en
Feedback
""هسا پس""(جریان شعر پیشرو اقوام ایران)

""هسا پس""(جریان شعر پیشرو اقوام ایران)

Open in Telegram

شعر پیشرو(آوانگارد) اقوام ایران هسا پس(پسا نو)

Show more
Iran645 555The category is not specified
176
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
🌕 #هسا_پس #جریان_شعر_پیشرو_اقوام_ایران می تاسیانی تی مانستانه ایپچه ایپچه آیه ایسه دِ نیشه واگردان دلتنگی من مانند توست/کم کم می آید/می ایستد دیگر نمی رود #پویافر درود جناب آقای پویافر عزیز! در جایی خود تان را از تکرار هسا شعر ها جدا کردید اما دوباره برگشتید به تجربیات تکراری! هر چیزی را ننویسید و از سخنم ناراحت نشوید. کل هسا شعر در تکرار است. شما در چند مورد جدا شدید اما دوباره برگشتید. چیزی که راحت نوشته شود راحت هم فراموش می شود. " آسان" بنویسید اما راحت نه. تن به هر اتفاقی ندهید. اتفاق ها در شما دمیده شد اما برگشتید. شاید اثرات جمعی که در آن هستید در شما تاثیر دارد. اثرات جمعی که همه تکرار تجربیات همدیگر هستند با لغات و ترکیبات تکراری. شما جدا شدید ولی جمعی که در آن هستید شما را برگرداندند. کل اشعار هسا شعر گویا اگر اسم مولفانش را حدف کنیم می تواند مال هر کسی باشد. فاصله بگیرید. این توان در شما هست. به دغدغه های خودتان برگردید نه دایره المعارف محدود تجربیات تکراری و جمعی. هسا شعر پرونده اش با کتاب ارزشمند "شاعران هسا شعر از جناب چراغی گرانقدر بسته شد. هسا شعر در روشنایی است. مدت هاست تاریکخانه اش را از دست داده است. استعاره هسا شعر استعاره روشن است. موجود کوچکی در این دایره محدود در پس تاریکی وجود داشت که پس از روشنایی همه چیزش را لو داد. فیلِ متصور این تاریکخانه فیلمی بیش نبود. جناب پویافر! دوستانی هستند که به تجربیات جدیدی رسیدند اما برگشتند. شاید ترسیدند. ترس اعتیاد خطرناکی در هنر است. ترس ، منتخب راحتی است. اما آسانی نه! آسان نویسی رنج است ولی راحتی در شعر عارضه است. چون شعر را به آرامش می رساند. رسالت شعر آشوب است نه آرامش. متاسفانه این عارضه آرامش دامنگیر شعر فارسی هم شده است. اما دایره تجربیات در شعر فارسی طبیعتا بسیار گسترده است لذا تذکراتش هم دیرتر به چشم می آید. شاید آقایان آریاپاد و پور هادی زودتر این دایره محدود هسا شعر را دریافتند و خودشان را از این فضای محدود تکراری با چند کتاب ارزشمند خود نجات دادند. در واقع این نجات،نجاتی تاریخی است. جایی که تجربیاتی جدید تر آغاز گردید اما هیاهو و خوانش های متسلط و محدود هسا شعر اجازه نداد که این گسست و شکاف معرفی گردد. بخش وسیعی از تجربیات هسا شعر وارد فایده گرایی شد. در واقع به فکر ضرب زدن خود شد. هسا شعر پس از تکرار به ضرب زدن خود مشغول شد. شعر وقتی به ضرب زدن بیافتد در واقع تبدیل به گرفتن شده است. گرفتگی همان انجماد است. چیزی که نمی گدارد شعر سیال شود و جریان یابد. جریان هسا پس روحی تازه تر و هجمه ای بود که توانست هم از درون به تجربیات تازه برسد و هم بر اثر ارتباطات بینا زانری با جریانات شعر فارسی تجربیاتی را به زبان اقوام وارد کند که بی سابقه بود جریان هسا پس بیش از ان که در جعرافیای محدود بماند تجربیاتش را با اقوام مختلف حاشیه زبان فارسی به سهم گذاشت. این دموکراسی نیازمند برنامه و مهندسی حساب شده بود. چرا که چنین گفتگو و گفتمانی میان تجربیات مشترک زبان اقوام صورت نگرفته بود. از طرفی ولی اسا شعر در مازندران توانست با حفظ تجربیات گدشته همپای با هسا پس توسط کسانی چون جلیل قیصری به تجربیات جدید تری دست یابد. چیزی که هسا شعر نتواتست چنین چیزی را نشان دهد. اگر هم حرکتی چند صورت گرفت ماحصل ضرباهنگ ها آواها و لحن های هسا پسی بود. در واقع سعی کرد که در مقابل هسا پس جبهه گیری کند و به جای جبهه گیری محدودتر شد و تجربیات تکراری اش را تکرار کرد و نتوانست تجربه ای تازه خلق کند. هر تجربه ای که تازه بود دیکر هسا شعر نبودند مگر این که تجربه های تازه از ماحصل مواجهه با هسا پس را به نام هسا شعر ضرب کنند و این برای کسانی که جریان شناس هستند به راحتی قابل رهگیری است. تجربه شعر پیشرو ترکی حساب جداگانه ایست که در واقع می توان هسا پس را با تجربیات شعر ترکی و کردی در مقابل جریانات بسیار قوی شعر فارسی قرار داد. این مقابله و تقابل و تعامل قابل باورپذیری است و می توان آن را به تعرفه گذاشت که تا اکنون نیز اینگونه بوده است. هسا شعر بیش از ان که جاری باشد تاریخی معتبر است. این تاریخ را باید پاس داشت و هسا پس پاسدار هساشعر است. هسا شعر را باید در گلوگاه گسست هفتاد ،خوب تر معرفی کرد . تعامل مشترک هسا پس با جریانات جاری و تاریخی زبان اقوام می تواند سند و کمک خوبی برای معرفی زبان اقوام باشد. نتیجه این که: زبان شعر اقوام در کلیت خود هم تجربه ای متفاوت و هم تجربه ای مشترک با زبان فارسی بر اثر مواجهه گفتگو مند و گفتمانی دارد که باید پیرامونش حرف زد. #مراد_قلی_پور #استعاره_روشن(به بهانه هسا شعر و نگاهی به شعر زبان اقوام ) #ضرب_زدن #فیل_یا_فیلم #هسا_پس #پسا_نو_در_شعر_گیلکی_مازنی_ترکی_تاتی_لری_بلوچ_تالشی_بختیاری #جریان_شعر_پیشرو_اقوام_ایران @hasa_pas

