en
Feedback
رامانا ماهارشی

رامانا ماهارشی

Open in Telegram
2 101
Subscribers
No data24 hours
+37 days
+1830 days
Posts Archive
🍃سکوت چیست؟🍃 ✨ قسمت دوم✨ 📚 کتاب "آموزه های ماهارشی" ✨ترجمه "مهران رودسری" 🌱 خوانش "زهره شُکر" 💫با نشر آگاهی ،                    هریک چراغی بیافروزیم 😊💚 #ماهارشی #آموزه_های_ماهارشی @zohreh_shokr

سؤال: آیا خویش فقط شاهد نیست؟ باگوان : " شاهد " فقط وقتی مناسب است که عینیتی آنجا است تا دیده شود. او آنگاه دوگانگی است.حقیقت
سؤال: آیا خویش فقط شاهد نیست؟ باگوان : " شاهد " فقط وقتی مناسب است که عینیتی آنجا است تا دیده شود. او آنگاه دوگانگی است.حقیقت فراتر از هر دوی آن‌ها قرار دارد. در این مانترا (باگوان مانترایی را ذکر می‌کنند) ، واژه شاهد باید به‌عنوان حضور فهمیده شود ، که بدون او هیچ‌چیز نمی‌تواند وجود داشته باشد.... ببینید چگونه خورشید برای فعالیت‌های روزانه ضروری است. اما به هر حال، او جزئی از فعالیت‌های جهان را شکل نمی‌دهد ؛ اما آن‌ها نمی‌توانند بدون خورشید اتفاق بیافتند. او شاهد فعالیت‌ها است. همان‌گونه نیز با خویش است. باگوان : صحبت از "شاهد" نباید به آن تصور هدایت کند که شاهدی وجود دارد و چیز دیگر جدای از او که او مشاهده می‌کند. " شاهد " واقعاً بمعنای نوری است که تماشاگر، تماشا شده و فرایند تماشا را روشنایی می‌بخشد. پیش از، در طول و پس از مثلث تماشاگر، تماشا شده و تماشا، روشنایی وجود دارد. فقط او همیشه وجود دارد. باگوان شری رامانا ماهارشی @nazerarmesh13

آنی که سعادت است خویش هم هست. سعادت و خویش متفاوت و جدای از یکدیگر نیستند بلکه یکی و یکسان هستند. و واقعی فقط آن است. در هیچ‌
آنی که سعادت است خویش هم هست. سعادت و خویش متفاوت و جدای از یکدیگر نیستند بلکه یکی و یکسان هستند. و واقعی فقط آن است. در هیچ‌یک از عینیت‌های بی‌شمار جهان دنیوی هیچ‌چیزی که بتواند خوشحالی نامیده شود وجود ندارد. ... از راه غفلت و نادانی محض است که ما تصور می‌کنیم که خوشحالی از آن‌ها بدست آورده می‌شود. کاملاً برعکس، وقتی ذهن برون‌گرا شود، او سختی و دل‌تنگی را رنج می‌کشد. حقیقت آنست که هر بار که آرزوهای ما برآورده شوند، ذهن که به سرچشمه خودش روی‌گردان می‌شود، فقط آن خوشحالی‌ای را که برای خویش طبیعی است تجربه می‌کند. به همان ترتیب نیز در وضعیت خواب عمیق ، در وضعیت خویش‌آگاهی {Samadhi}، وقتی ضعف و اغماء هست ، وقتی عینیت آرزو شده‌ای به دست آورده شود، یا وقتی زیان بر عینیت غیرقابل آرزویی که در نظر گرفته می‌شود اتفاق بیافتد ، ذهن متوجه درون شده و آن سعادت خویش را لذت می‌برد. باگوان شری رامانا ماهارشی @nazerarmesh13

