en
Feedback
خانه امن

خانه امن

Open in Telegram

ما گروهی از فعالان اجتماعی هستیم که خشونت خانگی را به عنوان یکی از آسیب‌های اجتماعی مورد هدف قرار داده و برای پیشگیری، مقابله و کاهش آن به صورت داوطلبانه تلاش می‌کنیم.

Show more
Iran211 526The category is not specified
998
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
📌@KhanehAmnTelegram 📄مردان، خشونت خانگی و کلیشه‌های جنسیتی 🖋نویسنده: گروه خانه امن قسمت دوم مردان در جایگاه دوم، یعنی به عنوان خشونت‌دیده، کمتر مورد مطالعه و ارزیابی قرار گرفته‌اند. یکی از دلایل این امر آن است که همین جوامع جنسیت‌زده و سلسله مراتبی، مردانی را که مورد خشونت قرار می‌گیرند، به لحاظ هویتی از «مردانگی» تهی کرده و آنها را به ضعف نسبت می‌دهد. بر اساس مطالعات انجام شده، بسیاری از مردانی که خشونت علیه خود را در محیط خانه و خانواده گزارش نمی‌کنند، به چنین کلیشه‌هایی اندیشیده‌اند و تصمیم گرفته‌اند که خشونت را مسکوت نگه دارند، تا اینکه جامعه آن‌ها را در جایگاه ضعف قرار دهد و آن‌ها را «ضعیف» شناسایی کند. مبارزه با خشونت علیه مردان، مبارزه‌ای جدایی‌پذیر از مبارزه با خشونت علیه زنان نیست. اگرچه ریشه‌ها و دلایل مختلفی برای انواع خشونت وجود دارد، اما نقش کلیشه‌های جنسیتی را در این باره هرگز نمی‌توانیم نادیده بگیریم. عموماً به مردانی که مورد خشونت و خشونت سیستماتیک و منظم قرار می‌گیرند، توصیه می‌شود اگر حتی قادر به صحبت درباره آن به صورت عمومی نیستند، اما خود را از دریافت کمک محروم نکنند و در شرایط خشونت‌بار نمانند. نکته قابل تأملی که نباید فراموش کنیم این است که هنگامی که از خشونت علیه مردان صحبت می‌کنیم، خشونتگران، لزوماً زنان خانواده نیستند. این خشونتگران می‌توانند، زنان همسر، مادران، خواهران، و دیگر زنانی باشند که در سپهر خصوصی مردان وجود دارند. یا مردانی چون پدران، برادران، و دیگر مردان خانواده. واقعیت اینجاست که تعداد مردانی که در محیط خانه با خشونت‌های خانگی مواجهند، کم نیست. 🔻🔻🔻 مردان در جایگاه شاهد خشونت در خانه و محیط خانواده نیز ممکن است شاهد خشونت به مادر و خواهر خود، برادر و یا پدرشان باشند. بر خلاف انتظارها، همواره شرایط برای مداخله و جلوگیری از خشونت وجود ندارد. گاهی روابط قدرت در خانواده، در راه این نوع مداخله سنگ‌اندازی می‌کند و گاهی هم تهدید‌ها و محدودیت‌های موجود موجب می‌شود که چنین خشونت‌هایی بی‌واکنش باقی بماند. مردان در جایگاه شاهد خشونت، در موضوعات تحقیقی متعددی مورد بررسی قرار گرفته‌اند که بیشترین آن، احتمالاً به تأثیر مشاهده خشونت بر مردان، و بالاخص بر کودکان و نوجوانان پسر پرداخته‌اند که شاید همگی گزاره نتیجه‌گیری ناشی از این تحقیقات و بحث‌ها را شنیده باشیم: «پسرانی که شاهد خشونت پدران‌شان علیه مادران‌شان هستند، به احتمال بیشتری،‌ خود نیز مرتکب این خشونت در آینده نسبت به زنان خانواده خود خواهند شد.» شاید این نتیجه‌گیری خود تهی از کلیشه‌های جنسیتی نباشد، اما همراه با این تحقیقات، آمارهای کمابیش قابل اتکایی نیز همواره ارائه شده است. اما باز هم جای بسیاری از بحث‌های دیگر در این میان خالی است. برای مثال: پسرانی که شاهد خشونت مادر خود علیه پدرشان هستند، در آینده خانوادگی خود چگونه عمل خواهند کرد؟ وضعیت مردان در جایگاه آخر یعنی به عنوان اطرافیان فرد خشونت‌دیده، بسیار کمتر از دیگران مورد مطالعه و ارزیابی قرار گرفته است. احتمالاً مردان به عنوان اعضای خانواده یا دوستان و آشنایان فرد خشونت‌دیده بتوانند در فرایند بهبود فرد خشونت‌دیده نقشی ارزشمند بازی کنند. اما همین کلیشه‌های جنسیتی ذکر شده، مردان را از روند مراقبت، نگه‌داری و ترمیم شرایط جسمانی و روانی خشونت‌دیدگان، به خصوص زنان حذف کرده است. به همین دلیل، پژوهش‌ها و روایت‌های اندکی در این باره وجود دارد که مردان چگونه می‌توانند به اطرافیان خشونت‌دیده خود یاری برسانند. بگذارید این مطلب را با قسمتی از «قدرت ما: مردان چطور می‌توانند به زنان در روند بهبودی پس از تجربه خشونت جنسی کمک کنند؟»، نوشته ام. ال مورتیمر که پیش‌تر در وبسایت بیدارزنی منتشر شده است و به مردان، توصیه‌هایی درباره چگونگی کمک به زنان بازمانده از خشونت جنسی می‌کند، به پایان ببریم. برخی بایدها و نبایدهایی که مردان باید در نظر بگیرند: 🔻🔻🔻 📌@KhanehAmnTelegram ادامه مطلب 👇🏽

مردان در جایگاه دوم، یعنی به عنوان خشونت‌دیده، کمتر مورد مطالعه و ارزیابی قرار گرفته‌اند. یکی از دلایل این امر آن است که همین جوامع جنسیت‌زده و سلسله مراتبی، مردانی را که مورد خشونت قرار می‌گیرند، به لحاظ هویتی از «مردانگی» تهی کرده و آنها را به ضعف نسبت می‌دهد. بر اساس مطالعات انجام شده، بسیاری از مردانی که خشونت علیه خود را در محیط خانه و خانواده گزارش نمی‌کنند، به چنین کلیشه‌هایی اندیشیده‌اند و تصمیم گرفته‌اند که خشونت را مسکوت نگه دارند، تا اینکه جامعه آن‌ها را در جایگاه ضعف قرار دهد و آن‌ها را «ضعیف» شناسایی کند. مبارزه با خشونت علیه مردان، مبارزه‌ای جدایی‌پذیر از مبارزه با خشونت علیه زنان نیست. اگرچه ریشه‌ها و دلایل مختلفی برای انواع خشونت وجود دارد، اما نقش کلیشه‌های جنسیتی را در این باره هرگز نمی‌توانیم نادیده بگیریم. عموماً به مردانی که مورد خشونت و خشونت سیستماتیک و منظم قرار می‌گیرند، توصیه می‌شود اگر حتی قادر به صحبت درباره آن به صورت عمومی نیستند، اما خود را از دریافت کمک محروم نکنند و در شرایط خشونت‌بار نمانند. نکته قابل تأملی که نباید فراموش کنیم این است که هنگامی که از خشونت علیه مردان صحبت می‌کنیم، خشونتگران، لزوماً زنان خانواده نیستند. این خشونتگران می‌توانند، زنان همسر، مادران، خواهران، و دیگر زنانی باشند که در سپهر خصوصی مردان وجود دارند. یا مردانی چون پدران، برادران، و دیگر مردان خانواده. واقعیت اینجاست که تعداد مردانی که در محیط خانه با خشونت‌های خانگی مواجهند، کم نیست. 🔻🔻🔻 📌@KhanehAmnTelegram ادامه مطلب 👇🏽

