en
Feedback
خوشبخت مُردن

خوشبخت مُردن

Open in Telegram

𝐆𝐨 𝐟𝐨𝐥𝐥𝐨𝐰 𝐲𝐨𝐮𝐫 𝐡𝐞𝐚𝐫𝐭

Show more

📈 Analytical overview of Telegram channel خوشبخت مُردن

Channel خوشبخت مُردن (@khoshbakhtmordan) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 14 437 subscribers, ranking 1 804 in the Motivation & Quotes category and 22 552 in the Iran region.

📊 Audience metrics and dynamics

Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 14 437 subscribers.

According to the latest data from 17 June, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by -165 over the last 30 days and by -6 over the last 24 hours, overall reach remains high.

  • Verification status: Not verified
  • Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 10.85%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 4.11% reactions from the total number of subscribers.
  • Post reach: On average, each post receives 1 567 views. Within the first day, a publication typically gains 594 views.
  • Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 0.
  • Thematic interests: Content is focused on key topics such as کس, وقت, چیز, عاشق, نامه.

📝 Description and content policy

The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
𝐆𝐨 𝐟𝐨𝐥𝐥𝐨𝐰 𝐲𝐨𝐮𝐫 𝐡𝐞𝐚𝐫𝐭

Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 18 June, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Motivation & Quotes category.

14 437
Subscribers
-624 hours
-437 days
-16530 days
Posts Archive
نوشتم: برایم دعا کن رفیقِ گرمابه و گلستانِ من! دعا کن بعد از این، فقط دلخوشی باشد و آرامش باشد و برکت باشد و عشق... نوشتم: به قدری بارهای سنگین‌تر از طاقتم برداشته‌ام و فراتر از توانم با بی‌رحم‌ترین حریف‌های روزگار جنگیده‌ام و به قدری شکسته‌ام و سرپایی خودم را ترمیم کرده‌ام که سد طاقتم عمیقا نازک شده و به کوچکترین اندوهی، به هم می‌ریزم. خودم می‌فهمم چقدر شکننده تر از سابقم و چقدر برای هیچ‌ اندوهِ اضافه‌تری طاقت ندارم. برایش نوشتم: بگو خدا این‌روزها بیشتر مراقبم باشد، از قوی بودن و تنهایی بارِ همه چیز را به دوش کشیدن خسته‌ام. نیاز دارم برای مدتی همه چیز آرام باشد و فرصت کنم خودم را بغل بگیرم و از خودم دلجویی کنم و با خودم مهربان باشم.

اگر خواستم در اینجا تنها بمانم به دنبال تنهایی بودم این انتظار بی‌پایان را نمی‌خواستم این پراکندن جان خود در افق این خطوط را، این رنگ‌ها را، این سکوت را نمی‌خواستم. جورج سفریس

روح‌های بزرگ علاقه‌ی مرا جلب می‌کنند، و آنها تنها هستند. آلبر کامو

تنت می‌تواند زندگی‌ام را پُر کند عین خنده‌ات خوزه آنخل بالنته

«اگر برای بعضی از دردها درمان‌های متعدد و زیاد تجویز کنند، این علامت آن است که درد بی‌درمان است. من فکرها می‌کنم. مغز خودم را داغان می‌کنم، هزار تدبیر به خاطرم می‌رسد، واقعا هزارها!» باغ آلبالو آنتوان چخوف

در زندگی، دیگر تقریبا هیچ‌چیز را حس نمی‌کنم. نمی‌دانم چه سرم آمده. درد، اقامتگاه شده. درد روی درد. بی‌حسی به آنچه می‌گزد _ می‌توانی بفهمی؟ مارینا تسوِتایوا، نامه به پاسترناک، تو مثل من فردا دنیا آمدی

اما تو همیشه چشم به راهِ کسی بودی همیشه از کسی جدا می‌شدی تا اینکه خود را بازیافتی و دیگر هیچ کجا نبودی ‌ ولادیمیر هولان

به‌قول آلبر کامو: ‏اگر شد که هیچ؛ اما اگر نشد، بند کفش‌هایم را محکم‌تر می‌بندم و انجامش می‌دهم این بار با موهای سفید بیشتر؛ چون آن‌چه اهمیت دارد پیروزی نیست، پایداری‌ست.

‏ای یاد، آنچنان که بودند نگاهشان دار. ‏ کنستانتین کاوافی

«چه خوش‌تر زآن که بعد از انتظار‌ی‌؟ به امیدی رسد امیدوار‌ی‌؟» نظامی

کمتر کسی می‌فهمید، که غرق شدن او در اندک علایق باقی‌مانده‌اش نه از روی تفریح و سبک‌سری، بلکه آخرین راه نجات او از رنج حیات بود‌.

‏یه قابلمه آب گذاشتم روی گاز پاستا درست کنم و وقتی جوش اومد خاموشش کردم پایینش نشستم ده دقیقه گریه کردم و بعد رفتم خوابیدم؛ از همین تنها بودن خوشم میاد. چون مسئولیتی در قبال آبی که جوش اومده نداری.

‏وقتی داشتید کسی رو «تجربه» می‌کردید مراقب باشید. شاید اون داشت شما رو زندگی می‌کرد.

‏تو زندگیم تاحالا اینقدر خلأ عاطفی نداشتم بیشتر از هر زمان دیگه ای نیاز به محبت دارم نیاز دارم یکی بغلم کنه و بهم قول بده همه چیز درست میشه.

‏نوشته بود آدمایی که دوست دارن راحت رهات نمیکنن چقدر غمگینترم کرد این یه جمله.

داستایفسکی، دقیقا همان حسی را می‌گوید که این روزها دارد: «هر وقت سعی می‌کنم لبخند بزنم، احساس می‌کنم به آنچه رخ داده است، خیانت می‌کنم.»

‏آدمیزاد پر از زخمه، و شاید دلمون بخواد که فکر کنیم از زخمها نور وارد میشه اما هر کدومش به تنهایی کلی درد داره. و شاید، شاید هم واقعیته که «یار خوب همه ماجراست» که بریتنی سی چری خیلی قشنگ ازش گفته: «روح او پاره بود. روح من سوخته. اما وقتی باهم بودیم زخم‌هایمان کمی کم‌تر درد می‌کردند. وقتی باهم بودیم تحمل گذشته، به دردناکی همیشه نبود.»

‏یاد این جمله از برادران کارامازوفِ داستایفسکی افتادم: کسی چه می‌داند من چقدر تلاش کرده‌ام که روحم زیبا بماند وقتی جهان پر از رنج بود؟ زیرا در میان ویرانی و رنج، وظیفه‌ی انسان این است که قلبش را به زشتی نسپارد

هر بار که پیشامد نامطلوبی اعم از ناچیز یا مهم برایم روی می‌دهد، هر لحظه که حس عزت نفسم به نحوی جریحه‌دار می‌شود، بی‌درنگ چهره‌ شما در مقابل دیدگانم مجسم می‌گردد و چنین می‌اندیشم: 《اینها هیچ کدام اهمیتی ندارد. مهم آن است که قلبم برای دوشیزه‌ای می‌تپد.از میانِ نامه‌های تولستوی

‏به نظرم قسمت دردناک افسردگی اینه که تو میدونی این حالت عادی نیست و دقیقا یادته قدیم چطوری بودی. الان هرچقدر هم تلاش می‌کنی، نمیتونی دوباره اونجوری باشی. انگار که دنیا رو همیشه رنگی میدیدی و یهو کوررنگی گرفتی