راه پیشرفت / سعيد آجورلو
Open in Telegram
🔵 کانال رسمی دکتر سعید آجورلو 🔵 سرپرست افکارسنجی ملت مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی 🇮🇷نامزد راه یافته به دور دوم انتخابات مجلس شورای اسلامی از تهران @saeidajorloo_ir
Show more403
Subscribers
No data24 hours
-37 days
+130 days
Posts Archive
Repost from اکوایران
📹 سربرآوردن اصول گرایان توسعه خواه
▫️باورش سخت است اما واقعیت دارد؛بخشی از جریان اصولگرا دیگر خود را در دو قطبی توسعه خواهان و عدالت گرایان تعریف نمی کنند و می خواهند با شکافتن پوسته قدیم سیاست در ایران جریان سومی را نمایندگی کنند که مهمترین دغدغه اش رساندن ایران به توسعه است؛اما نه با عبور از آنچه قدیم انگاشته می شود بلکه با استفاده از ظرفیت های آن و پیگیری تز قدیم در جدید.
▫️این دسته از اصولگرایان جدید که توسط محمد باقر قالیباف نمایندگی می شود ذیل تز "حکمرانی نو"مهمترین مساله جامعه امروز ایران را توسعه و کارآمدی می داند و بر خلاف اصولگرایان رادیکال که در بازی دو قطبی سیاست در ایران بر عدالت توزیعی به جای توسعه پای می فشارند؛توسعه را نه یک انتخاب بلکه ضرورتی اجتناب ناپذیر تلقی می کند.
▫️دکتر سعید آجرلو استاد دانشگاه و از چهره های نزدیک به محمد باقر قالیباف در گفت و گو با اکو ایران ضرورت برنامه ریزی برای توسعه را صرف نظر از اولویت های داخلی؛از بعد بین المللی و منطقه ای نیز حایز اهمیت میداند.
▫️نسخه کامل فردا ساعت ۱۴ در اکو ایران
📺 @ecoiran_webtv
گفت و گو در برنامه تلویزیونی نقش جهان درباره گذشته و آینده برجام
▫️برجام؛ از استراتژی تا تاکتیک
▫️نگاه دولت بایدن به برجام؛ نه ابطال نه احیا
▫️دولت سیزدهم و برجام؛ سوال های بی پاسخ درباره دو سالی که گذشت
▫️چه باید کرد؛ رفع تحریم و انتفاع واقعی به جای توافق کاغذی
https://telewebion.com/episode/0x7d66cae
@saeidajo
گفت و گو در برنامه تلویزیونی نقش جهان درباره گذشته و آینده برجام
▫️برجام؛ از استراتژی تا تاکتیک
▫️نگاه دولت بایدن به برجام؛ نه ابطال نه احیا
▫️دولت سیزدهم و برجام؛ سوال های بی پاسخ درباره دو سالی که گذشت
▫️چه باید کرد؛ رفع تحریم و انتفاع واقعی به جای توافق کاغذی
https://telewebion.com/episode/
0x7d66cae
@saeidajo
آنچه که میان امثال جبراییلی و قالیباف فاصله می اندازد، ایده توسعه و پیشرفت است.
@saeidajo
گفت و گو با برنامه وارونگی تلویزیون؛
آیا این بار چپ سنتی از دل چپ مدرن بیرون می آید؟
در برنامه وارونگی تلویزیون افق درباره آرایش احتمالی در سمت اصلاح طلبان صحبت کردیم. فرض اصلی این بود که مصاحبه جدید حجاریان به معنای علامتی برای تقویت تحریم طلبان انتخاباتی و در جهت منفعل کردن گرایش های میانه است.
در چنین شرایطی ممکن است اصلاح طلبان برای گذر از خطر حذف سیاسی توسط رادیکال های هم جناحی ، بر خلاف بار قبل که چپ مدرن از دل چپ سنتی بیرون آمد ، این بار چپ سنتی را از دل چپ مدرن بیرون بیاورند.
