en
Feedback
نیک اندیشان هریرز

نیک اندیشان هریرز

Open in Telegram

کانال اطلاع رسانی روستای هریرز

Show more
243
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-130 days
Posts Archive
﷽ 🔘✨سـ💚ــلام 🕊✨روزتـــون 🔘✨پر از خیر و برکت خدایا به امید خودت شروع می‌کنیم شنبه را با نام تو 🕊✨امروز شنبه↶ ✧ 18 بهمن 1۴۰۴ ه.ش ❖ 18 شعبان ۱۴۴۷ ه.ق ✧ 7 فوریه 2026 میلادی @malayerman

AnimatedSticker.tgs0.41 KB

با سلام مرحوم داماد بزرگ عمو عزت الله غیاثوند سیبدرری می باشد .که به نمایندگی از طرف خودم وهمه ی اعضای کانال ،این مصیبت وارده را به خانواده و خویشان مرحوم مخصوصا کربلایی عزت الله غیاثوند تسلیت عرض می نماییم.خداوند به مصیبت دیدگان صبر عنایت فرمایدوروح مرحوم شاد

photo content

photo content

‍ ✳️پسری که پدرش را مجبور کرد ماشین قراضه‌اش را دو خیابان پایین‌تر پارک کند، اما نامه‌ای که بعد از مرگ پدر در داشبورد پیدا کرد، او را نابود کرد... 🚗🏚️😭 «فرهاد» دانشجوی پزشکی بود و همیشه از وضعیت ظاهری پدرش و به‌خصوص ماشین پیکان قدیمی و پر سروصدای او خجالت می‌کشید. هر روز صبح که پدرش او را به دانشگاه می‌رساند، فرهاد با لحنی تند می‌گفت: «بابا! تو رو خدا جلوی در دانشگاه نرو! همین‌جا توی کوچه پشتی نگه‌دار. آبرویم می‌رود اگر بچه‌ها ببینند من با این لگن می‌آیم! دود ماشینت همه را خفه کرد!» پدر هر بار با لبخندی مهربان و چشمانی که کمی غمگین می‌شد، می‌گفت: «چشم پسرم... هرطور تو راحت باشی.» و او را دور از چشم همه پیاده می‌کرد. سال‌ها گذشت. فرهاد پزشک شد، پولدار شد و برای خودش ماشین شاسی‌بلند خرید و دیگر سوار ماشین پدر نشد. پدر پیر شد و از دنیا رفت. بعد از مراسم خاکسپاری، فرهاد تصمیم گرفت آن ماشین قراضه را که گوشه حیاط خاک می‌خورد، به اسقاطی بفروشد تا از شرش خلاص شود. وقتی داشت مدارک ماشین را از داشبورد خالی می‌کرد، چشمش به یک عکس قدیمی و سیاه و سفید افتاد. عکسِ پدرش بود در جوانی، که با کت و شلواری شیک به یک ماشین «بنـز» آخرین مدل تکیه داده بود و می‌خندید. فرهاد تعجب کرد. پدرش هیچ‌وقت نگفته بود که چنین ماشینی داشته است. پشت عکس را نگاه کرد. دست‌خط پدرش بود، با جوهری که کمی پخش شده بود: «امروز این عروسک (ماشین بنز) را فروختم. دلم سوخت، چون خیلی دوستش داشتم... اما دکترها گفتند هزینه عمل قلبِ پسر کوچکم "فرهاد" خیلی سنگین است و فقط با پول این ماشین جور می‌شود. ماشینم رفت، اما فدای یک تپشِ قلبِ پسرم. با باقی‌مانده پول، این پیکان را خریدم تا مسافرکشی کنم و خرج داروهایش را در بیاورم. خدایا شکرت که پسرم زنده ماند...» فرهاد روی فرمان ماشین قراضه افتاد. بوی عرق تن پدرش هنوز توی ماشین بود. او سال‌ها از ماشینی خجالت می‌کشید که «قیمتِ زنده ماندنِ خودش» بود. او سوار بر وسیله‌ای شده بود که پدرش غرورش را با آن معامله کرده بود تا قلب پسرش از حرکت نایستد. فرهاد آن ماشین قراضه را نفروخت؛ آن را در حیاط خانه‌اش نگه داشت تا هر روز یادش نرود که ضربان قلبش را مدیون چه کسی است. نتیجه اخلاقی: پدرها قهرمانان خاموش تاریخ‌اند. آن‌ها از آرزوهایشان، از جوانی‌شان و از غرورشان می‌گذرند تا ما قد بکشیم. اگر پدرت ماشین مدل پایین دارد، اگر لباسش کهنه است، اگر دستانش میلرزد... خجالت نکش! این‌ها جای زخم‌هایی است که برای سپر شدن جلوی مشکلات تو برداشته است. یک چالش مردانه: همین الان اگر پدرت زنده است، برو و بر دستانش بوسه بزن. اگر ماشینش مدل پایین است، با افتخار کنارش بنشین و شیشه را پایین بده تا همه ببینند تو پسرِ این شیرمرد هستی. پ.ن:👇🏻 آخرین نسل این گونه پدرهادرحال انقراضه نه من مثل پدرمرحومم هستم نه پسرانم مثل من ونوه هایم مثل پدرشان همه چیز بانسل ماازمیان خواهدرفت چه تاریک ووحشتناک خواهدبودآن روزگار😭