سانیاس یا ترک دنیا، نادیده گرفتن چیزهای خارجی نیست بلکه نفس است. برای چنین تارُکانی هیچ تفاوتی میان خلوت و زندگی فعال وجود ند
سانیاس یا ترک دنیا، نادیده گرفتن چیزهای خارجی نیست بلکه نفس است. برای چنین تارُکانی هیچ تفاوتی میان خلوت و زندگی فعال وجود ندارد. ... (عارف هندی) واشیشتا می‌گوید: " درست همان‌گونه که یک انسان ، کسی که ذهن او، پرمشغله است ، هشیار از آنچه که در جلوی او اتفاق می‌افتد نیست، درست همان‌گونه نیز عارف، اگرچه که در کار مشغول می‌شود، در پی آن فعال نیست ، زیرا ذهن او بدون طغیان نفس در خویش غرق می‌شود. درست مثل انسانی که بر تختخواب خود خوابیده ، خواب می‌بیند که او سراسیمه بر روی پرتگاهی می‌افتد ، درست همان‌گونه نیز شخص غافلی که نفس او هنوز حاضر است، اگرچه که در خلوت در مدیتیشن عمیق مشغول می‌شود، از آن دست برنمی‌دارد که فاعل همه عمل باشد. " در این فصل گفته می‌شود که سرتاسر زدودن فکر تنها ترک واقعی می‌باشد. " باگوان شری رامانا ماهارشی @nazerarmesh13

سؤال: آیا انسان می‌تواند با روزه گرفتن پیشرفت معنوی کند؟ جواب: روزه گرفتن باید عمدتاً به طور ذهنی [ خودداری از فکرها] باشد. پرهیز از غذا هیچ خوبی‌ای نخواهد داشت ، او حتی ذهن را برآشفته خواهد کرد. شکوفایی معنوی بیشتر با کنترل غذاخوردن خواهد آمد. اما اگر، در طول روزه‌ای از یک ماه ، چشم‌انداز معنوی نگه داشته شده باشد، آنگاه در حدود ده روز پس از شکستن روزه ( اگر او به درستی شکسته شود و با غذا خوردن عقلایی ادامه پیدا کند) ذهن خالص و پیوسته خواهد شد، و بهمین صورت هم باقی می‌ماند. در روزهای اول پس از آمدنم به اینجا، من چشم‌های خودم را بصورت بسته داشتم و آن‌چنان عمیق در مدیتیشن جذب شده بودم که به سختی می‌دانستم که آیا روز است یا شب. من هیچ غذا و هیچ خوابی نداشتم. وقتی در بدن حرکت است، شما به غذا نیاز دارید. اگر شما غذا دارید ، شما به خواب نیاز دارید. اگر هیچ حرکتی نباشد، شما به خواب نیاز ندارید . غذای بسیار کم برای حفظ زندگی کافی است. آن معمول بود که تجربه من باشد . کسی یا دیگری عادت داشت که به من هرگاه که چشم‌های خودم را باز می‌کردم غذای مایعی تقدیم کند . آن، همه آن چیزی بود که من می‌خوردم. اما یک چیز را به خاطر داشته باشید: به جز وقتی که انسان در وضعیتی جذب است که ذهن بی‌حرکت باشد، ممکن نیست که غذا یا خواب را یک‌سره دست برداشت. وقتی که بدن و ذهن در پیگردهای معمولی زندگی مشغول هستند ، اگر شما دست از غذا و خواب بردارید بدن تلوتلو می‌خورد. تئوری‌های مختلفی در رابطه با آنکه یک سالک معنوی چقدر باید غذا بخورد و چقدر باید بخوابد وجود دارند. بعضی می‌گویند که سالم است تا در ساعت ده شب به خواب رفت و در ساعت دو بامداد بیدار شد. آن به معنای آنست که چهار ساعت خواب کافی است. بعضی می‌گویند که چهار ساعت خواب کافی نیست، بلکه باید شش ساعت باشد. او به این ختم شود، که خواب و غذا نباید به افراط کشیده شوند. اگر شما بخواهید یکی از آن‌ها را کاملاً قطع کنید، ذهن شما همیشه به سوی او سوق داده خواهد شد. بنابراین، سالک باید همه چیز را در تعادل انجام دهد. هیچ زیانی در سه یا چهار وعده غذای در یک روز وجود ندارد. اما فقط نگویید " من این گونه از غذا را می‌خواهم و آن‌گونه از غذا را نمی‌خواهم " و از این قبیل. علاوه بر آن، شما این وعده‌های غذا را در دوازده ساعت بیداری می‌خورید در حالی که در دوازده ساعت خواب غذا نمی‌خورید . آیا خواب شما را به رستگاری هدایت می‌کند؟ این اشتباه است که فرض بر آن گرفته شود که بی‌فعالیتی ساده انسان را به رستگاری هدایت می‌کند. باگوان شری رامانا ماهارشی @nazerarmesh13

