روان نوشت...
Open in Telegram
─┅─┅─═ஜ۩﷽۩ஜ═─┅─┅─ ••••••••••••••●●○○●●•••••••••••••• نگاره هایی از قند پارسی . . . . . . . 🆔 : @legassov 🆚 : @roouzhman | @drugs_com ➕ : @Fouzhanmag | @mukafara 📸 : Instagram.com/ravan_nevesht ••••••••••••••●●○○●●•••••••••••••• ─┅┅─═ஜ۩_______۩ஜ═─┅┅─
Show more864
Subscribers
No data24 hours
+27 days
+130 days
Posts Archive
864
🎙تاریک/روشن ...
🎶 #محمد_دارابی_فر
🎶 #علی_دارابی_فر
━━━━━━◉──────
↻ㅤ ◁ㅤ ㅤ❚❚ㅤ ㅤ▷ㅤㅤ ⇆
#روان_نوشت | @ravan_nevesht
864
✍️دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش
وز شما پنهان نشاید کرد سِرِّ مِیفروش
گفت آسان گیر بر خود کارها کز رویِ طبع
سخت میگردد جهان بر مردمانِ سختکوش
وان گَهَم دَر داد جامی کز فروغش بر فلک
زهره در رقص آمد و بَرْبَط زنان میگفت نوش
با دلِ خونین لبِ خندان بیاور همچو جام
نی گَرَت زخمی رسد، آیی چو چنگ اندر خروش
تا نگردی آشْنا زین پرده رَمزی نشنوی
گوشِ نامحرم نباشد جایِ پیغامِ سروش
گوش کن پند ای پسر وز بهرِ دنیا غم مَخور
گفتمت چون دُر حدیثی، گر توانی داشت هوش
در حریمِ عشق نَتْوان زد دَم از گفت و شنید
زان که آنجا جمله اعضا چشم باید بود و گوش
بر بساطِ نکتهدانان خودفروشی شرط نیست
یا سخن دانسته گو ای مردِ عاقل، یا خموش
ساقیا مِی ده که رندیهایِ حافظ فهم کرد
آصِفِ صاحبقرانِ جرمبخشِ عیبپوش ...
👤 #حافظ
#روان_نوشت | @ravan_nevesht
864
✍️من انتقامجو و کینهای نیستم، اما حافظهام در مورد جراحات و تحقیرها، با وجود بزرگواریام، بسیار قوی است ...
👤 #داستایوسکی
#روان_نوشت | @ravan_nevesht
864
✍️چیزی که دوست دارم این است که با فردی ملاقات کنم که بتوانم کلاهم را به نشانهی احترام به او از سر بردارم و بگویم: متشکرم که متولد شدی، هرچه بیشتر زنده باشی، بهتر است ...
👤 #ماکسیم_گورکی
#روان_نوشت | @ravan_nevesht
864
✍️ما را سر زلف یار میباید، نیست
صبری و دلی به کار میباید، نیست
اندوه که در میان نمیباید، هست
دلدار که در کنار میباید، نیست ...
👤 #مهستی_گنجوی
#روان_نوشت | @ravan_nevesht
864
✍️تنها چیزی که داریم، خودمان هستیم؛
و این دقیقا همان چیزی است که
به اندازه کافی به آن توجه نمیکنیم ...
👤 #فرانتس_کافکا
#روان_نوشت | @ravan_nevesht
864
✍️خط از پی خط واژه به واژه دل را
دیوانگی و ارادت کامل را
میآید و از عمق وجودش، دریا
هر لحظه مرور میکند ساحل را ...
👤 #مرتضی_برخورداری
#روان_نوشت | @ravan_nevesht
864
✍پایبند این بنای رو به ویرانی مباش اینقدر وابستهی این وادی فانی مباش
ماهی دریایی و جای تو در این تنگ نیست فکر جایی که در آن دائم نمیمانی مباش
این جهان هر چند زندان است اما ایرفیق میله را از ذهن خود بردار زندانی مباش
لَيْسَ لِلإِنْسَانِ إِلَّا ماسعى يعنى بدان
در تمام عمر خود دنبال آسانی مباش
دست گرم مرگ می آید تکانت میدهد
وقت بیداریست در خواب زمستانی مباش ...
👤 #صادق_غریب
#روان_نوشت | @ravan_nevesht
864
✍جهان بسیار بیباک است و من بسیار بیپروا
به کار او نمیآیم، به کار من نمیآید ...
