SOROUSHMOD
Open in Telegram
ادمین : @soroush_hasanzadeh64 میزنم دست به خودکار دلم گهگاهی...🖋 اینستاگرام : @soroush_hasanzadeh64
Show more704
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-830 days
Posts Archive
704
“وطنم ایران”
نمادینترین صحنه های امروز زخمهایی است که بر تن هم میهنانمان میبینیم که در اثر بمباران زخمی شده اند ، زخمی که انگار روی تن تماممان هست.
افسانهها همینطور ساخته میشوند.
روزهای سخت ایران،
مردمان پرماجرا و تنها در جهان.
مردمان جنگجو و خسته از این روزگار ، انگار ما به این جنگجوها نیاز داشتیم.
انگار ما به قصهها نیاز داریم، ما به جان نیاز داریم، به خنده و حرکت...ما تنها نیستیم.
با اشکهایمان هم را در آغوش میگیریم. ایران تنها نیست...
جنگ یک اتفاق نیست، یک محاسبه و حسابگری ریاضی نیست، جنگ میتواند زخمها را آشکار کند...
امروز ایران درگیر یک جنگ ناخواسته شده ، جنگی که باعث نگرانی زنان و مردان شده و همه نگران این کشور هستند، نگران مردمی که غم کمندارند...
من چهرههای تمام این جنگجویان را را بهخاطر خواهم سپرد.
فراموش نکنیم همهی ما در عین تفرد به هم پیوند خورده ایم. پیوندی که هیچ بیلبورد احمقانه، سرود فرمایشی یا اراجیفِ تبلیغاتی تلویزیون نمیتواند رگ و پیاش را نابود کند و کسی یا تکهای از ما را حذف کند.
ایران ما قصههای باشکوه زیاد دارد ،
ما قصهای را تماشا میکنیم که باید کمی نور بر جانمان بتاباند ، بر روحمان.
ما تنها نیستیم...
زخم های عزیزانمان خلاصهی ماجراست.
ما همیشه به جهان بازمیگردیم...
#سروش_حسن_زاده✍️
@SOROUSHMOD
704
چه کسی پیروز جنگ است؟
نمیدانم عزیزم، نمیدانم چه کسی پیروز است اما ;
بیشک کسانی که جوانی را باختهاند، ماییم.
@SOROUSHMOD
704
«مراقب خودت باش» دلگرم کنندهترین و غمانگیزترین چیزیه که تو این شرایط میتونی بشنوی.
@SOROUSHMOD
704
سلام
صبح همه عزیزان بخیر ،
جهت اطلاع بنده ساعت ۱۱/۵ برای تشیع جنازه باید برم و زحمت مغازه با شما 🙏
704
همیشه باید اینو بدونیم که شاید هر پست، آخرین پست باشه…
و هر سلام، سلام آخر.
هیچچیز توی این دنیا قطعی نیست، جز بیقراری لحظهها.
اما توی چنین لحظاتی…
وقتی انسان معلق میمونه بین زمین و آسمون،
نه دلبستهی خاکه، نه آرامِ افلاک،
وقتی وصل نیستی به هیچ، و فقط متکیای به بادی که معلوم نیست به کدوم سمت میبرتت…
اونوقت تازه “هیچ بودن” رو حس میکنی،
و با تمام وجود میفهمی که چقدر ناپایدار و ناتمامی.
در این تعلیق عجیب، اولین فکری که سراغم میاد اینه:
من برای این دنیا چی گذاشتم؟
چه سهمی از بودنم به درد کسی خورد؟
اگه فردا نباشم، چه ردّی از من باقی میمونه؟
و اگه فرصتی باشه برای یک توصیه، چه حرفی برای آیندگان دارم؟
شاید فقط همینو بگم:
با دل زندگی کنید.
با عشق، با انسانیت، با قدرشناسی لحظهها…
چون لحظهها میگذرن، اما خاطرهها جا میمونن.
موقتا حلال کنید…
این پایان نیست، فقط مکثیست میان جملهای بلند…
ادامه دارد…
#سروش_حسن_زاده✍️
@SOROUSHMOD
704
این روزها که هیچ چیز و
هیچ کس حال آدم را خوب نمی کند،
به یک عدد پناه نیازمندیم...
کسی که در کنج آغوشش بخزیم و پشت پا بزنیم به همه دلتنگی ها...
کسی که در سایه نوازش دستانش نیشخند بزنیم
به غم ها و غصه ها...
باید کسی باشد که جلوی پوسیدنمان را بگیرد،
زخم های روحمان را وصله بزند،
این طور پیش برود متلاشی می شویم...
روزگار بدی شده...
