en
Feedback
روان‌درمانی اگزیستانسیال

روان‌درمانی اگزیستانسیال

Open in Telegram

روان درمانی، فهم شیوه‌های بودن در جهان است. جهت گرفتنِ وقتِ روان‌درمانی در کلینیک اگزیستنس از راه‌های زیر اقدام فرمایید ◻️. @Existenceclinic ◻️. 09017363344 ◻️. existenceclinic.com ◻️. INSTAGRAM.com/existence.clinic

Show more
4 572
Subscribers
No data24 hours
-17 days
+230 days
Posts Archive
در «روان‌کاوی و دازاین‌کاوی» اثر مدارد باس، دیگر گذشته‌درمانی کافی نیست؛ اینجا انسان نه یک ذهن که «بودن-در-جهان» است. فلسفهٔ اگزیستانسیال، روان‌درمانی را انسانی‌تر می کند. [روان‌کاوی و دازاین‌کاوی / نوشتهٔ مدارد باس / ترجمهٔ رزگار محمدی و شهلا سلیمانی] | ویدئو اجرای Vollmond اثر پینا باوش - کتاب های ما علاوه بر کتابفروشی ها از وبسایت لگا همراه با تخفیف قابل تهیه هستند. www.legapress.ir

به زودی... کتاب روان‌کاوی و دازاین‌کاوی نوشتهٔ مدارد باس، روان‌شناس سوئیسی، یکی از مهم‌ترین آثار در تلفیق روان‌کاوی کلاسیک و
+6
به زودی... کتاب روان‌کاوی و دازاین‌کاوی نوشتهٔ مدارد باس، روان‌شناس سوئیسی، یکی از مهم‌ترین آثار در تلفیق روان‌کاوی کلاسیک و فلسفه هستی‌شناسانهٔ (اگزیستانسیال) مارتین هایدگر است. ° «روانکاوی و دازاین‌کاوی» نوشتهٔ مدارد باس ° ترجمهٔ رزگار محمدی و شهلا سلیمانی less

✴Lectures on Existential Psychology درس گفتارها و سخنرانی هایی درباب روان‌درمانی اگزیستانسیال 🖇 میان رشته ای ⭕ خوانش مقاله ک
✴Lectures on Existential Psychology درس گفتارها و سخنرانی هایی درباب روان‌درمانی اگزیستانسیال 🖇 میان رشته ای ⭕ خوانش مقاله کافکا از کیرکگور؛ همواره در فرایند شدن نویسنده : راس کرایسپ 🎙سخنران: شهلا سلیمانی رواندرمانگر و نویسنده 🗓زمان برگزاری: پنج شنبه ۱۶ مردادماه ساعت ۲۰ الی ۲۱:۳۰ به وقت تهران 🌐محل برگزاری:  گوگل میت 🔴ورود برای عموم آزاد است اما به دلیل ظرفیت محدود نیازمند ثبت نام است. ✅جهت ثبت نام و دریافت اطلاعات جلسه به آدرس کانال مراجعه فرمایید. https://t.me/Lectures_on_Existential_Psycho کلینیک روان‌درمانی اگزیستانس @ExistentialAcademia .

