en
Feedback
دكتر عيسى كشورى

دكتر عيسى كشورى

Open in Telegram

كانال دكتر كشورى(دکتری حقوق و نویسنده) كانالى است جهت افزايش آگاهى شما بدون هیچ‌گونه تبليغات، اگر وقت يا حوصله كتاب خواندن نداريد عصاره كتاب هاى مهم جهان در اين كانال عرضه ميگردد. به عزيزانى كه دوست داريد اين كانال را بعنوان بهترين هديه معرفى كنيد

Show more
379
Subscribers
No data24 hours
+17 days
-230 days
Posts Archive
🌻🌻برگشت ندارد 🌻🌻 چون رعد، زمان رفته و برگشت ندارد نیک و بدمان رفته و برگشت ندارد عمری که فقط باحرمانها سپری شد چون آب روان رفته و برگشت ندارد دیگر به سر آمد همه ایام جوانی این چهرِ جوان رفته و برگشت ندارد شد کار دل خسته‌ی ما حسرت این‌که این رفته و آن رفته و برگشت ندارد بیهوده نگردید به دنبال سعادت شادی ز بر ما رفته و برگشت ندارد گویی غم هجران رفیقان شده عادت انگار که جان رفته و برگشت ندارد ✍🏽مسيحا 🌻 @dr_keshvari

🌻🌻تنها بمانم بهتر است🌻🌻 من مسیحای زمان پنهان بمانم بهتر است بی نشان در عالم عنوان بمانم بهتر است من نمی خواهم روم بالای دار این و آن در نهان خود اگر عریان بمانم بهتر است نوبهاران دوست دارم از برای مدح ِگل مسکن اردیبهشت و مهرگانم بهتر است هرکسی بیند مرا ، خواهد ز بهر این و آن از کسان در خلوتی پنهان بمانم بهتر است چون صبا آرام اگر باشی ، به باغت می برند بی قرار و مست چون طوفان بمانم بهتر است شمع هرگز من نخواهم بود ، تا پروانه هست خفته در تاریک کهساران بمانم بهتر است خنده ی تزویری از لبهای سردم دور باد سر در آغوش ِ غم و گریان بمانم بهتر است برکه‌ی راکد شوی ، غرق ِ لجنزارت کنند مثل دریا ، موج بر دامان بمانم بهتر است زیر چتر مکر مکاران نخواهم رفت ، نه خیس و تنها در دل ِ باران بمانم بهتر است. ✍🏽مسيحا 🌻 @dr_keshvari

بعد تو لب سالهاست باز نکردم  حسّ دلم را به کس ابراز نکردم  بند به پا داشتم، این بود که بالم بستم و از شهر تو پرواز نکردم  رفتی و من ماندم و تنهایی و یک عمر  جز دلِ تو مَحرم این راز نکردم ای همه‌ی عشق! به چشمان تو سوگند  یک لحظه من از عشق تو احراز نکردم  در اوج پریشانی و تنهایی و تردید  بی نام تو هرگز غزلی ساز نکردم  با سوز تو ساز دل من رنگ خزان داشت  این زمزمه را با کسی آغاز نکردم  بعد از تو کسی نکته ای از عشق نیاموخت  من نیز دَری سوی کسی باز نکردم ✍🏽مسیحا 🌻 @dr_keshvari

🌻🌻جور دیگرم 🌻🌻 با تمام مردم ناجور با تو جور دیگرم با همه پر می گشایم با تو تنها می پرم آه در ﺭنگ رخم گاهی اگر دقت كني تاﺯه می فهمي که از هر عاشقی عاشقترم بس که نازل می شود آیات مژگانت به من با چنین آیین میان ﻋﺎﺷﻘﺎﻥ پیغمبرم پادشاهی می کنم در ﻛﺸﻮﺭ آغوش تو در چنین آوردگاهی افسری نام آورم داده ام موسی که با ترفند بسپارد به نیل تا نگردد عاشق چشمان مستت لشکرم هرچه گفتم دوستت دارم ندا آمد کم است نه، نگنجد اين همه زيبايي ات در باورم ✍🏽مسیحا 🌻 @dr_keshvari

