دیدهبان زیستبوم ایران
Open in Telegram
«دیدهبان یادگارهای فرهنگی و طبیعی ایران» از کنشگران، استادان، خبرنگاران و دوستداران محیطزیست ایران دعوت میکند تا ویرانگریهای زیستبومی را به کانال اطلاع دهند. ارتباط با گروه مدیریت: @masoudamirzadeh گروه https://t.me/+WB-Gzcgm4ZU2YTU0
Show more894
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-130 days
Posts Archive
Repost from روزنامه هفت صبح
😎 تالابها در تنگنای توسعه بیمحابا
نزدیک به ۴۰ درصد پهنههای آبی ایران قربانی تصمیمهایی شدهاند که نه بوی محیطزیست میدهند و نه نشانی از مدیریت علمی دارند. روز جهانی تالابها با شعار «تالابها و دانش سنتی» در حالی گذشت که در ایران، نه دانش سنتی که سیاستهای توسعهمحورِ بیمحابا بلای جان تالابها شدهاند. سدسازی، برداشت افراطی آب، انتقال بینحوضهای و آلودگیهای صنعتی، تالابها را به پاییندستِ فراموششدهای تبدیل کرده که همیشه اولین قربانیاند.
کارشناسان میگویند بحران تالابها تصادفی نیست؛ حاصل زنجیرهای از تصمیمهای ناهماهنگ و بیپاسخگوست. از گاوخونیِ خشکیده تا انزلیِ آلوده، از جازموریانِ بیحقابه تا ارومیهای که برای اولینبار کاملاً خشک شد، همه یک پیام دارند: مشکل، کمبود قانون نیست، ضعف اجرا و تضاد منافع نهادهاست. پروژههای صنعتی، نفتی و کشاورزی با توجیه «ضرورت اقتصادی» پیش میروند، بیآنکه هزینههای زیستمحیطیشان شفاف یا محاسبه شود.
در این میان، جامعه محلی فقط در شعار دیده میشود. اعتراض کشاورزان، از کرمان تا گلستان، سالهاست شنیده نمیشود و برنامههای معیشت پایدار هم روی زمین به بنبست خوردهاند. تالابهای خشکشده حالا به کانون ریزگرد بدل شدهاند و سلامت مردم را تهدید میکنند. تا وقتی فاصله شعار و واقعیت پر نشود و سیاستهای کلان اصلاح نگردد، بزرگداشت روز جهانی تالابها در ایران چیزی جز یک نمایش نمادین نخواهد بود./هفتصبح
📱 @haftsobh_news
📱 haftsobh | news | sport
📰 7Sobh.com
Repost from روزنامه هفت صبح
😎 زمان بر ضد یوزها
پروژه تکثیر یوزپلنگ آسیایی دوباره به بنبست خورده؛ اینبار نه فقط بهخاطر کمبود یوز نر، بلکه بهدلیل اختلاف نظرهای فرسایشی میان کارشناسان. مرگ «پیروز» تنها دستاورد عینی این پروژه را از بین برد و حالا زمان، بزرگترین دشمن یوزها شده است. در حالی که دی و بهمن فصل طلایی جفتگیری است، هنوز هیچ گزارش قطعی از جفتگیری موفق در سایت تکثیر وجود ندارد و تنها یوز نر موجود هم پیر است. عقربهها جلو میروند، اما تصمیمها عقب ماندهاند.
سه یوز ماده جوان به سن بلوغ رسیدهاند، اما نبود یوز نر مناسب، شانس باروری را به حداقل رسانده است. استفاده از یوزهای نر آزاد طبیعت میتواند راه نجات باشد، اما همین راهحل ساده به میدان اختلاف تبدیل شده؛ عدهای میگویند نباید فرصت جفتگیری از مادههای آزاد گرفته شود و عدهای دیگر هشدار میدهند که بدون ورود یوز نر جدید، پروژه عملاً محکوم به شکست است. نتیجه این کشمکشها، از دست رفتن زمان و کاهش امید برای آخرین ذخیره ژنتیکی یوز ایرانی است.
اکنون توپ در زمین کمیته ملی است؛ نهادی که باید میان «احتیاط بیش از حد» و «اقدام فوری» یکی را انتخاب کند. هر روز تأخیر، یک قدم نزدیکتر شدن به انقراض است. تجربه جهانی نشان میدهد بدون جمعیت پشتیبان در اسارت، حفاظت از گونهای که نفسهای آخر را میکشد، قمار بزرگی است. اگر تصمیم قاطع و فوری گرفته نشود، پروژه تکثیر یوز نه با کمبود یوز نر، بلکه با کمبود اراده و زمان شکست خواهد خورد./هفتصبح
📱 @haftsobh_news
📱 haftsobh | news | sport
📰 7Sobh.com
Repost from معصومه ابتکار
درخواست آزادی کنشگران محیطزیستی بازداشت شده
🔹️ شینا انصاری رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در مکاتبهای با رئیس قوه قضائیه خواستار مواجهه مبنی بر رأفت اسلامی با کنشگران محیط زیست بازداشتی در وقایع اخیر و آزادی آنان شد.