انسان همیشه در رابطه است، آيا این رابطه را می بیند؟ رابطه، آنگونه که فراموش شده است. در افق زیست‌جهانِ امروزین، انسان بیش از هر زمان دیگر از خویشتن دور افتاده است؛ نه از آن‌رو که خود را نمی‌شناسد،بلكه چون دیگر نمی‌بیند. در جهانی که تصویرها جای واقعیت، و پیش‌داوری‌ها جای مواجهه را گرفته‌اند، آن‌چه نخست از دست می‌رود، توانِ "دیدن" است؛ نه دیدنی صرفاً بصری، بلکه دیدنِ آن‌چه هست، آن‌گونه که هست، پیش از آن‌که به‌ دام تفسیر و داوری بيفتد. در جهاني كه ارتباطات به ابزاري براي عملكرد تبديل شده اند انسانها، از امکان مواجهه‌ی اصیل با "دیگری" تهی می‌شوند.روابط ،به‌ویژه در نسبت نزدیک و بنیادینی چون رابطه‌ی زوجین، از ساحت "در-کنار-هم‌بودن" به ساحت "در-کار-بردن-هم" تنزل یافته است. ما در کنار یکدیگریم، بی‌آنکه با هم باشیم. می‌شنویم، بی‌آنکه گوش بسپاریم. نگاه می‌کنیم، اما نمي بينيم. رابطه، به‌مثابه یکی از بنیادین‌ترین صورت‌های بودن-با-دیگری، در چنین جهانی بدل به پدیده‌ای فروکاست‌یافته شده است؛ رابطه‌ای که از بودن تا داشتن، و از همراهی تا عملکرد، مسیری معکوس را پیموده است. گویی رابطه چیزی قابل مدیریت است، نه حضوری قابل تجربه. در چنین بستری، کوشش برای اصلاح رابطه یا ارتقای کیفیت آن، غالباً به توصیه‌هایی سطحی و فن‌محور تقلیل می‌یابد که نه ریشه در حقیقتِ تجربه‌ی انسانی دارد، و نه به تغییر بنیادین در ادراک فرد از خود و دیگری منتهی می‌شود. اما اگر همه‌چیز را کنار بگذاریم – همه‌ی آموزش‌ها، تکنیک‌ها، راهکارها – چه باقی می‌ماند؟ فقط یک چیز: «تجربه‌ی زیسته». آن‌چه بی‌واسطه است، نازدوده، خام، اما اصیل. آن‌جا که هنوز نخواسته‌ایم چیزی را اصلاح کنیم، بلکه فقط خواسته‌ایم آن را ببينيم . لمسش کنیم. با آن بمانیم. رابطه بیش از آن که نیازمند راه حل باشد، نیازمند دیده شدن است. اما دیدن یعنی چه؟ چگونه می‌توان دوباره راهی به سوی مواجهه‌ی اصیل با خود وديگري گشود؟ چگونه می‌توان از قضاوت‌ها، پيش داوري هاي خود رهایی یافت و به خود رابطه به‌مثابه امری گشوده، سیال و زنده، امکان ظهور داد؟ پدیدارشناسی، به‌مثابه راهی برای بازگشت به "خود چیز"، ما را فرا می‌خواند تا پیش از هر گونه تبیین و تحلیل، نخست بایستیم و ببینیم. این "دیدن"، دیدنِ از-نو است، دیدنی كه در آستانه داوري متوقف‌شده است، در حالتی از تعلیق (اپوخِه)، كه براي مواجهه با آن چه هست آماده است، نه آن‌چه باید باشد. در چنین زمینه‌ای، رابطه نه میدان داوری و پیش‌بینی، بلکه صحنه‌ی انکشاف و پدیداری است. درمان پدیدارشناسانه، از این منظر، کوششی است برای بازگرداندن فرد به تجربه‌ی زیسته‌ اش؛ تجربه‌ای که در آن "من"، با تمام گسست‌ها، زخم‌ها، تمنیات و تنهایی‌هایش، با دیگری مواجه می‌شود. این مواجهه، خود دگرگوني ساز است؛ دگرگونی‌ای که از طریق "دیدن بدون قضاوت"، "گوش‌دادن بدون ارزیابی"، و "بودن بدون مهندسی رابطه" تحقق می‌یابد. رابطه، نه آن رابطه‌ای که می‌کوشد دیگری را تغییر دهد، نه آن‌ رابطه ای که به‌دنبال خودشناسی فردی‌ست، بلکه رابطه‌ای که در آن هر دو، به درونِ با هم بودن، گام می‌گذارند. اینجا، پرسش‌های واقعی آغاز می‌شوند: چگونه می‌بینی؟ آیا شنیدی، یا فقط پاسخ آماده داشتی؟ آیا چیزی را حس کردی، بی‌آنکه فوراً آن را بفهمی یا معنا کنی؟ آیا ماندی، جایی که پیش از آن فقط می‌خواستی عبور کنی؟ پیش از آن‌که بپرسیم: «چه باید کرد؟»، باید بپرسیم: «چه دیده‌ای؟»، «چگونه دیده‌ای؟»، و «آیا توانسته‌ای چیزی را همان‌گونه که هست، بی هیچ داوری، ببینی؟» این آغاز راه است. آغازی برای بازگشت به خودِ رابطه، به حضور، به دیدنِ دیگری در جهانش، و نه در سایه‌ی پیش‌فرض‌های من. در چنین لحظاتی، کیفیتِ رابطه دگرگون می‌شود. ما از رابطه‌ای ذهنی به حضوری عینی می‌رسیم. به رابطه‌ای که دیگر ابزار نیست، مقصد نیست، بلکه جهان است: جهانِ پدیداریِ خویشتن و دیگری. علی جعفری روان درمانگر از طریق راه‌های زیر با ما در «کلینیک روان‌درمانی اگزیستنس» در ارتباط باشید: 🌫 @Existenceclinic 🌫.  INSTAGRAM 🌫.  WEBSITE 🌫.  09017363344

