مسیر خوشبختی
Open in Telegram
خوشبختی مقصد نیست، مسیری است که طی می کنیم.در این کانال فریبرز ورجاوندی این مسیر را به شما نشان می دهد، با شما آنرا طی می کند و همراه شما است
Show more787
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-430 days
Data loading in progress...
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+2
in 0 channels
August '26
+2
in 0 channels
Get PRO
July '26
+6
in 0 channels
Get PRO
June '26
+4
in 0 channels
Get PRO
May '26
+3
in 0 channels
Get PRO
April '26
+4
in 0 channels
Get PRO
March '260
in 0 channels
Get PRO
February '26
+4
in 0 channels
Get PRO
January '26
+1
in 0 channels
Get PRO
December '25
+10
in 2 channels
Get PRO
November '25
+3
in 0 channels
Get PRO
October '25
+5
in 0 channels
Get PRO
September '25
+5
in 0 channels
Get PRO
August '25
+4
in 0 channels
Get PRO
July '25
+9
in 0 channels
Get PRO
June '25
+10
in 0 channels
Get PRO
May '25
+14
in 0 channels
Get PRO
April '25
+3
in 0 channels
Get PRO
March '25
+7
in 0 channels
Get PRO
February '25
+4
in 0 channels
Get PRO
January '25
+4
in 0 channels
Get PRO
December '24
+10
in 1 channels
Get PRO
November '24
+17
in 0 channels
Get PRO
October '24
+5
in 0 channels
Get PRO
September '24
+12
in 0 channels
Get PRO
August '24
+7
in 0 channels
Get PRO
July '24
+4
in 0 channels
Get PRO
June '24
+7
in 0 channels
Get PRO
May '24
+14
in 0 channels
Get PRO
April '24
+7
in 0 channels
Get PRO
March '24
+8
in 0 channels
Get PRO
February '24
+7
in 0 channels
Get PRO
January '24
+15
in 0 channels
Get PRO
December '23
+6
in 1 channels
Get PRO
November '23
+18
in 1 channels
Get PRO
October '23
+9
in 1 channels
Get PRO
September '23
+9
in 0 channels
Get PRO
August '23
+14
in 0 channels
Get PRO
July '23
+9
in 0 channels
Get PRO
June '23
+14
in 0 channels
Get PRO
May '23
+10
in 0 channels
Get PRO
April '23
+9
in 0 channels
Get PRO
March '23
+7
in 0 channels
Get PRO
February '23
+3
in 0 channels
Get PRO
January '23
+10
in 0 channels
Get PRO
December '22
+13
in 0 channels
Get PRO
November '22
+6
in 0 channels
Get PRO
October '22
+5
in 0 channels
Get PRO
September '22
+5
in 0 channels
Get PRO
August '22
+9
in 0 channels
Get PRO
July '22
+14
in 0 channels
Get PRO
June '22
+20
in 0 channels
Get PRO
May '22
+12
in 0 channels
Get PRO
April '22
+27
in 0 channels
Get PRO
March '22
+8
in 0 channels
Get PRO
February '22
+13
in 0 channels
Get PRO
January '22
+10
in 0 channels
Get PRO
December '21
+22
in 0 channels
Get PRO
November '21
+39
in 0 channels
Get PRO
October '21
+31
in 0 channels
Get PRO
September '21
+57
in 0 channels
Get PRO
August '21
+60
in 0 channels
Get PRO
July '21
+112
in 0 channels
Get PRO
June '21
+296
in 0 channels
Get PRO
May '21
+139
in 0 channels
Get PRO
April '21
+83
in 0 channels
Get PRO
March '21
+95
in 0 channels
Get PRO
February '21
+12
in 0 channels
Get PRO
January '21
+15
in 0 channels
Get PRO
December '20
+530
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 07 September | 0 | |||
| 06 September | 0 | |||
| 05 September | 0 | |||
| 04 September | 0 | |||
| 03 September | +1 | |||
| 02 September | 0 | |||
| 01 September | +1 |
Channel Posts
| 2 | (1) در قدیم رسم بود (فرهنگ بود) که خیلی زود ازدواج می کردند. ولی دلیل نمی شود که در آن سن دختر و پسر به بلوغ های مختلف رسیده بودند. معیار ازدواج تنها بلوغ جنسی بود نه حتی جسمی (بلوغ شرعی). و دلیل پایداری آن ازدواج ها این بود که خانواده ها مواظب زن و شوهر جوان بودند.
برای جوانان انتخاب همسرشان دست خودشان نبود و راهی جز ساختن با همسری که برای شان انتخاب شده بود نداشتند. هیچ کدام دلیل نمی شود که آنها خوشبخت بودند. تعداد طلاق کم بود نه به دلیل اینکه همه ازدواج ها خوشبخت بود بلکه طرز فکر این بود که " با سفید به خانه شوهر میروی و با سفید از آن خانه خارج می شوی" ولی آیا خوشبخت بودند؟
به دلایل مختلف سن ازدواج بالا رفته. امکانات تحصیلات عالی بیشتر شده و شرایط ازدواج سخت تر. جوانان امروز آزادی بیشتری در انتخاب همسر دارند، خودشان می دانند آمادگی ازدواج را ندارند.
امروزه روانشناس ها نشان داده اند که سن طبیعی بلوغ از لحاظ فکریِ، روانی و اجتماعی بین سن بیست و سه تا بیست و پنج سالگی است. یعنی قبل از آن سن وقت ازدواج نیست. اکثریت اشخاصی که طلاق می گیرند کمتر از بیست و پنج سال دارند.
-------------------------------------
نویسنده: فریبرز ورجاوندی.
لینک کانال تلگرام: مسیر خوشبختی
https://t.me/thepathofhappiness
لینک کانال تلگرام: مسیر خوشبختی فایل های صوتی
https://t.me/thepathofhappiness2
-------------------------------------- | 23 |
| 3 | مسیر خوشبختی
فصل پنجم - طبقه اول زندگی
5 - انتخاب همسر. (بخش 18)
5.2 - دلایل اشتباه برای ازدواج.
5.2.5 - آیا به بلوغ رسیده اید؟ (ادامه)
با پیچیدگی و شرایط جامعه امروز، سن ازدواج بالا رفته. نه تنها والدین متوجه هستند که فرزندان شان آمادگی ازدواج ندارند بلکه خود جوانان نیز متوجه هستند که آماده ازدواج نیستند.
بیشتر مردم متوجه نیستند که مقصود از بلوغ چیست و تنها بلوغ جسمی و جنسی را معیار آمادگی برای ازدواج می پندارند و به این دلیل فکر می کنند آمادگی ازدواج را دارند.
بلوغ ده جنبه مختلف دارد و برای آمادگی ازدواج، دختر و پسر میبایست به بلوغ این ده جنبه رسیده باشند. ( و والدین شان باید متوجه این موضوع باشند.)
مسائل بر قراری روابط سالم در زناشویی موقعی پیش می آید که زن و شوهر در یکی یا تعدادی از بلوغ های مختلف به رشد نرسیده اید.
بسیاری از جوانان هر چند عاقل بنظر می ایند، تا اواسط دهه بیست حتی اواخر دهه بیست به بلوغ کامل که پیش نیاز ازدواج است نمی رسند. یکی از دلایل زناشویی ناموفق همین نا رسایی در بلوغ های مختلف است. (1)
۱- بلوغ معنوی
این اشخاص ایمان به خدا دارند و ایمان شان را پایه زندگی خود می کنند. با رعایت احکام بسوی تکامل فضائل روحانی می روند. آنها تلاش می کنند رابطه عمیق با خداوند داشته باشند. اجرای احکام روش زندگی شان می شود. آنها فروتن و متواضع هستند . آنها احترام به همه موجودات دارند. آنها با کسی رقابت نمی کنند . دیگران را یاری می کنند تا موفق شوند، و از موفقیت دیگران لذت میبرند.
۲- بلوغ روانی
آین اشخاص اعتماد به نفس و عزت نفس دارند. شخصیت متعادل و سالم دارند. در کنترل احساسات خود هستند. کسی که به بلوغ روانی نرسیده حقوق دیگران را پایمال می کند. وسواسی می شود. مضطرب می شود و احتمال افسردگی دارد. قابل اعتماد نیستند، همیشه در ترس هستند، ترس از شکست، ترس از قضاوت دیگران دارند. به آسانی نا امید می شوند، نگران آتیه هستند، توانایی همدلی ندارند، مسئولیت پذیر نیستند، تحمل انتقاد را ندارند، و در هیچ زمینه ثبات ندارند.
۳- بلوغ عقلی و فکری
چنین اشخاص میتوانند مستقل تصمیم های مهم زندگی را بگیرند، ارزشهای اجتماعی را درک می کنند. اهداف زندگی خود را می توانند مشخص کنند و برای رسیدن به آن برنامه ریزی می کنند. آنها تصمیمات صحیح می گیرند.
آنهایی که بلوغ عقلی ندارند تابع دیگران می شوند و زندگی دیگران را تقلید می کنند.
