en
Feedback
معرفة الحقّ - احسان الله نیلفروش زاده

معرفة الحقّ - احسان الله نیلفروش زاده

Open in Telegram

🍃 به مرحمت حقّ تعالی؛ نیّت تأسیس این کانال،ارائۀ دروسی برای «مبناسازی» معارف الهی است. و پیش از هر قدمی، معترف و مقرّ آنیم که؛آنچه نگاشته میشود اظهارنامۀ عجز ماست. و عاجزانه؛مستدعی نظر،و مستسقی رحمتِ حضرات آل‌الله علیهم السلام هستیم. ادمین: @ehsannil

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
692
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+1130 days
Posts Archive
🔹 🌿 با توضیحاتی که تا بدین جا روزی شد، مطلب را جمع بندی کنیم: 🔹ذات باریتعالی "عالم" و "خالق" و "ربّ" و "قادر" و "اله" (و کلّاً هر اسم و صفت دیگر) است قبل از اینکه حتی این عناوین و اسماء و صفات وجود داشته باشد. 🔹این علم و قدرت و ربوبیّت و الوهیّت و خالقیّت (و بقیهء موارد) باطنی دارد؛ و آن ولایتِ خداست که حقّ الحقّ و باطن الباطن و سرُّ السرّ است. 🔸کدام ولایت را می‌گویم؟ 🔷 همان که حضرت مولی علی (علیه السّلام) می‌فرمایند: 💠 ولایَتی وِلایةُ الله. 🔹ولایت من، ولایت خداست. (📚 الأمالي للصّدوق، ص: ۶۰۶) 🔷 همان که حضرت امام جعفر صادق (علیه السّلام) می‌فرمایند: 💠 إنَّ أَمْرَنَا هُوَ الْحَقُّ وَ حَقُّ الْحَقِّ وَ هُوَ الظَّاهِرُ وَ بَاطِنُ الْبَاطِنِ وَ هُوَ السِّرُّ وَ سِرُّ السِّرِّ وَ سِرُّ الْمُسْتَسِرِّ وَ سِرٌّ مُقَنَّعٌ بِالسِّرِّ. 🔹همانا امر ما (ولایت) همان حقّ است و حقِّ حقّ است و او ظاهر است و باطنِ باطن است و او سرّ است و سرِّ سرّ است و سرّ پنهان است و سرّ پوشیده شده به سرّ است. (📚 بصائر الدّرجات، ج ۱، ص: ۲۹) ♦️ ولایت همان باطنی است که چون در خفا بود، عنوان «ولایت» هم نداشت و باطنِ تمام اسماء الهی است. اله و ربّ و خالق و رازق و غافر و... همه، ظهور آن ولایت است. 🔹ولایت، در اسم "اله" ظاهر شده و همه را مألوه خود می‌کند. 🔹ولایت، در اسم "ربّ" ظاهر شده و مَربوب را ایجاد می‌کند. 🔹ولایت، در اسم "خالق" ظاهر شده و مخلوق را رقم می‌زند. 🔹ولایت، در اسم "رازق" ظاهر شده و مرزوق را می‌آورد تا رزق دهد. 🔹ولایت، در اسم "غافر" ظاهر شده و عالَم را می‌آمرزد. و إلی آخِره... ✅ امّا ولایتِ خدا را چیزی بیرون از خدا نبینیم. 👈 ولایت، ذاتِ باریتعالی است. او ولایت دارد، زیرا خودش را دارد. نه اینکه ولایت چیزی بیرون از او باشد. 🔸امّا ولایت را که باطن الباطن است، در آنجا که هیچ اسم و عنوان و تصوّری ندارد و اسماء و عناوین دیگر هم به آن ایجاد نشده است، چگونه بیابم؟ 🌼 ولایت، خودِ حضرات آل الله علیهم السلام هستند. در #حدیث_طارق_بن_شهاب که جان عالم وجود، حضرت مولی امیرالمؤمنین علی علیه السلام در مورد #امامت ، شرحی مبسوط فرموده و سینۀ عشّاق را شَرحه شَرحۀ حبّ خویش می‌سازند، #مقام_امام را چنین بیان می‌دارند که خودِ ولایت است. دقت بفرمائید: 🔻"فَهِيَ‏ عِصْمَةٌ وَ «وَلَايَة»"🔺 (📚بحار الأنوار، ط - بيروت، ج‏25، ص: 170) ✅ اینجا جایِ اعتکاف است! ان شا الله که مراتب این مطالب، یک به یک با دلِ خوانندگان عزیز، شیفتگان حقیقت، یگانه شده باشد. 