en
Feedback
سلامت روان

سلامت روان

Open in Telegram

روانکاوی درمان از مسیر عشق است ! سلامت روان _تحکیم بنیان خانواده _سلامت جنسی هدف ماست ! دراینستاگرام با ما همراه باشید https://instagram.com psychotherapist.mitra_nouriigshid=ZDdkNTZiNTM=

Show more
881
Subscribers
+224 hours
No data7 days
-930 days
Posts Archive
وقتی ذهن تکه‌تکه می‌شود وقتی زندگی عادی و خبرهای تکان‌دهنده ناچارند هم‌زمان در یک ذهن جا بگیرند، روان انسان همیشه توان یکپارچه‌سازی این دو را ندارد؛ و گاهی راه بقا، بریدن پیوند میان اجزای تجربه است. به این فرایند، در زبان روان‌شناسی، «تجزیه» گفته می‌شود؛ حالتی که در آن ذهن، برای جلوگیری از فروپاشی، تجربه را به‌صورت یک کل واحد پردازش نمی‌کند، بلکه تماس خود را با بخش‌هایی از احساس، هیجان، بدن، خاطره یا معنا، به‌طور موقت محدود می‌سازد. در مواجهه با شرایطی چون احوال کنونی، تجزیه اغلب خود را در قالب‌هایی بسیار روزمره و به‌ظاهر عادی نشان می‌دهد؛ به‌گونه‌ای که بسیاری از افراد، بی‌آنکه نامی برایش داشته باشند، در حال تجربه‌کردن آن هستند. برای مثال، فرد خبرهای تکان‌دهنده را می‌بیند یا می‌شنود، اما احساس می‌کند «انگار مربوط به من نیست»؛ نه اشکی می‌آید، نه خشمی شکل می‌گیرد، و نه واکنش عاطفی متناسبی که خودش هم انتظارش را دارد. یا ممکن است کسی ساعت‌ها اخبار را دنبال کند، تصاویر را ببیند، تحلیل بخواند و گفت‌وگو کند، اما وقتی از او پرسیده می‌شود «خودت چه احساسی داری؟»، با مکثی طولانی یا پاسخی مبهم یا کلیشه‌ای روبه‌رو شویم؛ گویی پیوند میان دانستن و احساس‌کردن قطع شده است. در برخی افراد، تجزیه به‌شکل ادامه زندگی روزمره با دقتی افراطی بروز می‌کند؛ کارکردن، خریدکردن، رسیدگی به امور جزئی، یا حتی شوخی‌کردن، نه از سر آرامش، بلکه برای پرهیز از تماس با آنچه در پس‌زمینه ذهن در جریان است. در برخی دیگر، تجربهٔ زمان دچار گسست می‌شود؛ روزها شبیه هم می‌شوند، وقایع به‌درستی به خاطر سپرده نمی‌شوند، و فرد احساس می‌کند در نوعی «تعلیق زمانی» زندگی می‌کند که آغاز و پایان روشنی ندارد. بی‌حسی عاطفی نیز یکی از شایع‌ترین جلوه‌های تجزیه در چنین شرایطی است؛ نه غمی که بتوان برایش سوگواری کرد، نه خشمی که بتوان به آن جهت داد، و نه امیدی که بتوان به آن تکیه کرد. همه‌چیز هست، اما گویی از پشت لایه‌ای ضخیم تجربه می‌شود. حتی نوسان‌های ناگهانی میان بی‌حسی و فوران هیجانی مثلاً دوره‌هایی از کرختی کامل که ناگهان با موجی از اضطراب، خشم یا اندوه شدید قطع می‌شود می‌تواند نشانه‌ای از همین تلاش ذهن برای تنظیم تجربه‌ای باشد که تحمل آن دشوار شده است. آنچه در همه این نمونه‌ها مشترک است، نه بی‌تفاوتی است و نه فقدان اخلاق یا همدلی؛ بلکه تلاشی ناخودآگاه برای ادامه‌دادن زندگی در شرایطی است که تماس کامل با واقعیت، بیش از توان روان فرد است. تجزیه، در اصل، راه‌حلی موقت برای مسئله‌ای غیرقابل‌حل است؛ ذهن، به‌جای حذف واقعیت، تماس با آن را محدود می‌کند، و به‌جای انکار کامل درد، شدت و پیوستگی آن را می‌شکند. مسئله از جایی آغاز می‌شود که این سازوکار موقت، به الگویی پایدار بدل شود؛ جایی که قطع ارتباط با احساس، بدن یا معنا، به بهای از دست‌دادن حس زنده‌بودن تمام می‌شود. راه مواجهه با تجزیه، فشار برای «احساس‌کردن کامل» یا شکستن ناگهانی این دفاع نیست؛ چنین تلاشی اغلب به اضطراب شدیدتر یا حتی فروپاشی روانی می‌انجامد. راه ترمیم، بازگشت تدریجی و ایمن تجربه به ذهن است: ایجاد فضاهایی کوچک اما امن ،برای حس‌کردن و نام‌گذاری آنچه مبهم مانده، و بازسازی پیوند میان احساس، معنا و روایت شخصی. تجزیه، دشمن روان نیست؛ پیامی است از سوی ذهن که می‌گوید: «ادراک این حجم از واقعیت، از توان من خارج بوده است.» و درست از همین‌جا، امکان ترمیم آغاز می‌شود؛ نه با زور و اجبار، بلکه با احترام به محدودیت‌های روان، و با بازگرداندن تجربه به زندگی، ذره‌ذره، در زمانی که تحمل آن دوباره ممکن می‌شود. #میترانوری #هم_آفرینی @mitranouri_psy

