رامانا ماهارشی
Open in Telegram
2 101
Subscribers
No data24 hours
+37 days
+1830 days
Posts Archive
2 101
سؤال : چقدر وقت میبرد که به رستگاری رسید؟
رامانا ماهارشی : رستگاری نباید در آینده به دست آورده شود. او برای همیشه هست ، اینجا و اکنون.
سؤال: موافقم، اما من او را تجربه نمیکنم.
جواب: تجربه اینجا و اکنون است. آدم نمیتواند خود خویش خودش را انکار کند. ...
سؤال: آن به معنای وجود است و نه خوشحالی.
جواب: وجود مثل همان خوشحالی است و خوشحالی مثل وجود است. واژه رستگاری بسیار تحریککننده است. چرا انسان باید او را جستجو کند؟ انسان باور میکند که اسارت آنجا است و بنابراین رستگاری را جستجو میکند. اما واقعیت مسلم آن است که هیچ اسارتی وجود ندارد بلکه فقط رستگاری آنجا است. چرا او را با یک نام خواند و او را جستجو کرد؟
سؤال: درست است. اما ما غافل هستیم.
جواب: فقط غفلت را از میان بردارید. این همه آنچیزی است که باید انجام شود. همه پرسشهای مربوط به رستگاری غیر قابل قبول هستند. رستگاری به معنای رهایی از اسارت است که دلالت بر وجود حاضر اسارت میکند. هیچ اسارتی وجود ندارد و بنابراین هیچ رستگاریای نیز وجود ندارد.
باگوان شری رامانا ماهارشی
2 101
شاگرد: خوشحالی چیست؟ آیا او فطرتاً در روح است یا در عینیت یا در تماس میان ذهنیت و عینیت؟ اما ما خوشحالی را در مسائل خودمان نمیبینیم. او واقعاً چه زمانی برمیخیزد؟
...
ماهارشی : وقتی تماس با نوع یا خاطره مطلوبی باشد، و وقتی که آزادی از تماس ها یا خاطره نامطلوبی باشد ما میگوییم که خوشحالی آنجا است. چنین خوشحالیای نسبی است و بهتر است که لذت نامیده شود. اما انسانها خوشحالی مطلق و پایدار را میخواهند. این در عینیتها ساکن نیست ، بلکه در مطلق سکونت دارد. او صلح آزاد از رنج و لذت است – او یک وضعیت خنثی است.
شری رامانا ماهارشی
2 101
Repost from وحدت وجود
شاگرد: خوشحالی چیست؟ آیا او فطرتاً در روح است یا در عینیت یا در تماس میان ذهنیت و عینیت؟ اما ما خوشحالی را در مسائل خودمان نمیبینیم. او واقعاً چه زمانی برمیخیزد؟
...
ماهارشی : وقتی تماس با نوع یا خاطره مطلوبی باشد، و وقتی که آزادی از تماس ها یا خاطره نامطلوبی باشد ما میگوییم که خوشحالی آنجا است. چنین خوشحالیای نسبی است و بهتر است که لذت نامیده شود. اما انسانها خوشحالی مطلق و پایدار را میخواهند. این در عینیتها ساکن نیست ، بلکه در مطلق سکونت دارد. او صلح آزاد از رنج و لذت است – او یک وضعیت خنثی است.
شری رامانا ماهارشی
2 101
مرید : وقتی فکر میکنم، " من کیستم؟ "، پاسخ میآید: من این بدن مردنی نیستم بلکه آگاهی یا خویش هستم. و سپس فکر دیگری ناگهان برمیخیزد. چرا خویش تجلی مادی پیدا کرده است؟ به عبارت دیگر؛، " چرا خدا جهان را آفریده است؟ "
باگوان شری رامانا ماهارشی : کاوش " من کیستم؟ " واقعاً به معنای تلاش برای یافتن سرچشمه نفس یا " فکر من" است. شما نباید ذهن را با فکرهای دیگر، با فکرهایی مثل " من بدن نیستم" اشغال کنید. جستجوی سرچشمه "من "، به عنوان وسیلهای که از همه فکرهای دیگر خلاص شد خدمت میکند. شما نباید هیچ میدانی برای فکرهای دیگر ، مثل چیزهایی که به آن اشاره کردید را بدهید، بلکه باید توجه را بر یافتن سرچشمه " فکر من " با پرسیدن ثابت نگه دارید ، وقتی هر فکر دیگری برمیخیزد، او برای چه کسی برمیخیزد ؛ و اگر پاسخ "برای من " باشد ، شما این فکر را از سر میگیرید: " این "من" چیست و سرچشمه خودش چیست؟ "
باگوان بعضی وقتها به مباحثات ذهنی اجازه داده یا حتی خودشان مبادرت میکنند اما آن برای آن بود که مبتدی را از غیرواقعی بودنِ خودِ شخصی مجاب سازند و بدین ترتیب به مبتدی القاء کنند که روش تفحص خویش را بکار بگیرند. خود بحث اما تفحص خویش نبود.
