en
Feedback
سینما پارادیـزو

سینما پارادیـزو

Open in Telegram

ـــ سینما سرزمین من است نه شغل من ـــ سینما، هنر، ادبیات، فلسفه و بیشتر Admin: @Mooso

Show more

📈 Analytical overview of Telegram channel سینما پارادیـزو

Channel سینما پارادیـزو (@cinemaparadisooo) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 22 586 subscribers, ranking 12 884 in the Movies category and 15 044 in the Iran region.

📊 Audience metrics and dynamics

Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 22 586 subscribers.

According to the latest data from 07 September, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by 315 over the last 30 days and by 8 over the last 24 hours, overall reach remains high.

  • Verification status: Not verified
  • Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 15.48%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 7.80% reactions from the total number of subscribers.
  • Post reach: On average, each post receives 3 494 views. Within the first day, a publication typically gains 1 761 views.
  • Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 36.
  • Thematic interests: Content is focused on key topics such as سینما, فیلم, چیز, وقت, اثر.

📝 Description and content policy

The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
ـــ سینما سرزمین من است نه شغل من ـــ سینما، هنر، ادبیات، فلسفه و بیشتر Admin: @Mooso

Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 08 September, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Movies category.

22 586
Subscribers
+824 hours
+657 days
+31530 days
Posts Archive
▪️آکیرا کوروساوا ـــ تنها زمانی احساس کردم آثارش را به‌درستی دریافته‌ام که با خودِ ساتیاجیت رای روبه‌رو شدم. چشمانی شبیه به س
▪️آکیرا کوروساوا ـــ تنها زمانی احساس کردم آثارش را به‌درستی دریافته‌ام که با خودِ ساتیاجیت رای روبه‌رو شدم. چشمانی شبیه به سیاه‌گوش داشت؛ آه، عجب جنتلمن باشکوه و باوقاری بود! در جشنوارهٔ فیلم ونیز، فیلمِ من سریر خون به پاتر پانچالی (۱۹۵۵) او باخت. به شما اطمینان می‌دهم که این تصمیم کاملاً و مطلقاً درست و به‌حق بود! — Akira Kurosawa & Satyajit Ray at the Venice Film Festival, 1982. #️⃣ #Venice_Memories 🎥 @CinemaParadisooo

▪️ژیل دلوز ـــ حرکت-تصویر ـــ سینما توصیف نوعی پیکر است که همواره در حال شکل‌گیری یا محوشدن از طریق خطوط و نقاط در لحظات هرجوره‌ی مسیرهایشان به دست می‌آید… سینما به ما پیکری ارائه نمی‌کند که در لحظه‌ای منحصر به فرد توصیف شده است، بلکه تداوم حرکت را عرضه می‌کند، تداومی که پیکر را توصیف می‌کند. ▪️ژان-کلود کری‌یر ـــ سینما زبان است؟ ـــ گاهی اوقات می‌شنویم که می‌گویند «سینما هنر تصویر است.» این عبارت هیچ معنایی ندارد. اگر هنری در حوزه‌ی تصویر وجود داشته باشد، باید در نقاشی سراغ آن را گرفت و در عکاسی. اما سینما چیز دیگری نیز هست و قبل از هر چیز، همان‌طور که از نامش برمی‌آید، حرکت است؛ شیوه‌ای‌ است برای به حرکت درآوردن تصاویر و صداها. — Cinema in Motion: A History of Film. • A two-minute journey through over a century of film history, inspired by the climax of Damien Chazelle’s 'Babylon'. 🎥 @CinemaParadisooo