🌻🌻هيچ است 🌻🌻 🌻🌻جمله هيچ است 🌻🌻 غم بیهوده مخور، جمله‌ی عالم هیچ است بر چنین زخم مداوا نه و مرهم هیچ است آب حیوان همه شادی‌ست. نیابی آن را جوهر زندگى از غم شده؛ بی غم هیچ است در پی نخوت باد دی و در شوکت خار بی می و ساقی و مطرب، دم آدم هیچ است شاد و خوشدل به سر افشانى و پابازی و رقص عمر فانی گذران. هر غم و ماتم هیچ است آدمی چون مگسی آمد و نا پیدا شد همه پيداى جهان با همه مبهم هیچ است گویمت در همه آفاق و همه انفُس چیست؟ انچه بینی همه در طارم اعظم هیچ است همچو ماریست، خط و خال پر از نقش و فریب هستی ما؛ ز درون جز خَم و جز سَم هیچ است تا به کی در طلبش گِرد جهان می‌گردی؟ قصد گردون ز چنین دور دمادم هیچ است من پی جام جم اندر همه عالَم گشتم غیر دُردی به کف جام بدانم هیچ است ابر نوروز بدان شوکت و گنج و گهرش دل پر آتش و چشمان پر از نم هیچ است گر به خاتم همه املاک بوَد زیر نگین، ملک شاهی چو وزد باد به خاتم هیچ است دور جمشید و دم جام جهان بین بگذشت جز یکی نام ز جام و سخن از جم هیچ است حيله ها کردی تا مالی و جاهی آری چون رسیدی به زر و گنج، چو حاتم هیچ است پیش از این کار نکردی که نیرزد به خسی آرزوها که به سر پروردی هم هیچ است طاعت پير مغان كن که درين چند صباح آنچه جز این بکنی از بس ‌و از کم هیچ است این مسیحا پس لبخند بجز اشک ندید چون صلیب است، دم عیسی مریم هیچ است شاعر : مسيحا دكتر عيسى كشورى 🌻 @dr_keshvari

🌻🌻جمله هيچ است 🌻🌻 غم بیهوده مخور، جمله‌ی عالم هیچ است بر چنین زخم مداوا نه و مرهم هیچ است آب حیوان همه شادی‌ست. نیابی آن را جوهر زندگى از غم شده؛ بی غم هیچ است در پی نخوت باد دی و در شوکت خار بی می و ساقی و مطرب، دم آدم هیچ است شاد و خوشدل به سر افشانى و پابازی و رقص عمر فانی گذران. هر غم و ماتم هیچ است آدمی چون مگسی آمد و نا پیدا شد همه پيداى جهان با همه مبهم هیچ است گویمت در همه آفاق و همه انفُس چیست؟ انچه بینی همه در طارم اعظم هیچ است همچو ماریست، خط و خال پر از نقش و فریب هستی ما؛ ز درون جز خَم و جز سَم هیچ است تا به کی در طلبش گِرد جهان می‌گردی؟ قصد گردون ز چنین دور دمادم هیچ است من پی جام جم اندر همه عالَم گشتم غیر دُردی به کف جام بدانم هیچ است ابر نوروز بدان شوکت و گنج و گهرش دل پر آتش و چشمان پر از نم هیچ است گر به خاتم همه املاک بوَد زیر نگین، ملک شاهی چو وزد باد به خاتم هیچ است دور جمشید و دم جام جهان بین بگذشت جز یکی نام ز جام و سخن از جم هیچ است حيله ها کردی تا مالی و جاهی آری چون رسیدی به زر و گنج، چو حاتم هیچ است پیش از این کار نکردی که نیرزد به خسی آرزوها که به سر پروردی هم هیچ است طاعت پير مغان كن که درين چند صباح آنچه جز این بکنی از بس ‌و از کم هیچ است این مسیحا پس لبخند بجز اشک ندید چون صلیب است، دم عیسی مریم هیچ است شاعر : مسيحا دكتر عيسى كشورى 🌻 @dr_keshvari