📌@KhanehAmnTelegram 📄مردان، خشونت خانگی و کلیشه‌های جنسیتی 🖋نویسنده: گروه خانه امن قسمت اول اگر شما هم جزو آن دسته از افرادی باشید که خود را به عنوان مرد هویت‌یابی می‌کنند یا به ناچار و بر اساس نظم‌های جنسی و جنسیتی و قواعد مربوط به آن در جامعه، به عنوان یک مرد هویت‌یابی می‌شوید، و اگر درباره موضوع خشونت خانگی، دغدغه‌مند باشید، شاید خود را درباره موضوع و جایگاه‌تان نسبت به این موضوع به پرسش و چالش کشیده باشید. شاید گاهی مانند بسیاری از مردان با خود گفته‌اید که چرا مردان به نوبه خود، خشونتگر تلقی می‌شوند و در مبحث مربوط به خشونت، این مردانند که عمدتاً در نقش متهم و محکوم قرار دارند، و چرا به دیگر جنبه‌های این موضوع کمتر پرداخته می‌شود یا به کلی از یاد می‌رود. اگر خودتان تجربه خشونت دیدن در محیط خانواده را داشته باشید، شاید احساس کرده باشید که فشار اجتماعی‌ای که روی شما برای صحبت درباره آن وجود دارد تا چه اندازه زیاد است. اگر شاهد خشونت باشید نیز، شرایط چندان متفاوت نیست. شاید از خود پرسیده باشید که جامعه از من به عنوان شاهد خشونت چه انتظاری دارد و آیا این انتظارها دارای وجوه جنسیتی نیز هستند؟ 🔻🔻🔻 در این مطلب می‌خواهیم با مردان و درباره مردان در بحث خشونت خانگی صحبت کنیم، اما پیش از آنکه به ادامه بحث بپردازیم، باید با دو واقعیت روبه‌رو شویم: واقعیت اول بر اساس آمارها و تحلیل‌ها و روایت‌های مربوطه این است که خشونت به طور کلی، خشونت جنسی، و خشونت خانگی، عمدتاً علیه زنان صورت می‌گیرد. و به دست مردان. مردان همسر، پدر، برادر، مدیر و رئیس، همکار و غیره. پرداختن به دلیل و یا دلایل چنین واقعیتی، قابل تحدید به یک یا دو پاراگراف یا چند و چند ده و حتی چند صد صفحه نیست. این دلایل به قدری تاریخمند و پیچیده و چندوجهی‌اند که امکان پرداختن به آن‌ها به صورت عمیق در اینجا وجود ندارد. اما به طور خلاصه می‌توان آن را در نظام جنسی و جنسیتی تاریخمند جوامع بشری جستجو کرد که در آن، زنان ، بدن آن‌ها و زندگی شخصی و اجتماعی‌شان، تحت سیطره مردان در جوامع قرار گرفته که از قدرت و امکانات و منابع بیشتری برخوردار بوده‌اند و این برخورداری در یک چرخه باطل، همواره و در طول قرن‌ها بازتولید شده است. واقعیت دوم این است ک ه بلکه،‌ حق با شماست، مردان هم مورد خشونت و خشونت خانگی قرار می‌گیرند و متأسفانه دیرزمانی نیست که به این موضوع در مطالعات مختلف پرداخته می‌شود. اما دست کم می‌توانیم امیدوار باشیم که بحث درباره این موضوع و پرداختن به آن، چندی است که آغاز شده است. 🔻🔻🔻 مردان، نسبت به موضوع خشونت، احتمالاً در چهار جایگاه مختلف قرار می‌گیرند: خشونتگر، خشونت‌دیده، شاهد خشونت و از اطرافیان فرد خشونت‌دیده. درباره جایگاه نخست، به کرات سخن‌ورزی شده، مطالعات بسیاری روی آن انجام شده، آمارهای قابل اتکایی درباره آن ارائه شده و موضوع پژوهش‌ها و تحقیقات عمیقی قرار گرفته است. اما همه اینها، تنها با نادیده گرفتن مرد خشونتگر و سپردن وی به دست نظام قضایی و تنبیهی. البته اخیراً، مباحث دیگری درباره عدالت ترمیمی به جای تنبیه و کیفر نیز آغاز شده است و افراد خشونتگر، فرصت این را پیدا می‌کنند تا با این موضوع، نه تنها در جایگاه متهم به خشونت، بلکه در جایگاه شهروند و عضوی از جامعه مواجه شوند. در این فرایند، مردان بیشتر درباره خشونت و عواقب آن می‌آموزند و خود را مورد پرسش قرار می‌دهند که ریشه‌های ارتکاب خشونت در آن‌ها و در هویت اجتماعی آن‌ها چیست؟ چرا مرتکب خشونت علیه دیگران، یا در خانه شده‌اند و چرا باید خود را با توجه به این پرسش‌ها به چالش بکشند؟ و البته، چگونه می‌توانند نگرش خود را نسبت به این موضوع تغییر دهند و کنترل خشم را فرا بگیرند. در این فرایند، مردان نه به عنوان تنها عاملان و فاعلان محض، بلکه خود به عنوان «قربانیان» نظام سلسله مراتبی (برای مثال جنسی و جنسیتی) جامعه در نظر گرفته می‌شوند که در مثال آورده شده، خشونت را برای آن‌ها نماد مردانگی و شجاعت و در نتیجه موجه بر می‌شمرد. 📌@KhanehAmnTelegram ادامه مطلب 👇🏽

📄مردان، خشونت خانگی و کلیشه‌های جنسیتی 🖋نویسنده: گروه #خانه_امن ⏱زمان مطالعه: ۴ دقیقه اگر شما هم جزو آن دسته از افرادی باشی
📄مردان، خشونت خانگی و کلیشه‌های جنسیتی 🖋نویسنده: گروه #خانه_امن ⏱زمان مطالعه: ۴ دقیقه اگر شما هم جزو آن دسته از افرادی باشید که خود را به عنوان مرد هویت‌یابی می‌کنند یا به ناچار و بر اساس نظم‌های جنسی و جنسیتی و قواعد مربوط به آن در جامعه، به عنوان یک مرد هویت‌یابی می‌شوید، و اگر درباره موضوع خشونت خانگی، دغدغه‌مند باشید، شاید خود را درباره موضوع و جایگاه‌تان نسبت به این موضوع به پرسش و چالش کشیده باشید. در مطلبی که در ادامه خواهد آمد، می‌خواهیم با مردان و درباره مردان در بحث خشونت خانگی صحبت کنیم. 🔻🔻🔻 #مردان_و_خشونت_خانگی 📌@KhanehAmnTelegram (منبع تصویر)