▪️سوزان سانتاگ ـــ از گفت‌وگو با جاناتان میلر ــ بی‌بی‌سی ـــ گاهی صرفاً فکر می‌کنم علتش این است که فیلم‌های خوب بیشتری در قیاس با کتاب‌های خوب وجود دارد ـــ به گمانم خیلی فیلم‌های خوبِ بیشتر. سینما از این آزادی برخوردار است که با انواع و اقسام چیزها، حتی با ایده‌ها، روبه‌رو شود؛ و به نظرم این غافلگیرکننده‌ترین و شگفت‌آورترین پیشرفتِ آن است. البته این اتفاق بسیار نادر رخ می‌دهد، اما در فیلم گذران زندگی (۱۹۶۲) گدار ـــ به باور من، آن اثری خارق‌العاده است چون به‌شکلی به‌راستی کارآمد و رسا، فیلمی روشنفکرانه و فکری است. دربارهٔ تفاوت میان لایهٔ بیرونی و جهانِ درونی یک انسان است. شاید این حرف خیلی پرطمطراق و متظاهرانه به نظر برسد، اما در فیلم واقعاً جواب داده و از کار درآمده است. دیده‌اید فیلم را، نه؟ ▫️Vivre Sa Vie (1962) ▫️Dir. Jean-Luc Godard 🎥 @CinemaParadisooo

▪️فیلم گذران زندگی (۱۹۶۲) ساختهٔ ژان-لوک گدار، پس از جدالی با مقامات ایتالیایی بر سر چند نمای برهنگی ـــ که گدار در نهایت آن‌ها را از نسخهٔ اکران حذف کرد ـــ در جشنوارهٔ فیلم ونیز پذیرفته شد. فیلم پس از نمایش با هو کردنِ تماشاگران روبه‌رو گردید؛ چرخشِ لحن این اثر در قیاس با کارهای پیشین گدار که ردپای اسلوب‌های هالیوودی در آن‌ها مشهود بود، تماشاگران را گیج و برآشفته می‌کرد. با این همه، فیلم در تمام طول روز به کانون اصلی همهٔ گفت‌وگوها در فستیوال بدل شد و سرانجام دو جایزه را از آن خود کرد؛ جایزهٔ منتقدان و جایزهٔ ویژهٔ هیئت داوران. وقتی یکی از منتقدان از گدار پرسید چرا شخصیت‌های فیلم این‌قدر زیاد حرف می‌زنند، او پاسخ داد: «درست مثل زندگی واقعی؛ آدم‌ها وقتی حرف‌های زیادی برای گفتن داشته باشند، زیاد حرف می‌زنند... من آنچه را که باید بگویم خودم به زبان نمی‌آورم، بلکه از دهان شخصیت‌هایم بیان می‌کنم؛ و به همین خاطر است که آن‌ها تا این اندازه به تفصیل و فراوانی سخن می‌گویند.» ــــ از کتاب همه‌چیز یعنی سینما: زیستِ کاریِ ژان-لوک گدار ــ ریچارد برودی #️⃣ #Venice_Memories 🎥 @CinemaParadisooo

▪️داريو آرجنتو ـــ در مصاحبه با پرانو بیلی ــ باند (۲۰۲۳) ـــ در دهه ۱۹۶۰، من در پاریس تحصیل می‌کردم و وقتی کلاس‌هایم ساعت چهار بعدازظهر تمام می‌شد، به سینماتک می‌رفتم. آنجا بود که سینما را کشف کردم، سینمای واقعی. اکسپرسیونیسم آلمانی را کشف کردم، برخی وسترن‌های جان فورد را کشف کردم، و فیلم‌های فوق‌العاده زیادی را دیدم. آن زمان عاشق سینمای آمریکا شدم ـــ البته فیلم‌هایی که منتقدان آمریکایی چندان دوست نداشتند و آنها را تجاری می‌دانستند. به نظر من حیرت‌انگیز بودند. کشف آلفرد هیچکاک لحظۀ شگفت‌انگیزی بود. یادم می‌آید اولین باری که روانی (۱۹۶۰) را دیدم. وقتی نمایش فیلم تمام شد، فوراً رفتم دوست‌دخترم را آوردم و دوباره فیلم را تماشا کردیم. هیچکاک یکی از بزرگترین‌هاست، او به من راهی برای فیلمسازی آموخت که بی‌نظیر بود: شیوۀ قصه‌گویی‌اش، نحوۀ روایت کردن با تصاویر. در پاریس همچنین موج نو را کشف کردم. آن کارگردان‌ها روش روایت فیلم‌ها، مونتاژ، احساسات و خشونی را که شخصیت‌ها با آن با یکدیگر برخورد می‌کردند را تغییر دادند ـــ یک زن شوهردار (۱۹۶۴) گدار را در نظر بگیرید! حتی فیلم‌های لطیف‌تری مثل فیلم‌های تروفو، که ممکن بود بسیار متفاوت باشند، اما همان روح را داشتند و همان عشق به سینما را بیان می‌کردند. شب آمریکایی (۱۹۷۳) به نظر من یک شاهکار است. 🎥 @CinemaParadisooo 🎥 @CinemaParadisooo

