518
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
Repost from بابای محمدهادی
🔻مخالفتهای شدید آیت الله بروجردی با فداییان اسلام!
🔺کسانی که از فداییان اسلام دفاع میکنند انسان در عدالت و اسلامیت آنها شک میکند! / تشکیل حکومتى که اینان شعارش را مى دهند یعنى درج همه چیز در آن حتى مرجعیت!
👈🏻بخشهایی از مصاحبه واعظ زاده خراسانی با مجله حوزه در سال ۱۳۷۰:
🔹پایگاه اصلى حرکت پرشور فدائیان اسلام حوزه علمیه قم بخصوص مدرسه فیضیه بود. آنان در بین طلاب روشنفکر طرفداران جدى داشتند.
واحدى که از شخصیتهاى برجسته فدائیان اسلام بود و دیگران در محافل و مجالس از جمله پس از نماز مرحوم آیه الله خوانسارى سخنرانى مى کردند.
آیه الله خوانسارى از فدائیان اسلام بخصوص تا وقتى که آنان از آیه الله کاشانى طرفدارى مى کردند و با آن بزرگوار هماهنگى داشتند پشتیبانى مى کرد.
دستگاه ادارى حوزه علمیه قم که اصحاب آیه الله بروجردى بودند از حرکت فدائیان اسلام ناراضى بودند.البته این گروه با هر حکت انقلابى واصلاحى مخالفت مى کردند.
🔸آیه الله بروجردى روى خوشى به این حرکت نشان نمى داد. در آغاز سعى مى کرد که آنان را با موعظه ازاین کار باز دارد. مکرر در ضمن درس مى گفت: «اینان فدائیان اسلام طلاب و سادات جوانى هستند ناراحت و عصبانى. باید موعظه بشوند. من از آنان مى خواهم که این کارها را دنبال نکنند. ما تحولات زیادى در عمرمان دیده ایم؛ جریان مشروطیت و... دیدیم که کارها چگونه شروع و به کجا ختم شد.» این گونه سخنان از هراز چند گاه در ضمن درس ازایشان شنیده مى شد.
🔹تا این که سال تحصیلى به پایان رسید و قرار بود حوزه تعطیل شود. حضرت آیت الله بروجردى در روز آخر درس طبق معمول براى شاگردان موعظه کرد. در ضمن موعظه گفت: «اینان فدائیان اسلام یعنى با این موقعیت و وضع مرجعیت من مخالفند. کسانى که ازاین گروه حمایت مى کنند انسان در عدالت و اسلامیت آنان شک مى کند!»
🔸از آن جا که شعار فدائیان اسلام تشکیل حکومت اسلامى بود و بر همین محور هم تلاش مى کردند حضرت آیت الله بروجردى به این نتیجه رسیده بود: تشکیل حکومتى که اینان شعارش را مى دهند یعنى درج همه چیز در آن حتى مرجعیت! ازاین روى به مخالفت با فدائیان اسلام برخاسته بود. بالاخره آن سخنرانى خیلى تند بود. وقتى که ایشان گفت: «کسانى که ازاین گروه حمایت مى کنند انسان در عدالت دراسلامیت آنان شک مى کند.»
🔹من به برخى از آقایان که از فدائیان اسلام حمایت مى کردند و در جلسه درس حاضر بودند نگاه کردم واز جمله چشمم افتاد به شهید صدوقى دیدم رنگ چهره شان مانند زعفران زرد شده است! تابستان بود و هوا گرم و درسها هم تعطیل لذا من راهى مشهد شدم. آمدم تهران و سر شب رفتم مسجد شاه که محل تجمع طلاب مسافر بود عده اى از طلاب خراسانى آن جا بودند. اینان نقل مى کردند: «دیشب پى از نماز مغرب و عشاء گروهى از فدائیان اسلام اعلامیه پخش مى کردند که عده اى از طلاب که نامشان را بردند و با بیت آیه الله بروجردى مرتبط بودند هجوم آوردند و پخش کنندگان اعلامیه را کتک زدند! سر دسته مهاجمین شیخ على لر بود.»
🔸آیت الله بروجردى هیچ گاه نمى گذاشت در پراکندن این گروه دولت دخالت کند. همیشه سعى مى کرداز طریق خادمان حرم اگراغتشاشى به وجود مى آمد آن را فرو نشاند و یا عده اى دیگر را مامور مى کرد. آیت الله بروجردى معتقد بود تلاش این گروه به مصلحت حوزه نیست. در آن دوره عده اى از ما طلاب شاید همینطور مى اندیشیدیم. این تندرویها و این سبک کار را به مصلحت حوزه نمى دانستیم. وقتى این اندیشه قوت گرفت که مى شنیدیم: عده اى از فدائیان اسلام در جلسات خصوصى به آیت الله بروجردى توهین کرده اند که معلوم نیست شایعه بود یا حقیقت داشت. احتمال دارد همین گونه حرکتها و برخوردها باعث شد که آیت الله خوانسارى یک مقدارى خود را از این گروه کنار کشید.
🔗مجله حوزه، ش۴۳-۴۴
@mohsenp1414
Repost from کلامُکم نور
📝نظرات درباره سال تولد حضرت زهرا (سلام الله علیها)
بر اساس سن حضرت زهرا گاهی مطالبی دیده میشود که فارغ از صحت و سقم آنها باید به اقوالی که در این مساله وجود دارد توجه داشت.