🔻 سهم ۹۶ درصدی زنان از معاینات «همسرآزاری جسمی» پزشکی قانونی ▫️ بنا بر آمار منتشره از سوی مرکز آمار ایران، مجموع موارد معاین
🔻 سهم ۹۶ درصدی زنان از معاینات «همسرآزاری جسمی» پزشکی قانونی ▫️ بنا بر آمار منتشره از سوی مرکز آمار ایران، مجموع موارد معاینات مدعیان همسرآزاری جسمی در بهار، تابستان، پاییز و زمستان ۹۹ حاکی از آن است که طی سال گذشته تعداد ۸۰ هزار و ۱۸۷ مورد معاینه جسمانی در این خصوص توسط پزشکی قانونی انجام شده است که سهم زنان مدعی همسر آزاری جسمی از این معاینات ۷۷ هزار و ۹۶ مورد معاینه و سهم مردان مدعی همسرآزاری جسمی ۲۹۹۱ مورد معاینه بوده است. در واقع زنان مدعی همسرآزاری جسمی، ۹۶ درصد و مردان مدعی همسرآزاری جسمی، چهار درصد از کل معاینات مربوط به مدعیان همسرآزاری جسمانی پزشکی قانونی طی سال ۹۹ را به خود اختصاص داده اند. @RaaviOnline1 🌐 raavi.news

🟣 «پریود»، گزارشی از مشکلات زنان عشایر و روستایی و شهری لُر 📍در این فیلم کوتاه که توسط «گروهی از فعالین زن لُر زاگرس‌نشین» تهیه شده‌ است، به مواجهه‌ی زنان عشایر و روستایی و شهری لُر، با مشکلات و باورهای غلطی که در ارتباط با پریود زنان وجود دارد پرداخته شده است. علاقمندان به همکاری با «گروهی از فعالین زن لُر زاگرس‌نشین» می‌توانند از طریق تماس با «وانو»، در پروژه‌های مطالعاتی، هنری و اجرایی بعدی این گروه از زنان فعال لُر مشارکت و همکاری کنند. سپاس از تمام افرادی که در تهیه‌ی این ویدئو همکاری کرده‌اند. راه‌های تماس با ما: vaanou.lur@gmail.com Instagram.com/Vaanou.team @TamasBaAdminn @vaanou @bidarzani

📄بحران سیاست مردسالار و خشونت خانگی علیه زنان افغانستانی 🖋نویسنده: گروه خانه امن قسمت دوم جامعه افغانستان و جنبش زنان این کشور نیز، در تمام این دهه‌ها و این سال‌های مبارزه با قدرت طالبان و اشغال نظامی اگرچه با مصائب و مشکلات فراوانی مواجه بوده، اما توانسته با وجود تمام موانع سر راهش، در راستای بهبود شرایط و وضعیت زنان گام بردارد؛ گام‌های عملیاتی برای بهبود وضعیت زنان از هر طبقه و هر گروه سنی، در عرصه‌های اجتماعی و خصوصی زندگی این گروه از جامعه: نیمی از هویت جنسیتی رسمی جامعه. 🔻🔻🔻 آمار خشونت خانگی در کشورها، وابسته به عناصر و عوامل متعددی است. خشونت خانگی در افغانستان نیز از این قاعده مستثنی نیست. اما نباید این موضوع را فراموش کنیم که برای چندین دهه، زنان این جامعه در خانه‌های تحت امر مردان آن محبوس شده بودند و به واسطه عدم حضور در جامعه رسمی و عدم مشارکت سیاسی و اجتماعی و اقتصادی، توان مبارزه و رایزنی برای حقوق‌شان را نیز نسبت به هر زمان دیگری از دست داده بودند. البته به این نکته هم باید اشاره کرد که وضعیت زنان افغانستان در دوره دولت-ملت‌سازی در این کشور نیز با زنان در ایران و ترکیه، تفاوت‌های چشمگیری نداشت و باز هم زنان، ابزاری برای «مدرن»سازی کشور و جامعه شده بودند. 🔻🔻🔻 در باب خشونت خانگی، امروزه، نگرانی زنان افغانستانی و زنان متحدشان، از جمله زنان ایرانی که دغدغه‌ها و تاریخ آن‌ها آشنایی بیشتری دارند، این است که قانون‌گذاری‌های جدید به وسیله گروه تروریستی طالبان که دوباره به قدرت رسیده است، راه را برای خفه کردن هرچه بیشتر صدای زنان افغان باز کند و زنان را از هر گونه مشارکت و امکان مباحثه و به اشتراک گذاشتن واقعیت‌ها و تجربه‌ها محروم سازد. چنین هراسی، البته در شرایط کنونی و نه چندان جدید، بلکه کهنه، دور از ذهن نیست و به نظر می‌رسد که زنان افغانستانی، در محیط‌های خانوادگی و خانگی خود بیش از هر جای دیگری ممکن است تحت خشونت خانگی قرار بگیرند. خشونت خانگی مردان خانواده که قرار است با قوانین گروه تروریستی طالبان منطبق شوند و طولانی شدن حضور زن‌ستیزان در جایگاه‌های قدرت، روز به روز توان مقابله با خشونت و خشونت خانگی علیه زنان را کاهش داده و زنان را در خانه‌های‌شان به مثابه محبس، تبدیل به ابژه‌های دائمی و «عادی» خشونت خانگی می‌کند: تجاوز میان همسری، محرومیت از حقوق اجتماعی، محرومیت از تحصیل و اشتغال، وابستگی مالی و تمام دیگر اَشکال خشونت خانگی علیه زنان. 📌@KhanehAmnTelegram