#هسا_پس #پسا_نو_در_شعر_گیلکی_مازنی_ترکی_تاتی_لری_بلوچ_تالشی_بختیاری #جریان_شعر_پیشرو_اقوام_ایران با انتخاب #مراد_قلی_پور @has
#هسا_پس #پسا_نو_در_شعر_گیلکی_مازنی_ترکی_تاتی_لری_بلوچ_تالشی_بختیاری #جریان_شعر_پیشرو_اقوام_ایران با انتخاب #مراد_قلی_پور @hasa_pas

" گیله حجم " آ درد ِ خُلاصیه آ کشم کی می جان ئی پارچه آ بَبِه فیویشکانم می دیل َ ئی توکّه آ فیوه کاغذِ سر واگردان : آه عصاره
" گیله حجم " آ درد ِ خُلاصیه آ کشم کی می جان ئی پارچه آ بَبِه فیویشکانم می دیل َ ئی توکّه آ فیوه کاغذِ سر واگردان : آه عصاره درد است آه می کشم که جان ام یکپارچه آه شود می چلانم قلب ام را چکه ای آه می ریزد بر کاغذ 1399/9/19- رشت #کاس_آقا #هسا_پس #پسا_نو_در_شعر_گیلکی_مازنی_ترکی_تاتی_لری_بلوچ_تالشی_بختیاری #جریان_شعر_پیشرو_اقوام_ایران @hasa_pas

🌕 #هسا_پس من و ای جوفت گالوش کن تاسایه پا به راییم به راییم راییم را ا~ ... اوخ٬ واش قاروش قوروش٬ قاب٬ قورش. #مسعود_پورهادی
🌕 #هسا_پس من و ای جوفت گالوش کن تاسایه پا به راییم به راییم راییم را ا~ ... اوخ٬ واش قاروش قوروش٬ قاب٬ قورش. #مسعود_پورهادی من و یک جفت چکمه مدتهاست در راهیم به راهیم راهیم را ا~... اخ٬ علف قاراش قوروش٬ گوش ماهی ها. #هسا_پس #پسا_نو_در_شعر_گیلکی_مازنی_ترکی_تاتی_لری_بلوچ_تالشی_بختیاری #جریان_شعر_پیشرو_اقوام_ایران @hasa_pas

