مدرسه کشوری دوره ی اول متوسطه و همکاران
Kanalga Telegram’da o‘tish
این کانال جهت بهره مند شدن دبیران محترم استان ها از محتواهای تخصصی و توجیهی مدرسه کشوری دوره ی اول متوسطه، است
Ko'proq ko'rsatish671
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-37 kunlar
-530 kunlar
Postlar arxiv
آموزش ناخودآگاه: چگونه مدرسه، انسان را از درون بازنویسی میکند؟
✍ سیامک معظمی گودرزی
مدرسه را اغلب معبد دانایی خواندهاند، اما در واقعیت، بیشتر به کارخانهای شباهت دارد که انسان را با نرمی و لبخند، برای همشکلی آماده میکند. آنچه آموزش مینامیم، بیش از آنکه انتقال معنا باشد، حذف حاشیههاست—تربیت نه برای اندیشیدن، بلکه برای پذیرش. عقلانیت این نظام، عقلانیتی شفاف و خوشنیت نیست؛ بلکه فرمولهشده و تکرارشونده است.
نظام آموزشی مدرن با ظاهری دموکراتیک و هدفمند، برنامهای تنظیم میکند که در آن کودک، از همان نخستین سالها، نه برای کشف جهان، بلکه برای زیستن در چارچوب آن تربیت شود. سؤالها پیشاپیش تعریف شدهاند، پاسخها از قبل موجودند و ارزیابیها نه برای فهم، بلکه برای رتبهبندی است. کنجکاوی، آرامآرام به مهارت تستزنی فروکاسته میشود. خیال، به کاربرگ و اندیشه، به کلیدواژه.
آموزش، در این صورتبندی، پروژهای برای حذف خویشتن است. کتابهای درسی، سطر به سطر، جهان را از پیچیدگیاش تهی میکنند. معلم، حافظ پروتکل است و دانشآموز، حافظهای پویا که باید دادههای مقرر را در زمانی مقرر، بازتولید کند. «تفکر انتقادی» که شعارش را میدهند، تنها تا آنجا مجاز است که ساختار مدرسه را به خطر نیندازد. آزادی بیان در کلاس درس، تا وقتی پذیرفتنیست که نمره را تهدید نکند.
این عقلانیت آموزشی، خشونتی خاموش دارد. نه از سر اجبار، بلکه از دل مشارکت. والدین، معلمان، دانشآموزان، همگی در این سازوکار مشارکت دارند، بیآنکه ضرورتاً بر آن مسلط باشند. ساختار، خودکار پیش میرود؛ همچون ماشینی دقیق که هدفش تربیت سربازانیست با چهرهی کارمند، با ذهنی منظم و احساسی خاموش.
فارغالتحصیل نه انسانی پرورشیافته، که محصولی بستهبندیشده است؛ آمادهی مصرف، آمادهی استخدام، آمادهی حذف و اینهمه، در سکوت کلاس، در نظمی بیسروصدا و در دفترچهی نمراتی که حقیقت را تنها در عدد میبیند، اتفاق میافتد.
🖋 «اگر ما سیاستهای آموزشیمان را درست اتخاذ نکنیم؛ مملکت را به فقر محکوم کردهایم.»
⁉️ چگونه لباسها مغز ما را تغییر میدهند؟
🔹 در سال ۲۰۱۲، دو روانشناس پدیده شگفتانگیزی را کشف کردند: پوشیدن یک روپوش آزمایشگاه ساده میتواند عملکرد مغز را به شکل قابل توجهی بهبود بخشد. این تأثیر تنها به ظاهر هوشمندانه محدود نمیشود؛ بلکه تمرکز، توجه و تواناییهای شناختی را به روشهایی غیرمنتظره تقویت میکند.
پایههای علمی این کشف:
۱. آزمایش اول: دقت بصری (Visual Vigilance)
در این آزمایش از ۵۸ شرکتکننده خواسته شد تفاوتهای بین تصاویر تقریباً یکسان را شناسایی کنند.
✔️ نتیجه شگفتانگیز: افرادی که روپوش آزمایشگاه پوشیده بودند، ۵۰٪ خطای کمتری نسبت به افرادی با لباس معمولی داشتند.
این نشان داد لباس نمادین میتواند تمرکز پایدار را افزایش دهد.
