پارادايس اشتراكي (بهشت اندیشه و تفکر)
Open in Telegram
ارتباط با ادمين جهت هرگونه پيشنهاد يا انتقاد 👇🏻👇🏻👇🏻 @Spoulad لينك كانال. https://t.me/Prdys
Show more703
Subscribers
No data24 hours
+47 days
+1230 days
Posts Archive
✍هر عضلهای را که بکار نبریم ضعیف و ضعیفتر میشود؛ شعور و وجدان هم در انسان مثل یک عضله هستند.
#یوستین_گردر
@prdys☘️🌷☘️
تمام جنگ ها مقدسن،
البته برای اونهایی که میجنگن.
اگه اون آدم هایی که این جنگ ها رو به راه انداختن نمی گفتن مقدسه، کدوم احمقی حاضر میشد بجنگه؟
#بر_باد_رفته
#مارگارت_میچل
@prdys☘️🌷☘️
اونی که رفت باید میرفت
اونی که زد باید میزد
اون پولی رو که باختی باید میباختی
اون دلی که شکست باید میشکست
اون رفاقتی که تموم شد باید میشد
اینا همش باید میشد ، تا تو بشی "تو"
@prdys☘️🌷☘️
برای کسایی که دوسشون دارید،
اونی باشید که هیچ وقت
هیچ کس براتون نبوده.
"رویای خودتون باشید براشون "
@prdys☘️🌷☘️
نوشته بود:
پختهتر که شدی میفهمی ؛
یه بددهن دلپاک
میارزه به صدتا خوشزبون دورو ..
@prdys☘️🌷☘️
✍مشكل اين نيست كه تعدادِ آدمهاى احمق و بيشعور زياد است!
مشكل، توزيعِ نامناسب آنهاست
در پيرامون ما...!
#مارک_تواین
@prdys☘️🌷☘️
آيا كسی می توانست بفهمد كه دوست داشتنِ او چه لذتی دارد
و آدم را به چه ابديتی نزدیک می كند؟ آدم پُر می شود
جوری كه نخواهد دلش برایِ آدمِ ديگری بلرزد...
عباس معروفی
@prdys☘️🌷☘️
ما، در جهانی که برایمان ارزشی قائل نیست،
میتوانیم برای یکدیگر ارزش قائل شویم.
در جهانی که ما را نمیشنود،
میتوانیم به حرفهای هم گوش دهیم.
در جهانی که ما را دوست ندارد،
میتوانیم عاشق شویم و دوست بداریم ..
@prdys☘️🌷☘️
به ماه نشانیات را دادم
ندا آمد:
دیدهام او را
در دشتی دور
با چهرهای خندان
و قلبی بیخبر از تو
سکوت شب سنگینتر شد
آهنگی سوزان
در رگهایم چرخید
تنهایی،
مثل مه سرد
دورم پیچید
و من،
هنوز زیر آسمان بیستارهام
با سایهی خاطرهات
در خودم گم گشتهام...
@prdys☘️🌷☘️
🎧 : به وقت موسیقی.
🔗گاهی تو ذهنم زندگی می کنم
وسط سختی ها شلوغی ها درماندگی ها
یادمه تو برجک تو شیفت شب ساعت ۲ تا ۴ تو ذهنم سفر می کردم به جهان خیالی
برای من موسیقی جَز یجور خیال مداومِ ، دلم می خواد پرواز کنم به سال 1940 تو یه کافه نَم گرفته ، و با این موسیقی از قهوه ام لذت ببرم
زندگی اینقدر سریع و بی رحمه که سرعت زندگی از رویاهای من خیلی بیشتره
ولی گاهی میشه با ذهن سفر های عجیبی کرد..
@prdys☘️🌷☘️
آیا حکومت های توتالیتر نمیدانند که سرکوب شدید میتواند خشم مردم را دو چندان کند؟
البته که می دانند، اما اینگونه محاسبه می کنند: خشمِ فردی، اگر نتواند به همبستگی بدل شود، خطری برای قدرت توتالیتر نیست.
مسئله برای نظامهای تمامیت خواه، صرفا حذف مخالفان نیست؛ مسئله از بین بردن امکان با هم بودن، امکان یکی شدن است.
در چنین نظامهایی، ترساندن افراد به تنهایی هدف نیست؛ انزوای افراد هدف است، آدم تنها کاری ازش بر نمیاد.
اگر افراد نتوانند به یکدیگر اعتماد کنند، اگر ندانند دیگری نیز همان قدر نا راضی است، اگر هزینه ارتباط و هماهنگی بین افراد با هم به اندازه کافی بالا باشد، خشم فردی، خشم منفعل می ماند و به کنش جمعی تبدیل نمیشود.
این نظامها همه جنبش ها را همزمان سرکوب نمیکنند؛ بلکه فعالترین و سازمان یافته ترین جنبش ها را هدف می گیرند تا بقیه پیام را بگیرند. این روش، هزینه کنترل را کاهش میدهد.
توتالیتر می داند اگر لحظهای عقبنشینی کند، سیل مطالبات آغاز میشود. در نتیجه سرکوب را کم هزینهتر است.
حکومت میکوشد افراد را از هم جدا کند؛ اما با چه ترفندی ؟
بیاعتمادی، خبرچینی، کنترل رسانه، امروز هم قطع نت تا افراد را تنها کنند ،تنهایی موجب وحشت انسان می شود. این همان وضعیتی است که آرنت آن را انزوای توده نامید
سرکوب، زمانی از نگاه حاکمیت کارآمد است که هماهنگی را ناممکن کند.
