en
Feedback
کافه هنر

کافه هنر

Open in Telegram

ادمین، درخواست تبلیغات و فیلم : @g_rahimimanesh @cafe_honar_ads : تعرفه تبلیغات آدرس فیلم های ارائه شده: @List_Adres 🎞️ سفارش و درخواست فیلم پذیرفته می شود. اینستاگرام : instagram.com/_u/honar7modiran

Show more

📈 Analytical overview of Telegram channel کافه هنر

Channel کافه هنر (@honar7modiran) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 35 132 subscribers, ranking 8 127 in the Movies category and 9 813 in the Iran region.

📊 Audience metrics and dynamics

Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 35 132 subscribers.

According to the latest data from 05 September, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by 108 over the last 30 days and by 28 over the last 24 hours, overall reach remains high.

  • Verification status: Not verified
  • Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 6.48%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 2.70% reactions from the total number of subscribers.
  • Post reach: On average, each post receives 2 278 views. Within the first day, a publication typically gains 948 views.
  • Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 7.
  • Thematic interests: Content is focused on key topics such as النی, دشت, آنجلوپولوس, گریان, 2004.

📝 Description and content policy

The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
ادمین، درخواست تبلیغات و فیلم : @g_rahimimanesh @cafe_honar_ads : تعرفه تبلیغات آدرس فیلم های ارائه شده: @List_Adres 🎞️ سفارش و درخواست فیلم پذیرفته می شود. اینستاگرام : instagram.com/_u/honar7modiran

Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 06 September, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Movies category.

35 140
Subscribers
+2824 hours
-297 days
+10830 days
Posts Archive
⚠️ توجه: بررسی صحت آگهی به عهده مخاطب می باشد.

🔴تو این وضعیت اقتصادی یه چیزی رو برادرانه بهتون بگم: رفیق گلم تو کشوری هستیم که بدون درآمد دلاری نمیتونی امور زندگیت رو بگذرونی. 🔵 با حقوق کارگری چند سال کار باید بکنی تا یه پراید 500 میلیونی بخری یا یه خونه 5 میلیاردی؟ تا کی میخوای شرمنده زن و بچت و آرزو و هدفت هات بشی؟ میخوای زندگیت تغییر بدی ماهی 500 میلیون در بیاری تو این کانال عضو شو ، نیاز نیست هزینه ای بپردازی💰 : https://t.me/+-rRqPusoCW5kNGJk https://t.me/+-rRqPusoCW5kNGJk