🔸 اگر تصوّر کوچکترین دوئیت بین حقّ تعالی و ولیّ او هنوز جولان بدهد، پذیرش این معارف محال است. مگر اینکه متوجه نباشیم چه مطالبی بیان میشود! پیشتر در #ﺑﯿﺎﻥ_چهاردهم_حقیقة_الولایة "مِن دون الله" نبودن حضرات آل الله علیهم السلام بیان شد. (رجوع شود به 👈 https://t.me/ehsannil1/111) (🔔 در آینده در مورد #من_دون_الله نبودنِ حضرات (علیهم السلام) به تفصیل خواهیم خواند) 🔸 و #سخن_یازدهم_حقیقة_التوحید در بیان روزی شد که خودیّت و نفسِ حقّ تعالی، حضرات آل الله علیهم السلام هستند. (رجوع شود به 👈 https://t.me/ehsannil1/271). بنابراین وقتی بیان میشود که باطنِ "الله"، حضرات آل الله (علیهم السلام) هستند. باطنی نیست که جدایِ از الله باشد. باطنِ الله، خودِ حقّ تعالی و خودیّت اوست که قرآن می‌فرماید: 🔻"هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ «الْباطِن»‏"🔺 (سورۀ حدید، آیۀ 3) دقت فرمودید؟ 🔻« #هو_الباطن »🔺 ؛ 👈 خودِ ذاتِ حقّ تعالی، همانطور که «الظاهر» است، «باطن» است. 🔅نه ظاهرش، دونِ خودش است و نه باطنش. نه اسم و رسمش غیر خودش است، و نه ذات و نفسَش. این معرفت اگر نوش جان شد، فرمایش حضرت مولی المَوالی، امیرالمؤمنین، علی بن ابیطالب (علیه السّلام) بایستی به جانْ دمساز و یگانه گردد که مولایمان می‌فرمایند: 🔻 "انا المَعْنیٰ الذّی لا یَقَعُ علیه اسمٌ و لا شِبهٌ"🔺 🔹منم معنایی که نه اسم بر آن واقع می‌شود و نه شِبه و تصوّری. (📚 مشارق الأنوار و الیقین، ص ۲۶۹) 🌸 نتیجۀ اوّل از کلام مولی (علیه السّلام): خدا روزی کرده است و می‌دانیم که حضرات آل الله علیهم السّلام "#اسماء_الحسنی" و "#صفات_الله_العلیاء" و "مَثَلُ الاعلیٰ"یِ خداوند هستند. 🔸آیا مقام ایشان تنها مقامِ اسم و صفت و مَثَل و فعل و اثر است؟! (و در تعیّنِ اسم و صفت و مَثَل و فعل و اثر هم ماندیم!) 🔹خیر! به اینجا متوقّف نشو که؛ 💠 عجَزَ الْوَاصِفُونَ عَنْ كُنْهِ صِفَتِه وَ لَا يُطِيقُونَ حَمْلَ مَعْرِفَةِ إِلَهِيَّتِهِ وَ لَا يَحُدُّونَ حُدُودَهُ لِأَنَّهُ بِالْكَيْفِيَّةِ لَا يُتَنَاهَى إِلَيْهِ. (📚 اصول کافی، ج ۱، ص ۱۳۷) 🔹

. 🔆 #حقیقة_التوحید 🔅#سخن_دوازدهم_حقیقة_التوحید : ┅─┅─═✾🔅✾═─┅─┅ https://www.facebook.com/ehsan.nilforoushzadeh #ولایت_باطن_تمام_اسماء_الهی 🔷 در بخش‌های قبل بحمد الله روزی شد و دانستیم که خودِ خود، «ولایت» است. یعنی آن باطنی که باطنِ تمام بواطن است، ولایت است. ولایت، از جانِ شیء به او نزدیکتر است. و همین است که معاند از جان خود می‌تواند بگذرد و به جهاد هم می‌رود، ولی قبول ولایت برایش ثقیل است. 🔹و برای نشان دادن ولایت، اشاره‌ای به توحید افعالی شد و عرض شد که توحید در تمام افعال، حاکم است و توحید، ظاهرِ ولایت است. 🔹سپس دعای اعرابی بیان شد که از خداوند، عزّتی می‌خواست به "عزّتِ عزّت خدا" که این باطن الباطن، ولایت است که به میدانِ عزّت آمده است. 🔹و نیز بیان آیۀ 🔻"انّنی أنا اللهُ لا اله الّا أنا"🔺(سورۀ طه، آیۀ 14) روزیمان شد و تذکّری به ظرافت "انّنی انا الله" (مَن منم الله) شد. که ان شاء الله طالبین حقیقت، اشارات را به جان گرفته‌اند. 