بنیاد (فلسفه و فرهنگ)
Open in Telegram
بن-یاد یادآور ریشهها فلسفه در مقام گزارشگر زندگی خود ما در مراحل تکامل خود به سوی آزادی اینستاگرام بنیاد: https://www.instagram.com/bon_yaad?igsh=azRuaDNkcHdrN3cw
Show moreIran154 089The category is not specified
809
Subscribers
-224 hours
No data7 days
-730 days
Posts Archive
🔆 فلسفه عبارت است از زمانه آنگاه که به فهم درمی آید 🔆
♦سر و کار ایده آلیسم با واقعیت انضمامی است
✍ ✍ حمید طالب زاده
@Naghd_name
می توان میان «ما» و هگل پل ارتباطی برقرار کرد. اینکه وضع موجود ما چیست و چه نیازی به تفکر داریم و آیا بدون تفکری جامع که پشوانه راه آینده ما باشد می توانیم جامعه ای موفق و پیشرو را انتظار داشته باشیم؟ اینها مسائلی است که آشنایی با هگل می تواند در آنها به ما مدد رساند. زیرا از نظر هگل «فلسفه عبارت است از زمانه آنگاه که به فهم درمی آید»، یعنی هگل به مسائل زمان خودش به شیوهای فلسفی اندیشیده است، اینکه هگل ایده آلیسم را به تمامیت رسانده است، نباید اینگونه انگاشته شود که می خواسته ذهنیت را بر همه چیز مستولی کند، اغلب تصور می شود ایده آلیسم یعنی ذهنیت گرایی و شخص ایده آلیست یعنی کسی که آرمان هایی در سر دارد که هیچ رد و نشانی از آنها در واقعیت نیست و با آن آرمان ها دلخوش و سرگرم است، در حالی که ایده آلیسم فلسفی ربطی به این تصورات ندارد. بلکه منظور این است که به هیچ واقعیتی نمی توان بدون وساطت اندیشه دست یافت، ولی اندیشه در ذات خود به کل و تمامیت نظر دارد، در نتیجه بررسی هر واقعیت جزئی نیازمند طرحی از کل است که آن واقعیت جزئی بخشی از آن محسوب می شود. اندیشه و واقعیت در ضمن طرحی کلی که تمام اجزاء را به شکل ارگانیک به یکدیگر پیوند می دهد بر یکدیگر منطبق می شوند، ایده الیسم یعنی اندیشیدن به کل و اجزاء را در نسبت با کل دریافتن. بنابراین سر و کار ایده آلیسم با واقعیت انضمامی است، اما واقعیت نمی تواند بی واسطه دریافت شود، بلکه واقعیت همواره در ضمن آگاهی دریافت می گردد و آگاهی نیز معطوف به کل است. پس واقعیت ها را باید در پس زمینه ای از کل شناخت. این سبک فلسفه ورزی چیزی است که ما بدان نیازمندیم. ما باید به شرایط تاریخی خودمان فکر کنیم و راه های برون شدی برای مسائل خود پیدا کنیم. هگل فلسفه را با تاریخ پیوند داد و نشان داد که در عین حال که می توان رویکرد به کل را حفظ کرد، می توان هر مساله ای را در زمان و تاریخ خودش مورد بحث قرار داد، زیرا اگر مسائل از تاریخ و زمانه جدا شوند، به امور انتزاعی بدل خواهند شد.
📚 گفت و گو با سید حمید طالب زاده باید به نحوی تاریخی و انضمامی خودمان مواجه شویم
T.me/Naghd_name
✅ چهار سال تجربه 🗓
🔵 از همراهی جمعی از هموطنان ایرانی با نظرات گوناگون در گروهی تلگرامی:
🔷همراهان اندیشمندان و نوآوران ایران
(هانی) HANI ☑️
🔷 پس از وقفه ای کوتاه در همراهی
با سکوت و تنهایی
از برای بازنگری
در باز همراهی
باز اندیشی
هم اندیشی
🔷و چالشی دوباره میان گفتمانهای متفاوت از مسیر گفتگوهایی واقعی
با متد های شناخته شده
با روشهای مبتنی بر اخلاق
خرد ورزی سنجشگرانه نظام مند
خلاقانه
🔷باز پیگیری کنشی موثر و
راهبردی خردمندانه
برای دست یابی و تجربه یک زندگی اصیل انسانی
در ساحات گوناگون فردی و جمعی شهروندی
در ایرانی آزاد و آباد 🍃
✅اینک گروه تلگرامی (هانی )
🟢 در بازهمراهی و بازیابی دوستان و هموطنان اندیشمند و فرهیخته دعوت مینماید . ⬇️ ⬇️ ⬇️
https://t.me/joinchat/NreU8Bnh2S5Y1D1zUFOiwA
🔆 استفاده از فلش مموری در ایران ممنوع شد! 🔆
✍✍آرزو منصوری – پکن
#یادداشت_ارسالی
@Naghd_name
اخیرا مجلس شورای اسلامی کلیات طرح 14 ماده ای مقابله با دولت اسرائیل را تصویب کرده است.
