en
Feedback
سرخ

سرخ

Open in Telegram

سرخ، نخستين رنگ بهار است. سرخ، رنگ راستينِ باز زادگى است. سرخ، رنگ راستينِ ازل است. @aminarthistory @ramin_athari

Show more
892
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-230 days
Posts Archive
photo content

ماندالا: روز پیروزی کاوه آهنگر و فریدون بر ضحاک و به زنجیر کشیدن او در کوه دماوند https://www.instagram.com/p/CjqyO0uu-Qu/?ig
ماندالا: روز پیروزی کاوه آهنگر و فریدون بر ضحاک و به زنجیر کشیدن او در کوه دماوند https://www.instagram.com/p/CjqyO0uu-Qu/?igshid=YmMyMTA2M2Y=

🔺[[music is our soul and life]]🔻 📕 @Red_Reason

In the Darkest Night I will be on My Own ___ @Musicclub 🔺[[music is our soul and life]]🔻 📕 @Red_Reason

photo content

آیا ماشین قرار است خدمتگزار زندگی انسان باشد؟ یا ارباب انسان و حاکم بر سرنوشت او؟ دولت توتالیتر نیز خواه فاشیست باشد یا کمونیست، همان ماشین به حساب می آید. چیزهایی هم که در این کشور اتفاق می افتد ماشین است؛ دیوان سالاران و آدم ماشینی ها. ماشین چه قدرت شگفتی به شما می دهد اما آیا می خواهد بر شما سیطره پیدا کند؟ این مسأله است که گوته در فاوست مطرح میکند. در دو پرده ی آخر فاوست، در قسمت دوم مطرح می شود. پیمان او با «مفیستوفلس» است؛ انسانی که می تواند شما را به هرچه می خواهید برساند. او سازنده ی ماشین است. او می تواند بمب بسازد، اما آیا می تواند آنچه روح انسان می خواهد و به آن نیاز دارد نیز به شما بدهد؟ خیر نمی تواند.. این که نیاز و خواست شما چیست باید از خودتان بجوشد، نه از ماشین و نه از دولتی که به شما آموزش می دهد، و نه حتی از روحانیون. این موضوع از درون خود شخص بیرون می آید، و لحظه ای که به آن سقوط تن می دهید و به جای حکم جاودانگیتان حکم زمان را میپذیرید، در مقابل شیطان تسلیم شده اید و جایتان در جهنم است. 🔘كتاب: سفر قهرمان ☑️اثر: جوزف کمبل ☑️ترجمه: عباس مخبر #اسطوره #کهن_الگو #فاوست #گوته #مفیستوفلس #جهنم #جوزف_کمبل #عباس_مخبر #و_تو_باز_خواهی_آمد! 📕@Red_Reason

photo content

🎬ویدیو‌ی اسلاوی ژیژک خطاب به مردم ایران ♻️ترجمه‌ی نوید گرگین ژیژک: بدون هیچگونه مبالغه باید بگویم مبارزه شما به معنای واقعی کلمه در تاریخ جهانی اهمیت دارد. از شما می آموزم... بگذارید نام ایران و نسلمان همچون نگینی بر تارک تمامی علوم بتابد و منبع و مأخذی شود برای تمامی محققین و‌اندیشمندان و هنرمندان ... که آری ایرانیان در زیر با تحریم و رکود و تورم نه برای غم‌ نان که برای خلق معنایی نو از آزادی برخاستند ... #مهسا_امینی #وطن #زن_زندگی_آزادی

⚫️🔴

Repost from سرخ
🔻آنچه که در وجود ما از نماد «چپ» کشته اند، به تمامی برای ذهن شهودی و خیالی من در شعر و زجه های این ترانه تداعی میشود و فارق از معنا و مفهوم متن این ترانه نوعی همزاد پنداری خیالی از دکلمه ی حسین پناهی که میگوید: جا مانده است چیزی جایی که هیچ گاه دیگر هیچ چیز جایش را پر نخواهد کرد… نه موهای سیاه و نه دندان‌های سفید! 🔺«می دانم گوش دادن به این موسیقی کمی متفاوت تر از مابقی موسیقی های انتخاب شده در کانال هست اما با ذهنی خیالی، چشمانی بسته و تاریک و گوشی سر سپرده در اعماق به پیشواز «ماه» می رویم ⏺با هنزفری پیشنهاد میشود 😉🔥 #به_رنگ_سرخ 📕 @Red_Reason

