چهرداد
Open in Telegram
کانالی رسمی مسعود طاهری برای اطلاعات، فیلمها و مباحث فرهنگی، علمی و فلسفی
Show moreIran504 498The category is not specified
245
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
245
ملاحظات مستند ساختن و مستند دیدن در ایران
در خصوص آثار مستند ما باید چند مساله را در ایران باید مدنظر داشته باشیم، برخی از اینها مشکلات و معضلات تولید مستند و عدم درک آنها توسط مخاطب است و برخی مشکلات خود مخاطب برای تماشای مستند است :
نکته اول این است که ما برای ساخت مستند با کیفیت مشکل بودجه داریم، در جامعه فعلی که همه چیز با قیمت دلار محاسبه میگردد، بودجه آثار مستند در ایران در قیاس با تراز جهانی آن یک قیاس معالفارق است، وقتی دستمزد یک روز تصویربردار در دنیا چیزی حدود 1000 تا 2000 دلار است، در حالیکه در ایران صفر تا صد بودجه تولید یک قسمت مستند تلویزیونی (یعنی پژوهش، پیشتولید، تصویربرداری، اجاره وسایل، تدوین، کارگردانی، صداگذاری، اصلاحرنگ، شامل تدارکات و حمل و نقل و...) چیزی حدود 600 الی 700 دلار در نظر گرفته میشود، سوال این است که چگونه میشود یک اثر نه در تراز جهانی که حتی محلی و منطقهای تولید کرد؟ بنابراین آنچه تولید میشود ـ گذشته از، ازخودگذشتگیهای مستندسازان ایرانی که از سر دلسوزی مدام از جیب هزینه میکنند ـ در حد همین مقدورات تولیدی است که در اختیار سازنده قرار دادهاند. وقتی شما براساس این بودجه فقط دو روز حق تصویربرداری دارید و آن هم به برخی از جماعت ناز قمیشدار علما و اساتیدی برمیخورید که ناگهان مصاحبه را لغو میکنند، چگونه میتوان با فارغ بال یک اثر با کیفیت هنری تولید کرد؟ اینکه عدهای روی مبل مینشینند و در صفحات مجازی کامنت میگذارند که چرا با دکتر نصر در دانشگاه جرج واشنگتن مصاحبه نشده، چرا با فلان بزرگ مصاحبه نشده، آدم احساس میکند که گویی این افراد در کهکشان دیگری زندگی میکنند. مصاحبه با فردی مانند دکتر نصر حداقل ده هزار دلار هزینه میخواهد تازه با وجود محدودیت ورود ایرانیان به آمریکا در این زمینه هم اما و اگر است. نکته دیگر در این خصوص این است که قاطبه جامعه امروز ایرانی برای هر چیزی حاضر است هزینه کند، جز مستند دیدن. حتی قشر مرفه حاضر است در سبد فرهنگیاش برای کتاب، تئاتر، فیلم سینمایی داستانی هزینه کند اما برای دیدن فیلم مستند خیلی حاضر نیست هزینهای بپردازد و دوست دارد به صورت رایگان آن را تماشا کند. لذا شما به عنوان سازنده اثر مستند در حد همین مقدورات توان تولید دارید.
مشکل دوم دقیقا از انتهای همین مشکل اول آغاز میشود، سرمایهگذار اصلی ساخت مستند در ایران بیشتر نهادهای حکومتی و صداوسیما هستند که کاملا حاکمیتی هستند و در چارچوب اهداف خود از یک پروژه حمایت و در ادامه بر آن نظارت میکنند. برخی از این نهادها به خاطر برخی ملاحظات توجیهپذیر یا توجیهناپذیر، قوانین و به خصوص ممیزیهای سخت و بعضا سلیقهای فلان مدیر را هم دارند که کار را سختتر میکند، یعنی مستندساز میرود با هزار جان کندن کاری را آماده میکند ممیز یا مدیر به راحتی میگوید این بخش را حذف کن یا تغییر بده و هزار گرفتاری به وجود میآورد. بنابراین شما اگر اثری تولید میکنید باید در حیطه چارچوبهای سازمانی نهاد حمایتکننده اثر باشد که این چارچوبها هر روز محدودتر هم میشود.
نکته بعدی محدودیت زمانی است که سازنده اثر با آن مواجه است، محدودیت زمانبندی ساخت پروژه که گاه کمتر از سه ماه است و محدودیت زمانی دیگر به لحاظ مدت زمانی یا اصطلاحا (duration) خود اثر،
در خصوص بخش اول یعنی زمانبندی پروژه برخی از افرادی که سرشناس هستند برای چهار ماه بعد وقت دارند که ممکن است با شما مصاحبه بکنند یا نکنند و اصلا هم برایشان مهم نیست که پروژه شما چه سرانجامی خواهد داشت. نکته بعدی در خصوص (duration) اثر هم این است که اولا همه بحثها در مورد یک موضوع را نمیتوان وارد یک مستند کرد و ثانیا هر بحثی هم که به آن پرداخته میشود بهصورت خیلی مجمل میتوان به آن پرداخت و مانند کتاب در اثر مستند مجال بحث مفصل در باب موضوعات نیست، اساسا باید این نکته را در نظر داشت وظیفه هنر و از جمله فیلم مستند تعلیم نیست تذکار است، هرکسی بیشتر میخواهد در باب مسالهای بداند، آستین همت را بالا بزند و برود بیشتر مطالعه کند. برخی از افراد فلیسوف و عارف اینقدر بزرگ هستند، مثلا در 40 دقیقه نمیشود در باب تمام وجوهشان صحبت کرد لذا فیلمساز ناگزیر به گزینش موضوعات بحث است.
