کارا فکر- بهروز آیرملوی
Open in Telegram
آموزش و یادگیری کلید تمام موفقیت هاست سایت آموزشی کارافکر به دردها و چالش های شما معلمان پاسخ می دهم چون ۳۳ سال در دل مدارس زندگی کردم و فقط با دانش آموزانم بودم پیج اینستاگرام ما instagram.com/behrooz_ayremlou 🌐آدرس سایت www.karafekr.com
Show more9 438
Subscribers
+124 hours
-257 days
-930 days
Posts Archive
ممکنه بهتون برخوره:
دقیقا این جاست که معلم باید تصمیم بگیره: بمونه یا بره؟
اگر می مونه نباید کارگر این نظام آموزشی دیکته شده بیمار و عقده ای باشد
من این رو میگم و آموزش میدم:
بمون اما متفاوت بمون!
بمون اما در مسیر درست یادبگیر تا معکوس بیندیشی و معموس عمل کنی
حالا چه جوری؟
۱۸ ساله در این مسیر هستیم یاد می گیریم و یاد می دهیم و به کار می بندیم و راز موفق شده: در با هم بودن در ادامه دادن، ادامه دادن، ادامه دادن در مسیر نامتعارف درسته نه دستوری
هستید؟ یا نه؟
اگر پاسخ شما «بله» است پیام بدین
اگر هم می گویید: ول کن بابا
کی حوصله شو داره؟
این جا ایرانه؟
چرا باید در این مسیر پول خرج کنم؟ زمان بذارم؟
مگه دیونه ام؟
مگه چه قدر بهم میدن بیام اینا رو یاد بگیرم؟
نمیشه!
سخته!
چند سال مونده بازنشست میشم چی کار می کنم؟
فایده نداره؟!
از کجا بدونم راست میگی؟!
تو هم مثل اون یکی ها پگیج فروشی!
برو بابا
و ....
🔴 واقعیت اعتماد و اعتقاد کامل به این دارم که:
همانا خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمیدهد، مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند.
وقتی یک مدیر یا معلم به دانشآموز میگوید «بچههای بیسواد میروند هنرستان»، شاید بد نباشد قبل از قضاوت دربارهی سواد دانشآموز، کمی دربارهی مفهوم «سواد» خودش تجدیدنظر کند.
سواد فقط نمرهی امتحان و حفظ کردن چند صفحه کتاب نیست.
سواد یعنی فهمیدن، تحلیل کردن، مهارت داشتن، ساختن، حل مسئله و پیدا کردن مسیر درست برای آینده.
تحقیر هنرستان، دانشآموزی را باسوادتر نمیکند؛ فقط نشان میدهد هنوز بعضی از متولیان آموزش، تفاوت «درسخوان نبودن» با «بیسواد بودن» را درک نکردهاند.
دانشآموزی که مسیر فنی و مهارتی را انتخاب میکند، کمارزشتر نیست.
و مدرسهای که هنوز برای هدایت دانشآموز از برچسب «بیسواد» استفاده میکند، باید قبل از دانشآموزان، خودش یک کلاس مهم را بگذراند:
کلاسِ درک و احترام به تفاوت استعدادها.
چرا بیشتر ما خیلی سریع به یک جواب مشترک میرسیم؟ 🤔
چون تجربههای قبلیمون روی چیزی که میبینیم و میشنویم اثر میذارن.
ذهن معمولاً دنبال آشناترین و سریعترین پاسخ میگرده…
و دقیقا مدارس، عادات، قوانین، فرهنگ و سنت و آیین، و اطلاعات تاریخ گذشته رو در مغزمون پر می کنند و همین ها رو ما خودمون انتخاب نکردیم بلکه برامون انتخاب کردند و حالا باید مهارتunlearning رو باد بگیریم تا اون دانسته های قبلی رو بیرون نریختیم فضایی برای یادگیری جدید باز نمی شود و تغییری اتفاق نمی افتد
و مهم ترین مهارتی که باید در مدارس بعد از آموزش خواندن و نوشتن یاد داده شود تفکر خلاق، تفکر انتقادی، انعطاف، تاب آوری، می باشد و این جا تفکر خلاق به درد می خورد یعنی:
قبل از اینکه به اولین جواب قانع بشیم،
چند احتمال دیگه هم ببینیم.
معلم چگونه سیستم آموزشی خودش رو بسازد؟
از ساختن یک سیستم موازی در ذهن و عمل شروع کنید، نه از جنگیدن مستقیم با کل ساختار.