🌻🌻روز هفتم 🌻🌻 آنچنان در تو ذوب شده ام که از کنار دیگران بودن سردم می‌شود خواب دید م چو سرو ما را بریدند و به کارگاه چوب بری بردند آنان که عاشق بودند پنجره شدند آنان که سنگ دل ، چوبه دار از من اما دری ساختند برای گذشتن!و هشتن!! سپیده که سر بزند در این بیشه‌زار خزان‌زده شاید گلی بروید شبیه آنچه در بهاردوری بوییدیم پس هرگز به نام زندگی نگو هرگز ‏تو ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎﺷﯽ ﺗﺎ کم ﻧﯿﺎورم! ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎﺷﯽ ﺗﺎ طاقت بیاورم ! ﻧﻔﺲ کشیدﻥ ﺭﺍ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﺑﻮﺩﻥ ﺭﺍ. اهورا روز نخست آفتاب را آفريد، روز دوم دريا ها را ٫ روز سوم درختان و گلها را، روز چهارم رنگها را، روز پنجم حيوان را، روز ششم انسان را، و روز هفتم انديشيد بسی ، ديگر چه چيزي را نيافریده است ؟! و آنگاه تو را برای من آفريد... وتعطیل کرد كارگاه افرينش را و تعطيل كرد هفتمين روز را ….. ✍🏽مسيحا 🌻 @dr_keshvari