انسان همیشه در رابطه است، آيا این رابطه را می بیند؟ رابطه، آنگونه که فراموش شده است. در افق زیست‌جهانِ امروزین، انسان بیش از هر زمان دیگر از خویشتن دور افتاده است؛ نه از آن‌رو که خود را نمی‌شناسد،بلكه چون دیگر نمی‌بیند. در جهانی که تصویرها جای واقعیت، و پیش‌داوری‌ها جای مواجهه را گرفته‌اند، آن‌چه نخست از دست می‌رود، توانِ "دیدن" است؛ نه دیدنی صرفاً بصری، بلکه دیدنِ آن‌چه هست، آن‌گونه که هست، پیش از آن‌که به‌ دام تفسیر و داوری بيفتد. در جهاني كه ارتباطات به ابزاري براي عملكرد تبديل شده اند انسانها، از امکان مواجهه‌ی اصیل با "دیگری" تهی می‌شوند.روابط ،به‌ویژه در نسبت نزدیک و بنیادینی چون رابطه‌ی زوجین، از ساحت "در-کنار-هم‌بودن" به ساحت "در-کار-بردن-هم" تنزل یافته است. ما در کنار یکدیگریم، بی‌آنکه با هم باشیم. می‌شنویم، بی‌آنکه گوش بسپاریم. نگاه می‌کنیم، اما نمي بينيم. رابطه، به‌مثابه یکی از بنیادین‌ترین صورت‌های بودن-با-دیگری، در چنین جهانی بدل به پدیده‌ای فروکاست‌یافته شده است؛ رابطه‌ای که از بودن تا داشتن، و از همراهی تا عملکرد، مسیری معکوس را پیموده است. دیگری،تبديل به «دارنده‌ی» رابطه‌ شد است که باید طبق الگوها و راهنماهای رفتار موفق تنظیم شود؛ گویی رابطه چیزی قابل مدیریت است، نه حضوری قابل تجربه. در چنین بستری، کوشش برای اصلاح رابطه یا ارتقای کیفیت آن، غالباً به توصیه‌هایی سطحی و فن‌محور تقلیل می‌یابد که نه ریشه در حقیقتِ تجربه‌ی انسانی دارد، و نه به تغییر بنیادین در ادراک فرد از خود و دیگری منتهی می‌شود. اما اگر همه‌چیز را کنار بگذاریم – همه‌ی آموزش‌ها، تکنیک‌ها، راهکارها – چه باقی می‌ماند؟ فقط یک چیز: «تجربه‌ی زیسته». آن‌چه بی‌واسطه است، نازدوده، خام، اما اصیل. آن‌جا که هنوز نخواسته‌ایم چیزی را اصلاح کنیم، بلکه فقط خواسته‌ایم آن را ببينيم . لمسش کنیم. با آن بمانیم. رابطه بیش از آن که نیازمند راه حل باشد، نیازمند دیده شدن است. اما دیدن یعنی چه؟ چگونه می‌توان دوباره راهی به سوی مواجهه‌ی اصیل با خود وديگري گشود؟ چگونه می‌توان از قضاوت‌ها، پيش داوري هاي خود رهایی یافت و به خود رابطه به‌مثابه امری گشوده، سیال و زنده، امکان ظهور داد؟ پدیدارشناسی، به‌مثابه راهی برای بازگشت به "خود چیز"، ما را فرا می‌خواند تا پیش از هر گونه تبیین و تحلیل، نخست بایستیم و ببینیم. این "دیدن"، دیدنِ از-نو است، دیدنی كه در آستانه داوري متوقف‌شده است، در حالتی از تعلیق (اپوخِه)، كه براي مواجهه با آن چه هست آماده است، نه آن‌چه باید باشد. در چنین زمینه‌ای، رابطه نه میدان داوری و پیش‌بینی، بلکه صحنه‌ی انکشاف و پدیداری است. درمان پدیدارشناسانه، از این منظر، کوششی است برای بازگرداندن فرد به تجربه‌ی زیسته‌ اش؛ تجربه‌ای که در آن "من"، با تمام گسست‌ها، زخم‌ها، تمنیات و تنهایی‌هایش، با دیگری مواجه می‌شود. این مواجهه، خود دگرگوني ساز است؛ دگرگونی‌ای که از طریق "دیدن بدون قضاوت"، "گوش‌دادن بدون ارزیابی"، و "بودن بدون مهندسی رابطه" تحقق می‌یابد. رابطه، نه آن رابطه‌ای که می‌کوشد دیگری را تغییر دهد، نه آن‌ رابطه ای که به‌دنبال خودشناسی فردی‌ست، بلکه رابطه‌ای که در آن هر دو، به درونِ با هم بودن، گام می‌گذارند. اینجا، پرسش‌های واقعی آغاز می‌شوند: چگونه می‌بینی؟ آیا شنیدی، یا فقط پاسخ آماده داشتی؟ آیا چیزی را حس کردی، بی‌آنکه فوراً آن را بفهمی یا معنا کنی؟ آیا ماندی، جایی که پیش از آن فقط می‌خواستی عبور کنی؟ پیش از آن‌که بپرسیم: «چه باید کرد؟»، باید بپرسیم: «چه دیده‌ای؟»، «چگونه دیده‌ای؟»، و «آیا توانسته‌ای چیزی را همان‌گونه که هست، بی هیچ داوری، ببینی؟» این آغاز راه است. آغازی برای بازگشت به خودِ رابطه، به حضور، به دیدنِ دیگری در جهانش، و نه در سایه‌ی پیش‌فرض‌های من. در چنین لحظاتی، کیفیتِ رابطه دگرگون می‌شود. ما از رابطه‌ای ذهنی به حضوری عینی می‌رسیم. به رابطه‌ای که دیگر ابزار نیست، مقصد نیست، بلکه جهان است: جهانِ پدیداریِ خویشتن و دیگری. علی جعفری روان‌درمانگر از طریق راه‌های زیر با ما در «کلینیک روان‌درمانی اگزیستنس» در ارتباط باشید: 🌫 @Existenceclinic 🌫.  INSTAGRAM 🌫.  WEBSITE 🌫.  09017363344