🔻قول اول: پنج سال بعد از بعثت
بنابراین نقل که مشهور بین شیعیان شده است، حضرت زهرا در هنگام شهادت، هجده سال داشتهاند. (نک: بحار الانوار، ج۴۳، ص۷)
🔻قول دوم: دو سال بعد از بعثت
سید بن طاوس این قول را از شیخ مفید نقل کرده است. (الاقبال الاعمال الحسنة، ج۳، ص۱۶۲)
شیخ طوسی نیز در مصباح ابتدائاً این وجه را ذکر کرده است و سپس نقل پنج سال بعد از بعثت را آورده است. (مصباح المتهجد، ج۲، ص۷۹۳)
🔻قول سوم: یک سال بعد از بعثت
مجلسی این مطلب را به نقل از «بعض کتب المخالفین» آورده است. (بحار الانوار، ج۴۳، ص۸)
🔻قول چهارم: قبل از بعثت بدون تعیین سال
مجلسی این نظر را به نقل از ابوالفرج اصفهانی در کتاب مقاتل الطالبین ذکر کرده است. (همان، ص۹)
🔻قول پنجم: پنج سال قبل از بعثت
شیخ طوسی این وجه را به عامه (اهل سنت) نسبت داده است. (مصباح المتهجد، ج۲، ص۷۹۳)
🔻قول ششم: حدود چهار سال قبل از بعثت
مجلسی این نظر را از اهل سنت نقل کرده است. (نک: بحار الانوار، ج۴۳، ص۱۸۹)
🔻قول هفتم: حدود هفت سال قبل از بعثت
(همان، ص۲۱۳)
🔻قول هشتم: دوازده سال قبل از بعثت
(همان، ص۲۱۴)
🔸البته باید توجه داشت که وجود اختلاف نظر به معنای غیر قابل داوری بودن یک مساله تاریخی نیست. حتی ممکن است برخی نظرات از شواهد دیگری نیز برخوردار باشند. به عنوان نمونه ظاهر برخی از روایات این است که انعقاد نطفه حضرت زهرا بلا فاصله بعد از معراج بوده است. (الامالی للصدوق، ص۴۶۱؛ علل الشرائع، ج۱، ص۱۸۳ و تفسیر القمی، ج۱، ص۲۲) اگر این روایات را بپذیریم، ملاحظه تاریخ معراج نیز مهم خواهد بود. مجلسی در بحار الانوار اقوال متعددی درباره تاریخ معراج نقل کرده است؛ «دو سال بعد از بعثت»، «۱۸ ماه قبل از هجرت»، «یک سال قبل از هجرت»، «یک سال و دو ماه قبل از هجرت»، «۶ ماه قبل از هجرت» و «دو سال بعد از هجرت» از جمله این اقوال هستند. (نک: بحار الانوار، ج۱۸، ص۲۰۵ و ۳۰۲) با فرض پذیرش روایاتی که ذکر شد، غیر از قول اول، سایر اقوال با توجه به حداقل سن ممکن برای حضرت زهرا در هنگام شهادت (یعنی ۱۸ سال) نادرست خواهند بود و الّا داوری درباره این مساله، مشکل است.
@Hadith1398
Repost from کلامُکم نور
📝نظرات درباره سال تولد حضرت زهرا (سلام الله علیها)
بر اساس سن حضرت زهرا گاهی مطالبی دیده میشود که فارغ از صحت و سقم آنها باید به اقوالی که در این مساله وجود دارد توجه داشت.
🔻قول اول: پنج سال بعد از بعثت
بنابراین نقل که مشهور بین شیعیان شده است، حضرت زهرا در هنگام شهادت، هجده سال داشتهاند. (نک: بحار الانوار، ج43، ص7)
🔻قول دوم: دو سال بعد از بعثت
سید بن طاوس این قول را از شیخ مفید نقل کرده است. (الاقبال الاعمال الحسنة، ج3، ص162)
شیخ طوسی نیز در مصباح ابتدائاً این وجه را ذکر کرده است و سپس نقل پنج سال بعد از بعثت را آورده است. (مصباح المتهجد، ج2، ص793)
🔻قول سوم: یک سال بعد از بعثت
مجلسی این مطلب را به نقل از «بعض کتب المخالفین» آورده است. (بحار الانوار، ج43، ص8)
🔻قول چهارم: قبل از بعثت بدون تعیین سال
مجلسی این نظر را به نقل از ابوالفرج اصفهانی در کتاب مقاتل الطالبین ذکر کرده است. (همان، ص9)
🔻قول پنجم: پنج سال قبل از بعثت
شیخ طوسی این وجه را به عامه (اهل سنت) نسبت داده است. (مصباح المتهجد، ج2، ص793)
🔻قول ششم: حدود چهار سال قبل از بعثت
مجلسی این نظر را از اهل سنت نقل کرده است. (نک: بحار الانوار، ج43، ص189)
🔻قول هفتم: حدود هفت سال قبل از بعثت
(همان، ص213)
🔻قول هشتم: دوازده سال قبل از بعثت
(همان، ص214)
🔸البته باید توجه داشت که وجود اختلاف نظر به معنای غیر قابل داوری بودن یک مساله تاریخی نیست. حتی ممکن است برخی نظرات از شواهد دیگری نیز برخوردار باشند. به عنوان نمونه ظاهر برخی از روایات این است که انعقاد نطفه حضرت زهرا بلا فاصله بعد از معراج بوده است. (الامالی للصدوق، ص461؛ علل الشرائع، ج1، ص183 و تفسیر القمی، ج1، ص22) اگر این روایات را بپذیریم، ملاحظه تاریخ معراج نیز مهم خواهد بود. مجلسی در بحار الانوار اقوال متعددی درباره تاریخ معراج نقل کرده است؛ «دو سال بعد از بعثت»، «18 ماه قبل از هجرت»، «یک سال قبل از هجرت»، «یک سال و دو ماه قبل از هجرت»، «6 ماه قبل از هجرت» و «دو سال بعد از هجرت» از جمله این اقوال هستند. (نک: بحار الانوار، ج18، ص205 و 302) با فرض پذیرش روایاتی که ذکر شد، غیر از قول اول، سایر اقوال با توجه به حداقل سن ممکن برای حضرت زهرا در هنگام شهادت (یعنی 18 سال) نادرست خواهند بود و الّا داوری درباره این مساله، مشکل است.
