ستیغ
Open in Telegram
رسانه سهیل قاسمی ادبیات بازنشر آزاد است. گرداننده: @SoheilGhassemi Instagram.com/soheil.ghassemi YouTube.com/c/SoheilGhassemi Aparat.com/soheilg ClubHouse.com/@Setiq X.com/deconstr facebook.com/deconstr https://vt.tiktok.com/ZSF3RGgRk/ setiq.com
Show more2 795
Subscribers
No data24 hours
+217 days
+1530 days
Posts Archive
2 795
Repost from N/a
«شبنشین»
✨🌙✨🌙✨
من تمامِ شب نشستم با خیالِ دیدنات
با هوای بودنات در نرمیِ پیراهنات
رژ به لب مالیدنِ تو، آخرِ بیهودگیست!
زشت شد زیبای من! معمولی اندیشیدنات!
فکر کن دیوانهای، شکّر به خُرما میزَنی!
نیک اندیشیدنات، زیبا نیاندیشیدنات!
من غباری با بخارِ آبِ اقیانوسهام
ابر گشتم تا ببارم روی شولای تنات
وقتِ باران در بیابان خاک بدمستی کند!
با خودَت یک دم خیالات نیست تنها با منات
شعرِ شیوا، شعرِ شیرین، شعرِ محشر، شعرِ شعر!
کی توان گفتن بدونِ وصلِ عطرِ گردنات!؟
خوابِ شیرین نیست چشمِ مستِ ما را بعدِ تو
چشمِ شاعر مست گشت از قوسِ ساغر شکّنات
🎙#سهیل_قاسمی
🎛 #شهریار
✍🏻#علیرضانورزادلاله | پنجشنبه ۱۴۰۵/۰۶/۱۲
پنجشنبه دوازدهم شهریور یکهزار و چهارصد و پنج
غزل پنجاه و نهم صده
2 795
تابِ بنفشه میدهَد طُرّهیِ مشکسایِ تو
پردهیِ غنچه میدَرَد خندهیِ دلگُشایِ تو
ای گُلِ خوشنسیمِ من! بُلبُلِ خویش را مَسوز!
کاز سَرِ صدق میکُنَد شبهمهشب دعایِ تو
من که ملول گَشتَمی از نفَسِ فرشتگان،
قال و مَقالِ عالَمی میکَشم از برایِ تو
مهرِ رخات سِرِشتِ من! خاکِ دَرَت بهشتِ من!
عشقِ تو سَرنبِشتِ من! راحتِ من رضایِ تو!
خِرقهیِ زُهد و جامِ میْ گرچه نه درخورِ هم اند،
این همه نقش میزنم از جهتِ خِفایِ تو
دَلقِ گدایِ عشق را گنج بوَد در آستین
زود به سلطنت رسَد هر که بوَد گدایِ تو
شاهنشینِ چشمِ من، تکیهگَهِ خیالِ توست
جایِ دُعا ست شاهِ من! بی تو مَباد جایِ تو!
شورِ شراب و سوزِ عشق آن نفسام روَد زِ یاد
کاین سَرِ پُر هوَس شود خاکِ دَرِ سَرایِ تو
خوش چمنیست عارضات؛ خاصه که در بهارِ حُسن
حافظ ِخوشکَلام شد مُرغِ سخنسرایِ تو
دیوان حافظ، بر پایهی نسخهی خطیِ سالِ ۸۰۱
پیرایش و نگارش سهیل قاسمی، انتشارات بلم، ۱۴۰۳
اجرا: سهیل قاسمی
ضبط: استودیو اورانیا
میکس: شهریار
@Setiq
2 795
🛑به فرهنگ باشد روان تندرست
🔺ایران سرزمینی است کهن، سرشار از نیکیها و مردمانی نجیب که ستایشگر داد و دانش و راستی و نکوهشگر ستم و دروغ و دشمنی بودهاند. باید از ایران گفت و نوشت. باید زبان فارسی، این سرمایۀ جاودان ایرانی را پاس داشت و برای گسترش آن دریغ نکرد. باید فرزندان کشور را با بزرگمهرها، فردوسیها و ابنسیناها آشنا کرد. اگر ایدۀ ایران به میان مردم و سیاستگذاران کشیده شود، امنیت و منافع ملی معنا میشود. ایران و داشتههای تاریخی و فرهنگی آن را دوست بداریم.
فهرست زیر ازجمله دغدغهمندان مستقل برای رسیدن به این هدفاند. با پیوستن به آنها به توسعۀ فرهنگی در جامعه یاری رسانیم.
⛱تدریس مکاتب فلسفی و روانی
⛱یافتههای مهم روانشناسی
⛱موسیقی سنتی (تکنوازی سنتور)
⛱جملگی روانکاوی
⛱کتاب گویا (لذت مطالعه با چشمان بسته)
⛱صادق هدایت
⛱زین قند پارسی
(درست بنویسیم، درست بگوییم).
⛱کتابخانه بزرگ ادیان و فرهنگ باستان
⛱دکتر محمّدعلی اسلامینُدوشن
⛱باغ سبز مولانا (زهراغریبیان)
⛱رازها و نمادها و آموزههای شاهنامه
⛱نجوای داستان
⛱کتابخانهٔ ادب و فرهنگ
⛱خردسرای فردوسی
(آینهای برای پژواک جلوههای دانش و فرهنگ ایران زمین).
⛱بنیاد فردوسی خراسان
(كانون شاهنامه فردوسی توس).
⛱سرو سایـهفکن
(رسانهای برای پاسداشت زبان و ادبیات فارسی).
⛱شرح غزلیات سعدی با امیر اثنیعشری
⛱موسسه پژوهشی چراغداران
میراث دیجیتال و حافظه فرهنگی فارسی زبانان
⛱حافظخوانی با محمدرضاکاکائی
⛱شرح بوستان و گلستان سعدی با امیر اثنی عشری
⛱شاهنامه کودک هما
⛱مأدبۀ ادبی، شرح کلیله و دمنه و آثار ادبی فارسی (رسانۀ دکتر محمّدامین احمدپور).
