دیدهبان زیستبوم ایران
Open in Telegram
«دیدهبان یادگارهای فرهنگی و طبیعی ایران» از کنشگران، استادان، خبرنگاران و دوستداران محیطزیست ایران دعوت میکند تا ویرانگریهای زیستبومی را به کانال اطلاع دهند. ارتباط با گروه مدیریت: @masoudamirzadeh گروه https://t.me/+WB-Gzcgm4ZU2YTU0
Show more894
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-130 days
Posts Archive
Repost from کانال خبری چالش
♦️باغ ۳ هزارمتری زعفرانیه چگونه در یک جلسه مشکوک غیرباغ شد؟ چه کسانی از غیرباغ اعلام شدن این باغ ۳ هزار متری در زعفرانیه سود میبرند؟ چرا برخی اعضای شورا حاضر به رأی دادن نشدند؟
🔹یک باغ حدوداً ۳ هزار متری در زعفرانیه، با وجود اسناد متعدد مبنی بر باغ بودن و رأی کمیسیون ماده ۷، در جلسهای پرتنش در شورای شهر با تنها یک رأی مخالف «غیرباغ» اعلام شد. تصمیمی که با عدم مشارکت معنادار ۱۰ عضو شورا، عملاً مسیر فروش و ساختوساز در یکی از گرانترین املاک تهران را هموار و سودی نجومی برای مالکان ایجاد کرد.
🔹این در حالی است که پهنه ثبتی ملک، تصاویر هوایی دهههای مختلف و وجود بیش از ۱۱۴ اصله درخت قدیمی، همگی بر باغ بودن آن دلالت دارند. ابهام در رفتار برخی اعضا و اصرار مشکوک برای جلوگیری از رأیگیری، پرسشهایی جدی را پیش روی نهادهای نظارتی و قضایی قرار داده است/ رویداد۲۴
@Superchalesh
Repost from N/a
زهرا یزدانی، کارشناس ارشد برنامهریزی و مدیریت محیط زیست نیز در گفتوگو با هفت صبح بر این باور است که برخی وظایف را میتوان به استانداران واگذار کرد اما وظایف حاکمیتی و سیاستگذاری کلان باید در سطح ملی باقی بماند. او می گوید، در صورت اجرایی شدن پیشنهاد رئیسجمهور در خصوص تفویض اختیارات سازمان حفاظت محیط زیست به استانداریها و برعهده گرفتن دبیری وظایف سازمان محیط زیست توسط استانداران، عملا موقعیت این سازمان بیش از پیش تضعیف میشود و زمینه کاهش قدرت ادارات کل استانی فراهم خواهد شد؛ بر این باور است که استانداران چنانچه حمایت از محیط زیست و دستیابی به توسعه پایدار را دنبال میکنند باید از اقتدار و قدرت اداری و سیاسی خود در راستای وادار کردن دستگاههای اجرایی استانها، صنایع و واحدهای خدماتی در اجرای مسئولیتها و تعهدات محیط زیستی بهره گیرند. نه آنکه تلاش کنند وظایف سازمان محیطزیست که عموما جنبه حاکمیتی و سیاستگذاری دارند را برعهده گرفته و زمینه تضعیف تدریجی کارکردهای این سازمان را فراهم کنند، چرا که نهایتا ادارات کل استانی ناگزیر به تسامح در قبال مسائل زیستمحیطی خواهند بود. گزارش کامل:
https://B2n.ir/yt4055
Repost from پیام ما آنلاین
🔻 احراز شهادت محیطبانان پارک ملی گلستان
🔹شهادت دو محیطبان حادثهدیده پارک ملی گلستان، کاظم مصدق و محمود شهمرادی، بهطور رسمی تأیید شد.
🔹 سید مهدی برازنده مشاور رئیس سازمان و مسئول هماهنگی و پیگیری امور ایثارگران، با اعلام این خبر گفت: بر اساس تصویبنامه شماره ۲۵۸۲۵هـ/۴۹۱۸۹ت مورخ ۱/۰۷/۱۳۹۳، احراز شهادت محیطبانانی که در مواجهه با متجاوزان به حقوق عامه و شکارچیان غیرمجاز و در حین انجام مأموریت، بر اثر اصابت گلوله جان خود را در راه حفاظت از انفال الهی از دست دادهاند، مورد تأیید قرار گرفت.
🔹وی با اشاره به روند طولانی احراز شهادت در سالهای گذشته افزود: پیش از این، فرآیند احراز شهادت همکاران محیطبان گاه بیش از ۲ سال به طول میانجامید و در این مدت حقوق و مزایای ایثارگری خانوادههای آنان پرداخت نمیشد، اما با پیگیریهای مستمر معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان حفاظت محیطزیست و همکاری بنیاد شهید و امور ایثارگران، تعیین تکلیف پرونده دو خانواده شهید استان گلستان در دستور کار قرار گرفت و به نتیجه رسید.