asriran.com/004m2O
@massoumehebtekar
کنشورزی از ضرورت بقا تا فضیلت اخلاقی
🖌️مسعود امیرزاده
هانا آرنت با ترسیم مرزهای دقیق میان ساحتهای انسانی، قطبنمایی دقیق به دست کنشگران داده است. او به ما میآموزد که میان «فعالیت برای بقا» و «کنش برای معنا»، تمایزی بنیادین وجود دارد.بسیاری از آنچه امروزه کنشگری مینامیم، در واقع فروکاستنِ حضور انسانی به سطح «کار» (Work) یا حتی «زحمت» (Labor) است؛ یعنی تلاشی صرفاً برای تأمین ضرورتهای زیستی یا تثبیت جایگاه اجتماعی. اما کنشگری اصیل، نه یک اجبار برای ماندن، بلکه انتخابی برای قسمی خاص از بودن است.
در نگاه آرنتی، کنشورزی درست از همانجایی آغاز میشود که ضرورتهای معاش پایان مییابد. اینجاست که کنش به مثابه امری اخلاقی جلوهگر میشود؛ چرا که فرد نه برای رفع نیاز، بلکه برای ابراز حقیقت و حضور در ساحتِ جمعی (Polis) قدم برمیدارد. در واقع، مرز میان «تلاش برای زندگی» و «کنشگری برای تغییر»، همان مرز میان غریزه و اخلاق است.
کنشورزی در تمامی سطوح و اشکال خود، حامل مرتبهای از بودن برای دیگری و به تعبیری دقیقتر، «بودن برای دیگران» است. از همین روست که جوهر کنشگری با مفاهیمی چون ایثار، شجاعت، منفعت فراشخصی، شورمندی و خیر عمومی گره خورده است.
در زیست کنشگرانه، «دیگری» همواره در هیئت امر اجتماعی احضار میشود؛ در این ساحت، کنشگر آگاهانه میپذیرد که زندگی فردی و منافع شخصیاش ممکن است در پای خیر جمعی قربانی یا پایمال شود. این مخاطره، نه یک تصادف، بلکه پیامد محتوم و پذیرفتهشدهی ورود به عرصهی عمومی است.»
«اگر آنچه گفته شد را به عنوان «منطق کنشگری» بپذیریم، در مقایسه با دستگاه منطقی دیگری که بر نوعی «منفعتگرایی شخصی» استوار است، به یکی از شکافهای اجتماعی پی میبریم. در یک سو، افرادی قرار دارند که غایتِ هستی را در بیشینهسازی منافع شخصی و حداکثر خانوادگی محصور کردهاند و امر اجتماعی در دیدگانشان، یا موضوعی نامربوط است و یا ساختاری صلب و تغییرناپذیر. مسلماً چنین افرادی، گروه نخست (کنشگران) را نادیده میگیرند و در تلاطمهای اجتماعی، آنها را افرادی احساساتی، فریبخورده، بازیچه و یا هیجانزده قلمداد میکنند؛ اما حقیقت در ساحت دیگری جاری است.
کنشگری و واکنشِ هزینهمند فرد نسبت به وضعیتی که لزوماً منفعت شخصیِ او را در بر نمیگیرد، بلکه معطوف به «عرصه عمومی» است، کنشی کاملاً فضیلتمندانه و اخلاقی است. آنها که در این میانه، نقاب پختگی و عقلانیت به چهره میزنند و از موضع نصیحت، کنشگرِ هزینهپرداز را به تعقل فرا میخوانند، بیش از هر چیز در پی توجیه پیلهی خودساختهشان هستند. اینان متعلق به گروهیاند که دایرهی وجودیشان از مرزهای خود و حداکثر خانوادهشان فراتر نمیرود.
باید به این گروه تذکری دوستانه داد: اگر با منطقِ «صرفاً برای خود زیستن» روزگار گذراندهاید، حق ندارید برای کسی که در اتمسفر فکریِ متفاوتی نفس میکشد، خطمشی تعیین کنید. شما نه درکی از «فضیلتمندی» دارید و نه شرف «شورمندی» را چشیدهاید. پس به جای مداخله در ساحت غیرتی که نمیشناسید، در حصار امن و تنگ خویش باقی بمانید و سکوت اختیار کنید.»
https://t.me/didehbaanzistboom
Repost from روزنامه هفت صبح
😎 باد خاکستری سمی بر فراز نوشهر
نیروگاه زبالهسوز نوشهر که قرار بود معضل پسماند غرب مازندران را حل کند، امروز خود به یکی از جدیترین تهدیدهای زیستمحیطی منطقه تبدیل شده است. این پروژه بدون گزارش ارزیابی زیستمحیطی فعالیت میکند و خروجی آن، بهویژه خاکستر بادی یا «فلایاش» که در دسته پسماندهای ویژه و خطرناک قرار دارد، طی بیش از پنج سال بدون رعایت استانداردها دپو شده است؛ پسماندی سبک، سمی و آغشته به فلزات سنگین که با کوچکترین وزش باد در هوا و محیط اطراف پخش میشود و سلامت مردم و اکوسیستم را به خطر میاندازد.