⛱ستیغ، خوانش اشعار حافظ و سعدی و...(رسانه سهیل قاسمی)
⛱تاریخ، فرهنگ، هنر و ادبیات ایران زمین
⛱شاهنامه برای کودکان
(قصه های شاهنامه و خواندن اشعار برای کودکان و نوجوانان)
⛱گاهگفـت
(دُرُستخوانیِ شعرِ کُهَن)
⛱کتاب گویای ژیگ
⛱سفر به ادبیات
(مرزباننامه و گلستان، تکبیتهای کاربردی )
⛱استاد بهرام بیضایی (آرشیو)
⛱ملیگرایی ایرانی/شاهنامهپژوهی
⛱هفت هزار سالگان
⛱انجمن دوستداران شاهنامه البرز (اشا)
⛱فرهنگ یاریگری، توسعۀ پایدار و زیست بومداری
⛱رهسپر کوچۀ رندان
(بررسی اندیشۀ حافظ).
⛱حماسهسرای آرخش؛
خانۀ فرهنگ، حماسه و زبانهای ایرانی
⛱تاریخ روایی ایران
⛱سخن و سخنوران
(سخنرانی و گفتگوهای نایاب نام آوران وطن فارسی).
⛱کتاب و حکمت
⛱تاریخ میانه
⛱زبان شناسی و فراتر از آن (درگاهی برای آموختن دربارۀ زبانها و فرهنگها).
⛱خواندن و شرح تاریخ عالمآرای عبّاسی (میلاد نورمحمدزاده).
⛱هزار بادهٔ ناخورده (یادداشتهای امیرحسین مدنی دربارۀ ادبیات و عرفان).
⛱شرح کلیات سعدی
(تصحیح و طبع شادروان محمدعلی فروغی).
⛱انجمن شاهنامهخوانی هما
(خوانش و شرح بیتهای شاهنامه).
⛱نقش بر آب (یادداشتهای ادبی و تاریخی دکتر حامد خاتمیپور)
🔴هماهنگی برای شرکت در تبادل
@alireza_heidaree
2 795
بیتی از حافظ در قزوینی و غنی، خانلری، نیساری و ...:
خرقهی زهد و جام می گرچه نه درخور همند
این همه نقش میزنم از جهت رضای تو
در نسخههای مختلف، این بیت و بیتِ دیگری:
مهر رُخَت سرشتِ من، خاک درت بهشتِ من
عشق تو سرنوشتِ من، راحتِ من رضای تو
با یک قافیه «رضای تو» برای این غزل ضبط شدهاند.
برخی مصحّحان یکی را برای متن برگزیدهاند و دیگری را در پاورقی آوردهاند. (نیساری بیتِ نخست را در متن آورده و بیتِ دوم را در پاورقی، و خانلری برعکس.)
اما مفهوم و محتوای این دو بیت شبیهِ هم نیست که بگوییم یکی نسخهبدلِ دیگری است.
یک جایِ کار میلنگد!
یا خطایِ تکرارِ قافیه را بپذیریم، یا یکی را مردود بشماریم، یا دنبالِ چیزِ دیگری باشیم! یعنی هر دو بیت اصالت دارند و بدلِ هم نیستند؛ اما یکی از قافیهها چیزِ دیگری بوده.
میشود حدس زد این تکرارِ قافیه ناشی از سهوِ ناخواستهی ذهن و چشمِ کاتب بوده که قافیهی بیتِ پیشین را در نوشتار تکرار کرده و این نسخه، اساسِ کارِ برخی کاتبانِ پس از او قرار گرفته و این خطا تکرار شده.
در دفترِ دگرسانیها میبینیم:
«از جهتِ وفای تو» (۸۱۸ هند)
«در طلبِ لقای تو» (۸۲۱ مهدوی، ۸۲۳ میشیگان)
«از جهتِ جفای تو» (۸۲۴ سبزپوش)
«از جهتِ صفای تو» (۸۵۸ مجلس)
«بر حسبِ وفای تو» (۸۶۷ پیربوداقی)
«در طلبِ هوای تو» (۸۹۳ فرزاد)
«از تعب و جفای تو» (قرن نهمی بیتاریخ، مهدوی)
و شکلهای دیگری هم آمده.
این همه اختلاف در این قافیه، نشان از این دارد که مناقشه بر سر این بیت بوده.
شاید نسخههای مَرجعِ خودشان را موردِ اعتماد نیافتهاند یا در این موضع مخدوش دیدهاند و به ترمیمِ آن کوشیدهاند.
بهویژه که در بیتِ دومِ موردِ بحث نیز اختلافِ نسخه هست: «راحتِ من بلایِ تو»، «راحتِ من جفایِ تو» و ....
چیزِ دیگری که آشکار میشود این که قرائتِ معروفی که میشناسیم، «این همه نقش میزنم از جهت رضای تو» از نسخهی ۸۲۷ خلخالی آغاز شده. و این ضبط، آن بیتِ بعدی با همین قافیه را ندارد!
و من یادداشتِ خودم را از همینجا دوباره آغاز میکنم!
حالا!
در دو نسخهی قدیمیتر که دیرتر کشف شد، (۸۰۱ و ۸۰۳)، میبینیم هر دو بیت در غزل هست و بیتِ موردِ بحثِ ما قافیهی دیگری دارد.
چیزی شبیهِ «حفا» نوشته و بهقاطعیت نمیتوان تشخیص داد «جفای تو» یا «خفای تو». یک نقطه بالا دارد.
نسخهی ۸۲۴ گورگهپور (سبزپوش) «جفای تو» ضبط کرده. من اصل یا تصویرِ نسخه را ندیدهام و به کتابِ چاپیِ نذیر احمد و جلالی نائینی و چشمِ ایشان در قرائتِ نسخه استناد کردم. شاید در نسخه، «جفا» مسلّم نبوده و همان «خفا» هم میشد خواند.