مجله ادبی هنری کنتا👆👆👆👆

#ویژه_شعر_اقوام #از_استعاره_آگیاری_تا_ورهرام #نظریه_تکثیر_تکثر (طرح ژنوم ادبیات) تفاوتی بین آتشکده های ورهرام و آگیاری بود. آگیاری شامل آتشکده های کوچک اما ورهرام شامل آتشکده های بزرگی که ترتیب تهیه آتش آن با آگیاری فرق داشت. با اسلوب و روش خاصی صورت می گرفت که اساس آن بر تهیه آتش از "اجاق صنوف مختلف"می باشد تا همه با هم پیوند و همبستگی داشته باشند. رسم بوده که هر قوم و ایل و طایفه ای که مهاجرت می کرد آتش اجاق خانوادگی را که از احترام خاصی برخوردار بوده با خود به" محل جدید "می برده و با آتش اجاق خانوادگی محل جدید پیوند می داده تا اتحاد برقرار شود. این سنت تاریخی را می توان در متن ها به دو بخش متن های ورهرامی و متن های آگیاری سرایت داد. شعر هفتاد_نود بیش از آن که ورهرامی باشد آگیاری است. متن های اگیاری متن هایی خانوادگی و محدود اند اما برای این که به متن های ورهرامی پیوند بخورند باید این فرصت را ایجاد کرد که "اجاق خانوادگی"خود را به اجاقی بزدگتر یعنی متن های ورهرامی برساند. مساله این است که صنوف مختلف آگیاری گویا آن محل جدید را گم کرده اند. چیزی عامل نمی شود که متن های آگیاری خود را به محل جدید برسانند تا اتحادی بزرگ تر در دل متن ها صورت بگیرد. متن های اگیاری با حفظ اجاق خانوادگی می توانند خود را به متنی بزرگ تر یعنی متن ورهرام برسانند اما عواملی در این میان نقش موانع را بازی می کنند تا "اجاق صنوف مختلف"همچنان کور بماند. باید از دل متن های آگیاری، نقبی به سوی متن های ورهرام زد تا" اجاق صنوف مختلف"با حفظ آتش اجاق خانوادگی خود را به آتش بزرگتر برساند. شاید این مهاجرت قومی یا طایفه ای در متن ها باشد اما مساله این است که این اقوام حتی با حفظ اجاق خانوادگی قادر به رساندن خود به محل جدید نیستند. مساله محل جدید برای پیوند و همبستگی جهت ایجاد متن ورهرام مساله ای بسیار مهم در شعر هفتاد_نود است. پیش از این که این اجاق خانوادگی متن های آگیاری کور شود باید این متن ها به هم رساند تا اجاق صنوف مختلف به هم پیوند بخورند و آتش متن ورهرام شعله ور تر شود. شعر هفتاد _نود به ویژه در بخش شعر اقوام باید خود را از آگیاری به ورهرام برساند. آگیاری ،اجاق خانوادگی اقوام مختلف است که باید خود را به محل جدید برساند پیش از آن که دیر شود و این اجاق خاموش گردد. شعر اقوام ایران به مهاجرتی تازه نیازمند است. اما این مهاجرت نیازمند شناختن محلی جدید است. محلی که آغاز اتحاد و هم بستگی است. اتحادی که مبنای آتشی بزرگ تر است یعنی ورهرام. اجاق خانوادگی شعر اقوام (آگیاری)باید به اجاق محل جدید(ورهرام) پیوند بخورد. این فقط خاص شعر اقوام هم شاید نباشد چرا که در این سه دهه اخیر شعر فارسی هم بر اثر برخی گسست ها "آن محل جدید"را از دست داده است و تبدیل به "اجاقی خانوادگی"شده است. بیراه نگفته ایم اگر شعر فارسی هفتاد_نود را شعر آگیاری بنامیم. شعری با خصوصیت حزبی و قومی و طایفه ای که فقط خود را محل جدید می نامد و منتطر است که اجاق صنوف مختلف به ان منتهی شوند. این "تصور خود ارجاع محل جدید" می تو اند این اجاق خانوادگی شعر را کور کند. گویا دیگر هیج تفاوتی بین شعر اقوام و شعر فارسی وجود ندارد و همه آگیاری شده اند. این شعر نیازمند اتحادی ورهرامی است. محلی جدید که همه را مجبور به مهاجرت سازد. مهاجرت به سمت همبستگی و ایجاد "اجاق صنوف مختلف" برای آتشی بزرگ تر در متن ها. کوچی حتمی برای یافتن محلی جدید. محلی که همه مهاجر باشند. محلی که به اجاق های خانوادگی فرصت پیوند و اتحاد بدهد. اگر شعر هفتاد_نود شعر قطعات است اما این قطعات با حفظ اجاق خانوادگی نیازمند محلی جدید است. محلی به نام ورهرام. ورهرام اجاقی متشکل از صنوف مختلف است. اجاقی که آتش همه خانوا ده های قومی طایفه ای را در خود دارد. چیزی انگار مانع این کوچ است. این می تواند از دریچه های مختلف بررسی گردد. آیا محل جدید را نمی شناسیم یا این که قادر به کوچ نیستیم یا این که هر کدام خود را سرسختانه محل جدید می دانیم. در هر صورت این اجاق خانوادگی اگر خود را به محل جدید نرساند خاموش خواهد شد. چیزی هایی هستند که می خواهند این اجاق ها به هم نرسند و خاموش شوند. متن های مان کوچ کردند اما نه به محل جدید ورهرام بلکه به جایی که ناپدید شده اند. محلی که عملا وجود ندارد. هدایت متن های آگیاری و طایفه ای شعر امروز(متشکل از شعر اقوام و شعر فارسی) به محل جدید ورهرام نیازمند بررسی و تحقیقات و هوشیاری منتقدان است. این یک جنبش است نه یک شورش. #مراد_قلی_پور #نامه_شماره_۳ #محل_جدید #ویژه_شعر_اقوام #از_استعاره_آگیاری_تا_ورهرام #نظریه_تکثیر_تکثر (طرح ژنوم ادبیات) https://t.me/kontamagz