@payamema
#رودخانه #زندگی #خشکیدگی #ناترازی_تدبیر #پروژه_بازی
🔴📣 یاداشت 🔴📣
✳️ کارشان با رودخانهها تمام نشده است
🖌️ #مسعود_امیرزاده
✳️ زمانی که حدود ۱۶ سال داشتم، بهعنوان نیروی داوطلب در جنگ حضور یافتم و برای نخستین بار یک رودخانه کوه پیکر و خروشان را دیدم؛ بهتزده شدم از حجم و هیبت و جوشش آب.
🔸 بهعنوان نوجوانی مرکزنشین، هرگز تاکنون چنین عظمت و شکوهی را ندیده بودم. وقتی از اطرافیان پرسیدم «این دیگر چیست؟» گفتند: نام این رودخانه بهمنشیر است.
🔸 اما امروز، همه میدانیم از آن عظمت چیزی برای حیرت کردن باقی نمانده است. و این روایت، فقط داستان بهمنشیر نیست؛ داستان بسیاری از رودخانههای ایران است،رودخانههایی که بهواسطه سدسازیهای بیضابطه، تخریب در بالادست، دستکاریهای گسترده در حوضههای آبریز و پروژههای انتقال آب، به این وضعیت دچار شدهاند.
🔸 رودخانههای فصلی خشکیدند و رودخانههای دائمی، فصلی شدند. و کارونِ پرآب، افتان و خیزان گشته است.
🔸 اما گویی آنهایی که با مدیریت نادرست، رویکردهای پروژهمحور، و پیمانکارسالاریِ گسترده در ساختار تصمیمگیری، رودخانهها و تالابهای کشور را به این حال رساندهاند، کارشان با همین جسدهای نیمهجان نیز تمام نشده است.
🔸 در سالهای اخیر، یکی از زیانبارترین مداخلات در رودخانهها، تحت عنوان «برداشت شن و ماسه و رسوبات» انجام شده است؛ اقدامی که نهتنها شاکله رودخانه و تعادل رسوبی آن را برهم زده، بلکه جریان هیدرولوژیک و ژئومورفولوژی رودخانهها را نیز دچار اختلال کرده است.
🔸 اکنون نیز، مطابق با تصویبنامه هیئت وزیران به شماره ۱۱۳۷۸۴۳/ت ۶۳۹۶۹ مورخ ۱۴۰۴/۰۸/۲۰ و همچنین با استناد به نشریه ۲۸۵ – «راهنمای لایروبی رودخانهها» (سازمان برنامه و بودجه)، نشانههایی جدی وجود دارد که دور دیگری از مداخله گسترده در رودخانهها آغاز شود،این بار با نام و رسم دیگری به نام «لایروبی».
🔸 لایروبی، اگر بر مبنای مفروضات نادرست، نسخههای عمومی، و نگاه صرفاً اجرایی و پروژهمحور انجام شود، نه تنها علاج بحران رودخانههای ایران نیست؛ بلکه میتواند به تشدید تخریب، افزایش فرسایش، نابودی زیستگاهها، تشدید کدورت و افت کیفیت آب، تخریب پوششهای گیاهی حاشیهای و جنگلهای کرانرودی، و در مواردی حتی افزایش شدت خسارت سیلاب در پاییندست منجر شود و در نهایت همان «برداشت شن و ماسه» را با صورتبندی تازهای رسمی و فراگیر کند.
⬅️ رودخانه تنها یک کانال برای عبور آب نیست؛ رودخانه یک سامانه زنده است:
با ساختار طبیعی، پیچانرودی، پویایی رسوب، زیستگاههای وابسته، و فرایندهای فرگشتی که در طول هزاران و میلیونها سال شکل گرفته است.
🔸 مداخلههای گسترده در بستر و حریم رودخانه، اگر با نگاه اکولوژیک، ارزیابیهای دقیق محیطزیستی و اجتماعی، و قیدهای سختگیرانه همراه نباشد، میتواند به یک “چرخه تخریب” تبدیل شود؛ چرخهای که بازسازی آن بسیار پرهزینهتر و گاه ناممکن است.
✳️ از همه دلبستگان آب و خاک، فعالان مدنی و کنشگران محیطزیست انتظار میرود نسبت به این روند حساس باشند، وظایف قانونی سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری و سازمان حفاظت محیطزیست را در حفاظت از آبراههها و اکوسیستمهای وابسته به آن یادآوری کنند، و اجازه ندهند آنچه از طبیعت این سرزمین باقی مانده نیز از دست برود.
⬅️ رسالت کارشناسان خدوم، استادان دانشگاه و اهل علم نیز روشن است:
ورود جدی به این موضوع، مطالعه و نقد علمی و مستند نشریه ۲۸۵ – راهنمای لایروبی رودخانهها، و ارائه دیدگاههای تخصصی و مستقل برای جلوگیری از تبدیل شدن این راهنما به ابزاری برای تعمیم مداخلات مخرب در رودخانهها.