📌@KhanehAmnTelegram 📄بحران سیاست مردسالار و خشونت خانگی علیه زنان افغانستانی 🖋نویسنده: گروه خانه امن قسمت اول با وارد شدن جامعه افغانستان به بحرانی کهنه و قدیمی، اما ریشه‌دار، قدرت‌گیری و حکومت گروه تروریستی طالبان، توجه‌ها بیش از پیش به مسئله حقوق زنان در این جامعه جلب شده است. این گروه تروریستی به عنوان گروهی با عقاید به شدت زن‌ستیز که زن را تنها به مثابه ابزار تولید مثل جنسی و نگهداری از خانه و خانواده نگاه می‌کند، همواره ثابت کرده است که بدن و ذهن و حقوق زنان، دومین عرصه جنگی آن است تا بر جامعه دین‌سالار و سنت‌سالار کشور افغانستان به راحتی حکم‌رانی کند. 🔻🔻🔻 واقعیت اینجاست که هسته مرکزی مردسالار این جامعه، چه در دوران قدرت‌گیری گروه تروریستی طالبان و چه طی ۲۰ سال گذشته و حضور نیروهای ایالات متحده آمریکا و ائتلاف در آن، ظرفیت لازم را برای آنکه حقوق زنان به دست مردان خانواده و مردان سیاست تعیین شود، فراهم کرده است. و این البته، بر خلاف بسیاری از تحلیل‌های یک جانبه و سطحی که تنها اسلام، دین اصلی مردم این کشور را تنها عامل و عامل اصلی و اساسی این نابرابری جنسیتی می‌دانند، نتیجه سیاسی‌سازی کردن بدن زنان و استفاده از آن‌ها و حقوق‌شان در کشمکش‌های سیاسی است، بدون آنکه خود زنان، امکان برابری برای مشارکت در این عرصه‌های سیاسی را داشته باشند. چند سال پیش،‌ در دوره حضور نیروهای ایالات متحده در این کشور، و به دور بودن گروه تروریستی طالبان از قدرت و در دوران ریاست جمهوری حامد کرزای بود که قانونی در کشور افغانستان به تصویب رسید که زنان شیعه‌مذهب را از برخی حقوق خود بر اساس قواعد و قوانین اسلام شیعه محروم می‌کرد. حضانت فرزندان بعد از طلاق، و حق ارث از زمین و املاک همسر، از جمله محورهای این قانون جدیدالتأسیس بودند. هزار اما و اگر و سنگ‌اندازی در تعریف و تسهیل اثبات تجاوز در رابطه همسری نیز، از دیگر عناصر مهم این قانون به شمار می‌آمدند که همگی مصادیق خشونت خانگی علیه زنان هستند. 🔻🔻🔻 زنان شیعه افغان، در عرصه خشونت خانگی تنها نیستند. زنان از سراسر کره زمین، در تمام کشورها و مناطق جغرافیایی،‌ از آسیای جنوب غربی تا اروپای شرقی و کشورهای اقیانوسیه و روسیه و ایالات متحده آمریکا و آمریکای لاتین، قربانی خشونت، از نوع خانگی آن هستند. خشونتی که گاه در قوانین به تصویب می‌رسد و عادی‌سازی می‌شود و گاه در خصوصی‌ترین و شخصی‌ترین عرصه‌های زندگی افراد به انجام می‌رسد. اما نمی‌توان منکر این واقعیت شد که شرایط سیاسی و اقتصادی یک جامعه، می‌تواند بر میزان خشونتی که به افراد آن جامعه و به خصوص گروه‌هایی که از قدرت اجتماعی کمتری به صورت تاریخمند برخوردارند، تأثیرگذار باشد. شرایط سیاسی و اقتصادی بحرانی، حضور دولت‌ها و سیاستمداران فاسد و مزدور، استعمار و استثمار و اشغال، مسبب شکل‌گیری جامعه‌ای هستند که به بهای همه این‌ها، هر روز رو به زوال رفته، و بیش از آنکه بتواند گامی به سمت توسعه و بهبود بردارد، توانایی خود برای حرکت را از دست می‌دهد. 🔻🔻🔻

📄بحران سیاست مردسالار و خشونت خانگی علیه زنان افغانستانی 🖋نویسنده: گروه خانه امن ⏱زمان مطالعه: ۳ دقیقه در مطلبی که در ادامه
📄بحران سیاست مردسالار و خشونت خانگی علیه زنان افغانستانی 🖋نویسنده: گروه خانه امن ⏱زمان مطالعه: ۳ دقیقه در مطلبی که در ادامه خواهد آمد، به طور مختصر به ابعاد کلی مسئله خشونت خانگی علیه زنان در کشور افغانستان پرداخته‌ایم. خشونت خانگی مردان خانواده که قرار است با قوانین گروه تروریستی طالبان منطبق شوند و طولانی شدن حضور زن‌ستیزان در جایگاه‌های قدرت، روز به روز توان مقابله با خشونت و خشونت خانگی علیه زنان را کاهش داده و زنان را در خانه‌های‌شان به مثابه محبس، تبدیل به ابژه‌های دائمی و «عادی» خشونت خانگی می‌کند: تجاوز میان همسری، محرومیت از حقوق اجتماعی، محرومیت از تحصیل و اشتغال، وابستگی مالی و تمام دیگر اَشکال خشونت خانگی علیه زنان... در ادامه بخوانید 👇🏽👇🏽👇🏽 📌@KhanehAmnTelegram

🟣 بیدارزنی: دادگاه تجدید نظر حکم صادره علیه مرد آزارگر را به دلیل«زن بودن» شاهد لغو کرد زنی که در شهر رشت مورد آزار و اذیت خ
🟣 بیدارزنی: دادگاه تجدید نظر حکم صادره علیه مرد آزارگر را به دلیل«زن بودن» شاهد لغو کرد زنی که در شهر رشت مورد آزار و اذیت خیابانی یک مرد قرار گرفته بود، پس از شکایت و تشکیل پرونده و شهادت زن دیگری که شاهد آزار و اذیت بوده توانست در دادگاه بدوی مرد را به پرداخت جریمه نقدی محکوم کند. دادگاه تجدید نظر اما به دلیل اینکه شاهد زن بوده و براساس قانون مجازات اسلامی شهادت دو مرد عادل قابل قبول است، حکم دادگاه بدوی را ملغا کرد. در حکم دادگاه تجدید نظر آمده است باتوجه به اینکه در پرونده فقط یک خانم شهادت داده و طبق ماده ۱۹۹ قانون مجازات اسلامی در موضوع مورد شکایت شهادت دو مرد عادل ضروری است، لذا دادگاه وقوع اصل بزه را محرز نمیداند. #خشونت_سیستماتیک @bidarzani

🟢مطلب بالا را در اینستاگرام به آدرس https://www.instagram.com/p/CSFQkojKkG7/?utm_medium=copy_link و توییتر به آدرس https://t
🟢مطلب بالا را در اینستاگرام به آدرس https://www.instagram.com/p/CSFQkojKkG7/?utm_medium=copy_link و توییتر به آدرس https://twitter.com/khanehamn/status/1422267515267387392?s=21 بخوانید و آنجا، تجربیات و دانش خود از خشونت خانگی را با ما و دیگران در میان بگذارید. 📌@KhanehAmnTelegram

