ru
Feedback
پارادايس اشتراكي (بهشت اندیشه و تفکر)

پارادايس اشتراكي (بهشت اندیشه و تفکر)

Открыть в Telegram

ارتباط با ادمين جهت هرگونه پيشنهاد يا انتقاد 👇🏻👇🏻👇🏻 @Spoulad لينك كانال. https://t.me/Prdys

Больше
709
Подписчики
Нет данных24 часа
-27 дней
-130 дней
Архив постов
#میکروکتاب 📕 نام کتاب: #از_کارمند_به_کارآفرین 📝 نویسنده: استیو گلاوسکی ⏰ زمان خلاصه: ۲۷:۰۸ 🔰 درباره کتاب: چگونه آزادی خود را به دست آوریم و کارهایی را انجام دهیم که واقعاً مهم هستند؟ کتاب "از کارمند به کارآفرین " که در سال 2018 به چاپ رسیده، به شما نشان می‌دهد که چگونه ذهنیت خودتان را از یک کارمند یک کارآفرین تغییر دهید. شما بامطالعه این کتاب، می‌آموزید که چگونه می‌توانید هدف خود را دنبال کنید و درعین‌حال از دام‌هایی که بیشتر کارآفرینان برای اولین بار با آن مواجه می‌شوند اجتناب نمایید. @prdys☘️🌷☘️

انسان‌ها به قدری دروغگو، به قدری دسیسه‌گر، به قدری مکار و حیله‌گر، به قدری مشتاق به سود خود و به قدری بی‌توجه به سود دیگران هستند که اگر کمتر آنها را باور کنید و کمتر به آنها اعتماد کنید، اشتباه نکرده‌اید! اضطراب موقعیت آلن دوباتن @prdys☘️🌷☘️

✍کسانی که بدونِ دلیل باور کرده‌اند را نمی‌توان با دلیل قانع کرد. #جیمز_رندی @prdys☘️🌷☘️
✍کسانی که بدونِ دلیل باور کرده‌اند را نمی‌توان با دلیل قانع کرد. #جیمز_رندی @prdys☘️🌷☘️

قبل ازدواج حتما مدتی مستقل زندگی کنید شاید اون چیزی که می‌ خواستید مستقل بودن باشه نه ازدواج @prdys☘️🌷☘️

اینقد از خودتون تعریف نکنید ؛ چیزی باشه ما خودمون میفهمیم. ‌@prdys☘️🌷☘️
اینقد از خودتون تعریف نکنید ؛ چیزی باشه ما خودمون میفهمیم. ‌@prdys☘️🌷☘️

آرزو میکنم.... کسی رو که دارید باهم اینجوری باشید: به‌هم شبیه، به‌هم مبتلا، به‌هم محتاج،،،،،،🕊 @prdys☘️🌷☘️

‏در جایی از کتاب برادران کارامازوف ، داستایوفسکی در پاسخ به ایوان که پرسید “جهنم چیست؟” می‌گوید : "رنجِ ناتوانی از دوست داشتن
‏در جایی از کتاب برادران کارامازوف ، داستایوفسکی در پاسخ به ایوان که پرسید “جهنم چیست؟” می‌گوید : "رنجِ ناتوانی از دوست داشتن" ! قرن‌ها پیش از او ،دانته نیز در کمدی الهی گفته بود : "دوزخ خانه آن‌ کسی است که عشق را با عشق پاسخ نگفت" !.... @prdys☘️🌷☘️

💬نیمه دوم عمر ؛ آماده شدن برای از دست دادن‌های بزرگتریه که هیچوقت نرسیدن ! کنار گذاشتن چیزهایی که قرار بود زمانی  تمام آینده ما باشند. دیروز مشغول خانه‌تکانی کتاب‌هایم بودم.بعضی کتاب‌ها را از کتابخانه بیرون می‌گذاشتم تا به دوستان جوان‌تر بدهم.به کتاب‌های درسی دانشگاه رسیدم.دستم روی یکی از آن‌ها ماند.مانده بودم بگذارمش بیرون یا نه... همان‌جا نشستم.کتاب را ورق زدم.فقط نگاهش کردم و ناگهان روحم رفت بیست سال عقب‌تر... به آن جوانی که با چه ذوقی درس می‌خواند.به رویای وکیل شدن.به شوقی که برای آینده داشت.به اینکه فکر می‌کرد زندگی، مسیری است که کافی است درست انتخابش کنی و با جدیت ادامه بدهی تا به مقصد برسی.بعد زندگی آمد و مسیرهای دیگری پیش پایم گذاشت. چرخش‌های دنیا مرا از آن راه، دور و دورتر کرد.و حالا، بیست سال بعد، نشسته بودم روبه‌روی کتابی که قرار بود بخشی از آینده‌ام باشد و نشد!برای اولین بار، حسرت آن بخش از زندگی را نه مثل یک شکست، که مثل یک زندگی نزیسته دیدم....شاید نیمه دوم عمر، فقط روبه‌رو شدن با چیزهایی نیست که از دست داده‌ایم.شاید آماده شدن برای از دست دادن‌های بزرگ‌تری است که هنوز نرسیده‌اند. کتاب‌ها..خانه....کار....جوانی....آدم‌ها....و سرانجام خودمان...در نیمه اول عمر، خیال می‌کنیم قرار است همه چیز را به دست بیاوریم.در نیمه دوم، آرام‌آرام یاد می‌گیریم که هنر دیگری هم وجود دارد:هنر دل کندن از چیزهایی که روزی تمام آینده‌مان بودند. #سهیل_رضایی @prdys☘️🌷☘️