▪️داريو آرجنتو ـــ در مصاحبه با مالکوم پاگانی ــ مجله GQ ایتالیا ــ فوریه ۲۰۲۱ ـــ تصمیم برای تبدیل شدن به یک کارگردان سینما،
▪️داريو آرجنتو ـــ در مصاحبه با مالکوم پاگانی ــ مجله GQ ایتالیا ــ فوریه ۲۰۲۱ ـــ تصمیم برای تبدیل شدن به یک کارگردان سینما، پس از دیدار با سرجو لئونه در من شکل گرفت. سرجو، چه در فیلم‌هایش و چه در زندگی واقعی، اهل حرف‌های طولانی نبود. او با تصاویر و نماها حرف می‌زد. به زبان سینما سخن می‌گفت. انسانی شهودی بود و استعدادی ذاتی برای تشخیص آدم‌های بااستعداد داشت. اگر ارزشی در کسی بود، سرجو در لحظه آن را می‌فهمید. ▫️Dario Argento — 7 September 1940 – present. 🎥 @CinemaParadisooo

▪️مارتین اسکورسیزی ـــ سینما ترکیبی است از آن چیزی که درون قاب تصویر می‌بینید و هر آنچه بیرون از آن است. — A short video compilation of some of the famous movie shots & how they were filmed. 🎥 @CinemaParadisooo