این ضبط تنها یک پشتیبان داشت در میانِ ۵۰ نسخهی قرن نهمی. و لاجرَم وقعی به آن نهاده نشد! خاصه که «این همه نقش میزنم از جهتِ جفای تو» شاید معنای سلیسی هم نداشتهباشد. (از جهتِ جفایِ تو چرا من باید این همه نقش بزنم؟!)
اما حالا که اقدمِ نسَخ و نسخهی اقدمِ بعدی، چنین ضبط کردهاند، میشود سه نسخه از معدود نسخهی یافتهشدهی ربعِ نخستِ قرنِ نهمی. که دیگر عددِ قابلِ اعتنایی است.
و حالا که هیچ نسخهی ربعِ اوّلیِ قرنِ نهم، «رضای تو» ضبط نکردهاند، به باورِ من، «رضای تو» منتفی است.
خِفاء: (اسم مصدر) پوشیدگی. خفیه.
خَفاء: (مصدر عربی) نهان شدن و آشکارا نگردیدن.
خِرقهیِ زُهد و جامِ میْ گرچه نه درخورِ هم اند،
این همه نقش میزنم از جهتِ خِفایِ تو
دیوان حافظ، بر پایهی نسخهی خطیِ سالِ ۸۰۱
پیرایش و نگارش سهیل قاسمی، انتشارات بلم، ۱۴۰۳
میگوید هرچند همه میدانیم که خرقهی زهد و جامِ می با هم متناسب نیستند (در خورِ هم نیستند)، اما من این همه نقش میزنم و فریب و صنعت به کار میبرم که تو مخفی باشی. تو را بپوشانم.
عشقی را که در دل داشته پنهان میکرده، معشوق را پنهان میکرده که کیست؛ در خفا رندی میکرده و در ظاهر، خرقهی زهد میپوشیده.
(در این مضمون، بیتهای دیگری هم دارد حافظ.)
نسخهی ۸۰۳ نیز با تفاوتِ اندکی در مصراعِ نخست، همین را دارد:
خِرقهیِ زُهد و جامِ میْ گرچه نه درخورِ هم است،
این همه نقش میزنم از جهتِ خِفایِ تو
میخواهم بگویم و بارها این حس را داشتم که کاتبِ ۸۲۷ برخی واژهها را شکلی نوشته که واژهها حالتِ معنویتری هم داشته باشد. مثلِ همین «رضای تو». که یعنی من تمامِ این کارها و نقشها و تناقضها را برای رضایِ تو (رضای الهی) انجام میدهم.
و همین وجهه و شباهتِ آن با ادبیاتِ صوفیانه و ...، باعث شده که مذاقِ ما و مصحّحان با همین تعابیر شیرین شود و راضی شویم بیتی دیگر که قافیهی «رضا» داشته را سر ببُریم که همین بمانَد.
در تدارکِ یادداشتی ام که تفاوتِ ضبطِ اینچنین واژهها را در نسخههای اقدم و نسخههای پسا ۸۲۷ بررسی کنم با این ادّعا که: شعرِ حافظ از مقطعی دستخوشِ دستبردهایی به نفعِ ایدئولوژیِ خاصی شده.
سهیل قاسمی
@Setiq
عکسهای مرتبط در پیغامهای زیرِ یادداشت آمده.
2 795
الله اکبر ای صنم!
حۆسنۆنده حیران اوْلموشام
قوس قزحدیر قاشلارېن
یایېنه قوربان اوْلموشام
یۆزۆن دۆر اول جنت گۆلۆ
بوْيون حقیقت سدره سی
عشقينده من بولبول کیبی
عالمده دستان اوْلموشام
کون و مکاندان کئچمیشم،
معنی شرابېن ایچمیشم
جانان یۆزۆنۆ گؤرمۆشم،
باشدان آیاق جان اوْلموشام
دعوی منم، قاضی منم،
منکر منم، راضی منم
داغ ایله هم یازې منم،
من كل دؤوران اوْلموشام
صوفی منم، صافی منم،
کافی منم، شافی منم
ارنی منم، حیران منم،
دردیله درمان اوْلموشام
زاهد منم، عابد منم،
عاصی منم، فاسق منم
مؤمون منم، كافر منم،
من كل انسان اوْلموشام
اوچماق ایله رضوان منم
دامو ایله ثعبان منم
دانا ایله نادان منم،
این اولموشام آن اوْلموشام
گه چېخمېشام عیسی کیبی
چرخ اۆستۆنه اوْتورموشام
گه وارمېشام یوسف کیبی
مصرنده سلطان اولموشام
صاحب قران قدرتم،
یاقوت كان وحدتم
شیمدی گلیب "نسیمی" یم
خاک ایله یکسان اوْلموشام
شعر: عمادالدین نسیمی
از تصحیح دوست و سرور ارجمند: هاتف بخشی
بر پایهی چند نسخهی خطیِ قدیمی و اختصاصی
کانال تلگرامی نسیمی مکتبی
اجرا: سهیل قاسمی
موسیقی: Dickon Hinchliffe
درهمآمیزی با موسیقی: شهریار
@Setiq
2 795
الله اکبر ای صنم!