برخی آدم‌ها تو را پس می‌زنند و از تو فاصله میگیرند، فقط به این دلیل که در نگاهشان بیش از حد می‌درخشی. این طبیعیست. همچنان به درخشیدنت ادامه بده. @prdys☘️🌷☘️

این نوع زندگی که ما امروزه داریم زندگی نیست، رکود است. مرگ در حال زندگی است. به تمام این خانه‌های لعنتی نگاه کن و همین‌طور به افراد بی‌هدف داخل خانه‌ها! گاهی اوقات فکر می‌کنم ما همه جسد هستیم، فقط فرقمان با جسد این است که در حالیکه ایستاده‌ایم، درحال پوسیدن هستیم. #جورج_اورول @prdys☘️🌷☘️

حالا که خسته ام بغلم کن که هیچ جا آسوده تر ز خانه ی آدم نمی شود #اسماعیل_ساسانی @prdys☘️🌷☘️

هراسناک‌تر از نابینایی، دیدن است، با دو چشمِ باز که چه بر سرِ سرزمین‌مان می‌آید.. " بلاگما دیمیتروا " @prdys☘️🌷☘️

💬 هنر "تیز" بودن : اگه ما ایرانی ها اینقدر "زرنگ و تیز" هستیم، چرا اوضاعمون اینه؟ 📌 حدود 40 سال قبل در محله ای که ما زندگی می کردیم، در جنوبی ترین نقطه ی تهران، فرصتی پیش آمده بود، تا بچه محل ها بتوانند خود را از فقر و فلاکت نجات دهند. این فرصت، رفتن به ژاپن برای کار بود. جوانان علاف و غیر علافی که چند سالی از ما بزرگتر بودند و خدمت سربازی را تمام کرده بودند، امید تازه ای یافتند تا بتوانند بار خود را ببندند و بنابراین خیلی از آنها به ژاپن رفتند و "همه نوع کار" انجام دادند و اکثرا نیز بعد از دو - سه سال با اندوخته ی خیلی خوبی برگشتند و زندگی جدیدی را آغاز کردند. 📌 با برگشتن بچه محل های از ژاپن برگشته، بازار دور همی های سر کوچه داغ شد، و اینها خاطرات عجیب و غریب خود را برای ما "ژاپن نرفته ها" تعریف می کردند و چیزهایی می گفتند که دهان ما از تعجب باز می ماند. اکثر خاطرات ژاپن رفته ها، حول و حوش "زرنگی و تیزی" ایرانی ها و "سادگی و پخمگی" ژاپنی ها بود. مثلا یکی از بچه محل ها تعریف می کرد که ایرانی ها برای تماس تلفنی، یخ های قالبی شبیه سکه درست می کردند و در تلفن عمومی بجای سکه، یخ های قالبی می انداختند و تا یخ آب شود، می توانستند از تلفن عمومی با هر کجای دنیا تا دلشان می خواهد، مفت و مجانی صحبت کنند و ژاپنی ها هم هیچ نمی فهمیدند و مات و مبهوت می ماندند که چطور ساعت ها از تلفن عمومی استفاده شده بدون اینکه سکه ای در شکاف - slot - تلفن عمومی افتاده باشد. 📌 من که آن موقع نوجوانی چهارده - پانزده ساله بودم، این سوال اساسی برایم مطرح می شد که: اگر ما ایرانی ها اینقدر "زرنگ و تیز" هستیم، چرا اوضاعمان این است که جوانانمان بروند توالت های آن ژاپنی های "ساده و پخمه" را بشویند؟! 📌 این سوال سالهای سال همچنان در ذهنم دفیله می داد، و همچنان شاهد بودم که "زرنگی و تیزی" با شدت و حدت در محیط اطرافم ترویج می شود، و عجب آنکه هر چقدر هم ما "زرنگ تر و تیزتر" می شدیم، میزان عقب افتادگی ما از ممالک "ساده و پخمه" بیشتر می شد. 📌 اکنون به نظرم به وضعیت آچمزی رسیده ایم که همه ی ما "زرنگ و تیز" و گرگ باران دیده (پالان دیده) هستیم. 📌 وضعیت "آچمز" از این جهت می گویم که تیزی و زرنگی، در جامعه ای کارایی دارد که تعداد تیزها و زرنگ ها از تعداد افراد ساده و پخمه کمتر باشد. کلاهبرداری را در نظر بگیرید، که پول زیادی کلاهبرداری کرده است. این کلاهبردار،بهرحال در یک جامعه ای می تواند زندگی کند که بتوان به افراد اعتماد کرد. مثلا کلاهبردار ما انتظار ندارد که پولش را در بانک بگذارد و فردا موجودیش را صفر ببیند. یا این کلاهبردار ما انتظار ندارد که وقتی بچه اش را به پزشک می برد، یک پزشک قلابی ببیند که داروهای فاسد و قلابی تجویز می کند. کلاهبردار ما انتظار ندارد که در رستوران به او غذای قلابی و فاسد قالب کنند. تیزی و زرنگی، تا جایی کار می کند که انسان های اطراف کلاهبردار ما، بر خلاف وی، حدی از درستکاری را رعایت کنند. اما اگر همه ی افراد دور و بر کلاهبردار ما، مثل خود او "زرنگ و تیز" باشند چه؟ -آنوقت است که وضعیت او ، وضعیت آچمز خواهد بود. 📌 اکنون به نظر می رسد که ما به چنین وضعیتی گرفتار آمده ایم. ما همه تیز و زرنگ شده ایم. دیگر آدم "ساده و پخمه" ای در اطراف ما نیست. ما همه گرگ باران دیده ایم. 📌 ویل دورانت در کتاب تاریخ تمدن خود از زمانی یاد می کند که "نمک"، متاع کمیابی بود و بنابراین بسیار با ارزش. زمانی بود که نمک از طلا نیز با ارزش تر بود چون کمیاب بود. شغلی وجود داشت به نام Saltier ( حمل کننده ی نمک) که کار افراد شجاع و جنگجو بود و نمک با ارزش را از منطقه ای به منطقه ی دیگر می بردند و چه جنگ ها که بخاطر نمک کمیاب برپا نمی شد. بعدها کلمه ی saltier به soldier تغییر کرد که همان معنی سرباز در زبان انگلیسی است (گویا واژه ی سالدات هم از همین ریشه است). 📌 در وضعیتی که "سادگی و درستکاری" متاع کمیابی است، از نظر "اقتصادی"، پرسودترین تجارت، داشتن این متاع باارزش است. اینکه درستکاری یا کلاهبرداری از نظر اخلاقی قابل مکرمت یا مزمت است به عهده ی علمای اخلاق است. آنچه منظر نظر ماست ، بیشترین مزیت اقتصادی یکی از این دوست. 📌 "سادگی و درستکاری" پر بازده ترین کار اقتصادی است که امروز می توان انجام داد و با نگاهی به اوضاع، سخت نیست که بفهمیم این متاع تا سالیان سال همچنان مزیت اقتصادی خود را حفظ خواهد کرد. #فرهاد_مقدم_سلیمی @prdys☘️🌷☘️