برای توضیح ساختمان و مفصل‌بندی داستان تانگوی شیطان این‌طور بگویم که فرض کنیم یکی از خودنویس‌های قدیمی را روی صفحه سفید فشار دهیم، همان خودنویس‌هایی که همیشه دستانمان را هم جوهری می‌کرد، بعد چند لحظه نگه داریم تا در آن نقطه جوهر جمع شود و سپس دایره‌ای بکشیم که نقطه شروع و پایان را در همان نقطه جوهری، در همان مرکز آغازین به هم برساند. در این خصوص بیشتر خواهم گفت، ولی این ساختمان داستان تانگوی شیطان است. روایتی چندقهرمانی است با ساختاری توصیفی که نیروی پیش‌برنده و قوه محرکه‌اش بهره‌گیری از عنصر «کنایه دراماتیک» است. روایت چندقهرمانی، «درامی درباره چند شخصیت است که همگی در دنیای داستانی واحدی زندگی می‌کنند. این شخصیت‌ها به واسطه یک حادثه محرک کنار هم جمع می‌شوند و به همان حادثه واکنش نشان می‌دهند. واکنش شخصیت‌ها به آن حادثه محرک فردی و مختص به هر یک از آن‌هاست.» ساختار توصیفی است، یعنی داستان روی حرکت پیش‌برنده وقایع متمرکز نیست، بلکه یک موقعیت را توصیف می‌کند. وضعیتی را که شخصیت‌ها در آن قرار دارند، یا گیر افتاده‌اند و هم‌چنین ما تا اواخر داستان اطلاعاتی در دست داریم و در جریان اموری قرار می‌گیریم که دیگر شخصیت‌ها از آن بی‌خبرند، که این می‌شود بهره‌گیری از عنصر «کنایه دراماتیک» در داستان که بر جذابیت آن می‌افزاید. چیدمان و ترکیب مطلوب همین‌ها موجب می‌شود با این‌که داستان به‌شدت بر ملال و اندوه و خستگی و پوچی و بیهودگی مفرط زندگی شخصیت‌های این داستان بنا شده است، که در رج‌رج سطرهای آن تنیده شده، اما تا به انتها آن را دنبال می‌کنیم، چراکه همیشه چیزی برای کشف کردن وجود دارد. این موارد گفته‌شده صرفاً شکل داستان یا همان شیوه نقل ماجرا یا موارد تکنیکی آن را در بر می‌گیرد.   تانگوی شیطان ازجمله داستان‌هایی‌ است که در آن اندیشه به روایت درآمده است. از این‌رو درون‌مایه آن هم که در شکل داستان تنیده شده، خود چالش‌برانگیز و ایجاد پرسش می‌کند. از خودمان می‌پرسیم خب با تمام آن‌چه به رشته تحریر درآمده، با این تصاویر و موقعیت‌هایی که به نمایش کشانده شده است، حال راه رهایی از این موقعیت‌های اندوه‌بار و فلک‌زده چیست؟ این‌جاست که داستان در ذهنمان ممتد می‌شود و به حیات خود ادامه می‌دهد. ماجرا از این قرار است که ساکنان یک شهرک متروکه، ویران و ازریخت‌افتاده که زندگی در آن عین فلاکت است، در انتظار فردی به نام ایریمیاش نشسته‌اند که از راه برسد و آن‌ها را از وضعیت ناجورشان نجات دهد. این‌جاست که ما به یاد نمایشنامه مشهور ساموئل بکت، یعنی در انتظار گودو می‌افتیم. ایریمیاش همان گودی داستان بکت است، با این تفاوت که در آن داستان گودو هیچ‌وقت پیدایش نشد، اما حالا در تانگوی شیطان ما با جمال ایشان آشنا می‌شویم. نویسنده پیش از ورود او به شهرک متروکه اطلاعاتی از بود‌وباش وی در اختیارمان قرار می‌دهد؛ این‌که او شارلاتی بیش نیست! و البته که در عین حال داستان کمابیش تا نیمه‌های خود فقط به معرفی شخصیت‌های خود می‌پردازد! اما این فقط یک معرفی ساده نیست، بلکه این کاراکترها از شیوه ارتباطشان با هم، یا با خودشان به ما شناسانده می‌شوند. یعنی داستان شکل می‌گیرد و پیش می‌رود و همان هنگام از زوایای مختلفی به شخصیت‌های خود می‌نگرد و هم‌چنین با زمان بازی می‌شود. نیمی از داستان، معرفی تمام آن کاراکترهاست که در فاصله زمانی یک شبانه‌روز اتفاق می‌افتد (این همان نقطه جوهرین داستان است که هنوز خودنویس را نگه داشته‌ایم و داستان در آن نقطه جمع می‌شود) و سپس بعد از پیدا شدن ایریمیاش و کلاشی‌های او، داستان به مسیر خود ادامه می‌دهد و حالا زمان هم به حرکت درمی‌آید، یا دقیق‌تر بگویم، دور می‌زند، تا این‌که در پایان داستان با ترفندی به مرحله شروعش برسد و دایره‌ای را شکل دهد! راوی دانای کل از زبان ایریمیاش می‌گوید: «هیچ‌چیز هیچ مفهومی نداره. فقط شبکه‌ای از چیزهاییه که به هم وابسته‌ان و این وابستگی بسته به شرایط زیاد و کم می‌شه. همه‌ چی فقط تو کله ما می‌گذره، ربطی به چیزهایی که می‌بینیم و می‌شنویم، یا حس می‌کنیم و مدام ما رو به اشتباه می‌اندازه نداره. آدم‌ها این باور پوچ رو دارن که می‌شه گلیم خودشون رو از زوالی که دامن همه رو گرفته، بیرون بکشن، اما هیچ راه فراری نیست.» این درون‌مایه در سرتاسر داستان به انواع و اقسام مختلف نشان داده و گسترده می‌شود؛ داستانی درباره زوال ممتد و ابدی و البته خیلی چیزهای دیگر! ✍#پیام_رنجبران 🎥 Satantango 1994 join 👉 @honar7modiran