photo content

photo content

سلام و درود و عرض ادب خدمت همولایتی های عزیز وگرامی🌺🇮🇷🍉 ،یلدا یکی از ده ها جشن باستانی ایرانیان است که سبب آرامش و نزدیکی دلها و بزرگداشت بزرگان درگرداگرد سفره ای پراز محبت و دلگرمی در طولانی ترین شب زمستان است که همه ی اقوام ایرانی، ان را گرامی می دارند .این جانب برخود می دانم که به همگی عزیزان یلدای باستانی را تبریک و تهنیت عرض نمایم و آرزومندم در کنار خانواده و بزرگان ،خوش و خرم باشید. اگر دوست داشتید با هدیه ی برگی از تصویر درخت زیبای جمع گرمتان، همه‌ی همولایتی ها را شریک نمایید .شاید خاطره بازی با هدیه شما ،محبتها ودوستیها را بیشتر کند.🍉🍉🌺🇮🇷

📸شب چله به رسم دربار ناصری 🔹مردم در بلندترین شب سال بر پایه اعتقاد نیاکان خود، در خانه بزرگترها گرد می‌آمدند و آیین شب چله
📸شب چله به رسم دربار ناصری 🔹مردم در بلندترین شب سال بر پایه اعتقاد نیاکان خود، در خانه بزرگترها گرد می‌آمدند و آیین شب چله را برگزار می‌کردند و شب را تا دیرهنگام کنار هم می‌گذراندند.» 🔹صاحب‌خانه با آجیل و شربت و شیرینی مرسوم آن روزگار به اصطلاح «شب‌چره» از میهمانان شب یلدا پذیرایی می‌کرد، 🔹شربت مورد نظر هم از شیره انگور و سرکه تهیه می‌شد. کشمکش، نخودچی، گردو، خرما، توت خشک و... اقلام آجیل را تشکیل می‌داد. میوه‌هایی که از اواخر تابستان تا آن هنگام به نحوی نگهداری شده بودند، نیز بر سفره میزبان دیده می‌شد و گل سرسبد آن میوه‌ها هندوانه و انار بود، هر چند انگور و خربزه، ازگیل و ... هم از چشم‌ها دور نمی‌ماند.» 🔹استفاده از تنقلات خشک مانند توت و انجیر و مویز نبود تا این شب آیینی با دورهمی هر چند مختصر برگزار شده و بتوانند با گرمای دور همی، محفل خود را گرم کنند. البته این مراسم همه گاه با شاهنامه خوانی و تفال حضرت حافظ و نیز قرآن شریف مزین می شد. برخی خانواده‌ها قصه‌گو و روایت‌گو هم داشتند که مدتی هم به نقل سخن آنان اختصاص پیدا می کرد.