🌻🌻یلدا : تولد میترا 🌻🌻 مفهوم شب یلدا یلدا از دو بخش "یل" به اضافه "دا" تشکیل شده است یل + دا = یلدا در زبان لری که از بازمانده های زبان هخامنشیان و مادها است یل را به معنای بزرگ دانند و به مادر دا گویند( به مادر دی هم می گویند) مادر = دا = دی پارسیان اعتقاد داشتند که شب اول زمستان دانه های گیاهان در زیر خاک جوانه میزنند و شروع به روییدن می کنند و به همین سبب اولین ماه زمستان را دی می گویند. پس یلدا به معنی رویش و زایش می باشد یلدا = رویش بزرگ همچنین شب_یلدا، شب تولد میترا است میترا پادشاه / پیامبر ی بود که ایین مهر یا میترا را بنیان نهاد در ان ایین کشتن یا آزار همنوع ممنوع بود و شریعت در بیت حافظ دقیقا به همین معنی است : مباش در پی آزار و هر چه خواهی کن که در شریعت ما غیر از این گناهی نیست تاج او بشکل مهر ( خورشید ) بود و زلف های بلندی داشت بطوریکه سر زلف که به زمین میرسید انرا تا میزدند بنا بر این مخاطب این بیت حافظ میترا است و درست ان چنین است : بگشا بند قبا ای شه خورشیدکلاه تا چو زلفت سر سودازده در پا فکنم بعد ها به احترام میترا یکی از خدایان مهر الهه_خورشید شد و ایرانیان همواره آن را قدر می‌دانستند یلدا از زبان مادها و پارسیان وارد زبان سریانی شد در دین زرتشت میترا بعنوان الهه پذیرفته شد بنا بر متنِ اَوِستا میترا که نام دیگر آن، مِهر است، الهه مذکّر (نرینه) است. زیرا میترا مرد و پادشاه خورشید کلاه بود در اوستا: اَشی یشت (اَرت یشت)، بند 16 آمده است که میترا_برادر_ایزد_اشی_است و در نتیجه میترا پسر اهورامزدا است. در جریان دگردیسی که ایین مهر به مسیحیت همین مفهوم به شکل دیگر بخود گرفت و عیسی پسر خدا ( اهورا مزدا ) شد بنا براین مسیحیان سریانی به دو شاخه تقسیم شدند برخی عیسی را بسان مهریان بن الله دانستند و گروهی معتقد بودند که او عبدالله است ….همچنین در مهر یَشتِ اَوِستا که در ستایشِ میترا است، و از ضمایر مذکّر برای او استفاده شده است بر اساس يافته‌های باستان‌شناسی نيز گويای اين است كه ميترا در باور ايرانيان، مانند باور يونانيان و روميان، جنس_مذكر داشت و ایین مهر یا میترا بمدت ۴ قرن ایین رسمی امپراتور روم بود بعدها در اثر اغاز جنگ های روم و ایران دگر دیسی بزرگی اتفاق افتاد و ایین مهر به مسیحیت تبدیل و در واقع عیسی همان میترا و مریم همان اناهیتا است. تا صد سال اخیر تولد مسیح همان شب یلدا بود و بعد کلسیا برای مکتوم نگه داشتن این راز چند روز انرا جابجا نمود پس از رسمیت‌یافتن دین مسیح در ۳۵۴ سال بعد بود که در پی تعیین روزی به عنوان زادروز عیسی مسیح بودند وبر اساس یلدای ایرانی روز تولد میترا زاد روز تولد مسیح اعلام گردید بعد ها چهار روز پس از آن را قرار دادند؛ چرا که یلدا، جشن زایش خدایگان ایزد یا میترا / مهر و تولد خورشید است و از پاسی از شب تا طلوع خورشید بیدار می‌ماندند.. و در خقیقت میترا و مسیح دو مفهوم اند که به یک حقیقت اشاره دارند ، اثار باستانی تایید کننده این حقیقت است از جمله در نقش‌برجسته «اردشير دوم» در طاق بستان كرمانشاه، تصوير ميترا به صورت مَردی كه هاله‌ی نور (اشعه نور) دور سرش وجود دارد، در «سمت چپ» نگاره ديده می‌شود. در حفاری دهها کلیسای قدیمی در قلمرو روم باستان محرابه های ایین مهر با نقش پادشاه خورشید کلاه ( میترا ) در زیر کلیسا ها کشف شد، در ایین مهر عدد ۱۲ مقدس بود و به همین دلیل تعداد حواریون ۱۲ شد که نماد ۱۲ ماه و مهر ایین مهر است که هر ماه سال بنام یکی از انان نامگذاری شده بود امروزه محققان معتقدند که مسیحیت غرب چهارچوب اصلی خود را که به این دین پایداری و شکل بخشیده به ایین میترایسم مدیون است و در واقع مسیحیت دگر دیسی ایین مهر است آرتور كرستين سن، در کتاب ايران در زمان ساسانيان‏، به این حقیقت اشاره کرده است .اگر این حقایق را درک نکنیم از فهم بسیاری از ابیات حافظ که بشدت مهری مذهب بوده دچار خطا خواهیم شد . بر دلم گرد ستم‌هاست خدایا مپسند که مکدر شود آیینه مهرآیینم برخی وجوه مشترک مسیحیت و ایین میترا : میترا خدای نور و ناجی بشریت و، مسیحیت هم در مسیح همین را مشاهده کردند. - میترا و مسیح هر دو پسر خدا هستند.    – میترا و مسیح هر دو از زن آفریده شدند.    – داستان تولد مسیح همان داستان تولد میتراست. ◦    – میترا در غاری تاریک به دنیا آمد و اولین کسانی که فهمیدند، چوپان‌ها بودند که به عنوان هدیه، طلا و مواد معطر و خوشبو آوردند. برای مسیح هم چنین بوده است. نشانه‌های خورشید، صلیب در دایره را می‌توان در صحنه‌های غذاخوری مقدس (تغذیه تقدیس) میترا دید. مراسم نان گرد در کنار میترا که به چهار قسمت تقسیم شد. نان و شراب شیرین، مراسم مقدس میترائیست‌هاست و صدهها وجوه مشترک دیگر …. ✍🏽مسیحا ( mişra / maitre) 🌻 @dr_keshvari

