2 015
Subscribers
+224 hours
+117 days
+3830 days
Posts Archive
2 015
It is man who creates religion, and not religion that creates man. And in fact religion is human consciousness and emotion itself, which either has not yet found itself or has already lost itself again.
Of course, man is not an abstract being that is outside the world. Rather, man is, in relation to the human world, the state and society.
It is this state and this society that religion (i.e.) creates the world of inverted consciousness. For the world is inverted, and religion is the general theory of this world, the summary of its encyclopaedia, the popular form of its logic, the essence of its spiritual honor, its passion, its moral affirmation, its ceremonial complement, the general basis of its consolation and justification.
Religion is the mythical realization of human nature, because human nature has no real reality.
Therefore, the struggle against religion is a direct struggle against that world whose spiritual fragrance is religion. The poverty of religion, while expressing real poverty, is at the same time a protest against real poverty. Religion is the groaning of a creature in distress, a feeling for a world without feeling, just as the soul is a soulless quality. Religion is the opium of the people.
Religion is the imaginary happiness of the people, and to destroy it is to demand their real happiness. It is to demand the abandonment of fantasies about its quality, it is to demand the abandonment of a quality that needs fantasies. Therefore, the criticism of religion is the germ of the critique of purgatory, the holy manifestation of which is religion.
Criticism has filled the flowing flowers of the chains, not so that man may carry a dry and dull chain, but so that he may throw off the chain and pluck living flowers.
Criticism of religion brings man out of error so that he may think, act, and draw his reality in the same way as a man who has emerged from error and has come to reason, and thus revolves around himself and his true sun.
As long as man revolves around himself, religion is only an imaginary sun around which man revolves. Therefore, it is the duty of history to present the truth of the world after the truth of the hereafter has disappeared. The duty of philosophy - which is at the service of history - is to expose self-alienation in its unholy forms, after the sacred forms of man's alienation have been exposed. In this way, the criticism of heaven becomes a criticism of the earth, the criticism of religion becomes a criticism of law, and the criticism of theology becomes a criticism of politics.
Religion - Karl Marx
2 015
اين انسان است که مذهب را می آفريند و مذهب نيست که انسان را می آفريند. و در واقع مذهب خود آگاهی و عاطفه انسانی است که يا هنوز خود را نيافته و يا آنکه تاکنون خود را دوباره گم کرده است.
البته انسان، موجودی انتزاعی نيست که خارج از جهان لميده باشد. بلکه انسان در رابطه با جهان بشر، حکومت و جامعه است.
اين حکومت و اين جامعه است که مذهب (يعنی) جهان آگاهی وارونه را می سازد. زيرا که جهان وارونه است و مذهب، تئوری عمومی اين جهانست، خلاصه ای از دائره المعارف آنست، شکل عامه پسند منطق آنست، جوهر شرف معنوی آنست، شور و حرارت آنست، تائيد اخلاقی آنست، مکمل تشريفاتی آنست، بنيان کلی تسلی و توجيه آنست.
مذهب تحقق افسانه ای ذات انسانی است زيرا سرشت بشری دارای واقعيت حقيقی نيست.
بنابراين مبارزه عليه مذهب، مبارزه مستقيم عليه آن جهانی است که عطر معنوی آن، مذهب می باشد. فقر مذهب ضمن آنکه بيان فقر واقعی است، در عين حال اعتراض عليه فقر واقعی نيز می باشد. مذهب آه و فغان مخلوق در تنگنا افناده است، احساس به يک جهان بی احساس است، همانطور که روح يک کيفيت بی روح است. مذهب ترياک مردم است.
مذهب به مثابه خوشبختی تخيلی مردم است و از بين بردنش به مثابه مطالبه خوشبختی واقعی آنهاست. مطالبه کنار گذاشتن خيال پردازيها در مورد کيفيت آنست، مطالبه کنار گذاشتن کيفيتی است که به خيالبافی ها احتياج دارد. بنابراين نقد بر مذهب، نطفه نقد برزخي است که جلوه قدس آن، مذهب است.
نقد، گلهای سيالی زنجيرها را پر پر کرده است، نه به خاطر آنکه انسان زنجير خشک و کسل کننده ای را حمل کند بلکه به خاطر آنکه زنجير را به دور افکند و گلهای زنده را بچيند.
نقد بر مذهب، انسان را از اشتباه بيرون می آورد تا به اين ترتيب فکر کند، عمل نمايد، واقعيت خود را همچون انسان از اشتباه بيرون آمده و بر سر عقل آمده ای، ترسيم نمايد و به اين ترتيب بگرد خود و بگرد خورشيد واقعی خويش بچرخد.