پناه کم شده ...
نه که کم شده باشد، نیست آقا !
موجود نیست...
اگر پناه دارید خوشا بحالتان!
دو دستی بچسبیدش!
شما را به خدا کنارش بگذارید برای روز مبادا!
بالاخره برای همه یک روز مبادایی هست...
#خطم_چو_زلف_یار_پریشان_و_درهم_است
#زهرا_سرکارراه
#سروش_حسن_زاده🖋️
@SOROUSHMOD
704
اگر دیداری هم نباشد
حتی اگر لمسی هم نباشد
بیدلیل برای بعضیها
همیشه جایی در دلهایمان هست.
@SOROUSHMOD
704
تا حالا به این فکر کردین که :
چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد میزنیم؟
چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند
صدایشان را بلند میکنند و سر هم داد میکشند؟
شاید چون در آن لحظه، آرامش و خونسردیمان را از دست میدهیم ،
بله ، این که آرامشمان را از دست میدهیم
درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل
کنارمان قرار دارد داد میزنیم؟
آیا نمیتوان با صداى ملایم صحبت کرد؟
چرا هنگامى که خشمگین هستیم داد میزنیم؟
بنظر من :
هنگامى که دو نفر از دست یکدیگر عصبانى هستند،
قلبهایشان از یکدیگر فاصله میگیرد.
آنها براى این که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند.
هر چه میزان عصبانیت و خشم بیشتر باشد،
این فاصله بیشتر است و آنها باید صدایشان را بلندتر کنند.
اما هنگامى که دو نفر عاشق همدیگر باشند چه اتفاقى میافتد؟
آنها سر هم داد نمیزنند بلکه خیلى به آرامى با هم صحبت میکنند.
چرا؟چون قلبهایشان خیلى به هم نزدیک است.
فاصله قلبهاشان بسیار کم است.
هنگامى که عشقشان به یکدیگر بیشتر شد،
چه اتفاقى میافتد؟
آنها حتى حرف معمولى هم با هم نمیزنند
و فقط در گوش هم نجوا میکنند و عشقشان
باز هم به یکدیگر بیشتر میشود.
سرانجام، حتى از نجوا کردن هم بینیاز میشوند
و فقط به یکدیگر نگاه میکنند.
این هنگامى است که
دیگر هیچ فاصلهاى بین قلبهاى آنها باقى نمانده باشد
این همان عشق خدا به انسان و انسان به خداست
که خدا حرف نمی زند اما همیشه صدایش را در همه وجودت
می توانی حس کنی اینجا بین انسان و خدا هیچ
فاصله ای نیست می توانی در اوج همه شلوغی ها
بدون اینکه لب به سخن باز کنی با او حرف بزنی ...
#سروش_حسن_زاده✍️
@SOROUSHMOD
704
«فکر میکنی که نیاز داری مخفی و گم بشی درحالی که فقط
به یک نفر نیاز داری که پیدات کنه.»
@SOROUSHMOD
704
یک جایی خواندم «ارنست همینگوی» زمانی که مشغول نوشتنِ پیرمرد و دریا بوده است، بارها بَدحال شده و بعد از انتقالَش به بیمارستان، پزشکان علت را دریازدگی تشخیص دادهاند،
در حالی که او در زمانِ نوشتن آن رُمان کیلومترها از دریا فاصله داشته است...
به گمانم آنقدر غرق در پیرمرد و دریای خویش بوده که بوی دریا گرفته و دریازدِگی بدحالَش کرده.
مادربزرگم میگفت :
گاهی آنقدر مینشینم و به دشتِ شقایق نزدیکِ خانهی کودکیهایم فکر میکنم که وقتی به خودم میآیم
دَستهایم بوی شقایق گرفته است.
راستی؛ گفتهام برایَت که مادرم گاهی مَرا میبوید و زِمزمه میکند که بوی خاصی میدهم؟!
به روی خودَم نمیآورم که بوی توست.
غرقِ هرچه بشوی بویَش را میگیری.
غرق چشمانت،
خیالَت، لبخندَت...
من آنقدر غرقِ توام که بویَت را گرفته ام!
حالا میفهمم مادربزرگ آن روزها چه میگفت!
#بمان_برای_ماندنت_تمام_قد_عصا_شوم
#سارا__اسدی
#سروش_حسن_زاده🖋️
@SOROUSHMOD
704
آرام جانم !
همه می گویند"مخاطب خاص شعرهای تو کیست
که اینگونه واژه ها را به پاییز می کشی
و به پایش می ریزی
می گویند این "تو"ی شعرهایت کیست
که یادش را به فانوس ماه آویزان می کنی
و نامش را در میان ستاره ها می گذاری
تا شب، مشق خود را از روی آن بنویسد...