🌻کف میزنی 🌻 کف ﻣﯿﺰﻧﯽ ﺩﻑ ﻣﯿﺰﻧﯽ ﺁﺗﺶ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﯿﺰﻧﯽ ﺟﺎﻧﺎ ﺑﺰﻥ ﺁﺗﺶ بجان ﺑﻪ ﺑﻪ ﭼﻪ ﺯﯾﺒﺎ ﻣﯿﺰﻧﯽ ﺳﺎﺯ ﺩﻟﺖ ﺭﺍ ﮐﻮﮎ ﮐﻦ ﺑﺎ ساقی و جام ﺷﺮﺍﺏ دل‌گشتگان ﺭﺍ ﺗﺎ ﺳﺤﺮ ﺑﺮ ﺩﺍﺭ ﯾﻠﺪﺍ ﻣﯿﺰﻧﯽ ﻣﺴﺘﺎﻧﻪ ﭼﻨﮕﯽ ﻣﯿﺰﻧﯽ ﺩﯾﮕﺮ مزن ﺭﺣﻤﯽ ﻧﻤﺎ ﺍﻣﺸﺐ ﮐﻪ ﻣﻬﻤﺎﻧﺖ ﺷﺪﻡ ﺩﻝ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭﯾﺎ ﻣﯿﺰﻧﯽ  ﺗﻨﺒﻮﺭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺳﺎﺯ ﮐﻦ ﺭﻗﺺ ﺳﻤﺎﻉ ﺍﻏﺎﺯ ﮐﻦ ﺩﺭ ﻭﺍﺩﯼ ﻋﺸﻖ ﻭ ﺟﻨﻮﻥ ﺣﺮﻑ ﺍﻫﻮﺭﺍ ﻣﯿﺰﻧﯽ ﯾﮏ ﺑﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﭼﺸﻢ ﺧﻤﺎﺭ ﮐﻦ ﻣﺴﺖ ﻣﺴﺖ ﺑﯿﻘﺮﺍﺭ ﺩﺭ ﻣﺤﻔﻞ ﺳﯿﻤﯿﻦ ﻭَﺷﺎﻥ ﺟﺎﻡ ﮔﻮﺍﺭﺍ ﻣﯿﺰﻧﯽ مجنون ﺑﯿﺎ ﻭ ﺩﺭﺱ ﻋﺸﻖ ﺩﺭ ﻣﮑﺘﺐ ﻋﺸﺎﻕ بین ﺍﯾﻨﺠﺎ که لیلی حاضر ﺍﺳﺖ ﺫﮐﺮ ﺧﺪﺍﯾﺎ ﻣﯿﺰﻧﯽ ✍🏽مسیحا 🌻 @dr_keshvari

🙏🏼🌻شعر لرى 🌻🙏🏼 من از ایل و تباری مست هستم دهاتی زاده ای یکدست هستم من از ایل خودم با قوم دوشین همان یک حلقه درپیوست هستم درست است این لباسم نیست ستره ولی هرچه پدر را هست هستم اتابک زاده ای بی ادعا که كنار قوم خود دربست هستم تعارف ادعایم نیست مردم که من لر زاده ای یکدست هستم ✍🏽مسيحا 🌻 @dr_keshvari

🌻🌻شعر لرى 🌻🌻 دلم کواویه سی او زمونه آخ سی عشایر دوران گلونه آخ سی عشایر دورون که دوار که وا تپاره رتیم و شکار ایسه دی پیریم هونه نشینیم مشکه ومولار و چش نوینیم ✍🏽مسيحا 🌻 @dr_keshvari