مرید : من کیستم؟ پاسخ باید چگونه یافته شود؟
باگوان شری رامانا : پرسش را از خودتان بپرسید. بدن فیزیکی و عملکردهای او "من" نیستند. عمیقتر که برویم، ذهن و عملکردهای او " من " نیستند. قدم بعدی انسان را به پرسش بعدی میبرد: این فکرها از کجا برمیخیزند؟ فکرها میتوانند خودجوش ، سطحی، یا تحلیلی باشند. آنها در ذهن عمل میکنند. پس چه کسی از آنها هشیار است؟ وجود فکرها، اندیشه و عمل روشن آنها، برای شخص بدیهی میشود.
این تجزیه و تحلیل انسان را به آن نتیجهگیری میبرد که شخصیت فردی بعنوان درک کننده وجود فکرها و تسلسل آنها است. این شخصیت فردی نفس ، یا، همانگونه که مردم میگویند، " من " است. هوش انسانی فقط لایه " من " است و نه خود " من ".
بیشتر که کاوش کنیم، پرسش آن برمیخیزد که: این " من " چیست؟ او از کجا میآید؟
" من " در خواب عمیق هشیار نبود. بهطور همزمان با بروز خودش ، خواب به خوابدیدن و بیداری تغییر میکند. اما من در حال حاضر با وضعیت خوابدیدن نگران نیستم. من حالا ، در وضعیت بیداری کیستم؟ اگر من به هنگام بیداری از وضعیت خواب سرچشمه میگیرم ، پس آنگاه " من " با غفلت پوشانده شد. چنین " من " غافلی نمیتواند آنچه که متون مقدس به او اشاره میکنند یا انسان عارف بر او گواهی میدهد باشد.
" من " حتی فراتر از خواب هستم؛ "من" باید اینجا و اکنون باشد، و باید آنچه که در تمام طول وضعیت خواب و خوابدیدن نیز بود باشد ، بیآنکه با کیفیتهای این وضعیتهای آگاهی تحت تأثیر قرار بگیرد. پس بنابراین " من " باید زمینه زیر بستر این سه وضعیتهای آگاهی (پس از آنکه لایه عقل متحول میشود) باشد.
The Teaching of Bhagavan Sri Ramana Maharshi in His Own Words
2 101
...
شاگرد: اما ذهن از کنترل ما در میرود.
ماهارشی : شاید اینطور باشد. به آن فکر نکنید. وقتی حواس خودتان را دوباره جمع میکنید او را برگردانده و به درون متوجه کنید. همان کافی است. ...
هیچکس بدون تلاش موفق نمیشود. کنترل ذهن حق مادرزادی انسان نیست. معدود فاتحان، موفقیت خودشان را مدیون استقامت خودشان هستند.
مسافری در قطاری بار خودش را با حماقت خودش بر سر نگه میدارد. اجازه دهید آن را زمین بگذارد : او خواهد یافت که بار هم همینطور به مقصد میرسد. بهمان ترتیب نیز اجازه دهید که ژست فاعل را نگیریم ، بلکه خودمان را به قدرت راهبر واگذار کنیم.
شری رامانا ماهارشی
2 101
سؤال: آیا بدن هیچ ارزشی برای خویش دارد؟
ماهارشی : بله، او از راه کمک بدن است که خویش درک میشود.