۲. آزمایش دوم: نقش باور (Power of Belief)
در این مرحله، شرکتکنندگان همان کت سفید را پوشیدند، اما به نیمی گفته شد این کت پزشکان است و به نیمی دیگر گفته شد پیشبند نقاشان است.
✔️ نتیجه کلیدی: تنها افرادی که باور داشتند روپوش پزشکی است، عملکرد بهتری نشان دادند.
📌 انقلاب «ریزمدرسهها»؛ وقتی والدین نظام آموزشوپرورش را متحول میکنند
🔹️️ مری جو فیرهد، معلم، پس از حدود یک دهه تدریس در مدارس دولتی داکوتای جنوبی، احساس کرد که دانشآموزان به توجه فردی بیشتری نیاز دارند. او کار خود را رها و در سال ۲۰۲۲ مدرسهای خانگی با نام Onward Learning راهاندازی کرد؛ مدرسهای با تمرکز بر آموزش شخصیسازیشده که در سال سوم فعالیتش میزبان ۳۷ دانشآموز از مقاطع ابتدایی تا راهنمایی است و فهرستی بلندبالا از متقاضیان دارد.
به نوشتهی بیزنس اینسایدر، مدرسهی فیرهد بخشی از جنبش روبهگسترش ریزمدرسهها (Microschools) در آمریکا است. این مدارس معمولاً کمتر از ۲۰ دانشآموز دارند و با حذف ساختارهای خشک آموزشی، به نیازهای فردی دانشآموزان پاسخ میدهند.
خانوادهها بهدلیل نارضایتی از مدارس دولتی و تمایل به دخالت بیشتر در روند آموزشی فرزندانشان، به ریزمدرسهها روی آوردهاند. برخی تحلیلها شمار دانشآموزان تماموقت در این مدارس را بین یک تا دو میلیون نفر برآورد میکنند.
ساختار روزانهی ریزمدرسهها، با چند ساعت آموزش دروس اصلی در صبح و ساعات باقیمانده برای فعالیتهای هنری، موسیقی و فضای باز تنظیم شده است. برخی از این مدارس —از جمله مدرسهی فیرهد— زبانهای بومی مانند لاکوتا را در برنامهی درسی گنجاندهاند.
طبق آمار National Microschooling Center، حدود ۷۴ درصد از ریزمدرسهها شهریهای کمتر از ۱۰ هزار دلار دارند و ۴۱ درصد، از منابع دولتی مرتبط با انتخاب مدرسه استفاده میکنند. برخی با نهادهای مذهبی یا قبایل بومی همکاری مالی دارند. مثلاً فیرهد با قبیلهی محلی همکاری و جایزهای ۲۰۰ هزار دلاری از بنیاد Yass Prize دریافت کرده است.
نبود تعریف قانونی مشخص برای ریزمدرسهها در بسیاری از ایالتها نگرانیهایی در زمینهی شفافیت مالی، کیفیت آموزشی و نظارت ایجاد کرده است.
در برخی ایالتها مانند ویرجینیای غربی و جورجیا، ساختارها در قوانین تعریف شدهاند، اما در سایر ایالتها، نبود چهارچوب روشن، بررسی عملکرد ریزمدرسهها را دشوار کرده است. مواردی از سوءاستفادهی مالی و عدم ارائهی آموزش مؤثر گزارش شدهاند.
مدافعان ریزمدرسهها معتقدند که نظارتهای بیشازحد، انگیزهی معلمان را کاهش میدهد. فیرهد میگوید خانوادهها با پرسشهای مداوم و علاقهمندی به آموزش فرزندانشان، بهترین ابزار نظارتیاند؛ اما برخی کارشناسانی معتقدند که وضع مقررات شفاف، هم به بهبود نظارت کمک میکند و هم مسیر راهاندازی چنین مدارسی را برای علاقهمندان مشخصتر خواهد کرد.
منبع:
https://www.zoomit.ir/zoomplus/441409-microschool-personalized-learning/
📌 انقلاب «ریزمدرسهها»؛ وقتی والدین نظام آموزشوپرورش را متحول میکنند
🔹️️ مری جو فیرهد، معلم، پس از حدود یک دهه تدریس در مدارس دولتی داکوتای جنوبی، احساس کرد که دانشآموزان به توجه فردی بیشتری نیاز دارند. او کار خود را رها و در سال ۲۰۲۲ مدرسهای خانگی با نام Onward Learning راهاندازی کرد؛ مدرسهای با تمرکز بر آموزش شخصیسازیشده که در سال سوم فعالیتش میزبان ۳۷ دانشآموز از مقاطع ابتدایی تا راهنمایی است و فهرستی بلندبالا از متقاضیان دارد.
