شهرگان _فرهنگی/اجتماعی
Open in Telegram
نشریه شهرگان از سال ۱۹۹۳ تاکنون در کانادا منتشر میشود. ایمیل: info@shahrgon.com فیسبوک: https://www.facebook.com/shahrgon/ اینستاگرام: https://www.instagram.com/shahrgon_online واتساپ: Shahrgon Media توئیتر: https://twitter.com/shahrgon_online
Show more207
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Data loading in progress...
Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
July '24
July '240
in 3 channels
June '24
+4
in 1 channels
Get PRO
May '24
+7
in 12 channels
Get PRO
April '24
+4
in 6 channels
Get PRO
March '24
+8
in 4 channels
Get PRO
February '24
+72
in 5 channels
Get PRO
January '240
in 2 channels
Get PRO
December '230
in 2 channels
Get PRO
November '230
in 5 channels
Get PRO
October '230
in 3 channels
Get PRO
September '230
in 0 channels
Get PRO
August '230
in 0 channels
Get PRO
July '230
in 0 channels
Get PRO
June '230
in 0 channels
Get PRO
May '230
in 0 channels
Get PRO
April '230
in 0 channels
Get PRO
March '230
in 0 channels
Get PRO
February '230
in 0 channels
Get PRO
January '230
in 0 channels
Get PRO
December '220
in 0 channels
Get PRO
November '220
in 0 channels
Get PRO
October '220
in 0 channels
Get PRO
September '220
in 0 channels
Get PRO
August '220
in 0 channels
Get PRO
July '220
in 0 channels
Get PRO
June '220
in 0 channels
Get PRO
May '220
in 0 channels
Get PRO
April '220
in 0 channels
Get PRO
March '220
in 0 channels
Get PRO
February '220
in 0 channels
Get PRO
January '220
in 0 channels
Get PRO
December '210
in 0 channels
Get PRO
November '210
in 0 channels
Get PRO
October '210
in 0 channels
Get PRO
September '210
in 0 channels
Get PRO
August '210
in 0 channels
Get PRO
July '210
in 0 channels
Get PRO
June '210
in 0 channels
Get PRO
May '21
+144
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 09 July | 0 | |||
| 08 July | 0 | |||
| 07 July | 0 | |||
| 06 July | 0 | |||
| 05 July | 0 | |||
| 04 July | 0 | |||
| 03 July | 0 | |||
| 02 July | 0 | |||
| 01 July | 0 |
Channel Posts
دو شعر از ابوالفضل حکیمی
ابوالفضل حکیمی
۱
در پرانتز
با سیم لخت درشت تر می نویسم
کتابی قدیمی
وحشتی خاک گرفته است
مانده ام در گود
با چشم های فرو رفته ام
ارتفاع کوتاه نمی آید
مشتاق تکرار است
تکرار می کنم
دیوارهای مخفی سنگین ترند از تکرار
تکرار لباس ها را غلیظ میکند در دود
آتش همین که شفاف باشد کافیست
پرنده همین که سبک شود
ََسَبک زندگی ساعت های دیواری است همین
بفرمایید از کشیده دیدن کنید
از رقابت
از بقیه
که فقط گم می شود در آشپزخانه
که از بقیه ی خانه گودتر است ایمانش
گودکنی در بفرمایید ادامه دارد
در دامن هایی که پر از بوق شده اند
خیابان از روی کتاب رد می شود
از روی قدیمی
من بر سیم های لخت می نویسم