من جوابی ندارم
"تو "خودت بیا
و به تمام کسانی که به جای تو
نوشته هایم را با حرص و ولع می خوانند، بگو
که "تو" که هستی که در ذره ذره برگ های این درخت آفت زده
رنگ گرفته ای؟
من فقط توانستم برای بستن دهان مردم
دنبال یک نام مستعار و شایسته برایت بگردم
همه چیز را کنار هم گذاشتم و نوشتمت"آرام جان"
و این نخستین باری ست که به تو اعتراف کردم
و اذهان عمومی را منحرف...
آرام جانم!
تو خودت بیا و بگو که چه هستی که تا نامت را می آورم
این یلدای فاصله به صبح زود می رسد
و گل های پلاسیده ی باغچه بوی پیچ امین الدوله می گیرند
و باز پای همسایه ها به خانه مان باز می شود
و از مادرم یک شاخه گل پیچ امین الدوله می خواهند
و بهانه ای می شود که دوباره دور هم بنشینند و سبزی پاک کنند
و بوی ریحان تازه کوچه را پر کند...
من سالهاست که می خواهم تو را در شعرهایم فاش کنم
ولی تا نامت را می آورم گله ی ابرهای وحشی از راه می رسند
می آیند بالای سر خانه ی ما
آنقدر می بارند تا حرفم را پس بگیرم
و رتبه ی پرباران ترین نقطه ی جهان
به خانه ی خشتی ما در کویر برسد...
پس به من حق بده که فقط بنویسم " تو "
اما "تو " فقط ضمیر دوم شخص مفرد نیستی
وقتی که می گویم "تو"
تمام حروف الفبای زبان های زنده ی دنیا
در مقابل من به صف می شوند و رژه می روند
"تو" نام بلندترین شعر تاریخ ست در جغرافیای من...
#سروش_حسن_زاده✍️
@SOROUSHMOD
704
چه بسا هرگز به چیزی که دوست داری،
نرسی
اما به چیزی خواهی رسید، که برایت خير است..
و شب بخير
@SOROUSHMOD
704
“دختری بنام الهه حسین نژاد … “
" زنی در مشهد توسط شوهرش ...."
" زنی در بیرجند توسط برادرش...."
"دختری در اهواز توسط شوهرش...."
" زنی در سیستان توسط پسرش..."
و هزاران زن در هزاران نقطه، بدون اسم و نام و نشان....
گویا تنها دلیل انتشار این اخبار "رعب افکنی برای زنان و مداومت به سکوت" است.
درباره زنان و زنانگی نوشتن ، همانقدر سخته که یکی فکر کنه شعر سرودنی نیست و نوشتنیست!!!
از شما زنان سرزمینم عذر میخواهم که در دادگاهها و محاکم این دیار ، آنطور که در شأن شما هست ، عدالت جاری نمیشود!
از دختران سرزمینم شرمنده ام که با یک دوچرخه سواری ،
به فحشا خطاب میشوند!
از مادران کشورم عذر میخواهم که برای مادر نمونه شدن باید بچه شان در مدرسه نمونه ، شاگرداول شود ولو به قیمت له شدن آن مادر!
ما شرمنده ایم که مردانی داریم که بلدند برای صدیقه طاهره ساعتها گریه کنند ولی بلد نیستند با خوشحالی دخترشان بخندند .
اگر زنی را دوست داری قبل از اینکه دیر بشود و رویاهایش تمام شوند به او بگو که دوست داشتنی است
اگر زنی را دوست داری که مادر است ، پیشانی اش را ببوس قبل از آنکه دیر شود ،
اگر زنی را دوست داری به جای بحث و جدل های بی انتها ، محکم و مردانه در آغوشش بگیر که بداند ما مردان اهل حرف نیستیم…
قرنهاست یادمان داده اند به او گل دهیم. زیرا تنها زن است که بلد است با شاخه گلی ، زخمهای عمیق نفهمی مردش را بخیه بزند.
و در آخر
جامعه ای که به زنانش عشق و احترام واقعی میدهد ، مردانش مست عشق میشوند ،
نه مست الکل و منقل و فحشا !!!
زنده باد زنان ایران زمین که هرآنچه ما مردان اشتباه کردیم ، به رویمان نیاوردند و درست زیستن و آسمانی زیستن را به خانه هایمان آوردند.
تقدیم میکنم به روح الهه حسین نژاد 🌹
#زن_بودن_جرمیست_که_پایان_ندارد
#سروش_حسن_زاده✍️
@SOROUSHMOD