#محسن_آریاپاد (شعر پیشرو گیلکی) #کتاب_ها #مقالات_نقد_ها #کانال__هسا_پس #پسا_نو_در_شعر_گیلکی_مازنی_ترکی_تاتی_لری_بلوچ_تالشی_بخ
#محسن_آریاپاد (شعر پیشرو گیلکی) #کتاب_ها #مقالات_نقد_ها #کانال__هسا_پس #پسا_نو_در_شعر_گیلکی_مازنی_ترکی_تاتی_لری_بلوچ_تالشی_بختیاری #آنتولوژی_شعر_پیشرو_اقوام_ایران با انتخاب #مراد_قلی_پور @hasa_pas

🌕 #هسا_پس #شخی_شعر #نامه_شماره_۱۹ #ویژه_شعر_اقوام #محسن_اریاپاد #این_یک_بیانیه_نیست پیش سخن دغدغه پر کردن جای خالی شعر ازاد طنز گیلکی از سال های دور همراهم بود من هم منتظر فرصت مناسب برای ارایه این رویکرد ادبی-اجتماعی بودم در تیرماه ۱۳۹۳ خورشیدی پس از سرایش حدود ده قطعه شعر متفاوت با انواع بجا مانده از شعر طنز گیلکی انگیزه ای فراهم آمد تا این (نو پدیده) از جهات گوناگون در ارتباط با نیاز جامعه و آمادگی سرایندگان پسین و پذیرش مخاطبان نویسنده مورد بررسی قرار بگیرد نام نوع این (آفرینه تازه) که با سایر انواع شعر گیلکی تفاوت دارد ؛شخی شعر""برگزیده شد. مجموعه پیش رو نمونه این رویکرد است. شناسه ی (شخی شعر): ۱:''شخی شعر'' قالب کلاسیک و عروض شکسته ی نیمایی ندارد . نوعی شعر ازاد طنز گیلکی است که در چیدمان هدفمند گفتار، همسو با خرده فرهنگ گیلکی متاثر از باور داشت های قومی و آموزه های منطقه ای و جهانی در چارچوب دگرگونی های زبانی کار آمد سروده می شود ۲:چسبندگی متن در ارایه ها با شکوفایی ذات زبان گیلکی در پیوند با قریحه و مهارت شاعر ،به آن ،وزن ملایم درونی و بیرونی می دهد تا مرزش با نثر مشخص شود ۳:''شخی شعر''کمتر از ده و بیشتر از بیست سطر نیست تا زبان در آن مجال نمود و بازنمود متعارف داشته باشد و در کوتاهی یا درازی بیش از حد متن به چگونگی تاثیر در مخاطب آسیب نرساند ۴:مضامین و موضوعات آن اجتماعی-انتقادی معقول در چارچوب طنز ملایم است و از همه آگاهی های گذشته و حال مربوط به زبان و شعر در حوزه های ادب و فرهنگ و هنر و....سود می جوید تا پایه های استوار و پیش رونده ی شعر طنز گیلکی فردا را در بهینه ارایی و به روز نگهداری پیوسته زمینه سازی کند ۵:متن آن عاری از الفاظ رکیک و قصد الود و مغایر با عفت اجتماعی است ۶:پیچیدگی مفاهیم و معنا در ان کاربرد ندارد اما اشاره های ان راهبر نشانه شناسانه و پدیدار شناسانه در ساختار و درون مایه که شعر را پذیرفتنی تر می کند؛بی شک تضمین پایایی این نوع شعر است. در این مجموعه به تناسب پذیرش و کششمندی روایت ها گاهی از روش ترجمه موبه مو واژگان و گاهی هم از ترجمه مفهومی جمله ها بهره جویی شده؛علاوه بر این برخی واژه ها که ممکن است برای مخاطبان نا اشنا باشد توضیح ان در پاورقی امده است. با اگاهی از توانمندی شاعران گیلان امید است که ''شخی شعر''برای باروری بیشتر زبان گیلکی به جامعه شناسانده شود و زمینه تاسیس خانه شعر ظنز گیلان (گیلان شخی خانه) را فراهم اورد این بهین ارزو را پاس می دارم محسن اریاپاد رشت-تیرماه ۱۳۹۳ #نامه_شماره_۱۹ #ویژه_شعر_اقوام #شخی_شعر #کانال__هسا_پس #پسا_نو_در_شعر_گیلکی_مازنی_ترکی_تاتی_لری_بلوچ_تالشی_بختیاری #آنتولوژی_شعر_پیشرو_اقوام_ایران #معرفی_نقد_مقاله_و..... تهیه و تنظیم: #مراد_قلی_پور @hasa_pas

#هسا_شعر هیجا تی رافا ایسام، مرا دوسکول دوسکول زنِه باد؛ ولانِه بِئسه خیابان تی رافا تی یاد #رحیم_چراغی در هیچ کجا منتظرت من‌
#هسا_شعر هیجا تی رافا ایسام، مرا دوسکول دوسکول زنِه باد؛ ولانِه بِئسه خیابان تی رافا تی یاد #رحیم_چراغی در هیچ کجا منتظرت من‌ام، هی هُل‌ام می‌دهد هُل‌ام می‌دهد باد؛ نمی‌گذارد خیابان به انتظارت و به یادت باشد #هسا_پس #پسا_نو_در_شعر_گیلکی_مازنی_ترکی_تاتی_لری_بلوچ_تالشی_بختیاری #جریان_شعر_پیشرو_اقوام_ایران @hasa_pas

