648
Subscribers
+124 hours
+137 days
+3730 days
Posts Archive
اگر شناخت و بلوغی که در فرایند روابط اتفاق می افته رو کنار بزاریم (که تاثیر میزاره در نگرش ما نسبت به دوست داشتن)،
دوست داشتن چیزی نیست که آدمی ازش خسته بشه، خستگی برای زمانیه که آدم ها گاها برای ما ابزار و وسیله باشن نه آدم
گاهی فکر می کنیم چون سنمون رفته بالا دیگه سخت گیرتر شدیم برای رابطه و ...
شاید درست باشه اما به نظرم ما اونقدرا سخت گیر نشدیم بلکه دنیا و آدم های پیرامونن که دارن هر روز بیشتر تغییر می کنن و دنیا دیگه شبیه اون جایی نیست که ما میشناختیم
علی مقدم
آیا آنقدر مرا دوست داری که در کنار تو ضعیف باشم؟
همه، قدرت را دوست دارند،
اما آیا شما مرا به خاطر ضعفم دوست دارید؟
و این یک آزمون واقعی است.
آلن دو باتن
از ميون تموم دروغ هايى كه مردم به خودشون ميگن، شرط مى بندم اين يكى
رايج ترينه:
مى تونستم آدم متفاوتى بشم...!
True Detective 2014
Sometimes the greatest act of rebellion is to simply speak the truth.
Alexei Navalny
گاهی بزرگترين شورش، فقط به زبان آوردنِ حقيقت است
+2
هروقت فکر کردید دیره به این فکر کنید که « ابوالقاسم بختیار » دوره گردی بود که در ۳۹ سالگی دیپلم گرفت، در ۵۵ سالگی پزشک شد ! و اولین جراح نوین ایرانی و یکی از بنیانگذاران دانشکده پزشکی تهران لقب گرفت.
@ambivalencceee
عشق فقط تحسینِ قدرتها و خوبیهای یک نفر نیست؛ بلکه پذیرفتن و تحملِ ضعفها و کاستیهای او نیز هست.
Melanie Klein
نمیدانم چه کسی #وطن را فروخت
اما دیدم چه کسی بهایش را داد ...
"محمود درویش"
شرابِ مرگ خورم بر سلامتیِ #وطن ...
#میرزاده_عشقی
#تسلیت به همه مادران چشم به راه فرزند . 😭😭😭😭🖤🖤🖤
«نصیحتزدگی» برای توصیف حالتیه که در آن فرد بهطور مکرر در معرض توصیهها، پندها، راهحلها و «باید و نباید»های دیگران قرار میگیره، تا جایی که:
دیگه ظرفیت روانی برای شنیدن، فکر کردن یا پذیرش هیچ نصیحتی رو نداره.در جامعه ما و در فرهنگهای سنتگرا یا خانوادهمحور، نصیحتگری اغلب با دلسوزی یا عشق اشتباه گرفته میشود. مادری که دختر بیحوصلهاش را با جملهی «من فقط خیرتو میخوام» نصیحت میکند، یا شوهری که به همسرش میگوید «اگه به حرف من گوش کنی، ضرر نمیکنی»، شاید نفهمند که پشت این پندهای تکراری، چه احساسی از ناتوانپنداشتهشدن در دل طرف مقابل شکل میگیرد. نصیحت، اگر بیزمان، بیاجازه و بدون درک متقابل گفته شود، از کار میافتد؛ نه تنها کارساز نیست، بلکه دیوار میسازد، دل میرنجاند، و فاصله میاندازد. کسی که زیاد نصیحت میشنود، کمکم کر میشود. و اینجا جاییه که هنگام نصحیت باید از خودمون بپرسیم : آیا واقعاً داریم کمک میکنیم؟ یا صرفا نمیتوانیم اضطراب خودمان را تحمل کنیم وقتی کسی راهی را انتخاب می کند که خلاف نظر ماست؟ DrAliFiroozizadeh
#نیچه اغلب از «دوست داشتن سرنوشت» سخن میگفت.
منظورش این بود که بشر میتواند مستقیما با سرنوشت رویاروی شود، آن را بشناسد، شهامت به خرج دهد، آن را بنوازد، به چالش کشد، با آن بستیزد و به آن عشق بورزد.
با اینکه ما «ارباب سرنوشت خویشیم»، جملهای متکبرانهست، ولی ما را از قربانی سرنوشت بودن محافظت میکند. ما حقیقتا در آفرینش سرنوشتمان دخیلیم...
📚 #عشق_و_اراده
✍🏻 #رولو_می
به میهنتان همیشه وفادار باشید،
اما به حکومتتان فقط زمانی که
لیاقت و شایستگیاش را دارد.