سیستم آموزشی شما میتواند ۷ ستون داشته باشد:
فلسفه روشن:
اول مشخص کنید خروجی شما چیست. دانشآموزی که فقط محفوظات بیشتری دارد، یا انسانی که میتواند سؤال بپرسد، فکر کند، تحلیل کند، خلق کند و مسئولیت بپذیرد؟
قواعد کلاس را خودتان تعریف کنید:
مثلاً در کلاس شما سؤال بد وجود ندارد، اشتباه کردن مجازات ندارد، حفظ کردن بهتنهایی یادگیری محسوب نمیشود و دانشآموز حق دارد با استدلال با معلم مخالفت کند.
ارزیابی را از «حافظه» به «توانایی» ببرید:
بخشی از نمره برای پروژه، حل مسئله، توضیح دادن، همکاری، خلاقیت و توانایی دفاع از یک ایده باشد. حتی اگر امتحان رسمی وجود دارد، میتوانید در محدوده اختیار خودتان چیز دیگری هم بسازید.
معلم را از مجری به طراح تبدیل کنید:
معلم فقط کتاب را تحویل نمیدهد. مسئله طراحی میکند، موقعیت میسازد، سؤال ایجاد میکند و مسیر یادگیری را تنظیم میکند.
یک آزمایشگاه کوچک بسازید:
لازم نیست از فردا کل مدرسه را تغییر دهید. یک کلاس، یک درس، یک پروژه یا حتی یک ساعت در هفته را به آزمایش تبدیل کنید.
ببینید چه اتفاقی میافتد، داده جمع کنید، اصلاح کنید.
معلمها شبکه بسازند:
یک معلم تنها خیلی زود خسته میشود. اما ۱۰ معلم که تجربههایشان را ثبت میکنند و با هم به اشتراک میگذارند، کمکم صاحب یک «دانش بومی آموزشی» میشوند.
هر چیزی را مستند کنید:
این بخش بسیار مهم است. نگویید «روش ما بهتر است». نشان دهید.
قبل و بعد را مقایسه کنید: مشارکت، کیفیت سؤالها، توانایی استدلال، پروژهها، رضایت دانشآموز و پیشرفت واقعی.
و یک اصل کلیدی:
سیستم آموزشی را با شعار نمیسازیم؛ با پروتکل میسازیم.
یعنی اگر میخواهیم «خلاقیت» داشته باشیم، باید معلوم باشد دقیقاً در کلاس چه کاری انجام میدهیم که خلاقیت تولید کند.
اگر «تفکر انتقادی» میخواهیم، باید معلوم باشد دانشآموز هر هفته چه تمرینی برای آن انجام میدهد.
اگر «استقلال» میخواهیم، باید معلوم باشد کدام تصمیمها را به خود دانشآموز واگذار میکنیم.
و اینجا یک نکته خیلی مهم از بحث قبلیمان وارد میشود:
قرار نیست معلم برای ساختن سیستم خودش حتماً با سیستم رسمی بجنگد.
باید اول محدوده اختیارش را پیدا کند.
مثلاً اگر سیستم رسمی میگوید امتحان بگیر، امتحان بگیر؛ اما قبل و بعد از امتحان میتوانی یادگیری واقعی ایجاد کنی و از امتحان و کتاب درسی بت نسازی.
کتاب های درسی بر علیه تفکر و خلاقیت هست یعنی اگر همه دانش آموزان شما شاگرد اول شدند فکر نکن معلم موفقی هستی اتفاقا برعکس
اگر برنامه درسی مشخص است، همان محتوا را میتوانی با روش متفاوت آموزش بدهی.
اگر نمره اجباری است، میتوانی علاوه بر نمره، بازخورد واقعی بدهی.
اگر کتاب باید تدریس شود، میتوانی کتاب را به نقطه شروع تبدیل کنی، نه نقطه پایان.
این یعنی طراحی سیستم در دل محدودیت.
و اگر بخواهم خیلی خلاصه بگویم:
سیستم آموزشی خودمان را از «اختیارهای کوچک اما تکرارشونده» میسازیم.
یک معلم → یک کلاس → یک روش → یک سال → یک گروه معلم → یک مدرسه.
تغییر آموزشی معمولاً از جایی شروع نمیشود که یک نفر میگوید «من کل سیستم را عوض میکنم».
از جایی شروع میشود که یک معلم میگوید:
به خودت بگو: در این محدودهای که هنوز دست من است، اجازه نمیدهم روش غلط، تنها روش ممکن باشد.
معلمان ناراحت نشن!