#هسا_شعر باد سایه‌دیمه‌ا بُردان دره تی سایه تامَشا واسی #رحیم_چراغی گوشه‌ی دنجِ سایه را می‌کَنَد و می‌بَرد باد برای تماشای سا
#هسا_شعر باد سایه‌دیمه‌ا بُردان دره تی سایه تامَشا واسی #رحیم_چراغی گوشه‌ی دنجِ سایه را می‌کَنَد و می‌بَرد باد برای تماشای سایه‌ات #هسا_پس #پسا_نو_در_شعر_گیلکی_مازنی_ترکی_تاتی_لری_بلوچ #جریان_شعر_پیشرو_اقوام_ایران @hasa_pas

#هسا_پس #نامه_شماره۱۸ #ویژه_شعر_اقوام نگاهی کوتاه به " در گستره ی شعر دهه ی هفتاد"مرادجانِ عزیز شعرِ تمام دهه های پس از دهه پنجاه تاثیرها و نقش های خاصی را در روندِ شعریِ ما بدون تردید داشته اند. حالا این نقش ها در تاثیر و تاثر خود متفاوتند و ما را در هرصورت با نگره هایی روبرو میکند که ضرورتها دست به پیدایش آن زده اند که در این رابطه میتوان به شعر دهه ی هفتاد از منظری ویژه نگریست. اما پرسش این است که آیا میتوان در دهه ای که داریم نودِ آنرا پشت سر مینهیم همچنان به شعر دهه ی هفتاد بچسبیم. مراد عزیز ،حضورتان در شعر گیلکی به جهت رویکردهای تازه ای که ارائه نمودید نقش مهمی در روندِ حرکتی شعر گیلکی بدنبال داشت. تکانه ای را روبرو شدیم که مارا به ضرورتِ تحول و رویکردهای تازه در شعر گیلکی توجه می دهد.شعر گیلکی در سه دهه پیوند خود با جریان تاثیرگذار "هساشعر"که بی تردید یکی از دوره های موفق و پُرمخاطب بشمار رفته و رحیم چراغی یکی از بانیان آن،نقش مهم و عمده ای در معرفی و شناساندن آن داشته و نیز زحمات و تلاشهای بسیاری را در تثبیت آن به انجام رسانده است حالا(این شعر گیلکی) در اکنونِ خود به ضرورت تحول و زیست جهانی که در آنیم نفسی تازه را در رگهایش نیازمند بود که در این رابطه حضورِ برخی از کوشندگان نظیر محسن آریاپاد ، مسعود پورهادی،شما مرادِ عزیز و...اخیرن رویکردهای نو و تازه ی علیرضا فانی و دیگرانی در این عرصه، توانست ضرورت تحول و رویکردهای تازه را در شعر گیلکی باعث شود که صحت این ادعا را میتوان در شعرهای بسیاری از گیلکی سرایانی دید که تا قبل "هساشعر"می گفتند و الان ضرورتی دیگر را در نوع نگاهشان احساس میکنند تا برتاباننده ی شعر امروزشان باشد. با این اشاره خواستم بعرض برسانم وقتی شما و من به چنین ضرورتی برای برون رفت شعر گیلکی به سمتی تازه تر توجه داریم چرا در خصوص شعر فارسی به شعر دهه ی هفتاد اینگونه نگاه نمیکنید؟ امروز تمام توجه شما به شعر هفتاد معطوف شده است و حال آنکه ما از شعر دهه هفتاد عبور کرده ایم و شعر دهه هفتاد با همه برجستگی هایش فقط میتواند امروز بعنوان یک پلی برای رسیدن به دورنمایی بهتر باشد نه آنکه مدام در شعر هفتاد بایستیم مثل این میماند که الان بیاییم در خصوص شعر گیلکی همچنان در "هساشعر" بمانیم.تمام تلاشها و کوشش هایتان در شعر گیلکی سمت و سویی به سمتی تازه تر و افقی نو را جستجو میکند اما این نگره بنظرم در خصوص شعر فارسی نتوانسته است اینگونه عمل کند یعنی نگاهتان مدام به آینه ی پشت سرتان است و حال آنکه مهم نگاه به روبروست و آینه تنها احتیاطی است در راهی که پیش می رویم. دوستدار همیشگی تان #نامه_شماره_۱۸ #ویژه_شعر_اقوام #مهرداد_پیله_ور ۲۸ نوامبر ۲۰۱۸ #هسا_پس #پسا_نو_در_شعر_گیلکی_مازنی_ترکی_کردی #جریان_شعر_پیشرو_اقوام_ایران @hasa_pas