به نوشتهی بیزنس اینسایدر، مدرسهی فیرهد بخشی از جنبش روبهگسترش ریزمدرسهها (Microschools) در آمریکا است. این مدارس معمولاً کمتر از ۲۰ دانشآموز دارند و با حذف ساختارهای خشک آموزشی، به نیازهای فردی دانشآموزان پاسخ میدهند.
خانوادهها بهدلیل نارضایتی از مدارس دولتی و تمایل به دخالت بیشتر در روند آموزشی فرزندانشان، به ریزمدرسهها روی آوردهاند. برخی تحلیلها شمار دانشآموزان تماموقت در این مدارس را بین یک تا دو میلیون نفر برآورد میکنند.
ساختار روزانهی ریزمدرسهها، با چند ساعت آموزش دروس اصلی در صبح و ساعات باقیمانده برای فعالیتهای هنری، موسیقی و فضای باز تنظیم شده است. برخی از این مدارس —از جمله مدرسهی فیرهد— زبانهای بومی مانند لاکوتا را در برنامهی درسی گنجاندهاند.
طبق آمار National Microschooling Center، حدود ۷۴ درصد از ریزمدرسهها شهریهای کمتر از ۱۰ هزار دلار دارند و ۴۱ درصد، از منابع دولتی مرتبط با انتخاب مدرسه استفاده میکنند. برخی با نهادهای مذهبی یا قبایل بومی همکاری مالی دارند. مثلاً فیرهد با قبیلهی محلی همکاری و جایزهای ۲۰۰ هزار دلاری از بنیاد Yass Prize دریافت کرده است.
نبود تعریف قانونی مشخص برای ریزمدرسهها در بسیاری از ایالتها نگرانیهایی در زمینهی شفافیت مالی، کیفیت آموزشی و نظارت ایجاد کرده است.
در برخی ایالتها مانند ویرجینیای غربی و جورجیا، ساختارها در قوانین تعریف شدهاند، اما در سایر ایالتها، نبود چهارچوب روشن، بررسی عملکرد ریزمدرسهها را دشوار کرده است. مواردی از سوءاستفادهی مالی و عدم ارائهی آموزش مؤثر گزارش شدهاند.
مدافعان ریزمدرسهها معتقدند که نظارتهای بیشازحد، انگیزهی معلمان را کاهش میدهد. فیرهد میگوید خانوادهها با پرسشهای مداوم و علاقهمندی به آموزش فرزندانشان، بهترین ابزار نظارتیاند؛ اما برخی کارشناسانی معتقدند که وضع مقررات شفاف، هم به بهبود نظارت کمک میکند و هم مسیر راهاندازی چنین مدارسی را برای علاقهمندان مشخصتر خواهد کرد.
🔷️نسل جدید و شخصیسازی آموزش همگانی
🖋فردین علیخواه
🔺در یک سال گذشته چند کلاس آزاد در خارج از دانشگاه برگزار کردهام. استقبال از کلاسهایم خوب بود. منظورم، تعداد علاقهمندانی است که ثبت نام کردند و نه تعداد کسانی که در کلاسها حاضر شدند. لازم است بیشتر توضیح بدهم. در همان جلسات نخست تشکیل کلاسها؛ متوجه شدم که بیشتر کسانی که ثبت نام کردهاند نیامدهاند. این اتفاق در جلسات دوم و سوم هم رخ داد. کنجکاو شدم. با خودم گفتم، اگر کیفیت تدریس من بد است حداقل باید جلسه اول میآمدند تا به تدریج به این نتیجه برسند، نمیشود در همان جلسه نخست به این دلیل نیامد. مدتی گذشت و فرصتی فراهم شد تا با چند نفر از علاقهمندان گفتگو کنم. جالب آنکه همچنان به مباحث کلاس علاقهمند بودند و درسگفتارها را دنبال میکردند. آنان حتی در خارج از ساعات کلاس و از طریق شبکههای اجتماعی پیام میدادند و درباره برخی مباحث توضیح بیشتری از من میخواستند.