https://telewebion.com/episode/0x741b7ed
@saeidajo
گفت و گو با خبرگزاری ایرنا در نقد گفت و گوی سعید حجاریان؛
گره زدن مشروعیت انتخابات به موجودیت اصلاح طلبان
https://www.irna.ir/news/85150703/
فشار-حجاریان-بر-اصلاح-طلبان-برای-عدم-حضور-در-انتخابات-تئوری
@saeidajo
در مقاله «نوشریعتی»؛ بازگشت به «بازگشت به خویشتن» درباره خوانش عصری از اندیشه شریعتی که قادر به ساختن شمایل یک روشنفکر ملی و مذهبی اسلام گرا در مقابل بنیادگرایان و روشنفکران عرفی باشد، بحث کردم. نوشته ای که این گونه به پایان رسید؛
«نوشریعتی»، مقابل اصلاحگری دینی، از «احیاگری دینی» سخن میگوید، مقابل سنتگرایان سلطنتطلب، از «جمهوری مؤمنان» دفاع میکند، مقابل نظریه «ایرانشهری» طباطبایی، از «اسلام شهری» سخن میگوید که ضمن اصرار به مفهوم وطن هویت دینی را معنابخش واقعی به زندگی انسان می داند. در برابر روشنفکری عرفی و معنویت منهای دین دکتر ملکیان، از «معنویت دینی» میگوید. دفاعی از «فضیلتگرایی مردممحور» به جای «سطحیگرایی» و «پوپولیسم.»
اگر شریعتی «روشنفکری چریک» بود که در روزگار خود مقابل تحجر و وادادگی و با اسلحه کلام و قلم، مقابل امپریالیسم ایستاد و از «بازگشت به خویشتن» گفت، «نوشریعتی»، روشنفکری ملی و شیعی برای بازگشت به «بازگشت به خویشتن» است. ساختن مبانی فکری برای حرکت به سمت «توسعه ملی» و «پیشرفت بومی.»
https://sobhe-no.ir/newspaper/
1661/4/62988
@saeidajo
اگر قرار باشد از میان افراد گوناگون که بر شریعتی تاخته اند، مهم ترین را نام ببریم، آن فرد عبدالکریم سروش است که شریعتی را مسبب برداشت ایدئولوژیک و خوانش سیاسی و انقلابی از اسلام می دانست و پس از دوم خرداد با زبان و قلم تند و گزنده شلاق بر اندیشه علی شریعتی زد. به تازگی اما زبان چرخانده و انگار که گذشته ها را باد نسیان برده باشد ، او را در آغوش تمجید
می ستاید و از نوابغ می نامدش. او امروز بر دشنام هایی که خود ساخته پرده می افکند تا به مسلک فرصت طلبان راهی برای دور کردن شریعتی از اسلام گرایان انقلابی بیابد. چنین رسمی نه ویژه روشنفکران و خردورزان که مخصوص سیاسی کاران چند چهره است.
@saeidajo
از روحانی برجام تا روحانی رفراندوم
▫️ده سالگی انتخابات خرداد 92 فرصتی مناسبی برای تحلیل ظهور و افول سیاسی حسن روحانی است. اینکه «روحانی برجام» چگونه به «روحانی رفراندوم» تبدیل شد و چگونه از باند سیاست خارجی پرواز کرد و در زمین سیاست داخلی فرود آمد، داستان یک خطی سیاسی روحانی است. داستانی که از ۲۴ خرداد ۹۲ آغاز شده است. با هم مرور می کنیم. پدیده روحانی و راست میانه برآمده از به حاشیه رفتن اصلاح طلبان پس از انتخابات سال ۸۸ و اجتماعی و سیاسی شدن مناقشه هسته ای و فرصتی برای عینیت یافتن شعار دولت ائتلافی و اعتدالی مرحوم هاشمی رفسنجانی بود که قرار بود در میانه چپ و راست بایستد.
در عین حال ظهور حسن روحانی از نظر سیاسی حاصل وحدت نکردن اصول گرایان در سال ۹۲ و تداومش به واسطه محاسبه اشتباه در نوع وحدت این جریان سیاسی در سال ۹۶ بود. به نحوی که هم در بی سامانی سال ۹۲ و هم در سامان ۹۶ امکان یافتن دوقطبی مطلوب برای حسن روحانی پیدا شد و او به راحتی قدرت را تصاحب کرد.