#هسا_پس #نامه_شماره_۱۷ #ویژه_شعر_اقوام هسا پس جدی ترین جریان شعر پیشرو اقوام مختلف ایران در ارتباط تنگاتنگ با جریان های شعر معاصر منتظر شعر هایی با رویکرد های جدید از تمامی اقوام است #مراد_قلی_پور #ثریا_کهریزی:👇 درود برشما جناب قلیپور. براستی توجه به ادبیات اقوام یکی از اتفاقات مبارکی ست که برای کلیت جریان ادبیات رخ داده است. نوع تلاش و فعالیت شما بدور از هرجزمیت و اعمال سلیقه ی شخصی ست و این نوع نگاه قابل ستایش است چراکه در نظرگرفتن و هرمنوتیک ادبیات اقوام , به نوعی گفتمان و چند صدایی را برای شعر به ارمغان آورده و معنی می بخشد. برایتان طلب اجر عمل از خداوندگارتان دارم. 💚💚 #مراد_قلی_پور 👇 پاینده باشید سر کار خانم کهریزی ارجمند این فضای ایجاد شده بی هیچ محدودیتی برای تمامی شعر های نو و پیشرو اقوام با زبان اصلی و ترجمه فارسی فرصتی است که به نوعی ادبیات حاشیه را به دل متن های زبان ملی نزدیک تر سازد و همیشه منتظر خبر های جدیدی تز شعر های ارسالی اقوام جدید تر در کشور هستیم و باشد که به همت عزیزانی چون حضرتعالی و دوستان ارجمند,دیگر این فعالیت مستمر به ثمر برسد پس دوستان شاعر با زبان شعر اقوام مختلف کشور این فضای را بارور تر سازند ممنون از عنایت تان 🔵🔵🔵 #ابوالفضل_پاشا:👇 مثل همیشه مرا به لطف بی دریغ ات نواخته یی. سپاس فراوان 🙏🌺🌻 #مراد_قلی_پور👇 درود جناب پاشای ارجمند لطف و عنایت حضرتعالی و جناب پنجه ای عزیز و جناب آریاپاد بزرگوار و جناب قیصری گرامی و.......را نمی توان فراموش کرد که لحظه به لحظه در این جریان شعر و ادبیات اقوام یاری گر ما بوده اند #ابوالفضل_پاشا:👇 به سهم خودم از تلاش مستمر شما در یادکرد و صیانت از ادبیات بومی سپاسگزارم 🌺🌺 #هسا_پس #نامه_شماره_۱۷ #ویژه_شعر_اقوام #پسا_نو_در_شعر_گیلکی_مازنی_ترکی_کردی_تاتی #جریان_شعر_پیشرو_اقوام_ایران @hasa_pas

🌕 #هسا_پس #نامه_شماره_۱۶ #ویژه_شعر_اقوام درود جناب پاشای ارجمند حضور و احاطه حضرتعالی و دنبال کردن همه جوانب حرکت در بدنه اشعار کشور و پذیرفتن فرهنگ های جانبی که همیشه در لبه اتهام قرار دارند نشان از انسانیت پر ارجی است که باید قدردانی کرد شعر اقوام و لهجه ها و...به همت بزرگانی چون پاشا ها و پنجه ای ها،اریاپاد ها،پور هادی ها ،قیصری ها،واقف ها،ریحانی هاو......توانست به وفاق ادبی خوبی برسد و در کنار شعر ملی هم نفسی کند و بی تردید این حضور نفس گرم شعر ملی با ترجمه ها به سوی زبان اقوام،خود زمینه را برای نزدیک سازی های ادبی فراهم ساخته و باید به عزیزانی چون پاشا و ....تبر یک گفت که توانسته اند به ریشه ها و زوایای پنهان ادبیات در این شلوغی های امروز سر بزنند و با گوشه چشمی نگریستن هم سبب حرکت بیشتر را فراهم اورند. شعر اقوام و بومی با نوعی حرکت یکنواخت و با حفظ هویت زیستی اش با لوگوی''هسا پس''در این مدت یکساله توانسته که در کنار تمامی اشعار پیشرو، به زیست جغرافیایی وسیعتری ادامه دهد و بی شک توجه و نوازش صاحبان جریان های اصیل شعر امروز در اماده سازی چنین بستری بسیار موثر افتاده و باید به این بزرگان شعر زبان ملی امروز ،خوش گفت که با حضور ترجمانی خود در زبان اقوام این فرصت همجواری را ایجاد کرده اند #مراد_قلی_پور ۲۲آذر ۱۳۹۷ #ابوالفضل_پاشا:👇 ای کاش در این حوزه ده نفر دلسوز مثل شما داشتیم که این گنجینه بیشتر و جامع تر معرفی می شد نمی دانم چه سری است که فلانی اگر یک روز هم به مونیخ یا استکهلم یا ورسای رفته باشد سعی می کند شعری در کتاب اش بیاورد و زیر ان نام همان شهر را بنویسید که ای مردم بدانید و آگاه باشید من یک بار به این شهر سفر کرده ام!! ولی از این که زاده ی فلان شهر عزیز از همین ایران مقدس است ابا دارد و خود را مثلن زاده ی مرکز استان معرفی می کند!! مگر فلان شهر که از توابع فلان مرکز استان است چه ایرادی دارد؟ چرا واقعیت را کتمان می کنیم؟ وااای بر ما!!! #نامه_شماره_۱۶ #ویژه_شعر_اقوام #کانال_هسا_پس #پسا_نو_در_شعر_گیلکی_مازنی_ترکی_کردی @hasa_pas