۴- بلوغ عاطفی
آنها احترام به نظریه دیگران دارند. با بردباری با مسائل زندگی برخورد می کنند. با محبت با دیگران رفتار می کنند. آنها وفادار هستند. آنها میتوانند احساسات خود را ابراز کند. برای آنها گریه و خنده، طبیعی است.
کسی که نمی تواند احساساتش را ابراز کند به بلوغ عاطفی نرسیده. امروز عاشق است فردا عاشق دیگری می شود.
۵- .بلوغ اجتماعی
آنها در اجتماع فعال هستند. برای بهبودی اجتماع تلاش می کنند. بشر دوست هستند. آداب معاشرت را رعایت می کنند. در شغل خود احساس مسئولیت می کنند. نسبت به جامعه احساس مسئولیت می کنند.
کسی که به بلوغ اجتماعی نرسیده قانون را رعایت نمی کند. در رانندگی حق دیگران را پایمال می کند. آداب معاشرت ندارد
۶- بلوغ فرهنگی
آنها سرشار از اشتیاق به زندگی هستند، کنجکاو هستند، خوش صحبت هستند. همیشه امیدوار و مثبت هستند. همیشه دنبال راه حل مسائل هستند. آنها خوشرو هستند و به همه چیز و همه کس احترام دارند
آنهایی که به بلوغ فرهنگی نرسیده اند به دیگران توهین و بی احترامی کرده و آنها را تحقیر می کنند. آنها کلمات رکیک بکار می برند.
۷- بلوغ اخلاقی
چنین اشخاص رفتار پسندیده دارند. آنها از فضائل روحانی بهره مند هستند. امانت دار و راستگو هستند. .مسئولیت پذیر برای رفتار خود هستند. در معاشرت با احترام ، و در معاشرت با ادب و با تربیت آنهایی که به بلوغ اخلاقی نرسیدند خسیس هستند، تهمت میزنند و خشونت بکار میبرند و ظالم هستند
۸- بلوغ اقتصادی
چنین اشخاص در کنترل در آمد و مخارج خود هستند. به کار کردن تن می دهند و از لحاظ پولی مستقل هستند. آنها دزدی نمی کند و دنبال مال حلال هستند. مقروض نمی شوند. اهداف اقتصادی دارند و زندگی مالی خود را به موفقیت اداره می کند.
۹- بلوغ جسمی
رشد جسمی به این معنی است که اندام بزرگ سال را پیدا کرده اید.
۱۰- بلوغ جنسی
بلوغ جنسی به معنای رسیدن به سن تولید مثل است. هورمون های جنسی فعال می شوند و تمایل به روابط جنسی زیاد می شود.
قبل از اینکه تصمیم ازدواج بگیرید، خیلی صادقانه به ابعاد بلوغ نگاه کنید و از خود بپرسید آیا آمادگی ازدواج را دارید؟
یادداشت | 20 |
| 4 | از والدین محترم تقاضا می کنم قبل از دادن رضایت به فرزندتان برای ازدواج، (هر چند فکر می کنید سن ازدواجش رسیده) لیست بالا را بخوانید. آیا همه این خصوصیت ها را فرزند شما (چه پسر و چه دختر) دارد؟ اگر ندارد اول با فرزندتان صحبت کنید. هر چند با کمال اطمینان خواهد گفت " نگران نباشید، من مثل قدیم که نیستم" به او یادآوری کنید آنهاییکه طلاق می گیرند آنهایی هستند که یکی یا تعدادی از این خصوصیت ها را ندارند، اول بگذار با هم روی این موضوع ها صحبت کنیم و وقتی که هر دو راضی بودیم که این مشکلات بر طرف شده رضایت خواهم داد، ولی در حال حاضر آمادگی ازدواج را نداری.
( موضوع وظیفه والدین قبل از دادن رضایت را در این فصل قسمت 5.10 " رضایت والدین" بررسی خواهم کرد.)
-------------------------------------
نویسنده: فریبرز ورجاوندی.
لینک کانال تلگرام: مسیر خوشبختی
https://t.me/thepathofhappiness
-------------------------------------- | 42 |
| 5 | مسیر خوشبختی
فصل پنجم - طبقه اول زندگی
5 - انتخاب همسر. (بخش 16 و 17)
5.2 - دلایل اشتباه برای ازدواج.
5.2.5 - آیا به بلوغ رسیده اید؟
از کجا باید دانست که برای ازدواج آماده گی دارید، و از کجا بدانید آیا معلومات کافی و مهارت هایی که برای زناشویی موفق لازم است را دارید. از کجا بدانید که آیا میتوانید زناشویی پایداری بسازید یا خیر.
بعضی جوانان، خود را، و بعضی والدین، فرزندان خود را آماده ازدواج می بینند، چون جنبه آمادگی جسمی و جنسی را در نظر می گیرند. در صورتی که جنبه های دیگر است که باعث ازدواج پایدار می شود. آنها نیازهای جنسی را با نیاز به خوشبختی اشتباه گرفته اند.
بسیاری از افراد در سنین جوانی نمی دانند که از زندگی چه می خواهند، و در سال های بعد اولویت های شان تغییر می کند.
همه ما همیشه در حال یاد گیری هستیم . شاید روزی برسد که بتوانیم ادعا کنیم که همه چیز را می دانیم. ولی خیلی مواقع بدون معلومات کافی و بدون مهارتهایی که در زندگی مشترک لازم است ازدواج می کنیم و عاقبت شکست می خوریم.
البته اگر صبر کنیم تا همه چیز در باره زناشویی و مسائلی که ممکن است پیش آید و همه معلومات و مهارتهای لازمه را یاد بگیریم، عمر ما تمام میشود و مجرد مانده ایم. خیلی مواقع آن تجربیات زناشویی است که مهارت های زندگی را به ما یاد می دهد.
ولی بعضی معلومات و مهارت ها را باید قبل از ازدواج یاد گرفت. البته بعد ازدواج هم می شود یاد گرفت ولی ممکن است ندانستن بعضی چیز ها باعث طلاق شود. بعد از طلاق خیلی دیر شده که بگویم "حالا یاد گرفتم."
در لیست زیر مهارت ها و معلوماتی که شما باید قبل از ازدواج کسب کنید را نوشتم، شما میبایست آنها را یاد بگیرید تا مطمئن باشید که در زندگی مشترک تان موفق خواهید بود.
البته ما همیشه در حال یاد گیری هستیم . شاید روزی برسد که بتوانیم ادعا کنیم که همه چیز را می دانیم. ولی خیلی مواقع بدون معلومات کافی و بدون مهارتهایی که در زندگی مشترک لازم است ازدواج می کنیم و عاقبت شکست می خوریم.
البته اگر صبر کنیم تا همه چیز در باره زناشویی و مسائلی که ممکن است پیش آید و همه معلومات و مهارتهای لازمه را یاد بگیریم، عمر ما تمام میشود و مجرد مانده ایم. خیلی مواقع آن تجربیات زناشویی است که مهارت های زندگی را به ما یاد می دهد، ولی تجربه نشان داده شخصی که می خواهد ازدواج کند باید خصوصیت ها و مهارت ها و قابلیت هایی که در زیر نوشتم را داشته باشد، تا بتواند زناشویی موفقی را شروع کند.
لیست زیر را با دقت بخوانید و با کمال صداقت از خودتان سئوال کنید آیا میتوانید به همه آنها جواب مثبت بدهید. اگر توانستید به همه آنها جواب مثبت بدهید برای ازدواج آماده هستید. اگر نتوانستید جواب مثبت بدهید ، کمی صبر کنید و اول این مهارت ها را یاد بگیرید. و اگر فکر می کنید که سن تان دارد بالا میرود و شاید وقت ندارید که پیش نیاز های ازدواج را یاد بگیرید، بهتر است موضوع را خیلی جدی تر بکیرید.
پیش نیازهای ازدواج موفق
۱- چشم خطا پوش داشته باشید.
۲- گذشت داشته باشید.
۳- صبر و سکون داشته باشید.
۴- اعتماد به نفس داشته باشید
۵- عزت نفس داشته باشید
۶- آرامش فکری داشته باشید
۷- به بلوغ معنوی، روانی، عقلی، عاطفی، اجتماعی، فرهنگی، اخلاقی، اقتصادی، جسمی و جنسی رسیده باشید.
۸- احترام به یک دیگر داشته باشید
۹- دروغ نگویید
۱۰- عیب گیر نباشد
۱۱- صادق باشید
۱۲- امین باشید
۱۳- منقطع باشید
۱۴- راضی و شاد باشید
۱۵- متحمل سختی ها باشید
۱۶- روشنفکر باشید
۱۷- وسیع فکر کنید
۱۸- تحصیلات داشته باشید
۱۹- حسود نباشید
۲۰- به یکدیگر اعتماد داشته باشید
۲۱- قابل اعتماد باشید
۲۲- خوشبین باشید
۲۳- امیدوار باشید
۲۴- در انجام کارهای خانه سهیم باشید
۲۵- مرد سالار یا زن سالار نباشید
۲۶- خشونت بکار نبرید
۲۷- ناز پرورده نباشید
۲۸- بتوانید خواسته های خود را کنار بگذارید
۲۹- روش تربیت بچه را بدانید
۳۰- در تربیت فرزند با همسر خود مشارکت کنید
۳۱- خصوصیت های مختلف مرد و زن را بدانید.