@Hadith1398
داشتم گنجشکک اشیمشی فرهاد رو گوش میکردم، برام سوال شد که اصلاً این یعنی چی؟ دیدم تو یه مجله ضمن شرح این قصه که کازرونی هست، این اومده:
«اشامشی: صفتی برای آنکه با شاه نمینشیند و از حاکم و شاه و حکومت، جانبداری نمیکند و طبع بالا و عزت نفس دارد.»
https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/195259/%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87-%da%af%d9%86%d8%ac%d8%b4%da%a9%da%a9-%d8%a7%d8%b4%db%8c-%d9%85%d8%b4%db%8c
با ذهنیت الانم اگر صدر اسلام بودم، بیتفاوت نبودم، اما واقعاً در حال حاضر کسی از من بپرسه با کدوم طرفی؟ فقط میتونم بگم عیالوارم! :)
عروس جنتی هم تو مرصاد کشته شده و پسرش هم از مجاهدین بوده و ۶۱ در درگیری مُرده. ما هم بیایم سناریو بنویسیم و مهندسی انتخابات رو به رجوی ربط بدیم؟ هر کی هم منبع خواست یه پوزخند میزنیم و از این ژست های امنیتی میگیریم.
Repost from آزاد | Azad
📝من هر ساعت، شخص جدیدی هستم!
مروی کوتاه بر برخی مواضع آیت الله منتظری
🔹«انا کُلَّ ساعةٍ رجلٌ!» (من هر ساعت، شخص جدیدی هستم!) این سخنی است که آیت الله منتظری در یکی از جلسات مذاکرات قانون اساسی برای توجیه تغییر نظرات خودش به زبان آورد و مرحوم بهشتی نیز بلا فاصله گفت: «و فی کُلِّ دقیقة!» یعنی بلکه هر دقیقه شخص جدیدی هستی! (مشروح مذاکرات قانون اساسی، ص۱۵۳۳)
🔸شاید این جمله بهترین توصیف درباره زندگانی آیت الله منتظری باشد. فقیهی که قبل و بعد انقلاب بارها نظراتش تغییر کرد، اما مادامی که به مطلبی اعتقاد داشت، ایستادگی میکرد و هزینهاش را نیز میداد.
سخن گفتن از شخصی که به اعتقاد بسیاری مدتها شخصیت دوم انقلاب بوده، توضیحات زیادی را میطلبد. اما در این یادداشت تلاش میشود تا برخی از نظرات اساسی آیت الله منتظری مرور شود.
🔻۱. حکومت فقیه یا حکومت مردم؟
🔹در مشروح مذاکرات قانون اساسی، منتظری، آزادی و حق تعیین سرنوشت را طبق «حدود مذهبی» میپذیرد و تلاشهای زیادی برای افزایش اختیارات ولی فقیه میکند. چون او آن زمان اساساً ولایت فقیه را امری انتصابی میدانست و برای مردم هیچ سهمی در مشروعیت داشتن فقیه قائل نبود. (نک: مشروح مذاکرات قانون اساسی، ص۲۱۴، ۲۴۰ و ۱۱۱۹)
🔸اما وی در سال ۶۴ ولایت انتصابی فقیه (حق ولایت بدون نیاز به آرای عمومی) را از اساس زیر سوال برد و نظریه انتخابی بودن «ولایت اسلام شناس عادل» را مطرح کرد. او حتی گفت: «اگر اكثريت مردم مسلمان نباشند يا به هر دليل خواهان عمل به قوانين اسلامى و تحقق ارزشهاى دينى نباشند، حكومت شرعاً و عقلًا حق ندارد با اعمال زور و اكراه، قوانين و ارزشهاى دينى را بهعمل درآورد.» (حکومت دینی و حقوق انسان، ص۲۹ و نک: دراسات فی ولایة الفقیه، ج۱، ص۴۹۶)
🔻۲. ارتداد
🔹در دهه هفتاد آیت الله منتظری نیز مانند بسیاری، از حکم ارتداد دفاع کرده و گفته بود: «شخص مسلمان سابقهدار در اسلام اگر علنا مرتد شود و مقدسات دينى را زير سؤال ببرد همچون غده سرطانى خواهد بود كه به تدريج به پيكر سالم جامعه سرايت مىكند...» (استفتائات، ج۲، ص۵۷۳)
🔸اما در دهه هشتاد به کلی مساله ارتداد را ذیل عنوان محاربه معنا کرد و گفت: «ارتداد افراد در آن روزگار صرف تغيير فكر و انديشه نبوده است، بلكه هر كس از نظر فكرى از اسلام خارج مىشد، فوراً به صف دشمن محارب با اسلام و پيامبر ملحق مىشد تا در حمايت آنان قرار بگيرد.» (حکومت دینی و حقوق انسان، ص۹۱)
🔻۳. سلاح هستهای
در مشروح مذاکرات قانون اساسی آیت الله منتظری از ساخت سلاح هستهای دفاع میکند و میگوید: «مسلمانها هم بايد نيروهاي اتمي داشته باشند...بمب اتمي براي آمريكا و شوروي حلال است اما براي مسلمانها حرام است؟! «وَ أَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَ مِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ» دليل بر اين است كه بالاترين تجهيزات نظامي را ارتش ما بايد داشته باشد.» (مشروح مذاکرات قانون اساسی، ص۱۳۹۵)
اما او چند ماه قبل از آنکه از دنیا برود «سرمایه گذاری، تولید، نگهداری و به کارگیری انرژى هسته اى در فناورى تسليحاتى و ساخت سلاحهاى كشتار جمعى» راممنوع اعلام کرد. (دیدگاهها، ج۳، ص۴۵۵)
🔻۴. زنان و حکمرانی