پرنده
وحشتی خاک گرفته است
درشت تر از وحشت
۲
سرم را داد می کشم
یا اتفاق بزرگ
یا چراغ ها تعطیل
سرم را درد می کنم در کفش های قهوه ای
حمام میخانه ی سوسک هاست
سرم
سکوتش می خارد
تنم روی کاغذ
پایی که سکسکه می کند
شعرش می لنگد
دوشم کفش گریه می کند در به در
پشت دیوارهای قهوه ای
نه ببخشید درخت های قهوه ای
سوسک در نگاه اول سوسک…
https://shahrgon.com/?p=159524
۵ تیر ۱۴۰۳
| 2 | نگاهی به داستان «دخترآگاممنون» نوشته اسماعیل کاداره
احمد عدنانیپور
نگاهی به داستان «دخترآگاممنون»
نویسنده: اسماعیل کادارهنظام توتالیتر قانون بی چون و چرای فراانسانی وضع میکند و دیکتاتور را به نگهبانی آن وامیدارد.(هانا آرنت)«دختر اگاممنون» نوشتهی معروفترین رماننویس آلبانی، که توتالیتاریسم را از نزدیک تجربه کرده، در سال ۱۹۸۵ به قلم کاداره نوشته شد و توسط ناشر فرانسویاش از آلبانی به خارج قاچاق شد، در زمانی که «حذف» نسخههای خطی ادبی طبق قوانین آلبانی به شدت ممنوع بود. در نهایت در سال ۲۰۰۳ منتشر شد. یک رمان همراه،جانشین، در سال ۲۰۰۲ در پاریس نوشته شد و تقریباً در همان زمان منتشر شد. داستان در کشوری بینام میگذرد که شباهت بسیار زیادی با دیکتاتوری آن روزهای آلبانی دارد. در چنین فضایی مرد جوانی عاشق دختر جانشین منتخب دیکتاتور است. او متوجه میشود که به دلایل سیاسی باید به رابطه عاشقانهشان پایان دهد. در این بین راوی، رژهی اول ماه مه را تماشا میکند و در مورد اینکه چگونه استبداد در طول اعصار، قربانی عشق و تمایلات جنسی…
https://shahrgon.com/?p=159528
۵ تیر ۱۴۰۳ | 37 |
| 3 | دو غزل از پرنیان محتشم
پرنیان محتشم
۱
سیبی هبوط کرد، رسیدن نداشت که
آدم توان لب نگزیدن نداشت که
در پیله بود چون سر پروانگی نداشت
در پیله ماند، قصد پریدن نداشت که
شب بود در تصرف دلتنگی و غروب
شب بی حضور ماه تو دیدن نداشت که
شب در تمام پنجره ها خانه کرده بود
خورشید هم خیال دمیدن نداشت که
وقتی که عشق در پیام افتاد، پای من
دیگر توان و تاب دویدن نداشت که
افتاده ام به پای تو تا باورم کنی
این قصه هم شنیدن و دیدن نداشت که
قطعاً بس است این همه دوری برای دل!
یعنی توان رنج کشیدن نداشت که…
۲
در شهر به غیر از تب و هذیان خبری نیست
جز حسرت و اندوه فراوان خبری نیست
جمعی متراکم ،وسط شهر روانند
از عشق در اطراف خیابان خبری نیست
جز رونق بازارچه ی رنج فروشان
از شعر تر ِ کوچه ی باران خبری نیست
افسرده و آواره در این شهر غریبیم
از هم نفسی در دل تهران خبری نیست
بر سر در یک قصه نوشتند که از عشق
جز زخم زبان خوردن انسان خبری نیست!
#پرنیان_محتشم
https://shahrgon.com/?p=159534
۵ تیر ۱۴۰۳ | 29 |
| 4 | رمان جدید «تخته سنگهای عریان» نوشته ری عباسی منتشر شد
شهرگان آدمین
کتاب «تخته سنگهای عریان» در ۲۶۴ صفحه توسط نشر آفتاب در نروژ منتشر شدهاست.
رمان جدید «تخته سنگهای عریان» نوشته ری عباسی منتشر شد. این رمان یک دوره تاریخی از مردم و انجماد را به تصویر میکشد و به دنبال آن زندگی تغییریافتهای در جریان است که در تهران بازار سرپوشیده تجریش شکل می گیرد.
