سپهر چناران
Open in Telegram
📰 ماهنامه فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، ورزشی "سپهر چناران" 👤 ارتباط با ما و ارسال سوژه 09153822805 Sepehr-chenaran.ir چناران، خیابان طالقانی5. پلاک39 05146124555 📧 sepehr.chenaran@gmail
Show more464
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
464
سرباز : ما برای چه میجنگیم؟
فرمانده : برای خاکمون
سرباز : یعنی این خاک مال منه؟
فرمانده : بله
سرباز : پس چرا پدرم مُرد برای یک متر قبر پول دادیم؟
464
شرح در تصویر...
تصویری تاریخی از اولین کودکی که در بیمارستان امام رضا مشهد متولد شد
که نامش را نخستین گذاشتند...
464
✍️خورشید مرده بود
و هیچکَس نمیدانست
که نامِ آن کبوترِ غمگین
کز قلبها گریخته ایمان است...
👤 فروغ فرخزاد
464
🎥یعقوب لیث صفاری ( رادمان پور ماهک)، بنیادگذار صفاریان و بازآوردندهی زبان پارسی به دربار پس از تازش:
فرمان دادم تا پس از قرنها، خطبه به نام من خوانده شود تا ایرانی را فرمانروایی باشد، نه فرمانبری از خلافتی که دولتش بر غدر و مکر بنا شده است.
منم یعقوب لیث صفاری، مردی از آهن و آتش، که از دل سیستان برخاستم، آنگاه که ایران غریب و بیصدا شده بود.
این پادشاهی و گنجخواسته را از سرِ عیاری و شیرمردی به دست آوردهام، نه از میراث پدر یافتهام. و کاری اگر کردم، از برای نام کردم، نه از برای نان.
ننگم آید، که کسی اندر «عجم» سخن از زبان بیگانه گوید. زبان فارسی را در دربارم زنده ساختم، و ایرانیان را به غرور کهنشان بازگرداندم.
من نه از برای زر که برای نام ایران شمشیر کشیدم، تا سرفرازی این خاک هرگز از یاد نرود.
464
این را هم میدانستند و به همدیگر میگفتند که خدا از بنده محبوبش دارد امتحان میگیرد. هوم! تمام عمر از کسی امتحان بگیرند بگویند یکی یکی جوان دسته گلت را بگذار توی قبر که قبول شوی؟
📚نام تمام مردگان یحیاست
✍عباس معروفی
464
🟢⏪ نقش مراد بهبهاني در ساخت كويت مدرن
✍️ یدالله کریمیپور
داستان ساختن و ترقی کویت در کتاب های درسی این ملت آمده است. ایرانیان جنوبی یا شمال خلیج فارس، نقش محوری در ساختن و پیشرفت این کشور داشته اند. بوشهریها، لاری ها، دیلمی ها و گناوه ای ها. در اینجا تیتر وار تنها به نقش بهبهانی هادر ساخت و توسعه کویت اشاراتی گذرا می شود.
کوت در عربی به معنای دژ است. در ۱۱۱۰ هجری، شیخ قبیله بنی خالد و بزرگ منطقه الاحسا برای انباشت آذوقه و سلاح، دژی کوچک(کویت؛ مصغر کوت است. یعنی قلعه کوچک) می سازد. ولی پس از مدتی آن را به دودمان نزدیکش آل صباح و شیخش سعدون بن محمد هدیه داد. زین پس شیوخ آل صباح از ایرانیان به ویژه بهبهانی ها با گرمی دعوت کردند که به کویت کوچ کنند. چند صد خانواده معمار، تاجر، هنرمند طلاساز، حلواپز و... بهبهانی به مینا آلاحمدی رفته و در شرق این شهر کوچک ساکن می شوند(از جمله به دلیل گسترش اختلافات درون شهری؛ قنواتی-بهبهانی). زان پس کار ساخت و ساز، تجارت با دیگر بنادر ایران و جنوب خلیج فارس آغاز شده و بازار کویت شکل گرفت. در واقع خانواده های معتبر بنادر شمال خلیج فارس، مانند موسوی، قبازر، دشتی، اشکانی، بهمن، معرفی و بهبهانی، از جمله بنیانگذاران کویت اولیه اند. ولی پس از گذشت نزدیک به ۱۳۰ سال از شکل گیری بندر کویت، یوسف مراد بهبهانی به کویت رفت. سفری که کویت را متحول کرد. یوسف مراد قهرمان ملی نوسازی کویت شد و این شیخ نشین کوچک را به شاهراه ترقی رهنمون گشت.