هیچ آغازی بوسیدنی تر از شنبه یِ فصل آغوش تو نیست برای من. #فرزانه_طالبی_پور @prdys☘️🌷☘️

✍واحد اندازه گیری #کتاب_خواندن، تعداد صفحه یا دقیقه در روز نیست... بلکه مقدار تغییری است که در شناخت از هویت خودمان و یا ماهی
✍واحد اندازه گیری #کتاب_خواندن، تعداد صفحه یا دقیقه در روز نیست... بلکه مقدار تغییری است که در شناخت از هویت خودمان و یا ماهیت جهان اطرافمان ایجاد شده است. @prdys☘️🌷☘️

باشد که همه چیزهای خوب دنبالت بیایند، پیدایت کنند و با تو بمانند... @prdys☘️🌷☘️

من تو را تصویر خواهم کرد تو را به رنگ به نور و به آوازهای رنگین تبدیل خواهم کرد تو را به گل به کوه ، و به رودخانه های خروشان تبدیل خواهم کرد من از تو دنیا را خواهم ساخت و برای تو ، دنیا را اگر سخنم را باور نمیکنی هنوز قدرت دوست داشتن من را باور نکرده ای #نادر_ابراهیمی @prdys☘️🌷☘️

✍مردم جاهل و توده‌های ناآگاه، مشمئزکننده و منفورند، آن‌ها به‌سان گرگ‌هایی هستند که فقط با گوشت می‌توان آن‌ها را ساکت کرد. #لئو_تولستوی @prdys☘️🌷☘️

تمام اعتقادات قرضي هستند؛ و ديگران ،آنها را به شما داده اند.... آنها شكوفايي خود شما نيستند.. #اوشو @prdys☘️🌷☘️

تنهایی یعنی تو نیستی و من درخیال غنوده‌ات در کنار شب می سپارم. #فرح‌‌_آریا @prdys☘️🌷☘️
تنهایی یعنی تو نیستی و من درخیال غنوده‌ات در کنار شب می سپارم. #فرح‌‌_آریا @prdys☘️🌷☘️