ch
Feedback
کارا فکر- بهروز آیرملوی

کارا فکر- بهروز آیرملوی

前往频道在 Telegram

آموزش و یادگیری کلید تمام موفقیت هاست سایت آموزشی کارافکر به دردها و چالش های شما معلمان پاسخ می دهم چون ۳۳ سال در دل مدارس زندگی کردم و فقط با دانش آموزانم بودم پیج اینستاگرام ما instagram.com/behrooz_ayremlou 🌐آدرس سایت www.karafekr.com

显示更多
9 595
订阅者
-624 小时
-297
-2330
帖子存档
امروزه الویت آموزش با این مهارت هاست: ابن را من نمی گویم این یک‌ نظر شخصی نیست یک واقعیت و یک حقیقت است و‌ نظر مجمع جهانی اقتصاد هشدار داد سازمان یونیسف، سازمان بهداشت جهانی، مراکز و دانشگاه‌های معتبر علمی جهان، به والدین، مدارس، معلمان و مدیران این الویت ها و آموزش ها این مهارت های اورژانسی را به جد پیشنهاد کرده اند: ۱.مهارت تفکر خلاق ۲. مهارت تفکر انتقادی ۳. مهارت تاب آوری ۴. مهارت ارتباط ۵. مهارت انعطاف ۶. مهارت چابکی ۷. مهارت خودشناسی

شکستنِ حریم (Break the plane): «حریم» در کلاس شما، همان خطی خیالی است که در طولِ اتاق کشیده شده؛ موازی با تخته و حدوداً در فاصلهٔ یک‌ونیم متری (پنج فوتی) جلوی آن، یعنی تقریباً همان‌جایی که اولین ردیف میزهای دانش‌آموزان شروع می‌شود. بسیاری از معلمان در «شکستن این حریم» و عبور از این مانعِ خیالی برای رفتن به میانِ میزها و ردیف‌ها تردید دارند یا کُند عمل می‌کنند. با این حال، مهم است که تلاش کنید در همان پنج دقیقهٔ اولِ هر کلاس، این حریم را بشکنید. شما می‌خواهید برای دانش‌آموزان روشن کنید که مدیریتِ کلاس در دست شماست؛ یعنی این یک امر طبیعی است که شما هر زمان و به هر کجای کلاس که بخواهید، بروید. علاوه بر این، باید پیش از آنکه «اصلاحِ یک رفتارِ نامناسب» شما را مجبور کند، حریم را شکسته باشید. این کار نشان می‌دهد که جابه‌جاییِ شما در کلاس، ناشی از تصمیماتِ شما برای تدریس است، نه واکنشی به رفتارِ دانش‌آموزان. اگر این کار را انجام ندهید، با این خطر مواجه می‌شوید که قلمروِ فراتر از این حریم، به «مالکیتِ» دانش‌آموزان درآید. 📚 مانند یک قهرمان آموزش دهید🖊 داگ لموف | ناشر Jossey-Bass 📜 صفحه ۸۵

سلام لینک وبینار رایگان «معرفی معلمان کمیاب» که امروز یکشنبه، ساعت ۱۸ برگزار می شود لینک زیر کپی کرده و در گوگل وارد نمایید البته قندشکن رو خاموش کنید و با زدن دکمه مهمان وارد کلاس شوید👇👇 https://skyroom.online/ch/behrooz134856/kamyab

دوستان عزیزی که در وبینار معرفی «دوره معلمان کمیاب» ثبت نام کردید به دلیل مشکلات سیستمی و‌ ذخیره نشدن شماره های ثبت نام کننده به پیام زیر توجه نمایید👇👇

**حالا اگر معلم هستی و در این کانال حضور داری می خواهی معلم بمونی دقت کنید چی گفتم؟ «گفتم: اگر می خواهید در معلمی بمونید آماده ام مثل یک کوچ، بهتون کمک کنم اون شاه نقش خودتون رو در معلمی پیدا کنید و نقش آفرینی کنید در حالی که خیلی ها از معلمی فرار می کنند و ممکنه در این فرار به جاهای خوبی هم برسند اما تو اگر تصمیمت بر موندن هست ، اگر عاشق آموزش هستی عاشق معلمی و دانش آموزانت دقیقا این نوع آدم فرصت رشد زیادی داره چون آدم نرمالی و معمولی نیست آدم فرازمینی هست اما حق شما این جور زندگی کردن نیست قراره آکادمی معلمان کمیاب» سومین دوره اش برگزار بشه مرحله اول رایگانه چون باید شرایطش را داشته باشید و مرحله دوم ثبت نام هست فقط برای ۱۵ نفر یک جلسه در تهران از صبح ساعت ۸/۳۰ الی ۵ عصر مهمان من هستید و ۸ جلسه آنلاین جلسه داریم منتظر شروع ثبت نام در مرحله اول باشید

راستی چرا معلم در کشور ما باید ضعیف نگه داشته بشه؟!