✳️ اگر رودخانهها نیمهجاناند، راه نجات آنها لایروبی فراگیر و مداخلههای خشن نیست؛
➖ راه نجات، بازگشت به حکمرانی علمی، اکولوژیک، شفاف و مردممحور در حوضههای آبریز، و اولویت دادن به راهکارهای پایدار و طبیعتمحور است.
🔸 ۶ دی ۱۴۰۴
🆔 @IranENGOs
کارشان با رودخانهها تمام نشده است
🖌️مسعود امیرزاده
زمانی که حدود ۱۶ سال داشتم، بهعنوان نیروی داوطلب در جنگ حضور یافتم و برای نخستین بار یک رودخانه کوه پیکر و خروشان را دیدم؛ بهتزده شدم از حجم و هیبت و جوشش آب.
بهعنوان نوجوانی مرکزنشین، هرگز تاکنون چنین عظمت و شکوهی را ندیده بودم. وقتی از اطرافیان پرسیدم «این دیگر چیست؟» گفتند: نام این رودخانه بهمنشیر است.
اما امروز، همه میدانیم از آن عظمت چیزی برای حیرت کردن باقی نمانده است. و این روایت، فقط داستان بهمنشیر نیست؛ داستان بسیاری از رودخانههای ایران است،رودخانههایی که بهواسطه سدسازیهای بیضابطه، تخریب در بالادست، دستکاریهای گسترده در حوضههای آبریز و پروژههای انتقال آب، به این وضعیت دچار شدهاند.
رودخانههای فصلی خشکیدند و رودخانههای دائمی، فصلی شدند.
و کارونِ پرآب، افتان و خیزان گشته است.
اما گویی آنهایی که با مدیریت نادرست، رویکردهای پروژهمحور، و پیمانکارسالاریِ گسترده در ساختار تصمیمگیری، رودخانهها و تالابهای کشور را به این حال رساندهاند، کارشان با همین جسدهای نیمهجان نیز تمام نشده است.
در سالهای اخیر، یکی از زیانبارترین مداخلات در رودخانهها، تحت عنوان «برداشت شن و ماسه و رسوبات» انجام شده است؛ اقدامی که نهتنها شاکله رودخانه و تعادل رسوبی آن را برهم زده، بلکه جریان هیدرولوژیک و ژئومورفولوژی رودخانهها را نیز دچار اختلال کرده است.
اکنون نیز، مطابق با تصویبنامه هیئت وزیران به شماره ۱۱۳۷۸۴۳/ت ۶۳۹۶۹ مورخ ۱۴۰۴/۰۸/۲۰ و همچنین با استناد به نشریه ۲۸۵ – «راهنمای لایروبی رودخانهها» (سازمان برنامه و بودجه)، نشانههایی جدی وجود دارد که دور دیگری از مداخله گسترده در رودخانهها آغاز شود،این بار با نام و رسم دیگری به نام «لایروبی».
لایروبی، اگر بر مبنای مفروضات نادرست، نسخههای عمومی، و نگاه صرفاً اجرایی و پروژهمحور انجام شود، نه تنها علاج بحران رودخانههای ایران نیست؛ بلکه میتواند به تشدید تخریب، افزایش فرسایش، نابودی زیستگاهها، تشدید کدورت و افت کیفیت آب، تخریب پوششهای گیاهی حاشیهای و جنگلهای کرانرودی، و در مواردی حتی افزایش شدت خسارت سیلاب در پاییندست منجر شود و در نهایت همان «برداشت شن و ماسه» را با صورتبندی تازهای رسمی و فراگیر کند.
رودخانه تنها یک کانال برای عبور آب نیست؛ رودخانه یک سامانه زنده است:
با ساختار طبیعی، پیچانرودی، پویایی رسوب، زیستگاههای وابسته، و فرایندهای فرگشتی که در طول هزاران و میلیونها سال شکل گرفته است.
مداخلههای گسترده در بستر و حریم رودخانه، اگر با نگاه اکولوژیک، ارزیابیهای دقیق محیطزیستی و اجتماعی، و قیدهای سختگیرانه همراه نباشد، میتواند به یک “چرخه تخریب” تبدیل شود؛ چرخهای که بازسازی آن بسیار پرهزینهتر و گاه ناممکن است.
از همه دلبستگان آب و خاک، فعالان مدنی و کنشگران محیطزیست انتظار میرود نسبت به این روند حساس باشند، وظایف قانونی سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری و سازمان حفاظت محیطزیست را در حفاظت از آبراههها و اکوسیستمهای وابسته به آن یادآوری کنند، و اجازه ندهند آنچه از طبیعت این سرزمین باقی مانده نیز از دست برود.
رسالت کارشناسان خدوم، استادان دانشگاه و اهل علم نیز روشن است:
ورود جدی به این موضوع، مطالعه و نقد علمی و مستند نشریه ۲۸۵ – راهنمای لایروبی رودخانهها، و ارائه دیدگاههای تخصصی و مستقل برای جلوگیری از تبدیل شدن این راهنما به ابزاری برای تعمیم مداخلات مخرب در رودخانهها.
