مدرسه کشوری دوره ی اول متوسطه و همکاران
Open in Telegram
این کانال جهت بهره مند شدن دبیران محترم استان ها از محتواهای تخصصی و توجیهی مدرسه کشوری دوره ی اول متوسطه، است
Show more633
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+230 days
Posts Archive
مسابقهای که برندههاش هم ضرر میکنن!
رابرت فرانک، اقتصاددان دانشگاه کرنل، سالها دربارهی یه مسئلهی جالب تحقیق کرده: «رقابت منزلتی»
فرض کنید چند خانواده برای اینکه بچهشون از بقیه عقب نمونه، مدام هزینهی کلاس خصوصی و امکانات آموزشی رو بالا میبرن.
بعد از مدتی، تقریباً همه بیشتر هزینه میکنن، اما جایگاه نسبی بچهها لزوماً تغییر چندانی نکرده!
یعنی هر خانواده از ترس عقب افتادن، کاری کرده که در نهایت هزینهی همه بالاتر بره.
فرانک توضیح میده که
وقتی ارزش یه دستاورد بیش از حد به جلوتر بودن از دیگران وابسته بشه، رقابت میتونه حتی رفاه خودِ رقابتکنندهها رو هم کاهش بده!
🖋️️️️️️ «آنگاه که دانشآموزی میخواهد بار دیگر برایش توضیح بدهید؛ لحظه پیروزی معلم است.»
🖋️️️️️️ «معلمها را در اولویت قرار دادن همانا اولویت دادن به دانشآموزان است.
چراکه محیط کار معلمها محیط یادگیری دانشآموزان است.»
یکی از ویژگیهای آموزشوپرورش ژاپن این است که آموزشوپرورش عمومی، آموزش تخصصی و تحصیلات تکمیلی همه زیر چتر یک وزارتخانه قرار میگیرند. این ویژگی امکان تعامل، هماهنگی، ارتباط معنادار آموزشی و تحقیقاتی را فراهم میکند و سبب میشود استاد دانشگاه در مدرسه حضور آموزشی و تحقیقاتی داشته باشد. در مواردی، حتی در بخشی از سال، نقش اجرایی و مدیریتی در آموزش عمومی یا حتی پیشدبستانی هم ایفا کند. به این دلیل، وجود مدرسههای وابسته به دانشگاه در ژاپن کاری رایج است. در بازدیدهایی که از چند مدرسه داشتیم، بزرگی مساحت مدرسهها مشهود بود. گفتههای برخی متخصصان آشنا به آموزشوپرورش ژاپن نیز از اختصاص فضاهای بزرگ به مدرسهها حکایت دارد. این در حالی است که زمین در ژاپن، به دلیل محدودیت، حائز اهمیت است و بسیار حسابشده از آن استفاده میشود.
💡 هشدار جدی درباره کیفیت آموزش
میانگین نمرات دانش آموزان در سال ۱۴۰۵ در مدارس دولتی ۹.۹۴، مدارس غیردولتی ۱۱.۲۲ و مدارس سمپاد ۱۷.۴۱ اعلام شده است.
این اعداد، فراتر از تفاوت میان انواع مدارس، یک پیام نگرانکننده دارند: کیفیت یادگیری در بخش بزرگی از نظام آموزشی ما با چالشی جدی روبهروست.
البته این میانگینها بهتنهایی برای قضاوت درباره کیفیت همه ابعاد آموزش کافی نیستند، اما بیتردید باید آنها را یک زنگ هشدار جدی تلقی کرد؛ هشداری که بازنگری در شیوههای تدریس، تجهیزات آموزشی ، برنامههای درسی، نظام ارزشیابی، مدیریت مدارس ، سیاستهای آموزشی ، تامین و رفاه معلمان و اعتبارات آموزشی را طلب می کند.