معلم بابت چه چیزی نگران است؟! نگران حقوق ناچیزش که از یک ماه کفاف ۵ روز هم نیست! خوب من فکر می کنم جایگاه، حقوق و ارزش معلم و مدرسه و دانش آموز، که براشون اصلا مهم نیست و البته باید معلمان مطالبه گری، اعتراض رو داشته باشیم که سال ها بوده ولی خودشون رو بع خواب و نشنیدن زده اند حداقل برای معلم این باید خیلی مهم باشد: نکنه من سال های عمر جوانی ام را صرف کارهایی می کنم که هیچ اثر ماندگاری نداشته باشد و خیلی مسخره است فقط با کنکور فریبکارانه یک تعداد تولید دکتر و مهندس را معلم. خروحی موفق خودش بداند؟!!! اون هم. تولید دکتر و مهندس هایی که جیبشون بزرگتر از قلبشونه! باز نمیگم همه شون اما روز به روز پزشکان دلار بگیر داره تو جامعه ای که گرانی و فقز بیداد می کنه زیاد میشه!! کمی به خروجی کارمون بیندیشیم و از خودمون بپرسیم آیا مسیر معلمی ما درسته؟ یا باید چارچوب هذ رو بشکنیم از همون یک متر مربعی خودمون بهروز آیرملوی-۲۴ خرداد ۱۴۰۵

اگر فکر می‌کنی اسب از الاغ باهوش‌تره، احتمالاً داری هوش رو اشتباه تعریف می‌کنی. هوش یک صفت واحد نیست؛ وابسته به موقعیت، بقا،
اگر فکر می‌کنی اسب از الاغ باهوش‌تره، احتمالاً داری هوش رو اشتباه تعریف می‌کنی. هوش یک صفت واحد نیست؛ وابسته به موقعیت، بقا، و مسئله‌ایه که موجود باهاش روبه‌رو میشه. ما معمولاً “هوش” رو فقط با سرعت، اطاعت یا نمایش‌های قابل دیدن می‌سنجیم. اما در علوم شناختی، هوش یعنی: حل مسئله در شرایط واقعی تصمیم‌گیری در موقعیت‌های خطر سازگاری با محیط گاهی حیوانی که “کم‌اطاعت‌تر” به نظر می‌رسه، در واقع داره مستقل‌تر فکر می‌کنه 🔴 اینجاست که پای کلاس درس باز میشه: در کلاس‌های من به دانشجوها و معلمان یاد می‌دیم: سؤال درست مهم‌تر از پاسخ سریع است “حرف شنوی” ≠ “فهم عمیق” تفکر انتقادی یعنی شک کردن به تعریف‌های آماده ما هنوز داریم هوش را با معیارهای اشتباه اندازه می‌گیریم. تو اگر بخوای هوش یک دانش‌آموز رو فقط با یک معیار بسنجی، اون چی می‌تونه باشه؟

语音消息07:07

روز جمعه در کنار خانواده این ویو با این موسیقی بهم چسبید گفتم جای خالی شما را با ارسال این فیلم پر کنم ❤️ دوستتون دارم بهروز آیرملوی- ۱۵ خرداد ۱۴۰۵

چگونه فکر کردن را به فرزندان یا دانش آموزانمون یاد بدیم؟ چند راهکار عملی: سؤال بپرسید، جواب ندهید «فکر می‌کنی چرا این اتفاق افتاده؟» «چه راه‌حل‌های دیگری وجود دارد؟» «از کجا می‌فهمی این پاسخ درست است؟» تفکر خود را بلند بیان کنید هنگام حل یک مسئله، مراحل ذهنی خود را توضیح دهید: «اول مسئله را می‌خوانم، بعد اطلاعات مهم را جدا می‌کنم، سپس راه‌حل‌ها را بررسی می‌کنم.» از دانش‌آموز بخواهید دلیل بیاورد فقط پاسخ را نپذیرید. بپرسید: «چرا این جواب را انتخاب کردی؟» اشتباه را بخشی از یادگیری بدانید به‌جای تمرکز بر درست یا غلط بودن، روی فرایند فکر کردن تمرکز کنید. بگویید: «جالب است، ببینیم این ایده به کجا می‌رسد.» مسائل باز مطرح کنید سؤال‌هایی که چند پاسخ ممکن دارند: «اگر شهردار شهر بودی، برای کاهش ترافیک چه می‌کردی؟» مهارت‌های تفکر انتقادی را تمرین دهید منبع اطلاعات چیست؟ چه شواهدی وجود دارد؟ آیا دیدگاه دیگری هم هست؟ پس از هر فعالیت، بازتاب انجام دهید «چه چیزی یاد گرفتی؟» «دفعه بعد چه کاری را متفاوت انجام می‌دهی؟