🔴⚫️

🔺[[music is our soul and life]]🔻 📕 @Red_Reason

به یادِ جمله ی استاد مشکاتیان: یک چیزی تویِ ذهنِ نهانخانه ی هر ایرانی هست و آن «ایران» است.. برای ایران جان فشانی می کنم، آهن
به یادِ جمله ی استاد مشکاتیان: یک چیزی تویِ ذهنِ نهانخانه ی هر ایرانی هست و آن «ایران» است.. برای ایران جان فشانی می کنم، آهنگ می سازم ، اشک می ریزم به موقعش هم شمشیر می کشم… https://www.instagram.com/p/Ci1EoUkueYu/?igshid=Y2ZmNzg0YzQ= #مهسا_امینی #زن #زندگی #آزادی #به_رنگ_سرخ #و_تو_باز_خواهی_آمد

چه هنگام مي زيسته ام؟ کدام مجموعه ي پيوسته ي روزها و شبان را  من؟ــ  اگر اين آفتاب  هم آن مشعل کال است  بي شبنم و بي شفق  که نخستين سحرگاه جهان را آزموده است. چه هنگام مي زيسته ام؟ کدام باليدن و کاستن را  من  که آسمان خودم چتر سرم نيست؟ــ آسماني از فيروزه ي نيشابور با رگه هاي سبز شاخ ساران، هم چون فرياد واژگون جنگلي  در درياچه يي،  آزاد و رها هم چون آينه يي  که تکثيرت مي کند.  بگذار  آفتاب من  پيرهن ام باشد  و آسمان من  آن کهنه کرباس بي رنگ.  بگذار بر زمين خود بايستم بر خاکي از براده ي الماس و رعشه ي درد. بگذار سرزمين ام را  زير پاي خود احساس کنم  و صداي رويش خود را بشنوم: رپ رپه ي طبل هاي خون را  در چيتگر  و نعره ي ببرهاي عاشق را  در ديلمان.  وگرنه چه هنگام مي زيسته ام؟ کدام مجموعه ي پيوسته ي روزها و شبان را من؟ احمد شاملو #شعر #احمد_شاملو #به_رنگ_سرخ #و_تو_باز_خواهی_آمد 🔺[[music is our soul and life]]🔻 📕 @Red_Reason

@radiolozhi قطعه‌ی #تعفن_بیداد #احمد_شاملو #محمدرضا_شجریان #فریدون_مشیری #حسین_علیزاده #ArvoPart #PawelKuczynski #رادیو_لوژی https://t.me/radiolozhi/972 @radiolozhi 🔺[[music is our soul and life]]🔻 📕 @Red_Reason

برای او .... 📕@Red_Reason

■ لیس‌خور کفش ظالمان به پهنای زبان کفش‌لیس‌ها است و قدرتِ ظلم آن‌ها با طاقت تحمل مظلومان برآورده می‌شود. احمد شاملو ShamlouHo
■ لیس‌خور کفش ظالمان به پهنای زبان کفش‌لیس‌ها است و قدرتِ ظلم آن‌ها با طاقت تحمل مظلومان برآورده می‌شود. احمد شاملو ShamlouHouse