مراد بهبهانی برای ورود کویت به عصر مدرنیزاسیون با یاری همشهری های سابق، نخست موسسه ساعت امگا را تاسیس نمود که در همه کشورهای خلیج فارس تبدیل به برند شد. سپس درست در ۱۹۴۵ با تشکیل گروه بازرگانی بهبهانی، داد وستد بسیار پر منفعتی را با ژاپن شروع کرد. او از عطش ژاپن شکست خورده به داد وستد آگاه بود. سپس در همین سال نخستین ایستگاه رادیویی را در کویت افتتاح کرد. تنها سه سال بعد ایستگاه تلویزیونی کویت توسط مراد افتتاح شد. ۱۹۴۹ طی سفری پر مشقت ۱۹ شبانه روزه، با کشتی، هواپیما، خودرو به نیویورک رسید و قرارداد تولید و ایجاد موسسه تهویه مطبوع را با آمریکایی ها بست. زان پس کویتی ها با وجود تهویه سازها، از جهنم داغ این برهوت نجات یافتند. مراد یوسف بهبهانی که به زادگاه و اصالتش عشق می ورزید تا سال مرگش. ۲۰۰۵، در تاسبس بانک ها، بیمه ها، خودرو، راهسازی، ایجاد بازار کالاهای لوکس، طلا و دهها نوآوری دیگر کمترین کوتاهی نکرد. کویت و دودمان صباح، از او و خانواده اش، به عنوان قهرمان ملی نوسازی کویت یاد می کنند.
464
💥ابن الوقتها و تعزیه گردانانِ ماهر! ✍️علی مرادی مراغه ای✅میرزا عبدالحسین اورنگ سیاستمدار، شاعر، سخنور، تعزیه گردانی و ابن الوقتِ ماهری بود. در تاریخ ما این تیپ ها همیشه بوده و همیشه هم عاقبت بخیر و عمری طولانی داشته اند، نمونه هایی از این چوخ بختیارها بقول صمد میتوانید در هر برهه از تاریخ پیدا کنید. اورنگ، مازندرانی و متولدِ خرداد ۱۲۶۷ش، در حدود ۱۰ دوره وکیل مجلس شده زمان رضاشاه و پس از سقوط او. اما ابن الوقت بودن و ماهر بودن او در تعزیه گردانی: اول اینکه دوزیست بود روحانی بود سپس مانند علی دشتی و دهها نمونه دیگر شد کراواتی. ابتدا مشروطه طلب و به سردار اسعد نزدیک شد پس از جنگ اول مانند بسیاری به خارج و عثمانی مهاجرت کرده در آنجا به محمدعلی شاه مخلوع نزدیک شد. اما رضاشاه که آمد قبله عوض کرده به رضاشاه چسبید. هنگام سخن گفتن چنان ماهر بود که شنونده را بشدت تحت تاثیر قرار داده ساعتها سرگرم می کرد. با نزدیکی به رضاشاه، نماینده مجلس شد در جریان ازدواج محمدرضاشاه با فوزیه مصری، اورنگ در مجلس یک نمایش حسابی برگزار کرد! چون طبق اصل ۳۷ متمم قانون اساسى، مادر وليعهد باید ايرانى باشد پس بدستور دیکتاتور، مجلس تفسيری از اصل۳۷ کرد که«به اقتضاء مصالح كشور...به موجب فرمان همايونى به والاحضرت فوزيه صفت ايرانى اعطاء شود». و او ایرانی شد! چرا که «در دورۀ كيان مصر جزء متصرفات ايران بوده»! (هدایت، خاطرات و خطرات...ص۴۱۴) اما در مجلس، اورنگ با نطقهایش در آذر ۱۳۱۷ سنگ تمام گذاشت، او در ستایش این ازدواج، شعر زیر را سروده و در مجلس خواند که با تشویق و کف زدنهای ممتد نمایندگان روبرو شد: از پی نور دیدهاش فرمود همسری را طلب در این عالم دیده بگشود و شه نظر افکند زیر این سبز قبّه و طارم عاقبت یافت گوهری در مصر خاطر شه که باد دور از غم اختر برج سعد فوزیه بانوی بانوان به خوی و شیم این دو شهزاده چون شدندقرین آفرین خواند آسمان آن دم... (مذاکرات دوره یازدهم مجلس، جلسه ۶۵، مورخه ۸آذر ۱۳۱۷) البته وصلت دو شهزاده به طلاق انجامید! اما یک نمونه دیگر