تا زمانيکه انسان بگرد خود بچرخد، مذهب فقط خورشيد تخيلی ايست که بگرد انسان می چرخد. بنابراين وظيفه تاريخ است که بعد از آنکه حقيقت آخرت از ميان رفت، حقيقت دنيا را مطرح سازد. وظيفه فلسفه – که در خدمت تاريخ قرار دارد – اينست که بعد از بر ملا شدن اشکال مقدس از خودبيگانگی انسان، در وهله اول از خود بيگانگی را در اشکال نا مقدس آن افشا نمايد. به اين ترتيب نقد به آسمان مبدل به نقد زمين، نقد مذهب تبديل به نقد بر حقوق و نقد الهيات مبدل به نقد بر سياست می گردد.
مذهب – کارل مارکس
2 015
عالی ترین عمل پادشاه، فعالیت جنسی اوست...
«خصیصهی موروثی شاه از مفهوم آن سرچشمه میگیرد. او باید شخصی باشد به طور ویژه متمایز از کُل نوع بشر و متمایز از دیگر افراد. آنچه در نهایت و قاطعانه فردی را از تمام اشخاص دیگر متمایز میسازد، چیست؟ جسم او! عالیترین فعالیت جسم، فعالیت جنسی است. بنابراین، عالیترین عمل پادشاه، فعالیت جنسی اوست؛ چرا که از رهگذر این فعالیت، شاه دیگری میسازد و جسم خود را تداوم میبخشد. جسم پسرش بازتولید جسم او و خلق جسمی شاهانه است.»
کارل مارکس، «نقد فلسفهی حق هگل»
Critique of Hegel's Philosophy of Right
2 015
سفر یوری گاگارین به جمهوری خلق مجارستان که از ۱۹ تا ۲۱ آگوست ۱۹۶۱ انجام شد. این اولین سفر خارجی او به همراه همسرش، والنتینا ایوانوونا، و کوچکترین دخترش، گالیا، بود.
در طول سفرش به سراسر کشور، گاگارین و خانوادهاش از چندین شهر مجارستان بازدید کردند: دوناویواروس، پچ، کوملو، ساربوگارد و دومبووار.
یک مراسم رسمی در ساختمان مجلس ایالتی برگزار شد و پس از آن، کیهاننورد شوروی در میدان قهرمانان بوداپست، جایی که بیش از ۲۰۰۰۰۰ نفر جمع شده بودند، سخنرانی کرد. ایشتوان دوبی، رئیس هیئت رئیسه جمهوری خلق مجارستان، بالاترین نشان کشور - نشان پرچم جمهوری خلق مجارستان، درجه یک با الماس - را به کیهاننورد شوروی اهدا کرد.
2 015
ولادیمیر ایلیچ در جلسه کمیته اجرایی مرکزی تمام روسیه در 31 اکتبر 1922 (رنگی).
ولادیمیر ایلیچ در جلسه کمیته اجرایی مرکزی تمام روسیه در 31 اکتبر 1922 (رنگی).
همچنین در عکس، گریگوری زینوویف و لف کامنف، ضدانقلابیون و خائنین با لباس مبدل دیده میشوند.
2 015
هشتاد و یکمین سالگرد روز ملی ویتنام (۲ سپتامبر ۱۹۴۵ - ۲ سپتامبر ۲۰۲۶) مبارک.
روز ملی ویتنام، که با نام روز استقلال نیز شناخته میشود، یک تعطیلی رسمی است که سالانه در ۲ سپتامبر برگزار میشود. این روز، روزی را گرامی میدارد که رئیس جمهور هوشی مین اعلامیه استقلال را در میدان با دین در هانوی قرائت کرد و تولد جمهوری دموکراتیک ویتنام - یکی از پیشینیان جمهوری سوسیالیستی ویتنام امروزی - را گرامی داشت.
2 015
#OnThisDay April 12, 1961, the Soviet Union achieved a major milestone in the space race by launching the first human, 27-year-old cosmonaut Yuri Gagarin, into space. His spacecraft, Vostok 1, completed a single 108-minute orbit around Earth before landing safely, confirming that humans could survive in space.
2 015
Sankara did in 4 years, what most leaders haven't done in 40 : In 1983, Sankara seized power in Bokina Faso. He built 350 schools, roads, railways without foreign aid, increased literacy rate by 60%, gave poor people land, vaccinated 2.5 million kids and planted 10 million trees.