متن پشت جلد:
اگر امید وابسته به فرداست، شاید فردا مثل مادری که راه رفتن را یادِ ما داد، دستِ فردا را بگیرد وُ راه ببرد. اصلن، فردا زن است یا مرد؟ فردا که آدم نیست آدمه؟ کاش کیفِ مدرسه بودیم و بر پشتِ کسی که راه بلد است، دری پیدا میکردیم. کاش بدنِ آدمها نرم بود. چرا کسی حرفی نزد؟ نمیدانم نامش شرم است یا ترس؟ «هی سارا دخترها زود مریض میشن گربهشور نکنی نانازِ تو» هیچوقت با پدرم حمام نرفتهام. آب نیست. از ترس لابهلای آدمهایی میدویدم که دیگر ضربه پذیر نیستند. چه اتفاقی که نه زمین معلق بود نه زمان. تاریکی و روشنایی هست. همهی نیستیها هستند، این ما هستیم که در پوستهی …
https://shahrgon.com/?p=159526
۵ تیر ۱۴۰۳ | 29 |
| 5 | شعر کوتاه تازهای از مرضیه رشیدپور-کیمیا
مرضیه رشیدپور-کیمیا
و از روزنه
به طلوعی تازه،
که اکنون فراتر از بنفشه
به تنها چیزی که تعلق دارم
آفتاب است!
۳۰ خرداد ۱۴۰۳
#مرضیه_رشیدپور_کیمیا
https://shahrgon.com/?p=159537
۴ تیر ۱۴۰۳ | 233 |
| 6 | ردِ پای پنهان زن در طعم گیلاس
نسترن خسور
نگاهی کوتاه به فیلم طعم گیلاس ساخته عباس کیارستمی
اشاره: امروز (اول تیر) زادروز عباس کیارستمی سینماگر، فیلمنامهنویس، تدوینگر، عکاس، تهیهکننده، گرافیست، کارگردان هنری، نویسنده و نقاش ایرانی است. یادداشت رد پای پنهان در طعم گیلاس نگارش نسترن خسور به همین مناسبت تهیه و برای انتشار در اختیار شهرگان قرار گرفتهاست.
مرگ را با تار و پود خاکستری رگهایت فرا میخوانی؛ همان تار و پودهایی که از دَم پرفشار زندگی گداختهاند. آیا فرصتی دست مییازد تا با سرعتی برقآسا بر گرده زندگی بنشینی و تلاطم تیزابهای حیاتیاش را بتارانی؟! به دنبال عاملی هستی تا وجود یا میل به مرگی که وجود را فرا گرفته، قانع سازی. وجودی که به انزوا، تنهایی، تهوع و سرگیجههای ناشی از مسئولیت آزادی خویش خو گرفته است و مرگی که نیروهای مولدش را همچون سرمایهای اسیر مصرفکنندگی چرخدهندههای پوچ زندگی میداند.
چرا «میخواهم بمیرم» خود وقوع مرگی نباشد پیش از مرگی که تو انتظارش را میکشی؟ آیا شرط رسیدن به خود، گذشتن از ورای…
https://shahrgon.com/?p=159436
۱ تیر ۱۴۰۳ | 51 |
| 7 | ردِ پای پنهان زن در طعم گیلاس
نسترن خسور
نگاهی کوتاه به فیلم طعم گیلاس ساخته عباس کیارستمی
اشاره: امروز (اول تیر) زادروز عباس کیارستمی سینماگر، فیلمنامهنویس، تدوینگر، عکاس، تهیهکننده، گرافیست، کارگردان هنری، نویسنده و نقاش ایرانی است. یادداشت رد پای پنهان در طعم گیلاس نگارش نسترن خسور به همین مناسبت تهیه و برای انتشار در اختیار شهرگان قرار گرفتهاست.