🔹ذیل مذاکرات اصل ۱۱۵ و شرائط رییس جمهور، آیت الله منتظری میگوید: «راجع به مساله مرد بودن، ما مسلمات اسلام را نمیتوانیم کنار بگذاریم و از طرفی نمیخواهیم به خواهران خودمان جسارتی شده باشد یا حقی از آنها سلب کنیم. در مساله حکومت و ولایت، این اشتباه است که ما خیال میکنیم حق است! این مساله، وظیفه و مسئولیت است و مسئولیت باری سنگین است. مساله ولایت و مساله قضاوت را گفته اند که مخصوص مردهاست...» (مشروح مذاکرات قانون اساسی، ص۱۷۶۸)
🔸هرچند او در بسیاری از آثار دیگرش نیز بر همین اعتقاد بوده، اما در کتاب «پاسخ به پرسشهای دینی» تاملی را مطرح کرد و گفت: «البته با تحولات عمیق اجتماعی جوامع بشری، امکان تحول در ساختار و روحیات مذکور در زنان وجود دارد، و با فرض تحول، دلیلی وجود ندارد که صرف جنسیت مانع از قضاوت و رهبری آنان باشد.» (پاسخ به پرسشهای دینی، ص۴۶۸)
🔺در هر صورت چه بگوییم آیت الله منتظری فاقد صفات لازم یک رهبر سیاسی بوده یا بگوییم تحت تاثیر انزوای از قدرت، انگیزه بازنگری پیدا کرده باشد، در هر حال، از تاملات دینی او در زمینه احکام سیاسی و اجتماعی اسلام نمیتوان صرف نظر کرد.
متن کامل این یادداشت را در از اینجا مطالعه کنید.
🆔 @AzadFekriSchool
🔻شیخ فضل الله شخصیت اسطوره ای و مورد احترام ج.ا گفته بود: "مُسلم را حق جعل قانون نیست!"
اما او امروز زنده شود با ساختار ج.ا مشکلی نخواهد داشت.
چون بنیانگذارش قانون را به حکم ولایی تبدیل کرد و به همین دلیل در ولایت فقیهش گفت ما به جای مجلس قانونگذاری، "مجلس برنامه ریزی" داریم.
🔹اگر قانون را به معنای واقعی کلمه -که آن هم بر اساس توافق جمعی است- مورد بحث قرار دهیم، آن وقت است که باید بپرسیم فتوای معیار چیست؟ وجه ترجیح یک فتوا بر فتوای دیگر چیست؟
وقتی در ماقبل این وضعیت هستیم، میتوانیم بگوییم کشور "قانون" دارد اما قانون به مثابه حکم ولایی.
Repost from آزاد | Azad
📝اسلام، اعدام و حقوق بشر (بخش دوم)
روایتی از دیدگاههای متضاد درباره دین و خشونت
🔻یکی از موارد مجاز اعدام در اسلام، اعدام شخص محارب است. این عنوان در قرآن (مائده، ۳۳) به اینگونه ذکر شده است: «جز اين نيست كه سزاى آنان كه با خدا و پيامبرش مىجنگند و در زمين به فسادگرى مىكوشند اين است كه كشته شوند يا به صليب كشيده شوند و يا يک دست و يک پايشان برخلاف يكديگر بريده شود و يا از آن سرزمين [به نقطهاى ديگر] تبعيد گردند. اين كيفر، رسوايى آنان در دنياست و براى آنان در آخرت عذابى بزرگ خواهد بود.»
🔹درباره این آیه، دو بحث مهم وجود دارد؛ بحث اول آنکه آیا افساد فی الارض مجازات جدایی از محاربه است یا در واقع فقط یک عنوان مستقل وجود دارد و آن هم محاربه است؟ ۷ مهر ۱۳۶۶ آیت الله موسوی اردبیلی از بیانگذار نظام جمهوری اسلامی سوال کرد: «اعدام شخص مفسد که در نظر مبارک مورد احتیاط است، به نظر آیت الله منتظری جایز است و این مساله در محاکم قضایی مورد احتیاج است. اگر اجازه میفرمایید در مراجع قضایی طبق نظر ایشان عمل شود.» ایشان در جواب موسوی اردبیلی نوشتند: «مجازید بر طبق نظر شریف ایشان عمل نمایید.» (صحیفه امام، ج۲۰، ص۳۹۷)
🔸با اینکه آیت الله منتظری بعدها و در دهه هشتاد از دیدگاهش برگشت، اما این اختلاف در میان روحانیون ارشد باقی ماند. آیت الله محمد مومن بر مستقل بودن افساد فی الارض از محاربه اصرار میکرد اما آیت الله هاشمی شاهرودی تنها محاربه را موضوع آیه میدانست. (نک: پاسخ به پرسشهای دینی، ص۵۰۸ تا ۵۱۳؛ کلمات سدیدة، ص۳۶۲؛ بایستههای فقه جزا، ص۲۴۹)
🔻بحث مهم دیگر، این است که در تفسیر رایجی که از محاربه وجود دارد، گفتهاند: «محارب کسی است که سلاح کشیده یا سلاح تجهیز کند، برای ایجاد رعب و وحشت در میان مردم یا اراده افساد بر روی زمین.» (تحریر الوسیلة، ج۲، ص۴۹۲)
اما آیا هر شخصی به مجرد کشیدن سلاح، استحقاق مرگ دارد؟
🔹هاشمی شاهرودی تاکید داشت که باید ترساندن نوع مردم باشد و بر همین اساس گفته بود: «اگر كسى به قصد جنگيدن با شخص معيّنى، عليه او سلاح بكشد بدون اينكه اين كار او ملازمهاى با ارعاب ديگر مردم داشته باشد، بدون هيچ اشكالى، اين عمل مصداق محاربه و افساد در زمين نيست. چرا كه در غير اين صورت بيشتر موارد قتل عمد بايد محاربه به شمار آيند در حالى كه روشن است كه چنين نيست.» (نک: بایستههای فقه جزاء، ص۳۰۵)