🔹سپس در مورد معرفت به شخصی که حاضر است، چند کلمه صحبت شد تا بیابیم که حضرات آل الله (علیهم السّلام) "مِن دون الله" نبوده و خودیّتی جدا از خدا ندارند و شناخت ایشان، دقیقاً و عیناً وشخصاً شناخت حقّ تعالی است و معرفت و شناخت خدا فقط و فقط به ایشان است. در این بیان، ان شا الله قدری پیشتر می‌رویم. به دلْ همراه باشید ... 🍃 در کلیّات مفاتیح الجنان دعایی هست به نام دعای "عَدیله". در این دعا می‌خوانیم: 💠 كانَ قَوِيّاً قَبْلَ وُجُودِ الْقُدْرَةِ وَ الْقُوَّةِ وَ كَانَ عَلِيماً قَبْلَ إِيجَادِ الْعِلْمِ وَ الْعِلَّةِ. 🔹ذات باریتعالی قوی است پيش از وجودِ قدرت و قوّت. و بسیار عالم است پيش از ایجاد علم و علّت. ⬅️ كانَ عَلِيماً قَبْلَ إِيجَادِ الْعِلْمِ وَ الْعِلَّةِ : 🔹به لطف خدا در مورد اسم و معنا قبلاً کمی صحبت شد. (به عنوان نمونه می‌توانید رجوع کنید به #ﺑﯿﺎﻥ_هجدهم_حقیقة_الولایة 👈 https://t.me/ehsannil1/141) به بیانی؛ عالَم معنا، حقیقتِ عالَم اسماء است. هر اسمی، معنایی دارد که با آوردن اسم، آن معنا تداعی شده یا به دنبال می‌آید. 🔹در عالم نور؛ #اسم_و_معنا جدا از هم نیستند. اما [در بیان و تحلیل] «معنا»، پیش از اسم است. (رجوع شود به مطلب #اسماء_توقیفی 👈 https://t.me/ehsannil1/186) 🔸"ایجاد" کار خداست. اما آن کدام نقطه است که ایجاد علم را رقم می‌زند؟ که هنوز نه علمی ایجاد شده است و نه علّتی، در حالی که علّت هم در همان "ایجاد" قرار دارد؟ 🔷 در بیان و تحلیل و برای تفهیم عرض می‌کنم تا ان شا الله گام اوّلِ تفهیم، محکم شود: 🔹همۀ مخلوقات در #علم_حضوری حضرت حقّ هستند ولی آنجا که هیچ موجودی حقیقتاً (و نه اعتباراً و نه عنواناً) وجود ندارد و به بیان ساده خداست برای خودش، عنوان علم، معنا ندارد نه اینکه او علم ندارد. 🔹علم، ذات باریتعالی است که فرمودند: 💠 الْعِلْمُ ذَاتُهُ وَ لَا مَعْلُومَ (📚 الکافی، ج ۱، ص ۱۰۷) 👈 #علم با «عنوان» و «تعیّنِ» "عــلـــم" وجود ندارد و بلکه به حقیقت علم هست. 🔹"كَانَ «عَلِيماً» قَبْلَ إِيجَادِ الْعِلْمِ وَ الْعِلَّةِ"؛ یعنی #علیم است در ذات (ذاتاً علیم است) و نه به عنوان "عَلیم" در عالَم اسماء. که حتی وقتی در روایت می‌فرمایند 🔻"الْعِلْمُ ذَاتُهُ وَ لَا مَعْلُومَ"🔺 این مطلب باز در عالَم اسماء است و در ذات، اصلاً عنوان "علم" نیست. و اصلاً در ذات، «عنوان» نیست. ☘️ باز تصوّر نکنیم که از فقدان در نداریِ عنوان است! بلکه از ملئیت، عنوانی مانند عناوینِ عالم حدود ندارد که گفته میشود اصلاً عنوان نیست. 🔷 کمی جلوتر برویم: حضرت علیّ بن موسی الرّضا (علیهما السّلام) در مورد حقّ تعالی می‌فرمایند: 💠 عالِمٌ إِذْ لَا مَعْلُومَ وَ خَالِقٌ إِذْ لَا مَخْلُوقَ وَ رَبٌّ إِذْ لَا مَرْبُوبَ وَ إِلَهٌ إِذْ لَا مَأْلُوهَ. 🔹او عالم است، هنگامی که معلومی نیست. و خالق است هنگامی که مخلوقی نیست. و ربّ است هنگامی که تربیت شده‌ای نیست و "اله" است هنگامی که شیفته‌ای(مَألوه) نیست. (📚 التّوحيد للصّدوق، ص: ۵۶) 🔹نه اینکه در ذات اقدس الهی، عنوانِ "عالم" هست و معلوم نیست. خیر! اصلاً عنوان نیست. او عالم است به حقیقت علم. خالق است به حقیقت خلق. اله است به حقیقت اله و هر اسم دیگرش چنین است. اینجا جای تذکّر است! به یاد آورید که پیشتر توضیح داده شد که "الله" اسمی است که مستجمعِ جمیع اسماء و صفات کمالیه حقّ تعالی است. و بیان شد که "ولیّ"، حقیقت و باطن "الله" است. پس به همین قوّت؛ 👈 "ولایت"، باطن و حقیقتِ تمام اسماء الهی است. 🔹