۳۲- وقتی که اشتباه کردید بتوانید معذرت بخواهید
۳۳- به آسانی بتوانید لغت ببخشید را بکار ببرید
۳۴- قهر نکنید و اهل قهر نباشید
۳۵ برای حل مسائل بتوانید مشورت کنید
۳۶- پر توقع نباشید
۳۷- خود خواه نباشید
۳۸- زود رنج نباشید
۳۹- ولخرج نباشید
۴۰- پول ذخیره کردن را بلد باشید
۴۱ خانواده همدیگر را دوست داشته باشید و احترام بگذارید.
۴۲- ایراد گیر نباشید.
۴۳- نق نزنید.
۴۴- صلح جو باشید
۴۵- مسئولیت پذیر باشید. | 42 |
| 6 | 7.17 خلق و خوی فرزندان ALL.pdf | 43 |
| 7 | والدین نباید وقتی کودک چالشبرانگیز است یا رفتار خوبی ندارد، بیش از حد نگران شوند. آنها باید به طور مناسب و آرام پاسخ دهند و رفتار و رویکرد خود را اصلاح کنند. با کمی بزرگتر شدن، خلق و خوی آنها میتواند بخشی از اشتیاق، عزم و جذابیت آنها شود.
این کودکان با تغییرات دست و پنجه نرم میکنند و به حمایت زیادی از والدین نیاز دارند.
4- کودک فعال:
برخی از روانشناسان دسته چهارم خلق و خو را نیز در نظر میگیرند، که مربوط به کودک فعال است. کودکی سرزنده و پرانرژی که همیشه در حال حرکت است و نمیتواند بیش از چند ثانیه در یک نقطه ساکن شود. به نظر میرسد که آنها انرژی فراوانی دارند. آنها اغلب والدین خود را قبل از اینکه خودشان خسته شوند، خسته میکنند و آنها را تا مرز صبرشان پیش میبرند.
مثال اول.
فرض کنید سه فرزند دارید که هر کدام خلق و خوی متفاوتی دارند،" آسانگیر"،" دیرجوش" و "دشوار".
به آنها میگویید: «بچهها، زود آماده شوید، باید برویم خرید."
کودک اول، کودک "آسانگیر" فوراً لباس میپوشد و آماده رفتن میشود و مشتاق خرید است.
کودک دوم، برای کودک "دیرجوش" باید توضیح داده شود که چرا باید به خرید بروید و به کدام مرکز خرید باید بروید. سپس او آماده میشود.
کودک سوم، کودک "دشوار"، مادر باید تشخیص دهد که برای آماده شدن به بیست دقیقه زمان اضافی نیاز دارد و باید ده بار به او یادآوری شود که عجله کند و احتمالاً شکایت میکند که به هر حال نمیخواهد به خرید برود.
مثال دوم.
شما با همان سه فرزند در یک جشن تولد شرکت میکنید.
کودک "آسانگیر" مایه شادی مهمانی است، به راحتی با مردم کنار میآید، حتی اهل خوشگذرانی است و وقتی از او خواسته میشود، یک جک تعریف میکند همه را می خنداند.
کودک "دیرجوش" تا زمانی که نزدیک مادر باشد، از بودن در آنجا خوشحال به نظر میرسد.
کودک "دشوار (سختگیر)" شکایت میکند که مهمانی کسلکننده است و ترجیح میدهد به خانه برود.
در چنین مواقعی وظیفه والدین دشوار است. یک فرزند بهانه می گیرد که خوابش می آید، یکی گریه می کند و دلیلش معلوم نیست، دیگری مشغول بازی با همسن و سال های خودش است و نمی خواهد مهمانی را ترک کند. یک والد صبور پر محبت و همدل، هر کودک را بر اساس خلق و خوی اش راهنمایی میکند تا از مهمانی لذت ببرد و خوش بگذراند.
بدیهی است والدینی که از خلق و خوی متفاوت فرزندان شان به خوبی آگاه هستند، برای مقابله با چنین شرایطی آمادگی کامل دارند و میدانند برای آرام کردن هر کودک چه کاری باید انجام دهند و به این ترتیب فشار کمتری بر کل خانواده وارد میکنند. و به این ترتیب مهمانی بدون ناراحتی، عصبانیت و ناامیدی به خوبی پیش خواهد رفت و به همه خوش خواهد گذشت.
-------------------------------------
نویسنده: فریبرز ورجاوندی
لینک کانال تلگرام: مسیر خوشبختی
https://t.me/thepathofhappiness
لینک کانال تلگرام: مسیر خوشبختی فایل های صوتی
https://t.me/thepathofhappiness2
-------------------------------------- | 42 |
| 8 | مسیر خوشبختی
فصل هفتم- طبقه سوم زندگی
۷- تربیت فرزند.
7.17- اهمیت شناخت خلق و خوی فرزند (بخش 3)
7.17.4- چگونه میتوانیم نوع خلق و خوی کودک را تشخیص دهیم؟
به طور کلی کودکان از نظر خلق و خو به سه نوع تقسیم میشوند.
برخی از کودکان آرام و سازگار هستند، معمولاً صبور، خوشبرخورد و آراماند. این کودکان اغلب با تجربههای جدید بهخوبی کنار میآیند و نسبت به موقعیتهای تازه نگرش مثبتی دارند.
رخی از کودکان دیرجوش و خجالتی هستند، برای احساس راحتی و صمیمی شدن با دیگران به زمان بیشتری نیاز دارند.
برخی دیگر از کودکان چالشبرانگیزتر یا سختگیرتر هستند. این کودکان معمولاً در کنترل و بیان احساسات خود دشواری بیشتری دارند و ممکن است واکنشهای هیجانی شدیدتری نشان دهند.
با مشاهده رفتار، واکنشها و ترجیحات فرزندمان، میتوانیم به بینشهایی در مورد نوع خلق و خوی او دست یابیم و ویژگیهای منحصر به فرد او را بهتر درک کنیم.
در حالی که نباید به فرزندان مان "برچسب" بزنیم، شناخت خلق و خوی آنها میتواند راهی مفید برای درک چگونگی و چرایی واکنش آنها به شیوهای که انجام میدهند باشد. ما نمیتوانیم خلق و خوی آنها را تغییر دهیم، اما میتوانیم انتظارات و واکنشهای خود را بر اساس خلق و خوی خاص آنها تغییر دهیم.
نکته مهم دیگری که باید در اینجا به آن توجه داشت این است که خواهر و برادرها همیشه خلق و خوی یکسانی ندارند. یک کودک ممکن است در گروه خلق و خوی "آسان") قرار گیرد در حالی که کودک دیگر ممکن است "دشوار" تلقی شود.
شناخت خلق و خوی کودک میتواند به والدین کمک کند تا متوجه شوند که رفتار فرزندشان تا حدودی یک الگوی ذاتی و خارج از کنترل آنها است. با دانستن این موضوع، والدین ممکن است استرس و نگرانی کمتری نسبت به کودک داشته باشند و او را بهتر درک کنند، محیط بهتری ایجاد کنند و ارتباط مؤثرتری با فرزندشان برقرار کنند.
همچنین لازم به ذکر است که بیماریهای مزمن یا فشارهای عاطفی و جسمی میتوانند باعث مشکلات رفتاری شوند که اصلاً به خلق و خو مربوط نمیشوند.
1- کودک "آسان گیر، صبور و خوش برخورد".
ویژگیهای کودکان آسان گیر:
کودکان"آسان گیر" تمایل دارند به شیوهای مثبت به جهان پاسخ دهند. هنگام مواجهه با یک موقعیت ناامیدکننده، معمولاً این کار را با اضطراب نسبتاً کمی انجام میدهند.
چنین کودکان عموماً شاد و سازگار هستند، روال مشخصی دارند و به خوبی با تغییرات سازگار میشوند. آنها آرام و خونسرد هستند.
عموماً شاد هستند.
انعطافپذیر هستند.
روالهای منظمی دارند.
اجتماعی هستند و به راحتی با مردم گرم میگیرند.
کلاً اشخاصی مثبت هستند.
به راحتی آرام میشوند و به ندرت ناراحت میشوند.
به خوبی با تغییرات سازگار میشوند.
الگوهای منظمی برای غذا خوردن و خوابیدن دارند.
با ملاقات با افراد جدید راحت هستند.
به ندرت ناامید یا عصبانی میشود.
سطح فعالیت کم تا متوسطی دارند.
2- کودک دیرجوش، مردد یا خجالتی.
ویژگیهای کودکان "دیر جوش".
نوزادان، کودکان نوپا و پیشدبستانی در ملاء عام بیشتر از خانه خود مردد هستند.