🔸همچنین آیت الله خویی با اشاره به برخی روایاتی که در مساله وجود دارد، معتقد بود: اگر کسی سلاح کشید اما مالی را نگرفت یا کسی را نکشت، باید تبعید شود. (تکملة المنهاج، ص۵۱) مبنای فتوای آیت الله خویی روایاتی بودند که مطابق آنها، برخی از ائمه شیعه تذکر دادهاند که تخییر موجود در آیه به معنای آزادی مطلق حاکم در انتخاب هر یک از آنها نیست. (نک: موسوعة الامام الخویی، ج۴۱، ص۳۸۶)
🔺با همه این تفاصیل، سوال اساسی این است که در فرآیند قانون گذاری درباره مجازاتهایی که منجر به سلب حیات میشود و بین کارشناسان مطرح و معتبر فقه نیز محل مناقشه است، آیا نباید قانون گذار اصل احتیاط را مبنا قرار دهد؟ در این موارد، مبنای ترجیح نظریه اعدام بر نظریههایی که بر مجازاتهایی غیر از اعدام تاکید میکنند، چیست؟ این مساله وقتی بیشتر حساس میشود که آن را در کنار حجم فشارهای بین المللی به بهانههایی نظیر حقوق بشر در نظر گرفت.
🆔 @AzadFekriSchool
Repost from آزاد | Azad
📝اسلام، اعدام و حقوق بشر (بخش دوم)
روایتی از دیدگاههای متضاد درباره دین و خشونت
🔻یکی از موارد مجاز اعدام در اسلام، اعدام شخص محارب است. این عنوان در قرآن (مائده، ۳۳) به اینگونه ذکر شده است: «جز اين نيست كه سزاى آنان كه با خدا و پيامبرش مىجنگند و در زمين به فسادگرى مىكوشند اين است كه كشته شوند يا به صليب كشيده شوند و يا يک دست و يک پايشان برخلاف يكديگر بريده شود و يا از آن سرزمين [به نقطهاى ديگر] تبعيد گردند. اين كيفر، رسوايى آنان در دنياست و براى آنان در آخرت عذابى بزرگ خواهد بود.»
🔹درباره این آیه، دو بحث مهم وجود دارد؛ بحث اول آنکه آیا افساد فی الارض مجازات جدایی از محاربه است یا در واقع فقط یک عنوان مستقل وجود دارد و آن هم محاربه است؟ ۷ مهر ۱۳۶۶ آیت الله موسوی اردبیلی از بیانگذار نظام جمهوری اسلامی سوال کرد: «اعدام شخص مفسد که در نظر مبارک مورد احتیاط است، به نظر آیت الله منتظری جایز است و این مساله در محاکم قضایی مورد احتیاج است. اگر اجازه میفرمایید در مراجع قضایی طبق نظر ایشان عمل شود.» ایشان در جواب موسوی اردبیلی نوشتند: «مجازید بر طبق نظر شریف ایشان عمل نمایید.» (صحیفه امام، ج۲۰، ص۳۹۷)
🔸با اینکه آیت الله منتظری بعدها و در دهه هشتاد از دیدگاهش برگشت، اما این اختلاف در میان روحانیون ارشد باقی ماند. آیت الله محمد مومن بر مستقل بودن افساد فی الارض از محاربه اصرار میکرد اما آیت الله هاشمی شاهرودی تنها محاربه را موضوع آیه میدانست. (نک: پاسخ به پرسشهای دینی، ص۵۰۸ تا ۵۱۳؛ کلمات سدیدة، ص۳۶۲؛ بایستههای فقه جزا، ص۲۴۹)
🔻بحث مهم دیگر، این است که در تفسیر رایجی که از محاربه وجود دارد، گفتهاند: «محارب کسی است که سلاح کشیده یا سلاح تجهیز کند، برای ایجاد رعب و وحشت در میان مردم یا اراده افساد بر روی زمین.» (تحریر الوسیلة، ج۲، ص۴۹۲)
اما آیا هر شخصی به مجرد کشیدن سلاح، استحقاق مرگ دارد؟
🔹هاشمی شاهرودی تاکید داشت که باید ترساندن نوع مردم باشد و بر همین اساس گفته بود: «اگر كسى به قصد جنگيدن با شخص معيّنى، عليه او سلاح بكشد بدون اينكه اين كار او ملازمهاى با ارعاب ديگر مردم داشته باشد، بدون هيچ اشكالى، اين عمل مصداق محاربه و افساد در زمين نيست. چرا كه در غير اين صورت بيشتر موارد قتل عمد بايد محاربه به شمار آيند در حالى كه روشن است كه چنين نيست.» (نک: بایستههای فقه جزاء، ص۳۰۵)
🔸همچنین آیت الله خویی با اشاره به برخی روایاتی که در مساله وجود دارد، معتقد بود: اگر کسی سلاح کشید اما مالی را نگرفت یا کسی را نکشت، باید تبعید شود. (تکملة المنهاج، ص۵۱) مبنای فتوای آیت الله خویی روایاتی بودند که مطابق آنها، برخی از ائمه شیعه تذکر دادهاند که تخییر موجود در آیه به معنای آزادی مطلق حاکم در انتخاب هر یک از آنها نیست. (نک: موسوعة الامام الخویی، ج۴۱، ص۳۸۶)
🔺با همه این تفاصیل، سوال اساسی این است که در فرآیند قانون گذاری درباره مجازاتهایی که منجر به سلب حیات میشود و بین کارشناسان مطرح و معتبر فقه نیز محل مناقشه است، آیا نباید قانون گذار اصل احتیاط را مبنا قرار دهد؟ در این موارد، مبنای ترجیح نظریه اعدام بر نظریههایی که بر مجازاتهایی غیر از اعدام تاکید میکنند، چیست؟ این مساله وقتی بیشتر حساس میشود که آن را در کنار حجم فشارهای بین المللی به بهانههایی نظیر حقوق بشر در نظر گرفت.