ﮔﻔﺘﯽ ﺑﯿﺎ،ﮔﻔﺘﻢ ﮐﺠﺎ؟ ﮔﻔﺘﯽ ﻣﯿﺎﻥ ﺟﺎﻥ ﻣﺎ ﮔﻔﺘﯽ ﻣﺮﻭ . ﮔﻔﺘﻢ ﭼﺮﺍ؟ ﮔﻔﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﺗﻮﺭﺍ ﮔﻔﺘﯽ ﮐﻪ ﻭﺻﻠﺖ ﻣﯿﺪﻫﻢ.ﺟﺎﻡ ﺍﻟﺴﺘﺖ ﻣﯿﺪﻫﻢ ﮔﻔﺘﻢ ﻣﺮﺍ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺑﺪﻩ . ﮔﻔﺘﯽ ﭼﻮ ﺭﺳﺘﯽ ﻣﯿﺪﻫﻢ ﮔﻔﺘﯽ ﭘﯿﺎﻟﻪ ﻧﻮﺵ ﮐﻦ. ﻏﻢ ﺩﺭ ﺩﻟﺖ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﮐﻦ ﮔﻔﺘﻢ ﻣﺮﺍﻣﺴﺘﯽ ﺩﻫﯽ،ﺑﺎ ﺑﺎﺩﻩ ﺍﯼ ﻫﺴﺘﯽ ﺩﻫﯽ ﮔﻔﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﺴﺘﺖ ﻣﯿﮑﻨﻢ،ﭘﺮ ﺯﺍﻧﭽﻪ ﻫﺴﺘﺖ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﮔﻔﺘﻢ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺍﺯ ﮐﺠﺎ؟ ﮔﻔﺘﯽ ﮐﻪ ﺗﺎ ﮔﻔﺘﯽ ﺧﻮﺩﺁ ﮔﻔﺘﯽ ﮐﻪ ﺩﺭﻣﺎﻧﺖ ﺩﻫﻢ . ﺑﺮ ﻫﺠﺮ ﭘﺎﯾﺎﻧﺖ ﺩﻫﻢ ﮔﻔﺘﻢ ﮐﺠﺎ،ﮐﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺍﯾﻦ؟ﮔﻔﺘﯽ ﺻﺒﻮﺭﯼ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﯾﻦ ﮔﻔﺘﯽ ﺗﻮﯾﯽ ﺩﺭﺩﺍﻧﻪ ﺍﻡ . ﺗﻨﻬﺎ ﻣﯿﺎﻥ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﻡ ﻣﺎﺭﺍ ﺑﺒﯿﻦ،ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﺒﯿﻦ ﺩﺭﻋﺎﺷﻘﯽ ﯾﮑﺪﺍﻧﻪ ﺍﻡ ﮔﻔﺘﯽ ﺑﯿﺎ . ﮔﻔﺘﻢ ﮐﺠﺎ. ﮔﻔﺘﯽ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺑﻘﺎ ﮔﻔﺘﯽ ﺑﺒﯿﻦ. ﮔﻔﺘﻢ ﭼﻪ ﺭﺍ؟ﮔﻔﺘﯽ ﺧﺪﺍﺭﺍ ﺩﺭ ﺧﻮﺩآ ✍🏽مسیحا 🌻 @dr_keshvari

اگر خواهی شفا یابی و درمان مسیحا را مکن از یاد پنهان طبيب عشق و مردم غافل از او همه در درد و رنجند و به‌افغان شاعر : مسیحا 🌻 @dr_keshvari

خفته ها ! زنگ چیز خوبی نیست شیشه ها ! سنگ چیز خوبی نیست وصله ها را به من بچسبانید به شما انگ چیز خوبی نیست هان! که عاشق نشو نمی دانی که «دل تنگ» چیز خوبی نیست شیخ ما گوش با سه‌تار سپرد، گفت : آهنگ چیز خوبی نیست شاهبازی به خون تپید و نوشت: حجرۀ تنگ چیز خوبی نیست گفت: خونین کفن چه معنا داشت؟ پسرم! جنگ چیز خوبی نیست ✍🏽مسیحا 🌻 @dr_keshvari