مسئله فقط نمره دانشآموزان نیست؛ مسئله کیفیت نسلی است که قرار است آینده جامعه را بسازد. ضعف آموزش، دیر یا زود خود را در اقتصاد، فرهنگ، سرمایه اجتماعی و توان حل مسئله جامعه نشان خواهد داد.
کیفیت آموزشوپرورش، مسئلهای درون مدرسهای نیست؛ مسئله آینده یک جامعه است.
اکنون بیش از هر زمان، به ریشهیابی صادقانه و چارهجویی جمعی برای بهبود وضع موجود نیاز داریم
💡 هشدار جدی درباره کیفیت آموزش
میانگین نمرات دانش آموزان در سال ۱۴۰۵ در مدارس دولتی ۹.۹۴، مدارس غیردولتی ۱۱.۲۲ و مدارس سمپاد ۱۷.۴۱ اعلام شده است.
این اعداد، فراتر از تفاوت میان انواع مدارس، یک پیام نگرانکننده دارند: کیفیت یادگیری در بخش بزرگی از نظام آموزشی ما با چالشی جدی روبهروست.
البته این میانگینها بهتنهایی برای قضاوت درباره کیفیت همه ابعاد آموزش کافی نیستند، اما بیتردید باید آنها را یک زنگ هشدار جدی تلقی کرد؛ هشداری که بازنگری در شیوههای تدریس، تجهیزات آموزشی ، برنامههای درسی، نظام ارزشیابی، مدیریت مدارس ، سیاستهای آموزشی ، تامین و رفاه معلمان و اعتبارات آموزشی را طلب می کند.
مسئله فقط نمره دانشآموزان نیست؛ مسئله کیفیت نسلی است که قرار است آینده جامعه را بسازد. ضعف آموزش، دیر یا زود خود را در اقتصاد، فرهنگ، سرمایه اجتماعی و توان حل مسئله جامعه نشان خواهد داد.
کیفیت آموزشوپرورش، مسئلهای درون مدرسهای نیست؛ مسئله آینده یک جامعه است.
اکنون بیش از هر زمان، به ریشهیابی صادقانه و چارهجویی جمعی برای بهبود وضع موجود نیاز داریم.
🔆 سرمایهای برای آینده
🌱 بر اساس یک مطالعه ۲۰ ساله، آموزش مهارتهای اجتماعی-عاطفی (SEL) در سن ۴ سالگی، تأثیرات مثبت و ماندگاری بر سلامت روان در سن ۲۱ سالگی دارد.
محققان دانشآموزانی را که در پیشدبستانی تحت برنامه «REDI» (آموزش درک احساسات، همدلی و حل مسئله) بودند با گروه دیگری مقایسه کردند. نتایج نشان داد گروه REDI در بزرگسالی مشکلات رفتاری و افسردگی کمتری داشتند و از همدلی و رضایت از زندگی بالاتری برخوردار بودند.
https://www.edweek.org/leadership/teaching-feelings-at-age-4-pays-off-at-21-20-year-study-shows/2026/10?utm_source=fb&utm_medium=soc&utm_campaign=edit
در ژاپن خانههای مردم کوچک است، اما مدارس و کلاسهای درس وسیع و بزرگاند. کلاسها با حدود ۴۰ دانشآموز، همگی پاکیزه، بزرگ و رو به آفتاب هستند. راهروها در کنار کلاسها قرار دارند نه در وسط آنها، تا نورگیری دوچندان شود. تمیزترین جای مدرسه، دستشوییهاست و نظافت همهچیز بر عهده خود بچههاست. تقریباً تمام کلاسها تلویزیون و شبکههای ارتباطی مجازی دارند. همچنین مدارس دارای فضای نگهداری از حیوانات اهلی، گل و گیاهکاری، کارگاهها، سالنهای ورزشی و موسیقی، آزمایشگاه، کتابخانه، زمینهای بازی وسیع، آشپزخانه مجهز، استخر شنا و سالن رایانه هستند که به محیط مدرسه تنوع، جذابیت و نشاط خاصی میدهد .