🔹 👈🏻 پس شناخت خدا فقط و فقط به خودش است که مطلقِ حضور است. 💠 فعَرَفُوهُ بِهِ وَ لَمْ يَعْرِفُوهُ بِغَيْرِهِ. 🔷 پس اینکه حضرات آل الله (علیهم السّلام) می‌فرمایند: 💠 بــِنا عُرف الله. 🔹خداوند [فقط و فقط] به ما شناخته شد. (📚 بصائر الدّرجات، ج۱، ص: ۶۴) 🔹و در فرمایش ایشان "حصر" آمده است (یعنی مقدّم شدنِ "بِنا" بر فعلِ "عُرِفِ"، این معنا را می‌دهد که؛ فقط و فقط خدا به ما آل الله علیهم السلام شناخته می‌شود) و در ضمن فرموده‌اند: 💠 لوْلَانَا مَا عُرِفَ اللَّه. 🔹اگر ما نبودیم ، خدا شناخته نمی‌شد. (📚 بصائر الدّرجات، ج۱، ص۶۱) 👈🏻 شناخت حقّ تعالی به آل الله (علیهم السّلآم) است و بس. (رجوع شود به #ﺑﯿﺎﻥ_دوم_حقیقة_الولایة 👈 https://t.me/ehsannil1/66) 🔹این شناخت، توسّط چیزی بیرون از خدا نیست. 👈🏻"بــِنا عُرف الله" (خدا به ما شناخته شد) اشاره به این دارد که حضرات آل الله (علیهم السّلام) خودیّتی بیرون از خدا ندارند و این مهمّ همان است که در زیارت حضرت مولی علی (علیه السّلام) معروف به زیارت صفوان جمّال آمده است: ♦️ السَّلَامُ عَلَى نَفْسِ اللَّهِ تَعَالَى♦️ سلام بر خودِ خدایِ تعالی. (📚 بحار الأنوار، ج ۹۷، ص: ۳۳۱) و در احادیث دیگر از حضرت مولی امیرالمؤمنین علی علیه السلام به "نفس الله" یاد شده است. مثلاً حضرت رسول اکرم صلّی الله علیه و آله وقتی نامهای حضرت مولی (ع) نزد اقوام مختلف را بیان می‌نمایند، نهایتاً می‌فرمایند: 👈🔻"هُوَ جَنْبُ اللَّهِ وَ «نَفْسُ اللَّهِ» وَ يَمِينُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ"🔺 (📚الفضائل -لابن شاذان القمي، ص: 175) 🔷 حضرت امام جعفر صادق (علیه السّلام) می‌فرمایند: 💠 إنَّ أَمْرَنَا هُوَ الْحَقُّ وَ حَقُّ الْحَقِّ وَ هُوَ الظَّاهِرُ وَ بَاطِنُ الْبَاطِنِ وَ هُوَ السِّرُّ وَ سِرُّ السِّرِّ وَ سِرُّ الْمُسْتَسِرِّ وَ سِرٌّ مُقَنَّعٌ بِالسِّرِّ. 🔹همانا امر همان حقّ است و حقِّ حقّ است و او ظاهر است و باطنِ باطن است و او سرّ است و سرِّ سرّ است و سرّ پنهان است و سرّ پوشیده شده به سرّ است. (📚 بصائر الدّرجات، ج ۱، ص: ۲۹) 🔸وقتی حجابی بر روی چیزی باشد، مجال برای کنار رفتن حجاب هست، اما چیزی که حجابش هم خودش باشد، و خودیّتش، سرّش باشد، هیچگاه از سرّ بودن ساقط نمی‌شود. 🔹آن غیب، نهایت غیب است که به شدّت ظهور و شهود باشد و همه غرقۀ در آن باشند و جانشان آن باشد و به این خصوصیّت که غرق اویند، او را در عین یافتن، نیابند. 🔹ولایت و خدا و حضرات آل الله (علیهم السّلام) یک حقیقت‌ و یک وجودند که فرمودند : 👈♦️"هُوَ نَفْسُهُ وَ نَفْسُهُ هُوَ"♦️ خداوند، نفسش است و نفسش، اوست. (📚الكافي، ط - الإسلامية، ج‏1، ص: 113) و حضورِ مطلقۀ حقّ تعالی که جان و حیاتِ هر شیئی است، از ولیّ مطلقۀ اوست. و اینچنین است که: 💠 هوَ حَيَاةُ كُلِّ شَيْءٍ وَ نُورُ كُلِّ شَيْءٍ. 