ﺩﺭ ﻧﺴﯿﻢ صبحگاه ﺁﻫﺴﺘﻪ ﺑﻮﺳﯿﺪﻡ ﺗﻮﺭﺍ ﻣﯽ ﺷﮑﻔﺖ ﺍﺯ ﺩﺍﻣﻨﺖ ﺭﻧﮕﯿﻦ ﮐﻤﺎﻥ، ﭼﯿﺪﻡ ﺗﻮﺭﺍ ﭼﻨﮓ ﺩﺭ ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﮔﯿﺴﻮﯼ ﺗﻮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻢ ﻧﺖ ﺑﻪ ﻧﺖ ﺁﺭﺍﻡ، ﻣﯽرقصید ﻭ ﺭﻗﺼﯿﺪﻡ ﺗﻮﺭﺍ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯼ ﻗﻬﻮﻩ ﺍﯼ،،،،ﯾﮏ ﻗﻬﻮﻩ ﮔﺎﻫﯽ ﺯﻧﺪﮔﯿﺴﺖ ﭘﺸﺖ ﻫﻢ ﻓﻨﺠﺎﻥ ﺑﻪ ﻓﻨﺠﺎﻥ ﺁﻩ، ﻧﻮﺷﯿﺪﻡ ﺗﻮﺭﺍ ﺑﻮﺳﻪ ﻫﺎﯾﺖ ﺩﺍﻧﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﺩﺭ ﺯﻣﯿﻦ ﺗﺸﻨﻪ ﺑﻮﺩ ﭘﯿﭽﮑﯽ ﺩﺭ ﻣﻦ ﺑﻪ ﭘﺎ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ، ﭘﯿﭽﯿﺪﻡ ﺗﻮﺭﺍ ﻋﺸﻖ ﺯﯾﺮ ﭘﻮﺳﺘﻢ ﭼﻮﻥ ﻧﻮﺭ ﺩﺭ ﻗﻠﺒﻢ ﺩﻭﯾﺪ ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺐ ﺁﺑﺴﺘﻦ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ، ﺗﺎﺑﯿﺪﻡ ﺗﻮﺭﺍ ﺗﻦ ﺑﻪ ﺗﻦ ﯾﮏ ﺗﻦ ﺷﺪﯾﻢ ﻭ ﺩﺭ ﺗﺐ ﻫﻢ ﺳﻮﺧﺘﯿﻢ ﮔﻢ ﺷﺪﻡ، ﺩر پیش ﺧﻮﺩ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ ﺗﻮﺭﺍ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺣس کردم ﺧﺪﺍ هر لحظه پشتیبان ﻣﺎﺳﺖ ﺑﺎ ﺗﻮ شور ﺩﯾﮕﺮی دیدم،... ﭘﺮﺳﺘﯿﺪﻡ ﺗﻮﺭﺍ در خیالم ﺳﺎﺧﺘﻢ ﻗﺎﯾﻖ ﺑﻪ ﺁﺏ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻢ ﻫﺮ ﻃﺮﻑ ﻓﺎﻧﻮﺱ ﻋﺸﻘﺖ ﺑﻮﺩ، ﭼﺮﺧﯿﺪﻡ ﺗﻮﺭﺍ ﺑﯿﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍﻩ ﻣﯿﺮﻓﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﻧﺸﻨﺎﺧﺘﺖ ﺩﺭ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ، ﮐﻮﭼﻪ، ﺩﺭﯾﺎ، ﺩﺷﺖ ﻫﺎ... ﺩﯾﺪﻡ ﺗﻮﺭﺍ ﻫﺮ ﮔﻠﯽ در بوستان، ﺗﻔﺴﯿﺮ چشمان ﺗﻮ ﺑﻮﺩ ﺩﻭﺧﺘﻢ ﭘﯿﺮﺍﻫﻨﯽ ﺍﺯ ﮔﻞ - ﻭَ ﭘﻮﺷﯿﺪﻡ ﺗﻮ ﺭﺍ... ✍🏽مسیحا 🌻 @dr_keshvari

