en
Feedback
جان نیُوش

جان نیُوش

Open in Telegram

سُخَن اَهلِ دل است این و به جان بِنیُوشیم 🌹🍀🕊 🖌متن، دیپ 🎙سخن 📷نگاره 🎶موسیقی، نغمه، خنیا

Show more
566
Subscribers
-124 hours
+37 days
+1130 days
Posts Archive

Repost from جان نیُوش
اَلا ، ای آمِنه ای مادر پیغمبر خاتم! سَرایَت خانه ی تُوحید ما باد و مُشَیَّد باد سَعادَت هَمرَه جانِ تو و جانِ " مُحَمّد " باد 🍀🌺☘️🌸🕊 🎙استاد مُحمّدرِضا شَجَریان 🖌مهدی سُهیلی 🎼گزیده از برنامه رادیویی موسیقایی"طُلُوع مُحَمّد" #یادباد 💿نسخه کامل در @MousighiGolha و @Khosousi 🌱 t.me/hafezvashajarian

خانه ام آتش گرفته‌است، آتشی جانسوز هر طرف می سوزد این آتش پرده‌ها و فرش‌ها را، تارشان با پود من به هر سو می‌دوَم گریان در لَهیب آتش پُر دود وز میان خنده هایم تلخ، و خروش گریه ام ناشاد از درون خسته ی سوزان، می‌کنم فریاد، ای فریاد خانه ام آتش گرفته‌است، آتشی بی رحم همچنان می سوزد این آتش نقش‌هایی را که من، بستم به خون دل بر سر و چشم در و دیوار در شب رسوای بی ساحل وای بر من، وای بر من سُوزد و سوزد غنچه‌هایی را که پَروردَم به دشواری در دهان گُود گلدان ها روزهای سخت بیماری، از فراز بام هاشان شاد دشمنانم مُوزیانه خنده‌های فتحشان بر لب بر من آتش به جان ناظر در پناه این مشبک شب من به هر سو می‌دوم گریان، از این بیداد میکنم فریاد، ای فریاد وای بر من همچنان می سوزد این آتش آنچه دارم یادگار و دفتر و دیوان و آنچه دارد منظر و ایوان من به دستان پر از تاول این طرف را می‌کنم خاموش وز لهیب آن رَوَم از هوش زان دگر سو شعله برخیزد، بگردش دود تا سحرگاهان که می‌داند که بود من شود نابود خفته‌اند این مهربان همسایگانم شاد در بستر صبح از من مانده بر جا مشت خاکستر وای آیا هیچ سر بر می‌کنند از خواب مهربان همسایگانم از پی امداد سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد می کنم فریاد ای فریاد 🍀🍂🌘🎶🕊 #یادباد 🖋 مهدی اخوان ثالث (۱۰ اسفند ۱۳۰۷ – ۴ شهریور ۱۳۶۹) 🎙 با صدای استاد محمدرضا شجریان 🎶 تار: حسین علیزاده 🎵 کمانچه: کیهان کلهر 🎵تمبک: همایون شجریان 🎼گزیده از آلبوم موسیقایی "فریاد " ✅چهارم شهریور سالروز درگذشت مهدی اخوان ثالث در سال ۱۳۶۹ است که اکنون پیکرش همراه با پیکر استاد شجریان در آرامگاه حکیم فرزانه ی طوس آرمیده است. استاد شجریان در آلبوم های موسیقایی فریاد، قاصدک و زمستان است، پاره‌ای از اشعار اخوان ثالث را اجرا کرده است. 🌱 t.me/hafezvashajarian

هر آن باغی که نَخلَش سَر بِدَر بی مُدامَش باغِبُون خُونین جِگر بی بِبایَد کَندَنَش از بیخ و از بُن اگر بارَش هَمه لَعل و گُهَر بی 🍁🌘🎶🕊 🖌بابا طاهر عریان همدانی 🎙 با صدای همایون شجریان 🎶حسین علیزاده، کیهان کلهر بخشی از کنسرت هم‌نوا با بم

photo content

photo content

نظرات اساتید : جمشید مشایخی بابک رادمنش محمد موسوی اکبر گلپایگانی ارحام صدر فضل الله توکل داریوش باباییان فرهنگ شریف نصرت الله وحدت راجع به استاد حسین خواجه امیری ( ایرج )