بی‌تقلایی نتیجه تقلا است " تقلای آگاهانه عمدی ضروری است تا به آن وضعیت بی‌تقلای سکوت نائل گشت. " باگوان شری رامانا ماهارشی @n
بی‌تقلایی نتیجه تقلا است " تقلای آگاهانه عمدی ضروری است تا به آن وضعیت بی‌تقلای سکوت نائل گشت. " باگوان شری رامانا ماهارشی @nazerarmesh13

سؤال: گفته می‌شود که سرتاسر گیتی بازی آگاهی خداوند است و اینکه همه چیز سرشار از برهما است. پس چرا ما باید بگوییم که عادت‌های بد و تمرین‌های بد باید نادیده گرفته شوند؟ رامانا ماهارشی : فرض بگیرید که زخمی در درون بدن انسان هست. اگر شما او را بر فرض آنکه او فقط جزء کوچکی از بدن است نادیده بگیرید، او باعث درد برای سرتاسر بدن می‌شود. اگر او با معالجه معمولی درمان نشود، پزشک باید آمده ، قسمتی را که تحت تأثیر قرار گرفته است با چاقویی قطع کرده و ناخالصی‌ها را از میان بردارد. اگر قسمت بیمار بدن قطع نشود او چرک خواهد کرد. اگر شما او را بعد از عمل جراحی پانسمان نکنید، چرک تشکیل خواهد شد. به همان ترتیب نیز در رابطه با رفتار و سلوک است. عادت‌های بد و رفتار بد مثل زخمی در بدن هستند. باید به هر بیماری‌ای معالجه متناسب با او داده شود. سؤال: پس بنابراین آدم باید به قوانین مرسوم رفتار پایبند بماند؟ جواب: ازآنجایی‌که ملاحظات تجویز شده برای انضباط شخصی (niyamas) تا حد قابل توجهی به انسان کمک می‌کنند، آن‌ها ارزش آن را دارند که پذیرفته شده و دنبال شوند. اما اگر آن‌ها یافته شوند که تمرین عالی‌تر کاوش برای معرفت واقعی را سد می‌کنند، از آن‌ها فوراً به عنوان ناکارا دست بردارید. باگوان شری رامانا ماهارشی @nazerarmesh13

زائری از شری ماهارشی پرسید : زائر : چگونه می‌توان بر ترس وحشتناک مرگ چیره شد؟ باگوان : آن ترس چه زمانی شما را می‌رباید؟ آیا او وقتی که شما بدن خودتان را نمی‌بینید ، بگوییم، در وضعیت خوابِ عمیق بدون رویا ، یا وقتی که تحت تأثیر کلروفرم (ماده بی‌هوشی) هستید می‌آید؟ او شما را فقط وقتی که کاملاً " بیدار" هستید و جهان ، و از جمله بدن خودتان را دریافت می‌کنید تعقیب می‌کند. اگر شما این‌ها را نبینید و خویش خالص خودتان باقی بمانید، همان‌گونه که در وضعیت خواب بدون رؤیا (این‌طور هستید)... ، هیچ ترسی نمی‌تواند شما را لمس کند. اگر شما این ترس را تا خود عینیت، تا فقدان آن چیزی که به او بروز می‌دهد ردیابی کنید ، خواهید یافت که آن عینیت بدن نیست ، بلکه ذهنی است که در او عمل کرده و از راه او محیط اطراف و جهان جذاب به عنوان دیدنی‌ها، صداها، بوها، و غیره شناخته می‌شود. انسانهای زیادی خوشحال می‌بودند که از این بدن بیمار و از همه مشکلات و ناراحتی‌هایی که او برای او می‌آفریند خلاص شوند اگر هشیاری دائمی به او اعطا می‌شد. این هشیاری ، (این) آگاهی است که او می‌ترسد از دست بدهد ، و نه بدن. انسان‌ها به وجود، عشق می‌ورزند زیرا او هشیاری ابدی‌ای است که خود خویش خودشان است. پس چرا همین الان بر آن هشیاری خالص‌ چنگ نینداخت، در حالیکه در بدن و آزاد از همه ترس بود؟ باگوان شری رامانا ماهارشی @nazerarmesh13