🌻🌻چيز خوبى نيست 🌻🌻 خفته ها ! زنگ چیز خوبی نیست شیشه ها ! سنگ چیز خوبی نیست وصله ها را به من بچسبانید به شما انگ چیز خوبی نیست هان عاشق نشو نمی دانی که «دل تنگ »چیز خوبی نیست آخوند از پیش یک سه تار گذشت گفت : آهنگ چیز خوبی نیست نبشته بر بال طائر بخون تپیده ای آدمی سلول تنگ چیز خوبی نیست گفته بودی« خونین کفنان » یعنی چه جان دلم! جنگ چیز خوبی نیست

علت علاقه حافظ به زرتشت و ایین زرتشتی سخنران : دکتر عیسی کشوری 🌻 @dr_keshvari

رسم این دنیاچنين است آنکه آمد رفتنی ست بعدِ رفتن ، اندكى نامى به لبها ماندنی ست تا توانی هیچ كس از خود مرنجان و مرنج آنکه بالاتر نشیند ، آخرش افتادنی ست عمر تو صد سال هم باشد ولی خواهیم رفت شیشه ی عمر گران هم عاقبت بشکستنی ست مال، در یک شب به باد و تن به یک تب بر فناست عاقبت دارايی ما بر کسان  بسپردنی ست دل مبندی بر حتام و مالِ دنیا! بی وفاست رخت زَربَفْت ار بپوشی سیم و زر نابردنی ست بشنو این یک نكته از اسرار چرخ  روزگار: نقش تصويريست لرزان كو ثباتش منحنیست رنج‌ها بيهوده برى تا حريصى در طلب تا رها شو ز اين و آن! پند من بشنفتنيست راز دنیا: «شاد بودن» این ثبات واقعی است  تا نگویی راز با كس! سرّ تتق نا گفتنيست شاعر : مسيحا دكتر عيسي كشورى 🌻 @dr_keshvari

🌻🌻اجتماع بدى ها 🌻🌻 از بنـی آدم  کــه  مـی گفتند اعضـای همنـد تک  تکِ اعضای آن با هم غریبند و غریب عضـوی از مـا هـم اگـر بـا روزگـار آزرده شـد، بیش از مرهم به دل زخمش نصیب است و نصیب روی دست بیکسی هایت اگر مُردی چه سود؟! بعد مرگ تو رسد آن کو طبیب است و طبیب بی خبر از درد و محنت های  همنوعِ خـودی همزبانی نیست! رنج ما صلیب است و صلیب دوستی هـا کم شدند و دشمنی ها بی شمـار انتـظاری نیست از اوکه فریب است و فریب در سـراشیبی و بـالا رفتـن از ایـن شیبِ تنـد نارفیقی بر فــراز و نـا نجیب و نا نجیب ایـن دو روز عمـر هم دیگر بـه کـام ما نشد شادمانی کسر و غصه جمع و غمناکی ضریب کاروان زندگی شد هم رقابت در بــدی اجتماع این بدیها بس عجیب است و عجیب   سعدیـا افسـانـه شد دیگـر گلستان شما این مسیحا هم برید از خلق. دردی بس مهیب ✍🏽مسيحا دكتر عيسى كشورى 🌻 @dr_keshvari

اگر شراب خوری جرعه‌ای فشان بر خاک از آن گناه که نفعی رسد به غیر چه باک برو به هر چه تو داری بخور دریغ مخور که بی‌دریغ زند روزگار تیغ هلاک به خاک پای تو ای سرو نازپرور من که روز واقعه پا وامگیرم از سر خاک تفسير عزل ٢٩٩ ديوان حافظ سخنران : دكتر عيسي كشورى 🌻 @dr_keshvari