به موجب این طرح سفر اتباع ایرانی، مراوده ایرانیان با اتباع اسرائیل و مسابقه ورزشکاران ایرانی با حریفان اسرائیلی غیر قانونی خواهد بود.
بحث های مختلفی در خصوص این طرح در جامعه ایران شکل گرفته است. منتقدان استدلال می کنند که تصویب چنین قانونی عملا سبب تحریم و تعلیق کل ورزش ایران خواهد شد. از طرف دیگر این طرح استفاده از نمادها و طرح های دولت اسرائیل را جرم می داند. نماینده یهودیان ایران در مقاله ای، این موضوع را متذکر شده است که بسیاری از این نمادها، نماد مذهبی یهودیان است. مثلا ستاره داوود در پرچم اسرائیل یک نشان مذهبی است که در خانه اکثر یهودیان ایران نیز وجود دارد.
گذشته از بحث های پیرامون این طرح، موضوعاتی وجود دارد که بایستی طراحان و موافقان طرح مذکور بدان پاسخ واضح و شفاف داشته باشند.
1- استفاده از داروی گلاتیرامر استات برای بیماران ام اس چه مجازاتی به دنبال خواهد داشت؟
داروی گلاتیرامر استات برای کاهش تناوب عود بیماری ام اس استفاده می شود که توسط سه دانشمند اسرائیلی در "موسسه علوم وایزمن" واقع در اسرائیل کشف شده است.
مشخصات این دارو در سایت "موسسه خدمات دارویی رضوی" وابسته به "آستان قدس رضوی" در آدرس زیر قابل دسترس است:
https://www.rpsi.ir/fa/genericdrug/item/671/%DA%AF%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AA#
نکته قابل تامل آنکه در تصویر منتشر شده از قوطی این دارو در این سایت، حروف عبری (رسم الخط یهودیان و البته زبان رسمی کشور اسرائیل) به وضوح دیده می شود.
2- آیا استفاده از فلش مموری مشمول زندان خواهد بود؟
فلش مموری یا کول دیسک وسیله ای که بی تردید طراحان و موافقین طرح اخیر مجلس به دفعات از آن استفاده کرده و استفاده میکنند.
فلش مموری توسط سه متخصص اسرائیلی علوم کامپیوتر، شاغل در شرکت اسرایئلی ام-سیستم ساخته شده و در تاریخ 14 نوامبر سال 2000 تحت مالکیت این شرکت ثبت اختراع شده است.
3- استفاده از کپسول آندوسکوپی چند سال حبس خواهد داشت؟
کپسول آندوسکوپی وسیله ای برای ضبط تصاویر داخل دستگاه گوارش است که توسط شرکت اسرائیلی Given Imaging Ltd طراحی، ساخته و ثبت شده است.
4- آیا استفاده از سیستم آبیاری قطره ای در ایران ممنوع خواهد شد؟
سیستم آبیاری قطره ای مدرن که امروزه در کشور استفاده میشود اختراع مهندس اسرائیلی سیمخا بلاس است.
5- آیا استفاده از اپیلاتور مجازات زندان دربرخواهد داشت؟
اپیلاتور دستگاه الکتریک برای مو زدایی است که توسط دو اسرائیلی اختراع شده است.
6- آیا مطالعه و تدریس نسبیت عام وخاص انیشتین ممنوع و متخلفین تحت پیگرد قرار خواهند گرفت؟
انیشتین یک یهودی و حامی صهیونیسم بوده و در سال 1939 کتابی تحت عنوان "درباره صهیونیسم" چاپ کرده است. انیشتین سخنرانی های فراوانی در حمایت از صهیونیسم داشت. او از اعضای اصلی و موثر در تاسیس "دانشگاه عبری اورشلیم" بوده است. انیشتین امتیاز مقالات خود در زمینه صهیونیسم را وقف "دانشگاه عبری اورشلیم" کرده است.