🌕 #هسا_پس #نامه_شماره_۱۵ #ویژه_شعر_اقوام #علی_رضا_پنجه_ای روایتِ دیگر ِ روستا روایت شما روایت همان روستاست ،‌روایتی با زبانی بی پیرایه اگر چه چند تابعیتی که قائم به خود مانده‌است و نو! اگرچه روایت روستا مورد استفاده‌ی دوستان از زمان افراشته تا بدین سو بوده، اما روایت شما روایتی دیگر با کارکردی متفاوت و نو در شعر گیلکی‌ست. شما جربانات روایی با زبان امروزی را از شعر امروز پارسی خوب در خود نهادینه کرده‌اید و شاعر ژانر خودتانید در شعر گیلکی. شعر گیلکی شما از تفکری برآمده از روستاست اما با روایتی متجددانه در زبان گیلکی. من سال‌ها منتظر این خیزش بودم. اکنون جوانان آلامد قائم به زبان مادری با وجود شعرهایی از مراد قلی‌پور اگر وقت‌کم باشند بی‌نیاز به خواندن شعر در زبان رایج‌، می‌توانند با خواندن شعرهایی از این دست به زیبایی‌های زبان شعر در روایتی نورسته از زادبوم‌شان قناعت کنند. شما با برگذشتن از حاشیه‌ها توان آن دارید که برای شعر زبان مادری چون نیمای شعر گیلکی نقش تاریخی پی‌افکنید. ایدون باد ایدون‌تر. ۱۸ خرداد۹۷_ رشت #علی_رضا_پنجه_ای #نامه_شماره_۱۵ #ویژه_شعر_اقوام #علی_رضا_پنجه_ای #هسا_پس #پسا_نو_در_شعر_گیلکی_مازنی_ترکی_تاتی_لری_بلوچ #جریان_شعر_پیشرو_اقوام_ایران @hasa_pas

‍ 🌕 #هسا_پس شعر مازندرانی ( گلکی ، تبری ولی‌الله پاشا ماهٛ ە موونا دەٚشت ە چاردهٛ سال مە تاریکی جا بەٚتابەٚسسی تابەٚنی در سال ۆ ما ی کە سردتەٚرین ە زەٚمەٚسسوون زرتەٚرین ە پٮٚز تش‌بٮٚت‌تەٚرین ه تابەٚسسوون مشت ە ۉەٚشکووتەٚرین ە بەٚهٛار مە جا مە جەٚفت نفەٚس بکشیمی هٛتی جوول هٛتی سبوور کە ٮٚتتا سنگ رووخەٚنەٚ ه خەٚنەٚکی ە دەٚلەٚ کە ٮٚتتا پلەٚنگ ە هٛارشیەٚن کوو ە کەٚتی شهٛریۉر شوو ە ماهٛ تە چەش دەٚ تا یەک هٛەٚدار ە دەٚریٛوو شوور … ۉقتی کە بەٚرمەٚ کننەٚ شیرین … موقەٚ ی کە خننەٚ دەٚشت ە ݖین سال ۆ ما خاسسەٚمەٚ کە سوود نۉۉەٚم هٛتتا نخوونەٚم مە دس ەٚ بخوونەٚسسەٚ ۆ نەٚشتەٚ تە چەش دەٚشت ە ݖین سال ۆ ما ٮٚت گەل کتەٚک ە ٮٚەننا درد مە دەٚل ە سر دیٛیٛەٚ دنیەٚ کە هٛللاج ە دەٚل ە سر سنگینی کەٚردەٚ دەٚشت ە لیچار ۆ ناسەزا ە میوون تە خاهٛوونی ە ٮٚەٚفتەرا رەٚ گەٚردەٚن بٮٚتەٚمەٚ گیرمەٚ دەٚشت ە ݖین سال ۆ ما Mâh e munâ Dêšt e čârdah sâl Me târiki jâ bêtabêssi Tâbêni Dar sâl ô mâ i ke Sardtêrin e zêmêssun Zartêrin e paîz Tašbaîttêrin e tâbêssun Mašt e vêškutêrin e bêhâr Me jâ Me jêft nafês bakšimi Hati jul Hati sabur Ke attâ sang Ruxênê e xênêki e dêlê Ke attâ pallêng e hâršiên Ku e kêti Šahrivar šu e mâh Te češ Dê tâ yek hêdâr e dêryu Šur . . . Vaǧti ke bêrmê kennê Širin . . . Moǧê i ke xannê Dêšt e in sâl ô mâ Xâssêmê ke sud navvêm Hattâ naxunêm Me dass e baxunêssê ô nêštê Te češ Dêšt e in sâl ô mâ At gêl katêk e ennâ dard Me dêl e sar dayyê Daniê Ke hallâj e dêl e sar sangini kêrdê Dêšt e ličâr ô nâsezâ e miun Te xâhuni e êfterâ rê Gêrdên baîtêmê Girmê Dêšt e in sâl ô mâ همانند ماه چهارده سال تمام بر تاریکی‌های من تابیدی می‌تابی در سال‌هایی که سردترین زمستان طلایی‌ترین پاییز سوزان‌ترین تابستان پر شکوفه‌ترین بهار را با من با هم نفس کشیدیم چنان عمیق چنان صبور که سنگی در گوارایی رود که نگاه پلنگی از فراز کوه در شبی شهریوری بر ماه چشم‌هایت دو دریای موازی شور … وقتی که می‌گریست شیرین … گاهی که می‌خندید در تمام این سال‌ها و ماه‌ها خواستم شعر نگویم نخوانم حتی دستم را خواند و نگذاشت چشم‌هایت در تمام این سال‌ها و ماه‌ها دردی بر سینە‌ام سنگین بود نیست که بر سینه‌ی حلاج سنگین بود از میان تمام ناسزاها و تهمت‌ها من تنها تهمت عشق تو را بر گردن گرفتم می‌گیرم در تمام این سال‌ها و ماه‌ها #هسا_پس #ولی_الله_پاشا #پسا_نو_در_شعر_گیلکی_مازنی_ترکی_کردی_تاتی #جریان_شعر_پیشرو_اقوام_ایران @hasa_pas