مواجهه من با مراجعین، بعد از جنگ ؛ پیش رو چه دارم، هیچ پس از پایان جنگ، شروع ناترازی های انرژی مثل آب و برق و بدتر شدن شرایط اقتصادی، افراد با یک مسئله بیشتر از قبل مواجه شدند و آن آینده است. آیا آینده در ابهام است و یا بطور کلی مسدود و غیرقابل دسترس می نماید؟ آزادی هنوز زنده است ؟ علی جعفری آینده، زمانی است که هیچگاه خالی از ابهام نخواهد شد. آینده، زمان هنوز نیامده نیست. آینده بازخوانی ضروری گذشته است. معاصر، فردا و دیروز توامان است. گذشته هرگز به اتمام نرسیده و نمی رسد. امکان های فراروی از معاصر، در گذشته نهفته است. آینده، فعلیت گذشته در سطح ضرورت است. زمان یک تصور خطی نیست که با گذر از آن، چیزی در گذشته درون من تمام شود. اکنون من متشکل از گذشته ای است که در کوله بار خود حمل می کنم و امکان های آینده ای، که مثل ریسمانی من را به سمت خود می کشاند. من زخم ها و رنج های گذشته را درون خود حمل می کنم و انتخاب امکان های آینده ام را با تاثیر از آنها به فعلیت می رسانم. اینجا و اکنون من یعنی گذشته و آینده من در معاصر. زمان حال، فارغ از گذشته و آینده نخواهد بود. اما ابهام آینده به معنای نبودن آن و از بین رفتن امکانات آن نیست. فرد در ابهام هم آینده را می بیند. شاید ابهام و اضطراب آن با خالی شدن آینده و حس نابودی جهان فرد متفاوت است. خالی شدن آینده درواقع به معنای مسدود شدن و مسدود دیدن آن و تمام امکانات آن است. اینجاست که هیچ روزنه امیدی دیده نمی شود و اضطراب به حدی است که فرد در جایگاهی قرار می گیرد که ممکن است هستی اش نابود شود و خود و جهانش را از دست بدهد و نیست شود. خالی شدن آینده یعنی پاره شدن همان ریسمانی که مرا به سمت خود به سمت آینده می کشاند و به طبع آن فعلیت معاصر من را در راستای آینده از بین می برد و هیچ گونه آزادی برای خودش قائل نیست، برای دوام آوردن در این شرایط  تنها در امر روزمره نگاه می دارد. امر روزمره می تواند چیزهایی مثل روتین زندگی، مانند ورزش کردن و مهمانی رفتن و غذا درست کردن باشد، می تواند یک قمار باشد. قمار بزرگ. وقتی فرد آینده را مسدود می بیند و جهانش را رو به نابودی و روزمرگی مثل روتین زندگی هم نمی تواند نجاتش دهد، از ترس نیستی، هستی خود را چروکیده می کند. دست به هرچیزی می برد تا لحظه ای فراموش کند، خود را نابود می سازد و خودش، خودش را به نابودی سوق می دهد. چرا که برای او فردایی نیست، پس مهم نیست که چگونه می گذرانم. خود را پیشاپیش تمام شده و جهانش را نابود شده می بیند. حالا او از حداقل های زندگی محروم است، فشار مالی کمرش را خم کرده، پارتنر خود را از دست داده، بوی بهبود ز اوضاع جهان نمی شنود و امیدواری یک کلمه خنده دار است. پس پیش به سوی نابودی. افسردگی، مانیا یا شیدایی  دقیقا همین جاست. جایی که آینده خالی است. اضطرابی که مستقیم به هستی آدمی حمله می کند. آیا آینده برای جامعه ایرانی مبهم است یا مسدود؟ #علی_جعفری #یادداشت_درمانگر #پدیدارشناسی_اگزیستانسیال #روان_درمانی_اگزیستانسیال #کلینیک_اگزیستانس #ابهام_آینده @ExistentialAcademia