 نمایی از فیلم «تانگوی شیطان»، «بلا تار» در مورد علاقه‌اش به برداشتن نماهای طولانی می‌گوید «من پیوستگی این نماها را دوست دارم. چرا که در برداشت نماهای طولانی، اضطراب و تنش بیشتری وجود دارد و همه نگرانند که نکند جایی از کار بلنگد و مجبور شوند همه چیز را از اول انجام دهند. در نما‌های طولانی همه چیز شبیه به یک صحنه تئاتر می‌شود که می‌توان شخصیت را در آن چرخاند و حرکات پیوسته و بدون توقفی را خلق کرد که از زندگی حقیقی نشات می‌گیرند و فیلم را به یک فرایند روانشناختی تبدیل می‌کنند. و من عاشق خلق کردن این صحنه‌ها هستم» 🎬 Sátántangó 1994 join 👉 @honar7modiran

⚠️ توجه: بررسی صحت آگهی به عهده مخاطب می باشد.

📌 این پیام میتونه زندگیتو تغییر بده ! می‌خوای از ترید سود بگیری؟ بدون اخبار و تحلیل درست، فقط داری شانسی بازی می‌کنی! 💎 ما
📌 این پیام میتونه زندگیتو تغییر بده ! می‌خوای از ترید سود بگیری؟ بدون اخبار و تحلیل درست، فقط داری شانسی بازی می‌کنی! 💎 ما اینجاییم که بهت بگیم: 💰آموزش گرفتن درآمد دلاری بدون ریسک و سود تضمینی ! اگه می‌خوای به درامد دلاری ثابت برسی جات اینجاست ✅👇 https://t.me/+HTz9Zecx8AozZTBk https://t.me/+HTz9Zecx8AozZTBk

🎬🖋️ پویا عاقلی زاده درباره سریال «کوری» می‌گوید @SurrealSundayS

. حتماً تا حالا چیزی دربارهٔ بارون درون نشنیدی! این بارون شب و روز اعضای درونتو می‌شوره. از قلب آدم می‌باره و قلب و جگر و طحا
. حتماً تا حالا چیزی دربارهٔ بارون درون نشنیدی! این بارون شب و روز اعضای درونتو می‌شوره. از قلب آدم می‌باره و قلب و جگر و طحال و کلّیهٔ آدمو می‌شوره. 🎬 Sátántangó 1994 join 👉 @honar7modiran

⚠️ توجه: بررسی صحت آگهی به عهده مخاطب می باشد.