🔹او حیات هر چیزی است و نور هر چیزی است. (📚 الكافي، ج ۱، ص: ۱۲۹) 🔹این حضور، همان است که شیئیّت هر شیء است که در وصف حضرت حقّ فرمودند: 💠 أنَّهُ شَيْءٌ بِحَقِيقَةِ الشَّيْئِيَّةِ. (📚 الكافي، ج ۱، ص: ۸۰) و این است که اقرار به ولایتِ حضرات آل الله علیهم السلام، دقیقاً و عیناً و شخصاً تمام وحدانیّت حقّ تعالی است. که در دعای نماز عید غدیر در وصف و شهادت به حضرت مولی امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می‌خوانیم: 🔻"وَ الْإِقْرَارَ بِوَلَايَتِهِ تَمَامَ وَحْدَانِيَّتَكَ"🔺 و اقرار به ولایتِ علی علیه السلام تمام وحدانیّت توست (خداست). (📚المصباح للكفعمي ، ص: 682) الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَ الْحَمْدَ ... طَرِيقاً مِنْ طُرُقِ الِاعْتِرَافِ بِلَاهُوتِيَّتِهِ وَ صَمَدَانِيَّتِهِ وَ فَرْدَانِيَّتِهِ. (📚الدروع الواقية، ص: 176) #ﭘﺎﯾﺎﻥ_سخن_یازدهم_حقیقة_التوحید 🖊 #احسان_الله_نیلفروش_زاده ─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ 🆔 @ehsannil ✍️ 🆔 @ehsannil1 کانال معرفة الحق 🆔 @ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة 🆔 instagram.com/ehsan_nil 🦋 ‎‌‌‌‌‌‎─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ .

. 🔆 #حقیقة_التوحید 🔅#سخن_یازدهم_حقیقة_التوحید : ┅─┅─═✾🔅✾═─┅─┅ https://www.facebook.com/ehsan.nilforoushzadeh 🔷 برای معرّفی یک حقیقت، اوّل امری بدیهی را نزد اشخاص نشان می‌دهند و بعد می‌گویند آن بدیهی، حقیقتش چنین است. 🔹به عنوان مثال؛ در هنگام ظهور حضرت بقیة الله (روحی و ارواح العالمین لتراب مَقدمه الفداء)، حضرت (ع) پشت به کعبه کرده و می‌فرمایند: [خلاصهء روایت] 💠 يا مَعْشَرَ الْخَلَائِقِ أَلَا وَ مَنْ أَرَادَ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى آدَمَ وَ شَيْثٍ، «فَهَا أَنَا ذَا آدَمُ وَ شَيْثٌ» ...أَلَا وَ مَنْ أَرَادَ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى الْأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ ع، «فَهَا أَنَا ذَا الْأَئِمَّةُ ع». " 🔹[خلاصۀ ترجمه] اگر می‌خواهید حضرات آدم (علی نبیِّنا و آله و علیه السّلام) و شیث (ع) و ... تا حضرت محمّد (صلّی الله علیه و آله) و حضرت امیرالمؤمنین (علیه السّلام) و حضرت امام حسن (علیه السّلام) و حضرت امام حسین (علیه السّلآم) و سایر ائّمه (علیهم السّلام) را ببینید، پس این من هستم که ایشانم ("فَهَا أَنَا ذَا آدَمُ و...") (📚 مختصرُ البصائر، ص: ۴۴۳) 💠 "فهَا أَنَا ذَا" »» یعنی مثلاً حضرت آدم (علیه السلام) که آنجاست و من که اینجا هستم، من اویم (که البته این آنجایی و اینجایی در واقع وجود ندارد و حقیقت، یک چیز است). 🔹یعنی اول «امر بدیهی» را نشان می‌دهند و بعد به حقیقت امر اشاره می‌فرمایند که من هستم. این یک مثال. 🔷 مثال دیگر ؛ وقتی حضرت یوسف (علی نبیِّنا و آله و علیه السّلام) خود را برای برادرانش معرفی نمود، آنها گفتند: 💎 أإِنَّكَ لَأَنْتَ يُوسُف؟! 