☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
Open in Telegram
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـنهایِ طولانـی| متنها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. کانال «بله» هم با همین آیدی فعاله. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
Show more4 981
Subscribers
+1024 hours
+707 days
+27330 days
Posts Archive
کدام شاهزاده به گفتهٔ مسعود بهنود- کارشناس BBC- اندازهٔ یک گاو مهربان نمیفهمد؟
دورت بگردم آقا، که دورِت انقدر شلوغـه..
شما میزبانی و ما مهمانِ دو روزهٔ این دنیاییم، شما شاهی و ما بندهٔ این درگاهیم، شما روحی و ما کالبدِ بیجانیم، شما حافظِ این خاکی و ما در پناهِ شما محفوظیم، شما معشوقی و ما عاشقِ بیقراریم. دورت بگردم که حرمِت انقدر شلوغه، گرچه دورم..
به ما که میگفتن فلان مناسبتها رو مُصادره نکنید، ولی سلاطینِ مُصادره؛ خودشون تعطیل رسمیِ ۲۵ شهریور ۱۴۰۲ رو اینطوری مُصادره میکنن و سپـس در حلقِ مخاطب فرو میکنن.
اره داداش! پارسال که تویِ خود جنبـشتون فراخوانِ اعتصاب زدید، کَسَبه رو تهدید کردید، آدرس مغازههارو گذاشتید و شیشههاشون رو شکستید؛ ملّت کف بازار بودن، نتیجهگیریتون اینه که در سالگردِ همون جنبشِ مفتضحانهتون و دقیقاً در روز تعطیلرسمی که بازار تعطیله، ملت اعتصاب کردن؟ اره خودشه.
ما هرچی شوخیشوخی میگیم؛ اینا جدیجدی همونکارو میکنن، خدایا انصافاً شکرت که دشمنانِ مارو از ابلهها، احمقها، اسکلها و اینگونه موجودات آفریدی.
دیانَت بر سیاست چیره شد، آری! جهان فهمید
رضــاجان است شاهِ مردمِ ایران، رضاخان نه!
استاد غلامی نقل میکردن شیخ نخودکی(ره) که محلِ دفنشون در صحن انقلاب حرم حضرت رضاست، شبی در یکی از اتاقهایِ صحن عتیق خلوت کردن و مشغولِ ذکر و مراقبه شدن که یکدفعه پردههایِ حجاب از جلویِ چشمشون کنار زده میشه و به اذنِ خداوند میبینن درهای صحنِ عتیق بسته شده و ندایی میگه «حضرت رضا(ع) اراده فرمودهاند تا از زُوّارِ خویش دیدن کنند.»
بعدش خادمین یک کُرسی در همین مکان که محلِ دفنِ شیخ(ره) هست گذاشتن و حضرتِ رضا(ع) روی کُرسی نشستن و دستور دادن درِ شرقی و غربیِ صحن عتیق باز بشه تا زائرین وارد بشن. تمامِ صحن پُر از جمعیت شد و بعضی از اونها به شکلِ انسان و بعضی به شکلِ حیوان بودن و با همین شَمایل از پیشِ روی امام رد میشدن و امام رضا(ع) دستِ محبّت و نوازش رویِ سر همهٔ اون جمعیت- اعم از حیوان و انسان- میکشیدن و اونها رو موردِ مَرحمت و مهربانیِ خودشون قرار میدادن، بعد از دیدنِ این مهربانیِ عمیق از امام، شیخ تصمیم میگیرن برای همیشه تو مشهد ساکن بشن و وصیت میکنن در همون مکانی که کُرسی حضرت رضا(ع) قرار داشت؛ دفنشون کنن..
-دلم میخواد برم حرم،
-بشینم همونجا و بگم؛
هرکه بودم هرکه هستم، برکسی مربوط نیست؛
بر امامِ مهـــربانِ خود پناه آوردهام…
سکوتی که بویِ خون میدهد!
-پزشکِ کارشناس اینترنشنال- رضا بهروز- بعد از یکسال تویِ توییتش اعتراف کرده که اولاً هیچکدوم از افرادی که به اسم متخصصِ مغز و اعصاب در اینترنشنال مشارکت داشتن، اینکاره نبودن.
-ثانیاً وضعیتِ سیتیاسکنِ مربوط به مهساامینی که در اینترنشنال منتشر شد، «نرمال» بود و فقط یک نقصِ جمجمه شبیه به محلِ جراحیِ قبلیِ مغز وجود داشت!
-و در ادامه یک پزشکِ دیگه و از چهرههایِ نزدیک به پهلوی- شهرام ماکویی- هم این حرف رو تایید کرده و گفته من هم هیچ چیزِ خارقالعادهای در سیتیاسکن ندیدم.
-اما چرا یکسال سکوت؟ میگه ما سکوت کردیم تا به جنبشِ انقلابی آسیب نرسه! کدوم جنبشِ انقلابی؟ شورشی که از «یک دروغِ بزرگ» شروع شد و با دروغهایِ دیگه که اونها هم سند و مدرکی بر اثباتشون وجود نداشت، ادامه پیدا کرد. با ادعاهایِ کذب و احمقانهای مثلِ اعتصاب غذای حسین رونقی، شکستن پاهای حسین رونقی، تجاوز به آرمیتا عباسی و آسیبهایِ امنیتی و جانی و روانی به وطن وارد کرد و جیبِ وطنفروشهای از هم گُسسته رو پُر کرد! شورشِ دروغگوها.