2 015
Sócrates was a midfielder for the Brazilian football team. He acquired the title "Doctor Socrates" because of his training in medicine, political awareness, and the caliber of his plays. He is considered to be one of the greatest midfielders of his generation.
سوکراتس هافبک تیم فوتبال برزیل بود. او به دلیل تحصیلاتش در پزشکی، آگاهی سیاسی و کیفیت بازیهایش، لقب "دکتر سوکراتس" را به دست آورد. او یکی از بزرگترین هافبکهای نسل خود محسوب میشود.
2 015
The US violently destroyed Libya in the same year as the 1986 World Cup in Mexico. While performing at the WC, Socrates wore a headband that stated, "Yes to Love, No to Terror," denouncing the activities of the imperialist state that had long supported military control in his own nation.
ایالات متحده در همان سالی که جام جهانی ۱۹۸۶ مکزیک برگزار شد، لیبی را به طرز خشونتآمیزی نابود کرد. سوکراتس هنگام اجرا در جام جهانی فوتبال، پیشانیبندی با نوشتهی «بله به عشق، نه به ترور» به سر داشت که نشاندهندهی فعالیتهای دولت امپریالیستی بود که مدتها از کنترل نظامی در کشور خودش حمایت میکرد.
2 015
Socrates played for Brazil for 7 years, scored 22 goals, and represented the nation in two World Cups. He captained the team in the 1982 FIFA World Cup; playing in midfield alongside Zico, Falcão, Toninho Cerezo, and Éder, considered one of the greatest Brazilian national teams ever
سوکراتس به مدت ۷ سال برای برزیل بازی کرد، ۲۲ گل به ثمر رساند و در دو جام جهانی نماینده این کشور بود. او در جام جهانی ۱۹۸۲ کاپیتان تیم بود؛ او در خط میانی در کنار زیکو، فالکائو، تونینو سرزو و ادر بازی میکرد و یکی از بزرگترین تیمهای ملی برزیل تاکنون محسوب میشود.
2 015
Socrates' political legacy started to take shape when he made his transfer overseas contingent on the success of a constitutional change. Beyond the football pitch, his legacy was furthered by his opposition to the military dictatorship and efforts to redemocratize Brazil.
میراث سیاسی سوکراتس زمانی شکل گرفت که او انتقال خود به خارج از کشور را منوط به موفقیت تغییر قانون اساسی کرد. فراتر از زمین فوتبال، میراث او با مخالفتش با دیکتاتوری نظامی و تلاش برای دموکراتیزه کردن مجدد برزیل تقویت شد.
2 015
Sócrates, stood next to Lula da Silva in 1982 in Sao Paulo during a demonstration attended by almost 2 million people. On stage, Sócrates vowed to quit Brazilian football if the government couldn't move toward democracy. He traveled to Italy the following year to play.
سوکراتس، در سال ۱۹۸۲ در سائوپائولو، در جریان تظاهراتی با حضور تقریباً ۲ میلیون نفر، در کنار لولا دا سیلوا ایستاده بود. سوکراتس روی صحنه قسم خورد که اگر دولت نتواند به سمت دموکراسی حرکت کند، از فوتبال برزیل خداحافظی خواهد کرد. او سال بعد برای بازی به ایتالیا سفر کرد.
2 015
Sócrates co-founded the Corinthians Democracy movement at Corinthians while he was a student to protest the military regime that was in power at the time. He spoke out in favour of Diretas Já (Free Elections Now), a campaign that promoted holding direct presidential elections, on April 16, 1984.
سوکراتس در دوران دانشجویی خود، جنبش دموکراسی کورینتیانس را در اعتراض به رژیم نظامی حاکم در آن زمان، در کورینتیانس تأسیس کرد. او در ۱۶ آوریل ۱۹۸۴ به نفع Diretas Já (انتخابات آزاد همین حالا)، کمپینی که برگزاری انتخابات مستقیم ریاست جمهوری را ترویج میکرد، سخنرانی کرد.
2 015
Sócrates will be remembered for a variety of remarkable factors. However, he will be remembered mostly for his political opposition to the dictatorship, for utilising football as a means of communication, and for fostering a new knowledge of politics that was untypical of a football player.
سوکراتس به خاطر عوامل قابل توجه مختلفی در یادها خواهد ماند. با این حال، او بیشتر به خاطر مخالفت سیاسیاش با دیکتاتوری، استفاده از فوتبال به عنوان وسیلهای برای برقراری ارتباط و پرورش دانش جدیدی از سیاست که برای یک بازیکن فوتبال غیرمعمول بود، در یادها خواهد ماند.