تا ماه رسیده آهَم اِمشَب آه اَر نَرسَد به ماهَم امشب بی ماهِ رُخَش نَخُفتِه چَشمَم ای ماه! تُویی گواهم امشب دیشب ز تو دیده اَم نِگاهی دَر حَسرَتِ آن نِگاهَم امشب دَر بَزمِ تُو بُود هَر شَبَم جای آن جا زِ چِه نیست راهَم امشب؟ بی جُرم ، تُو راندِه دُوشَم از بَزم مَن آمَده، عُذر خواهَم اِمشَب مُرغ سَحَری رَفیق نالید از ناله ی صُبحگاهَم امشب 🍀🍂🌗🎶🕊 🖌رفیق اصفهانی - قرن ۱۲ هجری 🎙 با صدای استاد ایرج (حسین خواجه‌امیری) 🎼 گزیده از برنامه موسیقایی رادیویی "یک شاخه گل شماره ۴۱۹" 💿نسخه کامل در t.me/MousighiGolha/33484 🌱 t.me/jaannioosh

photo content

در عَهدِ ما ای بی خَبَران، عیش و نوش عمر گذران شور و حال آشفته سران، بزم گرم صاحب نظران كُو ؟ در جمع ما ای همسفران، داغ و درد صاحب هنران راه و رسم روشن بَصَران، آه و اشک خونین جگران كُو ؟ دل ها سرد و جان پر درد و جهان ز گرمی افتاده سری نمانده آزاده نی زن، بی نی ساقی، بی می بزم گرم صاحب نظران، آه و اشك خونین جگران كُو ؟ شراب و شعر و آهنگی، نمی زند به دل چنگی صفای چشمه ساری، نمانده در بهاری نشاط روز و شب رفته ز چهره ها طرب رفته به كار باده نوشان، نمانده اعتباری بزم گرم صاحب نظران آه و اشك خونین جگران كُو؟ ☘️🍂🌗🎶🕊 🖌رحیم معینی کرمانشاهی (زادهٔ ۱۵ بهمن ۱۳۰۱ در کرمانشاه – درگذشته ۲۶ آبان ۱۳۹۴ در تهران)، نقاش، روزنامه‌نگار، نویسنده، شاعر و ترانه‌سرا 🎙 با صدای هایده 🎼گزیده از برنامه موسیقایی رادیویی "گلهای رنگارنگ ۵۷۹" 💿نسخه  کامل در t.me/MousighiGolha/41244 🌱 t.me/jaannioosh

هنگامِ مِی و فصل گُل و گشتِ چمن شد دربار بهاری تُهی از زاغ و زغَن شد از ابر کَرَم خِطّه‌ی رِی رَشک خُتَن شد دلتنگ چُو من مرغ قفس بَهر وطن شد چه کج‌رفتاری ای چَرخ، چه بدکرداری ای چَرخ سر کين داری ای چرخ، نه دين داری، نه آيين داری ای چرخ از خون جوانان وطن لاله دَميده از ماتم سَرو قَدشان سَرو خميده در سايه ی گل، بلبل ازين غُصّه خَزيده گل نيز چو من در غَمشان جامه دَريده چه کج‌رفتاری ای چرخ، چه بدکرداری ای چرخ سر کين داری ای چرخ، نه دين داری، نه آيين داری ای چرخ 🍃🍂🌘🕊🕊🕊 🖌عارف قزوینی 🎙استاد محمدرضا شجریان، الهه، سیما بینا، پریسا، علیرضا قربانی، سیما مافیها و محسن کرامتی 🌱 @jaannioosh