T.me/Naghd_name
💠 محتویات خرافه آدم های سطح بالا و سطح پایین حتی سریعتر از محتویات اکتشافات علمی تغییر می کند 💠
✍ ✍ هانا آرنت
@Haghighatznu
به زبان تاریخی، تاریخ اندیشه یا تاریخ روشنفکران مهم نیست، بلکه تاریخ انسان غربی به طور عام مهم است. امر واقع مهم تاریخی این است که اکثریت غالب از اعتقاد به روز جزا در آخرالزمان دست برداشته است. این سخن، البته، بدان معنا نیست که این اکثریت به علم بیشتر متمایل شده است، و حتی می توان شک کرد که طلوع علم در اثنای همین دوره واقعأ علت این تحول بوده است، چنانکه غالبا ادعا می شود. همین خلایقی که به هر حال به ندرت در دسر فکر کردن به اسرار قدیم را به خود می دهند، اسراری مانند تجسد یا تثليث، كاملا می خواهند همه چیز را باور کنند. این خرافه آشکار است و یگانه ارتباطی که من می توانم میان این ساده لوحی مردم عصر نو و نگرش علمی ببینم این است که محتویات خرافه آدم های سطح بالا و سطح پایین حتی سریعتر از محتویات اکتشافات علمی تغییر می کند.
@Haghighatznu
📚دین و روشنفکران
هانا آرنت
ترجمه سعید حنایی کاشانی
مایلم به شما هشدار دهم که در اهمیت «احیای دین» {["religious revival"] در عصر کنونی مبالغه نکنید. این «پفهای روح زمانه» از عصر روشنگری خط مارپیچی خود را دنبال
کرده اند، و همان طور که میدانید رومانتیسیسم به دنبال روشنگری آمد و پیوندی تنگاتنگ با آن داشت. اگر به این تاریخ از دیدگاهی صرفا فکری بنگریم، و به آن بر حسب تاریخ اندیشه بیندیشیم، در می یابیم که هر بیست سال با همین حدود نگرشی «طبیعت گرایانه» (یا پوزیتیویستی، یا دیالکتیکی - ماتریالیستی، یا پراگماتیستی) به دنبال احیایی دینی می آید. این امر یقینا تعجب آور نیست. به عکس، بسیار بیشتر تعجب آور می بود اگر زوال سریع در اعتقادات دینی که در اثنای سیصد سال گذشته در فرهنگ غرب صورت گرفته است با این خاطرات روشنفکرانه گسسته نمی شد، خاطراتی که پیش از هر چیز، خاطرات هزار سال تاریخ و فرهنگ انسانی است.
📚دین و روشنفکران
هانا آرنت
ترجمه سعید حنایی کاشانی
T.me/Naghd_name
نظام سیاسی التقاطی ایران، که نخستین بار سراینده خردنامه ایرانی، حکیم ابوالقاسم فردوسی، به آن اشاره کرده و گفته بود که به دنبال حمله عربان و مهاجرت های ترکان، دورهای نو در تاریخ ایران آغاز شده که در آن سخنها به کردار بازی خواهد بود، تا پیروزی جنبش مشروطه خواهی مردم ایران ادامه یافت و آسیب هایی جدی بر کشور و اخلاق و رفتار مردم آن وارد کرد. جای شگفتی است که در تاریخ اندیشه در ایران، اشاره حکیم فردوسی هرگز جدی گرفته نشد ومورد تأمل قرار نگرفت و آن اشاره از محدوده شعر فارسی، که، به تدریج، به سخنانی به کردار بازی تبدیل شده بود، به گستره اندیشیدن فلسفی انتقال پیدا نکرد.
جواد طباطبایی
📚نخستین بحث های نظری درباره ضرورت اصلاحات
T.me/Naghd_name
💠 شاعرانگی محمدی 💠
✍✍گئورگ ویلهلم فریدریش هگل
♦ترجمه از یکتا قربانی
#اختصاصی_حقیقت
@Haghighatznu
پانتئیسم مشرقی به گونه ای والاتر و با ذهنیت فردی بیشتر در اسلام و به خصوص به دست ایرانیان پرورش یافته است. حال ارتباطی میان این خصوصیات، به ویژه خصوصیات شخص شاعر، مورد ملاحظه قرار می گیرد:
از آنجا که شاعر در همه چیز میل به کشف الوهیت دارد و به مقصود خود نیز دست می یابد، در مواجهه با مقصود خود، فردیت خود را تماما قربانی حضور الوهیت می کند. ولیکن او به همین نحو درون ماندگاری الوهیت را در ساحت درونی خود نیز یافته، شوریده و رها میشود؛ و در نتیجه این احساس آرامش درونی در او پدیدار گشته، وی را تماما در جاودانگی و استمرار غوطهور میسازد، و تصویر و حضور الوهیت را در همه چیز می بیند و در می یابد.