مغز انسان برای این حجم از خبرِ غم و فشار ساخته نشده است؛ این یک واقعیت روان‌شناختی است، نه اغراق. اگر ذهنت حتی در خواب هم آرام نمی‌گیرد، خستگی‌ات برطرف نمی‌شود، تمرکزت کم شده یا زود اشکت درمی‌آید، این ضعف نیست. وقتی بحران طولانی می‌شود، مغز وارد حالت آماده‌باش دائمی می‌شود. فکر کردنِ مداوم، کنترل نیست؛ بقاست. در این وضعیت گفتنِ «مثبت فکر کن» کار نمی‌کند؛ مغزِ در تهدید با منطق آرام نمی‌شود، با امنیت آرام می‌شود. قرار نیست بی‌خبر باشی، اما خبرِ بی‌وقفه روان را فرسوده می‌کند. خبر را زمان‌بندی کن؛ منابع محدود داشته باش. در بحران‌های طولانی، تنظیم روان از بدن شروع می‌شود: نفس آهسته، گرما، لمس، حرکت آرام. غم مردم واقعی است، اما همدلی سالم مرز دارد. هدف روان‌شناسی شاد کردن نیست؛ هدف، پایدار ماندن روان است. اگر امروز فقط دوام آوردی، یعنی هنوز داری از خودت محافظت می‌کنی. @mitranouri_psy

نترس! گاهی هم تاریك میشه که نور رو پیدا کنی ...! @mitranouri_psy

تحمل ابهام و سردرگمی اولین شرط فکر کردن است. نمی‌دانی چه شده، نه چه خواهد شد. حال سردرگمی خودش یک ویرانی‌ست. وقتی ذهن پر از نمی‌دانم می‌شود، اغلب عجله می‌کنیم که پاسخی فوری دهیم. اما عجولانه است؛ مثل بستن درِاتاق تاریک، چیزی را روشن نمی‌کند. وقتی واقعیت فرو می‌ریزد، روان دنبال تکه‌ای خیال می‌گردد که قابل تحمل باشد. ابهام و سردرگمی نه فقط واکنش به خشونت، بلکه نشانه‌ای از محدودیت ذهن در برابر واقعیتِ خام است. سردرگمی همیشه دشمن ما نیست. گاهی نشانه این است که موضوعی تازه دارد شکل می‌گیرد. اما اگر طاقت ابهام را نداشته باشیم، این موضوع تازه هیچ وقت زاده نمی‌شود. خیلی از ما در لحظه‌های ابهام به سرعت به قضاوت پناه می‌بریم؛ حتماً اشتباه کرده‌ام، همه چیز را خراب کردم. این قضاوت‌ها فقط راهِ فرار از تحملِ نفهمیدن‌اند. در دل آشوب، ذهن به جای فهمیدن، فقط می‌خواهد جان به در ببرد. وقتی هیچ چیز معلوم نیست ذهن دفاع می‌سازد نه معنا. وقتی صدای انفجار می‌آید ذهن نمی‌پرسد چرا؛ فقط دنبال پناه می‌گردد. شاید بزرگترین شجاعت روانی این باشد که بپذیریم همه چیز را نمی‌دانیم. و با این "ندانستن" هم زندگی کنیم، هم فکر کنیم. @mitranouri_psy

تحمل ابهام و سردرگمی اولین شرط فکر کردن است. نمی‌دانی چه شده، نه چه خواهد شد. حال سردرگمی خودش یک ویرانی‌ست. وقتی ذهن پر از نمی‌دانم می‌شود، اغلب عجله می‌کنیم که پاسخی فوری دهیم. اما عجولانه است؛ مثل بستن درِاتاق تاریک، چیزی را روشن نمی‌کند. وقتی واقعیت فرو می‌ریزد، روان دنبال تکه‌ای خیال می‌گردد که قابل تحمل باشد. ابهام و سردرگمی نه فقط واکنش به خشونت، بلکه نشانه‌ای از محدودیت #ذهن در برابر واقعیتِ خام است. سردرگمی همیشه دشمن ما نیست. گاهی نشانه این است که موضوعی تازه دارد شکل می‌گیرد. اما اگر طاقت ابهام را نداشته باشیم، این موضوع تازه هیچ وقت زاده نمی‌شود. خیلی از ما در لحظه‌های ابهام به سرعت به قضاوت پناه می‌بریم؛ حتماً اشتباه کرده‌ام، همه چیز را خراب کردم. این قضاوت‌ها فقط راهِ فرار از تحملِ نفهمیدن‌اند. در دل آشوب، ذهن به جای فهمیدن، فقط می‌خواهد جان به در ببرد. وقتی هیچ چیز معلوم نیست ذهن دفاع می‌سازد نه معنا. وقتی صدای انفجار می‌آید ذهن نمی‌پرسد چرا؛ فقط دنبال پناه می‌گردد. شاید بزرگترین شجاعت روانی این باشد که بپذیریم همه چیز را نمی‌دانیم. و با این "ندانستن" هم زندگی کنیم، هم فکر کنیم. @mitranouri_psy