🔵 #هسا_پس شعر مازندرانی ( تبری ، گلکی ) ولی‌الله پاشا چرم ە جەرەب مە لینگ ۆ کەنەس ە چوو مە دس ماهٛ مە فەٚنەٚر راس ە جاددە مە
🔵 #هسا_پس شعر مازندرانی ( تبری ، گلکی ) ولی‌الله پاشا چرم ە جەرەب مە لینگ ۆ کەنەس ە چوو مە دس ماهٛ مە فەٚنەٚر راس ە جاددە مە رسەٚن شە دیم ەٚ شوو ە نەقاب بزوومەٚ دشووممەٚ سەٚتارە دەٚززی Čarm e jereb me ling ô Kenes e ču me das Mâh me fênêr Râs e jâdde me rasên Še dim ê šu e neǧâb bazumê Dašummê sêtâre dêzzi پاپوشی از چرم بر پا چوبی از ازگیل جنگلی در دست ماه فانوسم جاده طنابم به صورتم نقابی از شب زده‌ام می‌روم ستاره دزدی #هسا_پس #پسا_نو_در_شعر_گیلکی_مازنی_ترکی_تاتی_لری_بلوچ_تالشی #جریان_شعر_پیشرو_اقوام_ایران @hasa_pas

🔵 #هسا_پس ................کرا............. ..........؛ روبارا جی................. چوچولا.............!......فدار...... چن تا
🔵 #هسا_پس ................کرا............. ..........؛ روبارا جی................. چوچولا.............!......فدار...... چن تا دا.....................................؟! ویگیر تا..............کیجا............ ترا مرا اوشانا بدا.................................. هج کی می شعرانا پاکا نوکوده من بترسام بینیویسم تاودم اوشانه ....دن کی سانسورا کو....د #کلمان کرا:دارد روبا:رودخانه چوچول:مارمولک اوشان:انها #واتاو (واگردان) ........دارد.......... ......؛رودخانه را از.............. مارمولک را.........!....شلیک کن دا..............................؟! بردار تا..............جوجه را........ تورا من را آن ها را بگذار..................... کسی شعر هایم را پاک نکرده ترسیدم که بنویسم انداختم ...دن آن ها که سانسور ..ر........د #مراد_قلی_پور #هسا_پس #پسا_نو_در_شعر_گیلکی_مازنی_ترکی_تاتی_لری_بلوچ_تالشی #جریان_شعر_پیشرو_اقوام_ایران @hasa_pad

#هسا_پس #نامه_شماره_۱۵ #رفتار_عمودی_یا_مسخ_زبان #نظریه_تکثیر_یا_تکثر #ویژه_شعر_اقوام #شعر: #مسعود_پور_هادی #منتقد #مراد_قلی_پور #پسا_نو_در_شعر_گیلکی_مازنی_ترکی_تاتی_لری_بلوچ_تالشی_بختیاری #جریان_شعر_پیشرو_اقوام_ایران @hasa_pas

#هسا_پس #پسا_نو_در_شعر_گیلکی_مازنی_ترکی_تاتی_لری_بلوچ_تالشی_بختیاری #جریان_شعر_پیشرو_اقوام_ایران با انتخاب #مراد_قلی_پور @has
#هسا_پس #پسا_نو_در_شعر_گیلکی_مازنی_ترکی_تاتی_لری_بلوچ_تالشی_بختیاری #جریان_شعر_پیشرو_اقوام_ایران با انتخاب #مراد_قلی_پور @hasa_pas