☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
Open in Telegram
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـنهایِ طولانـی| متنها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
Show more4 791
Subscribers
+324 hours
+497 days
+2830 days
Posts Archive
امشب حرمِ حضرتمعصومه(س) بودیم. دستههایِ عزاداری میومدن داخل حرم و اصلا یه حالِ عجیبی بود. پر از سر و صدا و مداحی و پرچم و عَلَم. یکی از هیئتها تابوتِ نمادین حضرت زهرا(س) رو درست کرده بودن و روی دست میچرخوندن و مردم تویِ سر و صورت میزدن. از کنارِ ضریح که اومدم بیرون و این صحنه رو دیدم؛ قالب تُهی کردم یه لحظه! هیچوقت چنین تصوری نداشتم که توی تشییع پیکر حضرت زهرا(س) حاضر باشم -حتی نمادین. سر میچرخوندم آدمها رو نگاه میکردم؛ یه عده میزدن تو سرشون. یه عده به پهنایِصورت اشک میریختن. یه عده یه گوشه وایساده بودن نگاه میکردن. یهعده گوشی دستشون بود و فیلم میگرفتن. خدا از همهشون قبول کنه…منم تماشاچی بودم.
اما بدونِ نیتخوانیِ حتی یکنفر از آدمها، همینو رفتم به اونموقعهای مدینه. گفتم چی میشد اگه اونهمه غربت نبود و تشییعِ پیکر دختر پیامبر هم همینقدر باشکوه میبود؟ چی میشد همهٔ ما آدمها اونروزا هم بودیم؟ چی میشد بجایِ هیزُم؛ مردم میرفتن؟ چی میشد… همینجا بود که یکی کنارم گفت؛ «چندنفرمون اونموقع هم تماشاچی بودیم؟ چندنفرمون از دور ایستاده بودیم به تماشایِ غربت حضرت علی؟ چندنفرمون وقتی حضرت زهرا خونه به خونه برایِ جهاد تبیین میرفت؛ در خونه رو به روشون وا نمیکردیم؟ چندنفرمون گوشی به دست؛ از سلامهای بیجوابِ علی فیلم نمیگرفتیم؟ چندنفرمون علیعلی میگفتیم اما اونروز، از ترسِ جان و مال و آبرو، ساکت میشدیم؟ مگه امام برای دیدنه؟ چندنفر امامشون رو دیدن و پشت کردن بهش؟ اصلا بگو چندنفرمون بعدِ اومدن امامزمان درِ خونههامونو قفل میکنیم و پردههارو میکشیم و گوشیهارو خاموش میکنیم و پتو میکشیم روی سرمون و ترسون و لرزون؛ بهشون نمیگیم حالا شما برو بجنگ! تموم که شد میایم پشتت نماز میخونیم؟ و موقعِ نماز اشباهالرجال نمیشیم…»
فرو ریختم. ترکیبِ اون هیاهو، تصورِ خودم تو اون معرکه؛ این حرفها. و تضمینی که نیست…
-
یادم اومد یه بار حاجآقا ماندگاری میگفت:
«منتظرِ امامزمان(عج) بیخیال نیست؛ بیقراره!
بیخیال میدونی کیه؟
بیخیال اونه که وقتی به علی(ع) تهمتِ کفر میزدن؛ وایساد نگاه کرد. سجّاده رو از زیر سر امام حسن(ع) کشیدن، وایساد نگاه کرد. فرزندِ زهرا(س) رو تشنه شهید کردن، وایساد و نگاه کرد. به فاطمهزهرا(س) و علی(ع) جسارت کردن، وایساد نگاه کرد. در همین فتنههایِ اخیر چه جسارتها به اهـلبیت و قرآن و اسلام شد، دیدید کیا بیطرف وایسادن نگاه کردن؟ [چه مدعیانی؟] همینطور الیٰ آخر…
منتظـرِ امامزمان(عج)، بیخیال نیست! بیقراره، دغدغهمنده؛ انتظارش باید جهانـی باشه، نگاهش باید جهانی باشه. اون عدهای که میگن نه غزه نه لبنان، جانم فدایِ ایران! هم الکی میگن. هم بیخود میگن. منتظـرِ امام زمان(عج) نگاهـش، انتظارش، دغدغهش باید جهانی باشه…»
در معرکهٔ حق و باطل، کجا جایِ بیطرفیه…؟
به قولِ شهیدآوینی:
«دیندار، آن است که در کشاکـشِ بلا دیندار بماند؛ وگرنه در هنگامِ راحت و فراغت و صُلح و سِلم، چهبسیارند اهلِ دین…»
و چه بسیارَند اهلِ دینداریِ بیهزینه…
امّالمقاومة!