🔹آیا واقعاً «تو» همان یوسفی؟! (سورۀ حضرت یوسف علیه السلام، آیۀ ۹۰) 🔹اوّل چیزی را که حاضر بود، و در نزدشان بود، گفتند؛ یعنی 🔻"إِنَّكَ لَأَنْتَ"🔺 (تو) و بعد نام "یوسف" (علیه السلام) که نامِ آن شخصِ حقیقی که دنبالش بودند را بیان کردند. 🔷 از حضرت امام جعفر صادق (علیه السّلام) سؤال شد که راه «توحید» چگونه است؟ حضرت (ع) پاسخ فرمودند: 💠إنَّ مَعْرِفَةَ عَيْنِ الشَّاهِدِ قَبْلَ صِفَتِهِ وَ مَعْرِفَةَ صِفَةِ الْغَائِبِ قَبْلَ عَيْنِهِ. 🔹به تحقيق، شناخت فرد حاضر، پيش از پرداختن به صفات او است. و شناختنِ اوصاف فرد غائب، پيش از ديدن او مى‌باشد. 🔹قيلَ: وَ كَيْفَ نَعْرِف عَيْنَ الشَّاهِدِ قَبْلَ صِفَتِهِ؟ پرسيدند: چگونه به فرد حاضر پيش از صفات او شناخت پيدا كنيم؟ 💠 قالَ (علیه السّلام): تَعْرِفُهُ وَ تَعْلَمُ عِلْمَهُ وَ تَعْرِفُ نَفْسَكَ بِهِ وَ لَا تَعْرِفُ نَفْسَكَ بِنَفْسِكَ مِنْ نَفْسِكَ وَ تَعْلَمُ أَنَّ مَا فِيهِ لَهُ وَ بِهِ كَمَا قَالُوا لِيُوسُفَ إِنَّكَ لَأَنْتَ يُوسُفُ قالَ أَنَا يُوسُفُ وَ هذا أَخِي «فَعَــرَفُـــوهُ بِـــهِ وَ لَــــمْ يَعْرِفُـــوهُ بِغَيْــــرِهِ» وَ لَا أَثــْبـَـتُــوهُ مِنْ أَنْفُسِهِمْ بِتَوَهُّمِ الْقُلُوبِ أَ مَا تَرَى اللَّهَ يَقُولُ ما كانَ لَكُمْ أَنْ تُنْبِتُوا شَجَرَها يَقُولُ لَيْسَ لَكُمْ أَنْ تَنْصِبُوا إِمَاماً مِنْ قِبَلِ أَنْفُسِكُمْ تُسَمُّونَهُ مُحِقّاً بِهَوَى أَنْفُسِكُمْ وَ إِرَادَتِكُمْ. 🔹فرمود: بدان شناخت دارى و از دانش آن باخبر مى‌شوى، و توسّط آن به نفس خود معرفت مى‌يابى، نه توسّط خود و از جانب خودت. و به اين نكته پى خواهى برد كه آنچه در تو مى‌باشد از براى او و به خاطر خود اوست. 🔹همان طور كه برادران حضرت يوسف (عليه السّلام) به او گفتند: 💎 إنَّكَ لَأَنْتَ يُوسُفُ قالَ أَنَا يُوسُفُ وَ هذا أَخِي. «آيا راستى «تو» يوسفى؟ گفت: من يوسفم و اين برادر من است» 🔹پس «او را توسّط خودِ او شناختند نه بوسيلۀ ديگرى»، و نه توسّط خيالات قلبى و بافته‌هاى ذهنى خود. 🔹آيا سخن خداوند را درک كرده‌اى كه مي‌فرمايد: 💎 ما كانَ لَكُمْ أَنْ تُنْبِتُوا شَجَرَها. «شما را نرسد درختش را برويانيد» (سورۀ نمل، آیۀ ۶۰) 👈🏻 اشاره می‌فرمايد كه شما حقّ نداريد از پيش خود امــــام انتخاب كنيد و با ميل و خواسته‌تان او را بر حقّ بناميد. (📚 تحَف العقول، ص: ۳۲۷) 🔔 در این عبارات حدیث دقیق شوید: 💠إنَّ مَعْرِفَةَ عَيْنِ الشَّاهِدِ قَبْلَ صِفَتِهِ وَ مَعْرِفَةَ صِفَةِ الْغَائِبِ قَبْلَ عَيْنِه. 💠 إنَّكَ لَأَنْتَ يُوسُف؟! 💠 فعَرَفُوهُ بِهِ وَ لَمْ يَعْرِفُوهُ بِغَيْرِهِ. 👈🏻 شناخت کسی که حاضر است، به خودش است. 🔸سؤال می‌کنم که آیا خداوند حاضر است یا غایب؟! 🔹صد البتّه که خداوند حاضر است که اصلاً مطلقِ حضور، اوست و نامِ او، "حاضر" است ("يَا حَاضِر" / 📚مصباح المتهجد، ج‏2، ص: 810). حضور مطلقه و مطلقِ حضور، حقّ تعالی است و ماسوای خداوند، هالک و فانی و نفسِ نیستی‌اند. 🔹