🎵«از خون جوانان وطن لاله دمیده» نام هفتمین و مشهورترین تصنیف از مجموعه سروده‌های عارف قزوینی است. مضمون این تصنیف اشاره به افسانه‌ای دارد که از قطرات خون سیاوش (یکی از قهرمانان شاهنامه)، گل‌های لاله روییده است ابوالقاسم عارف قزوینی (۱۲۵۹ ه‍.خ – ۱ بهمن ۱۳۱۲ ه‍.خ) شاعر، موسیقی‌دان و  تصنیف ساز ایرانی دوران  قاجار و پهلوی -در دیوان خود و در مقدمه‌ای بر این تصنیف، آورده است: این تصنیف در دورهٔ دوم مجلس شورای ایران در تهران ساخته شده است. بواسطه عشقی که حیدرخان عمواوغلی بدان داشت، میل دارم این تصنیف به یادگار آن مرحوم طبع گردد. این تصنیف در آغاز #انقلاب_مشروطه_ایران بیاد اولین قربانیان آزادی سروده شده است. 🍀🕊🌹 ✅🎼اجراها نخستین اجرای این تصنیف، با صدای خود عارف بود. عارف این تصنیف را تنها با یک سه‌تار اجرا می‌کرده است. در حال حاضر از اجراهای عارف هیچ نسخهٔ صوتی وجود ندارد. این تصنیف بعدها، بارها توسط خوانندگان مختلف همچون افتخار، زری و امجد (۱۲۹۱)، عبدالله دوامی (۱۲۹۳) و عسگر عبدالله‌یف (در تفلیس و در همان سال‌ها) اجرا گردید. یکی از مشهورترین آثار ضبط‌شده از این تصنیف، با صدای الهه در حدود سال‌های ۱۳۴۰ در برنامهٔ رادیویی گل‌های رنگارنگ با همکاری یک ارکستر ۵۰ نفره صورت گرفت. این اجرا بر اساس روایت‌های شفاهی از اجرای خود عارف تنظیم شده است ولی مشهورترین اجرای این اثر، مربوط به سال ۱۳۵۱ و با صدای محمدرضا شجریان و همکاری گروه شیدا به سرپرستی محمدرضا لطفی است. در سال ۱۳۵۸ این اثر با تنظیم متفاوتی از فرامرز پایور و صدای محمدرضا شجریان و اجرای گروه پایور بازخوانی گردید و در آلبوم راز دل منتشر شد. از دیگر اجراهای مشهور این اثر می‌توان به اجرای سالار عقیلی، لیلا فروهر، علیرضا قربانی، پریسا، سیما بینا، سیما مافیها، پرویز پرستویی، پرستو احمدی و معین اشاره کرد

✅ پادکست : مشروطه خوانی ✅ گفتار : نگاهی گذرا به شعرها و تصنیف های دوران مشروطه ✅ گوینده : ویدا بابالو ✅ آرشیو : ایرانصدا 🌐 کانال موسیقی گلها https://t.me/MousighiGolha

✅ مشروطه در آثار علی حاتمی ۱۴ مرداد سالروز صدور فرمان مشروطیت در سال ۱۲۸۵ خورشیدی توسط مظفرالدین شاه قاجار است . این فیلم کوتاه روایتی است از نگاه علی حاتمی کارگردان بزرگ سینمای ایران به جنبش مشروطه خواهی مردم ایران و آرزوها و آمال و انتظارات ایشان 🖋گزارش محسن ظهوری 📽سایت عصر ایران

✅ ۱۴ مرداد سالروز صدور فرمان مشروطیت درسال ۱۲۸۵ خورشیدی 📷تصویر نقاشی که در یکی از نشریات دوران انقلاب مشروطه منتشر شد. در سم
✅ ۱۴ مرداد سالروز صدور فرمان مشروطیت درسال ۱۲۸۵ خورشیدی 📷تصویر نقاشی که در یکی از نشریات دوران انقلاب مشروطه منتشر شد. در سمت راست تصویر، زنان خطاب به مردان می‌گویند: «اگر خسته شدید، عقب بروید تا ما زنها این درخت (شجره خبیثه استبداد)را از ریشه بکنیم.»