چنین کودکان دیر با محیط و افراد ناآشنا سازگار میشوند.
هنگام اولین ملاقات با افراد و شرایط جدید تمایل به کنارهگیری دارند.
آنها معمولاً پس از آشنایی بیشتر، افراد و موقعیتهای جدید را بیشتر میپذیرند.
محتاط هستند.
آنها خجالتی هستند و از افراد و موقعیتهای ناآشنا کنارهگیری میکنند.
در ملاقات با افراد جدید مردد هستند.
در موقعیتهای جدید محتاط و مضطرب هستند.
آنها ممکن است از اضطراب جدایی رنج ببرند.
سطح فعالیت آنها کم تا متوسط است.
شدت ابراز خلق و خوی آنها کم است.
برای سازگاری با افراد جدید به زمان نیاز دارد.
3- کودک دشوار و چالشبرانگیز:
ویژگیهای کودکان "دشوار و سخت گیر"
آنها به سختی راضی میشوند یا مستعد کجخلقی هستند.
ممکن است لجباز باشند و به راحتی با موقعیتهای جدید سازگار نشوند.
برخی از کودکان با خلق و خوی چالشبرانگیزتر ممکن است در سازگاری با مدرسه مشکل داشته باشند.
ممکن است مشکلات رفتاری بیشتری داشته باشند.
به موقعیتهای جدید واکنش شدید و منفی نشان میدهند.
روالهای نامنظم دارند.
سریع به گریه می افتند.
ممکن است به عنوان یک کودک بهانهگیر طبقهبندی شوند.
آنها هم ممکن است گاهی اوقات انفجاری، لجباز و بدرفتار باشند.
معلمان آنها ممکن است از مشکلات شان در کلاس یا در زمین بازی شکایت کنند.
ممکن است در خوب بازی کردن با سایر کودکان مشکل داشته باشند.
به راحتی با سایر کودکان درگیر میشوند.
انرژی بالا و شدت عمل بالا دارند.
به سختی راضی میشوند.
خود را به شدت ابراز میکنند.
در برخورد با موقعیتها و افراد جدید مشکل دارند
زود عصبانی میشوند و احساسات خود را به شدت ابراز میکنند.
وقتی کودکان خلق و خوی مستعد درگیری دارند، معمولاً مشکلات رفتاری بیشتری دارند. | 31 |
| 9 | بهترین راه برای زندگی مسالمتآمیز با کودکان، تشخیص این واقعیت است که (به احتمال زیاد) خلق و خوی هر یک از فرزندان شما با یکدیگر متفاوت است و نباید انتظار داشته باشیم که آنها دقیقاً به یک موقعیت واکنش یکسانی نشان دهند یا به یک دستور یا درخواست به یک شیوه پاسخ دهند. اغلب واکنش آنها از روی نافرمانی یا بیادبی نیست، بلکه فقط به دلیل خلق و خوی متفاوت آنها است.
والدین نهتنها باید ویژگیهای خلقوخو و شخصیت هر یک از فرزندان خود را بشناسند، بلکه باید با هر فرزند متناسب با خصوصیات منحصربهفرد او رفتار کنند تا بتوانند بهترین نتیجه را در تربیت و آموزش او به دست آورند و زمینه رشد و شکوفایی هر کودک را فراهم کنند.
هنگامی که نوع خلقوخوی فرزندمان را بشناسیم، راحتتر میتوانیم مسائل را از دیدگاه او ببینیم و درک کنیم چرا در موقعیتهای مختلف به شیوهای خاص رفتار یا واکنش نشان میدهد.
اگر رویکرد خود را متناسب با نیازها و ویژگیهای منحصربهفرد هر کودک، حتی با تغییرات کوچک، تنظیم کنیم، احتمال نافرمانی، استرس و اضطراب برای همه کمتر خواهد شد.
برخی از کودکان ویژگیهای چالشبرانگیزتر و شاید دشوارتری دارند. آنها اغلب در مدیریت و ابراز احساسات خود با مشکل مواجه هستند. (1)
یادداشت.
(1) خلق و خوی کودکان.
حدود ۴۰ درصد از کودکان دارای خلق و خوی "آسان" در نظر گرفته میشوند.
حدود ۱۵ درصد از کودکان دارای خلق و خوی "مردد یا خجالتی" هستند.
حدود ۱۰ درصد از کودکان دارای خلق و خوی "دشوار" هستند.
حدود ۳۵ درصد از کل کودکان ترکیبی از خلق و خوها را دارند.
-------------------------------------
نویسنده: فریبرز ورجاوندی
لینک کانال تلگرام: مسیر خوشبختی
https://t.me/thepathofhappiness
-------------------------------------- | 31 |
| 10 | مسیر خوشبختی
فصل هفتم- طبقه سوم زندگی
7- تربیت فرزند.
7.17- اهمیت شناخت خلق و خوی فرزند. (بخش 1 و 2)
فهرست.
7.17.1- خلق و خو چیست؟
7.17.2- اهمیت شناخت خلق و خوی کودک.
7.17.3- در تربیت فرزند چرا شناخت خلق و خو مهم است.
7.17.4- چگونه میتوانیم نوع خلق و خوی کودک را تشخیص دهیم؟
7.17.5- شناسایی انواع مختلف خلق و خو.
7.17.6- درک ویژگیهای خلق و خو.
7.17.7- چگونه شخصیت فرزندم را پرورش دهم؟
7.17.8- پرورش شخصیت فرزندان.
7.17.9- شناخت نقاط عطف رشد.
7.17.10- چگونه میتوانم نقاط عطف رشد فرزندم را تشخیص دهم؟
7.17.11- تأثیر خلق و خو بر فرزندپروری.
7.17.12- روابط والدین و فرزندان
7.17.13- انتظارات واقعبینانه از کودکان.
7.17.14- خلق و خوی فرزند خود را بشناسید.
7.17.15- خلق و خوی فرزندتان چیست؟
7.17.16- خلق و خوی فرزند خود را بپزیرید.
7.17.17- رابطه خلق و خو و شخصیت.
7.17.18- ویژگی های اصلی خلق و خو.
---------------------------------------
7.17.1- خلق و خو چیست؟
خلق و خو اصطلاحی است که سبک عاطفی و سهولت سازگاری کودک را توصیف میکند. این یک روش فردی برای،
1- پاسخ به دنیای اطراف خود.
2- نحوه تعامل با دیگران.
3- نحوه برخورد با موقعیتهای جدید.
4- نحوه برخورد به احساسات خاص است.
5- و نحوه تعامل و ساماندهی با جهان است.
خلق و خو مجموعهای از ویژگیهای ذاتی است که با آنها بدنیا می آییم. این ویژگیها، همراه با تأثیرات فرهنگی و تجربیات زندگی، نقش عمدهای در رشد یک شخصیت متمایز بازی می کنند. تحقیقات از این ایده پشتیبانی میکند که خلق و خو منعکس کننده تفاوتهای فردی است و پایههای ژنتیکی، بیولوژیکی و عصبی دارد.
ما میتوانیم خلقوخوی فرزندانمان را از سنین بسیار پایین تشخیص دهیم. هرچند این ویژگیها در طول زندگی نسبتاً پایدار باقی میمانند، اما با افزایش سن کودک، کسب تجربه و بهکارگیری سبک فرزندپروری مناسب از سوی والدین، میتوان آنها را تا حدی اصلاح کرد، تغییر داد و با شرایط محیطی سازگار ساخت.
خانواده، مدرسه و جامعه نیز در شکلگیری شخصیت کودکان نقش دارند. ویژگیهای ذاتی، نحوه واکنش کودک به موقعیتهای مختلف، تعامل با دیگران، پردازش اطلاعات، حساسیت عاطفی، سازگاری، سطح فعالیت، نحوه تفکر، احساس و رفتار کودک، محیط و سلامت او نیز میتواند بر خلق و خوی کودک تأثیر بگذارد.
درک خلق و خوی کودک مهم است، نه تنها به این دلیل که نحوه واکنش کودکان به دنیای اطراف شان را تعیین میکند، بلکه به این دلیل که بر نحوه مدیریت احساسات، تنظیم رفتار، نحوه تعامل با افراد جدید و نحوه سازگاری با موقعیتهای جدید تأثیر میگذارد.
این ویژگی تا حدودی تحت تأثیر تجربیات زندگی و تعاملات آنها با دیگران تغییر میکند.
7.17.2- اهمیت شناخت خلق و خوی کودک.
1- درک خلق و خو و شخصیت فرزند برای رشد و تکامل کلی او بسیار مهم است.
به عنوان والد، شناخت خلق و خو و شخصیت فرزندتان در ارائه بهترین رویکرد فرزندپروری بسیار مهم است. شناخت فردیت آنها میتواند به ما در ایجاد رابطه بهتر و حمایت از رشد و تکامل آنها کمک کند و حمایت لازم را برای کمک به آنها در رسیدن به پتانسیل کامل شان فراهم کند.