دپوی خطرناک، انتقال پرریسک و نظارت غایب
بر اساس گفته کارشناسان، نزدیک به ۱۰۰ تن خاکستر بادی نیروگاه در سولهای بزرگ و با بستهبندی غیراصولی انباشته شده؛ کیسههایی که امروز پوسیدهاند و گردوغبار سمی آنها وارد هوا میشود. حالا تصمیم به انتقال این پسماند خطرناک به اصفهان گرفته شده، در حالی که جابهجایی چنین زبالهای نیازمند پروتکلهای سختگیرانه، ثبت در سامانه سازمان حفاظت محیط زیست و رعایت الزامات کنوانسیون بازل است.
آنچه این ماجرا را نگرانکنندهتر میکند، سکوت و انفعال نهادهای ناظر است. سازمان حفاظت محیط زیست نهتنها نظارت مؤثری بر عملکرد نیروگاه نداشته، بلکه مالک پروژه را به مدیریت پسماندهای خطرناک و تصفیه شیرابه متعهد نکرده است. کارشناسان هشدار میدهند ادامه این روند میتواند به آلودگی خاک، آب، محصولات کشاورزی و تهدید مستقیم سلامت مردم منجر شود.
پرسش اصلی اینجاست: چگونه پروژهای بدون مجوز زیستمحیطی سالها فعالیت کرده و حالا در آستانه خلق بحرانی تازه است؟ و چه نهادی قرار است پاسخگوی این چرخه خطرناک بینظارتی باشد؟
📱 @haftsobh_news
📱 haftsobh | news | sport
📰 7Sobh.com
Repost from انجمن فرهنگی افراز
جلسه حمایت از جنگلهای هیرکانی
هدف: حمایت و مطالبهگری برای حفظ جنگلهای هیرکانی پس از آتشسوزی
زمان و محل: ۱۶ دی، سازمان حفاظت محیط زیست
هماهنگی: کارگروه زیست بوم انجمن افراز (بانو نوروزی)
میزبان: آقای دکتر کیادلیری (معاونت آموزش و مشارکت مردمی سازمان حفاظت محیط زیست)
شرکت کنندگان: آقای مجتهدی و خانم شعربافی (دامون)، خانم باقری نیا، آقای محسن میکائیلی (رهبر تیم مردمی مهار آتش سوزی الیت)، خانم مارتا نوروزی، آقای احمدرضا وکیلیان (زیست بوم انجمن افراز)
دکتر کیا دلیری و فعالان محیط زیست درباره تهدیدهای جنگلهای هیرکانی (آتشسوزی انسانی ۹۰٪، آفات، تخریب و ویلاسازی) گفتگو نمودند و لزوم آموزش مردم و تیمهای متخصص را برای حفاظت از جنگلها تأکید کردند.
آقای محسن میکاییلی از تجربه خاموش کردن آتش و آموزش گروه ۱۵ نفره امداد گفت.
جمع حاضر روی ۵ اقدام کلیدی توافق کردند: مطالبهگری قانونمند، آموزش مردم، آموزش تیم بحران، همکاری با انجمنها و بهرهگیری از تجربیات تیمهای مهار در تجربه اخیر مرتبط با حوادث هیرکانی
جهت ارتباط با کارگروه زیست بوم انجمن افراز با آی دی زیر در تماس قرار گیرید:
@ahmadrezavakilian
@anjomanafraz
Repost from انجمن فرهنگی افراز
جلسه حمایت از جنگلهای هیرکانی
هدف: حمایت و مطالبهگری برای حفظ جنگلهای هیرکانی پس از آتشسوزی
زمان و محل: ۱۶ دی، سازمان حفاظت محیط زیست
هماهنگی: کارگروه زیست بوم انجمن افراز
میزبان: آقای دکتر کیادلیری (معاونت آموزش و مشارکت مردمی سازمان حفاظت محیط زیست)
شرکت کنندگان: آقای مجتهدی و خانم شعربافی (دامون)، خانم باقری نیا، آقای محسن میکائیلی (رهبر تیم مردمی مهار آتش سوزی الیت)، خانم مارتا نوروزی، آقای احمدرضا وکیلیان (زیست بوم انجمن افراز)
دکتر کیا دلیری و فعالان محیط زیست درباره تهدیدهای جنگلهای هیرکانی (آتشسوزی انسانی ۹۰٪، آفات، تخریب و ویلاسازی) گفتگو نمودند و لزوم آموزش مردم و تیمهای متخصص را برای حفاظت از جنگلها تأکید کردند.
آقای محسن میکاییلی از تجربه خاموش کردن آتش و آموزش گروه ۱۵ نفره امداد گفت.