@prdys☘️🌷☘️
این نگاه، از چهار پنج دست گذر کرده و به من رسیده
شاید این صدا هم مال من نباشد
شاید هزاران بار دستبهدست شده باشد!؟
جای تردید وجود دارد، آنچه در من است، از آن من است،
و آنچه در توست، از آن تو.
این واژهها گفته میشوند، یا گفته شدهاند، یا گفته خواهند شد
جای تردید وجود دارد
و اینکه گوینده مرد است یا زن، سنگ است یا نسیم،
آهن است یا ابر، یا باد
جای تردید وجود دارد
شاید هر چیز، پرسشی برای چیزی دیگر است .
و کسی نیست پاسخ دهد که فکر از شنیدن، زبان از سخن گفتن و چشم از نگریستن چه میخواهد؟
شاید هر پرسش تازه
راه تازهایست برای گمراه کردن
چه چیزیست آنچه میتوان دربارهاش سخن گفت
و آنچه نمیتوان دربارهاش سخن گفت
در آمدن فاصلهای هست، در رفتن فاصلهای هست
در نگریستن فاصلهای هست، در اندیشیدن فاصلهای هست
میگریزی؛ فاصله. میایستی؛ فاصله
همه چیز در میانِ فاصلههاست
و خواهی دید که از نوشتهای به نوشتهای دیگر
از آدمی به آدمی دیگر
این فاصله است که بریده و دوخته میشود، یا شاید فاصلههای تازهای هستند که
به جای آدمها مینشینند
وقتی میگویی «این میان» یعنی کجا؟
و وقتی میگویی «تو»، یعنی که؟
✍شهرام_شیدایی🍷
@prdys☘️🌷☘️
گرمای تنت را
میخواهم
تا بسوزد
همه ی تارو پود تنم را....
#احسان_پهلوان
@prdys☘️🌷☘️
دهقان پیر با ناله میگفت:
ارباب …
آخر درد من یکی دوتا نیست، با وجود این همه بدبختی نمیدانم دیگر خدا چرا با من لج کرده و چشم تنها دخترم را چپ آفریده است. دخترم همه چیز را دوتا میبیند ...
ارباب پرخاش کرد که: بدبخت، چهل سال است نان مرا زهرمار میکنی، مگر کور هستی نمیبینی که چشم دختر من هم چپ است؟!
دهقان گفت: چرا ارباب میبینم اما چیزی که هست؛ دختر شما همهی این خوشبختیها را "دو تا" میبیند،
ولی دختر من، این همه بدبختی را ...
📒 #شکست_سکوت
#کارو
@prdys☘️🌷☘️
✍زمانی چهرههای مطرح هر جامعه، دانشمندان و افراد باسواد و تحصیلکردهای بودند که وقت خود را به حل مشکلات مردم اختصاص میدادند. اما حالا معروفترین شخصیتهای جامعه افرادی بیسروپا هستند که فقط بلدند از خودشان و بشقاب غذایشان عکس و فیلم بگیرند و در شبکههای اجتماعی منتشر کنند.
📒 #پرونده_بالتیمور
#ژوئل_دیکر
@prdys☘️🌷☘️
یک آدم بیشعور رو به سختی میشه تحمل کرد...اما تحمل آدمی که فکر میکنه"با شعوره" غیر ممکنه...
@prdys☘️🌷☘️
لَب به اِحساس زَدَم
مَست شُدَم فَهمیدَم
«شاعِران مَست تَرین طایفهٔ هُشیارَند
بی خود اَز حال شُدَن
گرچه گُناه اَست
وَلی
شاعِری جُرمِ قَشَنگی است اَگر بُگذارَند
@prdys☘️🌷☘️
لَب به اِحساس زَدَم
مَست شُدَم فَهمیدَم
«شاعِران مَست تَرین طایفهٔ هُشیارَند
بی خود اَز حال شُدَن
گرچه گُناه اَست
وَلی
شاعِری جُرمِ قَشَنگی است اَگر بُگذارَند
@prdys☘️🌷☘️
✍پدرم الکلی بود و در چهل سالگی مُرد.
چند هفته قبل از مرگش، یک شب مرا نزد خود خواند و تاریخچهی زندگیاش را برایم حکایت کرد؛ تاریخچهی یک افتضاح.
ابتدا از مرگ پدرش، یعنی پدربزرگم آغاز کرد. پدرش به او چنین گفته بود: من فقیر و ناکام میمیرم، ولی همهی امیدم به تو است، شاید تو بتوانی آنچه را که زندگی به من نداد، از او پس بگیری!
پدر من نیز وقتی حس کرد که اجلش فرا رسیده است به من گفت که حرفی به جز تکرار آنچه پدرش به او گفته، ندارد
"اینک فقیر و ناکام میمیرم
امیدم به توست تا بتوانی آنچه را که زندگی به من نداد، از او بگیری"
آری!
آرزوها هم مثل بدهیها از نسلی به نسل دیگر منتقل میشوند.
و من اکنون سی و پنج سال دارم، و گویا در همان نقطهای هستم که پدر و پدربزرگم بودند. من نیز آدمی هستم شکست خورده و زنم پا به زاست
فقط همین حماقتم باقیست که معتقد شوم، فرزندم خواهد توانست آنچه را که زندگی به من نداده را از آن بگیرد. من میدانم که او نیز نخواهد توانست از این سرنوشت محتوم بگریزد. او نیز از گرسنگی خواهد مُرد یا از آن بدتر نوکر دولت خواهد شد.
#اینیاتسیو_سیلونه
@prdys☘️🌷☘️
مراقب اعصاب خود باشید، هنوز اعصاب جدیدی برای فروش عرضه نشده است
@prdys☘️🌷☘️