آنکه جُویَد حَرَمَش گُو به سَر کُویِ دل آی نیست حاجَت که کُنی قَطعِ بیابانی چَند 🏴🚩🕊 🖌ملّا هادی سبزواری(اَسرار)- (۱۲۱۲–۱۲۸۹ هجری قمری) 🎙 با صدای استاد شهرام ناظری t.me/jaannioosh

دَر هَوایَت بی‌قرارَم رُوز و شَب سَر زِ پایَت بَرندارَم روز و شب روز و شب را همچو خود مجنون کنم روز و شب را کی گذارم روز و شب جان و دل می‌خواستی از عاشقان جان و دل را می‌سِپارم روز و شب تا نیابم آن چه در مغز من است یک زمانی سَر نَخارَم روز و شب تا که عشقَت مُطربی آغاز کرد گاه چَنگم گاه تارَم روز و شب می‌زنی تو زخمه و بر می‌رود تا به گردون زیر و زارم روز و شب* ساقیی کردی بشر را چل صبوح زان خمیر اندر خمارم روز و شب* ای مَهار عاشقان در دَستِ تو در میان این قطارم روز و شب می‌کشم مستانه بارت بی‌خبر همچو اشتر زیر بارم روز و شب* تا بنگشایی به قندت روزه‌ام تا قیامت روزه دارم روز و شب* چون ز خوان فضل روزه بشکنم عید باشد روزگارم روز و شب* جان روز و جان شب ای جان تو انتظارم انتظارم روز و شب* تا به سالی نیستم موقوف عید با مه تو عیدوارم روز و شب* زان شبی که وعده کردی روز وصل روز و شب را می‌شمارم روز و شب بس که کشت مهر جانم تشنه است ز ابر دیده اشکبارم روز و شب 🍀🍂🍃🌒🎶🕊 🖌مولانا 🎙با صدای استاد محمدرضا شجریان 🎼 گزیده از آلبوم موسیقایی "ردیف آوازی، آواز ابوعطا" * این ابیات در قطعه آوازی نیست. 🌱 t.me/jaannioosh

Repost from جان نیُوش
✅مردم کُشته اعتقادات اند شیخ ابوطاهر حرمی -رضی اللّه عنه- روزی بر خری نشسته بود و مریدی از آنِ وی عنان خر وی گرفته بود، اندر
✅مردم کُشته اعتقادات اند شیخ ابوطاهر حرمی -رضی اللّه عنه- روزی بر خری نشسته بود و مریدی از آنِ وی عنان خر وی گرفته بود، اندر بازار همی‌رفت. یکی آواز داد که: «آن پیر زندیق آمد.» آن مرید چون آن سخن بشنید از غیرت ارادت خود رجم آن مرد کرد، و اهل بازار نیز جمله بشوریدند. شیخ گفت مر مرید را: «اگر خاموش باشی من تو را چیزی آموزم که از این محن بازرهی.» مرید خاموش بود. چون به خانقاه خود باز رفتند، این مرید را گفت: «آن صندوق بیار.» چون بیاورد، درزه‌های نامه بیرون گرفت و پیش وی افکند. گفت: «نگاه کن، از همه کسی به من نامه‌هاست که فرستاده‌اند. یکی مخاطبه شیخ امام کرده است و یکی شیخ زکی، و یکی شیخ زاهد و یکی شیخ الحرمین و مانند این و این همه القاب است نه اسم، و من این همه نیستم. هر کس بر حسب اعتقاد خود سخنی گفته‌اند و مرا لقبی نهاده‌اند. اگر آن بیچاره نیز بر حسب عقیدت خود سخنی گفت و مرا لقبی نهاد، این همه خصومت چرا انگیختی؟» 🍂🍃🕊 🖋 علی بن عثمان هجویری 📗 کشف المحجوب 🖌تصحیح محمود عابدی 📘 "پیمانه های بی پایان -قصه های کوتاه ادبیات عرفانی "جلد دوم متون منثور فارسی به انتخاب مهدی محبتی 📚هرمس ، ۱۳۹۲، ص۷۴ t.me/jaannioosh