می آورم از چیرگی اورنگ در تعزیه گردانی: «جمعیت نسوان وطن خواه» که در ۱۳۰۱ توسط زنان روشنفکر ایرانی، بکوشش محترم اسکندری تشکیل شده بود میزبان دومین«کنگره نسوان شرق» در ۱۳۱۱ش در ایران شد که شامل نمایندگانی از کشورهای مختلف عربی، ترکیه و استرالیا بود و هدف آن تأکید بر تساوی زن و مرد در حوزه های مختلف بود. یکی از زنان در سخنرانی اش گفت که زنها نیز باید از حق طلاق برخوردار باشند که يكی دیگر از خانمها مخالفت کرده گفت این خلاف اسلام ماست و دیگری گفت ابدا مخالف اسلام نیست... بدین ترتیب غوغا برخاست و نظم کنگره بهم خورد! در این زمان، اورنگ که در سخنوری و تعزیه گردانی ماهر بود به دادِ کنگره رسید! نور حماده(رئیس جلسه) از او خواست سخنرانی کند. اورنک چنین گفت: «من امروز حاضر برای گفتار نبودم اما بر حسب پیش آمد باید بگویم سابقا در تهران تعزیه میخواندند زبانم لال اگر بگویم شماها در آن زمانها بوده اید یعنی شما بانوان سن و سالتان آنقدرها نیست که جمعیت شروع کردند به قهقهه خندیدن... اما من آنوقتها بودم و بخاطر دارم که موقع تعزیه، تعزیه گردان، نوحه ها را به افراد میداد که هر يك نوشته مخصوص بخود را بخوانند گاهی اتفاقا نوشته ها عوض و بدل میشد یعنی ورقه امام بدست يزيد و ورقه یزید بدست امام داده میشد. در این موقع یکنفر تعزیه گردان آنجا حاضر بود با کمال شتاب به وسط صحنه دویده، کاه بر سر میریخت و با ناله و ندبه میگفت: چه واحسینم چه واحسینم.. از بیانات اورنگ جمعیت بشدت خندیده و شروع به کف زدن کرده مجلس به حال طبیعی برگشت». (سرگذشت یک زن ایرانی، نورالهدی منگنه...صص۸۳_۸۴) این اورنگ در همه حال در استراحت، حتی در سفرها همراه رضاشاه بود و برای وی شعر و داستان می گفت و در مجلس نیز تعزیه گردانِ فرامین او بود تا به قالب قانون بریزند! برای شناختن ماهیت او اینکه، پس از سقوط رضاشاه نیز بارها نماینده مجلس شد، در انتخابات مجلس هفدهم که قوام السلطنه نخست وزیر برگزار می کرد از اورنگ خوشش نیامده او را کاندیدا نکرد، اورنگ با هر کوششی نتوانست قوام را راضی کند، سرانجام فکری به خاطرش رسید و به وثوق الدوله برادر بزرگ قوام متوسل شد «اورنگ به خانه وثوق الدوله رفت، زنجیری به گردن خود افکند و یک سر آنرا هم به درخت بست و حاجت خود را از وثوق الدوله خواست. سرانجام قوام به خواهش برادر، اورنگ را به مجلس فرستاد»! (شرح حال رجال سیاسی عاقلی.ج۱،ص۲۴۲) او در دوره ۱۴مجلس نیز از دماوند نامزد شده کوشید رأیها را از ۵ تا ۴۰تومان بخرد که این تخلفات به صحن مجلس کشیده شد. به هر حال اورنگ مثل تمام ابن الوقتها، در این دنیا عاقبت بخیر شد و عمر دراز کرد ۸۵ سال. قبل از مرگ هم کتاب«مدایح و مراثی ائمه اطهار(ع)» را سروده چاپ کرد که توشه آخرتش شود..!!! ◀️تصویر زیر:
464
هیچ هندویی
نادرشاه را ستایش و پرستش نمیکند.
هیچ اروپایی
هیتلر را ستایش نمیکند و نام فرزند خود را هیتلر نمیگذارد.
همچنان که خشایار شاه،
منفورترین چهره در یونان و اروپا است.
هیچکدام ازساکنین غزه
اسراییلیها رادوست ندارد.
هیچ اوکراینی
روسیه را دوست خود نمیداند.
جنگ آوران برای مردمان سرزمین خویش پیروز و قهرماناند.