خشونت خانگی چیست و انواع جسمی، جنسی، روانی و مالی آن از چه قرارند؟ 💭خانه امن قسمت دوم خشونت جنسی چیست؟ همین که کنترل یا وقوع در یک رابطه بین فردی وجود داشته باشد، امکان خشونت جنسی نیز وجود دارد و افزایش می‌یابد. زنانی که تحت خشونت شرکای زندگی خود هستند، به سختی می‌توانند در یک رابطه جنسی سالم، آزاد، و برابر با وی قرار بگیرند. برخی مصداق‌های چنین خشونتی عبارتند از: • تجاوز کردن و کتک زدن به صورت مداوم، لباس‌های دیگری را به زور در آوردن و به او تجاوز کردن، و تحمیل این موضوع به دیگری که داشتن رابطه جنسی، وظیفه اوست • تجاوز جلوی چشم فرزندان • تجاوز به طرف مقابل، هنگامی که او از شرایط خاص جسمانی آسیب‌زا رنج می‌برد، برای مثال بلافاصله پس از زایمان • تخریب جنسی شامل استفاده اجباری از پورنوگرافی و دیگر انواع بصری • و غیره. دوباره و دوباره تکرار می‌کنیم که این‌ها تنها، نمونه‌هایی از خشونت جنسی هستند که میان دو شریک زندگی می‌توانند اتفاق بیفتند. خشونت مالی چیست؟ خشونت جنسی، نوعی خشونت خانگی است که طی آن، فرد خشونتگر، از پول به عنوان ابزاری برای کنترل شریک زندگی خود استفاده می‌کند. این خشونت، نوعی استراتژی است که عاملان آن برای به دست آوردن قدرت و سلطه بر فرد مقابل به کار می‌گیرند تا طرف مقابل (در اغلب موارد) ، زنان را در شرایط وابستگی کامل مالی به خود نگه دارند. با کنترل دسترسی طرف مقابل به منابع مالی، فرد خشونتگر، شریک زندگی را وادار به انتخاب بین ماندن در رابطه خشن یا مواجهه با فقر شدید می‌کند. برخی انواع چنین خشونتی عبارتند از: • کنترل منابع مالی خانوادگی • عدم اجازه داشتن درآمد مستقل مالی • حساب و کتاب تمام پول‌های خرج شده و خریدهای انجام شده • عدم اجازه خرید محصولات مورد مصرف شخصی، برای مثال نوار بهداشتی یا تامپون • گرفتن تمام کارت‌های بانکی و خالی کردن حساب‌های شخص مقابل • عدم پرداخت یا پرداخت غیر منظم مخارج فرزندان • جعل امضای همسر روی چک و مدارک مالی دیگر • ندادن پول و مخارج چرا که طرف مقابل از داشتن رابطه جنسی اجتناب کرده است • عدم پرداخت مخارج همسر و فرزندان و قبوض خانه • استفاده از رکود اقتصادی به منظور توجیه خشونت و باز هم فراموش نکنید که این‌ها تنها، نمونه‌هایی از خشونت مالی هستند که میان دو شریک زندگی می‌توانند اتفاق بیفتند. نکته: فراموش نکنید که هنگامی که خشونت خانگی حرف می‌زنیم، لزوماً از خشونت میان یک زن و یک مرد و خشونت یک مرد علیه یک زن حرف نمی‌زنیم، هرچند که به دلایل تاریخمند سیاسی و اجتماعی و اقتصادی، خشونت خانگی، اغلب، به وسیله مردان و علیه زنان انجام می‌شود. فراموش نکنید که موارد ذکر شده در بالا، تنها معدود مواردی از انواع خشونت جسمی، جنسی، روانی و مالی هستند که بیش از دیگر انواع خشونت ثبت و مشاهده و روایت شده‌اند. و فراموش نکنید که در شرایطی که زنان، در جوامعی زندگی می‌کنند که به آن‌ها امکان دسترسی کمتری به بازار کار می‌دهد، مردان، امکان سوء استفاده بیشتری از عدم دسترسی زنان به منابع مالی و در نتیجه اعمال خشونت بر آن‌ها را دارند. 📌@KhanehAmnTelegram

خشونت خانگی چیست و انواع جسمی، جنسی، روانی و مالی آن از چه قرارند؟ 💭خانه امن قسمت اول فکر می‌کنید که تا چه اندازه درباره کلیت مبحث خشونت خانگی، اطلاعات در ذهن دارید؟ آیا این اطلاعات به تجربه شخصی شما مربوط می‌شود، یا نتیجه اطلاعاتی است که در فضای مجازی کسب می‌کنید یا دانش و حرفه خاص شما، این اطلاعات را در اختیار شما قرار داده است؟ از هر روش که در این باره اطلاعات خود را کسب کرده باشید، شاید چیزهایی باشد که هنوز نمی‌دانید. پس بیایید درباره خشونت خانگی، اطلاعاتی پایه‌ای را با هم در میان بگذاریم. و به این منظور از Women’s Aid، یک سازمان ایرلندی که از سال ۱۹۷۴، به منظور مقابله با خشونت خانگی علیه زنان و خردسالان آغاز به کار کرده است، کمک بگیریم: خشونت خانگی به طور کلی چیست؟ خشونت خانگی زمانی اتفاق می‌افتد که یک نفر تلاش کند تا بر شریک زندگی خود، در رابطه‌شان، به هر شکلی، اعمال قدرت کند. این یکی از اشکال خشونت خانگی است. این خشونت می‌تواند به شکل خشونت جسمی، روانی، جنسی یا مالی اعمال شود. در بیشتر موارد، این خشونت علیه زنان، و به دست مردان انجام می‌شود. تمام زنان ممکن است چنین خشونتی را تجربه کنند و این نوع خشونت در هر خانه و خانواده‌ای ممکن است اتفاق بیفتد. اما علامت‌های زیادی وجود دارد که به شما هشدار یک رابطه خشن را می‌دهند. خشونت جسمی چیست؟ خشونت جسمی احتمالاً شناخته شده‌ترین نوع خشونت است. این خشونت ممکن است نوعی جراحت جسمی باشد یا جان یک نفر را تهدید کند؛ خشونتی که همیشه قابل مشاهده نیست و لزوماً از خود علامت و نشانی به جا نمی‌گذارد. کشیدن موها، یا پرتاب کردن اجسام به سمت نفر دیگر، مصداق‌های خشونت جسمی هستند. آنچه را برای شما اتفاق می‌افتد، دست کم نگیرید. با گذر زمان، شرایط و اوضاع وخیم‌تر و بدتر می‌شود. این خشونت می‌تواند به اشکال زیر صورت گیرد: • هل دادن • مشت یا سیلی زدن • ضربه زدن با چوب، میله، چکش یا کمربند • مجروح کردن به وسیله چاقو یا یک تکه شیشه • جلوی دهان کسی را گرفتن به منظور خفه کردن صدای داد و جیغ او • آب دهان به سمت شخص مقابل پرت کردن یا روی او ادرار کردن • گاز گرفتن یا موهای طرف مقابل را کشیدن • کتک زدن، یا تجاوز یا پرت کردن زن باردار • کوبیدن سر طرف مقابل به داشبورد اتومبیل یا دیوار • و غیره. حتماً در نظر داشته باشید که این‌ها تنها، نمونه‌هایی از خشونت جسمی هستند که میان دو شریک زندگی می‌توانند اتفاق بیفتند. خشونت روانی چیست؟ خشونت روانی به معنای ایجاد شرایط روانی در رابطه است که در آن، یک نفر نسبت به دیگری از جایگاه پرقدرت‌تری برخوردار است و می‌تواند بر دیگران اعمال قدرت کند. چنین خشونتی در اغلب موارد، برای افراد خارج این رابطه، غیر قابل مشاهده و غیر قابل دیدن است. خشونت روانی می‌تواند به اندازه خشونت جسمی آسیب‌زا باشد. این خشونت در اغلب موارد همراه با تهدید و اعمال خشونت جنسی و جسمی واقعی است. برخی مصداق‌های چنین خشونتی عبارتند از: • تحقیر کردن • به طور دائم مورد انتقاد قرار دادن • به طور دائم به وسیله ابزار تکنولوژیک تحت کنترل یا نظارت قرار گرفتن؛ ابزاری از قبیل کنترل و ضبط مکالمات تلفنی، استفاده از برنامه‌های جاسوسی برای خواندن مکالمه‌های نوشتاری و اس ام اس‌ها و نامه‌های الکترونیکی (ایمیل‌ها) و جاگذاری دستگاه‌های مخفی مانند دوربین داخل خانه • تهدید به کشتن زن، فرزندان، و افراد خانواده زن یا خودکشی و صحبت کردن از جزئیات این چنین اقداماتی • تخریب اموال از قبیل اتومبیل، مبلمان خانه، لباس‌ها و وسایل شخصی یا منزل • فحاشی کردن و به کار بردن کلمات ناشایست مانند «هرزه»، «این» و از این دست • به دام انداختن دیگری به وسیله برداشتن کلید اتومبیل، کشیدن بنزین آن، مخفی کردن تلفن‌های خانه یا تخریب آن‌ها به منظور عدم دسترسی شخص مقابل به دریافت کمک • هرگز تنها نگذاشتن فرد، دنبال کردن او در تمام قسمت‌های خانه، و همراهی کردن وی در تمام فعالیت‌های روزمره‌اش در خارج از منزل • و غیره باز هم فراموش نکنید که این‌ها تنها، نمونه‌هایی از خشونت روانی هستند که میان دو شریک زندگی می‌توانند اتفاق بیفتند. 📌@KhanehAmnTelegram قسمت دوم در ادامه 👇🏽👇🏽👇🏽