این حلول خداوندی در خویشتن، و این زندگی سعادتمندانه در خدا به مرز و مجاورت با عرفان می رسد. در این باب مولانا را میبایست بیش از هر کسی ستود. روکرت مواردی از زیباترین نمونه های آثار مولانا را بر ما ارائه میدارد. قدرت خارق العاده روکرت وی را همانند شاعران ایرانی به مبتکرانه ترین شیوه بهکارگیری کلمات و قاقیه ها قادر میسازد. عشق، به پروردگاری که انسان، از طریق تسلیم بی قید و شرط به او به هویت خویش دست مییابد، که همه چیز را به وی مرجع میدارند و همان کس که همه چیز را باز پس میدهد، هسته کائنات را، که به شدیدترین نحو ممکن، در هر جهت و همه جا تشعشع دارد، اشغال میکند. برترین مخلوقات و باشکوه ترین پیکرها جز زیوری نیستند و تنها نقش ابلاغ عظمت و جلال خدا را عهدهدارند، چرا که تنها برای تقدیر و تمجید او به عنوان فرمانروای عالم در مقابل چشمان ما قرار دارند. در پانتئیسم، از طرفی دیگر نیز درون ماندگاری الوهیت موجب ارتقای طبیعت و حتی نفس انسانی به شکوهی مستقل و از آن خود میشود. روح در پدیده های طبیعی و اعمال انسانی، آن هارا در خود پویا و روحانی میکند و ارتباط تازه و ویژه ای را میان احساس فردی، روح، شخص شاعر و مضامین شعرش فراهم میکند. آکنده از این جلال پر احساس، قلب به خودی خود آرام، مستقل، آزاد، بزرگ و والا میشود؛ و با این هویت تصدیق آمیز تخیل میکند و حال، روح اشیا را به تنهایی کشف و از آن خود میکند تا جایی که بتواند با آنها به یک وحدت صلحآمیز دست یابد. و این به سعادتمندانه ترین و لذتبخشترین نزدیکی به اشیاء طبیعت و تمام جلال و فرّشان، و با معشوق و میخانه، و بهطور خلاصه به هرآنچه سزاوار عشق و ستایش است تبدیل میشود. عمق آزاد و شاداب احساس در مشرق زمین، به خصوص در میان مسلمانان ایرانی یافت میشود که خود را آزادانه و با خرسندی تماما قربانی پروردگار و هرآنچه سزاوار ستایش باشد کرده ولیکن در این قربانی شدن که صراحتا انجام می دهند، جوهریت آزاد خود را در ارتباط با جهان اطراف حفظ می کنند. اگر فرد شرقی غمگین و در عذاب باشد آن را به عنوان فتوای اجتنابناپذیر سرنوشت پذیرفته و بر عقاید خویش، فارغ از هرگونه فشار، حالت عاطفی یا دلمردگی و نارضایتی، ایستادگی میکند.
در اشعار حافظ، شکوِه و شکایت بسیار از معشوق دیده میشود، لیکن شاعر حتی در حزن نیز همانقدر سبک بار و بی دغدغه است که در خوشبختی.
📚Aesthetics
Lectures on fine art/Mohammedan poetry 368-369
@Haghighatznu
انقلاب شاید بتواند به خود کامگی فردی و سرکوبگری سودپرستانه یا خود کامانه پایان دهد، اما هرگز نمی تواند شيوه اندیشیدن را چنان که باید اصلاح کند؛ برعکس، به جای پیش داوری های کهنه رشته ای از پیش داوری های تازه در گردن توده های اندیشه باخته می افکند.
@Haghighatznu
باری، برای اینگونه روشنگری هیچ چیز چندان ضروری نیست که آزادی، آن هم بی زیانترین آزادیها، یعنی آزادی آشکارا به کار بستن خرد خویش در تمامی زمینه ها.