▫️بزرگ ترین راهبرد حسن روحانی برای تداوم در سیاست ایران باید در درست ایستادن میان دو جناح سیاسی و حفظ تعادل در میانه قدرت عینی و قدرت گفتمانی تعریف
می شد. او اساسا برجام را ذیل همین راهبرد به دست آورد و ایده مرکزی خود را با همین استراتژی در فاصله ۹۲ تا ۹۶ پیش برد. دو اتفاق اما منجر به برهم خوردن این تعادل شد؛ انتخابات سال ۹۶ و خروج ترامپ از برجام. کمپین رادیکال انتخاباتی روحانی در سال ۹۶ که موجب چالش
بی اعتمادی سمت قدرت رسمی و عینی برای روحانی شد و بازگشت او به موقعیت سال ۹۲ را ناممکن کرد. خروج ترامپ از برجام دومین عامل به چالش کشیده شدن ایده اصلی روحانی و پروژه او بود. او برجام را نه با استیت آمریکا که با دولت اوباما تفاهم و اجرایی کرده بود و به واسطه عدم تناسب اجرای تعهد با کسب امتیاز در بخش اجرایی از نظر برگشت پذیری فنی در وضعیت نامناسبی قرار گرفت. ایده اصلی روحانی در سیاست داخلی در کمپین سال ۹۶ و در سیاست خارجی در سال ۹۷ شکست خورد و دوران افول روحانی زودتر از پایان دولتش آغاز شد.
▫️بزرگ ترین نقد به دولت روحانی که از جنبه ظهور ترامپ و کرونا دولتی بدشانس هم بود، فقدان یک ایده جایگزین پس از کار نکردن ایده معامله با آمریکا و پروژه برجام بود. دولت روحانی در مقابل تحریم ها فرو ریخت و اقتصاد ایران پس از دوره کوتاه رشد دچار تورم ۴۰ درصدی شد. سه سال آخر دولت روحانی از جهاتی شبیه به دو سال آخر دولت احمدی نژاد بود که چیزی جز انتظار برای پایان دولت نبود. هر دو رییس جمهور از بدنه اجتماعی و سیاسی خود دور و در موقعیت ضعیف سیاسی و اجتماعی قرار گرفتند و در عین حال تبدیل به دولت های ضعیف هم شدند.
▫️دولت دوم روحانی دولتی بدون ابتکار و خلاقیت و ناامید بود و علاوه بر معطل گذاشتن کشور برای جمع بندی و تصمیم های مهم در سطح سیاسی هم عامل اصلی کاهش سرمایه اجتماعی اصلاح طلبان و هم از عوامل پایین آمدن مشارکت در دو انتخابات ۹۸ و ۱۴۰۰ بود. ظهور دوباره پدیده حسن روحانی به شکل سال ۹۲ تقریبا ناممکن است چرا که اکنون نه او یک سیاست مدار بین جناحی و مورد وثوق که یک شبه اصلاح طلب است، نه برجام چون دهه گذشته شکافی سیاسی و نه اصلاح طلبان در موقعیت حمایت از نامزد نیابتی یا حداقلی هستند. در بهترین حالت روحانی در سیاست می تواند ادامه دولت دوم اش باشد که کسی منتظر تکرارش نیست.
@saeidajo
راست میانه به جای دموکراسی و آزادی از دیپلماسی و مذاکره، سیاست داخلی را آغاز می کند.
@saeidajo
۸+۱ سوال از آقای ظریف
سعید آجورلو
▫️به تازگی آقای محمدجواد ظریف توضیحاتی درباره جمله قدیمی خود که «خودمان انتخاب کردهایم» دادهاند و به رسم روشنفکران غرب مزاج، به آسیبشناسی خلق و خوی ایرانیان و نقد نهاد سیاست و دولت شرقی پرداخته و در مسیر دکتر سریعالقلم و دکتر فاضلی گام نهادهاند. خلاصه سخن ایشان با اتکاء به نقل قولی از دکتر رمضانی چنین است؛ «ما در طول تاریخ اهدافمان را بر اساس آرزوهایمان چیدهایم.» و در نهایت از این سخن چنین نتیجه گرفتهاند که ترکمانچای، حاصل بلندپروازی گلستان است، هر چند در نهایت مورد طعن و لعن تاریخ قرار گرفته است.