✴Lectures on Existential Psychology درس گفتارها و سخنرانی هایی درباب روان‌درمانی اگزیستانسیال ⭕ خوانش مقاله یکنواختی ، بیهودگ
✴Lectures on Existential Psychology درس گفتارها و سخنرانی هایی درباب روان‌درمانی اگزیستانسیال ⭕ خوانش مقاله یکنواختی ، بیهودگی و جبران : چشم انداز اگزیستانسیال به ملال نویسنده : لورا بارنت 🎙سخنران: دکتر رزگار محمدی رواندرمانگر و استاد دانشگاه 🗓زمان برگزاری: پنج شنبه نهم مردادماه ساعت ۲۰ الی ۲۱:۳۰ به وقت تهران 🌐محل برگزاری:  گوگل میت 🔴ورود برای عموم آزاد است اما به دلیل ظرفیت محدود نیازمند ثبت نام است. ✅جهت ثبت نام و دریافت اطلاعات جلسه به آدرس کانال مراجعه فرمایید. https://t.me/Lectures_on_Existential_Psycho کلینیک روان‌درمانی اگزیستانس @ExistentialAcademia .

رزومه شهلا سلیمانی مشخصات فردی -دانش‌آموخته رشته ادبیات داستانی و روانشناسی -علاقه‌مند به فعالیت‌های حرفه‌ای و پژوهشی در حوزه‌های ادبیات، فلسفه و روان‌شناسی با تمرکز بر رویکرد پدیدارشناسی اگزیستانسیال. سوابق شغلی -درمانگر فردی رویکرددرمانی:پدیدارشناسی-اگزیستانسیال -هم موسس کلینیک اگزیستانس دستاوردهای ادبی ـرمان “یک دایره چرکین‌شده” سال انتشار: ۱۳۹۷ نامزد جایزه مهرگان ادب (۱۳۹۸) -رمان “چشم بزرگ” سال انتشار: ۱۴۰۲ ترجمه‌ها -درمان‌های اگزیستانسیال نویسنده: میک کوپر -روان‌کاوی و دازاین‌کاوی نویسنده: مدارد باس -کتاب بدن نویسنده: فرانک بیدارت (مجموعه شعر) -جهان عاطفه: تروما (در دست ترجمه) نویسنده: رابرت استولرو

رزومه شهلا سلیمانی مشخصات فردی -دانش‌آموخته رشته ادبیات داستانی و روانشناسی -علاقه‌مند به فعالیت‌های حرفه‌ای و پژوهشی در حوزه‌های ادبیات، فلسفه و روان‌شناسی با تمرکز بر رویکرد پدیدارشناسی اگزیستانسیال. سوابق شغلی -درمانگر فردی رویکرددرمانی:پدیدارشناسی-اگزیستانسیال -هم موسس کلینیک اگزیستانس دستاوردهای ادبی ـرمان “یک دایره چرکین‌شده” سال انتشار: ۱۳۹۷ نامزد جایزه مهرگان ادب (۱۳۹۸) -رمان “چشم بزرگ” سال انتشار: ۱۴۰۲ ترجمه‌ها -درمان‌های اگزیستانسیال نویسنده: میک کوپر -روان‌کاوی و دازاین‌کاوی نویسنده: مدارد باس -کتاب بدن نویسنده: فرانک بیدارت (مجموعه شعر) -جهان عاطفه: تروما (در دست ترجمه) نویسنده: رابرت استولرو