اگر رودخانهها نیمهجاناند، راه نجات آنها لایروبی فراگیر و مداخلههای خشن نیست؛
راه نجات، بازگشت به حکمرانی علمی، اکولوژیک، شفاف و مردممحور در حوضههای آبریز، و اولویت دادن به راهکارهای پایدار و طبیعتمحور است.
https://t.me/didehbaanzistboom
Repost from مجله تلگرامی صدای پای آب
*یک فعال محیط زیست خوزستانی به دادگاه فراخوانده شد*
*محمد جهانگیری بابادی فعال محیط زیست و از مخالفان پروژه های انتقال آب کارون به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به دادگاه اهواز فراخوانده شد.*
*خانم فرزانه زیلابی وکالت این فعال محیط زیست را بر عهده گرفته است. گفتنی است جهانگیری بابادی در مرحله بازپرسی همه اتهامات وارده را رد کرده است.*
@sedayepayeab1
🔻یادداشتی بقلم ناصر خلقی. کنشگر و پژوهشگر عرصه آب؛
🔴ساختار، چالشها و آینده آب در گلبهار و چناران
🔘محدوده مطالعاتی دشت مشهد یکی از بزرگترین محدودههای مطالعاتی ۶۱۲گانه سرزمین ایران است. اما محدوده مطالعاتی چیست؟ طبق تقسیمبندی "تماب" که در حال حاضر به شرکت مدیریت منابع آب ایران وابسته به وزارت نیرو تعلق دارد، یک محدوده مطالعاتی شامل ارتفاعاتی است که یک دشت را احاطه کرده و خود آن دشت محسوب میشود.
🔘از دیدگاه هیدروژئولوژیکی، ارتفاعات شامل خطالراسهایی هستند که مسیلها، آبراههها و رودخانهها طبق یک شیب هیدرولیکی از آنها بهسمت گودی و نواحی پست دشتی و تا خطالقعرها ادامه مییابند. بنابراین با محدودهای روبهرو هستیم که از طریق آبهای سطحی در شروع دشت مشهد ورودی دارد و در انتها یک خروجی؛ اما این تعریف کاملی نیست، زیرا با ورودی یا ورودیهای متعدد زیرزمینی نیز مواجهیم و متقابلاً با خروجی آبهای زیرزمینی از دشت به محدوده مطالعاتی دیگر هم روبهرو هستیم.
↙️ادامه یادداشت را در سایت کلام تازه بخوانید:
https://kalametazenews.ir/?p=51488
#اختصاصی_کلام_تازه
#کلام_تازه
@kalametaze
https://t.me/didehbaanzistboom
Repost from فلانُر
حکمرانی آب؛ خوانش منظرین از سرزمین
تأکید بر ناهمخوانی تقسیمات استانی با حوزههای آبریز اگر بدون بازاندیشی در شیوه خوانش و منطق شکلگیری این قلمروها طرح شود، مسئله آب را به سطحی تکنیکی و آماری فرو میکاهد. حوزه آبریز صرفاً یک واحد هیدرولوژیک نیست، بلکه یکی از سلولهای اطلس منظر سرزمین است که در آن فرآیندهای طبیعی، نظامهای زیستی و زیرساختهای فنی درهم تنیدهاند. بیتوجهی به این ژنوم سرزمین حکمرانی آب به اصلاح اختیارات محدود میکند.
همچنین مصرف فلهای آب را نمیتوان صرفاً به خطای بهرهبردار یا ناکارآمدی فنی نسبت داد. مصرف آب کنشی است که بهطور مستقیم در سازمان فضایی سرزمین مداخله میکند؛ اینکه آب از کدام منبع برداشت شود، کدام پهنه سبز بماند و کدام دشت یا مزرعه تحت فشار قرار گیرد. در الگوی فروکاست مساله به فلهای، این تصمیمها فاقد خوانش کلنگر منظر بوده که منجر به توزیع نابرابر دشتها، باغها، مزارع و شهرها میشود.
به عبارتی میتوان گفت فقدان اطلس منظر سبب شده سیاستگذاری آب از واقعیت زیسته سرزمین گسسته بماند؛ مسئله تأکید بر ضرورت اطلس منظر بهعنوان زیرساخت دانشی حکمرانی است.
#اطلس_منظر
#حکمرانی
#مقاله
Repost from 🌻🌾ایران تایمز🌽🌻
🔴دولت ریاکار!
محمد الموتی فعال محیط زیست نوشت:
🔸دولت اگر ادعای شفافیت دارد، مشروح مذاکرات جلسات کمیسیونهای خود را منتشر کند.
🔸این نهایت ریاکاری است که وزرا در مقابل دوربینها از توجه به محیط زیست کشور و سلامت مردم بگویند و در جلسات، هر حرف منطقی برای رعایت قانون و لزوم مطالعه و ارزیابی را با تشر و تحقیر و توهین، خفه کنند.
