آیدا؛ تجربیات دختری با ضایعه نخاعی
Open in Telegram
مترجم (۸ عنوان کتاب؛ رمان، فلسفه، اخلاق پزشکی) متولد ۱۳۶۳ - مشهد آسیب نخاعی گردنی @aidaelahi پیام به من Instagram: ida.elahi Weblog: http://www.aida.special.ir
Show more398
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+730 days
Posts Archive
چه کسی گفته است که وی به خاطر نقاشی ترجمه را کنار گذاشته؟
البته که موقتاً کنار گذاشته!!
ولی نه به خاطر نقاشی.
وی بعد از سالها ترجمه و به ثمر رساندن ۱۰ کتاب، اکنون سعی دارد به استعدادهای دیگرش میدان بدهد، و در کنار نوشتن و نقاشی، ترجمه فعلاً اولویت سوم است 😊
تفسیر:
بیت اول:
«برکشیدن» به لحاظ لغوی به معنای بالا کشیدن، بالا بردن، یا حتی پرورش دادن و تربیت کردن است.
ولی به تعبیر من در مصرع اول میتوان عبارت «بزرگ برکشیدن» را خودبزرگبینی معنا کرد.
همچنین، در مصرع دوم، برگزیدن خود از میان تمام خلق عالم یعنی تنها خود را قبول داشتن، یا همان خودپسندی.
با توجه به آنچه گفته شد، در بیت اول شاعر میگوید که خودبزرگبینی و خودپسندی از عیوب اخلاقی و ناپسند است.
بیت دوم:
در بیت دوم شاعر مردمک چشم یا به طور کلی چشم انسان را مصداق قرار میدهد.
چشم انسان امکان دیدن هر چیز را در محدوده نگاه شخص میسر میکند، ولی هیچگاه قادر به دیدن خود نیست. چشم وظیفه بزرگ و ارزشمندی را انجام میدهد، و گرچه همه از ارزش آن آگاهند، خود چشم از انگاره خود فارغ است.
شاعر میگوید که انسان باید خویشتنانکاری را از چشم خویش بیاموزد.
البته خویشتنانکاری به معنای بیاهمیت پنداشتن خود نیست. در واقع شعر به فروتنی و تواضع، و دوری از غرور و تکبر توصیه میکند. انسان بزرگوار و ارزشمند نیز هرچه سودمندتر باشد فروتنتر میشود.
تفسیر:
پس از هر سختی آسانی است، پس باید در دشواری ها صبر پیشه کرد و با امید به فردایی آسان تر، برای حل مشکلات تلاش کرد.
وقتی شعر زیاد میخوانی، در موقعیتهای مختلف ابیاتی بسته به شرایط به ذهنت میآید.
امروز، همینکه میخواستم نی را با لبهایم بگیرم و از لیوانم آب بنوشم، ناخودآگاه این بیت از سعدی در ذهنم مرور شد:
لب او بر لب من این چه خیال است و تمنا
مگر آن گه که کند کوزهگر از خاک سبویم
آنگاه، یک نگاه به نی انداختم و نی نیز نگاهی به من انداخت، سپس با خودم گفتم: نی را بگیر آبت را بخور، چرا تراژدیش میکنی؟! 😄
تفسیر:
زاهد به کسی می گویند که دنیا و لذت های دنیوی را ترک کرده و تمام عمر خود را وقف عبادت می کند. چنین فردی آرزومند آخرتی است که به مؤمنان وعده داده شده است؛ برخورداری از لذت های اُخروی، و قرب و هم نشینی با خداوند.
شاعر به زاهد گوشزد می کند که عبادات تو از روی ریا و تزویر، و به طمع بهشت است، از این رو فایده و ارزشی ندارد. آنچه انسان را به خدا می رساند، مقام بندگی است، یعنی نیازمندی و اخلاص داشتن.
نیازمندی یعنی آرزومندی و میل و تمنا؛ احساس نیازمندی به خداوند و تمنای وصال او.
و اخلاص به معنی برخورداری از خلوص نیت است؛ توجه کامل به خداوند در عبادت، و خواستن خداوند برای خودش، نه در طلب بهشتی که وعده داده است.
این رازی است که تنها عاشقان حقیقی خداوند از آن آگاهند، و زاهد که در واقع عاشق بهشت خداوند است نه خود او، به دانستن این راز محرم نیست.
+1
خب، دیروز تعارف کردید از ظرف میوه برنداشتید.
این بار خودم براتون قاچ کردم، بفرمایید 😊
تفسیر شعر:
صائب می گوید که در مواجهه با فردی ستمکار، عقبنشینی و ابراز ناتوانی نه تنها جایز نیست، بلکه بی خردی است.
اشک کباب کنایه از آبی است که گوشت در حال کباب شدن از خود پس میدهد و چکیدن آب کباب بر روی آتش سبب میشود که آتش بیشتر گُر بگیرد.
در نتیجه، ابراز ناتوانی (اشک کباب) در برابر ستمگر (آتش)، باعث قدرت یافتن او و ستم بیشتر (طغیان آتش) از جانب او خواهد شد.
تفسیر:
عود بهخودیخود عطری قوی ندارد و برایآنکه رایحه آن فراگیر شود، باید بسوزد و با دودی که از آن برمیخیزد، عطر قوی آن محیط را خوش رایحه و مطبوع میکند. در واقع، آتش است که خامی یا بیخاصیتی آن را به پختگی و کمال یا اکسیری مدهوشکننده تبدیل میکند.
در زندگی آدمی نیز چنین است. ارزش های وجودی آدمی با رنجها پدیدار و پرورده می شود و انسان را در مسیر کمال به درجات والاتری می رساند. این ارزشمندی کیفیتی است که تنها انسان رنجدیده قادر به درک آن است. انسان فارغ از رنج حتی از وجود چنین ارزشمندی ای در خود آگاه نیست. همانطور که عود تا نسوزد، خاصیت خوشرایحه بودن آن پنهان است.
و فراق 🕊
۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۲ ساعت ۲:۳۰ ظهر
مامان،
خدا داند
چه دلتنگم
خدا داند
چه شرمسارم
و خدا داند و تو میدانی
که خواستم، اما
توانستنم نبود.
اما، اما، و اما
باور دارم که به هر راه روم
سوی گامهایم به بلندای سرافرازی توست
چه به اوج سزاواریات برسم، چه از دامنه آرزومندیهایت فراتر نروم
به رنج سالیانت،
به ایمان نامیرا
و به مهر مقدست قسم
که از پای نمینشینم...
آرام بخواب، من بیدارم 🌟
تفسیر:
چنانچه برای وصال معشوق از جان و مال خود بگذری، وصل یار مقامی چنان ارزنده است که ازدستدادن جان و مال بهای بسیار ناچیزی برای آن خواهد بود.