🔺از آنان دلیل حضور نیافتن در کلاسها را پرسیدم. گفتند: شما در کلاس کُند صحبت میکنید. اندکی تعجّب کردم. گفتم: به نظر خودم کُند صحبت نمیکنم و ضرباهنگ کلامم متعادل است. یکی از آنان گفت: برای نسل ما شما کُند صحبت میکنید و این کمی کسالتآور است. این برایم جالب بود. همچنین گفتند: ما ترجیح میدهیم به فایل ضبط شدۀ کلاس گوش کنیم چون آن طور که دلمان میخواهد میتوانیم سرعت را تنظیم کنیم، یعنی بعضی جاها دگمه توقف را بزنیم، بعضی جاها دگمه سرعت را بزنیم و بعضی جاها هم گزینه «آرام» را انتخاب کنیم. نکته قابل تأمل دیگری هم گفتند: وقتی به فایل صوتی دسترسی داریم هر وقت که حال و حوصلهاش را داشتیم از آن استفاده میکنیم. برای مثال در نیمهشب، یا سپیدهدم یا هر وقت مناسب دیگری. گفتند: در ضمن ما میتوانیم صدای شما را با اکولایزرها تمیز و شفاف کنیم و دهها عملکرد دیگر که در کلاس امکانش وجود ندارد.
🔺دریافتم که آنان دوست دارند محتوای آموزشی را «شخصیسازی» کنند، یعنی امکان تغییر و دستکاری محتوا را داشته باشند. به این شکل، گویی محتوا در خدمت آنان است و نه آنان در خدمت محتوا. این افراد در نهایت محتوا را یک محصول رسانهای و یک پکیج تصویری میبینند. در اینجا نقش و اهمیت معلم یا مدرس تا جایی است که امکان تبدیل شدنش به فایل صوتی یا تصویری وجود داشته باشد، تا به این شکل تابع اراده و انتخاب شخصی فرد شود.
🔺دوست دارم تجربه شخصی دیگری را نیز بازگو کنم. به دلیل گرانی کتاب، تصمیم گرفتم مدتی از کتابهای الکترونیک استفاده کنم. تجربه بسیار جالبی بود. در اینجا نیز اتفاقی افتاد که نگرانم کرد. پس از تجربۀ یادشده، وقتی به سراغ کتاب کاغذی میرفتم حس کلافگی به سراغم میآمد. دوست داشتم سایز فونت را شخصیسازی یا سفارشیسازی کنم، دوست داشتم نور روی صفحه را شخصیسازی کنم، دوست داشتم صفحه کتاب مدام بسته نشود و فقط با لمس انگشت بر روی صفحه نمایش به صفحه دیگر برود. منظورم آن است که تجربه خواندن کتاب الکترونیک بر تجربه همیشگی خواندن کتاب کاغذیِ من اثر گذاشته بود. وقتی مقایسه کردم دیدم که امکان شخصیسازی در کتاب الکترونیک بیشتراست.
🔺در این نوشتار کوتاه، مثالهای شاید سادهای از تجاربم بیان کردم. من فکر میکنم جریانی فراگیر در عرصۀ آموزش در حال رخ دادن است. تلفنهای همراه حداقل، تأکید میکنم، حداقل دو پیامد مهم را رقم زدهاند: نخست امکان بالای شخصی/سفارشیسازی محتوا و دیگری تفکر و تأمل تصویری است. نسل جدید بسیار مصوّر میاندیشد. فایل صوتی یک سخنرانی یا یک کلاس، در واقع اندیشهای است که تجسّم یافته، بدنمند شده، و مصوّر گشته است. با دسترسی به فایل صوتی، گویا در نسل جدید حس کنشگری، حس تغییر دادن، حس اثربخشی، حس به خدمتگیری و حس سازگار کردن محتوا با شرایط شخصی بیشتر میشود.
🔺سخن پایانی آنکه، مدتی قبل در اخبار خواندم که میانگین معدل دانشآموزان در چندین استان کشور کاهش چشمگیری داشته است. با خواندن این چنین اخباری بیدرنگ از خودم سؤال میکنم که نظام آموزش و پرورش چقدر به آنچه گفتم توجه می کند؟ اینکه دانشآموزان امروزی دوست دارند محتوا؛ تجسّم یافته و مصور گردد؟ اینکه دوست دارند محتوا تبدیل به محصولی رسانهای و شخصی شود تا به دلخواه بتوانند در زمان مناسب از آن بهره برند؟ شواهد نشان میدهد که جهان، به ویژه با گسترش هوش مصنوعی، به شدت در حال تغییر است. اگر شیوه آموزش ما تغییر نکند تعداد غائبان کلاسها(حتی در دانشگاهها) و میانگین نمرهها به مراتب به پایین تر از اکنون خواهد رسید. فناوریهای جدید ارتباطی «فردی شدن» و «شخصیسازی» را تسریع کردهاند. بد یا خوب، به نظر میرسد که نسل جدید نیز به این شکل از فنآوری خو گرفته است...