وضعیت این روزای ایران خیلیامون رو به بن بست کشونده درآمد 95 درصد مردم الان ریالیه اما قیمت همه چی به دلاره اگر بخوایم از زندگی عقب نمونیم و جزو اون 95 درصد مردم نباشیم چاره ای نداریم جز اینکه درآمدمون دلاری باشه همه وارد کانال زیر بشید لینکشو گذاشتم همه رو به درآمد دلاری میرسونه لینک کانالشو میزارم عضوش بشید 👇👇 https://t.me/+apH0hQOmX2o2YmQ8 https://t.me/+apH0hQOmX2o2YmQ8

تانگوی شیطان در مقایسه با فیلم‌های قبلی تار از چند نوع نوآوری استفاد کرده بود. از همه مهمتر رویکردش به دیالوگ‌ها بود. یکی از ویژگی‌های سبکی که در فیلم‌های قبلی تار دیده می‌شد، بداهه‌پردازی در بافت فیلم بود، حتی در فیلم‌هایی که بازیگر حرفه‌ای داشت. اما در این فیلم نه تنها دیالوگ‌های بازیگران همه از پیش نوشته شده بودند، بلکه خیلی شاعرانه، انتزاعی و در تضاد کامل با کهنگی ناتورالیستی محیط به نظر می‌آمدند. در سالنمای خزان، منیریسم دکورها با ناتورالیسم بازیگران تنشی بوجود می‌آورد. اما در اینجا ماجرا بر عکس بود: در یک دنیای کهنه و پوسیده، آدم‌های پلاسیده با کلامی شاعرانه و فلسفی حرف می‌زدند. نوآوری بعدی، فرم فیلم بود که بسیار تماشایی‌تر بود. تصویرپردازی و استفاده فیلم از لوکیشن با تمام سنت‌های پیشین فرق داشت. تار دنیایی خلق کرد که در جزئیات مختلف واقعی به نظر می‌آمد، اما در واقع وجود خارجی نداشت و کاملا شبیه دکور بود. تار و پائر تمام کشور را برای پیدا کردن لوکیشن واقعی زیر پا گذاشته بودند، تا فضایی پیدا کنند که حال و هوای آن مرحله آخر پیش از فروپاشی را داشته باشد. گیولا پائر، که طراح دکور و یکی از بازیگران بود، درباره کار خود می‌گوید: «در تمام دهاتِ اطراف معدن‌ها و شهرهای کوچک، گشتی زده بودیم. دنبال محیطی صنعتی بودیم که اثری از نابودی و از ریخت‌افتادگی تدریجی در آن دیده شود؛ جایی‌که زمانی قرار بوده بستر رشد و تکثیر پویا باشد و آینده‌ای بهتر و فاخرتر را نوید دهد، اما حالا وضعیتی فرسوده پیدا کرده و مرگِ این خیال‌های خام ‌را نشان ‌دهد. مکان‌های اینچنینیِ زیادی پیدا کردیم. رویاهایی به عمر چندین دهه برای روند پیروزمندانه صنعتی‌شدن، امروز زاغه‌ای بیش نبودند و مردم به زحمت در آنجا دوام می‌آوردند. به روستاهای اطراف معادن سر زدیم که امروز تنها مستمری‌بگیران و آدم‌های چهل-پنجاه ساله در آن‌ها زندگی می‌کنند. این آدم‌ها با بسته شدن معدن کار خود را از دست داده‌اند و کار دیگری برایشان نیست و تمام روز را در بار محل می‌گذرانند. جاهایی را دیدیم که از داخل شیرهای آبش، فقط