2- هر کودکی منحصر به فرد است و والدین به رویکرد متفاوتی برای فرزندپروری هر فرزند نیاز دارند. درک خلق و خوی فرزندان مهم است زیرا به والدین کمک میکند استراتژیهای خود را تطبیق داده و حمایتی را که برای تبدیل شدن به بهترین خودشان نیاز دارند، فراهم کنند، رویکرد فرزندپروری خود را با نیازهای فردی آنها تطبیق دهند و رشد و تکامل کلی آنها را ارتقا دهند.
3- خلق و خوی کودک بر رفتار، احساسات و واکنشهای او به موقعیتهای مختلف تأثیر میگذارد.
4- کودکان ممکن است انواع خلق و خوی مختلفی را از خود نشان دهند.
5- خلق و خوی کودک میتواند بر سبک و رویکرد فرزندپروری والدین تأثیر بگذارد.
6- پرورش شخصیت فرزندتان میتواند به آنها در توسعه نقاط قوت، علایق و استعدادهای شان کمک کند.
به عنوان والدین، درک خلق و خوی و شخصیت فرزندتان برای حمایت از رشد و تکامل آنها ضروری است. با شناخت ویژگیهای فردی آنها، میتوانید رویکرد خود را در فرزندپروری متناسب کنید و راهنمایی و پشتیبانی لازم را برای پیشرفت فرزندان خود فراهم کنید.
درک خلق و خوی فرزندتان میتواند به شناسایی نقاط قوت، نقاط ضعف و نیازهای منحصر به فرد او کمک کند، و تضمین کند که شخصیت او را پرورش میدهید و در عین حال او را در مراحل مهم رشد راهنمایی میکنید. بسیار مهم است که نقاط قوت او را بشناسید و تحسین کنید، در چالشهایش از او حمایت کنید و یک رابطه قوی و مثبت بین والدین و فرزند ایجاد کنید که سلامت عاطفی او را تقویت کند.
7.17.3- در تربیت فرزند چرا شناخت خلق و خو مهم است. | 34 |
| 11 | ن عزیز و همراهان گرامی.
هفته گذشته قسمت 7.16 " پرورش شخصیت کودکان" را تمام کردم. از این هفته با قسمت بعد 2.17 "خلق و خوی فرزندان" ادامه میدهم.
فریبرز ورجاوندی | 33 |
| 12 | 5.2.2 انتخاب همسر (بخش 13 الی 15).pdf | 51 |
| 13 | 4- آیا امکان دارد به دلیل اینکه عاشق او هستم معایب او را نمی بینم..
من عاشق او هستم، جواب خوبی است، ولی پاسخ کافی برای ازدواج نیست. با وجودیکه اغلب جوانها، عاشق بودن را دلیل ازدواج می بینند، (و عاشق بودن مهم است،) ولی برای موفقیت در زندگی مشترک تنها عاشق بودن کافی نیست. همه آنهایی که طلاق می گیرند روزی عاشق همدیگر بودند. آن عشق چطور شد؟ این نشان میدهد که عاشق بودن، نتوانست زناشویی آنها را پایدار نگه دارد.
-------------------------------------
نویسنده: فریبرز ورجاوندی.
لینک کانال تلگرام: مسیر خوشبختی
https://t.me/thepathofhappiness
لینک کانال تلگرام: مسیر خوشبختی فایل های صوتی
https://t.me/thepathofhappiness2
-------------------------------------- | 50 |
| 14 | مسیر خوشبختی
فصل پنجم - طبقه اول زندگی
5 - انتخاب همسر. (بخش 15)
5.2 - دلایل اشتباه برای ازدواج.
5.2.2 - آیا زیر فشار ازدواج می کنید. (ادامه از دیروز)
مثال دوم
مردی در مشاوره با من چنین گفت. من هیچوقت نمی خواستم ازدواج کنم .از سن دوازده سالگی می دانستم که من
همجنس گرا هستم. با وجودیکه این موضوع را هیچ وقت با والدینم مطرح نکردم ولی می دانستم که آنها متوجه شده بودند. آنها هیچوقت این موضوع را قبول نکردند. با وجودیکه دفعات متعددی به آنها گفته بودم که هیچوقت با زنی ازدواج نمی کنم، همیشه اصرار داشتند که ازدواج کنم و همیشه دخترهای مناسب برای ازدواج به من پیشنهاد می کردند. ولی من می دانستنم آنها تنها فکر آبروی خودشان هستند و حتی باور داشتند که اگر من ازدواج کنم مسائلم حل می شود و "نرمال" خواهم شد.
زیر فشار آنها و به دلیل اینکه آبروی آنها (و خودم) را حفظ کنم ازدواج کردم. ولی از روز اول ازدواج میدانستم که نه تنها خودم را بدبخت کردم بلکه می دانستم یک زنی را نیز بدبخت کردم.
او ادامه داد. ما دو فرزند داریم. آنها سختی زیادی کشیدید چون من و همسرم همیشه روی موضوع سکس مسئله داشتیم و اختلاف های ما همیشه منجر به داد و بیداد و جنگ و دعوا می شد. در چنین محیطی هر چهار نفر ما صدمه دیدیم و همه افسرده شدیم.
او ادامه داد. چرا من نتوانستم که زیر فشار والدینم مقاومت کنم ، چرا زندگی چهار نفر را از بین بردم. چرا آنقدر ضعیف بودم که حقیقت را قبل از ازدواج به همسرم نگفتم تا فکر ازدواج با من را از کله اش بیرون کند و از این بدبختی همه را نجات بدهم. (۱)
(1) موضوع هم جنس گرائی و همجنس بازان موضوع بسیار وسیع و پیچیده ای است. در فصل ششم، (زناشوئی پایدار، قسمت 6.3.8 - مساله همجنس گرائی ) این موصوغ را بررسی می کنم.
ازدواج هم جنس گرا با جنس مقابل هیچوقت موفق نمی شود، و هم جنس گرا را نرمال نمی کند، بلکه باعث بدبختی هر دو شده روزی منجر به تنفر و طلاق می شود.
5.2.3 آیا برای ازدواج عجله می کنید؟
ازدواج باید ابدی باشد. به این دلیل نبایست در انتخاب همسر عجله کرد.
بعضی مواقع خود ما عجله برای ازدواج داریم. بعضی مواقع والدین ما عجله دارند که ما را هر چه زودتر زن یا شوهر بدهند. بعضی مواقع طرف مقابل یا خانواده او هستند که ما را زیر فشار می گذارند که عجله کنیم.
عجله در ازدواج هیچوقت باعث دوام آن زناشویی یا پایداری آن زناشویی نمی شود.
شما باید خیلی هشیار باشد وقبل از اینکه آماده نشده اید نبایست به هیچ دلیل عجله کنید. عجله باعث می شود اشتباه کنید.
۱. دلایل عجله از طرف خودمان
1- اگر او را رد کنم ممکن است خواستگار دیگری برایم نیاید.
اگر با او ازدواج نکنم دختر ها / پسر های دیگر او را می قاپند.
۲. دلایل عجله از طرف والدین
1- بنظر می اید از همه لحاظ مناسب است.
2- شخصی بهتر از او پیدا نمی کنی .
3- اگر عجله نکنی دخترهای / پسرهای دیگر او را می قاپند.
4- هر چه زودتر ازدواج کن که آبروی ما نرود.
5- اگر آنها متوجه شدند ممکن است با تو ازدواج نکند.
6- دختری به این زیبایی دیگر پیدا نمی کنی.
7- پسری به این پولداری دیگر پیدا نمی کنی.
8- دیگر جوان نیستی که همه را رد می کنی.
۳. دلایل عجله از طرف مقابل.
من تا دو ماه دیگر باید کارم را در شهرستان شروع کنم باید عجله کنیم.
وقت زیاده که بعد از ازدواج همدیگر را بشناسیم.
امثال چنین حرف ها زیاد است ولی هیچ کدام نه منطقی است نه انصاف. حتی اگر حقیقت دارند، گناه است که با چنین دلایل فشار روی کسی (یا روی خود) بیاورید وقتی که در عمق وجودتان هنوز مطمئن نیستید که می خواهید با چنین شخصی ازدواج کنید، یا هنوز او را نمی شناسید یا آمادگی ازدواج ندارید.
خیلی مهم است که هیچوقت زیر هیچ نوع فشار تن به ازدواج ندهید. امکان اشتباه زیر چنین فشار (که عجله کن) هیچوقت باعث خوشبختی نشده و نمی شود.
شاید به دلایل زیر فعلاً عجله ای برای ازدواج ندارید.
1-. نمی خواهید بی پول ازدواج کنید. چند سالی می خواهید کار کنید و پول ذخیره کنید.
2-. می خواهید صبر کنید تا به سنی برسید که بنظر شما سن بهتری برای ازدواج است.
3- هنوز دلخواه خود را پیدا نکردید و عجله ای ندارید.
4- اول می خواهید تحصیلات خود را تمام کنید و بعد ازدواج کنید.
5- می خواهید ازدواج کنید ولی فعلاً اهداف مهمتر از ازدواج دارید.