مارک تواین
اگر دیدی
میان ویرانههای خانهای
گل سرخی قد کشیده است
هرگز تعجب نکن
ما اینطور دوام آوردهایم ...
#مصعب_ابوتوهه
🖤🌹
من کاملا خسته ام
از مردانِ پیری که جنگ را
بوجود می آوردند برای جوانانی
که در آن کشته شوند ...
#جورج_مک_گاورن
🖤
🟣خاطره ای واقعی از یک استاد دانشگاه آزاد مسجدسلیمان
سالها پیش تصمیم گرفتم با مادرم که درد کمر داشت به زیارت امام زاده سلطان ابراهیم ایذه برویم. تا یک جایی با مینی بوس رفتیم (به علت کوهستانی بودن و جاده پیچ در پیچ ) بقیه راه را گفتند مینی بوس نمی تواند برود و خودتان باید بروید...
برای مادرم قاطری اجاره کردم که ۵۰۰۰ تومان کرایه اش شد.
وقتی به رقم اعتراض کردم گفتند:
کرایه قاطر ساعتی ۵۰۰۰ تومان و قیمت مصوب است.
آن زمان حقوق ما اساتید دانشگاه، ساعتی ۲۰۰۰ تومان بود. بعد از رفتن به دانشگاه، به رئیس دانشگاه شکایتی نوشتم و در آن عرض کردم که چرا باید هزینه هر ساعت قاطر ۵۰۰۰ تومان و هزینه هر ساعت تدریس دانشگاه ۲۰۰۰ تومان باشد.
این اعتراض من به گوش یک وبلاگ نویس رسیده بود و ایشان در وبلاگ خود (تحت عنوان وبلاگ گیله مرد) متن اعتراضیه من را نشر کرده بود.
در اینترنت سرچ کردم در زیر این وبلاگ، فردی کامنتی با این مضمون گذاشته بود:
استاد دانشگاهی که در قرن ۲۱ هنوز برای درمان کمردرد مادرش به زیارت سلطان ابراهیم در ایذه میرود، همترازی حقوقش با قاطر، از سرش هم زیاد است !!!
و من دقیقا قانع شدم .
🔸یونگ معتقد بود که ما فقط ویژگیهای زیستی مثل (رنگ چشم) را از اجدادمان به ارث نمیبریم، بلکه الگوهای روانی، ترسها، زخمها و حتی عقدههای حلنشده آنها هم میتوانند بهصورت ناخودآگاه به نسلهای بعد منتقل شوند. اینها معمولاً از طریق «آرکیتایپها» و تجربههای خانوادگی درونی میشوند. بخش اجداد مادری در این جا اشاره به آن داردکه: مادر و خط مادری، در روانشناسی یونگ، اغلب با ناخودآگاه، با زمین، با اصل زنانه (آنیما) و با پیوندهای عمیق عاطفی و زیربنایی روان گره خورده است. بسیاری از زخمهای روانی خانوادگی، بهویژه در فرهنگهای سنتی، از طریق مادران و مادربزرگها منتقل میشود، چون آنها حامل اصلی روایتها، ترسها و سکوتهای خانوادگیاند.
🔸بنابراین یونگ میگوید: تا زمانی که فرد آگاه نشود چه چیزهایی را از اجدادش به ارث برده، مثلاً ترسهای قدیمی، نقشهای تحمیلشده، باورهای محدودکننده، یا حتی الگوهای رنج و فداکاری، نمیتواند بهطور واقعی شفا یابد. این آگاهی همان فرآیند فراخواندن ناخودآگاه به سطح خودآگاه است؛ کاری که یونگ آن را شرط اصلی «فردیتیابی» و رسیدن به سلامت روان میدانست.
«کفشی که برای یک فرد اندازه است، فرد دیگری را میآزارد؛ هیچ دستورالعمل همگانیای برای زندگی وجود ندارد. هر کدام از ما شکل خاص زندگی خود را در درون خویش حمل میکنیم؛ شکلی غیرعقلانی که هیچ کس دیگری نمیتواند آن را کنار بزند یا بر آن سبقت گیرد.»
🔸یونگ روزی به شوخی میگفت در خیابان میتوان با آدمهایی در همهی مراحل تکامل رو به رو شد : آدمهای نئاندرتال، آدمهای قرون وسطایی، آدمهای مدرن، خلاصه آدمهایی در هر سطح ممکن و قابل تصور از رشد آگاهی.
اینکه کسی در قرن بیستم زندگی کند، باعث نمیشود رشد آگاهی او به طور خود به خود به سطح یک فرد متجدد ارتقا یابد
@carlgustavjung