▫️پاسخ گفتن به این نوشته دکتر ظریف هم آسان و هم سخت است. آسان است؛ چراکه سخنی به شدت قابل نقد و سست بنیاد است و سخت است؛ چراکه انتخاب کردن زاویهای از میان زوایای گوناگون برای پاسخ که معایب این متن را روشن سازد، انتخاب سختی است. بنابراین من ترجیح دادم نقد خود را در قالب ۱+۸ سوال مطرح کنم؛
▫️1- آیا با وجود حمایت غرب، قدرت داخلی رژیم پهلوی و سایر واقعیتهای دهه 50، با نگرش دکتر ظریف اصلا انقلاب اسلامی ممکن و در دسترس مینمود؟
2- آیا با توجه به وضعیت نظامی ایران و تازه بنیاد بودن انقلاب اسلامی، از نظر واقعی، امکان ایستادن مقابل رژیم بعثی عراق وجود داشت؟ اگر تفکر ظریف در آن دوران تصمیمگیرنده بود، امکان تولد گلستان و ترکمانچای دیگری وجود داشت؟
3- با توجه به محدودیتهای تکنولوژیک و سختافزاری، آیا برنامه موشکی ایران که امروز تبدیل به یکی از عوامل بازدارندگی نظامی کشور شده، یک آرمان نبود؟
4- آیا شکلدهی به جبهه مقاومت مقابل اشغالگران آمریکایی پس از حمله بوش پسر به خاورمیانه در زمانی که منطقه به صورت کامل مقابل دولت آمریکا تسلیم شده بود، یک آرمان نبود که توسط شهید سلیمانی تبدیل به واقعیت شد؟
5- آیا برنامه هستهای صلحآمیز ما که اتفاقا در مذاکرات جنابعالی بخشی از آن به رسمیت شناخته شد، آرمان و خیالبافی بود؟ اگر به سیاق تفکر استاد رمضانی، قصد جلو رفتن داشتیم الان نه سانتریفیوژی در کار بود، نه غنیسازی، نه تحقیق و توسعه.
6- آیا ایستادگی ایران مقابل داعش به عنوان نماد بنیادگرایی سلفی که از حمایت سرویسهای غربی و متحدانشان در منطقه برخوردار بود، درحالیکه بسیاری از کشورهای منطقه، عراق و سوریه را از دست رفته میدیدند، رؤیافروشی بود؟ آیا به سرنگونی داعش نینجامید؟
7- آیا حمایت ایران از جبهه مقاومت در قالب حزبالله لبنان، جهاد اسلامی، حماس و سیاستهای انقلابی جمهوری اسلامی مقابل رژیم صهیونیستی در زمانه خمودگی و افسردگی جهان اسلام، امروز پس از 4چهار دهه به عمیق شدن چالشهای رژیم اشغالگر و نا امن شدن این رژیم منجر نشده است؟ ضعف رژیم اشغالگر واقعیتی عینی نیست؟
8- آیا حمایت از مقاومت انصارالله علیه حملات و دخالتهای خارجی که شاید روزی آرمان و آرزو بود، به تثبیت جریان مقاومت در یمن منجر نشد؟
▫️این 8 سوال نمادی از انبوه سوالاتی است که نشان میدهد این سیاستها و اقدامها در زمانه خود شاید از نظر برخی رؤیافروشی، آرزو و آرمان بود اما در عالم واقعیت به ثمر نشست. اما سوال آخر از آقای ظریف که با توجه به تسلط بر دانش روابط بینالملل و آشنایی با تاریخ آمریکا درباره این گزاره، ابراز نظر کنند که «تاریخ معاصر نشان میدهد کشوری که بدون توجه به واقعیتهای جهان و قدرت خود دست به رؤیافروشی میزند، آمریکا است که در سه حمله نظامی به ویتنام، افغانستان و عراق نه تنها موفق به فتح این کشورها نشد، بلکه خود در باتلاقی از هزینه نظامی، انسانی و سیاسی گرفتار آمد.»
منبع:صبح نو
@saeidajo
اصلاح حکمرانی اقتصادی
سعید آجرلو، تحلیلگر سیاسی، در گفتوگو با دنیای اقتصاد، میگوید: «صحبتها و اشاره های آقای قالیباف، صرفا یک انتقاد سیاسی و جناحی از دولت سیزدهم نیست بلکه نقد عملکردی نهاد دولت و بوروکراسی دولت در کلان است.»