ماهارشی : تا زمانی که بدن در نظر گرفته شود، تولد واقعی است. اما بدن، " من " نیست. ... خویش نه زاییده می‌شود و نه می‌میرد. هیچ چیز تازه‌ای وجود ندارد. فرزانگان همه چیز را در خویش و از خویش می‌بینند. هیچ تنوعی در او وجود ندارد. بنابراین نه تولد و نه مرگی وجود دارد. باگوان شری رامانا ماهارشی @nazerarmesh13

شاگرد: برای فرد به اشراق رسیده (jnani)، آنگاه ، هیچ تمایزی میان سه وضعیت‌های (بیداری ، خواب ، و خواب عمیق بدون رویا) ذهن وجود ندارد؟ ماهارشی : چگونه می‌تواند باشد ، وقتی خود ذهن حل شود و در نور آگاهی گم شود؟ برای فرد به اشراق رسیده همه سه وضعیت‌های (بیداری ، خواب عمیق و خواب‌دیدن) به طور برابر غیرواقعی هستند. اما فرد غافل از خویش (ajnani) ناتوان از آنست که این را بفهمد، زیرا برای او معیار واقعیت وضعیت بیداری است، در حالی که برای فرد به اشراق رسیده معیار واقعیت خود واقعیت است. ... این واقعیتِ آگاهی خالص از فطرت خودش ابدی است و بنابراین بطور برابر در طول آنچه که شما بیداری، خواب‌دیدن و خواب عمیق می‌نامید بقا می‌یابد. برای انسانی که با آن واقعیت یکی است، نه ذهن و نه سه وضعیت‌های خودش وجود ندارند، و بنابراین، نه درون‌گرا است و نه برون‌گرا . وضعیت او وضعیت همیشه بیداری است، زیرا او برای خویشِ ابدی بیدار است؛ وضعیت او وضعیت همیشه خواب‌دیدن است، زیرا برای او جهان به‌هیچ‌وجه بهتر از پدیده‌ای از رؤیای خواب که بطور مکرر ارائه شود نیست؛ وضعیت او وضعیت همیشه در خواب است ، زیرا او در تمام اوقات بدون آگاهی " من – بدن – هستم" است. باگوان شری رامانا ماهارشی @nazerarmesh13

واقعیت خیلی ساده فقدان نفس است. نفس را با جستجوی هویت خودش نابود کنید. چونکه نفس هیچ عینیتی ندارد او به‌طور خودکار محو خواهد
واقعیت خیلی ساده فقدان نفس است. نفس را با جستجوی هویت خودش نابود کنید. چونکه نفس هیچ عینیتی ندارد او به‌طور خودکار محو خواهد شد و واقعیت بوسیله خودش خواهد درخشید. این روش مستقیم است، در حالی که همه روش‌های دیگر فقط با نگهداری نفس انجام می‌شوند. در آن طریق‌ها ، این‌همه شک‌های بسیار زیادی برمی‌خیزند و پرسش ابدی " من کیستم؟ " باقی می‌ماند تا در نهایت از عهده آن بر آمد. اما در این روش، پرسش نهایی تنها پرسش است و او از ابتدا برمی‌خیزد. هیچ تمرین‌های معنوی‌ای برای اشتغال در این جویش ضروری نیستند. هیچ رازی بزرگ‌تر از این نیست – که واقعیتی بود که ما جستجو می‌کنیم تا او را بدست آوریم. ما فکر می‌کنیم که چیزی وجود دارد که واقعیت ما را پنهان می‌سازد و اینکه او باید نابود شود پیش از آنکه واقعیت بدست آورده شود. این مضحک است. روزی خواهد رسید که شما بر تلاش‌های گذشته خودتان خواهید خندید. آنی که در روزی که بر او می‌خندید خواهد بود اینجا و اکنون هم هست. باگوان شری رامانا ماهارشی @nazerarmesh13