مرگ را با تار و پود خاکستری رگهایت فرا میخوانی؛ همان تار و پودهایی که از دَم پرفشار زندگی گداختهاند. آیا فرصتی دست مییازد تا با سرعتی برقآسا بر گرده زندگی بنشینی و تلاطم تیزابهای حیاتیاش را بتارانی؟! به دنبال عاملی هستی تا وجود یا میل به مرگی که وجود را فرا گرفته، قانع سازی. وجودی که به انزوا، تنهایی، تهوع و سرگیجههای ناشی از مسئولیت آزادی خویش خو گرفته است و مرگی که نیروهای مولدش را همچون سرمایهای اسیر مصرفکنندگی چرخدهندههای پوچ زندگی میداند.
چرا «میخواهم بمیرم» خود وقوع مرگی نباشد پیش از مرگی که تو انتظارش را میکشی؟ آیا شرط رسیدن به خود، گذشتن از ورای…
https://shahrgon.com/?p=159436
۱ تیر ۱۴۰۳ | 2 |
| 8 | ژوئیسانس در مطبخ تن
فرناز جعفرزادگان
پول اصل قدرت انسا ن هاست
خدا تبدیل به پول شده
معیار بود و نبود و رستگاری و نارستگاری ما
به مثابه ی امر استعلایی همه جا هست
قابل حس و یا تجربه نیست اما تعیین گر سرنوشت من و شماست
همینکه ما را هدایت میکند، حس می دهد و می شود حال خوب و بد ما…
خدا هم هر گاه به ما نظری داشت ما خوشحال بودیم… پس ذهن قبولش کرده آن هم نه بر پایه تجربه بلکه ایمان “یک باور ایدئولوژیک”
یک کاغذ پول به خودی خود کاغذاست اما ارزشی در خودش دارد که بی زمان و مکان است
و متاسفانه انسان ها را این ارزش ایدئولوژیک بَرده کرده است
مثل کارگر، که زمان وجودی خودش را می فروشد و تبدیل به یک امر انتزاعی می کند و نیرویش را اجبارا باید به پول تبدیل کند
و آنوقت مفت خورهایی مثل رئیس، از پول حاصله از نیروی کارگر، کالا را باارزش افزوده به چند برابر پول تبدیل می کنند
و کارگر با محصول تولید شده ی خودش بیگانه است چون ارزش ها در سرمایه داری صرفا در کالاها تجلی پیدا میکنند
در واقع تنها چیزی که جهانی شده سرمایه داری ست. سرمایه داری…
https://shahrgon.com/?p=159495
۱ تیر ۱۴۰۳ | 45 |
| 9 | شعری از رویا سامانی
رویا سامانی
برادرم بوی دریا می داد
مادرم هر صبح
رج به رج
وِردی در گوش باد می خواند
تکه نانی را قاضی می کرد
تا مرغان دریا،
اندوه او را نوک بزنند…
حالا !!!
چکمه هایش قصه یِ
مروارید ها را
روی موهایم می بافند…
#رویاسامانی
https://shahrgon.com/?p=159502
۱ تیر ۱۴۰۳ | 34 |
| 10 | شعری از محمدعلی شکیبایی
محمدعلی شکیبایی
سایهها خشنتر از پیراهنام میرقصند. بیخودی به راه نزدهام… کلاغها را که میبینم، انگشتِ اشارهام…”تبَت یَدَا أبِی لَهَبٍ وَتَبً” را نشانه میگیرد. آنوقت انتظار میرود، از برجِ میلاد، رنگین کمانی زلفِ یار را شانه کند. نه…به همین سادگی، جراحتِ مزمنِ دستها را تکذیبِ خشم نمینامم. از شکارِ شکارچی هم زانو به آسمان نمیدوزم…تا اطاعتِ صبر، حدسِ چراغ را به خیابان میبرم…به داروغهها و شکلکهای پشتِ میدان، قبای ژندهام را نمیفروشم. اگر دوبارهها را در پرانتز جاندهم، به کلمه که پناه میبرم…قاتلی در من خودکشی میکند.
https://shahrgon.com/?p=159490
۳۱ خرداد ۱۴۰۳ | 30 |
| 11 | ادبیات به مثابهیغمِ نان و نانِ غم
عابدین پاپی
بازیگر نقش پائیز آبان است
برگ های حروفِ دل چه ریزان است
گویند که نان صداقتی دارد چونکه
او را از هرجهت که بخوانی نان است!
