en
Feedback
► τoρℓ℮sS ◄

► τoρℓ℮sS ◄

Open in Telegram

سپاس از نگاهتون 🌼 . . . channel : @toplessland

Show more
738
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-630 days
Posts Archive
مشکل سیاست آدم‌ها نیستند. مشکل سیستمی ا‌ست که در آن دروغ مهارت محسوب می‌شود و حافظه‌ی جمعی کوتاه‌تر از عمر یک وعده‌ی غذایی‌ است. سیاست‌ مدارها تعویض می‌‌ شوند، امّا زبانشان خیر. همان جملات زیبا همان به‌زودی‌ها، همان‌ حواله‌ دادن‌ امروز به فردایی‌ که احتمالا هیچ‌وقت نمی‌آید. قدرت وقتی پاسخگو نباشد دیگر قدرت نیست تبدیل می‌شود به عادتِ تحقیر. و همان‌طور که می‌دانید عادت خطرناک‌ترین شکل فساد است. ما یاد گرفته‌ایم که یا عصبانی باشیم یا بی‌تفاوت!‌ و حاکمیت‌ها‌ دقیقاً از همین دو حالت تغذیه می‌کنند. نه فریادِ کور نجات‌مان می‌دهد نه سکوت. تنها چیزی‌ که سیاست از آن می‌ترسد آگاهیِ پیوسته است؛ نه هیجانی و نه مقطعی!    بلکه سمج، سؤال‌دار و فراموش‌نکن.

جنگ همه‌چیز را از ما گرفته بود، جز امیدِ آزادی.

قدرت، وقتی به اوج می‌رسد که دیگر نیازی به زور ندارد. آن‌جا که انسان‌ها خودشان نگهبان زندان خویش می‌شوند، آن‌جا که ترس، به عقل سلیم تغییر نام می‌دهد. استبدادِ موفق، باتوم به دست نمی‌گیرد؛ منطق می‌سازد، توجیه تولید می‌کند و اسم تسلیم را «واقع‌بینی» می‌گذارد. سیاستِ مسلط، هنر کوچک‌کردن انسان است. آن‌قدر افق را پایین می‌آورد تا ایستادن، رؤیا به نظر برسد. آن‌قدر فقر را عادی می‌کند تا عدالت لوکس تلقی شود. در این بازی، مردم نه سرکوب می‌شوند، بلکه اقناع می‌شوند؛ اقناع به اینکه بیشتر خواستن، خطرناک است و کمتر خواستن، عاقلانه. قدرت از خشم نمی‌ترسد؛ از فهم می‌ترسد. از لحظه‌ای که انسان بفهمد قوانین ابدی نیستند، رهبران مقدس نیستند و نظم موجود، تنها یکی از بی‌نهایت امکان‌هاست. به همین دلیل، آموزش را خنثی می‌کنند، فلسفه را بی‌مصرف می‌نامند و سؤال را با برچسب «بی‌موقع» خفه می‌کنند. جامعه‌ای که مدام «الان وقتش نیست» می‌شنود، دیر یا زود به جایی می‌رسد که دیگر وقتی وجود ندارد. فروپاشی با انفجار نمی‌آید؛ با عادت می‌آید. با پذیرفتن تدریجی تحقیر، با قورت‌دادنِ روزمره‌ی دروغ، با معامله‌کردن کرامت در برابر امنیتِ موقت. و در نهایت، تراژدی این نیست که ظالمان وجود دارند؛ تراژدی این است که قربانیان، منطق ظالمان را از بر می‌کنند. وقتی انسان از ترسِ آشوب، به بی‌عدالتی پناه می‌برد، قدرت پیروز شده است؛ بی‌آنکه حتی پیروزی‌اش را اعلام کند. انسانِ خطرناک، کسی نیست که فریاد می‌زند؛ کسی است که دیگر قانع نمی‌شود.