📌نمی‌خواهم درباره اتاق خوابم حرف بزنم ✍🏽 مقاومت روزمره #بیدارزنی: روز جهانی بدون فرزند [۱] هر ساله در یک آگوست جشن گرفته می‌شود. این روز در سال ۱۹۷۳ توسط N.O.N [۲] نامگذاری شد. مبنای شکل‌گیری‌ این سازمان پیشبرد این ایده است که مردم می‌توانند فرزند نداشتن را انتخاب کنند. همچنین، تاکید روز جهانی بدون فرزند بر این است که افراد نباید بخاطر بچه‌دار نشدن اختیاری مورد انتقاد، سرزنش و تمسخر قرار بگیرند. در ایران نیز با وجود تبلیغات گسترده حکومت درباره فرزندآوری، بسیاری از زوج‌ها تصمیم گرفته‌اند که از بچه‌دار شدن صرف نظر کنند؛ به گونه‌ای که رشد جمعیت در سال ۹۹ به ۰.۶ رسید. کسانی که تصمیم می‌گیرند بچه‌دار نشوند با فشارهای گوناگونی از سمت جامعه و حکومت روبرو هستند، اما همچنان به دلایل مختلف مانند شرایط اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، مشکلات محیط‌زیستی و… بر خواسته خود پافشاری می‌کنند. با توجه به تاکید حکومت و عرف بر نقش مقدس مادری در جامعه ایران، زنانی که این نقش را نمی‌پذیرند بیشتر از مردان مورد انتقاد قرار می‌گیرند. دلایل مطرح شده توسط این زنان و واکنش‌هایی را که با آن روبرو هستند را به مناسبت روز جهانی بدون فرزند از زبان خودشان بخوانید: «زندگی متاهلی شیلا چند روز دیگر وارد ششمین سال خود می‌شود. او علاقه‌مند است اگر شرایط مناسبی ایجاد شد به جای اینکه بچه‌ای به دنیا بیاورد کودکی را به فرزندی قبول کند: «من و همسرم به طور قطعی تصمیم داریم که بچه‌دار نشویم. ما هنوز خانه، امنیت شغلی و مالی نداریم؛ خیلی خودخواهانه است اگر بخواهیم با این شرایط بچه‌دار شویم...» «با توجه به سیاست‌گذاری‌های حکومت در زمینه افزایش جمعیت، نداشتن فرزند می‌تواند نکته منفی در مصاحبه‌های تحصیلی و کاری مربوط به مراکز دولتی محسوب شود. موضوعی که سبب شد ژیلا در مورد زندگی شخصی خود در مصاحبه دکترا دروغ بگوید: «وقتی دکترا قبول شدم، در مصاحبه از من پرسیدند چرا بچه نداری، گفتم ما بچه‌دار نمی‌شویم. چون ده سال از زندگی مشترک ما می‌گذرد و به باور آنان باید حداقل دو فرزند داشته باشیم. اگر غیر از این پاسخ می‌دادم شانس پذیرفته شدنم کاهش می‌یافت. بعدتر در استخدام شغلی نیز این استراتژی را تکرار کردم، اگر دروغ نمی‌گفتم هر دو موقعیت را از دست می‌دادم». ادامه‌ی متن را در وبسایت بیدارزنی بخوانید: https://bidarzani.com/42918 @bidarzani

آمار جدید: ۹۷.۷ درصد قربانیان همسرآزاری، زنان هستند همسرآزاری، هرگونه عمل خشونت‌آمیز منجر به آسیب و صدمه، اذیت، آزار، تهدید،
آمار جدید: ۹۷.۷ درصد قربانیان همسرآزاری، زنان هستند همسرآزاری، هرگونه عمل خشونت‌آمیز منجر به آسیب و صدمه، اذیت، آزار، تهدید، محدودیت و محرومیت‌های مختلف، همسر آزاری نامیده می‌شود که این پدیده­ امروزه شیوع بالایی در جامعه دارد. طبق آمارهای اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی کشور: ۹۷.۷٪ قربانیان همسرآزاری #زنان ۲.۳٪ قربانیان را مردان تشکیل می‌دهند. قربانیان همسرآزاری بر اساس مدت زمان زندگی مشترک: ۳.۵٪ آن‌ها زیر یک سال ۱۳٪ یک تا سه سال ۱۵.۵٪ بین سه تا پنج سال ۶۸٪ بالای پنج سال از زندگی مشترک آن‌ها می‌گذرد.ايمنا @Digari_ir #خشونت_علیه_زنان

🟣 جدیدترین گزارش مرکز آمار ایران: «ازدواج بیش از هفت هزار دختر ۱۰ تا ۱۴ ساله در سه ماه» ▪️رادیو زمانه: «علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران ۱۵ بهمن سال گذشته در دیدار با گروهی از مداحان با تأکید بر لزوم «ارج‌گذاری به جایگاه زنان خانه‌دار و نقش ویژه آنان در خانواده»، به موضوع «ازدواج بهنگام و فرزندآوری» نیز اشاره کرده و گفته بود: «این دو موضوع از نیازهای حیاتی امروز و فردای کشور است که مداحان باید به‌عنوان یک رسانه بزرگ برای ترویج آن نقش‌آفرینی کنند.» ▪️به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) براساس تازه‌ترین گزارش مرکز آمار ایران، طی پاییز ۹۹، ۷۳۱۷ ازدواج دختربچه ۱۰ تا ۱۴ ساله و پنج ازدواج پسربچه کمتر از ۱۵ سال به ثبت رسیده است. مطابق با این گزارش در پاییز ۹۹ آمار ازدواج دختران کمتر از ۱۰ سال صفر است. همچنین در همین بازه زمانی ۳۶۹۵۲ دختر ۱۵ تا ۱۹ ساله و ۵۱۳۹ پسر ۱۵ تا ۱۹ ساله ازدواج کرده‌اند. در این بازه زمانی تعداد طلاق ثبت شده دختران زیر ۱۰ سال و پسران زیر ۱۵ سال صفر است. اما با افزایش سن دختربچه‌ها آمار طلاق هم افزایش می‌یاید. بر اساس گزارش مرکز آمار ۱۹۲ طلاق دختربچه ۱۰ تا ۱۴ ساله در پاییز ۹۹ ثبت شده است. همچنین ۳۵۹۰ طلاق برای دختران ۱۵ تا ۱۹ سال و ۱۷۶ طلاق برای پسران ۱۵ تا ۱۹ سال نیز در همین بازه زمانی به ثبت رسیده است.  با وجود اعتراضات‌ دامنه‌دار فعالان حقوق کودک و فعالان حقوق زنان به بی‌توجهی قانون‌گذاران به مسئله ازدواج کودکان، بر اساس مصوبه کمیسیون تلفیق بودجه مجلس ۱۰۰ میلیون تومان وام به ازدواج دختران زیر ۲۳ سال و پسران زیر ۲۵ سال اختصاص یافته است. @RadioZamaneh @bidarzani