شاگرد: اگرچه که من به توضیح ویژگی‌های تفحص خویش با چنین جزئیات شگرفی گوش فرا داده‌ام ، ذهن من حتی کمی از آرامش را هم بدست نیا
شاگرد: اگرچه که من به توضیح ویژگی‌های تفحص خویش با چنین جزئیات شگرفی گوش فرا داده‌ام ، ذهن من حتی کمی از آرامش را هم بدست نیاورده است. دلیل برای این چیست؟ ماهارشی : دلیل ، نبود قدرت یا وضوح ذهنی است. شاگرد : دلیل برای این نبود قدرت ذهنی چیست؟ ... ماهارشی : ابزاری که انسان را برای تفحص خویش واجد شرایط می‌سازند مدیتیشن، یوگا، و غیره هستند. انسان باید مهارت را در این‌ها از راه تمرین تدریجی به دست آورد ، و بدین ترتیب جریانی از حالت‌های ذهنی را که طبیعی و مفید هستند تأمین کند. وقتی ذهنی که به این صورت بالغ شده باشد، درباره این تفحص بشنود، او به یک‌باره فطرت واقعی خودش را که خویش است درک خواهد کرد، و در آرامش کامل ، بی‌آنکه از آن وضعیت منحرف شود باقی می‌ماند. برای ذهنی که بالغ نشده باشد، درک فوری و آرامش سخت هستند که از راه شنیدن درباره تفحص بدست بیایند. اما، اگر انسان ابزار برای کنترل ذهن را برای مدتی تمرین کند ، در نهایت صلح ذهن می‌تواند بدست آورده شود. باگوان شری رامانا ماهارشی @nazerarmesh13

پرسشگر: باگوان، من مارتین هستم. به اینجا آمدم تا از شما یاد بگیرم که چطور می‌توان بدون رنج و بدبختی زندگی کرد. چطور چنین چیزی
پرسشگر: باگوان، من مارتین هستم. به اینجا آمدم تا از شما یاد بگیرم که چطور می‌توان بدون رنج و بدبختی زندگی کرد. چطور چنین چیزی ممکن است؟ من کی از تمام این رنج‌ها رها خواهم شد؟ باگوان #رامانا ماهارشی: هنگامی‌که متوجه شوی که هیچ مارتینی اصلاً وجود ندارند. مارتین: متوجه نمی‌شوم ممکن است بیشتر توضیح دهید؟ رامانا ماهارشی: شما خودتان را فردی به نام مارتین تصور می‌کنید که مشغول زندگی کردن است؛ اما در حقیقت فقط زندگی است که وجود دارد، فقط آگاهی است که وجود دارد، فقط خویش است که وجود دارد و چیزی بیرون یا جدا از آن اصلاً وجود ندارد. Questioner: "I am Martin. I came here to learn from you how to live without any misery. How is that possible? When will I be free from all suffering?" #Ramana Maharshi : "When you realize that Martin do not exist." Martin: "I don't understand. Can you elaborate, please?" Ramana Maharshi: "You imagine yourself to be an individual entity named Martin who is living life. In reality, there is only Life itself, only Consciousness, only the Self, and nothing is outside or apart from that.

سؤال: اگر من بدن نیستم چرا برای اثرات عمل‌های خوب و بد خودم پاسخگو هستم؟ رامانا ماهارشی : اگر شما بدن نیستید و تصور " من فاعل
سؤال: اگر من بدن نیستم چرا برای اثرات عمل‌های خوب و بد خودم پاسخگو هستم؟ رامانا ماهارشی : اگر شما بدن نیستید و تصور " من فاعل هستم " را ندارید اثرات عمل‌های خوب یا بد شما بر شما تأثیر نخواهند گذاشت. چرا درباره عمل‌هایی که بدن انجام می‌دهد می‌گویید " من این را انجام می‌دهم" یا " من آن را انجام دادم"؟ تا زمانی که خودتان را مثل آن با بدن مشخص کنید شما با اثرات عمل‌ها تحت تأثیر قرار می‌گیرید، به‌عبارتی دیگر، در حالی که خودتان را با بدن هم‌هویت می‌کنید اثرات عمل‌های خوب و بد را ...جمع‌آوری می‌کنید. سؤال: اما از آنجایی که من بدن نیستم من واقعاً برای اثرات عمل‌های خوب یا بد پاسخگو نیستم. جواب: اگر نیستید، چرا خودتان را درباره پرسش به زحمت می‌اندازید؟ باگوان شری رامانا ماهارشی @nazerarmesh13