قدرت، وقتی به اوج می‌رسد که دیگر نیازی به زور ندارد. آن‌جا که انسان‌ها خودشان نگهبان زندان خویش می‌شوند، آن‌جا که ترس، به عقل سلیم تغییر نام می‌دهد. استبدادِ موفق، باتوم به دست نمی‌گیرد؛ منطق می‌سازد، توجیه تولید می‌کند و اسم تسلیم را «واقع‌بینی» می‌گذارد. سیاستِ مسلط، هنر کوچک‌کردن انسان است. آن‌قدر افق را پایین می‌آورد تا ایستادن، رؤیا به نظر برسد. آن‌قدر فقر را عادی می‌کند تا عدالت لوکس تلقی شود. در این بازی، مردم نه سرکوب می‌شوند، بلکه اقناع می‌شوند؛ اقناع به اینکه بیشتر خواستن، خطرناک است و کمتر خواستن، عاقلانه. قدرت از خشم نمی‌ترسد؛ از فهم می‌ترسد. از لحظه‌ای که انسان بفهمد قوانین ابدی نیستند، رهبران مقدس نیستند و نظم موجود، تنها یکی از بی‌نهایت امکان‌هاست. به همین دلیل، آموزش را خنثی می‌کنند، فلسفه را بی‌مصرف می‌نامند و سؤال را با برچسب «بی‌موقع» خفه می‌کنند. جامعه‌ای که مدام «الان وقتش نیست» می‌شنود، دیر یا زود به جایی می‌رسد که دیگر وقتی وجود ندارد. فروپاشی با انفجار نمی‌آید؛ با عادت می‌آید. با پذیرفتن تدریجی تحقیر، با قورت‌دادنِ روزمره‌ی دروغ، با معامله‌کردن کرامت در برابر امنیتِ موقت. و در نهایت، تراژدی این نیست که ظالمان وجود دارند؛ تراژدی این است که قربانیان، منطق ظالمان را از بر می‌کنند. وقتی انسان از ترسِ آشوب، به بی‌عدالتی پناه می‌برد، قدرت پیروز شده است؛ بی‌آنکه حتی پیروزی‌اش را اعلام کند. انسانِ خطرناک، کسی نیست که فریاد می‌زند؛ کسی است که دیگر قانع نمی‌شود

سلام بر آن هایی که فراموش شده اند اما هرگز نتوانسته اند فراموش کنند. "محمود درویش"

برادر بیست سال منتظر یک جنگ بود و دقیقا روز اولش مُرد.

ما مُرده‌ایم با گلوله‌های بی‌شماری که در تن‌های دیگری خورد.

بعدها، به یاد خواهی آورد که عشق و آزادی در این سرزمین ارث پدری نبود که نسل به نسل به ما برسد. ما نهالِ عشق و آزادی را در کف خیابان‌ها، در آسفالت و خون کاشتیم.

ایرانه خانم..mp35.61 MB

بالاًخره یک‌نفر از ما زنده خواهد ماند و برای آیندگان خواهد گفت که چطور مجبور شدیم به جای جوان بودن، جنگجو باشیم.

نوشت: می‌بینی چه جوانانی‌اند؟ مرگ زیبایی‌شان را از بین نمی‌بَرَد .

به اندازه تعداد پدر خمینی کانفینگ امتحان کردم امشب.

مسعود بلورچی که ۳۷ سال داشت ؛ ۱۸ دی تو اعتراضات تهران با گلوله جنگی کشته شد . فیزیوتراپیست، ورزشکار، دوبلور، گوینده و بازیگر ؛ موسس کلینیک راش و تحصیل کرده در دانشگاه بوداپست مجارستان . #مسعود_بلورچی

ناصر مدیر روستا که ۴۲ سال داشت ؛ ۱۸ دی تو اعتراضات کرج با گلوله جنگی کشته شد . ناصر نوازنده تار ؛ سه تار و تنبور بود . #ناصر_مدیر_روستا

photo content

مهدی کریمی که 32 سال داشت ؛ 19 دی تو اعتراضات دزفول با گلوله جنگی کشته شد . مهدی صافکار بود و زحمت و تلاش زیادی برای زندگی میکشید . #مهدی_کریمی

آیدا حیدری که 21 سال داشت؛ 18 دی تو اعتراضات صادقیه تهران با گلوله جنگی کشته شد. آیدا دانشجوی پزشکی دانشگاه تهران بود و رویای جراح مغز و اعصاب شدن رو داشت که... #آیدا_حیدری

ملیکا عزیزی ۱۸ دی ماه شهرستان ماسال با شجاعت بیرون رفت و فرداش ریختن خونه‌شون و با کتک بچه رو بردن. پدرش گفته نباید می‌رفته ح
ملیکا عزیزی ۱۸ دی ماه شهرستان ماسال با شجاعت بیرون رفت و فرداش ریختن خونه‌شون و با کتک بچه رو بردن. پدرش گفته نباید می‌رفته حالا که رفته دختر ما نیست و خانواده‌ش پیگیر نیستن. لطفا نشر بدین #ملیکا_عزیزی

Shabe Sarde Kalanshahr @FreeRapFa.mp39.21 MB