امانوئل کانت
📚روشنگری چیست؟
ترجمه همایون فولادپور
@Haghighatznu
🔆 سابقه «مرگ خدا» 🔆
سابقه تعبير هولناک «مرگ خدا» به پیش از نیچه باز می گردد؛ هم شوپنهاور به نوعی سده نوزدهم را عصری می خواند که دین در آن کمابیش یکسره مرده است و هم هاینریش هاینه در ۱۸۵۲ می نویسد: «رقت و ترحم در دل ما موج می زند. این دفعه دیگر خود يهوه پیر آماده مرگ می شود ... صدای ناقوس ها را می شنوید؟ زانو بزنید، می خواهند آیین های مقدس را برای خدایی محتضر اجرا کنند».
@Haghighatznu
هگل نیز در ۱۸۰۲ از مرگ خدا سخن گفته است که البته او به «مرگ مسیح»، به عنوان سومین شخص تثلیث، بر فراز صلیب اشاره می کند. لیکن شاید سبب این که علی رغم چنین پیشینه ای این ایده بیش و پیش از همه، تداعی کننده نام نیچه است، آن باشد که او هم جسورانه تر به آن رو کرده و متفاوت با گذشتگان آن را صورت بسته، و هم توجهی خودآگاه به آن داشته و با گنجاندن آن در محوریت بحث های خویش، دردمندانه به بازنمایی پیامدهای آن پرداخته است.
📚مرگ خدا و پيامدهای آن در فلسفه نيچه
هدایت علوی تبار و سیده آزاده امامی
@Haghighatznu
🔆 روشنگری چیست؟ 🔆
✍ ✍ امانوئل کانت
مترجم: همایون فولادپور
♦ روشنگری همانا بدر آمدن انسان است از حالت کودکی ای که گناهش به گردن خود اوست. کودکی یعنی ناتوانی از به کار گرفتن فهم خود بدون راهنمائی دیگران و اگر علت این کودکی نه فقدان فهم، که نبود عزم و شجاعت در به کارگیری فهم خود بدون راهنمائی دیگران باشد، گناه آن به گردن خود انسان است. شعار روشنگری این است: Sapere !aude جسارت آن را داشته باش که فهم خود را به کار گیری! ♦
@Naghd_name 🔅
💠 فلسفه یک قصه است اما از هر زبان که می شنوی نامکرر است 💠
✍️✍️رضا داوری اردکانی
@haghighatznu
هگل گفته بود که فلسفه دیگر به معنی لغوی آن مورد ندارد یعنی حب دانایی نیست بلکه عین دانایی است. یاسپرس می گوید هنوز هم فلسفه همان است که بوده است؛ فلسفه هنوز هم معنی یونانی آن یعنی حب دانایی را نگاه داشته و فیلسوف به کسی اطلاق می شود که دوستدار دانایی باشد. یاسپرس با هر نوع فلسفه جزمی مخالف است. او نمی پذیرد که کسانی به حقیقت واصل شده باشند و حقایق فلسفی بر آنها معلوم شده باشد بلکه فیلسوف را به کودکی شبیه میداند که مدام پرسش می کند. در نظر یاسپرس پرسش از پاسخ مهم تر است بخصوص که وقتی به پرسش پاسخ داده می شود، آن پاسخ به نوبه خود به پرسش تبدیل می شود یا پرسش های دیگر را موجب می گردد. اما مقصود از در راه بودن این است که بشر تاریخ دارد و انسانیت او در زمان تحقق می پذیرد. وجود شناختنی نیست اما دم هایی در زندگی بشر هست که جلوه هایی از هستی رخ می نماید و شادی و بهجتی می آورد که در آن انسانیت انسان متحقق می شود. البته مقصود این نیست که فلسفه موجب آرامش و اطمینان است. بشر در شکست، به آزمایش هستی می رسد و فلسفه، آموختن مردن است. فلسفه طلب است اما ما در این طلب قرین توفیق نیستیم. ما در این طلب با شکست مواجه می شویم و توفيق ما در همین شکست است. اگزیستانس هرگز تحقق نمی یابد؛ بشر در راه است و مرگ رهزن اوست. فلسفه در این راه ظاهر می شود و مظهر آن آثار فلاسفه بزرگ است. در تمام این آثار یک چیز تکرار میشود. فلسفه یک قصه است اما از هر زبان که میشنوی نامکرر است. به نظر یاسپرس فلسفه همواره بوده است و تا بشر باشد فلسفه هم خواهد بود.