6-. اهل ازدواج نیستید و تصمیم دارید فعلاً مجرد بمانید.
5.2.4 - آیا در حال حاضر هر دو آمادگی ازدواج را دارید؟
خیلی سئوالها هست که قبل از تصمیم ازدواج می بایست از خود بپرسید. برای مثال ،
1- آیا من شخصیت سازگاری دارم تا بتوانم تمام پستی بلندی های زندگی را تحمل کنم و بتوانم زندگی خوشبختی با همسرم داشته باشم.
2- آیا آمادگی ازدواج دارم؟ (سن من ،موقعیت من ، آرزوها و اهداف شخصی من، بلوغ فکری من و . . . )
3- دلیلی که میخواهم ازدواج کنم چیست. | 40 |
| 15 | مطمئن باشید چنین فشار ها نه عاقبت خوبی دارد و نه دلیل خوبی برای ازدواج است. وقتی که خودتان می دانید نه آمادگی ازدواج دارید و و نه می خواهید ازدواج کنید و نه با شخصی که به شما پیشنهاد می شود می خواهید ازدواج کنید، دلیلی ندارد برای خوشی دیگران ازدواج کنید ولی خودتان خوشبخت نشوید.
متأسفانه زیر فشار نمی توانیم واضح فکر کنیم، و امکان اشتباه بیشتر می شود.
در چنین مواقع جواب منفی دادن خیلی بهتر است، تا بتوانید سر صبر تصمیم خود را بگیرید. بهتر است بگویید، "من اصلاً قصد ازدواج ندارم". یا " من فعلاً تصمیم ازدواج ندارم " یا بگویید " فعلاً برای من مهمتر است تحصیلاتم را تمام کنم. "
بهترین جواب به چنین فشار ها این است که خودتان را ناراحت نکنید، و اهمیتی ندهید. ولی اگر مجبور شدید جوابی بدهید این است که بگویید، "فعلاً که تصمیم ازدواج ندارم ولی مطمئن باش وقتی که تصمیم ازدواج گرفتم اولین کسی که بهش بگویم تو خواهی بود." و وقتي كسي از شما سؤالي مي پرسد كه نمي خواهيد پاسخ دهيد ، لبخندي بزنيد و بگوييد "چرا مي خواهي اين را بداني؟" و موضوع را تمام کنید.
به یاد داشته باشید زندگی، زندگی شما است و اگر اشتباهی شد آن شما هستید که دردش را باید تحمل کنید و زجر بکشید. عمر، عمر شما است و تصمیم ازدواج باید تصمیم شما باشد نه دیگران.
3 - فشار از طرف شخص مقابل.
هیچکس نباید زیر فشار از طرف مقابل ، رضایت به ازدواج بدهد. این یک تصمیمی برای بقیه عمر است، و شش ماه حتی یک سال تأخیر، تا در فکرتان آماده بشوید مهم نیست. تا روزی که یک طرف آمادگی ازدواج ندارند یا مطمئن نیست، هیچکس و هیچکس حق ندارد او را زیر فشار بگذارد که هر چه زودتر باید تصمیم بگیرد.
چه والدین شما باشند، چه دوستان و چه شخص مقابل. باید از آنها بپرسید،
چرا من را زیر فشار می گذارید که ازدواج کنم.
چرا در ازدواج کردن با من عجله داری.
چرا در زندگی من دخالت می کنید.
بعضی مواقع طرف مقابل ممکن است شما را تهدید کند و بگوید، " اگر الآن با من ازدواج نکنی (برای مثال) مطمئن می شوم مرا را دوست نداری و نمی خواهی با من ازدواج کنی." از این راه شما را زیر فشار می گذارد، و شما به ترس اینکه او را از دست بدهید رضایت به ازدواج می دهید. آیا متوجه هستید که او شما را تهدید کرد؟ ممکن است که زیر فشار رضایت بدهید، ولی نمی توانید مطمئن باشید که او همیشه به شما احترام خواهد گذاشت. کسی که از آغاز زندگی، شما را زیر فشار قرار می دهد که تصمیم بگیرید، تا آخر عمر شما را زیر فشار خواهد گذاشت چون متوجه شده که شما زیر فشار خواست های خود را پایمال می کنید.
--------------------------------------
نویسنده: فریبرز ورجاوندی.
لینک کانال تلگرام: مسیر خوشبختی
https://t.me/thepathofhappiness
-------------------------------------- | 58 |
| 16 | مسیر خوشبختی
فصل پنجم - طبقه اول زندگی
5 - انتخاب همسر. (بخش 13 و 14)
5.2 - دلایل اشتباه برای ازدواج.
5.2.2 - آیا زیر فشار ازدواج می کنید؟
دخالت در تصمیم گیری برای ازدواج دیگران و آنها را زیر فشار گذاشتن، و باعث عذاب وجدان آنها شدن، یکی از خصوصیت های بسیار مضر و ناراحت کنند فرهنگ ما است، و بیشتر مواقع باعث کدورت و ناراحتی های زیادی می شود و معمولاً عاقبت خوبی ندارد. خیلی مواقع به ما فشار آوره می شود که هر چه زودتر برای ازدواج تصمیم بگیریم.
هیچ وقت و به هیچ دلیلی نبایست کوچکترین تصمیمی زیر فشار گرفت، چه رسد تصمیم ازدواج که مهمترین تصمیم زندگی ما است. اشتباه بزرگی است که زیر فشار، بدون اینکه آمادگی داشته باشیم مجبورمان کنند که ، "همین امروز، نه همین الان باید تصمیم بگیری."
بعضی مواقع بدون اینکه خودمان متوجه شویم، و بعضی مواقع خیلی آگاهانه ، دیگران را زیر فشار می گذاریم تا هر چه زودتر تصمیم بگیرند و رضایت به ازدواج بدهند.
بعضی مواقع بدون اینکه خودمان متوجه بشویم زیر فشار دیگران ازدواج می کنیم و بعداً متوجه می شویم چه اشتباه بزرگی کردیم.
1- فشار از طرف والدین.
متأسفانه در فرهنگ ما، بعضی مواقع والدین خودمان بیشترین فشار را روی ما می گذارند که ازدواج کنیم. برای مثال می گویند،
1- " آرزو دارم که من هم مثل هم سن و سال هایم نوه داشتم."
2- "وقت ازدواجت رسیده"
3- "تصمیم ازدواج نداری؟ مگر سالم نیستی."
4- " من پسر/ دختر خوبی میشناسم که خیلی مناسب تو است"
5- "قبل از اینکه بمیرم میخواستم تو را در لباس عروسی/ دامادی ببینم"
6- "مردم دارند حرف در می آورند که تو چرا با این سنت ازدواج نکرده ای."
7- " تا کی می خواهی خانه مادر پدرت زندگی کنی."
8- " آیا مسائلی داری که به ما نمی گویی؟"
9- تا همه پسرها / دخترهای خوب ازدواج نکردند بهتر است یکی رو انتخاب کنی."
10- چرا با این شخص ازدواج نمی کنی، او بهترین خواستگاری است که تا بحال داشتی، یا، بهترین دختری بود تا امروز خواستگاری رفتیم.
چنین انتظارات و کنایه ها از طرف والدین اعصاب فرزندان را خرد می کند و ممکن است زیر چنین فشار ها بدون رضایت کامل تن به ازدواجی بدهند که مناسب نیست.
در چنین موارد نبایست به کسی اجازه داد، مخصوصاً وقتی که آنها والدین خود شما هستند، که به شما بگویند "وقت ازدواجت رسیده." یا بگویند " باید عجله کنی." یا " این بهترینی است که تا بحال . . ." و امسال !!
مثال اول
مردی که تصمیم طلاق گرفته بود برای مشورت به دیدن من آمد.
صحبت ما به این مرحله رسید. او گفت،
" قبل از ازدواج میدانستم که نبایست با او ازدواج کنم. انموقع میدانستم ازدواج ما موفق نخواهد شد."
پرسیدم چطور؟
گفت، " دوران نامزدی بود که متوجه شدم که اخلاق من و نامزدم بسیار مختلف است، اهداف ما متفاوت است و چیز هایی که او از ازدواجش انتظار داشت بکلی از انتظارات من متفاوت بود."
به او گفتم" با وجودیکه میدانستی ازدواجت موفق نمی شود چرا نامزدیت را بهم نزدی و با او ازدواج کردی."