جمع حاضر روی ۵ اقدام کلیدی توافق کردند: مطالبهگری قانونمند، آموزش مردم، آموزش تیم بحران، همکاری با انجمنها و بهرهگیری از تجربیات تیمهای مهار در تجربه اخیر مرتبط با حوادث هیرکانی
جهت ارتباط با کارگروه زیست بوم انجمن افراز با آی دی زیر در تماس قرار گیرید:
@ahmadrezavakilian
@anjomanafraz
Repost from انجمن فرهنگی افراز
جلسه حمایت از جنگلهای هیرکانی
هدف: حمایت و مطالبهگری برای حفظ جنگلهای هیرکانی پس از آتشسوزی
محل: سازمان حفاظت محیط زیست
هماهنگی: کارگروه زیست بوم انجمن افراز
میزبان: آقای دکتر کیادلیری (معاونت آموزش و مشارکت مردمی سازمان حفاظت محیط زیست)
شرکت کنندگان: آقای مجتهدی و خانم شعربافی (دامون)، خانم باقری نیا، آقای محسن میکائیلی (رهبر تیم مردمی مهار آتش سوزی الیت)، خانم مارتا نوروزی، آقای احمدرضا وکیلیان (زیست بوم انجمن افراز)
دکتر کیا دلیری و فعالان محیط زیست درباره تهدیدهای جنگلهای هیرکانی (آتشسوزی انسانی ۹۰٪، آفات، تخریب و ویلاسازی) گفتگو نمودند و لزوم آموزش مردم و تیمهای متخصص را برای حفاظت از جنگلها تأکید کردند.
آقای محسن میکاییلی از تجربه خاموش کردن آتش و آموزش گروه ۱۵ نفره امداد گفت.
جمع حاضر روی ۵ اقدام کلیدی توافق کردند: مطالبهگری قانونمند، آموزش مردم، آموزش تیم بحران، همکاری با انجمنها و بهرهگیری از تجربیات تیمهای مهار در تجربه اخیر مرتبط با حوادث هیرکانی
جهت ارتباط با کارگروه زیست بوم انجمن افراز با آی دی زیر در تماس قرار گیرید:
@ahmadrezavakilian
@anjomanafraz
طبیعت در انزوا: تأملی بر زوال زیستبوم در عصر بحرانهای حداکثری
مسعود امیرزاده
یک کنشگر محیط زیست، در غایتِ فعلیت خویش، رسالتی جز «پدیدارشناسی بحران» ندارد؛ او میکوشد ابژه طبیعت و جراحتهای ناسور آن را از حاشیه به متن رانده و در صدر اولویتهای افکار عمومی بنشاند. با این حال، بزرگترین چالش این عرصه، «پوشیدگی» تدریجی بحرانهای زیستمحیطی و پیامدهای تأخیری (Delayed Effects) آنهاست. طبیعت برخلاف سیاست، زبانی صریح و آنی ندارد؛ زخم میخورد اما فریاد نمیکشد و همین سکوت، کنشگری را در این حوزه به امری دشوار و گاه طاقتفرسا بدل میکند.
با تمام این اوصاف، کنشگران تاریخی نشان دادهاند که قادرند مسائل را از لایههای زیرین آگاهی جمعی به سطحِ توجه عمومی بکشانند.
اما در این میان، سدی بزرگ وجود دارد: «دورانِ اضطرار».
وقتی انسان، جهان را به اشغال کلمات خود درمیآورد
برای کنشگری که حیات را در تمامیتِ غیرانسانیاش میبیند، رخدادهایی چون جنگ، انقلاب و فروپاشیهای اقتصادی (ابرتورم)، حکمِ وزش طوفانی را دارد که چراغ آگاهی زیستمحیطی را به محاق میبرد. در چنین اتمسفری، منطقِ «بقای آنی» بر منطقِ «پایداری آتی» چیره میشود.
در اینجا سخن از حقانیت یا عدم حقانیت طرفین نزاع نیست؛ چرا که هر چه هست، در قلمروِ «امر انسانی» (Human Affair) محصور مانده است. فاجعه آنجاست که با وقوع این رخدادها، زمین و عناصر برسازنده طبیعت، از «موضوعیت» خارج شده و به «موقعیت» تقلیل مییابند؛ زمین دیگر بستر حیات نیست، بلکه سنگر جدال است و جنگل نه ریه تنفسی زمین، که استتاری برای نبرد.
رادیکالیسم و ناشنوایی جمعی
منطق نزاع، منطقی تمامیتخواه است. در شرایط رادیکالیزه، جامعه چنان درگیر تألمات فوری و مطالبات سیاسی-معیشتی میشود که هر صدایی خارج از این دوگانه، «فانتزی» یا «فرعی» جلوه میکند. کنشگران محیط زیست در چنین ادواری، منزویتر از همیشه، در برهوتِ بیشنونده فریاد میزنند. جامعهای که درگیر تأمین نان یا صیانت از جان در برابر گلوله است، مجالی برای شنیدن مرثیهی یوزها یا ضجهی تالابهای خشکیده ندارد. در این میانه، حتی خودِ کنشگران نیز دچار «ازخودبیگانگی موضوعی» شده و چه بسا تحت فشار افکار عمومی، آرمانهای زیستمحیطی را وا نهاده و در سیلابِ مناسبات جاری اجتماعی مستحیل شوند.