این ممکن است که همه عمل‌های زندگی را بدون تعلقِ‌ خاطر انجام داد و فقط خویش را به عنوان واقعی در نظر گرفت. این اشتباه است که ف
این ممکن است که همه عمل‌های زندگی را بدون تعلقِ‌ خاطر انجام داد و فقط خویش را به عنوان واقعی در نظر گرفت. این اشتباه است که فرض گرفته شود که اگر انسان در خویش ثابت گشته باشد وظیفه‌های انسان در زندگی به صورت مناسبی اجرا نخواهند شد. او مثل یک هنرپیشه است. هنرپیشه گریم می‌کند و بازی می‌کند و حتی نقشی را که بازی می‌کند احساس می‌کند، اما او واقعاً می‌داند که او آن شخصیت نیست بلکه کسی دیگر در زندگی واقعی است. به همان ترتیب نیز وقتی که به طور قطعی درک کنید که شما بدن نیستید بلکه خویش هستید چرا باید آگاهی بدن یا احساس آنکه " من – بدن – هستم" مزاحم شما شود؟ هیچ چیزی که بدن انجام ‌دهد نباید شما را از سکونت در خویش متزلزل سازد. چنین سکونتی (در خویش) هرگز با ادای مناسب و مؤثر هر تکالیفی که بدن دارد دخالت نخواهد کرد ، بیشتر از هنرپیشه‌ای که هشیار از موقعیت واقعی خودش در زندگی باشد تا آنکه با نقش یک بازی او بر روی صحنه دخالت بکند. از کتاب Timeless In Time:The Autobiographical Writings of Sri Ramana Maharshi نوشته A. R. Natarajan @nazerarmesh13

سؤال: آیا ثواب، عقاب را فرو می‌نشاند؟ رامانا ماهارشی : مادامی که حس " من انجام می‌دهم " آنجا است، انسان باید نتیجه عمل‌های خودش را تجربه کند، چه آن‌ها خوب باشند یا بد. چگونه ممکن است که عملی را با عمل دیگر پاک کرد؟ وقتی حس آنکه " من انجام می‌دهم " از دست برود، چیزی بر یک انسان تأثیر نمی‌گذارد. تا زمانی که انسان خویش را درک کند، حس آنکه " من انجام می‌دهم " هرگز محو نخواهد شد. برای انسانی که خویش را درک کند کجا نیاز برای ذکر هست؟ کجا نیاز برای ریاضت‌های معنوی هست؟ بسبب نیروی سرنوشت زندگی ادامه پیدا می‌کند، اما کسی که خویش را درک ‌کرده است برای چیزی آرزو نمی‌کند. سرنوشت روزمره از سه دسته است ، زندگی‌ای که به‌طور شخصی آرزو می‌شود، زندگی‌ای که بدون آرزو است و زندگی‌ای که ناشی از آرزوهای دیگران است. برای کسی که خویش را درک کرده است، زندگی با آرزوهای شخصی وجود ندارد اما دو دسته دیگر ، زندگی بدون آرزو و زندگی ناشی از آرزوی دیگران باقی می‌ماند. هر آنچه که یک انسان روشن‌ضمیر انجام می‌دهد فقط برای دیگران است. اگر چیزهایی هستند که باید به وسیله او برای دیگران انجام شوند، او آن‌ها را انجام می‌دهد اما نتیجه‌ها بر او تأثیر نمی‌گذارند. هر عمل‌هایی باشند که به وسیله چنین انسان‌هایی انجام شوند، هیچ صواب و هیچ عقابی که به آن‌ها بچسبد وجود ندارد. بلکه آن‌ها فقط آنچه که بر اساس معیار جهان مناسب پذیرفته می‌شود را انجام می‌دهند ، و نه چیزی دیگر. آنانی که می‌دانند که آنچه که به وسیله آن‌ها باید در این زندگی تجربه شود فقط آنچه که همواره در سرنوشت آن‌ها تعیین می‌شود، هرگز بوسیله آنچه که باید تجربه شود احساس ناراحتی نمی‌کنند. بدانید که همه تجربه‌های انسان بر دوش او انداخته خواهد شد چه انسان آن‌ها را بخواهد یا نخواهد. باگوان شری رامانا ماهارشی @nazerarmesh13