سؤال: درباره رژیم تغذیه چه میگویید؟
ماهارشی : غذا بر ذهن تأثیر میگذارد. غذای درست او را متوازنتر {Sattvic} میسازد. برای تمرین هر گونه یوگایی (یوگاهای مختلف روشهایی برای نزدیکی بیشتر به خداوند هستند و متفاوت از هاتایوگا هستند که متشکل از حرکات فیزیکی است) ، گیاهخواری مطلقاً ضروری است.
...
سؤال: درباره آنانی که به یک رژیم غذایی گیاهخواری عادت ندارند چی؟
ماهارشی: عادت فقط تنظیم در برابر محیط است. این ذهن است که اهمیت دارد. واقعیت مسلم آنست که ذهن تمرین داده شده است که غذاهای خاصی را خوشمزه فکر کند. تغذیه میتواند از غذای گیاهی نیز بیهیچ (مزیت) کمتری از گوشت بدست آورده شود. اما ذهن انسانی که خویش را درک کرده است با غذایی که میخورد تحت تأثیر قرار نمیگیرد. به هر حال، به تدریج به گیاهخواری عادت کنید.
Conscious Immortality Conversations with Sri Ramana Maharshi By Paul Brunton and Munagala Venkataramaiah
2 101
تو کجا قرار است بروی؟
هیچ جا.
واقعیت این است که تو این بدن نیستی.
حتی بعد از آنچه که رفتن از اینجا به نظر میرسد،
تو اینجایی و آنجا و همه جا.
تو فقط چیزی هستی که هستی. هیچ تغییری در تو رخ نمیدهد. فقط صحنهها تغییر میکنند.
«خود» تغییر نمیکند، بلکه این جهان در آن حرکت میکند.
#رامانا_ماهارشی
2 101
شاگرد: در این زندگیای که با محدودیتها احاطه میشود آیا من هرگز میتوانم سعادت خویش را درک کنم؟
ماهارشی : آن سعادت خویش همیشه با شما است، و شما او را برای خودتان خواهید یافت اگر با جدیت جستجو میکردید.
علت شوربختی شما در زندگی بیرونی نیست؛ او در شما به عنوان نفس است. شما محدودیتهایی بر خودتان تحمیل میکنید و سپس تلاش بیهودهای میسازید که آنها را متحول کنید.
همیشه ناخشنودی ناشی از نفس است ؛ با او همه دردسر شما میآید. این چه فایدهای برای شما دارد که به اتفاقهای در زندگی علت شوربختیای را نسبت داد که واقعاً در درون خودتان است ؟ چه خوشحالیای میتوانید از پدیدههای بیرون از خودتان به دست آورید؟ وقتی او را به دست میآورید، چقدر دوام خواهد آورد؟
اگر میتوانستید نفس را انکار کنید و او را با نادیده گرفتن او بسوزانید ، شما آزاد خواهید بود. اگر او را بپذیرید، او محدودیتهایی را بر شما تحمیل میکند و شما را در تلاش بیهودهای که آنها را متحول بسازید میاندازد. ...
خویش بودن ، که شما واقعاً هستید ، تنها وسیلهای است که سعادتی که همیشه از آن خودتان است را درک کرد.
Maharshi’s Gospel, P. 52
2 101
ماهارشی : تلاش برای نابودی نفس یا ذهن از راه تمرینهای معنوی دیگری به غیر از تفحص خویش، درست مثل دزدی است که لباس مبدل یک پلیس را به خود گرفته که دزد را بگیرد، که خودش باشد. فقط تفحص خویش میتواند حقیقت را آشکار سازد که نه نفس و نه ذهن واقعاً وجود ندارند، و انسان را توانا میسازد که وجود خویش خالص غیرمتمایز یا مطلق را درک کند.
خویش که درک شده باشد ، چیزی باقی نمیماند که شناخته شود، زیرا او سعادت کامل است، او همه است.
2 101
سؤال: من شما را میبینم که کارهایی میکنید. چگونه میتوانید بگویید که شما هرگز عملها را انجام نمیدهید؟
رامانا ماهارشی : رادیو آواز میخواند و صحبت میکند، اما اگر شما او را باز کنید هیچکس را در داخل نخواهید یافت. به همان ترتیب نیز وجود من مثل فضا است ؛ اگرچه که این بدن مثل رادیو صحبت میکند، هیچکس در داخل به عنوان یک فاعل وجود ندارد.