«پاپی»
به راستی ادبیات چیست و ادیب کیست؟ ادبیات در هر فرهنگ ، جامعه و ملتی دارای تعاریف مختلف و متعددی است و احتمال میرود با گذشت زمان و سیرِتحولِ زبان و فرهنگِ بشر تعاریفِ پیشین آن دچارِ تغییر شوند. ادبیات از واژهی ادب گرفته شده و به کسی که در مکالمه و سخن گفتن ادب و فرهنگِ انسانی را رعایت میکند و به اصطلاح گفتاری مؤدبانه درکلامِ آن جاری است، ادیب میگویند. ادب را در زبانِ فارسی به معنی فرهنگ ترجمه کردهاند و اعتقادِ برآن است که ادب یا فرهنگ همان دانش است. بنابراین به کسی که از دانشِ قابلِ ملاحظهای برخوردارباشد و این دانش را درراه صحیح و کارآمدی به کارگیرد، فردی ادیب است. ادب نامِ دانشی است که قُدما آن را شامل این علوم دانستهاند: واژه، صرف، نحو، معانی، بیان، بدیع، عروض، قافیه، قوانین خط، قوانین قرائت که بعضی اشتقاق و انشاء را هم بدان افزودهاند…
https://shahrgon.com/?p=159500
۳۱ خرداد ۱۴۰۳ | 32 |
| 12 | چند شعر تازه از حسین فرخی
حسین فرخی
از خودم مجموعه چند شعر حسین فرخی
خراب و مست
خودم را درتن تو آورده بودم خراب و مست
آورده بودم سینه خیز و جوان با چشم های باز
که زیر باران آزادی با سر و صورت تازه
خودم را مشت مشت که مرا کشته بودند
در کافه های شلوغ خیابان آزادی و بالاتر
و قهوه ی تلخ که هی لب می زنم بفرمایید
گناه از دست و دلم می ریزد از اول شب
آرام دیگر نمی شوم( سگ ها را یکی یکی بردارد)
خنجر و خاطره های تب کرده را فراموش نکن
به کلمات و ضربه های اجتماعی بندم
به تلو تلو می خورم تعارف که اصلا” نداریم
و در همین سطر ها می خورم و دیر نمی کنم
خودم را در تو می ریزم از اول شب و آزادم
و حرف های پر گناهم را دیگر انکار نمی کنم
(سگها را بردار) این بازی ادامه دارد این جا که
می نویسم که می خوانم و شعر را به خیابان
می کشانم خراب و مست در همین کلمات روشن
که خودم را اصلاح کرده ام
و با این حسین مختلفم
دارم جنجال می کنم و دیگر عجیب نیست
زیر باران و سر کدام صحنه نقش بازی می کنم
قاتل و مقتول از نو در این زبان می چسبند
عاشق و معشوق طعم دهانم…
https://shahrgon.com/?p=159493
۳۱ خرداد ۱۴۰۳ | 32 |
| 13 | شعری از هنگامه (هانا) کسرایی
هنگامه کسرایی
دعوت به مراسم گردن زنیِ۱ لولیتا۲
می افتم از لبهی سقوط
بی لب لام که نا کام ام و
می لولم باز از نوک ِ پا
در طولِ طولانیترین
عصبِ علومِ طبیعی
که هی تجدید میشوم
لول لول تا بالا
کش تا مغزم
مغز نرم کرمهام:
«یک لیوان مرگ تعارف میکنم، میگویم میکِشم تا سر آسیاب، به قاضی، جسد مرَدم را بر کودکی شانههام کبود زیر این شکنجه، اعتراف.»