اخطار جدی گوگل به تمام جوانان:
اگر این مهارت را ندارید، بیکار میشوید!
بنابر گفته مدیرعامل گوگل دیپمایند، هوش مصنوعی بازار کار را در ۵ تا ۱۰ سال آینده متحول میکند.
دیمیس حسابیس، مدیرعامل شرکت گوگل دیپمایند، در تازهترین اظهارات خود هشدار داد که هوش مصنوعی (AI) طی ۵ تا ۱۰ سال آینده تأثیرات چشمگیری بر بازار کار خواهد گذاشت. او از نوجوانان خواست تا با یادگیری مهارتهای مرتبط با این فناوری، خود را برای آینده آماده کنند.
■ هوش مصنوعی، ویژگی بارز نسل آلفا
حسابیس، که هدایت یکی از پیشرفتهترین مراکز تحقیقاتی گوگل در حوزه هوش مصنوعی را بر عهده دارد، در پادکست معروف «هارد فورک» به جوانان توصیه کرد که هرچه سریعتر با ابزارها و مفاهیم هوش مصنوعی آشنا شوند. او گفت:
«هوش مصنوعی مولد، ویژگی بارز نسل آلفا (متولدین اواسط دهه ۲۰۱۰ به بعد) است؛ همانطور که اینترنت نسل هزاره و گوشیهای هوشمند نسل Z را شکل دادند.»دگرگونی بازار کار و ظهور فرصتهای جدید وی افزود:
«در ۵ تا ۱۰ سال آینده، مثل هر تحول بزرگ فناوری دیگری، برخی مشاغل از بین میروند، اما شغلهای جدید، ارزشمندتر و معمولاً جذابتری ایجاد خواهند شد.»حسابیس تأکید کرد که برای موفقیت در این دنیای در حال تغییر، یادگیری مداوم و تسلط بر فناوریهای جدید حرف اول را میزند. او به دانشجویان توصیه کرد که به «نینجاهای فناوری» تبدیل شوند و در دوران دانشگاه از زمان خود برای آزمایش ابزارهای جدید و بهروز ماندن با پیشرفتهای سریع این حوزه استفاده کنند. ■ اهمیت مهارتهای پایه و نرم در دنیای نوین حسابیس همچنین بر اهمیت آموزش پایه در رشتههای STEM (علوم، فناوری، مهندسی و ریاضیات) تأکید کرد؛ اما یادآور شد که مهارتهای نرم مانند خلاقیت، انطباقپذیری و تابآوری نیز به همان اندازه مهم هستند. او اظهار داشت:
«این مهارتها به نسل آینده کمک میکند تا در جهانی که به سرعت در حال تغییر است، موفق باشند.»■ هوش مصنوعی: نه تنها آینده، بلکه حال حاضر از زمان معرفی چتجیپیتی توسط شرکت OpenAI در سال ۲۰۲۲، هوش مصنوعی به سرعت پیشرفت کرده و بحثهای زیادی درباره تأثیر آن بر بازار کار به وجود آمده است. حسابیس معتقد است که آماده کردن نسل جوان برای فهمیدن، استفاده و نوآوری با هوش مصنوعی، یکی از مهمترین چالشهای امروز است. او در پایان تأکید کرد:
«هوش مصنوعی نه تنها آینده است، بلکه همین حالا هم دارد دنیای ما را میسازد. نسل آلفا با پذیرش زودهنگام آن، میتواند در جهانی که روزبهروز بیشتر تحت تأثیر ماشینهای هوشمند قرار میگیرد، پیشرو باشد
پس از سالها معلمی، یاد گرفتم که...
بچهها باید بیاموزند که به جای آن که بارشان را سبک کنند، شانههایشان را قوی کنند.
⁉️ بچهتان را در این مدرسه میگذارید؟
🇺🇸 در ایالت تگزاس آمریکا، مدرسهای به نام "آلفا" وجود دارد که با رویکردی کاملاً متفاوت به آموزش میپردازد. این مدرسه تنها دو ساعت در روز برنامه آموزشی دارد و از هیچ معلم انسانی استفاده نمیکند؛ بلکه تمامی فرآیند یادگیری توسط هوش مصنوعی مدیریت میشود.