برای مردمان شکست خورده تجاوزگرند و دشمن
🟢⏪ولی ما ایرانیان
تنها شکست خوردگان تاریخ هستیم که با متجاوزان به خاک و ناموس خود دوستی و.........
□اندیشه ورزی
464
🔷 فروهرِ پاکِ نیاگانِ نیک و اهریمنستیزِ ایرانشهر را میستاییم!
🔻امروز، روزِ اورمزد و اسفندماه، روزِ پُرسهی همگانی به یاد جانسپارانِ راهِ میهن به هنگامهی تازشِ تازیان به ایرانشهر است -تازشی که از پسِ آن به گفتهی فردوسیِ فرزانه رنجهای نیاگانمان تباه شد و پیشِ آن فراز نشیبی دراز آغازیدن گرفت. او این روزگارِ تازشزده را گزیده چنین گزارده:
برنجد یکی، دیگری برخورد | به داد و به بخشش کسی ننگرد
ز پیمان بگردند و از راستی | گرامی شود کژّی و کاستی
شود بندۀ بیهنر شهریار | نژاد و بزرگی نیاید به کار
از ایران و از ترک و از تازیان | نژادی پدید آید اندر میان،
نه دهقان، نه ترک و نه تازی بود | سخنها به کردار بازی بود
چنان فاش گردد غم و رنج و شور | که رامش به هنگام بهرام گور
نه جشن و نه رامش، نه بخشش، نه کام | همه چارۀ ورزش و سازِ دام
زیان کسان از پی سود خویش | بجویند و دین اندر آرند پیش
نباشد بهار از زمستان پدید | نیارند هنگام رامش نبید
بریزند خون از پی خواسته | شود روزگارِ بد آراسته
🎥 توژ: بریدهای از «دیو و ماهپیشونی»، آن جا که رستم از شکستِ ایرانیان از تازیان آگاه میشود.
464
🔺اگر اتفاق مهمی افتاده بود عراقچی بهجای دوحه به تهران میآمد/تداوم مذاکرات تابع تصمیم تهران است
صابر گلعنبری، کارشناس مسائل جهان عرب:
🔹اگر اتفاق مهم و قابلتأملی رخ داده بود، چهبسا وزیر خارجه بهجای عزیمت به دوحه، به تهران بازمیگشت تا ضمن اطلاعرسانی دقیق به مقامات عالی، سریعاً ترتیبات دور بعدی مذاکرات و گامهای بعدی اتخاذ شود.
🔹جدی بودن گفتوگوها میتواند نشانه تمایل به پیشرفت باشد، اما فعلاً نشانهای از دستاورد مشخص دیده نمیشود.
🔹در عین حال نمیتوان گفت مذاکرات به بنبست رسیده است. ادامه یا توقف گفتوگوها به تصمیماتی بستگی دارد که در روزهای آینده اتخاذ خواهد شد.
🔹برداشت من این است که طرف آمریکایی پیشنهادهایی مطرح کرده که تداوم مذاکرات را عملاً به تصمیم تهران گره میزند و در کنار آن، جمعبندی و واکنش احتمالی ترامپ نیز عامل مهمی خواهد بود./خبرآنلاین
@khabare_vije
464
سرزمین مادری ...
#استادشهرامناظری
#پیمانسلطانی
#ضیاءالدینناظمپور
#ماهور
عشق من ای سرزمین مادری
جان ریشه کرد در میان خاک تو
ای نهان میان گریههای من
عشق آتشینت خونبهای من
آتش سیاوش شد بهشت من
جان پاک آرش سرنوشت من
تا بشکفد شکوفهها ز زخم مرد و زن
خون تازهام نثار خاک کهنهی وطن
این وطن به تن هم جمع جان من
جان من به تن ایران جهان من
ای ایران من نام پاک تو بر زبان من
آه دوست دارمت با تمام جان
ای مهر تو درد و درمان من
https://t.me/tarikhfarhanghonariranzamin
464
🟢⏪آرامگاه فردوسی
🖋 رجبعلی لباف خانیکی
🔹فردوسی که به گفتهٔ «نظامی عروضی سمرقندی»: «سخن را به آسمان علیین برد و در عذوبت بماء معین رسانید»، شایسته این بود که با کورش مقایسه شود و آرامگاهش با شیوه «باستانگرایی» و نمادهای اسطورهای کهن ایرانی آراسته گردد.