🔻شاملو در گفتگویی با من اشاره کرد که دو خاطره در زندگی فکری او تأثیر شگرفی داشته است: یکی ماجرای باغ دولتی خاش و دیگری قرارگرفتن او جلوی جوخه اعدام. 🔻ماجرا چنین بود: سال ۱۳۲۴ بود از زندان متفقین آزاد شده بودم و با خانواده به رضاییه می رفتم. پدرم افسری بود که به خاطر کله شقی هایش همیشه از این طرف ایران به آن طرف کشور تبعید می شد. خاش، چابهار، مشهد، یک ماه اینجا، دو ماه جای دیگر. حالا نوبت رفتن به رضاییه بود. کلانتر مرزی بود. توی ساختمان دولتی نشسته بودیم که دموکراتها به سراغمان آمدند، ما را، من و پدرم را گرفتند و بردند. مدتی ما را کَت بسته در انتظاری کشنده توی پناهگاه نگاه داشتند. شب که شد ما را بردند جلوی دیوار، روبروی جوخه اعدام. چشممان را بستند. فداییان مسلح به خط شدند و پدرم در این لحظه طوری ایستاد که سپر بلای من باشد. خودم را کنار کشیدم. تن به مردن داده بودم. دل تو دلم نبود مرگ را یقین داشتم، اما مرگ با شلیکهای ناگهانی نمی آمد. انتظار کشنده و طولانی بود. هر لحظه شتابی حیرت انگیز داشت. هجوم هزاران خاطره در ذهنم مرا به سرحد انفجار کشانده بود. چرا معطل می کردند!؟ چرا کار را تمام نمی کردند؟ دو ساعت جلو جوخه اعدام ایستاده بودیم. علت تأخیر مرگ این بود که فرمانده پناهگاه یک آن در تصمیم خود تردید کرده بود و مصلحت دیده بود که با فرماندهش مشورت کند. فرمانده او پدرم را خوب می شناخت و پادرمیانی اش باعث نجات ما از مرگ شد. تکلیف من در این دو ساعت با مرگ و زندگی روشن شد. پس از آن هیچگاه از مرگ نهراسیدم. مرگ تن برایم بی اعتبار شده بود، در این زندگی بازیافته چیزهای عظیمتر برایم مطرح بود که مرگ در برابر آنها ارجی نمی داشت. من عشق را یافته بودم، زیبایی را، حماسه حيات را. از آن شب به بعد هیچ چیز در زندگی مرا نترسانده است. بر مرگ پیروز شده بودم و بر تمامی ترسهایی که از جسم زاده می شود. شاملو به هنگام رویارویی با «تابوها» هیچ ترسی به خود راه نداده است. تابوی مرگ، تابوی حزب تراز نوین، تابوی قالب شعر هزار و اند ساله، تابوی نامداران حریم دار، تابوی قدرت مسلط و اقتدار مطلق. در سراسر زندگیش با آنچه می خواسته بر او سلطه ای بی منطق و ناعادلانه داشته باشد جنگیده است فقط در برابر مهرورزی سر تسلیم فرود آورده است به عشق در هیئت فردی و عمومی اش. عصیان او همیشه او را به ترک منزل پیشین واداشته است، به سوی پناهگاهی ناشناخته، خیلی زود از سلطه خانواده گریخته است. هفده ساله بوده که زندان را تجربه کرده است، از زیر سقف خانه گریخته است، از زیر سقف مدرسه و آن حرفهای یکنواخت برای همه، گریخته است و این گریزهای نخستین او را جرأت بخشیده که از زیر سقف کانون گرم زوجیت نیز بارها بگریزد نه پسری مطیع، نه شاگردی توسری خور، نه همسری وفادار و فداکار، نه پدری متولی و قیم. چرا که جهان را و زندگی را خانه و مدرسه و کانون گرم خود یافته است. 🔘كتاب: شناخت نامه احمد شاملو ☑️اثر: جواد مجابی #انسان #انسانیت #احمد_شاملو #شعر #فرهنگ #سیاست #و_تو_باز_خواهی_آمد 📕@Red_Reason

@dialoguebox 🔺[[music is our soul and life]]🔻 📕 @Red_Reason

سلام و درود بر همراهان سٌرخ قرار بر این گذاشته بودم که پادکستی در کانال سٌرخ نگذارم ، اما پس از پادکستی از محسن نامجو، هوشنگ
سلام و درود بر همراهان سٌرخ قرار بر این گذاشته بودم که پادکستی در کانال سٌرخ نگذارم ، اما پس از پادکستی از محسن نامجو، هوشنگ ابتهاج عباس کیارستمی اینبار هم با خود کنار نیامدم که پادکستی از «احمد شاملو» را در کانال بارگزاری نکنم، چرا که بقدری در شناخت انسانیت آگاهمند می شویم که تک تک دقیقه های این پادکست به مانند تک تک دقیقه های یک موسیقیِ ناب در وجود آمدی اثر میکند و او را به جهانِ ناکجا آباد و اقلیم هشتم می کشاند…. امیدوارم از شنیدن این پادکست لذت ببرید. ارادتمند شما رامین اطهری