▪️الکساندر گوردون دربارهٔ این عکس مشهور که در بیست‌وسومین دورهٔ جشنوارهٔ فیلم ونیز در سال ۱۹۶۲ ثبت شد، می‌نویسد: «...دیدنِ آندری در حال دریافت جایزهٔ اصلی در ونیز؛ چهره‌اش می‌درخشید، و وجد و شورِ ناشی از این دیده‌شدن و اعتنا، تمامِ خویشتن‌داری‌اش را می‌شکست و گویی از تاروپودِ تاکسیدوی اجاره‌ای‌اش بیرون می‌زد...» با این حال، عکس نشان می‌دهد که او تنها برندهٔ میدان نبود. در کنار تارکوفسکی، شیر طلایی دیگری در دستان یک کارگردان ایتالیایی قرار دارد؛ فیلم‌سازی برآمده از عصر نئورئالیسم که پیوسته از مرزهای فرمال و ژانریِ آن فراتر رفت و استادِ مسلمِ اقتباس سینمایی از شاهکارهای ادبی بود: والریو زورلینی. در تاریخ «موسترا» (جشنواره فیلم ونیز) مواردی بوده که جایزهٔ بزرگ به طور هم‌زمان به دو اثر تعلق گرفته است؛ رخدادی که در سال‌های ۱۹۵۹، ۱۹۸۰، ۱۹۹۳ و ۱۹۹۴ تکرار شد. حتی در سال ۱۹۴۸، سه فیلم‌ساز یعنی رابرت فلاهرتی، جان فورد و لوکینو ویسکونتی این پیروزی را شریک شدند. در سال ۱۹۶۲ نیز تصمیم هیئت داوران در ونیز فوق‌العاده دشوار بود؛ چرا که افزون بر تارکوفسکی (کودکی ایوان) و زورلینی (خاطرات خانواده)، بخش مسابقه شامل آثاری غول‌آسا بود: محاکمه اثر اورسن ولز، ماما روما اثر پیر پائولو پازولینی، گذران زندگی اثر ژان-لوک گدار، آدم‌ها و حیوانات اثر سرگی گراسیموف، چاقو در آب اثر رومن پولانسکی، و لولیتا اثر استنلی کوبریک (که کارزار تبلیغاتی‌اش بسیار چشم‌گیر بود و کافی بود نگاهی به انبوه مهمانان جشنواره با عینک‌های آفتابیِ قلبی‌شکل بیندازید...). بی‌هیچ اغراقی، آن سال یکی از درخشان‌ترین و استثنایی‌ترین سال‌ها در تاریخ سینما بود. تمامی این فیلم‌ها از آزمون زمان سربلند بیرون آمدند؛ برخی پایه‌گذار ژانرهایی نو شدند و به نسل‌ها آموختند که به گویش‌های متفاوتی از زبان سینما سخن بگویند. چیزهای بزرگ از فاصله و در گذر زمان بهتر دیده می‌شوند، و ابعاد پیروزی تارکوفسکی با گذشت سال‌ها آشکارتر و تابناک‌تر شده است. اما والریو زورلینی از آن دسته هنرمندانی است که شهرت و میزان شناخته‌شدنش هرگز هم‌پای این عظمت پیش نرفت. «خاطرات خانواده» که در این رقابت ستایش شد، یکی از بهترین آثار اوست. بسیاری از منتقدان آن را قلهٔ بی‌چون‌وچرای کارنامهٔ او می‌دانند؛ گویی آخرین فیلمش را یکسره از یاد برده‌اند: اقتباس درخشان از رمان دینو بوتزاتی، یعنی «صحرای تاتارها». اما این فراموشی تا حدی قابل‌درک است؛ این دو اثر بیش از اندازه با هم تفاوت دارند، چندان که گویی به دست دو کارگردانِ کاملاً متفاوت ساخته شده‌اند. با این حال، تک‌تک فیلم‌های زورلینی به شکلی چشم‌گیر با اثر قبلی‌اش متفاوت است؛ گویی این مؤلف مدام زوایای دید و چشم‌اندازهایی تازه برمی‌گزید. این همان چیزی است که معمولاً از آن با عنوان «مسیر آفرینش هنری» یاد می‌شود؛ تعبیری که به‌ندرت تا این پایه برازندهٔ کارنامهٔ یک فیلم‌ساز بوده است. زورلینی تنها پس از ساخت «صحرای تاتارها» بود که به این مسیر پایان داد و در سال ۱۹۸۲ در ورونا به زندگی خود خاتمه بخشید. ــــ برگرفته و تلخیص‌شده از کتاب «مسیرهای ایتالیاییِ آندری تارکوفسکی» نوشتهٔ لِو نائوموف. — "Family Diary" film director Valerio Zurlini, the producer Goffredo Lombardo & "Ivan's Childhood" director Andrei Tarkovsky – Venice, 1962. 🎥 @CinemaParadisooo 🎥 @CinemaParadisooo

▪️سرگئی پاراجانف ـــ از طریق عشق از جهان انتقام خواهم گرفت. 🎥 @CinemaParadisooo
▪️سرگئی پاراجانف ـــ از طریق عشق از جهان انتقام خواهم گرفت. 🎥 @CinemaParadisooo