📚منبع: فلسفه چیست؟/فلسفه سیر مدام و در مسیر بودن است
T.me/haghighatznu
💠 بسیار خوب؛ اما مگر ادعای وحی حجت است؟ 💠
♦ پاسخ به یک نقد ♦
✍✍عبدالکریم سروش
@haghighatznu
🔴گفته اند خواب حجت نیست و لازمه رؤیاپنداری وحی «نفی حجیت تعالیم و آموزه های پیامبر و بالاتر از آن، امتناع رسالت است». بسیار خوب؛ اما مگر ادعای وحی حجت است؟ مؤمنان به هر دلیل که وحی نبوی را حجت می دانند، خواب نبی را هم که عین وحی اوست، باید معتبر بشمارند. گرچه رؤیا خواندن وحی، راه را برای تصور صحيح آن (و شاید هم تصديق آن) هموارتر خواهد کرد.
🔴و گفته اند: «صحنه ای را تصور کنید که پیامبر ابوجهل را به آیین خود دعوت می کند. به او می گوید من رؤیاهایی می بینم... حال اگر ابو جهل به پیامبر بگوید من هم رؤیاهایی می بینم... آیا در این صحنه به ابوجهل حق نمی دهیم که نه تنها دعوت پیامبر را نپذیرد، بلکه او را به پذیرش رؤیاهای خود دعوت کند؟» کافی است در این عبارات واژۀ رؤیا را بردارید و به جای آن واژه وحی را بگذارید: اگر ابوجهل به پیامبر بگوید: «به من هم وحی می شود، چنانکه به تو وحی می شود، حق را به که باید داد؟ هرچه جواب این است جواب آن هم هست. و جواب این است که اگر دلایلی خرد پسند برای ادعای ابوجهل در دست است، البته او را تصدیق باید کرد. از ادعا هیچ ساخته نیست، چه ادعای خواب چه ادعای وحی.
🔴آنچه فیصله بخش نزاع است، برهان است و بس. مگر مسلمانان معرفت اندیش به صرف ادعای محمد(ص) او را به پیامبری پذیرفته اند؟
سخن ما نه در تصدیق و تکذیب رسول، بل در پدیدارشناسی و چگونگی نزول و وصول وحی، و نقش نفس نبی در تکوین و تصویر آن است. این صورت بندی نوین، درک مؤمنان را از فراورده وحی، آسان تر و ژرف تر خواهد نمود و خصلت سمعی بصری آن را فاش خواهد کرد. اگر تاکنون می پنداشتند پیامبر سخنانی را در فضایی ناآشنا و با شعوری مرموز (به نام وحی میشنیده، اینک در می یابند که وی صورتهایی را در فضایی آشنا (رؤيا) می دیده و با ما به زبان خود از آنها سخن می گفته است. سخنانی بی پرده و بی استعاره و به زبان عرفی نه عرفانی)؛ و در عین حال همچون دیگر خواب ها محتاج تعبیر.
📚منبع: کلام محمد، رویای محمد/
انتفاء شريعت و امتناع رسالت
@haghighatznu
🔆 بخشی از مقدمه مترجمین:
🔴 یکی از مسائل مهمی که بوبر به عنوان یک یهودی در نیمه دوم زندگانی خویش با آن مواجه شد و بی شک جنگ جهانی دوم بر آن تأثیر داشت، پدیده شر یا به زبان بسیار تخصصی تر «کسوف خداوند» بود. فقط وحشت از نازیسم نبود که بوبر را واداشت تا از ظلمتی که کینونت خداوند را از دیدگان انسان مستور می دارد سخن گوید. بوبر می گوید «بیماری عصر ما به هیچ عصر دیگری شباهت ندارد و این بیماری مزید بر بیماری های دیگر است.
🔴 بوبر در جای دیگری کسوف خداوند را کسوف نور الهی می نامد: «در واقع چنین است مشخصه برهه ای تاریخی که اینک جهان از سر می گذراند.» درست مانند کسوف خورشید که چیزی بین خورشید و خود ما حائل می شود نه آنکه در نفس خورشید واقع گردد. در مورد کسوف خداوند نیز چنین است.
🔴 از نظر بوبر، هر گاه انسان کوشش نماید که در قلمرو تفکر انسانی نیروی خلاقه ای را که از راز نهان پرده بر می دارد» کشف نماید، قادر به درک کامل این نیرو نیست. آنچه در اینجا ضروری است تسلیم و تفویض است، یعنی تفویض کل وجودمان به آن حقیقت متعالی که فرا روی ما است. هر آن کس که از این تفویض امتناع ورزد «در مسئولیت انسان در وقوع کسوف سهیم است». کسی که به مقام حال نرسیده است «حضور الهی را درک نمی کند».