قربانیانِ بیگناهِ تاریخِ بشری
باید به یاد داشت که در پسِ هر دودِ برخاسته از انفجار و هر فروپاشیِ تمدنی، لایهای از حیات نابود میشود که هیچ نقشی در پیریزی آن بحران نداشته است. محیط زیست و گونههای غیرانسانی، قربانیانِ خاموش و بیارادهی تاریخ بشری هستند. آنها نه در پارلمانها رأی میدهند، نه در میدانها حضور دارند و نه در بازارهای مالی نقشی دارند؛ اما بیشترین هزینه را بابت نزاع انسان علیه انسان میپردازند.
سخن پایانی
انزوای طبیعت در دوران بحران، تنها انزوای یک سوژه زیستشناختی نیست؛ بلکه نشانهای از بحرانی مضاعف است که در هنگامهی جدال، ریشههای خود را به تبر میسپارد. وظیفه کنشگر در این دوران سیاه، نه سکوت، بلکه شاید بازتعریفِ پیوند میان «صلح انسانی» و «صلح با طبیعت» است.
https://t.me/didehbaanzistboom
Repost from روزنامه هفت صبح
😎 آیا قانون معادن اصلاح شده است؟
وقتی نام معدن میآید، قرار است توسعه و اشتغال به ذهن برسد؛ اما برای بسیاری از مردم ساکن اطراف معادن، این واژه مترادف با بیماری، آلودگی و کوچ اجباری است.
مسعود امیرزاده، فعال محیطزیست، به خبرنگار هفت صبح گفت: قانون معادن سالهاست از واقعیتهای زیستی و اجتماعی عقب مانده و باید اصلاح شود. بهگفته او، وقتی یک معدن به مرحله بهرهبرداری میرسد، اثرش فقط محدود به محدوده مجوز نیست و تمام زندگی مردم پیرامون را تحتتأثیر قرار میدهد؛ از افزایش آلودگی و بیماری گرفته تا برهم خوردن آرامش و معیشت. با این حال، در خارج از مناطق چهارگانه، سازمان محیطزیست عملاً نقشی در صدور مجوز ندارد؛ خلأیی که به بهای جان و سلامت مردم تمام شده است.
امیرزاده با اشاره به نمونههایی مثل معدن کوه کرکس در حاشیه نطنز و معدنکاوی در کلاردشت میگوید نتیجه این بیقانونی، تخریب تمدنهای محلی و حتی قربانی شدن کودکان زیر چرخ کامیونهای معدنی بوده است.
از نظر او، قانونی که نتواند از مردم و طبیعت حفاظت کند، تقدس ندارد و باید تغییر کند. اصلاح قانون معادن، الزام اخذ مجوز محیطزیست در همه مناطق و تشدید نظارتها، حداقل اقدامی است که میتواند جلوی تکرار این فجایع خاموش را بگیرد./هفتصبح
📱 @haftsobh_news
📱 haftsobh | news | sport
📰 7Sobh.com
◾️از خون جوانان وطن لاله، جانم لاله، خدا لاله دمیده 🖤
◾️ در ماتم سرو قدشان سرو و، جانم سرو و، خدا سرو و خمیده 🖤
◾️در سایهی گل بلبل از این غصه خزیده 🖤
◾️ گل نیز و چو من در غم، چو من در غمشان جامه دریده 🖤
◾️چه کجرفتاری ای چرخ 🖤
◾️سر کین داری ای چرخ 🖤
◾️چه بد کرداری ای چرخ 🖤
◾️نه دین داری نه آیین داری، نه آیین داری ای چرخ 🖤
یک شاخه گل [برای شما]، برنامهی شماره 243
@golhamusicsproject
با همکاری هنرمندان: استاد روحالله خالقی، داوود پیرنیا، جواد معروفی، ابوالحسن ورزی، شهیدی، الهه با همراهی ارکستر گلها با آثاری از شوپن
گوینده: مولود عاطفی ایزدی، نورالدین ثابتایمانی، نصرتالله محتشمی
اشعار: عارف قزوینی
#کارگروه_تاریخ
@anjomanafraz
🔷حال همه ما خوب است، اما تو باور مکن
✍️یادداشت: فاطمه باباخانی
🔸۲۸ دی ۱۴۰۴، ۱۸:۰۹خبرنگار محیطزیست بودن این روزها آسان نیست. از پنجشنبه، ۱۸ دیماه، که دکمه قطع اینترنت زده شد، تا امروز که این یادداشت نوشته میشود، جامعه درگیر زخمهای خود است. آنچه هر روز میبینم خونریزی ناشی از یک خراش کوچک نیست؛ جراحتی است بزرگ. در این زمانه چگونه میشود از طبیعت نوشت؟
ادامه یادداشت 👇
https://payamema.ir/payam/145962
@payamema
Repost from N/a
سگ در تاریخ و فرهنگ ایران
ایران در دوره باستان کشوری قوی و ثروتمند بود...
در سرزمین ایران در دوره باستان سگ بسیار ارزشمند بود و کشتن سگ معادل کشتن یک انسان مجازات داشت، جایی که سگ فقط یک حیوان نبود...
