245
Subscribers
No data24 hours
+57 days
+930 days
Posts Archive
245
... ساندرا سیمپ¬سون ، هایکونویس نیوزیلندی نوشته :
Sandra Simpson
لُخت و عور
ایستاده زیر مهتاب،
مزه¬یِ گلابی
در این هایکو، جایگزینی حواس اتفاق افتاده
Synesthesia
حسِ دیداری جای خودش را به حس چشایی داده است ، ضرب المثل( با دیدنش دهانش آب افتاد) را شنیده اید؟
245
.....
عالجناب راهبِ اعظم
میانِ دشت های پژولیده
رفعِ حاجت می کند
این هایکو را یوسا بوسون در قرن هجدهم در رابطه با راهب اعظم نوشته ، که به دلایلی من آن را کمی تغیر می دهم !
عالجناب راهبِ اعظم
میانِ سبزه های نورَس
رفعِ حاجت می کند
245
کیوکا چیست؟
برای چیستی کیوکا، به نمونه¬ای از شعر طنزآمیز کیوکا اشاره می¬کنم، که بعضی از این شعرها اروتیک خالص است و ترجمه آنها کمی مشکل¬آفرین است.
در یوشیوارا
زنان در نمایشِ مَتاعِ خود
با فرارسیدن غروب،
شکوفه¬ها می¬درخشند میانِ هَیاهو
از ناقوس¬های شب
دو سطر اول زنان محله¬های تفریحی یوشیوارا(روسپی¬خانه¬ها) در قرن هفدهم را با بکاربردن زبان عامیانه توصیف می¬کند، در حالی که بقیه سطرها کاملاً کلاسیک و از سنت واکا وام گرفته است.این کیوکا روسپی¬خانه را به منظره¬ای زیبا و فصلی تبدیل کرده. مانند بسیاری از کیوکاها، تأثیرات طنزآمیز آن با قراردادن چیزی معاصر، مبتذل یا معمولی در یک زمینه زیبا و نئوکلاسیک ظاهر می-شود. به طور معمول، یک شاعر کیوکا با استفاده از زبان عامه به موضوع کلاسیک میپردازد یا برعکس، با استفاده از واژه¬های آرکائیک یا دیدگاه کلاسیک به موضوعی معاصر (مانند محلههای این چنینی) نزدیک میشود و دو نقش دارد:یکی،معنای یک شعر کلاسیک معروف را تغییر میدهد و در نتیجه متن اصلی را به متنی مبتذل تبدیل میکند، و همزمان موضوعی معاصر و مبتذل را در کنار موضوعی زیبا و کلاسیک، به حسی زیبا ارتقا می¬دهد. در واقع شعر کیوکا دو وجهی است، بستگی به دیدگاه خوانشگر است.
245
این سِن¬ریو در ایران و در بین ( بادمجان دورِ قاب¬چین¬ها )سابقه طولانی و آشنایی دارد، واقا که کارِ شاقی است !
245
مصاحبه با دکتر آکیتو آریما،پروفسور فیزیک اتمی و استاد هایکو که دو سال پیش از دنیا رفت،
توسط اِمیکو میاشیتا و رابرت ویلسون
س) علاوه بر بدیهیات، هایکو چیست؟
ج) هایکو یک دیالوگ است.
س) چرا واژه¬های فصلی« کیگو» مهم هستند؟
ج) زیرا انسان و کل طبیعت در کنار هم زندگی کرده و می¬کنند.
س) یک زوج تحصیل¬کرده اروپایی که اخیراً با یکی از دوستانم صحبت می¬کردند، در مورد هایکو چنین می¬گفتند: "متأسفم که می¬گویم هایکو کار زیادی برای ما انجام نمی¬دهد. آنها چیزی جز مشاهده طبیعت نیستند... "
پاسخ شما چیست؟
ج) به نظر می¬رسد افرادی که عمق طبیعت را نمی¬دانند چنین می¬گویند.
س) چگونه هایکو برای عموم مردم قابل دسترس¬تر از شعرهای طولانی و سبک غربی است؟
ج) شاید بتوان گفت در بسیاری از موارد موضوع اشعار سبک غرب، عشق یا فلسفه انسانی است. در حالی که چنین موضوعاتی به فرم طولانی¬تری نیاز دارند، هایکو که عمق یا زیبایی طبیعت را از طریق شهود شخص به تصویر می¬کشد، می¬تواند کوتاه بماند. این کوتاهی ویژگی بارز هایکو است.
حدود یک میلیون شاعر هایکو در ژاپن وجود دارد. هایکو در خارج از ژاپن نیز محبوب شده است. علاوه بر این که همه ما با طبیعت و در طبیعت زندگی می¬کنیم، فکر می¬کنم کوتاه بودن آن رمز دستیابی به هایکو در بین عموم مردم است.
س) هنگام نوشتن هایکو به دنبال چه چیزی هستید؟
ج) سعی میکنم حس¬ها و احساسات «چهارتایی» ها را به تصویر بکشم:
در یک سال - چهار فصل
در یک ماه - چهار مرحله طلوع تا زوال ماه
در یک روز - صبح، بعد از ظهر، عصر و شب
س) ارزشمندترین درسی که در حین مطالعه زیر نظر استادتان، سِیسون یاماگوئیچی، آموخته¬اید، چیست؟
ج) احترام به حقیقت، فضیلت و زیبایی.