حۆسنۆنده حیران اوْلموشام
قوس قزحدیر قاشلارېن
یایېنه قوربان اوْلموشام
یۆزۆن دۆر اول جنت گۆلۆ
بوْيون حقیقت سدره سی
عشقينده من بولبول کیبی
عالمده دستان اوْلموشام
کون و مکاندان کئچمیشم،
معنی شرابېن ایچمیشم
جانان یۆزۆنۆ گؤرمۆشم،
باشدان آیاق جان اوْلموشام
دعوی منم، قاضی منم،
منکر منم، راضی منم
داغ ایله هم یازې منم،
من كل دؤوران اوْلموشام
صوفی منم، صافی منم،
کافی منم، شافی منم
ارنی منم، حیران منم،
دردیله درمان اوْلموشام
زاهد منم، عابد منم،
عاصی منم، فاسق منم
مؤمون منم، كافر منم،
من كل انسان اوْلموشام
اوچماق ایله رضوان منم
دامو ایله ثعبان منم
دانا ایله نادان منم،
این اولموشام آن اوْلموشام
گه چېخمېشام عیسی کیبی
چرخ اۆستۆنه اوْتورموشام
گه وارمېشام یوسف کیبی
مصرنده سلطان اولموشام
صاحب قران قدرتم،
یاقوت كان وحدتم
شیمدی گلیب "نسیمی" یم
خاک ایله یکسان اوْلموشام
شعر: عمادالدین نسیمی
از تصحیح دوست و سرور ارجمند: هاتف بخشی
بر پایهی چند نسخهی خطیِ قدیمی و اختصاصی
کانال تلگرامی نسیمی مکتبی
اجرا: سهیل قاسمی
درهمآمیزی با موسیقی: شهریار
@Setiq
2 795
انتحاب در گنجور بسآمد ندارد
انتخاب اما دارد (نه خیلی زیاد). یعنی در آثار شاعرانی چون مولوی و سعدی و ... این واژه نیامده.
اِنتِخاب: (ع مص) برگزیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (مصادر زوزنی ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (غیاث اللغات). انتجاب. (مصادر زوزنی). برگزیدن چیزی. برگزیدن کسی برای کاری. (فرهنگ فارسی معین). نخبه کردن. (یادداشت دهخدا) بیرون کشیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (غیاث اللغات) (آنندراج). انتزاع. (از اقرب الموارد). (اِ مص ) برگزیدگی و پسند و پسندیدگی و اختیار و مقبول شدگی. (ناظم الاطباء). بِهْگزینی. دست چینی. (یادداشت دهخدا)
اِنتِحاب: (ع مص) سخت گریستن و آواز برداشتن در گریه. (مُنتَهَیالاَرَب)، (ناظم الاطبّاء) (آنندراج). بهشدّت گریستن. (از اقرب الموارد). گریستن به آوازِ بلند. زار گریستن. (یادداشت دهخدا). سخت دم زدن. (مُنتَهَیالاَرَب) (ناظم الاطبّاء) (آنندراج). بهشدّت نفس کشیدن. (از اقرب الموارد).خاقانی، غزل ۲۰۱: ببین به دیدهی انصاف نظمِ خاقانی، طَبَق طَبَق زِ جواهر بر انتخاب بریز خودت منصفانه نظمِ خاقانی را ببین و به انتخابِ خودت، از جواهرها، طَبَق طَبق بریز. (موضوعی که پیش میآید، موقعِ برگزیدن و انتخاب کردن، یکی دو تا انتخاب میکنند! نه طبق طبق! یعنی اگر میخواست بگوید طبق طبق جواهر به صلهی نظمِ خاقانی بریز (که هر کسی دوست دارد!) نمیگفت بهانتخاب! شاید هم گفته خودت این تصمیم را انتخاب کن با وجدانِ خودت! ببین به دیدهی انصاف نظمِ خاقانی، طَبَق طَبَق زِ جواهر بر انتحاب بریز خودت منصفانه نظمِ خاقانی را ببین و از جواهرِ اشکِ خودت، طَبَق طَبق گریه کن و بهشدّت اشک بریز. (تحتِ تاثیرِ نظمِ خاقانی) کمالالدین اسماعیل: قصیده ۸: بینم ز هرچه بینم بعضی، مگر که کَرد از مُبصَرات مختصری چشمم انتخاب از هر آنچه میبینم، فقط بعضی را انتخاب میکنم. مگر که از دیدنیها، چشمِ من، مختصری را برگزیدهاست. البته معنا کامل است و خللی در آن نیست. بینم ز هرچه بینم بعضی مگر که کَرد از مُبصَراتِ مختصری چشمم انتحاب سیارهی سرشک پدید آمد از شفق خورشیدِ باصره چو فرو رفت در حجاب از هر چه میبینم، بعضی را میبینم. شاید به این خاطر بعضی را میبینم و همه را نمیبینم که از بس دیدنیها مختصری اند، چشمم بسیار گریستهاست و توانِ بیناییِ من را کاستهاست که قادر نیستم ز هر چه که میبینم، همه را ببینم. بعضی را میبینم. و در بیتِ بعدی، سرشک هم آمده که با انتحاب هم تناسب دارد. وقتی که خورشیدِ باصره (بینایی) در حجاب رفت، از شفق، سیّارهی سرشک پدید آمد. و اگر (بَعضی) را (بُغضی) بخوانیم، رابطهی بغض و چشم و انتحاب و سرشک، جالبتر هم میشود. شفق نیز رنگِ اشکِ خونینِ چشم را در خود دارد. کمالالدین اسماعیل: قصیده ۴۷: دُرجِ ضمیرِ بنده پُر از دُرِّ مَدح تست این چند دانه حالی از آن انتخاب کرد جعبهجواهرِ ضمیرِ بنده، از دُرِّ مدحِ تو پُر است. اما هماکنون، این چند دانه را از آن دُرج انتخاب کرده. (چند دانه از آن دُرها) دُرجِ ضمیرِ بنده پُر از دُرِّ مَدح تستا ین چند دانه حالی از آن انتحاب کرد دُرجِ ضمیرِ بنده از دُرِّ مدحِ تو پُر است. به همین خاطر است که این چند دانه (اشک) از چشمم فرو میریزد. (البته انتحاب، بسیار و بهشدّت گریستن است و چند دانه اشک شاید با بهشدّت گریستن متناسب نباشد.) ابن یمین، قصیده ۱۱: گفتم: آخر بی وسیلت چون به درگاهش روم؟ گفت: کاز دریای خاطر گوهری کن انتخاب گفتم: من که وسیله (نثار، هدیه، ...) ندارم. چگونه به درگاهِ او بروَم؟ گفت: از دریایِ خاطر، گوهری انتخاب کن. معنا درست است اما این که دریایِ خاطرِ شاعر آن قدر گوهر دارد که بخواهد یکی از آنها را انتخاب کند که دستخالی به درگاهِ یار نرود، اندکی عجیب مینماید. گفتم: آخر بی وسیلت چون به درگاهش روم؟ گفت: کاز دریای خاطر گوهری کن انتحاب گفتم: من که وسیله (نثار، هدیه، ...) ندارم. چگونه به درگاهِ او بروَم؟ گفت: گریه کن و قطرهی اشکی به نثار بیَفشان. این مضمونِ گریه و قطرهی اشک را به عنوانِ دُرّ و گوهر به پایِ یار ریختن، رایج است در شعرِ شاعران. حافظ، غزل ۲۲۱: سوادِ نامهی مویِ سیاه چون طیْ شد، بیاض کم نشود گر صد انتخاب روَد هر انتخابی کنی، مویِ سفیدِ تو سیاه نخواهد شد. سوادِ نامهی مویِ سیاه چون طیْ شد، بیاض کم نشود گر صد انتحاب روَد هرچقدر گریه کنی، مویِ سفیدِ تو سیاه نخواهد شد. نظرِ شما چیست؟ «انتحاب» ها در این مثالها بهتر از «انتخاب» نمینشینند؟ میخواهم بگویم شاید بعضی از این «انتخاب» ها در آثارِ شاعران، «انتحاب» بوده و در تصحیحها «انتخاب» شده. سهیل قاسمی @Setiq
2 795
این صفحه از کتاب را خیلی دوست دارم. برگی از نسخهی خطّیِ ۸۰۳ است که هیچجوره ندانستم که کاتب آنها را منتسب به حافظ دانسته یا نه. اما در نسخه بود و به کتاب افزودم.
و رباعی دومی را هم خیلی دوست دارم.
با مشقّت خواندماش!
باز آی که بی زیورِ جانام بینی
وَز ضعف به دیدهیِ گمانام بینی
بی تو نفَسی هنوز در تن باقیست
وَر نشتابی در آن جهانام بینی
دنبالِ این رباعی گشتم آن موقع و هیچجا پیدا نکردم.
امروز تصادفی در مقالهئی ردّی از آن دیدم:
رباعیاتِ مندرج در سفینهی مکتوب به سالِ ۶۵۱ ق
دکتر مهرداد چترایی عزیزآبادی
فصلنامه علمی پژوهشی پژوهشنامه نسخه شناسی متون نظم و نثر فارسی
سال اول، شماره اول، پاییز ۱۳۹۵، ص ۱۶۴ - ۱۳۷
مجموعهئی پراکنده که در سال ۶۵۱ ق کتابت شده و متعلق به جلالالدین همایی بوده و پس از درگذشت ایشان به کتابخانهی ملی واگذار شدهاست. شاملِ یادداشتهای پراکنده، رسائلِ کوتاه و ابیاتِ فارسی و عربی است.
رباعی ۲۹ از صفحه ۶۸ این سفینه به تصحیحِ نگارندهی مقالهی یاد شده:
بیم است کی بی زیور جانم بینی وز ضعف به دیدهٔ گمانم بینی بی تو رمقی ز جان هنوزم باقی است گر نستانی بدان جهانم بینیسهیل قاسمی @Setiq
2 795
مغنّی دف و چنگ را ساز دهْ
۱. به یارانِ خوش، نغمه آواز دهْ
۲. به یارانِ خوشنغمه، آواز دهْ
۳. بیار آن خوشِ نغمهآوازدهْ
میبایست بیشتر بگردم در متون و ببینم «به کسی نغمه را آواز دادن» یا «آواز دادنِ یارانِ خوشنغمه» یا چیزی که خوش است و «نغمهآوازدهْ» است، هر کدام چه بسآمدی در زبان و شعرِ عصرِ حافظ و پیش از آن داشتهاند.
گفتم با همراهی دوستان این کار را بکنیم!
و سپاس از دوست ارجمند فرهاد کیانیفر که با نهایتِ دقّت به بررسیِ نسخهی خطی ۸۰۱ و مقایسهی آن با متنِ پیاده شدهی کتابِ من
دیوانِ حافظ بر پایهی نسخهی خطیِ سالِ ۸۰۱
میپردازند و نکتهها و اشکالها را گوشزد میکنند.
سهیل قاسمی
@Setiq
2 795
🔅به فرهنگ باشد روان تندرست
🔸ایران سرزمینی است کهن، سرشار از نیکیها و مردمانی نجیب که ستایشگر داد و دانش و راستی و نکوهشگر ستم و دروغ و دشمنی بودهاند. باید از ایران گفت و نوشت. باید زبان فارسی، این سرمایۀ جاودان ایرانی را پاس داشت و برای گسترش آن دریغ نکرد. باید فرزندان کشور را با بزرگمهرها، فردوسیها و ابنسیناها آشنا کرد. اگر ایدۀ ایران به میان مردم و سیاستگذاران کشیده شود، امنیت و منافع ملی معنا میشود. ایران و داشتههای تاریخی و فرهنگی آن را دوست بداریم.
فهرست زیر ازجمله دغدغهمندان مستقل برای رسیدن به این هدفاند. با پیوستن به آنها به توسعۀ فرهنگی در جامعه یاری رسانیم.
💧تدریس مکاتب فلسفی و روانی
💧یافتههای مهم روانشناسی
💧موسیقی سنتی (تکنوازی سنتور)
💧جملگی روانکاوی
💧کتاب گویا (لذت مطالعه با چشمان بسته)
💧صادق هدایت
💧زین قند پارسی
(درست بنویسیم، درست بگوییم).