-تاریخ شروع دوره دوم مرداد ماه ـمهلت ثبت نام تا ۳۰ تیر -ظرفیت باقی مانده ۵ نفر

‌‌♾تجربه جنگ دوازده روزه :بازخوانی پدیدارشناسانه اگزیستانسیال➿ رزگار محمدی این نوشتار، تلاشی هست برای به تصویر کشیدن تجربه زیسته جنگ دوازده‌روزه از دریچه پدیدارشناسی اگزیستانسیال که منبع آن تجربه نویسنده به عنوان یک شخص و درمانگر و تجربه درمانجویان در این دوازده روز می باشد . همان‌طور که نشان داده می شود، این بحران، ما را از غرقگی در امر انتیک (روزمره) به رویارویی مستقیم با امر انتولوژیک (هستی‌شناسانه) پرتاب کرد؛ جایی که اضطراب بنیادینِ «از دست دادن جهان»، به حالت عاطفی غالب بدل شد. تحلیل این تجربه از خلال چهار اگزیستانسیال بنیادین — فضامندی، حال‌مندی، بدن‌مندی و زمان‌مندی — نشان داد که چگونه یک رخداد بیرونی، درونی‌ترین لایه‌های وجودی ما را بازآرایی می‌کند. فضا از طریق مفاهیم «دور و نزدیک» و «خانه و وطن» بازتعریف شد؛ حال‌مندی ما در نوسانی شدید عاطفی ؛ بدن‌مندی ما بین بی‌قراری و سکون معلق ماند؛ و زمان‌مندی، از یک جریان خطی به یک لحظه فشرده، پرتنش و مملو از مراقبت و پیش‌بینی بدل گشت. در نهایت، این تجربه نشان داد که در مواجهه با نیستی، انسان نه‌تنها با پرسش‌های بنیادین هستی روبه‌رو می‌شود، بلکه برای حفظ بقای روانی خود، به امر روزمره و عادی «چنگ می‌زند». این بازخوانی، صرفاً ثبت یک خاطره نیست، بلکه گواهی است بر اینکه چگونه بحران‌ها، ساختار بودن-در-جهانِ ما را آشکار، دگرگون و در نهایت، معنادار می‌سازند. برای خواندن ادامه مقاله به سایت کلینیک existenceclinic.com مراجعه کنید. #جنگ-دوازده-روزه #یادداشت-درمانگر #دکتر_رزگار_محمدی #انتیک-انتولوزیکال #روزمره-هستی-شناسانه #پدیدارشناسی_اگزیستانسیال

‌‌کلینیک اگزیستانس برگزار می کند: ☀️یافتن شفا  یا رهایی از شفا در متن :سفری پدیداری و روان درمانگرانهٔ در جلد اول رمان( درجستجوی زمان از دست رفته)☀️ ☀️جلسه اول :زمان چیست یا کیست؟ جستجوی زمان گم شده یا جستجوی حقیقت! زمان از دست رفته یا زمان تلف شده؟ آیا زمان هم از گوشت ماست؟ ☀️جلسه دوم:یادگیری و حافظه، عاطفه و مکان؛ هر عمل یادگیری همانند راوی باید در جریان دست و پا زدن کورمال گونه باشد؟در جستجوی زمان از دست رفته یا عاطفه گمشده؟به طرف  کومبره یا به طرف خانه سوان؟ ☀️جلسه سوم:بدنمندی، تصویر، عشق؛ تصویر های عشق در نقاشی  بوتیچلی یانگاره جوتو دی بوندونه(تصویرها و عشق) ☀️جلسه چهارم:بررسی پدیدارشناسانه متن رمان(تجربه ما از خوانش رمان) ☀️مدت زمان دوره : ۸ ساعت (۴ جلسه دو ساعته) ☀️زمان شروع دوره : ۲۶ م تیر ماه ☀️پنج شنبه ها ساعت ۱۱ الی ۱۳ ☀️هزینه دوره :یک ملیون و پانصد هزار تومان ☀️نحوه برگزاری دوره : حضوری و آنلاین ☀️افرادی که متمایل به شرکت در دوره هستند به لینک زیر در تلگرام بپیوندید . https://t.me/proustandpsychotherapia #مارسل_پروست #در_جستجو_زمان_از_دست_رفته #شفا_روان_درمانی #شهلا_سلیمانی #ادبیات_اگزیستانسیال

تو هر کاری که توانسته‌ای کرده‌ای. اگر در نیمه‌ی راه متوقف شده‌ای، به این دلیل است که هنوز نیروی کافی نداشته‌ای. هیچکس حق ندارد تو را سرزنش کند. - مرده‌های بی‌کفن و دفن، ژان پل سارتر #سارتر از طریق راه‌های زیر با ما در «کلینیک روان‌درمانی اگزیستنس» در ارتباط باشید: 🌫 @Existenceclinic 🌫.  INSTAGRAM 🌫.  WEBSITE 🌫.  09017363344