باستانگرایی در معماری اصطلاحی تازه در فرهنگ و اخلاق جدید در سبک شناسی معماری دورهٔ اخیر است که ریشههای آن را میتوان در اصطلاح جدید«ناسیونالیسم معاصر» جستجو کرد.
در آغاز سده بیستم «ناسیونالیسم نوین» که تعریفی جهانی داشت به شکل جدی به صحنه آمد. ناسیونالیسم ایرانی به خوبی از اهمیت آن آگاهی داشته و میدانست که پیشینه تاریخی چگونه میتواند احساسات ملیگرایانه را اشاعه دهد.
🔹یکی از راههای رسیدن به آن مکتب سبک معماری «باستان گرایانه» بود که شکل نوین «ناسیونالیسم معاصر» را خلق کرد. پدیده ناسیونالیسم معاصر یا نوین تلاشی بود برای جایگزین کردن علایق ملی به جای وابستگیهای قومی. شاه و مشاورانش (اعضای انجمن آثار ملی) قصد داشتند ضمن نفی گذشتهٔ اخیر (عصر قاجار) نوعی میراث باستانی قبل از اسلام را با آیندهای مبتنی بر نوعی الگوی مدرن پیوند دهند.
در معماری دورهٔ بیست سالهٔ معاصر ایران و از میان تمام اندیشهها و آرمانهایی که میتوانست پدیدهای جدید و متفاوت با گذشته در معماری ایجاد کند، هیچ یک به اندازه تفکر و انگیزهٔ باستانگرایی برجسته نبود و اصول آن بر پایههای تاریخی، ملی و احساسی استوار نشده بود؛ آن سبک توانست در زمانی کوتاه موفقیتی حاصل کند و سایهٔ خود را بر حوزههای مختلف اجتماعی، فرهنگی، ادبی و نیز معماری بگستراند که البته آن ایدهها بعد از سال ۱۳۲۰ خ دنبال نشد. اما چند بنای مهم و قابل توجه مانند آرامگاه فردوسی، کاخ دادگستری، وزارت امور خارجه و موزه ایران باستان آن ایده را شامل شدند و بر اساس طرحهای تهیه شده منطبق بر ایدهٔ «باستانگرایی» ساخته شدند.
🔹احداث #آرامگاه_فردوسی از ابتدای سال ۱۳۰۷ با خاکبرداری از محل آغاز شد و پس از احداث زیرزمین طرح آندره گدار کنار گذاشته شد و در ادامه از طرح طاهرزاده بهزاد استفاده شد. از طرح آندره گدار اطلاع دقیقی در دست نیست برخی از پوشش هرمی شکل زیرزمین آرامگاه به عنوان طرح نامبرده یاد میکنند حال این که پوشش فضای زیرزمین در نمای بیرونی جزء آن هرم نمیتواند باشد و به احتمال زیاد آن عکس بعد از اجرای پوشش و بعد از تصویب طرح طاهرزاده بهزاد برداشته شده زیرا در آن عکس قاعده دیوار های آرامگاه با سنگ سفید معروف به «سنگ خلج» که زیر نظر «استاد حسیننژاد باشی زنجانی» تهیه و انتخاب میشدند، چیده شد. حتی ممکن است آن پوشش هرمی حاصل چیدمان مرحله دوم بازسازی بعد از سال ۱۳۴۳خ باشد که قسمت فوقانی آرامگاه را مجوف و دو طبقه ساختهاند.
بنای اولیه آرامگاه با معماری «حسین لرزاده» و نظارت «ارباب کیخسرو شاهرخ» منطبق بر ایدههای طاهرزاده بهزاد با آجر و سیمان در دیوارها و سنگ خلج در نماسازی بعد از ۶ سال به پایان رسید و در مهرماه ١٣١٣خ مصادف با برگزاری جشن هزاره فردوسی و با حضور جمع کثیری از مستشرقین و میهمانان ایرانی و خارجی افتتاح شد. آن بنا که با زیرزمینی به مراتب کوچکتر از حال و در ابعاد ۵×۵ متر و عمق ۳ متر ساخته شده بود ١٨ متر از کف ارتفاع داشت.
🔹نماد بیرونی بنا از سویی معابد یا «زیگورات»های عیلامی و از سوی دیگر آرامگاه کورش هخامنشی را تداعی میکرد و بدنهٔ دیوارها ویژگیهای فرهنگی خاص منطبق بر فرهنگ و تمدن ایرانی را تجلی میداد. از جمله: بر پیشانی بنا نقش فروهر و بر جدارهها شعرهایی از فردوسی نگاشته شده و دیگر نمادهای ملی و اسطورهای نقش بسته بود، در گوشهها ستونوارههایی مشابه ستونهای بر افراشته در آپادانای تخت جمشید تعبیه شده بود.