و ششمین معلم ایرانی (یاد و خاطرش ماندگار) و راهش رو باید ما معلمان ادامه بدیم

۵. Jaime Escalante او در مدرسه‌ای فقیر در لس‌آنجلس ریاضی درس می‌داد. بسیاری معتقد بودند دانش‌آموزان آن منطقه هرگز نمی‌توانند
۵. Jaime Escalante او در مدرسه‌ای فقیر در لس‌آنجلس ریاضی درس می‌داد. بسیاری معتقد بودند دانش‌آموزان آن منطقه هرگز نمی‌توانند ریاضیات پیشرفته یاد بگیرند. اسکالانته این باور را نپذیرفت. ساعت‌های طولانی با دانش‌آموزان کار کرد و آن‌ها را برای آزمون‌های سطح بالا آماده کرد. نتایج آن‌قدر غیرمنتظره بود که ابتدا مسئولان تصور کردند تقلبی رخ داده است. پیام او این بود: گاهی مشکل، پایین بودن توانایی دانش‌آموز نیست؛ پایین بودن انتظار ما از اوست. اگر بخواهم از میان همهٔ این افراد یک ویژگی مشترک بیرون بکشم، آن ویژگی این است: آن‌ها به کودکان به چشم ظرف خالی نگاه نمی‌کردند. هر کدام به شکلی متفاوت معتقد بودند که وظیفهٔ معلم فقط انتقال اطلاعات نیست؛ بلکه ایجاد شرایطی است که کودک بتواند توانایی‌های خودش را کشف کند. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که بحث قبلی ما دربارهٔ «گفتن چه فکر کن» و «یاد دادن چگونه فکر کن» به آن می‌رسد. بسیاری از این معلمان بزرگ تلاش کردند دومی را جایگزین اولی کنند

۴. John Dewey دویی یکی از کسانی بود که آموزش مدرن را عمیقاً تغییر داد. او با حفظ‌کردن صرف مخالف بود. می‌گفت: آموزش، آمادگی بر
۴. John Dewey دویی یکی از کسانی بود که آموزش مدرن را عمیقاً تغییر داد. او با حفظ‌کردن صرف مخالف بود. می‌گفت: آموزش، آمادگی برای زندگی نیست؛ خودِ زندگی است. در مدارس آزمایشی خود: پروژه‌های عملی اجرا می‌شد. کودکان مسئله حل می‌کردند. همکاری را یاد می‌گرفتند. بخش بزرگی از آموزش پروژه‌محور امروزی ریشه در ایده‌های او دارد

۳. Janusz Korczak داستان او از همه تکان‌دهنده‌تر است. او یتیم‌خانه‌ای در لهستان اداره می‌کرد و معتقد بود کودکان نیز حق دارند
۳. Janusz Korczak داستان او از همه تکان‌دهنده‌تر است. او یتیم‌خانه‌ای در لهستان اداره می‌کرد و معتقد بود کودکان نیز حق دارند در تصمیم‌گیری‌های مربوط به زندگی خود مشارکت کنند. در یتیم‌خانه: دادگاه کودکان وجود داشت. شوراهای دانش‌آموزی واقعی وجود داشت. کودکان فقط فرمان‌بر نبودند. در زمان Holocaust به او پیشنهاد شد جان خود را نجات دهد، اما نپذیرفت و همراه کودکانش ماند. امروزه بسیاری از ایده‌های مربوط به حقوق کودک از اندیشه‌های او الهام گرفته‌اند.

‏۲. Paulo Freire فریره در برزیل با بزرگسالان بی‌سواد کار می‌کرد. او معتقد بود آموزش نباید شبیه سپرده‌گذاری در بانک باشد: معلم
‏۲. Paulo Freire فریره در برزیل با بزرگسالان بی‌سواد کار می‌کرد. او معتقد بود آموزش نباید شبیه سپرده‌گذاری در بانک باشد: معلم اطلاعات را «واریز» کند. دانش‌آموز آن را حفظ کند. او این مدل را «آموزش بانکی» نامید. به‌جای آن، کلاس را به گفت‌وگو تبدیل کرد. دانش‌آموزان دربارهٔ زندگی واقعی خود بحث می‌کردند و از همان مسائل خواندن و نوشتن را یاد می‌گرفتند. او می‌گفت: هدف آموزش فقط انتقال دانش نیست؛ بیدار کردن توانایی فهمیدن و پرسیدن است. کتاب معروفش Pedagogy of the Oppressed هنوز از تأثیرگذارترین آثار آموزش است

۴. John Dewey دویی یکی از کسانی بود که آموزش مدرن را عمیقاً تغییر داد. او با حفظ‌کردن صرف مخالف بود. می‌گفت: آموزش، آمادگی بر
۴. John Dewey دویی یکی از کسانی بود که آموزش مدرن را عمیقاً تغییر داد. او با حفظ‌کردن صرف مخالف بود. می‌گفت: آموزش، آمادگی برای زندگی نیست؛ خودِ زندگی است. در مدارس آزمایشی خود: پروژه‌های عملی اجرا می‌شد. کودکان مسئله حل می‌کردند. همکاری را یاد می‌گرفتند. بخش بزرگی از آموزش پروژه‌محور امروزی ریشه در ایده‌های او دارد