en
Feedback
✍شعر نویس

✍شعر نویس

Open in Telegram

برای یه حال خوب کنار هم باشیم⁦♡ برای اومدن روزای قشنگ تر ⁦◉⁠‿⁠◉⁩ برای بهتر شدن حال هممون ❤️

Show more
Buy Ad
1 689
Subscribers
No data24 hours
-57 days
-5730 days
Posts Archive
Samira Karzan Mojiza.mp38.94 MB

Repost from N/a
تۆم دەوێت ، نە پێویستم بە باوەشی هیچ کەسێکە نە موحتاجی هیچ ئەوینێکم نە ئارەزومە لەگەڵ ھیچ کەسێك بم نە کەسێکم هەیە خەمڕەوێنم بێت تۆم دەوێت ، لە غیابتا بێ کەڵکترین مرۆڤم تۆم دەوێت چونکە  کە تۆ نیت نە خۆم هەم, نە هەست بە هەبوونی هیچ کەسێك ئەکەم هەبوونی تۆ بۆ من باوەش و ئەوینە ،وجوودە خەم ڕەوێنی منە...♥️

یک جایی تو کتاب صد سال تنهایی میگه: «میدونم که تصمیم درستی گرفتم،ولی کاش تصمیم درست این نبود»

Repost from N/a
‏حد وسطم رو گم کردم. نه با آدم‌ها حس بهتری دارم، نه با تنهایی به توافق می‌رسم. نه حوصله شلوغی رو دارم، نه با سکوت خونه کنار میام. نه انرژی کافی برای حرف زدن دارم، نه با خودخوری حس راحتی دارم. بعضی روزها به معنای  واقعی کلمه از کادر زندگی خارج می‌شم.

میگه که رهایش کردم ؛بی آنکه در چشمانش غرق شوم.🕊️

میگه که رهایش کردم ؛بی آنکه در چشمانش غرق شوم.🕊️

میگه که رهایش کردم ؛بی آنکه در چشمانش غرق شوم.......^

میدونید من چجور رفاقتایی رو دوست دارم؟رفقایی که به موقع حضور داشته باشن.اصلا مهم نیست آخرین بار که همو دیدن یا باهم حرف زدن کی باشه.مهم اینه که با یه جمله‌ی به موقع رفیقشون رو به حرف بیارن.مهم نیست دغدغه‌ها چقدر زیاده.به موقع که پیدات بشه یعنی بلدی رفیق بودنو. شب خوب🫂

«تو ماه را بیشتر از همه دوست می‌داشتی و حالا ماه هر شب تو را به یاد من می‌آورد می‌خواهم فراموش‌ات کنم اما این ماه با هیچ دستمالی از پنجره‌ها پاک نمی‌شود!» •رسول یونان

میدونید من چجور رفاقتایی رو دوست دارم؟رفقایی که به موقع حضور داشته باشن.اصلا مهم نیست آخرین بار که همو دیدن یا باهم حرف زدن کی باشه.مهم اینه که با یه جمله‌ی به موقع رفیقشون رو به حرف بیارن.مهم نیست دغدغه‌ها چقدر زیاده.به موقع که پیدات بشه یعنی بلدی رفیق بودنو. شب خوب🫂

خودت باش؛آنکه دلش به ماندن باشد می‌ماند🤍

خودت باش؛ آنکه دلش به ماندن باشد می‌ماند🤍

«خلایق هرچه لایق» یکی از درست ترین و دقیقترین فکت‌هاست. 😄😄

اگه یکی واقعا واستون مهمه بهش نشون بدین آدما هر جا حس کنن مهم نیستن میرن....... https://t.me/shernewis

تو همانی که دلم لک زده لبخندش را او که هرگز نتوان یافت همانندش را منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد غزل و عاطفه و روح هنرمندش را از رقیبان کمین کرده عقب می‌ماند هر که تبلیغ کند خوبی دلبندش را مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر هر که تعریف کند خواب خوشایندش را مادرم بعد تو هی حال مرا می‌پرسد مادرم تاب ندارد غم فرزندش را عشق با اینکه مرا تجزیه کرده است به تو به تو اصرار نکرده است فرایندش را قلب من موقع اهدا به تو ایراد نداشت مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را حفظ کن این غزلم را که به زودی شاید بفرستند رفیقان به تو این بندش را منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر لای موهای تو گم کرد خداوندش را  #کاظم_بهمنی

زمستان تو را هیزم شدم تا گرم تر باشی. #سعیدصدقی

بله خانوم هایده‌ی عزیز «صبرم زیاده اما عمری نمونده باقی.»