🔴 عصر حاضر بسیاری از مفاهیم و تصوراتی را که شنت با جهان مافوق تجربه عجین شده بود حذف کرده است. واقعیت برتر از جهان مادی در خلال حذف چنین مفاهیمی که هیچ تصوری نمی تواند آن را به ضرس قاطع بیان کند ممکن است برای ما مكسوف به نظر آید. با این وصف «تو»ی ازلی «در ورای دیوار ظلمت» به حیات خود ادامه می دهد. ممکن است نام «خداوند» را بر زبان نیاورد اما آن وجود غایی که بر این نام دلالت دارد در پرتو از لیت خود به زندگی ادامه می دهد. فقط کشندگان»، یعنی کسانی که نام خدا را به کناری نهاده اند، «ساکنان ظلمت و محکوم به مرگ» باقی می مانند.
@haghighatznu
💠 کسوف خداوند 💠
📚مطالعاتی در باب رابطه دین و فلسفه
✍✍مارتین بوبر
#کتاب
@haghighatznu
🔆 کرونا آخرالزمان نیست 🔆
✍ ✍ داود فیرحی
@naghd_name
مجازی شدن دنیای واقعی، به تنهایی انسان مدرن دامن خواهد زد. اما این تنهایی، تنهایی مطلق نیست. واقعیت این است که در جریان شکلگیری شبکههای ارتباطی و الکترونیکی، نوعی «اجتماع مجازی» شکل میگیرد که در این فضا، تا حدودی تنهایی انسان مدرن التیام مییابد؛ چراکه به نوعی اینهمانی با فضای بیرونی و واقعی آرامش بیشتری را به همراه میآورد.
حداقل در ایران تجارب اولیه نشان میدهد که انسانها در جریان استفاده از شبکههای ارتباطی و الکترونیکی، ارتباطات گستردهای را از طریق تصاویرمجازی شکل دادهاند. با این حال، تنهایی، در جهان پساکرونا، تنهایی مطلق نیست تنهایی و در عین حال اشتراک در فضای مجازی، نوعی درهم تنیدگی حوزه عمومی و خصوصی است؛ به این معنا که همه جا خانه ما است و همه در خانه یکدیگر هستیم اما در عین حال، تنها هم هستیم.
کرونا باعث ایجاد انقلابی در روابط انسانها نمیشود و به تعبیری، کرونا آخرالزمان نیست؛ هرچند که میتواند بهعنوان یک پدیده و بحران اجتماعی تغییراتی را در جوامع ایجاد کند. در مورد بحران کرونا همچون بسیاری از بحرانهای اجتماعی دیگر، بیش از حد اغراق شده است.
هرچند در جریان شیوع ویروس کرونا، نقش دولتها برجسته شد اما در جهان پساکرونا دولتها همچنان روند کوچک شدنشان را ادامه میدهند. شاید در کوتاه مدت برای دولتها اقتدار ایجاد شود، اما از دست رفتن وجه دموکراتیک آنها، امری بعید است.
در جهان پساکرونا، ما با مسائل هویتی جدیدی مواجه خواهیم شد؛ قسمتهای مجازی زندگی واقعیتر میشوند و این امر به «تنهایی انسان مدرن» دامن خواهد زد. چهرهها گم و احتمالاً شماره ملیها برجسته میشوند و مواجهه ما بیشتر با اکانتها خواهد بود. حتی برای نظامهای حقوقی هم، اکانتها بیش از افراد و شخصیت حقیقیشان اهمیت خواهد یافت.