🆔 @AzadFekriSchool
Repost from آزاد | Azad
📝اسلام، اعدام و حقوق بشر (بخش اول)
روایتی از دیدگاههای متضاد درباره دین و خشونت
🔻برای اعدام در اسلام، اسباب مختلفی ذکر شده است. «قصاص در قتل عمد»، «سلب امنیت جامعه به شکل مسلحانه»، «افساد فی الارض»، «برخی جرائم جنسی (تجاوز، لواط و...)، «جادوگری»، «ارتداد و سب النبی» و «تکرار جرائم منجر به حدود شرعی برای بار سوم یا چهارم» از جمله این عناوین هستند.
🔹بسیاری از فعالان حقوق بشر، اعدام را اساساً حکمی غیر انسانی تلقی میکنند و این باور، در میان برخی از روشنفکران دینی نیز وجود دارد و در نتیجه، حق حیات از حقوق اساسی یک انسان پذیرفته شده و تلاش آنها بر این بوده تا تضاد میان این حق با قرآن و به طور کلی دین را برطرف کنند.
🔸عبدالکریم سروش به عنوان یکی از روشنفکران دینی در پاسخ به این سوال که: «با احكام خشن قرآنى چه بايد بكنيم؟» میگوید: «باید تاریخمندی و زمینه تاریخی احکام را فهمید و دیدگاه خود را نسبت به قرآن و نبوت و احکام شریعت تازه و تصحیح نمود. این احکام ظاهرا خشن، در متن فقه و قرآن وجود دارند اما قانون نیستند، تاریخمندند، عَرَضی هستند و منسوخاند.»
🔻سروش در توضیح بیشتر دیدگاه خود درباره مجازاتهای اسلامی میگوید: «در زمانی که اجرا میشدند خشن نبودند، اما امروز اگر اجرا شوند، مصداق بارز خشونت هستند و لذا مذموماند و باید کنار نهاده شوند و هرچه هستند برای سارقان مسلّحاند، نه معترضان و منتقدان مدنی و محرومان بهجانآمده و سربهشورشبرداشته.»
🔹محسن کدیور نیز علی رغم اختلافات بنیادینی که با سروش دارد، از لزوم «اجتهاد در مبانی و اصول» سخن گفته و معتقد است اعدام را در زمان حاضر به کلی باید کنار گذاشت چون روش عُقَلا تغییر کرده است. او در سخنرانی با عنوان «مجازات اعدام در اسلام معاصر» میگوید: «مجازات اعدام امری عرفی است و از ضروریات یا ذاتیات شریعت نیست. حذف یا حداقل تقلیل آن از موازین سیره عقلای دوران ماست.»
🔸آقای کدیور در مصاحبه دیگری در آبان ۹۵ مبنای خودش را اینگونه توضیح داده است: «در اصول فقه ما هست که اگر چیزی را عُقَلا از آن حیث که عاقل هستند پذیرفته باشند، شرعا هم قابل قبول است. از این امر به «قاعده ملازمه» تعبیر می شود. قاعده ملازمه بابی است که از آن هزار باب گشوده می شود. این قاعده مبنای سازگاری عقل و شرع است. پس امر عقلایی مشروع است. من حقوق بشر را از مصادیق این امر عقلائی و ذیل “قاعده ملازمه“ معرفی کرده ام. می بینید در چارچوب فقهی اما نه با تقلید از گذشتگان به اسم اجتهاد در فروع، بلکه با اجتهاد در مبنای عقل و اصل عدالت.»
🔻در مقابل، محمدرضا نیکفر، مشکل را اساساً متوجه ذات اسلام میداند. به عنوان نمونه او در مقالهی «الهیات شکنجه» مینویسد: «عبدالکریم سروش، باوری دارد که با تحقیقات تاریخی در مورد تاریخ ادیان هیچ همخوانی ندارد. او در مورد اسلام میان ذات و اعراض آن فرق میگذارد، ذات را از تاریخ برمیکند و عَـرَض را آنی میداند که بر آن ذات در جریان رخدادهای تاریخی بار شده است.»
🔹نیکفر در ادامه نقدش به سروش میگوید: «او توجهی به این ندارد که هر جا فرهنگ ضعیف شده، یعنی «اعراض» نتوانستهاند «ذات» را کنترل کنند، بنیادگرایی رخ نموده، دین به ذات خود بازگشته و فتنهها برپا کرده است....موقعیتهای بروز بنیادگرایی، موقعیتهای ممتاز پدیدارشناسی دین سیاسی هستند.»
🔺اما فارغ از این اختلافات، فقیهان معروف چه نگاهی درباره اعدام داشتهاند؟ در بخش بعدی به اختلافاتی که پیرامون برخی از این احکام وجود دارد، اشاره خواهد شد.
🆔 @AzadFekriSchool
Repost from محمد سروش محلاتی
⭕️ از یک سال تبعید به اعدام؟!