گرد زغال‌سنگ بیرون می‌آمد. جاهایی‌که در آن‌ها چند صد نفر برای اینکه کاری برای انجام دادن داشته باشند، شروع می‌کردند به ساختن کوه. می‌توان در معماری این فضاها دید که برای شیوه زندگی و عملکردی خاص ساخته شده بودند و حالا به هیچ درد دیگری نمی‌خورند. در غرفه‌هایی که از فایبر و مقوا و ورقه‌های حلبی ساخته شده بودند، می‌دیدید که مرغ و خروس و خوک پرورش می‌دهند. در آن خانه‌های خرابه با آن دروازه‌ها و پلکان‌ها، آدم فکر می‌کرد که مدت‌هاست زندگی از جریان افتاده و کسی در آن‌ها زندگی نمی‌کند. به رستوران‌هایی رفتیم که فقط آبجو داشتند، چون سازمان ملی بهداشت، آشپزخانه‌هایشان را تعطیل کرده بود و حتی سرو نوشیدنی هم در آن‌ها ممنوع بود، لیوانی هم برای آبجو خوردن در کار نبود و همه دور میزهای  قراضه با رومیزی‌های کثیف، با شیشه سر می‌کشیدند. احتمالا این رستورانی بوده که روزی مردم به آن افتخار می‌کردند. ورودی‌اش به سبکِ امروز یادمانیِ «باروک استالینی» ساخته شده با درگاه کلاسیستی و ردیف ستون‌هایی از مرمر قلابی که به سقف که می‌رسند با گچ تزئین شده‌اند و الگویشان بر سقف تکرار می‌شود. شاید این دیوار روزی با آینه‌ها و جاشمعی‌ها تزئین شده بوده. آنچه از تمام این‌ها امروز می‌بینیم بقایایی درهم‌شکسته است، انگار خانۀ تر و تمیزمان را به دست بچه‌هایی شرور سپرده باشیم و وقت برگشت، خرابه‌ای بیش نبینیم. تجربه حیرت‌انگیز ما در همه این فضاها این بود که همه این‌ها حاصل فرایند مخربی طاقت‌فرسا بود و در سکون بوجود نیامده بود. در عین‌حال هدف ما از این همه جستجو، تشخیص مناطق نابودشده کشور نبود. فیلم مشخصا اشاره‌ای به زمان و مکان ندارد. عمدا از هرگونه اشاره به سیاست و یا اقتصاد در ارتباط با این محیط اجتناب کردیم. لوکیشن‌ها را طوری ساختیم که مثل آخرین مرحله یک دوران باشد؛ لحظه‌ای درست قبل از فروپاشی نهایی. مکان‌ها واقعی‌اند اما ما فیلم را در لوکیشن‌های کاملا متفاوتی گرفتیم. گاه تنها یک خیابان را می‌گرفتیم، گاهی فقط دیوار یک خانه را، حتی خانه‌ای در فیلم بود که فضای داخلی آن، از خانه‌ای در آیکا بود، فضای خارجی آن در بوداپست و مغازه‌ همسایه‌اش در پچ. بنابراین دنیای فیلم از عناصری واقعی ساخته شده بود که در عین حال فضای واقعی نمی‌آفرید.» دکور و محوطه‌ها اینطور خلق شدند. واقعی به نظر می‌رسیدند، اما حالت‌های مختلف همان محیط‌ها، آن‌ها را کلاستروفوبیک و یاس‌آور نشان می‌داد. دکور و لوکیشن‌ها تنها یک عنصر از تصویرپردازی بصری بودند. 🎬 Sátántangó 1994 join 👉 @honar7modiran