دلیلی نبود از اشک‌هایمان خجالت بکشیم. اشک‌ها شاهد آن بودند که ما بالاترین شجاعت را از خود نشان دادیم؛ شجاعت رنج کشیدن. - ویکتور فرانکل #فرانکل از طریق راه‌های زیر با ما در «کلینیک روان‌درمانی اگزیستنس» در ارتباط باشید: 🌫 @Existenceclinic 🌫.  INSTAGRAM 🌫.  WEBSITE 🌫.  09017363344

«انسان گرگ انسان است»؛ سرنوشتی محتوم یا پدیداری انتخابی؟ این تعبیر هابزی که «انسان گرگ انسان است»، از دیدگاهی اگزیستانسیال-پدیدارشناسانه، نه حکمی قطعی درباره‌ی «ذات»(essence) تغییرناپذیر بشر، بلکه توصیفی از یک «پدیدار» است که می‌تواند در شرایط خاص و از طریق «انتخاب‌های» ما بروز کند. از منظر پدیدارشناسی، وقتی دیگری را تهدید یا ابزاری برای اهداف خود می‌بینیم، وجه «گرگ‌گونه‌ی» انسان در تجربه‌ی ما پدیدار می‌شود. این نگاه ابزاری به دیگری و انسانیت‌زدایی از او برای کنترل، تحقیر و بهره‌کشی، موجب گسست در همبستگی انسان‌ها می‌شود. سنت اگزیستانسیال نیز با تأکید بر آزادی بنیادین و مسئولیت اگزیستانسیال انسان، علی‌رغم شرایط و محدودیت‌هایی که در آن پرتاب‌ شده‌ایم، شکل‌گیری این جنبه‌ی «گرگ‌گونه‌» را در روند انتخاب‌ها و شیوه‌ی رویارویی‌مان با آزادی‌-مسئولیت‌ می‌فهمد. بر این اساس، در مواجهه با «اضطراب» ناشی از آزادی انتخابِ «معنا و نحوه‌ی بودن‌‌مان‌‌» در جهانی که معنایی از پیش تعیین‌شده ندارد، «انکار» مسئولیت خویش(خودفریبی) واکنشی بسیار محتمل است. این انکار مسئولیت (که ناامنی‌ها، رقابت‌‌ها و ساختارهای قدرت نیز به آن دامن می‌زنند) می‌تواند در قالب تلاش برای تسلط بر جهان و دیگران ظاهر شود و با «فرافکنی» ترس‌ها یا تمایلات پرخاشگرانه‌ی فرد به دیگری، به خشونت و قربانی کردن او بیانجامد. فرد معمولاً برای توجیه این وضعیت، انتخاب‌ها و اعمالش را به تقدیر، جبرهای اجتماعی و محیطی، اقتضای غریزه یا طبیعت، یا هر نیروی دیگر منتسب می‌کند و از این طریق به حس کاذبی از معنا، قدرت و کنترل، و رهایی موقت از اضطراب دست می‌یابد. علاوه بر این، با نفی آزادی دیگری، فرد خود را هم در چارچوبی سلطه‌گرانه تعریف و محبوس می‌کند و در این فرایند آزادی‌اش را برای فراروی از هویت «سلطه‌گر/گرگ» از دست داده و در برابر جنبه‌ها و امکان‌های انسانی وجود خویش نیز «فروبسته می‌‌ماند». با این حال، هرچند این دیدگاه واقع‌بینانه به ظرفیت بشر برای خشونت می‌نگرد، اما همزمان راه را برای «بودنی مبتنی بر آزادی و پذیرش مسئولیت برآمده از آن»، و انتخاب همبستگی و تعلق به دیگر انسان‌ها باز می‌گذارد. چرا که اگر فرد آزاد است گرگ باشد، آزاد است که انسان نیز باشد و با مسئولیت‌پذیری به سوی همدلی و احترام متقابل و به رسمیت‌شناختن دیگری به مثابه‌ی انسانی که همانند خود او آزاد و مسئول است گام بردارد. در نهایت، اگر «گرگ هابزی» نه یک سرنوشت یا «ذات» محتوم، بلکه «پدیداری انتخابی» باشد؛ در این صورت می‌توان امید داشت که با هم‌آفرینی جوامعی گفت‌وگو‌محور و انسانی‌تر، گشودگی به روابط غیرابزاری و معنابخش با هستی و دیگران، و برگزیدن نحوه‌ای همدلانه و مسئولانه از بودن-در-جهان، بر بروز این پدیدار اثر گذاشت و آن را تعدیل کرد. پی‌نوشت: این متن چکیده‌ی طیف وسیعی از دیدگاه‌های اگزیستانسیال-پدیدارشناسانه است؛ با این حال تنوع کامل این سنت را پوشش نمی‌دهد. ـ محمد علی‌عسگری #محمد_علی‌عسگری از طریق راه‌های زیر با ما در «کلینیک روان‌درمانی اگزیستنس» در ارتباط باشید: 🌫 @Existenceclinic 🌫.  INSTAGRAM 🌫.  WEBSITE 🌫.  09017363344