آزار سگ گناه بسیار بزرگی محسوب می شد...
امیدواریم در شرایط آینده ایران شاهد طلوع خورشید در رعایت حقوق حیوانات باشیم. ما ایرانیان به یاد آوریم که بودیم...
باقی را در این ویدیوی ارزشمند ببینید
https://www.instagram.com/reel/DS2sFwCDLUq/
@nikanimals
Repost from دیدهبان میراث فرهنگی
سال ۱۴۰۱ حریم باغ گیاهشناسی ملی ایران را وزارت میراث تصویب کرد و ابلاغ کرد. امروز آقای دارابی میخواست همان ضابطه را نقض و به وزارت دفاع مجوز ساخت بدهد. خوشبختانه این اتفاق نیفتاد.
امروز ضوابط استقرار در حریم باغ گیاهشناسی که توسط وزارت جهاد کشاورزی پیشنهاد شده بود و البته طبق نامهای که سازمان محیطزیست در خردادماه بابت کاهش تابآوری باغ گیاهشناسی زده بود، بالاخره حفاظت و صیانت از عرصه و حریم باغ گیاهشناسی در طرح تفصیلی شهر تهران، گنجانده شد.
این وسط شوربختانه در وزارت میراث فرهنگی مشکلی پیش آمده بود مبنی بر اینکه بیست سال قبل وزارت دفاع اراضی اطراف باغ را به ۵۶ هزار نفر از پرسنل خود واگذار کرده بود و حقوق مکتسبه ای ایجاد شده بود. باید برای این حقوق مکتسبه فکری می شد ولی معاون وزیر میراث، دارابی، خودش سر خود تائید کرده بود و میخواست ضابطهای را که خودش برای حریم باغ تعریف کرده بود نقض کند.
خوشبختانه هیچ کدام از اتفاقات نیفتاد و در شورایعالی شهرسازی و معماری ایران قرار شد حق ایجادشده برای پرسنل و خانوادههای محترم وزارت دفاع را از طریق انتقال حق توسعه، پیگیری کنند و ضابطه بطور سختگیرانه و کارشناسی پیش برود. امید که دچار خللی نشود.
#ارسالی
@reesjomhoormiras
Repost from دیدهبان میراث فرهنگی
سال ۱۴۰۱ حریم باغ گیاهشناسی را وزارت میراث تصویب کرد و ابلاغ کرد. امروز آقای دارابی میخواست همان ضابطه را نقض و به وزارت دفاع مجوز ساخت بدهد. خوشبختانه این اتفاق نیفتاد.
امروز ضوابط استقرار در حریم باغ گیاهشناسی که توسط وزارت جهاد کشاورزی پیشنهاد شده بود و البته طبق نامهای که سازمان محیطزیست در خردادماه بابت کاهش تابآوری باغ گیاهشناسی زده بود، بالاخره حفاظت و صیانت از عرصه و حریم باغ گیاهشناسی در طرح تفصیلی شهر تهران، گنجانده شد.
این وسط شوربختانه در وزارت میراث فرهنگی مشکلی پیش آمده بود مبنی بر اینکه بیست سال قبل وزارت دفاع اراضی اطراف باغ را به ۵۶ هزار نفر از پرسنل خود واگذار کرده بود و حقوق مکتسبه ای ایجاد شده بود. باید برای این حقوق مکتسبه فکری می شد ولی معاون وزیر میراث، دارابی، خودش سر خود تائید کرده بود و میخواست ضابطهای را که خودش برای حریم باغ تعریف کرده بود نقض کند.
خوشبختانه هیچ کدام از اتفاقات نیفتاد و در شورایعالی شهرسازی و معماری ایران قرار شد حق ایجادشده برای پرسنل و خانوادههای محترم وزارت دفاع را از طریق انتقال حق توسعه، پیگیری کنند و ضابطه بطور سختگیرانه و کارشناسی پیش برود. امید که دچار خللی نشود.
#ارسالی
@reesjomhoormiras
Repost from روزنامه هفت صبح
😎 حقابه ای که نرسید!
هامون باز هم قربانی وعدهها شد؛ سیلابهایی که از افغانستان با سر و صدا خبر رسیدنشان منتشر شد، پشت مرزهای سیاسی ایران ایستادند. تصاویر ماهوارهای ۱۰ دی نشان میدهد آب فقط در بخشهای افغان تالاب پخش شده و از مسیر هیرمند حتی یک جریان مؤثر به سمت سد کمالخان و هامون ایران وارد نشده است؛ سیلاب آمد، اما سهم ایران باز هم «هیچ».
سد کمالخان و پروژه در حال تکمیل بخشآباد حالا به دیوارهای قطعی مرگ هامون تبدیل شدهاند. آب بهجای ورود به تالاب، به سمت گودزره منحرف شده و کارشناسان هشدار میدهند اگر بخشآباد تکمیل شود، برای همیشه باید با هامون خداحافظی کرد؛ اکوسیستمی که میتوانست با همین سیلابها نفس بکشد، پشت سیاست سدسازی خفه میشود.