245
در خصوص برخی بازخوردهای محتلف در مورد مستندهای "جلالالدین"، "نجمالدین" و "محیالدین" مطلب ذیل که در روزنامه ایران به قلم بنده منتشر شده در اینجا صورت مفصل تر به اشتراک گذاشته میشود
👇👇👇👇
245
این کانال تلگرامی از اوایل ساخت پروژه "شرقی" (پرتره توشیهیکو ایزوتسو) بهمنظور اطلاع رسانی پیرامون اخبار پروژه "شرقی" که از ابتدا نام دیگری (:مردی از سرزمین آفتاب) داشت در نظر گرفته شد. اما از آنجایی که پروژه بعدی بنده یعنی "مستشرق" (پرتره هانری کربن) هم کاملا به همان پروژه "شرقی" متصل و مرتبط بود، اطلاع رسانی آن پروژه هم از همین کانال ادامه یافت. از آنجا که دیدم پروژههای بعدی بنده هم در ادامه همان دو پروژه "شرقی" و "مستشرق"، لذا ابتدا با تغییر نام کانال به یک عنوان کلی که خیلی به این نام علاقمندم: چهرداد که همان نسک گمشده اوستا است که حاوی موضوعات فرهنگی مطرح بود، سعی شد که مطالب تداوم داشته باشد، اما از پایان سال ١٣٩٨ و با شروع پاندمی کرونا که از خرداد سال ١٣٩٩ بنده نیز سخت درگیر آن شدم و تا پای دیدار ملک الموت پیشرفتم تقریبا همه چیز بهم ریخت و خاموشی سهمگینی که هم برمن و هم بر کارهایم سایه انداخت، به ناگزیر بر مطالب این کانال هم سایه انداخت.
با آغاز سال ١۴٠١ که من پروژههای مرتبط و متصلم با پروژههای قبلی را آغاز کردم از بارگذاری مطالب مرتبط با آنها در این کانال غفلت شد.
هر چند هنگام بازگشت از انجام تصویربرداری پروژه آقای دکتر امیرمعزی - که نام اولیه "رستگاری در خیابان سن میشل" را داشت - در پاییز سال ١۴٠١ با اتفاقاتی که در پاییز آن سال روی داد و جوی که ایجاد شد، باز تا ماهها دیگر دل و دماغی برای اشتراکگذاری اخبار پروژههای در حال ساختم در من ایجاد نشد. تدوین پروژه آقای امیرمعزی هم همچنان در تعلیق ماند و دو پروژه دیگری که از آن زمان به صورت همزمان و موازی در حال انجام بود یکی ( همین چهار قسمت مربوط به مجموعه مستند چونان سرو) - که اعلامیههای پخششان در بالا درج شده - به صورت کامل و نسخه سینمایی پروژه الکافی اتمام یافتهاند، اما بحث اصلی آن زنجیره کارهایی که در حال انجامشان بودم و هستم همچنان باز مانده، هر چند فصلهایی به پایان میرسد و فصلهای جدید ایجاد میشود، اما این زنجیره همچنان تا حال ادامه دارد و از آینده البته خبری ندارم.
من از سال ١٣٧۴ به عنوان دستیار کارگردان به حرفه فیلمسازی وارد شدم و از سال ١٣٨٢ به عنوان کارگردان و از سال ١٣٨۴ به عنوان تهیهکننده مشغول به فعالیت هستم. از همان سالها آثار مستند و داستانی مختلفی را ساختم، اما روند فیلمسازیم از سال ١٣٩٣ با پروژه ایزوتسو کاملا تغییر کرد و این پروژه چه به لحاظ فرم و چه به لحاظ رویکردهای حرفهای و محتوایی نقطه عطفی در کارهایم به شمار میرود. از حدود همان سال تاکنون که این کانال ایجاد شد تا به اکنون شاید نزدیک به ٣٠٠ الی ۴٠٠ ساعت راش مصاحبه از اساتید و بزرگان مختلف جهان ضبط کردم و در آرشیو خود افزودم که اگر فرصت مهیا شود گوشه ای از آنها را در همین کانال در کنار برخی توضیحات مهم به حول و قوه الهی ارائه خواهم کرد. مطالبی که به عنوان دادههای جدید گاه میتواند نتیجهگیریهای ما را در خصوص بعضی مسائل عوض کند. لذا باید گفت از این پس این کانال رسمی اینجانب مسعود طاهری است که مطالب به خصوص حرفهای ام را در آن با شما دوستان همراهم به اشتراک خواهم گذاشت.
گویی که آمده ام تارعنکبوتها و گرد وبارها را گرفته ام و این خانه را نو نوار کردم. توکل برخدا