💧کتابخانه بزرگ ادیان و فرهنگ باستان
💧دکتر محمّدعلی اسلامینُدوشن
💧باغ سبز مولانا (زهراغریبیان)
💧رازها و نمادها و آموزههای شاهنامه
💧بهترین داستانهای کوتاه جهان
💧نجوای داستان
💧کتابخانهٔ ادب و فرهنگ
💧حافظ/ خیام (صوتی)
💧خردسرای فردوسی
(آینهای برای پژواک جلوههای دانش و فرهنگ ایران زمین).
💧بنیاد فردوسی خراسان
(كانون شاهنامه فردوسی توس).
💧سرو سایـهفکن
(رسانهای برای پاسداشت زبان و ادبیات فارسی).
💧شرح غزلیات سعدی با امیر اثنیعشری
💧موسسه پژوهشی چراغداران
میراث دیجیتال و حافظه فرهنگی فارسی زبانان
💧حافظخوانی با محمدرضاکاکائی
💧شرح بوستان سعدی با امیر اثنی عشری
💧شاهنامه کودک هما
💧مأدبۀ ادبی، شرح کلیله و دمنه و آثار ادبی فارسی (رسانۀ دکتر محمّدامین احمدپور).
💧ستیغ، خوانش اشعار حافظ و سعدی و...(رسانه سهیل قاسمی)
💧تاریخ، فرهنگ، هنر و ادبیات ایران زمین
💧شاهنامه برای کودکان
(قصه های شاهنامه و خواندن اشعار برای کودکان و نوجوانان)
💧گاهگفـت
(دُرُستخوانیِ شعرِ کُهَن)
💧کتاب گویای ژیگ
💧سفر به ادبیات
(مرزباننامه و گلستان، تکبیتهای کاربردی )
💧استاد بهرام بیضایی (آرشیو)
💧ملیگرایی ایرانی/شاهنامهپژوهی
💧تاریخ نگار (روایتی متفاوت از تاریخ ایران)
💧کانون پژوهشهای شاهنامه
(معرفی کتابها و مقالات و یادداشتها پیرامون شاهنامه).
💧هفت هزار سالگان
💧انجمن دوستداران شاهنامه البرز (اشا)
💧فرهنگ یاریگری، توسعۀ پایدار و زیست بومداری
💧رهسپر کوچۀ رندان
(بررسی اندیشۀ حافظ).
💧حماسهسرای آرخش؛
خانۀ فرهنگ، حماسه و زبانهای ایرانی
💧کتابخانهٔ نسخ خطی سپهسالار
💧تاریخ روایی ایران
💧سخن و سخنوران
(سخنرانی و گفتگوهای نایاب نام آوران وطن فارسی).
💧کتاب و حکمت
💧تاریخ میانه
💧زبان شناسی و فراتر از آن (درگاهی برای آموختن دربارۀ زبانها و فرهنگها).
💧خواندن و شرح تاریخ عالمآرای عبّاسی (میلاد نورمحمدزاده).
💧هزار بادهٔ ناخورده (یادداشتهای امیرحسین مدنی دربارۀ ادبیات و عرفان).
💧شرح کلیات سعدی
(تصحیح و طبع شادروان محمدعلی فروغی).
💧انجمن شاهنامهخوانی هما
(خوانش و شرح بیتهای شاهنامه).
💧نقش بر آب (یادداشتهای ادبی و تاریخی دکتر حامد خاتمیپور)
☔️کانال میهمان:
💧یادداشتهای دکتر سید احمدرضا قائم مقامی
☔️هماهنگی برای شرکت در تبادل
@alireza_heidaree
2 795
پیشنهادهایی برای اصلاح وزن شعر
«وهم» داریوش
قافیهها درست اند. از لحاظِ فصاحت و یکدستیِ زبان و بیانِ مفهوم، شاید میشد بهتر سرود اما موضوعِ این یادداشتِ من، ایرادهای وزنِ شعر است. فقط پیشنهادهای جایگزینی برای قرار گرفتن در وزنِ شعر.
دوست داشتم سینه سپر کنم و به کسانی که فحش به داریوش میدهند که تو ما را بدبخت کردی و چه و چه، بگویم زیاد حرف نزنید و کارِ خودتان را بکنید. (البته اگر کاری بجز فحش دادن بلدند!) امّا حیف بود بعدِ مدّتها ترانهئی بشنویم که شعرش وزنِ درستی ندارد. از آقایی که هم شاعر است و هم آهنگساز و هم تنظیم کننده!
شکل نخست شکلی است که داریوش خوانده
شکلِ دوم پیشنهادِ من (سهیل قاسمی) برای قرار گرفتن در قالبِ شعر.