▪️پل تامس اندرسن در نبرد پشت نبرد، اقتباس سینمایی از رمان تامس پینچن، برای خلق هیولای امنیتی خود سرهنگ استیون جی. لاک‌جا با بازی شان پن دو کهن‌الگوی آمریکایی را به هم پیوند زده است: وینس مک‌ماهون، نماد قلدریِ صحنه‌سازی‌شده و توهم تسلط مذکر در فرهنگ عامه، و پل ولف‌ویتز، معمار نومحافظه‌کار جنگ و نماد میلیتاریسم پنهانکار پنتاگون در دولت بوش. نتیجه، تجسمی هولناک از قدرت پوشالی و قلدری بوروکراتیک است؛ جایی که اداهای نمایشی رینگ کشتی‌کج به ژست‌های گروتسک سیاستمداران گره می‌خورد. این تلفیق دقیقاً بازتابندهٔ جوهرهٔ هجو سیاسی در جهان پینچن است؛ عریان کردن بلاهت، شکنندگی و رفتارهای شنیع در خلوت کسانی که در ملاءعام تصمیم به نابودی جهان می‌گیرند. — When Paul Thomas Anderson paid homage to Fahrenheit 9/11 (2004) in One Battle After Another (2025). 🎥 @CinemaParadisooo

▪️بلز پاسکال ـــ تمامِ بدبختی‌های بشر تنها ریشه در یک ضعف دارد: ناتوانیِ او در نشستنِ خاموش و بی‌دغدغه در کنجِ خلوت خویش. ▫️Nostalghia (1983) ▫️Dir. Andrei Tarkovsky 🎥 @CinemaParadisooo

▪️دنی ویلنوو ـــ من شناختی از فرهنگ عرب نداشتم. منظورم این است که چیزهایی می‌دانستم، اما به هیچ وجه کارشناسِ آن نبودم! و من چیزی از جنگ نمی‌دانم. آن‌چه حقیقتاً تا این اندازه مرا مجذوبِ نمایشنامه کرد، حرفی بود که دربارهٔ مفهوم خانواده می‌زد. فیلم‌برداریِ آن صحنه‌های جنگی در برابر چشمِ انسان‌هایی که تنها چند ماه قبل وسطِ یک جنگ واقعی زیسته بودند، مسئولیتی بس سنگین بود. اما آن‌ها گفتند: "نه، برای ما ماجرا درست برعکس است. بسیار اهمیت دارد که این‌گونه روایت‌ها بر پردهٔ سینما جان بگیرند." آدم‌های زیادی به من گفتند که ما باید این فیلم را به فرزندانمان نشان دهیم تا بفهمند چه روزگاری بر ما گذشته است. آن‌ها می‌گفتند: "ما هرگز دربارهٔ این پاره از تاریخمان حرف نمی‌زنیم. در مدارس، تاریخ را تنها تا سال ۱۹۷۵ به بچه‌ها یاد می‌دهند؛ بعد از آن، دوره‌ای است که نام بردن از آن تابو به شمار می‌رود." 📅 | On this day, 16 years ago, "Incendies" (2010) premiered at the Venice Film Festival, Italy. 🎥 @CinemaParadisooo

▪️تقابل دو غول سینما در لیدو ونیز ـــ در ۹ سپتامبر ۱۹۸۳، فضای چهلمین جشنوارهٔ فیلم ونیز میزبان یکی از ماندگارترین رویارویی‌ها
▪️تقابل دو غول سینما در لیدو ونیز ـــ در ۹ سپتامبر ۱۹۸۳، فضای چهلمین جشنوارهٔ فیلم ونیز میزبان یکی از ماندگارترین رویارویی‌های تاریخ سینما بود؛ جایی که «و کشتی به راهش ادامه می‌دهد» اثر فدریکو فلینی در برابر «نام کوچک: کارمن» ساختهٔ ژان-لوک گدار قرار گرفت. پس از آن‌که هیئت داوران شیر طلایی را به گدار اهدا کردند، لحظه‌ای درخشان، رندانه و آمیخته به احترام میان این دو مؤلف بزرگ رقم خورد. فلینی با همان صمیمیت، طنز همیشگی و لحن پدرانه‌اش رو به گدار گفت: «آفرین، ژانو! (لقب صمیمانهٔ گدار)» و گدار در پاسخی سرشار از شیطنت فرانسوی، فروتنی در برابر استاد و شوخ‌طبعی گزنده‌اش گفت: «شرمنده‌ام استاد (مایسترو)، تعمدی در کار نبود این گفت‌وگوی کوتاه، چکیده‌ای از روح مدرنیسم سینمایی بود؛ دیالوگی میان دو قطب از سینمای ایتالیا و فرانسه که رقابت بر سر جوایز را با رفاقت و شوخ‌طبعی بدرقه کردند. — Federico Fellini and Jean-Luc Godard – Venice Film Festival (1983) #️⃣ #Venice_Memories 🎥 @CinemaParadisooo

