en
Feedback
کولی

کولی

Open in Telegram

قصّه یه هودی سفید که سفر میره. اینجا می‌تونیم معاشرت کنیم؛ (پلک بسته) http://t.me/HidenChat_Bot?start=51268195

Show more
770
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-330 days
Posts Archive
کاش صدایی برای خوندن داشتم. @terriblemess

به باز تعریف مفاهیم رسیدم.
به باز تعریف مفاهیم رسیدم.

نت‌های پیانو شبیه به دم و بازدم‌های کوتاهیه که وصل نگهت می‌داره به زندگی. از پسِ دست‌های سنگین ویالن‌سل روی گلوت.

کارهایی شبیه به این رو دوست دارم بی فاصله‌ای بین اسپیکر و گوشم بشنوم. @terriblemess

خلاصه اینکه، خیلی چیزی نمی‌خوام.

شاید چیزی شبیه به پوست انداختن رو دارم تجربه می‌کنم و ناخودآگاه ترجیح می‌دم، تا این پروسه کامل نشده، با فعالیت خاصی مختلش نکنم.

و این مسئله حتی به فعالیت‌های دیگه به جز کار هم کشیده می‌شه. این جابجایی اولویت‌ها خیلی فکریم می‌کنه که وحید چند سال پیش چه سوالی داشت که سفر اولویتش بود؟ آیا الان اون سوال‌ها، پاسخ داده شدن یا به کل رها شدن؟

حتی امروز با یکی از بچه‌ها صحبت می‌کردیم و وسط صحبت از سفرهای رفته و خواهد رفتش می‌گفت و هیچ شوق و علاقه‌ای به جابجایی و سفر احساس نمی‌کردم هم برام عجیب بود.

این سوال که، «الان دوست داشتی کجا باشی؟»، به شکل عجیبی هیچ جوابی ندارم براش و دارم به این فکر می‌کنم که بی‌جواب بودنش، مثبته یا منفی؟

این روزا پُرم از حسِ شُکرگزاری. @terriblemess

برای منی که تا حالا غرب نبودم، فضای این کار، یادآور زمان‌های مکرر و طولانی، نشستن پشت میز یه کافه وسط بازارچه لاله است. غرب هنوز برام غریبه و نمی‌دونم زمان آشنایی چه وقته. @terriblemess

صبح‌ها که مامان بیدار میشه، پرده‌ها رو می‌زنه کنار و چند دقیقه‌ای روی مبل، زیر نور خورشید، چشماش رو می‌بنده و بعد پا میشه و روزش رو شروع می‌کنه.

فردا که از این دیر کهن درگذریم «فردا» واقعا فرداست. حتی کمتر، پلک زدنیه. یه مدل پلک زدن دارم که بین بسته و باز شدنش فاصله است، شبیه به باز بودن لحظه تولد و بسته شدن لحظه مرگ.

که فرض کنم.

photo content

SomayeBH6_خیامخوانی_شجریان_در_یونیسکو_پاریس_سال_1378.mp310.11 MB

صبح بخیر عزیزم

دیدین جوراب‌های با کش سفت، رد میندازن و مدتی باقی می‌مونه و با اینکه درشون آوردی، هنوز حس می‌کنی جوراب پاته؟ به همین شکل هنوز حس می‌کنم سربازم. افکارم، احساساتم، علایق و دغدغه‌هام، هنوز تو اون قالب شکل می‌گیرن و واسه شکستن این قالب، قدم اولم یک ماه بی‌تغییر تو روتین زندگیم بدون سربازیه.

2.73 MB

و تجربه کردن احساساتی که تو زندگی واقعی پیش نمیان یا ممکن نیستن، چقدر با این انیمه، با فاصله‌های کوتاه داره تکرار میشه!
و تجربه کردن احساساتی که تو زندگی واقعی پیش نمیان یا ممکن نیستن، چقدر با این انیمه، با فاصله‌های کوتاه داره تکرار میشه!