📸شب نشینی در میگون 🔹از بهترین رسمهای قدیم،شب نشینی‌های پاییزه و زمستانه بود. اقوام و همسایگان و دوستان پس از صرف شام به منز
📸شب نشینی در میگون 🔹از بهترین رسمهای قدیم،شب نشینی‌های پاییزه و زمستانه بود. اقوام و همسایگان و دوستان پس از صرف شام به منزل همدیگر می‌رفتند و تا ساعت‌ها دور کرسی می‌نشستند، به گفتگو، نَقل خاطره، بیان شایعات و شنیده‌ها می‌پرداختند. صاحب‌خانه از مهمانانش با خوراکی‌هایی مثل گندم برشته وشاه‌دانه، کشمش‌، سیب و گردو پذیرایی می‌کرد که به آن (شَب‌چَرِه) می‌گفتند. شب‌نشینی‌ها بهترین شیوه برای سپری کردنِ شب‌هایِ طولانیِ سردِ سال و همچنین در شب یلدا بود.

❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️ ❤️یلدا شب یلدا بی شک یکی از مهمترین و اصلی ترین جشن های ایرانی است که به صورت سراسری در ایران جشن گرفته می شود. شب یلدا یا شب چله بلندترین شب سال در نیم‌کره شمالی زمین است. این شب به زمان بین غروب آفتاب از ۳۰ آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی (نخستین روز زمستان) اطلاق می‌شود. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام شب یلدا را جشن می‌گیرند. واژه «یلدا» به معنای زایش و تولد است. ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روز‌ها بلندتر می‌شوند و تابش نور ایزدی افزونی می‌یابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می‌خواندند و برای آن جشن بزرگی برپا می‌کردند و از این رو به دهمین ماه سال دی (به معنای روز) می‌گفتند که ماه تولد خورشید بود. «شب یلدا» که به عنوان یکی از شب‌های مقدس در ایران باستان مطرح بوده به‌صورت رسمی در تقویم ایرانیان باستان از سال ۵۰۲ قبل از میلاد در زمان داریوش یکم به تقویم رسمی ایرانیان باستان راه یافت. چله و جشن‌هایی که در این شب برگزار می‌شود، یک سنت باستانی است. مهر به معنای خورشید است و تاریخ پرستش آن در میان ایرانی ها و آریایی ها به پیش از دین زرتشت بازمی گردد که پس از ظهور زرتشت این پیامبر او را اهورامزدا تعریف کرد. یکی از ایزدان اهورایی مهر بود که هم اکنون بخشی از اوستا به نامش نامگذاری شده. در «مهریشت» اوستا آمده است؛ «مهر از آسمان با هزاران چشم بر ایرانی می نگرد تا دروغی نگوید». يلدا بر مهربانان و مهربانوان عزيز فرخنده باد ❤️🙏🏻❤️ ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️

HT5N
HT5N

♦️ معنای جالب نام محله‌های تهران؛ از نارمک تا درکه 🔹نارمک: نار یعنی انار، مک‌هم یعنی مکیدن! 🔹کیان: اول اسم صاحب‌های قدیمیشه، کی‌نژاد، شاپوریان! 🔹دروس: دوره روس‌ها! 🔹طرشت: تره و تازه! 🔹نیاوران: جایی که ارزش نی می‌آوردن! 🔹شمیران: شِم به معنی جاده سرده! 🔹درخونگاه: جای خان و کله‌گنده‌ها! 🔹دولاب: دلو یا سطل آبی که از چاه آب می‌کشیدن باهاش! 🔹قلعهک: قلعه کوچولو! 🔹زرگنده: زرّی که از کوه کنده می‌شود! 🔹جیحون: جو زرده، مثل طلا! 🔹ولنجک: یه جای پرت و ول‌شده! 🔹ونک: محل درختای ون! 🔹دزاشیب: دهی که توش شیبه! 🔹درکه: دره کوچولو #تهران_محله