گفت،" اواسط دوران نامزدی مان بود که متوجه شدم که اگر با نامزدم ازدواج کنم اشتباه بزرگی خواهم کرد و باعث بدبختی هر دو خواهد شد. به دیدن پدرم رفتم و با او گفتم که من نمیخواهم با نامزدم ازدواج کنم و دلایلش را به او گفتم. او از حرف های من بسیار ناراحت شد و به من گفت، " تو که نمی توانی نامزدیت را بهم بزیی. می خواهی آبروی خانواده را ببری؟"او گفت تو فکرهایت را میبایست قبل از نامزدی می کردی حالا دیر شده. و گفت، مردم چه خواهند گفت که چطور شد بعد از نامزدی تصمیم گرفتی آنرا بهم بزنی؟ من برای سالن و کیترر!!! کلی پول دادم آن پول را که نمی توانم پس بگیرم. همه دعوت نامه ها برای جشن عقد و عروسی فرستاده شده و با عاقد برنامه تهیه کرده ایم. بعد فکر کن چه آبروریزی برای خانواده عروس می شود که تو به دخترشان اینطور تهمت میزنی. حالا چه خرج هایی کردند، لباس عروسی خریدند و برای جهیزیه تدارک دیدند. "
من به پدرم گفتم" پدر من او را دوست ندارم و می دانم خوشبخت نخواهیم شد. او گفت، " بعد ازدواج خواهی فهمید چقدر او را دوست داری."
باوجود تلاش من و دیگران آن دو طلاق گرفتند.
خواننده عزیز متوجه می شود که پدر فکر خوشبختی فرزندش نبود. فکر خرج هایی که که کرده بود و آبروی خودش بود. البته وقتی که پسرش طلاق گرفت آبرویش بیشتر رفت. پدر نه تنها پسر خود و همسرش را بدبخت کرد بلکه دو فرزندی که آنها داشتند.
2- فشار های دوستان که،
۱- " فلان شخص خیلی برای تو مناسبه، میخواهی معرفیش کنم؟ "
۲- "همه پشت سرت حرف در آورند که چرا ازدواج نمی کنی. "
۳- "دیگه سخت گیر نباش، پسر / دختر به این خوبی پیدا نمی کنی."
۴- " حیف میشه اگر ردش کنی، شنیدم پسر / دختر خوبیه." | 44 |
| 17 | 7_16_14_پرورش_شخصیت_در_کودکان_بخش_13_الی_15.pdf | 50 |
| 18 | مسیر خوشبختی
فصل هفتم - طبقه سوم زندگی
7- تربیت فرزند.
7.16- پرورش شخصیت در کودکان. (بخش 15)
7.16.15- فرزندان در خانه تربیت می شوند.
وقتی کودک بزرگ شد و شروع به رفتار بد و غیر اخلاقی کرد، والدین از خود می پرسند چطور شد که فرزندشان این گونه رفتار می کند؟ سپس شروع به جست و جوی برای پیدا کردن مقصر می کنند و همه را به خاطر گمراه کردن فرزندشان سرزنش می کنند.
به همان اندازه که ممکن است کسی یا چیزی باعث گمراهی فرزندشان شده باشد، والدین متوجه نیستند که خانه جایی است که شخصیت ها ساخته می شوند. والدین باید برای ساختن شخصیت فرزندان شان بسیار هوشیار باشند و آگاهانه عمل کنند. فرآیند شخصیت سازی توسط والدین از ابتدای زندگی کودک شروع می شود و تا بیست سالگی باید ادامه داشته باشد.
آموزش ادب به کودکان و خوب رفتار کردن در مقابل مهمان به تنها یی کافی نیست. مهمترین کاری که والدین می توانند برای فرزندان خود انجام دهند این است که فضائل را به آنها یاد بدهند و به آنها کمک کنند تا آن فضائل را به کار گیرند. به این ترتیب شخصیت کودک به تدریج شکل می گیرد. مهم است که رفتار روزانه والدین طبق همان فضائلی باشد که می خواهند به فرزندان خود یاد بدهند.
7.16.16 - چگونه کودکان را با شخصیت تربیت کنیم؟
مسائل بسیاری وجود دارد که والدین باید قبل از شروع آموزش فرزندان خود در نظر بگیرند. برای ایجاد اصول اخلاقی در کودک باید از محدودیت های فرهنگ، مذهب و ملیت فراتر برویم.
به فرزندان خود بیاموزید،
1- به این فکر کنند که وقتی با یک معضل اخلاقی مواجه می شوند چه می کنند و چرا تصمیم خاصی را می گیرند.
2- از خود بپرسند که فکر می کند چه چیزی درست یا اشتباه است و مطمئن شوند که اعمال شان در راستای آن افکار است.
3- مراقب استانداردهای دوگانه باشند، مانند رفتار خوب با یک نفر در حالی که نسبت به دیگری آنقدر مهربان نیستند.
4- دیگران را بر اساس ارزش های شخصی خود قضاوت نکند. برای مثال، اگر او فکر میکند که همه زنان باید محافظهکارانه لباس بپوشند، زیرا معتقد است نوع لباس پوشیدن به روشی غیراخلاقی است، او بر اساس مجموعه استانداردهای خودش، دیگران را قضاوت میکند.
5- تشخیص تفاوت بین یک اصل اخلاقی و چیزی که فرهنگی یا بخشی از تربیت ما است می تواند سخت باشد. ما تمایل داریم فکر کنیم که فرهنگ ما همیشه در مورد همه چیز درست است، در حالی که دیگران با فرهنگ متفاوت ممکن است نوع دیگری فکر کنند.
6- گاهی اوقات می توانند از اصول اخلاقی برای توجیه رفتار بد استفاده کنند. برای مثال دزدی را توجیه می کنند تا بتوانند به فقرا کمک کنند. کمک به فقرا خوب است اما دزدی نیست.
7.16.17- اهمیت آموزش و تربیت شخصیت در مدارس.
تفکر و مراقبت از دیگران پایه و اساسی است که شخصیتها بر اساس آن ساخته میشوند.
روابط محکم بر اساس شخصیت خوب ساخته میشوند. فرزندان ما شادتر، دلسوزتر، بخشندهتر و مسئولیتپذیرتر خواهند بود، زیرا در مدرسه به آنها آموزش داده میشود که به نیازهای دیگران فکر کنند. همکاری، تحمل و کارهای گروهی نمونههایی از مهارتهای اجتماعی هستند که میتوانند به کودکان ابزار و فرصت بدهند تا آنها را مستقیماً تجربه کنند. مدرسه محیط ایدهآلی برای کودکان است تا ارتباط برقرار کردن، به اشتراک گذاشتن و کنار آمدن با دیگران را تمرین کنند.
روش پرورش شخصیت خوب و آموزش آگاهانه اصول اخلاقی، ارزشها، و معیارهای معنوی در مدارس باید تدریس شود. هدف این پرورش، افراد کامل با شخصیت اخلاقی قوی و ایجاد محیط امن، محترم و فراگیر در مدرسه است. آموزش شخصیت اخلاقی در مدارس در مقابله با افزایش موارد قلدری، بیاحترامی و خشونت، به طور فزایندهای اهمیت یافته است. علاوه بر این، تأثیرات منفی رسانههای اجتماعی و فناوری بر ارزشهای اخلاقی نیز بر اهمیت آموزش شخصیت مثبت در مدارس تأکید میکند.
هدف از آموزش شخصیت در مدارس، پرورش افراد مسئول، اخلاق مدار و دلسوز است که به طور مثبت در جوامع خود مشارکت میکنند. آموزش شخصیت با آموزش ارزشهای اصلی صداقت، احترام، مسئولیت پذیری، انصاف، شفقت، شجاعت، پشتکار و همکاری، به ایجاد پایه و اساس جامعهای عادلانه تر و دلسوز تر به دانشآموزان کمک میکند.
والدین می توانند موضوع پرورش شخصیت را با معلمان و مدیران مدرسه فرزندان شان مطرح کنند و در خصوص این موضوع با والدین دیگر صحبت کنند تا این موضوع ها بخشی از سیلابس درسی بشود)
--------------------------------------
نویسنده: فریبرز ورجاوندی
لینک کانال تلگرام: مسیر خوشبختی
https://t.me/thepathofhappiness
لینک کانال تلگرام: مسیر خوشبختی فایل های صوتی
https://t.me/thepathofhappiness2
-------------------------------------- | 58 |
| 19 | 1- اگر کودک شما کودک دیگری را زد، می توانید به او بگویید:
" ببین، تو او را به گریه انداختی و اکنون او ناراحت است. "
2- اگر کودک شما اسباب بازی کودک دیگری را برداشت که باعث ناراحتی یا گریه او شد، می توانید به فرزند خود بگویید،
"اگر او اسباب بازی های تو را بردارد چه احساسی خواهی داشت؟"
انجام این کار باعث افزایش رشد اخلاقی کودک و همچنین رفتارهای مناسب اجتماعی او می شود. این می تواند حتی در مورد کودکان بسیار کوچک نیز مؤثر باشد و تضمین کند که کودک نه تنها تشخیص می دهد که چرا رفتارش اشتباه بوده بلکه می داند دفعه بعد چه کاری باید انجام دهد. استفاده از نوع صحیح سؤالات به کودکان کمک می کند تا توانایی خود را برای گرفتن دیدگاه دیگران و درک عواقب رفتار خود را گسترش دهند. به این ترتیب کودک از اشتباهات خود درس می گیرد و از نظر اخلاقی رشد می کند.
8- انتظار رفتار اخلاقی داشته باشید.