🔹 ♦️ این مطلب همان است که در حدیث بسیار زیبا و پر نکتۀ از حضرت امام صادق (علیه السّلام) آمده است: 💠 انَّ اللهَ اختَرَعَنی مِن ذاتِهِ وَ اَنَا غَیرُ مُنفَصِلٍ عَنهُ إذ نُورُ الشَّمسِ غَیرُ مُنفَصِلٍ عَنها 💠 ثمَّ نادانِی بِی، وَ خَاطَبَنی مِنّی، ثمَّ قال لی: مَن أنَا مِنکَ، وَ مَن أنتَ مِنّی؟ 💠 فأَجَبتُ بِلِطافَتی: أنتَ کُلِّی و أصلی، مِنکُ ظَهَرتُ و فِیَّ أشرَقتَ. أنَا کَلِمَتُکَ الأزَلیَّةُ، وَ فِطرَتُکَ الذّاتِیَّةُ. 🔹خداوند مرا از ذات خود اختراع کرد و حال این که من از او جدا نیستم؛ زیرا که نور خورشید از او جدا نیست. 🔹سپس مرا به من ندا فرمود و مرا از من خطاب کرد، و سپس به من فرمود: من از تو کیستم؟ و تو از من کیستی؟ 🔹پس به لطافتم جواب دادم که تو، کُلّ من و اصل من هستی. از تو ظاهر شده‌ام و در من اشراق کرده‌ای. من کلمهء ازلی تو و فطرت ذاتی توام. (📚نوائب الدهور – مرحوم میرجهانی – جلد 3 ص 296) 🍀 عبارات این حدیث شریف بسیار جای تأمّل دارد که حضرت (علیه السّلام) در باطن الله به خودشان اشاره می‌فرمایند و در دنباله هم می‌فرمایند: 💠 أنَا کَلِمَتُکَ الأزَلیَّةُ، وَ فِطرَتُکَ الذّاتِیَّةُ 🔹من کلمۀ ازلی تو و فطرت ذاتی توام. 🔷 و در نهایت حدیث می‌فرمایند: 💠 أنتَ مِنِّی باطِنٌ، وأنَا مِنکَ ناطِقٌ. 🔹تو از من باطن هستی و من از تو ناطق هستم. 🌱 و در همین حدیث می‌فرمایند: 💠 منِ اتَّصَلَ بی وَصَفَنی عِزّتک. 🔹یعنی کسی که به منِ امام صادق (علیه السّلآم)، تویِ حقّ تعالی را وصف کند، مرا وصف کرده است به عزّت تو. 🔷 حروف و کلمات و عبارات مولایمان حضرت صادق (علیه السّلام) پر از نِکات و لطائف و معارف است که به لطف خدا در جای دیگری، گدایانِ فهمش خواهیم بود. امّا عجالتاً کُلیّت حدیث را یافته باشیم که حضرات آل الله (علیهم السّلام) را جدای از خدا ندانیم و در ضمن باطنُ البواطن ولایت خداست. 🔷 این عبارت، فهم عبارت اعرابی را نیز آسان می کند که؛ 💠 يا عَزِيزاً فِي عِزِّكَ! فَلَا أَعَزَّ مِنْكَ فِي عِزِّكَ، أَعِزَّنِي بِعِزِّ عِزِّكَ فِي عِزٍّ لَا يَعْلَمُ أَحَدٌ كَيْفَ هُوَ. 👈🏻 اعرابی به عزّتِ عزّتِ خدا اشاره می کند. آنجا که هر چیزی از آن معنا می‌یابد. 🌿 اشارۀ زیر لازم به نظر می‌رسد: داستان حضرت موسی (علی نبیِّنا و آله و علیه السّلام) را به یاد آوریم که درختی در وادی اَیْمَن به موسی (علیه السلام) اینگونه می‌فرماید: 💎 «إِنَّــَـنـــي» «أَنَا» اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدْني وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْري 🔹به درستی که مَن مَنم "الله" که الهی جز من نیست، پس مرا پرستش کن و برای یادم نماز برپا دار. (سورۀ طه، آیۀ ۱۴) ❗️ان شاء الله که با دقّت آیه را خوانده باشیم! 🔹فرمود: «إِنَّــَـنـــي» «أَنَا» اللَّهُ" و نفرمود: "انّی الله" یا "انّ اَنا الله" !! ان شاء الله که اشارات شما را به فکر فرو برده باشد! 🔸خداوند به کجا اشاره می‌فرماید؟! 🔹عبارات اعرابی را دقّت فرمودید؟! 💠 "يا عَزِيزاً فِي عِزِّكَ...أَعِزَّنِي بِعِزِّ عِزِّكَ" 👈🏻 نفرمود "اعزّنی بعزّک"! بلکه "أَعِزَّنِي بِعِزِّ عِزِّكَ" که عرض کردم همان ولایت است که هر عزّتی از آن عزّت است و بطن عزّت است. 🔷 حالا اشارۀ آیه را دقّت فرمودید؟! 🔻"«إِنَّــَـنـــي» «أَنَا» اللَّهُ"🔺 به درستی مَن، مَنم "الله". 