👤 #سالک_یزدی
#روان_نوشت | @ravan_nevesht
864
✍تمام راه ز خویش آبشار میپرسید
چه شد که رود به تصمیم پرتگاه رسید
چه شد که مرگ به چشم درخت زیبا شد
چه شد که برگ دل از شاخسار خویش برید
برای همنفسی با تو در قفس ماندم
ز من مرنج ولی این به آن نمیارزید
درخت سوختهای کز درون تهی شده بود
به سعی بی ثمر نوبهار میخندید
نظر به هقهق فواره کن که میگوید
نمیشود ز «امید محال» دست کشید
ز پیله بافتنم خستهام ولی چه کنم!؟
امیدوارم و زندان آدمیست امید ...
👤 #فاضل_نظری
#روان_نوشت | @ravan_nevesht
864
✍پر میکنم از گریههام
این استکان لب پرو
تو امشبو میبینی و
من روزهای آخرو
میخندی و من خیره به
اون صورت خوشحالتم
من به شبی فکر میکنم
که در به در دنبالتم
توی دلم میخندم و
روی لبم لبخند نیست
یک روز تو میری و من
دستم به جایی بند نیست
میخندی و من نخبهنخ
فکرامو دود میکنم
تو واقعا بیخبری
من وانمود میکنم
دست میکشم رو صورتت
با صورتی افروخته
آه از ته دل میکشم
مثل یه رود ِسوخته
اون روز که میگم بهجز
باقی پریشون نیستم
اونقد دیوونم که اون
روزم پشیمون نیستم ...
👤 #امید_روزبه
#روان_نوشت | @ravan_nevesht
864
🎙رود ِسوخته ...
👤 #امید_روزبه
🗣 #محسن_چاوشی
━━━━━━◉──────
↻ㅤ ◁ㅤ ㅤ❚❚ㅤ ㅤ▷ㅤㅤ ⇆
#روان_نوشت | @ravan_nevesht
864
✍نمی دانم چرا تحملِ جمعیت را ندارم. چرا تحمل زندگیِ فامیلی را ندارم. من آن قدر به تنهاییِ خود عادت کردهام که در هر حالتِ دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس می کنم. تا دور هستم دلم می خواهد نزدیک باشم و نزدیک که می شوم می بینم اصلاً استعدادش را ندارم ...
👤 #فروغ_فرخزاد
#روان_نوشت | @ravan_nevesht
864
✍دیگر
نه اصراری به زندگی دارم
نه اصراری به مرگ!
یعنی
من مردهام!
اما اگر قرار باشد زیاد غمگین شوی
بلند میشوم
با هم صبحانه میخوریم
گپ میزنیم
بعد هم میروم
سری به خاک دوستانم بزنم برگردم
اگر هم حوصلهام نشد
شاید همان دور و برها خودم را چال کنم
چرا که دیگر
نه اصراری به زندگی دارم
نه اصراری به مرگ!
یعنی
اگر گلولهای به سمتم شلیک شود
سرم را هم
خم نخواهم کرد
یعنی اگر برای بریدنِ این رگ
تیغ در خانه نباشد
تا مغازه هم نخواهم رفت
چرا که دیگر
نه اصراری به زندگی دارم
نه اصراری به مرگ!
اگر به خانهام بیایی
تمامِ خانه را گل خواهم کاشت
اگر نیایی هم
تمام خانه را گل خواهم کاشت
اگر بروی هم
اگر بمیری هم!
چرا که دیگر
نه اصراری به زندگی دارم
نه اصراری به مرگ!
یعنی زمان را از دستم باز کردهام
چاقو را از جیب درآوردهام
و رابطهی علت و معلول را
بریدهام
چرا که میخواهم
بیدلیل تنها باشم
درست چون نوازندهای
که در میان اجرا
سازش را زمین میگذارد
تا موسیقیاش تمام نشود
درست چون خدایی
که انساناش را زمین گذاشته
تا بر آسمان بنویسد:
دیگر
نه اصراری به زندگی دارم
نه اصراری به مرگ! …
👤 #گروس_عبدالملکیان
#روان_نوشت | @ravan_nevesht
864
✍تا دامنههای مرگ من را برده
من را ز درون خراب کرده ، خورده
چون قارچ سمی است تنهایی من
هر کس که از آن چیده و خورده، مرده …
👤 #جلیل_صفربیگی
#روان_نوشت | @ravan_nevesht
