✍شعر نویس
Open in Telegram
برای یه حال خوب کنار هم باشیم♡ برای اومدن روزای قشنگ تر ◉‿◉ برای بهتر شدن حال هممون ❤️
Show more1 689
Subscribers
No data24 hours
-57 days
-5730 days
Posts Archive
1 689
من هیچوقت خانهی امن تو نبودم.
همیشه عابر خستهای بودی که هر وقت باران میگرفت،
زير چتر من پناه میگرفتی،
و هر وقت آفتاب بیرون میآمد،
بیدلیل و بیخداحافظی میرفتی.
من كوهى بودم که تکیهگاهت شد،
اما تو همیشه در جستجوی پنجرهای،
رو به جای دیگر بودی.
همه را بر من ترجیح دادی.
شادیِ آنها را به بهای خاموشی لبخند من خریدی.
و من فقط ایستادم و
دیدم که چگونه در نگاهت کمرنگ و کمرنگتر شدم.
حالا دارم آب میشوم،
مثل برفی که در سکوت،
زیر آفتاب بیرحمِ بیتفاوتی جان میدهد.
یک روز،
در ازدحام آدمهایی که برایشان از من گذشتی،
دلت برای گرمایی که کنارم داشتی تنگ میشود…
#علي_قاضي_نظام
شب بخیر🌱
1 689
دردی که میکشی، اشتباهی که میکنی، اشکی که میریزی، حرفی که میشنوی، حس بدی که میگیری، عشقی که نمیگیری، آدمی که از دست میدی، آرامشی که نداری، محبتی که نمیبینی، انتظاری که میکشی، درون ریزیای که داری، قضاوتی که میشی، آرزویی که دفن میکنی، امیدی که خاک میکنی برای هیچکس مهم نیست. اینو یادت باشه.
شب خوش🌱
1 689
امشب که لامپ اتاقتو خاموش میکنی و میخوای بخوابی،
به این فکر کن اونایی که بهترین خبرِ زندگیشونو امروز شنیدن و زندگیشون عوض شده، دیشب هیچ خبری از امروز نداشتن؛خدای امروز اون آدما، خدای فردای ما هم هست،شاید فردا اون آدم تو باشی✨
شبت بى فكر رفيق
1 689
تجملات هیچ وقت جاذبه ای برایم نداشته .
من چیز های ساده را دوست دارم ؛
کتاب ها را ، تنهایی را
یا بودن با کسی که تو را می فهمد ...
1 689
تو شبیهِ درختی هستی که ریشههایش تا قلب زمین میرود؛
هر برگت،
قصیدهایست از صبوری،
هر شاخهات،
راهی به سوی آسمان.
تو را باید ایستاده تماشا کرد،
وقتی که با باد میرقصی و
جهان را بهار میبخشی.
صدایت،
موسیقیِ بارانیست که تشنگی خاک را میشکند.
روزت مبارک،
ای زنی که جهان را از چشمهایش میتوان خواند!
#علي_قاضي_نظام
1 689
اینها خیال میکنند من دیوانه شدهام. اما من دیوانه نیستم، فقط دلم خیلی خیلی تنگ است.
#سیمین_دانشور
1 689
گرچه باغ من از درخت تهی ست ،در سرم فکر کاشتن دارم ،عشق را ،شعر را مکاشفه را همه را نداشتن دارم^
1 689
یه دیالوگی تو فیلم لجد هست که میگه :
«بعضی از آدمها یکاری میکنن که دیگه نمیتونی دوستشون داشته باشی ،ولی دلت خیلی واسه اون وقتایی که دوستشون داشتی تنگ میشه»حس اون وقتایی رو میده که یه آدم داره کارایی میکنه که از چشمت میفته،ولی تو نمیخوای قبول کنی و اون بازم انقدر اون کارو ادامه میده که از سطح تحمل تو میگذره ودیگه........
یادت میره که دوستش داشته باشی^^
1 689
«زخمهایمان را بستیم و صبر کردیم روز برآید.
سپس دوباره راه افتادیم.
نپرسیدیم کجا میرویم یا چرا باید برویم
یا اگر زخمها خوب نشد چطور طاقت بیاوریم؟
فقط دوباره راه افتادیم...»