می پرم از ارتفاعِ ارتجاع
پاره در حلقههای تنام
بلند هر قدر هم این بار
با کرمها که جایم حالا
وسطِ اسفلِ فسیل و السافلین
زنده زیر غیضِ غراِ اقراء
انکحت و وز وزِ وزوجتو
یک کودک بالاتر از
جراحت جیغ در
جغرافیای جبر:
«در برهوت بادابادا چهارگاهی که بند نمی آیم دیگر با شیری بهاش سنگین، استفراغ می کنم آنقدر تا شکوفه بزنم باز بیپستان»
باد می کنم در پوستم
متورم آنقدر تا بترکم و
با من کتابهام همه ورق
آنقدر تا کرم بگذارم
می لولم وقتی بیسواد
در سوییتِ این اعدام:
«بی ولی، لو در لولوی اولیای دم، می بوسم لب رویای دخترم و میگذرم از کنار حُزنی که حضانت اش…
https://shahrgon.com/?p=159432
۳۰ خرداد ۱۴۰۳ | 47 |
| 14 | شعری از هوشنگ رئوف
هوشنگ رئوف
امشب
خواب ام را عریان می کنم
با ترانه های ارغوانی این تاک
و صبح
با نخستین بوسه ی آفتاب
می دٓوم
تا دریایی که تو پهن کرده ای
برای قایقی
که تا زده ام در جیب
و پارویی که موج های بلند را
شکسته می نویسد
روی خطوطٍ آب
امشب می اندیشم
به ساحلی پر از چتر ها ی رنگی
و پرواز روشنٍ الفاظ
در شادیانه های تماشا
وقتی که گله گله ماهی
بر شانه های زخمی دریا
بوسه می زنند.
#هوشنگ-رئوف
https://shahrgon.com/?p=159444
۳۰ خرداد ۱۴۰۳ | 36 |
| 15 | کبوترانه غزل تازه و منتشر نشدهای از هدیه سلیمانی
هدیه سلیمانی
کبوترانه
بیا کبوترِ جلدم نترس از بامم
دوباره آمدی و در نگاهت آرامم
دوباره آمدی و رو به روی چشمانم
غزل به رقص در آمد تو ای دلارامم
بیا و دانه ی گندم بچین که باغِ بهشت
جهنمی شده بی تو میانِ احجامم
خوش آمدی.. صفای باطنِ زیبای تو را
کجا شود که ببیند کلام و ایهامم
خوش آمدی کبوترِ سپیده آورِ صلح
که در طلوعِ تو تابیده نورِ الهامم
که در نوشتن تو شاهنامه ای هستم
و یا رباعی شیوای نابِ خیامم
تو باز آمده ای در کنار پنجره هام
به یمن آمدنت سرزمینِ گمنامم
که گم شدم و فراموش کرده ام خود را
به لحظه ها که سند می خورند بر نامم
کبوترانه نشستی میانِ خاطرِ من
بیا کبوترِ جَلدم نترس از بامم
#هدیه_سلیمانی
#ه_د_ی_ه_سلیمانی
https://shahrgon.com/?p=159439
۳۰ خرداد ۱۴۰۳ | 1 |
| 16 | کبوترانه غزل تازه و منتشر نشدهای از هدیه سلیمانی
هدیه سلیمانی
کبوترانه
بیا کبوترِ جلدم نترس از بامم
دوباره آمدی و در نگاهت آرامم
دوباره آمدی و رو به روی چشمانم
غزل به رقص در آمد تو ای دلارامم
بیا و دانه ی گندم بچین که باغِ بهشت
جهنمی شده بی تو میانِ احجامم
خوش آمدی.. صفای باطنِ زیبای تو را
کجا شود که ببیند کلام و ایهامم
خوش آمدی کبوترِ سپیده آورِ صلح
که در طلوعِ تو تابیده نورِ الهامم
که در نوشتن تو شاهنامه ای هستم
