‌های بسیاری برآورده کرد. (1) با وارسی خود ذهن . وقتی که ذهن وارسی شود، فعالیت‌های او به طور خودکار خاتمه پیدا می‌کنند. این روش شناخت (Jnana) است. ذهن محض، خویش است. (2) جستجو کردن برای سر منشاء ذهن، روشی دیگر است. او می‌تواند خدا یا خویش یا آگاهی گفته شود . (3) تمرکز بر یک فکر، همه دیگر فکرها را ناپدید می‌سازد. و سرانجام آن فکر نیز ناپدید می‌شود؛ و (4) روش هاتا یوگا [Hatha Yoga] همه روش‌ها یکی و یکسانند و به همان اندازه ، همه تمایل بر همان یک هدف دارند . این ضرورت دارد که درحالی‌که فکرها کنترل می‌شوند هوشیار نیز بود. وگرنه او به خواب هدایت خواهد کرد. .... .... کنترل تنفس (Pranayama)، ذهن را ثابت و فکرها را سرکوب می‌کند. پس چرا باز هم بیشتر (ذهن را) تکامل دهیم ؟ زیراکه هوشیاری , آنگاه آن یگانه عنصر ضروری است . چنین وضعیت‌هایی ( از خلسه را) می‌توان با مواد مخدر ، داروی بیهوشی ، و غیره نیز بدست آورد . آن‌ها به رهایی روح (Moksha) هدایت نمی‌کنند زیرا که فاقد هوشیاری هستند. باگوان شری رامانا ماهارشی گفتگوی شماره 191 سی ام ماه مه 1939 @nazerarmesh13

شناخت خویش بزرگترین خدمتی است که می‌توان به جهان ارائه کرد. #رامانا_ماهارشی @shekohobidariroh
شناخت خویش بزرگترین خدمتی است که می‌توان به جهان ارائه کرد. #رامانا_ماهارشی @shekohobidariroh

راماناماهارشی.m4a4.79 MB