(مجازاتِ محارب اگر مرتکب قتل نشده چیست؟)
✔️آيت الله خویی: اگر با اسلحه کشیدن فقط موجب ترس مردم شده باشد، نفی بلد میشود و اگر آسیبی به کسی رسانده باشد، ابتدا در حد همان جراحت قصاص میشود و سپس تبعید میگردد.(تکمله المنهاج/ص۵۱)
✔️آيت الله وحید خراسانی و بسیاری از شاگردان آيت الله خویی هم همین فتوی را دارند و با متن منهاج همراهی کردهاند.
✔️آیت الله بهجت: اگر محاربت نمود و عملی دیگر -- قتل یا اخذ مال -- انجام نداد نفی بلد میشود و در صورتی که مجروح کرده باشد، قصاص جراحت یا دیه آن، افزوده میشود.(جامع المسائل/ ج۵، ص۳۲۹)
✔️امام خمینی نیز با توجه به اضطراب فتاوا و روایات در این باره، تبعید را اولی میداند. ایشان در تحریر الوسیله میگوید:
مسئله۵) در این حد، بنابر اقوی حاکم بین قتل و مصلوب کردن و قطع به طور مخالف و نفی بلد، مخیّر است و بعید نیست که برای حاکم بهتر باشد که جنایت را ملاحظه کند و آنچه که مناسب آن است، اختیار نماید. پس:
اگر کشته است، حاکم، قتل یا مصلوب نمودن را اختیار کند.
اگر مال را برداشته است قطع را اختیار نماید.
اگر شمشیر کشیده و فقط ترسانده است، نفی بلد را اختیار کند.
و تحقیقاً کلمات فقها و روایات مضطرب است و بهتر همان است که ما ذکر کردیم.
متن تحریرالوسیله چنین است:
«(مسألة۵): الأقوی فی الحدّ تخییر الحاکم بین القتل و الصلب و القطع مخالفاً و النفی و لایبعد أن یکون الأولی له أن یلاحظ الجنایة و یختار ما یناسبها، فلو قتل اختار القتل أو الصلب، ولو أخذ المال اختار القطع، ولو شهر السیف وأخاف فقط اختار النفی و قد اضطربت کلمات الفقهاء و الروایات و الأولی ما ذکرنا.»
@mohammadsorooshmahallati
اعدام، شوخی نیست!
کسی که خلخالی و مصاحبهاش با فضلینژاد را دیده باشد، دیگر انقدر راحت از اعدام افراد در فرآیندهایی که معمولاً شفاف نیست، دفاع نمیکند.
جدای از این مطلب، درست هست که دین، اعدام دارد، اما به اعتقاد من باید برای تعیین حدودش بین نظرات فقهای مشهور احتیاط شود.
یکی از افرادی که مفصل درباره محاربه نوشته، هاشمی شاهرودی هست. او معتقد بود «افساد فی الارض» دلیل مستقلی برای اعدام نیست و باید محاربه هم محقق شود. حتی محاربه را صرفاً کشیدن سلاح ندانست و گفت: «اگر كسى به قصد جنگيدن با شخص معيّنى، عليه او سلاح بكشد بدون اينكه اين كار او ملازمهاى با ارعاب ديگر مردم داشته باشد، بدون هيچ اشكالى، اين عمل مصداق محاربه و افساد در زمين نيست. چرا كه در غير اين صورت بيشتر موارد قتل عمد بايد محاربه به شمار آيند در حالى كه روشن است كه چنين نيست.» (نک: بایستههای فقه جزاء، ص209 تا 310)
من هیچ اطلاعی از روند بررسی پروندههای این افراد ندارم تا از فرد یا افراد مشخصی دفاع کنم، ولی به دلیل مغایرت برخی از مواد قانون جزا با نظرات برخی از فقهای معروف و همچنین برخی از اتفاقات مهمی که در اجرا رخ داده، نه تنها اعتمادی نمیکنم، بلکه حساسیت برخی از افراد کاملاً بجاست.
یک درس از ۵۷ این است که انعکاس سخنان یک شخصیت سیاسی در میان فداییانش، از خود حرفهای شخص، مهمتر است.
چون او (و لو به ضرورت و اضطرار) نهایتاً باید رضایت فداییان را جلب کند.
پس هیچ وقت خواست و تلقی فداییان را نباید از گفتههای شخصیت سیاسی تفکیک کرد.
Repost from آزاد | Azad
🎥 میکرومستند «حق زن» (نسخه کامل)
🔹روایت مجادلات جلسات قانون اساسی پیرامون «برابری زن و مرد»
📣برای حمایت از ما کیفیت بالاتر این مستند را در کانال یوتیوب مدرسه آزادفکری تماشا کنید
🆔 @AzadFekriSchool
Repost from آزاد | Azad
📺 میکرومستند «حق زن»
🔸روایت مجادلات جلسات قانون اساسی پیرامون «برابری زن و مرد»
🔹تضاد دیدگاههایی که به دنبال #حذف_برابری زن و مرد بودند و یا حفظ #نوعی_برابری را دنبال میکردند منازعاتی پدید آورده که مرور آن درسآموز است.
🔻هماکنون در یوتوب مدرسه آزادفکری ببینید.
🌐 https://youtu.be/eKVqtiZ_XTk
🆔 @AzadFekriSchool
توییتی زده بودم، یه کسی که براش خیلی احترام قائلم دایرکت داد: فردای ایران آزاد در مجازاتت تخفیف قائل میشیم!
منم گفتم: فردای ایران آزاد، نجف نائب الزیاره ام :)
جدای از شوخیش (که البته هر شوخی هم یه منشا جدی داره) اعتقاد ندارم که همه تو یه کشتی هستیم. اما پاسدارها، طلاب و خیلی از مذهبیها تو یه کشتی اند و خود منم یکی از همینهام!