@iran_times
❗️قاچاق «خزه» شیوه جدید سودجویی در جنگل های شمال
🔸مصاحبه دکتر حبیب زارع با گزارشگر روزنامه قدس در خصوص اثرات ارزنده و حیاتی حضور #خزهها در جنگل های شمال که متاسفانه قاچاق و استفادههای غیرمجاز تولیدکنندگان گل و گياهان زینتی تنوع زیستی و حضور آنها را به شدت به خطر انداختند
🔹یکی از مشکلات جدی اکوسیستمهای جنگلی، افزایش خطر آتشسوزی در دورههای خشکسالی یا گرمای شدید است، در چنین شرایطی، وجود خزهها میتواند یک سد طبیعی در برابر گسترش آتش تشکیل دهد. خزهها به دلیل داشتن درصد بالای رطوبت، قابلیت اشتعال بسیار کمی دارند و حتی در زمانهای خشک، به سرعت رطوبت جو را جذب کرده و در خود نگه میدارند. این ویژگی سبب میشود سرعت گسترش شعله در نقاط پوشیده از خزه کاهش یافته و در نتیجه، شدت و وسعت آتشسوزی کنترل شود.
🔹به گفته کارشناسان خزهها با تثبیت لایههای سطحی خاک مانع فرسایش و شسته شدن مواد مغذی میشوند. برداشت بیرویه آنها موجب ناپایداری خاک، افزایش گلآلود شدن آبهای جاری و تخریب زیستگاه موجودات ریز و ظریف جنگلی...
🌐 متن کامل این مصاحبه:
http://khabaremazandaran.ir/Home/Details/53506
🆔 @khabaremazandaran
سنگ سنجش انسانیت و نگهبان زندگی
(سگ در جهانبینی ایرانیان باستان)
احمدرضا وکیلیان
در فرهنگ ایران باستان، سگ تنها یک جانور نبود؛ سنجه ای برای سنجش انسانیت، نشانهای از آبادانی، و نگهبانی زنده در مرز میان راستی و ویرانی به شمار میرفت. ایرانیان کهن، در نگرش خود به جهان، جانوران را ابزار نمیدانستند، بلکه همزیستان انسان میشمردند؛ و در میان آنان، هیچ جانوری به اندازهی سگ چنین جایگاه اخلاقی، اسطورهای و نیز دادگرانه نداشت.
برای نیاکان ما، سرزمینی که در آن به سگ خوراک داده نمیشد یا آزرده میشد، سرزمینی ناسالم و رو به تباهی به شمار میآمد. در نوشتههای کهن آمده است که شادترین سرزمین، جایی است که مردمانش از سگ و گاو نگهداری میکنند؛ زیرا این دو، نماد زندگی، کوشش و سامان هستند. از همین نگاه میتوان دریافت که ایرانیان باستان، آبادانی را تنها در ساختمان و دارایی نمیدیدند، بلکه آن را در شیوهی رفتار انسان با جانداران پیرامونش میسنجیدند.
در روایتهای کهن، سگ تنها همراه انسان در زندگی نیست، بلکه در مرگ نیز او را وانمیگذارد. گفته میشد روانِ کسی که در جهان مادی به سگ مهربانی کرده باشد، در گذر از راه دشوار پس از مرگ بیپشتیبان نمیماند؛ اما کسی که سگی را آزرده، گرسنه گذاشته یا کشته باشد، در آن گذرگاه تنها میماند. این اندیشه، بیش از آنکه تهدید باشد، یادآور خویشکاری (:مسئولیت) ژرف است: رفتار ما با سگ و دیگر جانداران، بازتاب جایگاه ما در سامان اخلاقی جهان است.
https://amordadnews.com/290414/
Repost from حقوق و حکمرانی آب
استاد جواد صفی نژاد: اگر از من سوال کنند که ماحصل تحقیق تو در روستاها چیست؟ میگویم خوشحالم که نظام آبیاری به شیوه سنتی را در روستاهای ایران مطالعه کردم و به نتیجه رسیدم. خوشحالم در روستاها فرمولی ساختم که کشت بهاره نصف کشت پائیزه باشد. مسائلی پیدا کردم در زمینه آبیاری زمان قدیم که ساعت وجود نداشته است اما مردم چگونه زمان را می سنجیدند. شاخصترین این نظامها، آبیاری حمدی و سپس آبیاری چوپوقی بود. در هر مکانی که میرفتم همواره دنبال مسائلی بودم که در حال از بین رفتن بودند. پیشنهاد میکنم رسالههای افرادی که قصد گرفتن مدرک دکترا دارند، درباره فرهنگ ایران باشد. بسیار حیف است که مسائل فرهنگی ایران در جایی ثبت نشوند و سازمانی در این زمینه گام بر ندارد. منبع: ایلنا، چهاردهمین دوره عصر کتاب گرامیداشت جواد صفینژاد، بهمن ماه نود و شش...کانال روستاپژوهی، توسعه و برنامه ریزی/کانال روستاپژوهی، توسعه و ایرانشناسی
Repost from روزنامه هفت صبح
🔴 فصل سیلاب برای ایران
پس از یک پاییز خشک، بارشها به کشور رسیده اما در بسیاری از مناطق بهجای نعمت، به سیلاب و خسارت تبدیل شدهاند. فقط در چند روز اخیر، بیش از ۴۳۱ شهر و روستا در چهار استان درگیر سیل شدند. طبق آمار رسمی، طی سه دهه گذشته ۷۶۰۰ سیلاب در ایران رخ داده؛ پدیدهای که در سالهای خشک، به دلیل بارشهای شدید و کوتاهمدت، احتمال وقوع آن بیشتر است.