این وهم ببین که با همهی ما چه کردهاست
این وهم بین با همهی ما چه کردهاست
دنیا برای مردمِ ما پشتِ پرده است
Ok
از دیدِ ما تک تکِ ما آدمِ کسیست
از دیدِ ما که تک تکِ ما آدمِ کسیست
ما را توهّمِ توطئه دیوانه کردهاست
ما را فریبِ توطئه دیوانه کردهاست
میراثِ ما به هر طرفی تاب خوردن است
Ok
وقتی برای تک تکِ ما دوست دشمن است
Ok
روزی دروغ مساوی ِ با خشکسالی و
روزی دروغ همرده با خشکسالی و
روزی دروغ مساویِ با آب خوردن است
روزی دروغ همرده با آب خوردن است
تا اشتباه کردنِ ما کارِ دشمن است
Ok
این حالِ روزِ تو و این سفرهی من است
این حال و روزِ توست و این سفرهی من است
امروزِ ما حاصلِ یک اشتباه نیست
امروزِ عمر حاصلِ یک اشتباه نیست
این فاجعه حاصلِ تکرار کردن است
این فاجعه نتیجهی تکرار کردن است
ما پشتِ هر حادثه تنها گریستیم
ما در ورای حادثه تنها گریستیم
ما آنچه گفتهایم نبودیم و نیستیم
Ok
تا به قطارِ در حرکت سنگ میزنیم
تا بر قطارِ در حرکت سنگ میزنیم
باید سرِ نقطهی اوّل بِایستیم
باید کنارِ نقطهی اوّل بِایستیم
ما فکر میکنیم در این شهرِ سوخته
Ok
دنیا نشستهاست و به ما چشم دوخته
Ok
از دیدِ ما هرکه به یک اوج میرسد
از دیدِ ما هر آن که به یک اوج میرسد
حتماً تمامِ عمر خودش را فروخته
Ok
@Setiq
https://t.me/Setiq/4942
2 795
احمد شاملو
نشست پرسش و پاسخ
دانشگاه برکلی
آپریل ۱۹۹۰، فروردین ۱۳۶۹
ای ویدیو در آپارات
این ویدیو در YouTube
صدای این برنامه
این نشست در جایی مانندِ کلاسِ درس برگزار شده و آن سخنرانیِ جنجالی نیست.
صدای آن سخنرانیِ جنجالی
متنِ سخنرانی احمد شاملو در هشتمین کنفرانس مرکز پژوهش و تحلیل مسائل ایران، در ۱۸ فروردینِ ۱۳۶۹ در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی را هم از روی صدا و از روی متنِ مجله دنیای سخن و منبعهای دیگر پیادهکردهام و اینجا میتوانید بخوانید:
حقیقت چهقدر آسیبپذیر است - ستیغ
هرچند از لابهلای همین گفت و گو هم تکّههایی (بهویژه در بارهی موسیقی سنتی و در بارهی چند برگِ نخستِ شاهنامه) جنجال بهپا کردهاست.
ویدیو حدودِ دو ساعت است و با هندیکم و با امکاناتِ سال نوَدِ میلادی گرفته شده و کیفیتِ خیلی بالایی ندارد. اما بسیار شنیدنی و دیدنی است. پرسش و پاسخ احمد شاملو با دانشجویان و علاقمندان، که موضوعهای متنوع و جالبی را در بر دارد.
شاملو شاملو است و همواره بزرگ. با همهی دیدگاههایش.
ممکن است صراحتِ شاملو در بیانِ باورها و دیدگاههایش به مذاقِ برخی خوش نیاید.
پالایش صدا: آوای موسیقی
سهیل قاسمی
@Setiq
2 795
در همه دِیر مغان نیست چو من شیدایی
شعر: حافظ
اجرای شعر: فریدون فرحاندوز
با تصنیف شیدایی استاد محمدرضا شجریان
#حافظ
#شجریان
@FereidounFarahandouz
2 795
Repost from فریدون فرح اندوز
در همه دِیر مغان نیست چو من شیدایی
شعر: حافظ
اجرای شعر: فریدون فرحاندوز
با تصنیف شیدایی استاد محمدرضا شجریان
#حافظ
#شجریان
@FereidounFarahandouz
2 795
احمد شاملو
نشست پرسش و پاسخ
دانشگاه برکلی
آپریل ۱۹۹۰، فروردین ۱۳۶۹
فایل صوتی کامل
ویدیو را از آپارات هم میتوانید ببینید.
این نشست در جایی مانندِ کلاسِ درس برگزار شده و آن سخنرانیِ جنجالی نیست.
صدای آن سخنرانیِ جنجالی!
متنِ سخنرانی احمد شاملو در هشتمین کنفرانس مرکز پژوهش و تحلیل مسائل ایران، در ۱۸ فروردینِ ۱۳۶۹ در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی را هم از روی صدا و از روی متنِ مجله دنیای سخن و منبعهای دیگر پیادهکردهام و اینجا میتوانید بخوانید:
حقیقت چهقدر آسیبپذیر است - ستیغ
هرچند از لابهلای همین گفت و گو هم تکّههایی (بهویژه در بارهی موسیقی سنتی و در بارهی چند برگِ نخستِ شاهنامه) جنجال بهپا کردهاست.
ویدیو حدودِ دو ساعت است و با هندیکم و با امکاناتِ سال نوَدِ میلادی گرفته شده و کیفیتِ خیلی بالایی ندارد. اما بسیار شنیدنی و دیدنی است. پرسش و پاسخ احمد شاملو با دانشجویان و علاقمندان، که موضوعهای متنوع و جالبی را در بر دارد.
شاملو شاملو است و همواره بزرگ. با همهی دیدگاههایش.
ممکن است صراحتِ شاملو در بیانِ باورها و دیدگاههایش به مذاقِ برخی خوش نیاید.
پالایش صدا: آوای موسیقی
سهیل قاسمی
@Setiq
2 795
ببینید دیگه خودتون!
سی و پنج تا نتیجهی آزمون
ببینید نقطهها بیشتر کدوم سمت ایستاده
البته با این آزمون من یک راستگرا محسوب میشوم! یک دستِ راستیِ کمی آزادیگرا!
اما ببینید حدود نود درصد جوابها سمتِ چپ ایستادهاند و البته بیشتر از من آزادیگرا.
و کیست که عدالت را دوست نداشتهباشد؟
تأمینِ اجتماعی را دوست نداشتهباشد؟
برابری در برخورداری را دوست نداشتهباشد؟
سهیل قاسمی
@Setiq
2 795
🔅به فرهنگ باشد روان تندرست
🔸ایران سرزمینی است کهن، سرشار از نیکیها و مردمانی نجیب که ستایشگر داد و دانش و راستی و نکوهشگر ستم و دروغ و دشمنی بودهاند. باید از ایران گفت و نوشت. باید زبان فارسی، این سرمایۀ جاودان ایرانی را پاس داشت و برای گسترش آن دریغ نکرد. باید فرزندان کشور را با بزرگمهرها، فردوسیها و ابنسیناها آشنا کرد. اگر ایدۀ ایران به میان مردم و سیاستگذاران کشیده شود، امنیت و منافع ملی معنا میشود. ایران و داشتههای تاریخی و فرهنگی آن را دوست بداریم.