البته این کشتی خیلی محکمه و یهو زیر آب نمیره و قماربازهای این روزها فعلا بدجور میبازند، اما کشتی سوراخ شده و داریم کم کم زیر آب میریم...
چند تن از دوستان نزدیکم دیگر نماز نمیخوانند. حتی برخی از آنها با سابقه طلبگی یا بسیجیِ از نوع داغش بودند.
به بهانه آنها که البته از نظرم هنوز افراد شریفی هستند، داشتم فکر میکردم با تفکیک اسلام تاریخی از اسلام ناب و واقعی، بسیاری مسلمان ماندند یا حتی مسلمان شدند.
اما همان طور که سید قطب تحقق حکومت اسلامی را از صدها منبر و وعظ، تبلیغ موثرتری میدانست، حکومت به نام دین به قدری نیرومند هست که اسلام تاریخی (آن هم یک خوانش خاص از آن!) همان اسلام واقعی فهم شود.
شاید کسروی هم که زمانی گفته بود: «ما یک حکومت به آخوندها بدهکاریم!» اگر در عصر ما بود، این حجم از ناباوری را باور نمیکرد!
البته سهم القدر مسئولیت صاحبان قدرت هرچند از دیگران بیشتر است، اما روشنفکران دینیمان هم وضع جالبی نداشتند.
استادی داشتم که میگفت: «حقوق جمع حق نیست! جمع حُقّه است!» اگر خوشبینانه نگاه کنم، روشنفکری دینی علی رغم برخی دستاوردها، مانند یک وکیلی عمل کرد که به هر قیمت میخواست موکلش اعدام نشود!
وقتی با روایت مخالف باورش مواجه شد، گفت اینها مجعولات است. یا زمانی که آیه قرآنی برایش سنگین شد، گفت زمانمند است! هر آنچه نسل جدید خواست دو دستی به آنها تقدیم کرد و نهایتاً در سایه ناکارآمدیِ به نام دین، عملاً یک ایستگاه در سفر به «کفر» شد تا افراد در حین مهاجرت، کمی هم استراحت کنند!
آنچه در این میان رنجآور بوده و هست، دیندارانی هستند که نه در حین دینداری و نه هنگام عبور از دین، از تعادل لازم برخوردار نبودند و نیستند. انسانهایی که از نظرشان در هر دو حال همگان یاوهگو هستند و حقیقت در جیب خودشان است! به باورم اینها حتی کفرشان هم نرمال نیست!
دوستی معتقد بود افراد دیندار چون «دین» جای «اخلاق» را در زندگی آنها ایفا میکرده، وقتی از دین برمیگردند، نوعاً اخلاق خوبی ندارند. به همین وزان، افرادی که «فرد« جای «دین» را برای آنها گرفته، وقتی از فردی به ظاهر مقدس عبور کنند، با این سوال مواجه میشوند که آیا افراد دیگری مانند پیامبران یا امامان که برای آنها مقدس بودند، مثل همین فرد نبودند؟
خود من که یک دیندارم. اما شما اگر هنوز دیندارید، زودتر مساله را خودتان برای خودتان حل کنید و الّا حوادثِ آینده ممکن است با بیرحمی شما را جراحی کند.
دیروز در قم راننده اسنپ پرسید از کجا میای؟ گفتم از تهران. گفت خبری نبود؟ گفتم نه چیزی ندیدم. گفت آخه چهلم زاهدانیها بود.
خلاصه سر صحبت باز شد، پرسیدم چه اتفاقی بیفته فکر میکنی پیروز شدید؟ گفت همین که یک قدم عقب نشینی کنند!
مثلاً وقتی پسرم رو میبرم زنبیل آباد کلاس زبان، نبینم کنار خیابون دختر مردم رو وحشیانه سوار ون میکنند!
گفتم خب حالا که دیگه نمیکنند! گفت الان آره ولی اوضاع آروم بشه باز هم این کار رو میکنند!
بعد گفت من خودم دین ندارم اما همسرم به نماز و روزه خیلی مقیده. چند وقت قبل هایپار استار سر پردیسان رفته بودیم، سه چهارتا دختر کلاً حجابشون رو برداشته بودند، اما از اونور سه تا آخوند هم بودند و چند نفر هم بهشون میخورد لباس شخصی باشند.
به خانمم گفتم اگر الان دوباره مثل اون اتفاق زنبیل آباد تکرار بشه چیکار میکنی؟! زنم گفت باور کن پشت سرشون دارم راه میرم عمداً که اگر کسی چیزی گفت فوراً حجابم رو بردارم!
راننده میگفت ببین زنم خیلی مقیده ولی خیلی برام عجیب بود که اون هم اینجوری شده!
حالا شما نظرت چیه؟!
گفتم ببین من که حجاب رو حکم خدا میدونم اما تا حالا به خانمی در خیابان تذکر ندادم. گفت خب این خلاف دینته! باید امر به معروف کنی!
گفتم کاری به حرفهایی که درباره معنای منکر یا ملزم کردن یک شهروند به احکام هست الان ندارم. همه مراجع شیعه نهی از منکر رو مشروط به احتمال تاثیر کردند.
وقتی شرایط دیگه الان طوری شده که شخصی مثل خانم شما تحریک میشه تا برای تذکر، حجابش رو کلاً برداره در حالی که فقط ناظره، آیا میشه برای این تذکرها تاثیری دید؟
تو خود قرآن هم میگه به بتهاشون فحش ندید چون میان از روی عدم آگاهی به خدا فحش میدند!
گفت این تو قرآنه؟! گفتم آره انعام، 108! گفت عجب! تا حالا نشنیده بودم!
خلاصه بحث ادامه پیدا کرد، آخرش که پیاده شدم، گفت انعام 108؟ گفتم آره :)