کتاب «در تمنای یادگیری ۲. ضیافت آموختن»
صفحه ۲۲۹
چطور استونی به یکی از موفقترین نظامهای آموزشی اروپا تبدیل شد؟
چه درسهایی از مدرسههای استونی میتوان گرفت؟
استونی کشوری کوچک در شمال اروپا است که در ارزیابیهای بینالمللی دانشآموزان، بهویژه آزمون پیزا، عملکردی چشمگیر داشته است. گزارش امینه سانر در گاردین که ترجمان آن را منتشر کرده، با سرزدن به چند مدرسه میکوشد توضیح دهد چه ویژگیهایی در پس این موفقیت قرار دارد.
۱. برابری، فقط یک شعار نیست
در استونی ناهار رایگان در مدرسهها فراهم است و بیشتر کودکان به کودکستان دسترسی دارند. شروع آموزش رسمی در هفتسالگی به کودکان فرصت میدهد پیش از ورود به مدرسه، تجربههای اولیه را کسب کنند. سیاستگذاران آموزش، برابری فرصتها را از پایههای نظام آموزشی میدانند؛ نه امتیازی فرعی.
۲. استقلال مدرسه و معلم
مدارس استانداردهایی برای دستیابی به اهداف دارند، اما در انتخاب روش تدریس آزادی قابلتوجهی دارند. معلم میتواند با توجه به نیاز کلاس از فناوری، کاغذ و مداد، فضای باز یا فعالیتهای گروهی استفاده کند. بهجای نسخهای یکسان برای همه، به قضاوت حرفهای معلم اعتماد میشود.
۳. یادگیری فراتر از کتابهای درسی
در برنامهٔ درسی، هنر، موسیقی، رباتیک، برنامهنویسی و مهارتهای عملی مانند آشپزی و خیاطی جایگاه دارند. این درسها صرفاً سرگرمی تلقی نمیشوند؛ آنها میتوانند خلاقیت، کار گروهی، ارتباط و حل مسئله را تقویت کنند. رویکرد اصلی این است که رشد دانشآموز را نمیتوان فقط با نمرهٔ ریاضی و علوم سنجید.
۴. استراحت هم بخشی از یادگیری است
در بعضی کلاسها معلم میان درس وقفههای کوتاهی برای حرکت، بازی یا «استراحت مغزی» در نظر میگیرد. فضای مدرسه نیز فقط به ردیف میزها محدود نیست؛ فضاهای جمعی، گوشههای آرام، امکانات بازی و محیطهای متنوع برای یادگیری دیده میشود. هدف این است که مدرسه محیطی انسانی و دلپذیر برای دانشآموز باشد.
۵. رابطهٔ معلم و دانشآموز اهمیت دارد
در کلاسهای توصیفشده، دانشآموزان فرصت دارند نظرشان را بیان کنند، پرسش بپرسند و در گفتوگو شرکت کنند. معلمان بر رابطهٔ خوب با دانشآموزان تأکید دارند و دانشآموزان را همکارانی در فرایند یادگیری میدانند. نظم و انتظارات آموزشی همچنان وجود دارد، اما قرار نیست آموزش فقط به نشستن و گوشدادن محدود شود.
۶. فناوری، بخشی از فرهنگ یادگیری است
استونی از دههٔ ۱۹۹۰ سرمایهگذاری در زیرساخت دیجیتال مدارس را آغاز کرد. هدف فقط داشتن یک درس جداگانهٔ رایانه نبود؛ مهارتهای دیجیتال در بخشهای مختلف یادگیری ادغام شدند. بااینحال، خود دانشآموزان هم به حواسپرتی اینترنت و خطر وابستگی بیش از اندازه به فناوری اشاره میکنند؛ یعنی ابزار دیجیتال مفید است، اما جای قضاوت آموزشی را نمیگیرد.