«ببشتر مشکلات یادگیری دانش آموز از معلمان است چون بلد نیستند و توهم دانایی دارند»
معلم میگوید:
«بچهها انگیزه ندارند.»
یک معلم دیگر همان کلاس را میبیند و میگوید:
«شاید شیوهای که ما از آنها مشارکت میخواهیم، با چیزی که واقعاً برایشان معنادار است ارتباط ندارد.»
اطلاعات تقریباً همان است.
قاب ذهنی عوض شده.
و این دقیقاً همان چیزی است که بینش میسازد.
«گری کلاین»
معلمی از دیار ماکو
با این اخلاقش انسان بودن رو در
نوجوانی به ما یاد داد نه با شعار یا کتاب یا درس بلکه با عمل و رفتار و سخصیت خودش
«وظیفه من این است که ایستاده در مقابل شما صحبت کنم.»
شیکپوش، باوقار و مهمتر از همه، عمیقاً محترم بود.
ما از این معلم فقط اقتصاد یاد نمیگرفتیم؛ احترام، کتاب شخصیت، ادب و شعور اندیشیدن و عشق به یادگیری را تجربه میکردیم.
امروز که به گذشته نگاه میکنم، میفهمم بعضی آدمها بیآنکه بدانند، در زندگی ما بذر میکارند و سالها بعد، خودشان را در مسیر زندگی ما نشان میدهند.
آقای هوشنگ تاروردی زاده شما فقط معلم اقتصاد من نبودید؛ یکی از دلایل معلم شدن من بودید. ❤.
آنقدر تحت تأثیرش قرار گرفته بودم که یک روز قلکم را شکستم و با پولش یک کتاب خریدم. و تقدیم این معلم کردم در اون دوران انگار این معلم آبی بود بر لبان تشنه ما و شد عشق ما
سالها گذشت و من خودم معلم شدم.و از ایشان یاد گرفتم ننشینم و هنوز هم جا می روم صندلی رو کنار میذارم چون یادم داد به انسان ها احترام بذارم عمیقا نه نمایشی
#معلم #معلم_تاثیرگذار #معلم_زندگی #خاطرات_معلم #ماکو
نظر جناب آقای کمال شفیعی از شهر سقز استان کردستان از شرکت کنندگان دوره معلمان کمیاب
نظر سرکار خانم جعفری از شهر خوی آذربایجان غربی از شرکت کنندگان دوره معلمان کمیاب
مدیر مؤسسه آموزشی
نظر سرکار خانم علیزاده از شهر تبریز از شرکت کنندگان دوره معلمان کمیاب
مؤسس خلق اثر
نظر سرکار خانم نوروزی از شهر کرج از شرکت کنندگان دوره معلمان کمیاب
مدیر مؤسسه آموزشی
نظر جناب آقای کمال شفیعی از شهر سقز استان کردستان از شرکت کنندگان دوره معلمان کمیاب
نظر سرکار خانم جعفری از شرکت کنندگان دوره معلمان کمیاب
مدیر مؤسسه آموزشی
راستی اون ۳ تا فایل صوتی چه طور بود؟ آیا مفید بود؟ با ریکشن نشون دهید تا یک نظرسنجی هم کرده باشم
هند در چند سال اخیر واقعاً یک حرکت نسبتاً جدی به سمت نوآوری، حل مسئله، ساختن و پروژهمحوری در مدارس شروع کرده است.
مثلاً برنامهی Atal Tinkering Labs را راه انداختهاند. این آزمایشگاهها در مدارس به دانشآموزان ابزارهایی مثل رباتیک، چاپ سهبعدی، الکترونیک و کیتهای ساخت میدهند تا بهجای صرفاً خواندن، چیزی بسازند، آزمایش کنند و شکست بخورند و دوباره اصلاح کنند. طبق گزارش رسمی NITI Aayog، تا ۲۰۲۵ حدود ۱۰٬۰۰۰ آزمایشگاه ATL در مدارس هند ایجاد شده است. واقعا تعجب آوره و نسبت به ایران گام های مهمی در زمینه خلاقیت دانش آموزان در مدارس برداشته است برعکس ایران که فقط داره روی حفظیات و کنکور نمایشی مانور می دهد!
حتی در سیاست آموزشی جدید هند، NEP 2020 صراحتاً روی «creative potential»، تفکر انتقادی و حل مسئله تأکید کرده است.
»
این برداشت پایه واقعی دارد. هند واقعاً دارد زیرساخت و برنامههای زیادی برای innovation و tinkering ایجاد میکند