درحالیکه حقابه قانونی ایران دهههاست پرداخت نشده، عدد رسمی ۸۲۰ تا ۸۵۰ میلیون مترمکعب هم فقط روی کاغذ مانده و حتی پاسخگوی شرب نیست، چه برسد به احیای تالابی که سالانه حداقل ۷ میلیارد مترمکعب آب نیاز دارد.
اختلاف تاریخی ایران و افغانستان حالا به بحران زیستمحیطی و امنیتی شرق کشور بدل شده؛ بحرانی که بدون دیپلماسی فعال و فشار فنی، پایانش خشکیدن کامل هامون است./هفتصبح
📱 @haftsobh_news
📱 haftsobh | news | sport
📰 7Sobh.com
Repost from روزنامه هفت صبح
🔹 تماشا کنید: مرگ و میر در پردیسان
مرگ خاموش حیاتوحش در قلب تهران؛ ویروس قابل پیشگیری گربهسانان به مرکز بازپروری پارک پردیسان رسید و باعث تلف شدن یک کاراکال نادر و یک گربه جنگلی شد. قرنطینه زمانی آغاز شد که تلفات رخ داده بود.
مسئولان گربههای بلاصاحب را مقصر میدانند، اما سؤال اصلی پابرجاست: چگونه بیماریای با واکسن ساده، در یک مرکز تخصصی به بحران تبدیل شد؟
این در حالی است که با وجود خرید واکسن خارجی گرانقیمت (در کنار نمونههای داخلی)، مشخص نیست واکسیناسیون انجام شده یا کیفیت واکسن محل تردید است. سکوت مسئولان، بخشی از همان سهلانگاری است که امروز حیاتوحش پردیسان بهایش را میپردازد. / هفتصبح
📱 @haftsobh_news
📱 haftsobh | news | sport
📰 7Sobh.com
آغازی بر پایان محیطزیست ایران؟!
در گفتوگو با دکتر شروین وکیلی
https://youtu.be/kRJSnu5VUpY?si=z8GMIqdXh1kBCpVZ
@didehbaanzistboom
Repost from روزنامه هفت صبح
😎 فریاد خاموش حافظان طبیعت
تاخیرهای چندماهه در پرداخت حقوق جنگلبانان شرکتی، بهویژه در استانهای زاگرسنشین، زنگ خطر جدی برای حفاظت از جنگلهای کشور به صدا درآورده است. نیروهایی که در خط مقدم مقابله با قاچاق چوب و تجاوز به عرصههای طبیعی ایستادهاند، حالا بهدلیل بیثباتی معیشتی و بیعدالتی در پرداخت دستمزد، یکی پس از دیگری از کار استعفا میدهند. این ریزش نیرو درست در زمانی رخ میدهد که آمار قاچاق چوب رو به افزایش است و کمبود نیروی حفاظتی به یکی از چالشهای اصلی منابع طبیعی تبدیل شده است.
ماجرا زمانی جنجالیتر میشود که بخش مهمی از این تاخیرها به شرکتهایی نسبت داده میشود که زیر نظر فرماندهان سابق یگان حفاظت فعالیت میکنند؛ شرکتهایی که طبق قانون باید توان پرداخت حداقل سه ماه حقوق نیروها را داشته باشند اما در عمل، حقوق جنگلبانان را قطرهچکانی و با تأخیر واریز میکنند.
عدم پاسخگویی مسئولان سازمان منابع طبیعی و ابهام در روند واگذاریها، شائبه رانت و تعارض منافع را پررنگتر کرده و این پرسش را پیش میکشد که چگونه کسانی که روزی مسئول حفاظت بودهاند، امروز به عامل نارضایتی و فرسایش بدنه حفاظتی تبدیل شدهاند؟!/هفتصبح
📱 @haftsobh_news
📱 haftsobh | news | sport
📰 7Sobh.com
+9
#حریق #آتش_سوزی #جنگل #حکمرانی #نظام_حقوقی
🔴📣 گــــزارشـــ 🔴📣
✳️ ضرورت بازنگری حقوقی و حکمرانی در مواجهه با آتشسوزی جنگلهای ایران
---ـــــ...ـــــ---
➖ تأکید جامعه مدنی بر اولویت حفاظت، پیشگیری و تجهیز ناوگان اطفای حریق
➖ لزوم برنامه جامع اطفای حریق با تغییر مدیریت و بروز رسانی وسایل و مشارکت ملی
➖ فراخوان ملی برای تغییر رویکرد در حمایت از جنگلها و منابع طبیعی
➖ قاطعیت قضایی در واگذاریهای مخرب محیط زیست
...ـــــ---ـــــ...
⬅️ در نشست تخصصی «نگاه حقوقی به آتشسوزی جنگلهای ایران»، که ساعت ۱۷ روز دوشنبه، ۸ دی ۱۴۰۴، در محل بنیاد حقوقی استاد بهمن کشاورز برگزار شد، جمعی از مسئولان، وکلا و حقوقدانان، کارشناسان و فعالان محیط زیست بر ضرورت تغییر رویکرد حکمرانی در حفاظت از جنگلها و منابع طبیعی کشور تأکید کردند.