دانشآموزان این مدرسه در زمره ۱ تا ۲ درصد برتر دانشآموزان سراسر آمریکا قرار گرفتهاند.
🔹 سیستم آموزشی مدرسه آلفا
🤖 بلاک آموزشی هوش مصنوعی: در ابتدای روز، دانشآموزان از طریق یک سیستم هوش مصنوعی که بهصورت شخصیسازیشده به هر فرد آموزش میدهد، مطالب درسی را فرا میگیرند.
🤖 یادگیری مهارتهای کاربردی: پس از این مرحله، باقی روز به مهارتهای عملی مانند فن بیان، کارآفرینی و سواد مالی اختصاص مییابد.
🔹 گسترش دسترسی به آموزش باکیفیت
این مؤسسه آموزشی، شعبهای نیز در "براونزویل"، یکی از محرومترین مناطق آمریکا، تأسیس کرده است. نتایج نشان میدهد که دانشآموزان این منطقه دو برابر سریعتر از میانگین ملی مطالب درسی را فرا میگیرند.
⁉️ پرسش اساسی
با توجه به موفقیتهای چشمگیر این مدل آموزشی، این سؤال مطرح میشود:
آیا سایر مدارس نیز باید از چنین الگویی پیروی کنند؟
و آیا این رویکرد، تحولی مثبت در نظام آموزش است یا خطری برای آینده نسل جدید محسوب میشود؟
آیا دانشآموزان این مدرسه، علاوه بر باهوشتر شدن، انسانتر نیز بار میآیند؟
این موضوع نیازمند بررسی دقیقتر تأثیرات بلندمدت چنین سیستمهایی بر رشد اجتماعی و عاطفی دانشآموزان است.
نمایش زنده عینک گوگل توسط یک مدیر ایرانی
و ترجمه همزمان صحبتها
در آینده نزدیک دیگر زبان مانعی برای گفتگوی بین انسانهای غیر همزبان نیست.
شهرام ایزدی کارمند ایرانی گوگل عینک واقعیت افزوده جدید بر پایه هوش مصنوعی گوگل رو تست کرد و با زبان فارسی در لحظه صحبت کرد تا ترجمه بشه به انگلیسی و بتونه با همکار هندیش صحبت کنه.
جنسن هوانگ، مدیرعامل انویدیا:
هوش مصنوعی که توانایی استدلال دارد، مسیر را برای نسل کاملاً جدیدی از سامانههای عامل (Agent Systems) گشوده است.آینده متعلق به تیمهای ترکیبی است؛ جایی که یک انسان در کنار هزاران عامل هوشمند همکاری میکند. یک زیستمهندس به یک «ابرمهندس» تبدیل میشود؛ با تکیه بر ارتشی از دستیاران هوش مصنوعی که فقط مجری فرمان نیستند، بلکه توانایی تحلیل، تفکر و تصمیمگیری دارند. این فقط اتوماسیون نیست، بلکه سطح جدیدی از همکاری بین انسان و ماشینهای هوشمند است.
رونمائی از ویژگی ترجمه همزمان صوتی در گوگل میت.
شرکت گوگل در کنفرانس ۲۰۲۵ خود از ویژگی جدید ترجمه همزمان صوتی در نرمافزار جلسات «گوگلمیت» رونمایی کرد.
این قابلیت با استفاده از هوش مصنوعی جمنای، گفتار را بهصورت همزمان، به زبان مخاطب ترجمه میکند و در عین حال صدای اصلی، لحن و بیان گوینده را حفظ میکند.
در حال حاضر، این ویژگی از زبانهای انگلیسی و اسپانیایی پشتیبانی میکند و قرار است در هفتههای آینده زبانهای ایتالیایی، آلمانی و پرتغالی نیز اضافه شوند.
این قابلیت در حال حاضر بهصورت بتا برای مشترکین طرحهای پولی «گوگل ایآی پرو» و «ایآی اولترا» در دسترس است.
گوگل تاکید کرده است که هیچگونه دادهای از جلسات برای آموزش مدلهای هوش مصنوعی ذخیره یا استفاده نمیشود.
این ویژگی در حال حاضر در مناطق آسیا-اقیانوسیه، اروپا، آمریکای شمالی و آمریکای لاتین در دسترس است.