@feirahi
💠 نقدنامه 💠
@naghd_name 🔅
مراد فرهادپور
@haghighatznu
...تا همین امروز هم افرادی فکر می کنند که مشکل ما این است که روسو را نفهمیدیم، برخی می گویند مارکس را درست نفهمیدیم، حتی بعضیها می گویند افلاطون و ارسطو را درست نفهمیدیم، امتناع تفکر داریم، اگر آن موقع ابن خلدون عوض اینکه سمت چپ بپیچد، سمت راست پیچیده بود، در کوچه ای مثلا با شیخ احمد خوانساری ملاقات می کرد، بعد این دو نفر با هم یک کشفهایی می کردند و ما امروز فلسفه داشتیم و چون فلسفه داشتیم، دیگر همه چیز، از جمله کولر برقی و مرسدس بنز و ... هم داشتیم و دیگر مشکلی نبود. این فضایی است که تا امروز هم حتی نزد نظریه پردازان طراز اول ما به شدت جاری است. البته یکی از ابعاد دیگر این قضيه هم سرخوردگی از این ایده هاست: دو سه ایده می آید، عملی نمی شود، یا جلوی اجرایش گرفته می شود با عاملانش پخش و پلا می شوند، یا اجرا می شود، ولی نتایج هولناک و معکوس میدهد، یعنی حتی جایی هم که فرضا این برنامه ها پیاده می شوند، به همان شکل اصلی نیستند و به عنوان فرایندی که رخ نمی دهد، پیاده می شوند.
برای مثال در خیلی از برنامه های اصلاحاتی و در خیلی از برنامه های مدرنیزه کردن - دانشگاه، کارخانه یا ترافیک . شما اشتیاق به مدرنیزه
کردن را می بینید و عملا در شکل آن چیزی که رخ نمی دهد، تجربه اش می کنید، لذا یا هیچ وقت رخ نمی دهد و صرفا تا حد زیادی صحبت از آن هست و یا حتی وقتی رخ می دهد، نتایج آن با آنچه در نظر داشته اید، مغایر است و این سرخوردگی از ایده های قبلی هم نتایج مختلفی می تواند داشته باشد: با به جست و جوی ایده های جدید - با همان شیفتگی - منجر می شود، و می توان گفت که دیگر این جست وجو اکنون به شکل عادت بیمارگونه در آمده است، یعنی ایده ای به خنس می خورد و عین همین فضا و واکنش را با ایده های دیگری تکرار می کنند، شکلش یکی است و مهم نیست محتوایش چیست و یک حالت وسواس و روان رنجوری دارد و یک شکل خاصی از رابطه را ایجاد می کند که هر بار به طلاق و جدایی می انجامد و اینکه با چه کسی ازدواج می کند، فرقی ندارد.
@haghighatznu
...در غرب اصولا اتفاقی نمی افتد، خصوصا در این فضاهای ایده آلیستی، یک محیط بسته ای است و یک عده در خودشان هستند و ارتباطی با فضای عمومی ندارد و تاثیری هم در فضای عمومی نمی گذارد. در حالی که اینجا این تاثیر وجود دارد و نشانه اش هم این است که من با گفتن یک جمله می توانم فضای اینجا را منفجر کنم، چون حرفهایی هست که نباید زده شود و اگر من بگویم ابتدا برای خودم و احتمالا بعدا برای شما مسئله ایجاد خواهد شد و حتی می تواند به یک بحران بین المللی مبدل شود. هابرماس تصورش را هم نمی تواند بکند که چنین کاری انجام دهد. در حالی که من می توانم اینجا این کار را بکنم و یک بحران بین المللی به وجود بیاورم. به هر حال می خواهم نشان بدهم که در مقابل فضای یک مقدار خالی آنجا (غرب) اینجا یک فضای پر تنشی هست، و این شیفتگی به ایده ها و این افراط و تفریط و چرخشهای تند، این تناقضها و گره خوردن آنها به امیال سرکوب شده ما، همه باعث می شود که این مدرنیسم
عقب افتاده اتفاقا به واسطه همین حالت پر تنش و ویرانگر و خود ویرانگر مسئله دارش، بخشهایی از خود مدرنیته و مسائل و تناقضات و گره های آن را بهتر بیان کند.
@haghighatznu
💠 پرسه در باغ فلسفه 💠
🔻بررسی علل شیفتگی به فلسفه در ایران 🔺
@haghighatznu
✍✍مراد فرهاد پور
جامعه پس از کرونا: رویکردی جامعه شناختی
علی طایفی
تحلیل حاضر برمبنای یک پرسش بنیان نهاده شده است: درصورت تداوم بیماری کرونا، مرگ و هراس گسترده ناشی از آن و استمرار قرنطینه یا فاصلهگذاری فیزیکی در جامعه چه تحولاتی در پیشروی انسان معاصر خواهد بود؟ در این مقاله به برخی از ساحتهای تحول اجتماعی حاصل از گسترش بیماری کرونا بهعنوان پدیدهای جهانگیر پرداخته شده است.
سنجشگری مسایل اجتماعی ایران
#جنبش_ملی_کارآمدی