موفقیت بدون چالش نیست
این نظام هم با کمبود معلم، فشار کاری و مسئلهٔ دستمزد روبهروست. نگرانیهایی دربارهٔ ترک تحصیل برخی نوجوانان و تمرکز خانوادههای برخوردار در اطراف مدارس پرطرفدار نیز وجود دارد. این چالشها نشان میدهند که موفقیت آموزشی یک دستاورد همیشگی و تضمینشده نیست و نیاز به مراقبت دارد.
برای ما چه معنایی دارد؟
تجربهٔ استونی را نباید نسخهای آماده دانست که بتوان آن را بیکموکاست در هر کشوری اجرا کرد. بااینحال، چند پرسش ارزشمند برای مدرسههای ما مطرح میکند:
• آیا به معلمان برای انتخاب روش مناسب تدریس اعتماد میکنیم؟
• آیا هنر، مهارتهای عملی و همکاری را بهاندازهٔ دروس آزمونمحور جدی میگیریم؟
• آیا دانشآموز در مدرسه فرصت پرسیدن، انتخابکردن و مشارکت دارد؟
• آیا برابری فرصتها در تصمیمهای روزمرهٔ مدرسه دیده میشود؟
شاید مهمترین پیام این تجربه آن باشد که مدرسهٔ موفق تنها جایی برای انتقال محتوای کتاب نیست؛ محیطی است که در آن رابطه، استقلال، احساس تعلق و فرصت رشد نیز اهمیت دارند.
🤝 من به یک مدل از موفقیت باور دارم: با هم رشد کنیم، نه به قیمت همدیگه!
تا حالا به این فکر کردی که چرا بعضی همکاریها موندگار میشن و بعضیها خیلی زود به پایان میرسن؟
یکی از دلیلها میتونه این باشه که در بعضی رابطهها، فقط سود یک نفر مهمه.
اما در یک همکاری سالم، هر دو طرف باید ارزش واقعی دریافت کنن.
مشتری باید خدمتی بگیره که واقعاً به دردش بخوره.
کسی که اون خدمت رو ارائه میده، باید در ازای کار و ارزشی که ایجاد میکنه، درآمد داشته باشه.
کسی که تازه وارد یک مسیر کاری شده، باید فرصت یادگیری و پیشرفت پیدا کنه.
و کسی که تجربه بیشتری داره، میتونه با انتقال تجربه به رشد دیگران هم کمک کنه.
💙 این یعنی نگاه برد ـ برد؛ جایی که موفقیت تو قرار نیست به ضرر دیگری تموم بشه.
برای من، یک تیم خوب فقط تیمی نیست که تعداد افرادش زیاد باشه؛ تیمیه که آدمها در اون یاد بگیرن، مسئولیت کار خودشون رو بپذیرن و برای پیشرفت همدیگه ارزش قائل بشن.
چون اگر قرار باشه یک نفر همیشه رشد کنه و بقیه هیچ فرصتی برای رشد نداشته باشن، اسمش همکاری پایدار نیست.
کلاسی بسازیم که دانشآموز در آن احساس تعلق کند
احساس تعلق در مدرسه، فقط به معنای حضور در کلاس نیست؛ دانشآموز باید حس کند دیده میشود، پذیرفته شده و عضوی ارزشمند از جمع است.
سه راهکار ساده:
۱. هر دانشآموز را ببینیم: نامش را به خاطر بسپاریم، به حرفهایش توجه کنیم و برای شناختن علایق و تواناییهایش وقت بگذاریم.
۲. رابطه میان دانشآموزان را تقویت کنیم: فعالیتهای گروهی طراحی کنیم که همکاری و آشنایی واقعی را ممکن کند.
۳. فرصت مشارکت به همه بدهیم: مسئولیتها و نقشهای متنوعی ایجاد کنیم تا هر دانشآموز بتواند سهمی در زندگی کلاس داشته باشد.