سؤال : فهم این برای من مشکل است (من شما را می بینم که کارهایی میکنید. چگونه میتوانید بگویید که شما هرگز عملها را اجرا نمیکنید؟) خواهش میکنم آیا میتوانید در اینباره توضیح دهید؟
رامانا ماهارشی : مثالهای مختلفی در کتابها داده میشوند که ما را توانا بسازند تا بفهمیم چگونه فردی که به اشراق رسیده است {Jnani} میتواند بدون ذهن زندگی و عمل کند ، اگرچه که زیستن و عمل کردن نیازمند استفاده ذهن است.
چرخ سفالگر حتی پس آنکه سفالگر بدلیل تکمیل شدن کوزه اقدام به چرخاندن آن نکند به چرخیدن خودش ادامه میدهد . بهمان ترتیب نیز پنکه برقی برای چند دقیقه پس از آنکه ما جریان برق را خاموش میکنیم به چرخیدن ادامه میدهد.
سرنوشت مقدری که بدن فیزیکی را آفرید باعث خواهد شد او از میان هر فعالیتی که برای او به آن منظور بود برود.
اما فرد به اشراق رسیده {Jnani} بدون پندار آنکه او فاعل آنها است همه این فعالیتها را تجربه میکند. سخت است که فهمید این چگونه ممکن است. مثالی که معمولاً داده میشود آنست که فرد به اشراق رسیده بصورتی شبیه به کودکی که از خواب بلند میشود که غذاها بخورد اما روز بعد به خاطر نمیآورَد که او غذا خورد عملها را اجرا میکند.
باید به خاطر آورده شود که همه این توضیحات برای خود فرد به اشراق رسیده نیستند. او میداند و هیچ شکی ندارد. او میداند که او بدن فیزیکی نیست و او میداند که حتی اگر بدن او میتواند در فعالیتهایی مشغول باشد او هیچ کاری انجام نمیدهد.
2 101
"اندیشه میکنی که رهی از زحیر و رنج
اندیشه کردن آمد سرچشمه زحیر"*
#مولانا
*قصد داری تا با فکر و خیال از غم و رنج رها شوی غافل از اینکه خودِ این افکار سرچشمه تمام آن غم و رنج هستند.
زحیر: غم و آزردگی
ادراک حقیقت خویش پیشاپیش در اینجا وجود دارد. وضعیت رها بودن از افکار تنها وضعیت حقیقی است.
#رامانا ماهارشی
Realisation is already there. The state free from thoughts is the only real state.
#Ramana Maharshi
2 101
نیاز نیست تا در آرزوی یک وضعیت جدید یا رسیدن به آن وضعیت باشی. فقط از افکار حال حاضرت رها شو، همین.
باگوان #رامانا ماهارشی
"You need not aspire for or get any new state. Get rid of your present thoughts that is all." –
#Ramana Maharshi.
2 101
مانع نهایی در مدیتیشن حالت وجد و سرور است.
تو سعادت و شادی بزرگی را حس میکنی و میخواهی در آنجا بمانی.
در آنجا نمان، بلکه به مرحله بعدی برو که آرامش بزرگ است.
این آرامش بالاتر از آن وجد است و در سامادهی آمیخته میشود.
#رامانا_ماهارشی
#مدیتیشن
2 101
ذهن با تمرین بهبود مییابد و بهتر میشود درست همانطور که لبتهی تیغ با سابیدن تیز میشود.سپس ذهن بهتر میتواند مشکلات درونی و بیرونی را حل و فصل کند.
باگوان شری رامانا ماهارشی
@hooshmandy
2 101
شاگرد: آیا تلاشهای ما موفق میشوند؟
ماهارشی : درک واقعیت خویش فطرت خودمان است. او چیز تازهای نیست که باید به دست آورده شود. آنچه که تازه است نمیتواند ابدی باشد. بنابراین نیازی برای شک و تردید نیست که آیا انسان خویش را از دست خواهد داد یا بدست میآورد.