بچه هایی که با معیارهای اخلاقی رفتار می کنند، والدینی دارند که چنین انتظاری از فرزندان شان دارند. با چنین انتظارهایی معیار اخلاقی رفتار کودک خود را تعیین میکنند و به او اجازه میدهند تا بداند والدین برای چه چیزی ارزش قائل هستند. بنابراین والدین باید معیارهای اخلاقی را مورد بحث قرار دهند، و سپس به طور مداوم آنها را تقویت کنند تا زمانی که چنین ارزش ها یی ارزش های درونی فرزندان شود.
9- تقویت رفتارهای اخلاقی.
یکی از سادهترین راهها برای کمک به بچهها برای یادگیری رفتارهای خوب و اخلاقی این است که رفتار خوب آنها را با توصیف اینکه چه کاری درست انجام دادهاند و چرا از آنها راضی هستید، تأیید کنید.
10- روزانه بر ارزش های اخلاقی و شخصیت خوب تأکید کنید.
کودکان از مشاهده و انجام اعمال نیک یاد می گیرند که چگونه با ارزش ها و معیارهای اخلاقی رفتار کنند. کودکان باید هر روز تشویق شوند و به آنها یادآوری شود تا منبع خوبی برای بهبودی جهان تبدیل شوند و در دنیای خود تغییر ایجاد کنند. باید به آنها کمک کرد تا تأثیر مثبتی که می توانند بر دیگران بگذارند را تشخیص دهند. هدف واقعی این است که کودکان کمتر و کمتر به راهنمایی بزرگسالان وابسته شوند و اصول اخلاقی را به بخشی از زندگی خود تبدیل کنند. این تنها در صورتی می تواند موفق شود که والدین بر اهمیت فضائل تأکید کنند و روزانه از آن رفتارهای اخلاقی استفاده کنند.
11- به فرزندان خود همدلی را بیاموزید.
به فرزندان خود بیاموزید که همدل باشند و خود را در موقعیت دیگران قرار دهند. ایجاد همدلی به کودکان کمک می کند تا در مورد رفتار خود و عواقب تاثیر اعمال خود بر دیگران فکر کنند.
به فرزندان خود یادآوری کنید: "با دیگران آن گونه رفتار کن که دوست داری با تو رفتار شود."
و قبل از هر کاری از خود بپرسند
"آیا می خواهم کسی با من اینطور رفتار کند؟" یا،
"با این رفتار من، او چه احساسی خواهد داشت؟"
یادداشت:
(1) در باره اهمیت تشویق قسمت 7.12 "اهمیت تحسین، تشویق، تمجید و پاداش." را مطالعه کنید
--------------------------------------
نویسنده: فریبرز ورجاوندی
لینک کانال تلگرام: مسیر خوشبختی
https://t.me/thepathofhappiness
لینک کانال تلگرام: مسیر خوشبختی فایل های صوتی
https://t.me/thepathofhappiness2
-------------------------------------- | 41 |
| 20 | مسیر خوشبختی
فصل هفتم - طبقه سوم زندگی
7- تربیت فرزند.
7.16- پرورش شخصیت در کودکان. (بخش 13 و 14)
7.16.14 - والدین مهمترین الگو برای تربیت فرزندشان هستند.
والدین مسئولیت تربیت فرزندان خود را بر عهده دارند و نقش حیاتی در رشد پتانسیل کامل فرزندان خود بازی می کنند. ولی همواره در ذهن والدین، تربیت فرزند و در نتیجه فرزندی موفق، پرورش فرزندی تحصیلکرده و با ادب است.
هر چقدر هم که این موارد مهم باشند، به تنهایی برای ساختن یک انسان اخلاقی، سازگار و دوست داشتنی کافی نیست. کیفیت شخصیت باطنی (منش) آنها است که از هر نوع دانش و آموزشی مهمتر است و میتواند موفقیت در زندگی را تضمین کند. آنچه در تربیت کودک اساسی است، ساختن فردی فهمیده، خردمند، متفکر و دلسوز است.
آموزش کودک برای تبدیل شدن به فردی سازگار و موفق میتواند چالشبرانگیز باشد، با این حال بهترین راه برای پرورش چنین ویژگیهای شخصیتی در کودکان این است که والدین برای فرزندان خود الگو باشند، به آنها در توسعه فضائل کمک کنند و آنها را به خاطر دستاوردهای شان تحسین کنند. به این ترتیب فرزندان شان این فرصت را خواهند داشت که شخصیتی خوب و ستودنی پرورش دهند.
نکات زیر را در نظر داشته باشید.
1- با پیامهای بسیار متنوعی که کودکان در رسانهها و جامعه میبینند، نمیتوانیم انتظار داشته باشیم که آنها صرفاً ویژگی های مثبت یک فرد بالغ را که میخواهیم پرورش دهند.
2- آموزش مداوم و کامل رفتار اخلاقی برای شکل دهی شخصیت، رشد شخصی، ایجاد پایهای برای یادگیری مادامالعمر، ایجاد روابط سالم، و تثبیت هویت کودکان ضروری است.
3- برای خوشبختی کودک، مهم است فرزند را با ارزش ها و معیارهای اخلاقی تربیت کرد. اگر والدین آرزوی خوشبختی برای فرزندشان دارند باید قبل از تولد او چنین تعهدی را به خود و به همدیگر بدهند.
پیشنهادات زیر می تواند به والدین کمک کند تا ویژگی های شخصیتی خوب را در فرزندان خود پرورش دهند.
1- یک نمونه اخلاقی قوی باشید.
والدین اولین و قدرتمندترین معلمان اخلاقی فرزندان شان هستند، به همین دلیل باید مطمئن شویم که معیارهای اخلاقی که فرزندان مان از ما می گیرند، الگوها و رفتارهایی هستند که می خواهیم آنها را تقلید کنند. سعی کنید زندگی خود را نمونه ای زنده از رفتار اخلاقی خوب برای فرزندتان بسازید. کودکان رفتارها را از طریق مشاهده می گیرند. به عنوان مثال، هر زمان که والدین با کسی مهربان باشند، فرزندان شان شروع به مهربانی با دیگران خواهند کرد.
2- فرصت ها را ایجاد کنید.
شخصیت باطنی کودکان را با اجازه دادن به آنها برای تأمل در مسائل ارزش اخلاقی یا معیار اخلاقی توسعه دهید. به عنوان مثال، با پرسیدن سؤالی مانند "به نظر شما واکنش او درست بود؟"
3- از طریق آموزش و پرورش.
ساده ترین و سرراست ترین راه آموزش شخصیت باطنی از طریق توضیح است. برای مثال به آنها بگویید چرا صداقت و مهربانی مهم است. به آنها توضیح دهید که چگونه داشتن صداقت به آنها کمک می کند تا در بزرگسالی موفق شوند. این نوع توضیح روش مهمی در تربیت فضائل به فرزندان است.
4- از فرصت ها استفاده کنید.
بهترین لحظات تدریس آن فرصت هایی است که به طور غیر منتظره اتفاق می افتد. آنها به کودکان کمک می کنند تا باورهای اخلاقی محکمی ایجاد کنند که به هدایت رفتار آنها در بقیه عمر کمک می کند. برنامه های تلویزیونی، رویدادهای خبری و زندگی روزمره مملو از مسائل اخلاقی است. می توانید از آنها برای گفتگو درباره عقاید خود با فرزندان تان استفاده کنید.
5- تشویق و تمجید رفتار مثبت.
ستایش کودکان به ویژه برای تلاشهای شان برای داشتن این ویژگیهای شخصیتی ضروری است. به عنوان مثال، وقتی به یک حیوان گرسنه غذا می دهند، می توانید همدلی آنها را از طریق کلامی یا با دادن پاداش به آنها تقویت کنید. (1)
6- باورهای خود را بشناسید و آنها را با فرزندان خود به اشتراک بگذارید.
قبل از اینکه بتوانیم یک فرزند اخلاقی تربیت کنیم، باید در مورد آنچه به آن اعتقاد داریم نیز شفاف باشیم. باید زمانی را برای فکر کردن به ارزشهای خود اختصاص دهیم، و سپس با توضیح اینکه چرا چنین احساسی داریم، آنها را به طور مرتب به اشتراک بگذاریم. به عنوان مثال، آیا هر دو والد در باره عدالت، حیا و ارزش های دیگر مساوی فکر می کنند؟ مشورت بین والدین و توافق بین آنها قبل از به اشتراک گذاشتن نظرات شان با فرزندان شان کاملاً ضروری و مهم است.
7- تأثیر رفتار فرزند بر دیگران.
یکی از بهترین راهها برای ایجاد یک شخصیت اخلاقی این است که به تأثیری که رفتار کودک بر شخص دیگر میگذارد اشاره کنید. استفاده مداوم از سؤال در زمینه مناسب میتواند رشد اخلاقی کودک را تقویت کند. اگر کودک بتواند خود را به جای شخص دیگری بگذارد، نسبت به تأثیر رفتارش بر دیگران حساستر میشود.
برای مثال، | 52 |