اگرچه بارندگیهای اخیر جان تازهای به برخی تالابها داده، اما بحران آب همچنان پابرجاست؛ بیش از دوسوم سدهای کشور خالیاند و این بارشها تأثیر جدی بر ذخایر آبی نداشته است. نقشههای خطرپذیری نشان میدهد بیش از ۶۰ درصد مساحت ایران در معرض خطر متوسط تا بالای سیلاب قرار دارد.
کارشناسان تأکید میکنند مسئله اصلی، افزایش شدت سیل نیست، بلکه افزایش خسارات به دلیل دخالتهای انسانی است؛ از تصرف بستر رودخانهها و تغییر کاربری اراضی تا تخریب پوشش گیاهی و توسعه ناهماهنگ شهری.
راهحل، در نگاه مدیریت یکپارچه سرزمین است؛ مدیریت جامع حوضههای آبریز، تخصیص بودجه بر اساس حوضهها نه مرزهای سیاسی، و هماهنگی همه دستگاهها. سیلاب در اقلیم ایران اجتنابناپذیر است، اما با تصمیمهای علمی میتوان خسارت آن را کم کرد و این تهدید تکرارشونده را به فرصتی برای احیای طبیعت بدل ساخت. / هفتصبح
📱 @haftsobh_news
📱 haftsobh | news | sport
📰 7Sobh.com
Repost from دغدغههای محیط زیستی و دانشگاهی - حسین آخانی
جنایت حامیان سگ در تبریز
حسین آخانی
صبح یلدا برای فائزه جهانبخش دانشجوی برق دانشگاه تبریز، یک کابوس وحشتناک بود. دانشجویی که به دانشگاه می آید و توسط ۷-۸ سگ مورد حمله قرار می گیرد. نگهبانان پر شمار این دانشگاه که بشدت مراقب لباس دانشجو و یا اختلاط آنها هستند و مواظب اند که غریبه ای وارد نشود- خودم به عینه دیده ام - در مورد سگها مهربانند.
سگها در پردیسهای دانشگاهی جولان می زنند. از دانشگاه کرمان تا دانشگاه صنعتی اصفهان و پردیس شمالی دانشگاه تهران و دانشگاه تبریز و محوطه دانشگاه شهید بهشتی، خبر از ولگردی آزادانه سگها می رسد. بسیاری از این سگها در اطراف خوابگاههای دانشجویی شب و روز به دانشجویان حمله می کنند.
به طور طبیعی و غریزی بخشی از دانشجویان از سگها می ترسند. سگها نیز گله ای که شدند به افراد حمله می کنند. یکی که یکبار حمله کرد، از همان روز بقیه جرات می کنند و حمله به انسانها می شود عادتشان.
تبریر یکی از فاجعه بارترین شهرهای ایران از نظر گروه فشار حامی سگ است. این افراد که اغلب تحت تاثیر ترکیه قرار دارند، بدون آنکه توجه داشته باشند که ترکیه نیز با قانون جدیدش ضمن ممنوع کردن غذا رسانی در حال جمع آوری سگها از محیط زندگی انسانهاست، هر روز با شلوغکاری و تجمع مانع پاکسازی شهر از سگهای ولگرد می شوند.
من استاندارد دوگانه دستگاههای امنیتی را نمی فهمم. اگر چند نفر تجمعی صنفی و یا اعتراضی داشته باشند به شدت با آنها برخورد می شود. ولی کسی با این قانون گریزان، انسان ستیزان و عاملان مرگ و آزار کودکان کاری ندارد.
این افراد از نظر شماره بسیار اندک اند. تعدادی لات و اراذل و اوباش دارند که در تجمعات همراه می آورند و شلوغکاری می کنند. برخی از آنها خانمهای بی کس و یاری هستند که کارشان جیغ کشیدن است، اغلب فحاش, خشن و بی تربیت اند.
شناسایی آنها برای دستگاههای امنیتی مثل آب خوردن است. من پیشنهاد می کنم آنها را شناسایی کنید و به هر فردشان، سرپرستی ۱۰ سگ را بدهید. فرض کنید آنها در تبریز ۱۰۰۰ نفرند، به راحتی ۱۰ هزار سگ ولگرد خانه دار می شوند. نه نیازی به کشتن است و نه هزینه.