ما همه سوگواریم… اما هنوز داریم نفس می‌کشیم. هم غمگین و خشمگین‌ایم… هم زندگی مجبورمون می‌کنه ادامه بدیم. ما لازم نیست از زندگی دست بکشیم تا ثابت کنیم یادمون هست. ادامه دادن نه نشونه‌ی فراموشی، که تنها راهِ زنده نگه داشتنِ چیزیه که هنوز توی ما نمرده: حس کردن. انسان ماندن. اگه تو هم این روزها این دوگانگی رو تجربه می‌کنی، بدون که کاملا طبیعیه ..... @mitranouri_psy

ما مُرده‌ایم با گلوله‌های بی‌شماری که در تن‌های دیگری خورد.. @mitranouri_psy

ایدئولوژی راهی فریبنده برای ارتباط با جهان است. به انسان‌ها توهم هویت، عزت و اخلاق می‌دهد و در عین حال جدایی از آنها را برایشان آسان‌تر می‌کند. @mitranouri_psy

حالمون جوریه که اگه یکتفر تو خیابون بزنه زیر گریه همه ی شهر باهاش گریه میکنند همه ی شهر 🖤 @mitranouri_psy

هیچکس با این سوگ شوخی نکرد ! ما در جنگ ، در گرانی درکرونا در تحریم و ... در هر حالتی شوخ بودیم اما برای همیشه لبخند از این سرزمین رخت بربست ! لبخند امروز در سرزمین ما جرمیست که هرکس خودش را بیش از دیگری مجازات میکند ! این است مرثیه سوگواران ...

سلام ❤️‍🩹🫂 بعد از ۱۶ روز بی خبری کامل، بعد از وصل شدن و دیدن پست ها، زبونم قفل شده و حرفی به جز تسلیت ندارم. 🥀🖤 فقط میگم مامان ایران، کم غم ببینی. ببخش که ما بزرگیت رو درک نکردیم و هر روز به دلیلی از جمعیت فرزندان جگر گوشت کم می‌کنیم، اما خودت اینو بهتر از هرکسی میدونی که از این روزهای سخت عبور میکنیم. تو که خودت میدونی فخر دنیایی و هیچ چیز از تو بزرگتر نیست. تو همون بهشتی هستی که خدا وعده داده و بزودی محقق خواهی شد و به قله‌ها خواهیم رسید. به عنوان خاک پای مردم ایران و کوچکترین فرزند این خاک گران‌بها، به تک‌تک مردم شریف، نجیب، شجاع، آگاه و دلیر ایران کبیر تسلیت عرض میکنم. پاینده ایران جاوید ایرانی🤍🕊

ایرانم تسلیت 🖤💔

عشق امن شما را کوچک‌تر از آن نمی‌کند که بتوانید با هم در ارتباط باشید. این عشق هر دو نفر را برای گسترش و پیشرفت ایمن‌تر می‌کند. #میترانوری #روانکاوی @mitranouri_psy

بسیاری از رنج‌ها بیماری نیستند؛ پاسخ‌های قابل فهمی‌اند به زندگیِ غیرقابل‌تحمل. #میترانوری #روانکاوی @mitranouri_psy

پشت هر ایده آل سازی افراطی زخمی سرکوب شده نهفته است. #میترانوری #روانکاوی @mitranouri_psy

‍ ما حق داریم از عشق بترسیم. عشق از ما می‌خواهد نقاب‌های خود را کنار بگذاریم. وقتی ما نقاب های خود را کنار می‌گذاریم و برای آن سوگواری می‌کنیم، در زیر لایه تصویری که از خودمان داریم، در اشک‌های خاموش غرق می‌شویم. #میترانوری #روانکاوی @mitranouri_psy

کمی تامل نصف زندگی ما آدم ها صرف این میشه که به افراد مهم زندگیمون بفهمونیم که با من نجنگید من دشمنتون نیستم!!!!! #میترانوری #روانکاوی @mitranouri_psy

مردم به محض اینکه احساس «شنیده شدن» بکنند، روند بهبودشان آغاز می‌شود. #میترانوری #روانکاوی @mitranouri_psy

تنها چیزی که میتونه یه آدم رو شکست بده و پایین بکشه درون خودشه #میترانوری #روانکاوی