فهرست زیر ازجمله دغدغهمندان مستقل برای رسیدن به این هدفاند. با پیوستن به آنها به توسعۀ فرهنگی در جامعه یاری رسانیم.
💧تدریس مکاتب فلسفی و روانی
💧یافتههای مهم روانشناسی
💧موسیقی سنتی (تکنوازی سنتور)
💧جملگی روانکاوی
💧کتاب گویا (لذت مطالعه با چشمان بسته)
💧صادق هدایت
💧زین قند پارسی
(درست بنویسیم، درست بگوییم).
💧کتابخانه بزرگ ادیان و فرهنگ باستان
💧دکتر محمّدعلی اسلامینُدوشن
💧باغ سبز مولانا (زهراغریبیان)
💧رازها و نمادها و آموزههای شاهنامه
💧بهترین داستانهای کوتاه جهان
💧نجوای داستان
💧کتابخانهٔ ادب و فرهنگ
💧حافظ/ خیام (صوتی)
💧خردسرای فردوسی
(آینهای برای پژواک جلوههای دانش و فرهنگ ایران زمین).
💧بنیاد فردوسی خراسان
(كانون شاهنامه فردوسی توس).
💧سرو سایـهفکن
(رسانهای برای پاسداشت زبان و ادبیات فارسی).
💧شرح غزلیات سعدی با امیر اثنیعشری
💧موسسه پژوهشی چراغداران
میراث دیجیتال و حافظه فرهنگی فارسی زبانان
💧حافظخوانی با محمدرضاکاکائی
💧شرح بوستان سعدی با امیر اثنی عشری
💧شاهنامه کودک هما
💧مأدبۀ ادبی، شرح کلیله و دمنه و آثار ادبی فارسی (رسانۀ دکتر محمّدامین احمدپور).
💧ستیغ، خوانش اشعار حافظ و سعدی و...(رسانه سهیل قاسمی)
💧تاریخ، فرهنگ، هنر و ادبیات ایران زمین
💧شاهنامه برای کودکان
(قصه های شاهنامه و خواندن اشعار برای کودکان و نوجوانان)
💧گاهگفـت
(دُرُستخوانیِ شعرِ کُهَن)
💧کتاب گویای ژیگ
💧سفر به ادبیات
(مرزباننامه و گلستان، تکبیتهای کاربردی )
💧استاد بهرام بیضایی (آرشیو)
💧ملیگرایی ایرانی/شاهنامهپژوهی
💧تاریخ نگار (روایتی متفاوت از تاریخ ایران)
💧کانون پژوهشهای شاهنامه
(معرفی کتابها و مقالات و یادداشتها پیرامون شاهنامه).
💧هفت هزار سالگان
💧انجمن دوستداران شاهنامه البرز (اشا)
💧فرهنگ یاریگری، توسعۀ پایدار و زیست بومداری
💧رهسپر کوچۀ رندان
(بررسی اندیشۀ حافظ).
💧حماسهسرای آرخش؛
خانۀ فرهنگ، حماسه و زبانهای ایرانی
💧کتابخانهٔ نسخ خطی سپهسالار
💧تاریخ روایی ایران
💧سخن و سخنوران
(سخنرانی و گفتگوهای نایاب نام آوران وطن فارسی).
💧کتاب و حکمت
💧تاریخ میانه
💧زبان شناسی و فراتر از آن (درگاهی برای آموختن دربارۀ زبانها و فرهنگها).
💧خواندن و شرح تاریخ عالمآرای عبّاسی (میلاد نورمحمدزاده).
💧هزار بادهٔ ناخورده (یادداشتهای امیرحسین مدنی دربارۀ ادبیات و عرفان).
💧شرح کلیات سعدی
(تصحیح و طبع شادروان محمدعلی فروغی).
💧انجمن شاهنامهخوانی هما
(خوانش و شرح بیتهای شاهنامه).
💧نقش بر آب (یادداشتهای ادبی و تاریخی دکتر حامد خاتمیپور)
☔️کانال میهمان:
💧یادداشتهای دکتر سید احمدرضا قائم مقامی
☔️هماهنگی برای شرکت در تبادل
@alireza_heidaree
2 795
سری به خودمان بزنیم
ببینیم خودمان کجای نموداریم؟
خودِ من، هر چه سعی کردم، از این بیشتر نتوانستم آزادیخواه باشم. و از این بیشتر نتوانستم راستگرای اقتصادی باشم!
ببینیم وقتی چپها را فحش میدهیم و میگوییم چپها ما را بدبخت کردند، و وقتی (کمابیش و با ترش و لرز و تا حدی که نه سیخ (شیش) بسوزد و نه کباب و خداینکرده مشکلی برایمان پیش نیاید!) تمامتخواهها را هم اندک نکوهشی میکنیم، خودمان چند چندیم؟
چالشی برگزار کنیم.
لطفاً این آزمون را انجام دهید.
https://www.politicalcompass.org/test/fa?page=1
چند دقیقه زمان میبَرَد.
صادقانه از صفحهی نمودار عکس بگیرید و زیر این پست قرار دهید.
و خواهشی دارم:
اگر در قسمت سبز یا صورتی قرار گرفتید، به این فکر کنید که نکند تمامتخواهها شما را گول زدهاند که به چپها فحش بدهید. بپذیرید که خودتان چپ محسوب میشوید!
و خیلی دوست دارم در بارهی پرسشهای این آزمون هم بحث درگیرد در کامنتهای این پست.
@Setiq
عکسِ این یادداشت، نتیجهی آزمونِ من است در پانزدهم مرداد ۱۴۰۵.
سهیل قاسمی