این عاشقان سگهای ولگرد -که آنها را بچه هایشان خطاب می کنند - می توانند با فرشتگانشان همخانه شوند، غذای گرم به آنها بدهند و به آنها مهرورزی کنند. با این کار لازم نیست که هر روز نگران باشند که بچه هایشان را جمع کرده و بلایی سرشان می آورند. اگر اینها بچه هایتان هستند، نگذارید ولگردی کنند به خانه تان ببرید و شبها در کنارشان آرامش را تجربه کنید.
Repost from صدای ميراث
🔴 واگذاری جنگل هیرکانی قرق به شهرداری
◀ 50 هکتار از جنگل 650 هکتاری هیرکانی قرق دهکده گردشگری می شود
📌 پایگاه خبری صدای میراث: پارک جنگلی قرق، بهعنوان یکی از عرصههای شاخص جنگلهای هیرکانی در استان گلستان و بخشی از میراث طبیعی ثبت جهانی شده ایران از سوی اداره کل منابع طبیعی استان گلستان به شهرداری قرق واگذار شد.
📌 پارک جنگلی قرق 650 هکتار وسعت دارد و یکی از محدودههای جنگلی بکر ایران در استان گلستان است که تاکنون از آتشسوزیهای بسیار در امان مانده و یکی از زیستگاههای اصلی گوزن قرمز در استان گلستان است.
📌 به گزارش صدای میراث، پارک جنگلی قرق اکنون با تصمیم و اصرار اداره کل منابع طبیعی استان گلستان به شهرداری این شهر واگذار شده تا 50 هکتار از این عرصه نیز از سوی شهرداری قرق به بخش خصوصی برای احداث دهکده گردشگری واگذار شود. طرحی که به گفته مسئولان، صرفاً در محدودهای مشخص و براساس ضوابط حفاظتی اجرا خواهد شد و مابقی عرصه همچنان بهعنوان جنگل طبیعی هیرکانی با مدیریت شهرداری قرق حفظ خواهد شد.
📌 سیدرضا صالحی امیری که برای افتتاح هفدهمین جشنواره فرهنگ اقوام ایرانی به استان گلستان سفر کرده بود در بازدید میدانی از پارک جنگلی قرق که در زون هیرکانی قرار دارد، با استقبال از تصمیم گرفته شده و ایجاد دهکده گردشگری در این عرصه ثبت جهانی شده از شمارکت شهرداری قرق و اداره کل میراث فرهنگی استان گلستان برای ایجاد دسترسی گردشگری به این پارک جنگلی و احداث دومین موزه معماری شمال کشور شبیه به موزه میراث روستایی گیلان در این محدوده سخن گفت.
📌 سرهنگ سیدفرامرز میر، فرمانده یگان حفاظت میراث فرهنگی استان گلستان نیز در پاسخ به پرسش صدای میراث درباره نگرانیهای مطرحشده پیرامون مدیریت پسماند، هجوم گردشگران و افزایش خطر آتشسوزی در جنگل قرق در صورت نبود مدیریت جامع تأکید کرد: اجرای این طرح نه تنها تهدیدی برای جنگل قرق نیست، بلکه موجب کنترل و کاهش مخاطرات نظیر آتش سوزی و قاچاق چوب و شکار غیرقانونی خواهد شد.
📝 گزارش کامل را در سایت صدای میراث بخوانید:
#جنگل #منابع_طبیعی #محیطزیست #گردشگری #سفر #درخت #قرق #دهکده #سفر
www.sedayemiras.ir
@sedayemiras
sedayemiras@gmail.com
https://www.instagram.com/reel/DScy_XykSG2/?igsh=MWFhOHAxa25kMTV6dQ==
دموکراسی پروژه ساز
🖌️مسعود امیرزاده
دعوای بر سر موجه بودن دموکراسی، از یونان باستان تا امروز، همواره حول یک پرسش اصلی چرخیده است: آیا سپردن قدرت به مردم، به حاکمیت خرد میانجامد یا به سلطهی عوام؟ افلاطون دموکراسی را حکومت اکثریتی نادان میدانست که فاقد دانش لازم برای ادارهی امور عمومی است و ارسطو از انحراف آن به سود منافع یک طبقهی خاص بیم داشت. اما مسئلهی امروز ما دعوای فلسفه سیاسی بر سر خوبی یا بدی دموکراسی نیست.
آنچه در ایران در بخش قانونگذاری با آن مواجهایم، شکلی ناقصالخلقه از دموکراسی است که نه ایرادات کلاسیک را دارد و نه حتی حداقلهای نمایندگی را برآورده میکند.