- بر «دروغگویِ کاسبِ خون» تا قیامت لعنت…
«امامحسن(ع) سازشگر نبود.»
-اگر امامحسن به صُلح دچار مىشود، به خاطر تنهايى و خيانتِ يارانى است كه پولِ معاويه و رياست او را به دل گرفتند و از امام بريدند. و اگر على در برابرِ معاويه و قرآنهاى بلند صلح را نمىپذيرد، به خاطر فريب و نيرنگى است كه در ميان است. پس صلح و سازش در جنگهاى عقيدتى و در مبارزههاى مقدس دینی تا رسيدن به هدف معنا ندارد. مگر آنجا كه به دشمن فرصتِ بازگشت بدهى و يا براى خودت فرصت جمعآورى و تجديدِقوا بخواهى.
-حضرت از هدفِ خود تخفيف نداد و از باطل برایِ حق نردبان نساخت؛ چون هر مبارزى كه از هدف مايه بگذارد و كوتاه بيايد، بر فرض ببرد، باخته است. بگذر از اينكه باختها حتمى است، كه در موضعِ ضعف، كارى نمىتوان كرد و تخفيفها از اين موضعِ ضعيف خبر مىدهند.
امامحسن(ع) سازشگر نيست؛ چون نه تخفيف داده و نه تسليم شده؛ چون ياورى ندارد، تحميل نمىكند؛ مىايستد تا زمينه را فراهم نمايد.
-دنيا با تمامِ گوشهایش میشنود كه میگویند اماممجتبیٰ مؤمنين را ذليل كرد! كه امام مجتی زبانش گويا نبود! كه او ترسيد، و از جنگ هراسيد!
راستی كه عجب تلخهایِ شیرینی است. امام مجتبی كه زبانش معاويه را مىلرزاند، گنگ معرفى مىشود و مردمى كه به دنيا روى مىآورند عزّتِ خدا مىشوند و خطاب مذلّ المؤمنين سر مىدهند آن هم تا روزهاى آخر، حتی آن هنگام كه امام پارههاى جگرش را در ميان طشت مىبيند و خونِ دلش را به روى زمين مىريزد.
شيرينیِ دنيا در همين است كه با تلخىهايش، نهفتهها را آشكار مىكند و تهِ كيسه را بيرون مىريزد و سرمايهها را نقد مىنمايد.
-استاد علیصفاییحائری
•قیام- صفحه ۲۴۲
•تطهیر با جاری قرآن - صفحه ۳۰۵.
•درسهايى از انقلاب- صفحه ۱۹۲.
-مظلومیتِ امامحسن(ع) تا امروز هم جاریست! برخی عافیتطلبِ رنگ به رنگ، از جنسِ همان عافیتطلبانی که امام را تنها گذاشتند، امروز او را اهلِ سازش میخوانند تا عافیتطلبیِ خودشان را پنهان کنند..
Repost from عجم علوی | مهدی مولایی
برای از پا انداختن جسم نحیف و سلولهای بیرمق خستهترین و تنهاترین پیرمرد تاریخ با آن خوندلهای عمیق قلب و زخمهای سنگین جسم که حتی اتمهای تشکیل دهنده وجودش هم رغبتی به ماندن در این دنیا و مقاومت در برابر مرگ ندارند، نیمحب قرص برنج یا چند سیسی سیانور هم کفایت میکرد. نمیدانم نابلدی کردهاند؛ استرس داشتهاند و مقدارش از دستشان در رفته؛ یا بخاطر بغض و کینهای که چندینسال توی وجودشان جمع شده بوده آنقدر سم مهلک خطرناک را توی دهان او ریختهاند. آنقدر که ظرف یکی دو روز همه اعضای داخلیاش از ریه و کلیهها تا کبد و قلب را ذوب کرده. سم که اثر کرد و نفسها که سنگین شد، چشم باز کرد و به همان جماعتی که به او سم خوراندند نگاهی انداخت. نفسش را به اندازه ادای یک جمله جمع کرد؛ ترسیدند دم آخری یکهو رسوایشان کند و نقشهها برآب شود. نفسهایشان حبس شد و صدای تپش قلبها توی اتاق پیرمرد پیچید که چی میخواهد بگوید. با همان مهربانی همیشگی رو به قاتـلانش کرد و گفت «راستـی کاغذ و قلم بیاورید، یکچـیزی یادتان بدهم که گمراه نشـوید». رسم او نبود که کسی را رسوا کند. نفسها را رهاکردند. خیالشان راحت شد. یکیشان داد زد «بیخیال؛ پیرمرد به هذیان افتاده». غصهاش گرفت از نامردی اهلدنـیا. به علی گفت بگو اینها بیرون شـوند؛ دیگر حوصله کسی را ندارم...