یک سکوی سنگی به وسعت ٤٠ مترمربع بنای اصلی آرامگاه را احاطه کرده بود و ردیفی از پلکان از هر سو به سطح سکو منتهی میشد، دو ورودی کوچک از سمت شرق و غرب به فضای داخلی آرامگاه راه مییافت، سقف آرامگاه با کاشیهای معرق و متاثر از عناصر تزیینی دوره هخامنشی و عصر فردوسی آراسته شده بود. در مرکز بنا سنگ مرمر مکعب مستطیلی به نشانه مرقد حکیم توس نصب شده بود.
اولین بنای آرامگاه فردوسی به دلیل عدم رعایت اصول فنی و عدم محاسبه دقیق و پیشبینی نکردن مقاومت خاک، از همان سالهای نخست شروع به جذب رطوبت و نشست کرد و تعمیرات مکرر و زهکشی و ایجاد کانال هوا در اطراف بنا در طول ۳۰سال نتوانست کارساز شود تا این که اهل فن و متخصصان تشخیص دادند که آن بنا باید به کلی برچیده و آن گاه پس از پیشبینیهای لازم مانند پی بندی مستحکم و کاربرد مصالح مقاومتر با حفظ هیأت و نمای ظاهری قبل تجدید بنا شود...
464
🟢⏪جنگ واقعی با سریال جومونگ فرق دارد
✍️محمدحسین روانبخش
🔷«استاد گرامی» با حرکات رزمی بزرگ شده است! البته این جوری نبوده که خودش ورزش رزمی انجام داده باشد؛ نخیر! در نوجوانی نیم کیلو تخمه میخریده و پای تلویزیون مینشسته و فیلمهای بروسلی را تماشا میکرده است. در نهایت هم از حرکات رزمی فقط جیغ زدن را یاد گرفت.
🔷استاد، قدری که بزرگتر شد و فهمید که در زمان نوزادی او بین ایران و عراق جنگ بوده، تصمیم گرفت که از برکات آن جنگ هم بهرهمند شود. کسانی بودند که سن و سالشان به جنگ ایران عراق میخورد و در دهه ۶۰ گهگاه سری به پشت جبههها میزدند و یک آبپرتقال صلواتی نوش جان میکردند و برمیگشتند تهران. آن عزیزان الان جزو مجاهدان بزرگ جنگ هستند و از طرف همه رزمندگان، شهدا و جانبازان حرف میزنند. اما استاد گرامی ما ولی وقتی جنگ تمام شد تازه از شیر گرفته شده بود، برای همین نمیتوانست مثل همکاران سابقه جهاد و شهادت برای خودش دست و پا کند. استاد تشنه یک موقعیت جنگی بود، در سخنرانیهایش، در توئیتهایش آرزوی جهاد و شهادت داشت اما ...
🔷اما زمانش که رسید، استاد فهمید که کار به این سادگیها هم نیست. استاد تا دلتان بخواهد درباره ایثار و فداکاری حرف زده است اما یک بار نرفت سوریه تا در کنار مدافعان حرم بجنگد. استاد درباره محو اسرائیل خیلی نکتههای قشنگی گفته است. وقتی هم که فهمید راه غزه بسته است درباره حضور در غزه شعارهای بسیاری داد، اما وقتی راه غزه باز شد استاد ترجیح داد ساکت باشد و ریسک نکند! استاد، تا به حال چند بار اعلام کرده که «آمریکا تمام شد» اما آمریکا دارد در مقابل وعده استاد مقاومت میکند!
🔷حالا استاد گرامی با این سابقه درخشان از رزم و ایثار و شهادت و جیغ به سبک بروسلی، در جدیدترین توئیت ارزشمدارانه خود به مردم ایران وعده داده است: «به هیچ وجه نگران جنگ و نتیجه آن نباشید. مردم جهان خصوصا رژیم کودککش اسرائیل و ساکنانش خیلی شیک و مجلسی سورپرایز خواهند شد!» به نظر میرسد استاد به تازگی تغییر فاز داده و به جای بروسلی، دائما جومونگ تماشا میکند؛ والا این درک از جنگ فقط در حد جومونگ و ارتش گوگوریو است!
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