بحران نمایندگی، نمایندگانی بدون مردم
نمایندگان مجلس در ایران از مسیر خاصی از انتخابات عبور میکنند که پیشاپیش از طریق ساختاری دچار محدودیت هایی شده است. نتیجهی این سازوکار، مجلسی است که بخش بزرگی از جامعه نه خود را در آن بازمییابد و نه اساساً در شکلگیری آن مشارکت میکند. قهر سیاسیِ گستردهی مردم از انتخابات، این وضعیت را تشدید کرده است؛ بهطوری که بسیاری از نمایندگان با آرایی بسیار محدود و پشتوانهای حداقلی وارد مجلس میشوند.
در چنین شرایطی، نماینده نه سخنگوی اکثریت و نه حتی نمایندهی یک ارادهی عمومی قابل شناسایی است. او محصول موفقیت در عبور از یک مکانیسم خاص است، نه نتیجهی رقابت آزاد اجتماعی. بنابراین، مسئلهای که افلاطون از آن بیم داشت ــ سلطهی اکثریت ناآگاه ــ به شکلی متفاوت اما بمراتب پیچیده تر خود را نشان داده است.
در غیاب نمایندگی عمومی، مجلس کارکرد کلاسیک خود بهعنوان نهاد قانونگذاری و نظارت به منزله اراده عمومی را از دست میدهد. در چنین وضعیتی نقش غالب نمایندگان نه مهار قدرت، بلکه ایفای نقش درون شبکهی قدرت است. مجلس، بهجای آنکه فاصلهای میان دولت و جامعه ایجاد کند، خود به یکی از حلقههای اتصال این شبکه بدل میشود.
نمایندگان، بهویژه در سطح محلی، بیش از آنکه دغدغهی سیاستگذاری ملی داشته باشند، درگیر چانهزنی برای تثبیت موقعیت خود در ساختار قدرتاند؛ چانهزنیای که اغلب از مسیر فشار بر بدنهی اجرایی دولت صورت میگیرد.
اصل مشکل،فشار برای پروژهسازی
یکی از مهمترین ابزارهای این فشار، پیشبرد پروژههای عمرانی است؛ پروژههایی که لزوماً نه از دل نیازهای واقعی توسعه بیرون میآیند و نه مبتنی بر ارزیابیهای کارشناسیاند. سدسازی، معدنکاری، راهسازی و انواع مداخلات سنگین در طبیعت، به ابزاری برای نمایش کارآمدی بدل میشوند.
این پروژهها بیش از آنکه مسئلهای را حل کنند، «چیزی برای نشان دادن» تولید میکنند: تصویری از فعالیت، پیگیری و اثرگذاری. نماینده میتواند بگوید کاری کرده است، حتی اگر آن کار در بلندمدت مخرب، پرهزینه و بیفایده باشد.
پشت این پروژهسازی، اغلب شبکهای از منافع اقتصادی قرار دارد. پیمانکارانی که از این طرحها منتفع میشوند، میتوانند در آینده به پشتیبانان مالی، رسانهای یا سازمانی همان نمایندگان بدل شوند. به این ترتیب، پروژههای عمرانی نه فقط ابزار توسعهنما، بلکه سازوکار بازتولید قدرتاند.
نمایندهای که پایگاه اجتماعی گستردهای ندارد، ناگزیر است بقای خود را از مسیرهای دیگری تأمین کند. رانت، رابطه و پروژه، جایگزین رأی و اعتماد عمومی میشود. در این چرخه، دولت تحت فشار قرار میگیرد، منابع عمومی مصرف میشوند و محیطزیست قربانی میشود؛ بیآنکه مسئولیتپذیری واقعی وجود داشته باشد.
آنچه این وضعیت را خطرناک میکند، صرفاً ناکارآمدی آن نیست، بلکه فعالانه فاجعهآفرین بودنش است. این شکلی ناقص از دمکراسی است، که از دل آن تخریب سرزمین، فرسایش منابع، بیاعتمادی عمومی و انسداد اصلاح بیرون میآید.
کابینه هراسناک از احضار و استیضاح نمایندگان تن به پروژه هایی می دهد که نه تنها ضرورتی نداشته بلکه به شدت زیانبار و حتی قدرت سرزمین سوزی دارند.
اگر بخواهیم لیست کاملی از این دست پروژه ها که به واسطه فشار نمایندگان بر گرده بودجه عمومی و نیز طبیعت نحیف ایران بارگذاری شده یحمتل امری غیر ممکن را آغاز کرده ایم اما صرفا به برخی از آنها تیتر وار اشاراتی میشود:
سدهایی چون گتوند، سیمره، چم شیر،خرسان۳ ، ماندگان، مشمپا، هراز، سیوند….
پروژه های انتقال آب: چون بهشت آباد، انتقال آب خزر به سمنان،الیگودرز به قم، رقابت در پروژه های زنجیره ای انتقال آب جنوب به استانهای مختلف
راهسازی: جاده ابر از سمنان به گلستان،آزاد راه تهران به شمال،باند دوم جاده قیدار- سلطانیه- کبودرآهنگ،راه آهن رشت به آستارا، جاده شیراز به اصفهان،دو بانده و تعریض بسیاری از جاده های کشور و توسعه جاده های روستایی …