تو به من یاد دادی پایِ اعتقادم بمونم…
بیتفاوت نشستند؛
همان اهلِ دینداریِ بیهزینه!
راهِ تاریخ عوض شد
به لطـفِ تماشـاچیانِ مدینه…
ای مُجـاهـدترین!
ای حسینآفـرین…
ای سَراپا علی!
ضربه خوردی ولی؛
ظلم شد رو سیَه، از رویِ کبودَت…
خط به خط با روضهٔ دیوار و در،
«ایسـتادن» را به ما آموختـی…
امّالمقــاومة…
طاقچه مثلِ پارسال برای آثار مربوط به حضرت زهرا(س) ۳۰ تا ۷۰ درصد تخفیف گذاشته؛ میتونید استفاده کنید. مثلِ:
• فاطمه از نگاهِ علی- محمد حمیدیان
• فاطمه، رازِ ماندگاری امامت- دکتر ناصر رفیعی
• دختر پیامبر- استاد جاودان
• کشتی پهلوگرفته- سید مهدی شجاعی
• شرح الف خمیده- لیلا مهدوی
• فاطمه، فاطمه است- دکتر علی شریعتی
• حقیقتِ عظیم- استاد سیدعلـی خامنهای [این کتاب تخفیف نداره اما بیاناتِ رهبریست و خیلی پیشنهاد میشه.]
• نظام حقوق زن در اسلام- مسئلهٔ حجاب [این دوتا رو قبلاً چندبار معرفی کرده بودم و اختصاص به حضرت زهرا ندارن؛ اینم شامل تخفیف نیست اما پیشنهاد میکنم بخونید. از شهید مطهری.]
این پنج دقیقه از فقط یک بُعد از فضائلِ حضرت زهرا(س) در بیانِ زیبای استاد شهید مطهری(ره) رو که گوش میدادم؛ با هر جمله یک روایت در ذهنم تداعی میشد و این سلسلهٔ فضائل تمومی نداشت! یادِ جملهٔ امام خمینی(ره) در وصفِ حضرت زهرا(س) افتادم که «زنی که هر کسی با هر بینش دربارهٔ او گفتاری دارد و از عهدهٔ ستایشِ او بر نیامده -که احادیثیکه از خاندانِ وحی رسیده به اندازه فهمِ مستمعان بوده - و دریا را در کوزهای نتوان گنجاند، و دیگران هرچه گفتهاند به مقدار فهمِ خود بوده، نه به اندازهٔ مرتبتِ او…»
اگر شبیهِ کسی باشی، شبیه نیمهٔ شبقدری
شبیه آیهٔ تطهــیری، شبیه سورهٔ «اعطینا»..
گِتمَه یارالی… آه…
خدا خیر بده به حاج مهدی رسولی و هرکسی که ذکرِ لبشِ یادِ خونوادهٔ آسمونیِ ماست و وقتی که دستمون از روضهها کوتاهه؛ با همین چندخط کارِ دلهامونو که لابهلایِ خاکستریِ دنیا دود گرفته و زُمخت شده رو بدجوری راه میندازه؛ میگن آدمیزاد باید دلسوخته باشه تا اشکِ چشمـش صِیقـل بده روحِ تار عنکبوت بستهشو؛ تا بال دربیاره به آسمون برسه، تا بزرگ بشه…
- زیرنویس و ترجمه داره.
صدایت میزنم با بغض؛
مثل کودکـیهایم
که در بازارِ غربت،
دستِ مادر را رها کرده…
مادر…
یا سیّدة النّســـاءالعالـمین..
قطره قطـره خـونِ تو گفت:
«لبیکَ یاامیرالمؤمنین(ع)»
+1
با این نقاشی جدید روحالامین یادِ این بخش از کتاب دخترِ پیامبر افتادم و سوختم…
«با حالِ مناسب بخونید»
-من خود را به چهکسی تسلیت بدهم ای دخترِ پیامبر؟ من خود را در مُصیبتهایِ روزگار به تو آرام میساختم…
شمـعِ وجودِ فاطمـه سوسو گرفتـه است؛
شب با سکوتِ بغضِ علی خو گرفته است
بـا ازدحـامِ مـوجِ مخـالف بیـا ببیـن!
کشتی عمرِ فاطمه پهلو گرفته است..
مردی که بدر و خیبر و خندق حماسه ساخت
سـر در بغــل گـرفتـه؛
و زانــو گـرفـته است…
Repost from ☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
+1
«با حالِ مناسب بخونید..»
-من خودم را به چه کسی تســلیت بدهـم ایدخترِ پیامبر؟ من خود را در مُصیبتهایِ روزگار به تـــو آرام میساختم…
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