و یا رباعی شیوای نابِ خیامم
تو باز آمده ای در کنار پنجره هام
به یمن آمدنت سرزمینِ گمنامم
که گم شدم و فراموش کرده ام خود را
به لحظه ها که سند می خورند بر نامم
کبوترانه نشستی میانِ خاطرِ من
بیا کبوترِ جَلدم نترس از بامم
#هدیه_سلیمانی
#ه_د_ی_ه_سلیمانی
https://shahrgon.com/?p=159439
۳۰ خرداد ۱۴۰۳ | 43 |
| 17 | شعری از ناهید فتحی (راشا)
ناهید فتحی
می پیچیم به نگاهت
سبز می شوم در زاویای تو
تا آسمان نگاهم را بتکاند
بر تن کوچهی بن بست
و پنجره ای که
دیروز را فراموش می کند…
ناهید فتحی (راشا)
https://shahrgon.com/?p=159454
۳۰ خرداد ۱۴۰۳ | 44 |
| 18 | و سپیدی شعر ها از هر طرف طعم آبی دارد
حسن فرخی
یک)
نقاشی مدرن
چه چه چکه می کند گنجشک !…
در خیابان
در روز ابرها روشن اند
باران می کوبد به در و پنجره ها
“بوسه می خواهم
از تو
و اتاق کوچک ات !”
یک صندلی خالی اینجاست
و پرنده ای تنها
در دوردست ها
“در خیال تو
رنج می زاید.”
و من
در نقاشی مدرن آه می کشم
آه!
دو)
آزادی البته به همه ی ما ربط دارد.
خاک و تن ام به باران تو عادت می کند
“مثل موازی کنار تن”
کنار درخت انجیر
گیسوان تو خواب می بردم
دلم شعر می خواهد
بعد از قیام کلمات
دیر یا زود به صبح می رسم
کنار تن
چند دقیقه مانده نمانده
دستانت به خورشید برسد
صدایت می کنم بیا
“صبح زیبا می تپید.”
و کبوتر تنها
از سکوی سنگ به آن سوی مرزها پرواز می کند
آمدنت را خبرم هست
همینجا به بنفشه ها گره می زنم
بعد از باران سکوت نخواهد بود
باد
خاک را پس می می زند از تن من
آزادی البته به همه ی ما ربط دارد.
سه)
دل سنگ!
ازاندوه می گویم میان گفتن ها
پرتاب می شود از دستهای من پُر از سنگ
“به رسم دیوانه البته!”
از جیب ها کلاغ ریخته
و بعد خبر از…
https://shahrgon.com/?p=159434
۳۰ خرداد ۱۴۰۳ | 36 |
| 19 | دو شعر کوتاه از بدری دهنوی
بدری دهنوی
۱
پنجره
پنجره
به چشم انداز سکوتم
قیام کن ..
بگذار
هر بار که دهان باز می کنم
آفتابگردان ها
رو به آینه
بچرخند.
۲
بهانه ی شانه هایت
دست از سر هیچ خیابانی برنمی دارد
که ادامه ی بارانم
حالا
مانده ام چگونه دریا را
برای آینه خلاصه کنم
#بدری_دهنوی
https://shahrgon.com/?p=159442
۳۰ خرداد ۱۴۰۳ | 33 |
| 20 | شعری از شهین راکی
شهین راکی
آنقدر هم سخت نبود
در این جریان دوار
به تو پیوستن
این حلقههای تو در تو
که از منظر نگاهم سر میخورد
استنشاق جهانی ست
که در سکون
تجربهی مرگ بود
دستی نداشتم
تا به دستت بدهم
در تبادل تمثیل روح
و حلقه به حلقه رفتن
رهایی سهم من شد
تا آنجا که من
تو میشوم
و تو جهانی که من است
#شهین_راکی
https://shahrgon.com/?p=159446
۳۰ خرداد ۱۴۰۳ | 66 |