همان‌طور که مرلو-پونتی می‌گوید، گاهی بدن نه با کلمات، بلکه با «نبودن» حرف می‌زند. این‌جا کار درمانگر شنیدن این خاموشی و تبدیل
همان‌طور که مرلو-پونتی می‌گوید، گاهی بدن نه با کلمات، بلکه با «نبودن» حرف می‌زند. این‌جا کار درمانگر شنیدن این خاموشی و تبدیل آن به حضور قابل بیان است. فقدان احساس، خود پاسخ پدیدارشناسانه‌ای اصیل است. وقتی مراجع بگوید «خودم را احساس نمی‌کنم» یا «بدنم خاموش است»، این نشانه آن است که بدن ابژه‌وار او هنوز مجوز ظهور سوژگی را نیافته و اینجا دقیقاً نقطه ورود درمان است، نه شکست آن. - بانو فدائی #بانو_فدائی از طریق راه‌های زیر با ما در «کلینیک روان‌درمانی اگزیستنس» در ارتباط باشید: 🌫 @Existenceclinic 🌫.  INSTAGRAM 🌫.  WEBSITE 🌫.  09017363344

فراتر از دوگانه‌ها: فهم و پذیرش هویت جنسیتی نگاه اگزیستانسیال-پدیدارشناسانه به جنسیت (gender)، آن را نه صرفاً یک واقعیت بیولوژیک یا برساختی اجتماعی، بلکه پدیده‌ای عمیقاً درهم‌تنیده با تجربه‌ی زیسته‌ی فرد و چگونگی در-جهان-بودن او می‌داند. این رویکرد، جنسیت را فراتر از یک مفهوم دوگانه (زنانه/مردانه) می‌شناسد و بر طیفی بودن آن تأکید دارد. در این دیدگاه، با اینکه «وجود (اگزیستانس)» انسان در شرایط از پیش داده‌شده‌ای (مانند بدن بیولوژیک و بافت اجتماعی) پرتاب شده است، اما از طریق آزادی خود برای معنابخشی و زیستن اصیل عمیق‌ترین هویت درونی‌اش، در طول زندگی به «ماهیت» جنسیتی خود دست می‌یابد. این فرآیند، نه انتخابی صِرف به معنای یک تصمیم لحظه‌ای در مورد هویت، بلکه یک «پروژه‌ی» مداوم و شامل کشف و پذیرش آگاهانه‌ی خود در مواجهه با این شرایط از پیش موجود است. در این صورت، فرد مسئولیت این شدنِ اصیل را بر عهده می‌گیرد و می‌تواند از هرگونه تعریف از پیش‌تعیین‌شده فراتر رود. از این منظر، بدن نه صرفاً ابزاری زیستی، بلکه مرکز تجربه‌ی ما از هستی است. تجربه‌ی جنسیت نیز پدیده‌ای پویا و سیال است که در دل تعاملات این بدن زیسته با جهان و دیگران همواره در حال شکل‌گیری است و به کل معنای وجودی ما رنگ می‌بخشد. بنابراین، این رویکرد به هویت‌های جنسیتی متنوع و تجربه‌های منحصر‌به‌فرد اعتبار می‌بخشد و تمرکز آن بر کمک به انسان‌ها برای زیستن هویت حقیقی خود و کنار آمدن با چالش‌های اجتماعی احتمالی است. ـ محمد علی‌عسگری #محمد_علی‌عسگری از طریق راه‌های زیر با ما در «کلینیک روان‌درمانی اگزیستنس» در ارتباط باشید: 🌫 @Existenceclinic 🌫.  INSTAGRAM 🌫.  WEBSITE 🌫.  09017363344

✔️شروع کلاس از پنج شنبه هفته بعد( هشتم خرداد) ✔️مهلت ثبت نام تا روز شنبه ۳ خرداد ✔️ظرفیت باقی مانده ۲ نفر ✔️پرسش اصلی دوره : به مثابه یک درمانگر چگونه باید باشیم نه اینکه چکار باید بکنیم ‌ ✔️ سه محور کلیدی دوره : پدیدارشناسی ، هستی شناسی و ضد آسیب شناسی ✔️روند دوره :آشنایی با سنت اگزیستانسیال و یافتن خود در این سنت ....