تعلق، با بخشنامه ایجاد نمیشود؛ در تعاملهای روزمره ساخته میشود. گاهی یک سلام گرم، گوش دادن با حوصله یا سپردن مسئولیتی کوچک، به دانشآموز میگوید: «تو اینجا مهمی.»
برای مطالعه بیشتر:
https://www.edutopia.org/article/social-strategies-promoting-student-belonging
خواندن را آموزش میدهیم، آیا اندیشیدن را هم یاد میدهیم؟
✍بری اولسون
مدیر برنامهدرسی و آموزش خواندن در مؤسسه Curriculum Associates
آموزش سواد خواندن نباید به مهارتهایی مانند آگاهی آوایی، رمزگشایی واژهها و روانخوانی محدود شود. خواندن مستلزم فهم معنا، ارزیابی اطلاعات و تفکر انتقادی نیز هست؛ تواناییهایی که باید از سالهای نخست مدرسه پرورش یابند، نه اینکه آموزش آنها تا تسلط دانشآموزان بر خواندن به تعویق بیفتد.
نویسنده سه راهکار پیشنهاد میکند: آغاز آموزش با پرسشهای معنادار برای برانگیختن کنجکاوی؛ کمک به دانشآموزان برای پیوند دادن جزئیات با ایدههای کلی از طریق مطالعه متنهای مرتبط؛ و آشکار ساختن فرایند تفکر با توضیح استدلالها، بررسی شواهد و شنیدن دیدگاههای متفاوت.
در عصر هوش مصنوعی که پاسخها بهسرعت در دسترساند، دانشآموزان باید بیاموزند چه نکاتی در پاسخها نادیده گرفته شده، اطلاعات تا چه اندازه معتبر است و چگونه میتوان به نتیجهای مستقل رسید. این تواناییها با تمرین مستمر پرسشگری، پیوند دادن ایدهها و بازنگری در باورها شکل میگیرند.
گاهی چیزی که وقت تفریح کردن رو از ما میگیره، فقط فشار اقتصادی و گرفتاریهای بیرونی نیست؛ توقعیه که خودمون از کار کردن و نتیجهی کارمون داریم.
اتفاقاً بعضی وقتها این توقع از سر تعهد و دلسوزیه، نه پول درآوردن!
مثلاً ما معلما دلمون میخواد همیشه در دسترس بچهها و والدین باشیم، هیچ مسئلهای رو بیجواب نذاریم و هر ایدهی تربیتی خوبی که داریم، همین امسال توی کلاسمون اجرا کنیم.
اما وقتی برای این دغدغهها چارچوب نمیذاریم، کمکم کارمون تمام زندگیمون رو اشغال میکنه.
برای پاسخگویی به والدین ساعت مشخص نداریم، برای اجرای ایدههامون اولویتبندی نمیکنیم و از خودمون انتظار داریم همیشه و همهجا بهترین عملکرد ممکن رو داشته باشیم.
نتیجه؟
جمعه هم که میرسه، میبینیم حتی دو ساعت از روزمون واقعاً مال خودمون نیست!
مسئله اینه که تعهد حرفهای، بدون مدیریت توقعات و مرزبندی، میتونه به فرسایش شغلی ختم بشه
اینطوری شاید یکی دو سال با انگیزه و انرژی پیش بریم، ولی بعدش همون معلم دغدغهمند، تبدیل میشه به آدمی که دیگه حتی از کاری که عاشقش بوده هم لذت نمیبره...
💢یک تیم موفق گروهی از دستان بسیار ولی با یک تفکر و ذهن یکتاست.
در روشهای تدریس کارآمد ،یک فایل تصویری و محتوای کوتاه چند رسانهای یکمفهوم با موضوع (تا گذشته رو رها نکنی .....آینده هم ......)رو به مخاطب منتقل می کند به سرعت و ماندگاری مناسب ،جایگزین سخنرانی خسته کننده برای نسل z و.............