📎«خشونت زوجینی» چیست؟ 🖋خانه امن ✅قسمت سوم: از دیگر مواردی که باید در بررسی خشونت زوجینی به آن اشاره کرد، این است که این خشونت می‌تواند در تمامی زوج‌ها، فارغ از اینکه در چه طبقه اجتماعی به سر می‌برند، و چه شرایط اقتصادی‌ای دارند و مشغول به انجام چه کاری در زندگی خودشان هستند، انجام شود. کلیشه‌هایی که درباره خشونت زوجینی و به طور کلی خشونت خانگی وجود دارند، ذهن ما را به آن سو هدایت می‌کنند که خشونت را امری متعلق به گروه‌های به اصطلاح «عامی» جامعه بدانیم، نه آنچه که فارغ از موقعیت اجتماعی و اقتصادی افراد، امکان وقوع در میان تمامی زوج‌ها را دارد. برای مثال، یکی از مخاطبان خانه امن، تجربه خود از خشونت زوجینی را با ما در میان گذاشته است که با اجازه او این روایت را منتشر می‌کنیم: «من یک زن ۳۲ ساله‌ام و شش ساله که ازدواج کرده‌ام. در بخش اداری دولتی کار می‌کنم، درآمد کافی و موقعیت اجتماعی خوبی دارم. همسرم هم یک مرد ۳۲ ساله است که در یک شرکت تجاری، به عنوان مدیر بازرگانی خارجی مشغول به کاره. هر دو تحصیل‌کرده‌ایم و در دانشگاه بود که با هم آشنا شدیم. تمام اطرافیان و خانواده ما، زوج ما را زوجی خوشبخت می‌دانند که «همه چیز دارد». اما با تمام این‌ها، چیزی عذاب‌آور همیشه میان من و همسرم وجود داشت. چیزی که بیش از آنکه او را آزار دهد، من را آزار می‌داد و آزار می‌دهد: همسر من، با مفهوم رضایت جنسی و اینکه برای برقراری رابطه جنسی، هر دو باید وقت، حوصله و میل و خواست داشته باشیم، بیگانه است. این را هم بگویم که او هیچ وقت به من به چشم ابزار جنسی تحت مالکیتش نگاه نکرده، اما از اساس فکر می‌کند که اگر تمایل به برقراری رابطه دارد، من به عنوان همسرش و در زوج‌مان باید به آن تن بدهیم، چرا که ما یک زوجیم که با هم «خوشبختیم». اوایل، انجام این کار برای من همراه با این تفکر بود که بله، در زوج ما، حتی اگر من تمایلی به برقراری رابطه جنسی ندارم، اما انجامش چیز یاز من کم نمی‌کند. بلکه همسرم را که دوستش دارم خوشحال می‌کند. بعد از گذشت حدود یک سال، با شرایطی مواجه شدم که برایم ترسناک بود. همین مسئله داشت از علاقه‌ام با بودن در کنار همسرم کم می‌کرد. کمتر علاقه داشتم زمان خصوصی زیادی با او بگذرانم چرا که تن دادن به رابطه جنسی با او در حالی که شرایط را نداشتم، آزاردهنده بود. و این شرایط و دوگانگی ادامه پیدا کرد تا همین چند روز پیش که برای اولین بار با یک مشاور زوج که روانکاو هم هست صحبت کردم و برای اولین بار با خشونت زوجینی آشنا شدم. خشونتی که گاهی اینقدر موذی است که در عین حال که همه چیز در یک زوج خوب پیش می‌رود، اما حضور دارد و مدت زمان لازم است تا آن را لمس کنیم و ببینیم. راستش از اینکه به این شکل تحت خشونت بوده‌ام ناراحتم و از طرفی هم با خودم فکر می‌کنم که هیچ گاه با همسرم درباره‌اش صحبت نکردم. نمی‌دانم اسم این را خشونت بگذارم یا نه، اما من آسیب دیده‌ام و قصد دارم تا این شرایط را درست کنم. قصد دارم چند جلسه با مشاورم صحبت کنم و بعد مسئله را با همسرم در میان بگذارم و از او هم بخواهم تا با مشاوری که خودش به او اعتماد دارد، در این باره صحبت کند.» خشونت زوجینی، همان‌طور که روایت این مخاطب نیز نشان می‌دهد، خشونت زوجینی، گاهی آنقدر در لایه‌های زیرین یک رابطه و در خصوصی‌ترین عرصه‌های زندگی مشترک اتفاق می‌افتد که به سادگی قابل لمس و ارزیابی نیست. گاهی این خشونت به دلایلی مانند دلایل عاطفی به رسمیت شناخته نمی‌شود، اما تأثیر آن در جنبه‌های دیگر زندگی اشخاص به شدت پررنگ است. خشونت زوجینی، خشونتی است که می‌تواند در بستر زمان، به دست اشخاصی که ویژگی‌های اخلاقی مثبت برجسته‌ای دارند، و در دوستانه‌ترین روابط میان شرکای زندگی اتفاق بیفتد. خشونت جنسی می‌تواند منجر به قتل شریک زندگی شود، یا مانند بسیاری موارد، یک رابطه زوجینی را به پایان برساند. 📌@KhanehAmnTelegram

📎«خشونت زوجینی» چیست؟ 🖋خانه امن ✅قسمت دوم: ابعاد و چگونگی بحث خشونت زوجینی را می‌توان بسیار وابسته به زمینه تاریخی و مذهبی یک جامعه دانست. ادیان و مذاهب بسیاری، زن را تحت قیمومت و مالکیت مردان می‌دانند: پدران تا پیش از ازدواج و شوهران، پس از ازدواج. (نکته آنکه، رابطه عاطفی و خشونت زوجینی، تنها محدود به زوج‌های دگرجنسگرای متشکل ا یک زن و یک مرد نیست. به این موضوع در مطالب دیگری خواهیم پرداخت). به دلیل همین بذل مالکیت بر زنان به مردان است که خشونت زوجینی، هنوز در بسیاری از نظام‌های قانونی و حقوقی، آن‌طور که باید به رسمیت شناخته نمی‌شود و زنان برای آنکه بتوانند از رابطه‌ای خشن خارج شوند، هزینه‌های زیادی می‌پردازند. اگر این زنان در یک رابطه ازدواجی به سر ببرند، خشونت مرد می‌تواند دلیل آن‌چنان «موجهی» برای جدایی و وقوع طلاق نباشد. این متأسفانه همان شرایطی است که در نظام حقوقی و قانونی کشور ایران با آن مواجه هستیم، که به موقع و در مطلبی مفصل بدان خواهیم پرداخت. خشونت زوجینی اما در بسیاری دیگر از نظام‌های حقوقی و خانوادگی و قانونی، جرم‌انگاری شده است. همان‌طور که مقابله با چنین خشونتی، در نظام قانونی و قضایی ایران نیز، سال‌هاست که در دست بررسی و مجادله است. خشونت زوجینی، بسته به ابعاد آن، نوع آن، و مدت زمان آن می‌تواند فرد خشونت‌گر را برای همیشه از دیدار شریک زندگی‌اش محروم کند، یا منجر به زندانی شدن یا پرداخت جریمه و دیگر «مجازات»های دیگر شود. هرچند، امروزه، در برخی کشورها، با روش‌های قانونی مقابله دیگری که بیشتر بر پایه عدالت و اصلاح اجتماعی هستند، مواجهیم. مانند برگزاری دوره‌های آموزشی برای کسی که مرتکب خشونت شده و تلاش برای ایجاد بستر اجتماعی برای بازگرداندن شخص خاطی به جامعه، پس از ارتکاب به خشونت. در تمامی این موارد، شریک زندگی او که بازمانده خشونت است، تحت پشتیبانی و حمایت روانی، جسمی و قانونی قرار می‌گرد. خشونت زوجینی می‌تواند زندگی‌های شخصی و جمعی بسیاری را به خطر بیندازد، چرا که با خصوصی‌ترین عرصه‌های سپهر خصوصی زندگی افراد در ارتباط است. زوج‌هایی که دارای فرزند هستند و این خشونت را به کرات، میان خود تجربه می‌کنند، تأثیرات عمیقی بر آموزش و رشد کودکان خود می‌گذارند؛ کودکانی که اگر مورد حمایت و پشتیبانی گروه‌های حامی قرار نگیرند، می‌توانند خود به بازتولیدکنندگان خشونت بدل شوند. ادامه در پایین. 📌@KhanehAmnTelegram