آقای آجرلو معتقد است که این سخنان بیشتر نهاد دولت به صورت کلی و برخی مدیران فعلی را مورد نقد قرار میدهد: « از نظر من حرف اصلی آقای قالیباف این است که اساسا چگونه میتوان با هزینهای کمتر و هدفمند، عواید بیشتری برای کشور و جامعه ایجاد کرد. به همین دلیل ایشان نگاه ساختاری به مسائل حکمرانی به خصوص حکمرانی اقتصادی دارند و عملکرد فعلی را مطلوب و شایسته نمی دانند و اشکال به آن وارد
می کنند که در دولت های پیشین هم وجود داشته که زمینه اصلاح آن در این دولت وجود دارد اما همچنان حل نشده است. این سخنان را میتوان ذیل لزوم اصلاح شیوههای حکمرانی به مفهوم شیوه اداره دولت ها به خصوص در بخشهای مدیریتی ، اقتصادی و اصلاح ساختار بودجه ردهبندی و دستهبندی کرد. این رویکرد در جهت دنبال کردن سیاست های مورد نظر مقام معظم رهبری در اصلاح ساختارهای اقتصادی از جمله بودجه و یا مردمی کردن اقتصاد است.» از این موارد میتوان به چگونگی هزینهکرد هزینه و منابع اشاره کرد: «این مباحث بیش از هر چیزی، موضوع اقتصاد سیاسی را در برمیگیرد که نوع نگاه ما به آن چگونه است که بخشی شامل وضعیت یارانهها و بخشی شامل عملکرد مدیران و بخشی هم مساله شرکت های دولتی و نیمه دولتی میشود. هر کدام از اینها، بخش مجزایی را در برمیگیرد.»
او در توضیح اصلاحات میگوید: «اصلاح حکمرانی اقتصادی که بخش زیادی از آن اصلاح ساختار بودجه است، به معنای کاهش هزینهها، استفاده درست از منابع و در نظر گرفتن هزینههایی است که سالها در حال انجام است، اما در بخش درستی اعمال نمیشود. مجموع صحبتهای آقای قالیباف نیز در این ساختار قابل بررسی است و نمیتوان آن را سیاسی و جناحی بررسی کرد. این سخنان در نقد حکمرانی اقتصادی و اقتصاد سیاسی در نهاد دولت قابل بررسی است.»
آقای آجرلو در تحلیل اعداد و ارقامی که قالیباف اعلام کرده، میگوید: «هزینه درست این اعداد میتواند به عنوان بخشی از فرآیند توسعه کشور و همچنین تلاش برای شکلدادن به یک نظام رفاهی و جبرانی برای طبقات پایین و متوسط مورد نظر قرار بگیرد. میتوان با صرف منطقی هزینهها، آن را در بخشهای رفاهی و توسعهای کشور هزینه کرد تا به مساله دهه اخیر که نداشتن رشد اقتصادی است از این ناحیه ورود کرد. از این زاویه نیز نگاه آقای قالیباف نقد مدیریت در سیاست گذاری و اجرا است که همچنان در بسیاری از بخش ها وضعیت محافظه کارانه و غیر تحولی دارد.»
به گفته آجرلو ما اکنون در حال گذار از «دولت نفتی» به «دولت معمولی» هستیم که میتواند درآمدهایش را از جایی غیر از منابع زیرزمینی و نفت تامین کند که تحقق بودجه در سال گذشته به ادعای مدیران دولتی، بخشی از این فرآیند گذار است. در چنین فرآیندی از سه منبع که طبق تئوریهای توسعه تعریف شده که یا باید سرمایهگذاری خارجی داشت، یا منابع زیرزمینی داشت و یا هزینههای دولت را کنترل کرد و کاهش داد، می توان از کاهش هزینه های دولت یا هدفمند کردن آنها آغاز کرد که ذیل خنثی سازی تحریم ها قرار می گیرد و دو روش دیگر را که بیشتر با رفع تحریم ها ارتباط دارد را هم دنبال کرد. طبق سخنان آقای قالیباف، با کم کردن هزینه های پنهان دولت و صرف آن در مسیر توسعه و نظام رفاهی میتوان با مدیران کارآمد به مساله نداشتن رشد اقتصادی پاسخ گفت و به سمت توسعه و پیشرفت حرکت کرد. حتما در این فرآیند همکاری دولت و مجلس می تواند زمینه گذار از دولت نفتی را مهیا کند. در واقع مساله اصلی وجود یک روحیه تحولی برای پاسخ های جدید در سطح سیاست گذاری و اجرا به سوال های قدیمی مثل رشد، تورم، اشتغال و غیره است که قبل از این با مدل های آسان و سنتی پاسخ می گرفت که امروز نیازمند به روز شدن است. عملکرد توسعه ای آقای قالیباف در شهرداری تهران را می توان نمونه ای از جهت دهی به بودجه دانست که منجر به اقدامات موثری در شهر شد.»
منبع: روزنامه دنیای اقتصاد
https://donya-e-eqtesad.com/
@saeidajo