🍃تنها مانع ذهنه🍃 ✨ قسمت اول✨ 📚 کتاب "آموزه های ماهارشی" ✨ترجمه "مهران رودسری" 🌱 خوانش "زهره شُکر" ❓پرسش:  یه شخص ازدواج کرده که مسئولیت‌های خانوادگی داره چطور میتونه به سمت آزادی حرکت کنه؟ 💫با نشر آگاهی ،                    هریک چراغی بیافروزیم 😊💚 #ماهارشی #آموزه_های_ماهارشی @zohreh_shokr

اگر ذهن را کنترل کنیم دیگر اهمیتی ندارد که کجا زندگی میکنیم. باگوان شری رامانا ماهارشی @nazerarmesh13
اگر ذهن را کنترل کنیم دیگر اهمیتی ندارد که کجا زندگی میکنیم. باگوان شری رامانا ماهارشی @nazerarmesh13

زائری اشاره کرد که این از بازی ظالمانه خدا است که شناخت خویش را این‌قدر سخت میسازد. باگوان : (خنده‌کنان) – شناختنِ خویش، بودنِ خویش است ، و بودن به معنای وجود – خود وجود انسان است، که هیچ‌کس انکار نمی‌کند ، بسیار بیشتر از آنکه انسان چشم‌های خودش را انکار کند، اگرچه که او نمی‌تواند آن‌ها را ببیند. ... دردسر با آرزوهای خودتان قرار دارد که خویش را به صورت مادی و خارجی تصور می‌کنید ، به همان صورتی که وقتی آینه‌ای را جلوی چشم‌های خودتان قرار می‌دهید آن‌ها را بصورت مادی و خارجی تجسم می‌کنید. شما آن‌چنان به آن عادت کرده‌اید که بصورت مادی و خارجی تصور کنید که معرفت خویش را از دست داده‌اید ، خیلی ساده به خاطر آنکه خویش نمی‌تواند مادی و خارجی تصور شود. چه کسی هست که خویش را بشناسد؟ آیا بدن بی‌جان می‌تواند او را بشناسد؟ شما در تمام طول وقت از " من "، " من "، " من " صحبت کرده و فکر می‌کنید، اما وقتی پرسیده می‌شوید شناخت او را انکار می‌کنید. شما خویش هستید، اما می‌پرسید که چگونه خویش را شناخت. پس بازی خدا کجا است و ستم خودش کجا است؟ به خاطر این انکار خویش بوسیله مردم است که متون مقدس از قدرت توهم، بازی خدا، و غیره صحبت می‌کنند. باگوان شری رامانا ماهارشی @nazerarmesh13

شاگرد: هنگام مدیتیشن انسان باید به چه چیزی فکر کند؟ باگوان : مدیتیشن چیست؟ او تعلیق فکرها است. شما با فکرهایی که یکی پس از دی
شاگرد: هنگام مدیتیشن انسان باید به چه چیزی فکر کند؟ باگوان : مدیتیشن چیست؟ او تعلیق فکرها است. شما با فکرهایی که یکی پس از دیگری هجوم می‌آورند آشفته می‌شوید. بر یک فکر چنگ بیندازید به ترتیبی که فکرهای دیگر به بیرون انداخته شوند. ... تمرین پیوسته قدرت مورد نیاز ذهن را می‌دهد که در مدیتیشن مشغول بود. مدیتیشن براساس میزان پیشرفت جوینده معنوی فرق می‌کند. اگر انسان برای آن آماده است او می‌تواند مستقیماً بر متفکر بچسبد؛ و متفکر به طور خودکار در سرچشمه خودش نزول خواهد کرد، که هشیاری خالص است. اگر انسان نتواند مستقیماً بر متفکر بچسبد، او باید بر خدا مدیتیشن کند ؛ و همان شخص به مرور زمان به اندازه کافی خالص خواهد شد که بر متفکر بچسبد و در آن وجود خالص نزول کند. باگوان شری رامانا ماهارشی @nazerarmesh13