▪️مصاحبه‌کننده: جیب‌برِ شما کیست؟ ▫️روبر برسون: مرد جوانی که وسوسهٔ دزدی به جانش افتاده است. او در برابر این وسوسه دست‌وپنجه نرم می‌کند و سپس تسلیمش می‌شود. او تئوری‌های اجتماعی‌سیاسی گوناگونی سرهم کرده تا کارش را توجیه کند. او همچنین مجذوب تردستی و شعبده‌بازی است... همهٔ این‌ها در پاریس رخ می‌دهد. می‌خواهم به شکلی ملموس نشان دهم که چگونه مسیرهایی که در زندگی پیش می‌گیریم، همواره به مقصدی نمی‌رسند؛ منظورم مقصدی است که انتظارش را داشتیم. دلم می‌خواهد فیلمی بسازم از دست‌ها، نگاه‌ها و اشیاء؛ و هرآنچه را که خصلت تئاتری دارد پس بزنم. تئاتر سینما را می‌کشد و سینما تئاتر را نابود می‌کند. در سینما، این "انسان" است که به او نیازمندیم... ▫️Pickpocket (1959) ▫️Dir. Robert Bresson 🎥 @CinemaParadisooo

▪️"Everything will be fine. Everything will fall into place. Except it won't." ▫️Oslo, August 31st (2011) (2011) ▫️Dir. Joachim Trier 🎥 @CinemaParadisooo

کارگاه «نمایشنامه‌نویسی: ساختار و دیالوگ» 🔻همراه با مصطفی مستور 🔻سه‌شنبه‌ها 🔻ساعت ۱۷ تا ۱۹ 🔻۳ جلسه حضوری و آنلاین شروع از
+1
کارگاه «نمایشنامه‌نویسی: ساختار و دیالوگ» 🔻همراه با مصطفی مستور 🔻سه‌شنبه‌ها 🔻ساعت ۱۷ تا ۱۹ 🔻۳ جلسه حضوری و آنلاین شروع از ۱۰ شهریور در این کارگاه ۱۰ گام اصلی نگارش نمایشنامه را مرور می‌کنیم و به مسائلی چون طرح و عنصر ناسازگاری در نمایشنامه، شخصیت‌پردازی، دیالوگ‌نویسی و مونولوگ‌نویسی می‌پزدازیم. برای ثبت‌نام و اطلاعات بیشتر با شماره‌ی 09926229077 تماس بگیرید یا به آی‌دی @TameshkArtSchooll در تلگرام پیام دهید.⁩