📎«خشونت زوجینی» چیست؟ 🖋خانه امن ✅قسمت اول: شاید عنوان این نوع خشونت، کمی عجیب به نظر برسد، اما به سادگی، گویای خشونتی است که میان شرکای حاضر در یک زوج رخ می‌دهد. این شرکا، ممکن است همسرانی باشند که در یک ازدواج رسمی و قانونی به سر می‌برند، یا افرادی که در چنین قراردادی نیستند، اما شریک زندگی یک‌دیگرند. خشونت بین همسری، عنوان دیگری است که برای این نوع خشونت به کار می‌رود، و معادل انگلیسی آن، Intimate partner violence و معادل فرانسوی آن،Violence conjugale است. هنگامی که از خشونت زوجینی صحبت می‌کنیم، فارغ از اینکه این خشونت چه تعاریف و ابعادی دارد، و پیش از هر چیز، یک نکته توجه ما را به خود جلب می‌کند: پیچیدگی روابط انسانی تا چه حد است که حتی در شخصی‌ترین، و عاطفی‌ترین روابط‌مان نیز از خشونت در امان نیستیم. پاسخ به این پرسش، البته که پس از بررسی ابعاد مختلف خشونت، آسان‌تر به دست می‌آید، اما نکته اصلی پاسخ دقیقاً در خود پرسش، نهفته است: شخصی‌ترین و عاطفی‌ترین روابط ما، یعنی قسمتی از مای واقعی در پشت صحنه زندگی اجتماعی و در بخش‌هایی از زندگی روزمره که ما ساعت‌های خصوصی‌مان را می‌گذرانیم: محلی بالقوه برای بروز درگیری، عدم تفاهم، تضاد و این یعنی بروز خشونت. واژه خشونت را شاید در فارسی، بیش از آن که به هر رفتار آسیب‌زایی نسبت دهیم، به خشم و درگیری جسمی نسبت داده‌ایم. البته این اتفاق فقط در زبان فارسی، جایی که از واژه خشونت استفاده می‌کنیم، نمی‌افتد. خشونت، برای عامه مردم، رفتاری بسیار فراتر از آسیب‌های کوچک ترجمه شده و همین، دلیل اصلی آن است که برای مثال، خشونت عاطفی، روانی، و کلامی، کمتر در زمره خشونت‌های آسیب‌زا قرار گرفته‌اند یا بدان‌ها پرداخته شده است. خشونت زوجینی، امروزه و با گذشت چند سال از شکل‌گیری جنبش Me Too، در کشورهای بسیاری مورد توجه مضاعف قرار گرفته است. جنبشی که بسیاری قاره‌های جهان را در نوردید و البته همین تابستان گذشته، تابستان ۱۳۹۹ به ایران هم رسید. خشونت زوجینی، یکی از ابعادی از خشونت جنسی را که موضوع اصلی جنبش Me Too بود به جامعه نشان داد، که مفسران و قانون‌گذاران و حتی گروهی از دانشگاهیان، همواره از توجه به آن غافل مانده‌اند، یا آن را به عمد انکار کرده‌اند: خشونت جنسی زوجینی، یا خشونت جنسی‌ای که میان شرکای زندگی صورت می‌گیرد. از اعمال اقدام‌های جنسی همراه با تهدید و زور، تا تحقیر جنسی و عدم تفاهم درباره برقراری رابطه جنسی. خشونت زوجینی، غیر از آنکه بر جنبه جنسی خشونت زوجینی در جنبش Me Too متمرکز شد، به بعد دیگری از این خشونت نیز توجه کرد: همسرکشی؛ که البته واژه آشنایی که در این باره همگی، بیش از دیگر مفاهیم و اصطلاحات شنیده‌ایم، « زن‌کشی» است که آمار بالایی از خشونت زوجینی یا میان همسری را شامل می‌شود. قتل خانوادگی به دلایلی مانند «آبرو» و غیره که به قتل «ناموسی» نیز از آن تعبیر می‌شود، دیگر ابعاد خشونت زوجینی هستند؛ اگر که میان زوجین اتفاق بیفتند. اما خشونت زوجینی یا میان همسری به طور کلی چیست؟ یکی از تعاریف اصلی و کنونی خشونت زوجینی که به وسیله دولت فرانسه،‌ کشوری که موضوع اصلی جنبش فمینیستی آن، هم‌اکنون، خشونت زوجینی و زن‌کُشی است، از این قرار است: «خشونت زوجینی، خشونت است که میان شرکای زندگی رخ می‌دهد. این خشونت می‌تواند، انواع زیر را شامل شود: روانی (آزار زبانی، توهین، تهدید)، جسمی (ضربه و زخم)، جنسی (تجاوز و لمس)، یا اقتصادی (محروم کردن از منابع مالی، و نگه داشتن طرف مقابل در وابستگی.» چه ارتباطی میان خشونتگر و قربانی و بازمانده خشونت او وجود دارد؟ دولت فرانسه، در ادامه این تعریف، خشونت زوجینی از خشونتی می‌داند که میان فرد خشونت‌دیده و فرد خشونت‌گر در یک رابطه احساسی به سر می‌برند. این افراد می‌توانند ازدواج کرده باشند، یا در یک پیوند اجتماعی زوجینی به سر ببرند، و یا در کنار هم زندگی کنند. ادامه در پایین.

🟡خشونت زوجینی چیست؟ 🟣تیرماه ۱۴۰۰ 🔴 خانه امن در مطلب زیر، به بررسی عمومی و کلی «خشونت زوجینی» که به خشونت میان همسری نیز شه
🟡خشونت زوجینی چیست؟ 🟣تیرماه ۱۴۰۰ 🔴 خانه امن در مطلب زیر، به بررسی عمومی و کلی «خشونت زوجینی» که به خشونت میان همسری نیز شهرت دارد، پرداخته‌ایم. خشونت زوجینی چیست و چه ابعادی دارد؟ 🟢 @KhanehAmnTelegram 👇🏽