س) چه توصیه¬ای برای کسانی که در نوشتن هایکو تازه¬کار هستند دارید؟
ج) طبیعت را دوست داشته باشید و مردم را دوست داشته باشید.
مصاحبه با ایمیکو میاشیتا
توسط رابرت ویلسون
سوال:شما هایکو را زیر نظر استاد هایکوی ژاپنی دکتر آکیتو آریما آموخته¬اید. او چه تأثیری بر نویسندگی شما داشته است؟ چه تاثیری بر زندگی شما به عنوان شاعر داشته است؟
پاسخ:
دکتر آریما به من آموخت که فرم هایکو فقط می¬تواند حاوی تعداد محدودی کلمه باشد. بنابراین مناسب بود که به زیبایی جهانی که در آن زندگی می¬کنیم بپردازیم و شاعران باید اجازه دهند موضوعات پیچیده¬تر در تانکا یا دیگر اشکال شعر نوشته شود. وقتی هایکو می¬نویسم، سعی می¬کنم آن را ساده، دقیق و دلنشین (برای خوانندگان) کنم، زیرا هایکو تنها زمانی می¬تواند وجود داشته باشد که خواننده/یا کسی را داشته باشد که آن را با او به اشتراک بگذارد.
من هایکو را در یک گروه هایکونویس می¬نویسم، و بنابراین نمی¬توانم هایکویی بنویسم که بیش از حد خودخواهانه یا دارای خودشیفتگی بیش از حد باشد. هایکوی من برای خوانندگان است و این شامل من به عنوان یک خواننده نیز می¬شود. دکتر آریما، با این¬حال، هایکوهای تاثیرگذار زیادی در مورد درد، عذاب و ناراحتی خود دارد، و در عین حال آنها را به تصاویر زیبایی تبدیل کرده است.
در هایکوی ژاپنی، واژههای فصلی «کیگو» داریم که نه تنها واژههای منتخب معمول فصلها هستند، بلکه انباشتهای از بیش از یک هزار سال شعر ما در ژاپن هستند.
با استفاده از این کیگو می¬توانیم احساس لذت، درد و عذاب را با یک سطر ساده منتقل کنیم.
245
چرا یکی از گیلاس¬های مشروب نیمه¬پُر است، و یکی دیگر خالی است؟کدامیک از این دو نمی¬خواسته، که به قول معروف مشروب«آن¬چنان را آن¬چنان¬تر» کند؟
نایا این هایگا را نقاشی و نوشته است، یک نسل پنجمی بومی کالیفرنیا است، در خانه¬ای روستایی در دره ساکرامِنتو بزرگ شد و در کالج دانشگاه پلی¬تکنیک ایالتی کالیفرنیا در سن لوئیس تحصیل کرد. شعر و هایگای نایا در سراسر جهان در مجلات چاپی، کتاب¬ها، گلچین¬ها، مجلات الکترونیکی، مجلات و خبرنامه¬ها منتشر شده است.
245
هایکو در مجارستان
به نظر می¬رسد که هایکو در اروپای شرقی و خصوصا مجارستان، طرفداران بی¬شماری دارد، هایکونویسان مجار این نوع شعر را بومی کرده¬اند، که ویژگی¬های آن بین شعر کوتاه و هایکو در نوسان است.اغلب هایکوهای مجار بوی اعتراض دارد، چون در ایامی نوشته شده است که اروپای شرقی هنوز در بلوک شرق و کمونیسم اداره میشد.
البته هایکوی اروتیک نیز زیاد نوشته شده است، که در اینجا از ذکر آنها معذورم !
...
صبحی خلوت و تنها
گل¬برگ¬های نیلوفرِ آبی
شبنم¬پوش از اندوه
(آدریِن سیفرا)
...
روی دربِ آدمیانِ فقیر
فقط باد به داخل سَرَک می¬کِشد
چیزی به بیرون نمی¬وزد
(آدریِن سیفرا)
....
اینجا ظاهر می¬شود
یک اژدهای چهار و نیم سر
چه اشتباهی کردیم؟
(فارکاش کیرای)
...
در سطل ظرف¬شویی
ظروف تَلَنبار شده روی هم
مثلِ سال¬های پوچِ ما
(گابور کوواچ)
...
سنگِ قبرهای قدیمی
نام¬های ناخوانای کَسان
سربازانِ نوجوان
(لایوس فلیکس فنیوسی)
...
به سایهء تن¬اَت خیره¬اَم
که امروز پرید روی دیوار،
با دو دختر می¬خوابم
(آکوش فودور)
...
تو را برهنه می¬کنند
این دو برادر هستند،
عشق و مرگ
(ایمرِه فابیان)
...
من بی¬تو هستم: خودم
مثلِ زن¬هایی که در دوش
نوکِ پستانشان بُریده
(ریما دالوش)
.....
در دستِ گدا
چهرهء آفتاب¬سوختهء پدربزرگم
یک تکه نانِ سیاه
(آتیلا سِپِشی)
...
گاهی در رویاهای¬مان
درختان پُرشکوفه به تو
نجوا می¬کنند: آزادی!
(یوژِف اوتاشی)
...
آستانه به آستانه
کسی یارای وارد شدنش نیست
نه حتی امید
(آگنس گرگوری)
...
دود از آشویتس،
اِستِغاثه و بوی ادرارِ موش
همه به آسمان رفتند
(بِلا یانکی)