⬅️ در این نشست:
• هادی کیادلیری؛ معاون آموزش و مشارکتهای مردمی سازمان حفاظت محیطزیست
• مصطفی نوری؛ مشاور اسبق حقوقی سازمان منابع طبیعی
• حسن محسنی؛ عضو هیئت علمی دانشگاه تهران
• حسین بدریپور؛ عضو شورای جنگل سازمان منابع طبیعی
• صالح نقرهکار؛ فعال حقوق محیط زیست
• حنیفرضا گلزار؛ کارشناس ارشد خاک و آب
• امید سجادیان؛ کارشناس ارشد برنامهریزی شهری
به ایراد سخنرانی و بیان دیدگاههای خود پرداختند.
⬅️ سخنرانان با اشاره به وضعیت نگرانکننده جنگلهای ایران، بهویژه در رویشگاههای زاگرس و هیرکانی، آتشسوزیهای مکرر را نه صرفاً یک پدیده طبیعی، بلکه نتیجه مجموعهای از ضعفهای مدیریتی، حقوقی و ساختاری دانستند. به باور آنان، تداوم این وضعیت نشاندهنده آن است که حفاظت از جنگلها هنوز بهعنوان یک اولویت واقعی در نظام تصمیمگیری و تخصیص منابع کشور جایگاه شایستهای نیافته است.
⬅️ در این نشست، تأکید شد که از منظر حقوق عمومی و حقوق محیطزیست، جنگلها از مصادیق حقوق عامه و انفال هستند و دولت بهعنوان امین این منابع، مکلف به پیشگیری از تخریب، تجهیز نظام مدیریت بحران و پاسخگویی در قبال فعل و ترک فعلهای خود است.
⬅️ سخنرانان با انتقاد از رویکرد غالب واکنشی در مدیریت آتشسوزیها، تصریح کردند که تمرکز صرف بر اطفای حریق پس از وقوع آتش، بدون سرمایهگذاری جدی در پیشگیری، آموزش و آمادگی، ناکارآمد و پرهزینه است.
⬅️ یکی از محورهای اصلی این نشست، گلایه از وضعیت تجهیزات و ناوگان اطفای حریق جنگلها بود. سخنرانان و فعالان محیطزیست با اشاره به کمبود و فرسودگی امکانات، خواستار بهروزرسانی فوری تجهیزات، تقویت ناوگان هوایی شامل بالگرد، هواپیما و پهپادهای پایش و اطفای حریق و ایجاد یک سامانه یکپارچه و مقتدر برای مدیریت بحرانهای جنگلی شدند.
به گفته آنان، بدون تأمین بودجه کافی و اعطای اقتدار لازم به نهادهای متولی، انتظار مهار مؤثر آتشسوزیها واقعبینانه نیست.
⬅️ در بخش دیگری از این نشست، نقش جامعه مدنی و نهادهای مردمی مورد تأکید قرار گرفت. سخنرانان تصریح کردند که نهادهای مدنی فعال محیطزیست، علاوه بر مطالبهگری از حاکمیت، مسئولیت مهمی در حساسسازی افکار عمومی، آموزش مردم و افزایش آگاهی جوامع محلی دارند.
⬅️ آموزش پیشگیری از آتشسوزی، ارتقای مسئولیتپذیری اجتماعی و تبدیل حفاظت از جنگلها به یک دغدغه عمومی، از جمله اولویتهایی است که بهزعم سخنرانان باید در دستور کار نهادهای مدنی و دستگاههای دولتی قرار گیرد.
⬅️ همچنین تأکید شد که دادستانها و دستگاه قضایی میتوانند با ورود فعالتر به موضوع ترک فعلها، احیای حقوق عامه و الزام دستگاهها به انجام وظایف قانونی، نقش مهمی در اصلاح روندهای موجود ایفا کنند.
⬅️ از نگاه حاضران، حفاظت از جنگلها نهتنها یک وظیفه اداری، بلکه یک تعهد حقوقی در برابر مردم و نسلهای آینده است. همچنین تاکید شد واگذاری ها و تغییر کاربریهای غیر قانونی و جنگلخواریهای آزمندان یک بلا بر سر محیط زیست و مولود فساد و تعارض منافع مردم با سوداگران فساد است.
✳️ در پایان این نشست، سخنرانان بر این نکته اتفاق نظر داشتند که تغییر وضعیت موجود نیازمند اراده سیاسی، اصلاح حکمرانی محیطزیست، تقویت مشارکت مردمی و اولویت دادن واقعی به حفاظت از منابع طبیعی است؛ چراکه ادامه روند فعلی، خساراتی جبرانناپذیر به سرمایههای طبیعی و زیستی کشور وارد خواهد کرد.
.....ــــــــــ-----ــــــــــ.....
✳️ نشست تخصصی «نگاه حقوقی به آتشسوزی جنگلهای ایران»، ساعت ۲۰ به پایان رسید.
🆔 @IranENGOs