▪️پردهٔ مایا (The Veil of Maya) که آرتور شوپنهاور از آن به مثابه تقابل و پیوندی وهم‌آلود میان واقعیت و بازنمایی‌اش یاد می‌کرد. «حکمت کهن هندوان می‌گوید: این "مایا" یا همان پردهٔ فریب است که بر چشمانِ آدمیانِ فانی سایه می‌افکند و وامی‌داردشان تا جهانی را ببینند که نه می‌توان گفت هست و نه می‌توان گفت نیست؛ چرا که درست به رؤیا می‌ماند، به بازتاب آفتاب بر پهنهٔ شن‌زار که رهگذر از دوردست آن را آب می‌پندارد، یا حبل و ریسمانی افتاده بر خاک که آن را ماری می‌انگارد.» ـــ مایا درن با نام اصلی‌ الئونورا درنکوفسکایا ـــ نام هنری «مایا» را با الهام مستقیم از همین مفهوم هندی و کهن برگزید که با فرم فیلم پیوندی بنیادین دارد. فیلم دقیقاً همان بازی شوپنهاوری با «جهان به مثابه بازنمایی» است؛ جایی که اشیا روزمره (کلید، چاقو، گل، آینه) از کارکرد مادی‌شان جدا می‌شوند و میان رؤیا و بیداری، هستی و نیستی، تکرار و تکثیر می‌گردند. — Meshes of the Afternoon (1943) directed by wife and husband team Maya Deren and Alexander Hammid. 🎥 @CinemaParadisooo

▪️پدرو آلمودوار ـــ همواره در احاطهٔ هنر و دیزاین زیسته‌ام؛ این چیزی است که نه‌تنها برای کار کردن، بلکه برای زندگی کردن به آن نیاز دارم. برای من، مبلمان و اشیاء درست به اندازهٔ بازیگران اهمیت دارند. اغلب یک تکه مبلمان، یک چراغ یا شیئی را می‌خرم که در آن لحظه کاربردی برایم ندارد، صرفاً به این خاطر که از آن خوشم می‌آید و می‌دانم که سرانجام روزی راهش را به یکی از فیلم‌هایم باز خواهد کرد. ـــ فضاهای بسته در آثار آلمودوار، با رنگمایه‌های تند، فرمِ مبلمان‌های خاص و هندسهٔ دقیق صحنه، درامِ روانی فیلم را معماری می‌کنند. در این مجموعهٔ تصویری، گلچینی از برجسته‌ترین طراحی‌های صحنهٔ او را مرور می‌کنیم. — Designing Desire: Pedro Almodóvar. 🎥 @CinemaParadisooo

▪️الکساندر ساکوروف ـــ تقدیس و ستایشِ نهاد قدرت از دیرباز در عمقِ آگاهیِ جامعهٔ بشری رسوخ کرده است. و دشوار بتوان تصور کرد که امروزه چه باید کرد تا مردم باور کنند قدرت ودیعه‌ای از جانب خداوند نیست. ▫️Kagemusha (1980) ▫️Dir. Akira Kurosawa 🎥 @CinemaParadisooo

▪️اسلاوی ژيژک ـــ امروزه در بسیاری از جوامع، یکی از راه‌های رسیدن به قدرت در روابط اجتماعی این است که خود را به صورت قربانی ج
▪️اسلاوی ژيژک ـــ امروزه در بسیاری از جوامع، یکی از راه‌های رسیدن به قدرت در روابط اجتماعی این است که خود را به صورت قربانی جا بزنید. اگر قربانی باشید، کسی جرأت نمی‌کند به شما دست‌اندازی کند. و حال اگر کسی بیاید با این مدعی قربانی بودن مخالفتی کند، پیشاپیش متهم می‌شود که با قربانی بدرفتاری کرده است. به خصوص زندگی در حلقه‌های روزنامه‌نگاری، و حلقه‌های روشنفکری که تماما درباره قدرت و منصب‌های حرفه‌ای است، این ادعا که شما قربانی هستید به سادگی یکی از راه‌های تصریح قدرت شما می‌شود. یک قربانی هویتش را بر مبنای همین قربانی اعلام کردن خود و اتهام وارد کردن به دیگران شکل می‌دهد. اگر این را از او بگیرید، در یک معنا هیچ‌کس می‌شود. و این چیزی است که روانکاوی به ما می‌آموزد. وقتی کسی شکایت می‌کند، همیشه حواس‌تان جمع باشد و سعی کنید بفهمید چه نوع لذت‌های دیگری، ارضاهای دیگری این عمل شکایت برایش به همراه می‌آورد. 🎥 @CinemaParadisooo