۵/١٣ دام عنکبوت١ – تانگوی شیطان 🎥 Satantango 1994 join 👉 @honar7modiran

⚠️ توجه: بررسی صحت آگهی به عهده مخاطب می باشد.

💵  ماهانه بالای صد میلیون تومان تو خونه خودتون با ارز دیجیتال پول دربیارید ! 💰 🟢‌‌‌‌‌‌‌دیگه مجبور نیستید برای دیگران کار کنید! 🟢‌‌‌‌فقط با یه گوشی! 🟢 ‌‌‌‌‌‌‌بدون نیاز به تجربه! ✅‌‌‌‌‌ آموزش ۱٠٠٪ رایگـــــــــــــــــــــــــان 🟣 این کانال ممبراشو غرق دلار کرده با سود ترید جا نمونین ازش لینکش 👇👇 https://t.me/+MbnuA4g359E0ZmVk https://t.me/+MbnuA4g359E0ZmVk

 همین که آدم دلش می‌خواهد این گاری را تا ابدیت دنبال کند کافیست... صحنه‌ای از فیلم «تانگوی شیطان»، محصول سال ۱۹۹۴ و اثری از «بلا تار» join 👉 @honar7modiran

در اپیزود اول فیلم،از وقتی که که فوتاکی با صدای ناقو‌‌‌س‌ها از خواب بیدار می‌شود تا زمانی که خانم اشمیت ورود شوهرش را اعلام م
در اپیزود اول فیلم،از وقتی که که فوتاکی با صدای ناقو‌‌‌س‌ها از خواب بیدار می‌شود تا زمانی که خانم اشمیت ورود شوهرش را اعلام می‌کند،تمامی رویدادها در زمانی حدودا هشت دقیقه ای رخ می دهند،اما در اپیزود سوم فیلم،که از نقطه نظر دکتر گرفته شده است،همین اتفاق ها در بیش از ده دقیقه روی می دهند! تار،با دستکاری در زمان و دخالت در روایت قصه،می خواهد بگوید که "زمان" برای دکتری که همیشه در انتظار وقوع رویدادهاست کندتر حرکت می کند،در صورتیکه برای کاراکترهای دیگر فیلم دارای کمیتی متفاوت است. تانگوی شیطان نمایش دنیای تاریک دیگری از بلاتار است،با آدم های منفعلی که توان تغییر در زندگی خود را ندارند. 🎥 Satantango 1994 join 👉 @honar7modiran

⚠️ توجه: بررسی صحت آگهی به عهده مخاطب می باشد.

اگر این متن رو داری میبینی یه نشونه‌ست برای آغاز مسیری جدید از زندگیت تا یاد بگیری که چطوری،خیلی سریع به موفقیت برسی! 💸✅ اگه
اگر این متن رو داری میبینی یه نشونه‌ست برای آغاز مسیری جدید از زندگیت تا یاد بگیری که چطوری،خیلی سریع به موفقیت برسی! 💸✅ اگه میخوای درآمدت چندبرابر بشه 💰 اگه میخوای لایف استایل زندگیت متحول شه 💡 وارد کانال شو بهت یاد میده چطور دلاری پول در بیاری اینجا میتونی روزانه درامد داشته باشی و سرمایتو چن برابر کنی. لینک عضویت کانال وی ای پی✅👇👇 https://t.me/+Nvc7aCDJvXJjNWQ8 https://t.me/+Nvc7aCDJvXJjNWQ8

. من در این تصویر و در این آواز، بشر معاصر را می بینم. بشری که سرگشته و مغموم مسیر ملال را به پیش می رود. بشری که زیستن در جو
. من در این تصویر و در این آواز، بشر معاصر را می بینم. بشری که سرگشته و مغموم مسیر ملال را به پیش می رود. بشری که زیستن در جوار ملال را به خوبی می فهمد. ما همان بشریت معاصریم. من و تو... نمی دانم فریاد کمک خواهیمان را می شنویم یا نه؟ من از تو کمک می جویم و تو از من. غافل از آنکه هردو اسیریم: در خویش و در مرگ و در ''''''' تحمل ''''''' 🎥 Satantango 1994 join 👉 @honar7modiran

#لازلو_کراسناهورکایی برنده نوبل ادبیات. تصویر بلا تار و کراسناهورکایی را در نشستی دربارۀ فیلم تانگوی شیطان در سال ۱۹۹۴ نشان م
#لازلو_کراسناهورکایی برنده نوبل ادبیات. تصویر بلا تار و کراسناهورکایی را در نشستی دربارۀ فیلم تانگوی شیطان در سال ۱۹۹۴ نشان می‌دهد. بلا تار، فیلمساز برجسته‌ی مجار بیشتر فیلم‌هایش را با همکاری و نویسندگی کراسناهورکای و اقتباس از کتاب‌های تاریک و آخرالزمانی او می‌ساخت. از جمله «تانگوی شیطان» و «هارمونی‌های ورکمایستر». Join 👉 @honar7modiran