228
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
228
Repost from موسیقی و مهارت
📌"راپسودی"
● آهنگساز: #احمد_پژمان
● اجرا: ارکستر نورنبرگ
● رهبر ارکستر: #علی_رهبری
● اجرای صوتی به همراه پارتیتور
قطعهی "راپسودی" در نوار کاست و لوحفشردهی "حماسه"، بهنام "حماسه" نیز مطرح شده است.
صفحهی اینستاگرام موسیقی و مهارت
@musicandcraft
228
Repost from سینما پارادیـزو
▪️جان برجر
ـــ محتوای یک اثر هنری، طبیعت، پیکر یا سر نقاشی شده نیست، بلکه تاریخ ناکامل خیره شده نقاش به آن است.
— John Berger draws Tilda Swinton
— The Seasons in Quincy: Four Portraits of John Berger (2016) – A five-year project by Tilda Swinton, Colin MacCabe and Christopher Roth.
🎥 @CinemaParadisooo
228
خانهی دو اتاقهی ما در کوچهی کاردینال لوموئن بود . آب گرم و هیچ گونه امکانات داخلی نداشت، مگر یک دبه مایع ضدعفونی که برای کسی که به مستراحهای بیرون از خانهی میشیگان عادت داشت، ناراحتکننده نبود. خانه، با چشمانداز زیبا و تشک خوب و فنرداری که در کف اتاق می انداختیم و عکسهایی که دوست داشتیم و به دیوارها میآویختیم، خانه شاد و بانشاطی بود ، وقتی با کتابها به خانه رسیدم ، از کتابفروشی محشری که پیداکردهبودم به همسرم گفتم. گفت: "ولی تاتی، باید همین بعدازظهر بروی و پولشان را بدهی ." ـ البته، میروم ، هر دو با هم میرویم و بعد، از کنار رودخانه و از خیابان ساحلی قدمزنان بر میگردیم . ـ بیا برویم خیابان سن و نگاهی به نمایشگاهها و ویترین مغازهها بیندازیم. ـ حتما گ. هر جا بخواهی قدم میزنیم و میتوانیم به کافه ی تازهای که توش نه ما کسی را بشناسیم و نه کسی ما را، برویم و یک لیوان بنوشیم . ـ میتوانیم دو لیوان بنوشیم. ـ بعد هم می رویم جایی مینشینیم و غذا میخوریم. ـ نه، فراموشنکن که باید پول کتابفروشی را بدهیم. ـ برمیگردیم خانه و همین جا غذا میخوریم و دلی از عزا در میآوریم و از آن تعاونی که از پنجره پیداست و قیمت شراب بن را روی پنجرهاش نوشته شراب میخریم و مینوشیم. بعد کتاب میخوانیم و به تخت می رویم و عشق بازی میکنیم. ـ هرگز عاشق هیچکس جز خودمان نمیشویم . ـ نه هرگز ـ چه بعدازظهر و غروب قشنگی، حالا بهتر است ناهار بخوریم . گفتم: " گرسنهام . توی کافه فقط با یک قهوهی خامهدار کارکردم . " ـ چطور از آب در آمده، تاتی؟ ـ به نظرم خوب است ، امیدوارم باشد ، ناهار چی داریم ؟ ـ تربچه و جگر گوسالهی عالی با پوره سیب زمینی و سالاد آندیو . شیرینی سیب. ـ و تمام کتابهای دنیا را برای خواندن داریم، هر وقت هم که سفر رفتیم میتوانیم با خودمان ببریمشان. ـ این کار شرافتمندانه ست؟ ـ البته ـ آثار هنری جیمز را هم دارد ؟ ـ البته ـ وای خدایا ! چه خوشبختیم که چنین جایی پیدا کردهای! گفتم : " ما همیشه خوشبختیم " و احمق بودم که به تخته نزدم. در آن آپارتمان، هر گوشهای را که نگاه میکردی؛ تخته بود که بشود به آن کوبید ...———————————— پاریس، جشنِ بیکران / ارنست همینگوی ترجمه : فرهاد غبرایی 👁️ @alate11