🔹"«إِنَّــَـنـــي»" اشاره به مقام ولیّ و ولایت مطلقه است که در دل "«أَنَا» اللَّهُ" قرار دارد و اشاره می‌فرماید که باطن الوهیّت، ولایت است. ✅ اشاره : ابتدا ضمیر متصّلِ «ی»، سپس ضمیر منفصلِ «أنا»! 🔷 حضرت مولی امیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) می‌فرمایند: 💠 أنا مُكلِّمُ موسى مِن الشّجرة. 🔹منم سخنگوی با موسی از درخت. (📚 مشارق الأنوار، ص: ۳۴۷) 🔹آنچنان در هویدا بودنْ پنهان است و آنچنان در پنهان بودنْ هویداست که تحیّر را برای هر قومی رقم زده است. الْحَمْدُ لِلَّهِ عَظِيمِ الْحَمْدِ، عَظِيمِ الْعِزَّةِ، عَظِيمِ الْكِبْرِيَاءِ، عَظِيمِ الشَّأْنِ، عَظِيمِ الْأَمْرِ، تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ. (📚الدروع الواقية، ص: 176) #ﭘﺎﯾﺎﻥ_سخن_دهم_حقیقة_التوحید 🖊 #احسان_الله_نیلفروش_زاده ─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ 🆔 @ehsannil ✍️ 🆔 @ehsannil1 کانال معرفة الحق 🆔 @ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة 🆔 instagram.com/ehsan_nil 🦋 ‎‌‌‌‌‌‎─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ .

. 🔆 #حقیقة_التوحید 🔅#سخن_دهم_حقیقة_التوحید : ┅─┅─═✾🔅✾═─┅─┅ https://www.facebook.com/ehsan.nilforoushzadeh 🍃بحمد الله در بخشهای قبل در مورد ولایت (به عنوان باطن توحید)، چند کلمه خواندیم که ولایت، شیئیّت هر شیء است. و اشاره‌ای شد که توحید افعالی چیست. إن شاء الله در این بخش بیشتر به روایات و آیات اشاره می‌شود و برای رعایت بعضی از خوانندگان، مطلب، تلویحاً بیان می‌گردد. 🔷 در روایتی طولانی که در امالی مرحوم شیخ صدوق (رحمة الله علیه) صفحۀ ۴۶۷ آمده است؛ حضرت مولی امیرالمؤمنین (علیه السّلام) مرد عربی را درمسجد الحرام مشاهده می‌فرمایند که در سه شب دعاهایی می‌گوید! یک شب پردۀ کعبه را گرفته و دعا می‌کند. شب بعد رُکن را چسبیده اینگونه دعا می‌کند: 💠 يا عَزِيزاً فِي عِزِّكَ! فَلَا أَعَزَّ مِنْكَ فِي عِزِّكَ، أَعِزَّنِي بِعِزِّ عِزِّكَ فِي عِزٍّ لَا يَعْلَمُ أَحَدٌ كَيْفَ هُوَ 💠 أتَوَجَّهُ إِلَيْكَ وَ أَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ (ص) عَلَيْكَ أَعْطِنِي مَا لَا يُعْطِينِي أَحَدٌ غَيْرُكَ 💠 و اصْرِفْ عَنِّي مَا لَا يَصْرِفُهُ أَحَدٌ غَيْرُك 🔹اى عزيز در عزّ خود! كه از تو عزيزتر در عزّت تو نيست. مرا به عزّتِ عزّت خودت، عزیز کن درعزّتی كه احدی نداند چگونه است 🔹به تو رو كردم و به سوی تو توسّل جستم. به حق محمّد و آل محمّد (صلوات الله علیهم اجمعین) بر تو، به من عطا کن آنچه احدی غیر تو به من ندهد 🔹و از من برگردان آنچه احدی غیر تو برنگرداند. ☘️ حضرت مولی (علیه السّلام) با شنیدن دعای عرب، می‌فرمایند: ♦️ و اللَّهِ الاسْمُ الْأَكْبَر♦️ 🔹به خدا قسم، اسم اکبر بود [که جاری کرد]. 🔔 عبارت دعای اعرابی بسیار جای تأمّل دارد: 💠"يَا عَزِيزاً فِي عِزِّكَ" ای عزیز در عزتت. 💠"أَعِزَّنِي بِعِزِّ عِزِّكَ" عزیز کن مرا به عزّتِ عزّتت. 🔸کدام عزّت؟ 🔹"عِزٍّ لَا يَعْلَمُ أَحَدٌ كَيْفَ هُوَ" عزّتی که احدی نداند چگونه است. "بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَيْكَ". 🔹دقّت می‌خواهد که "يَا عَزِيزاً فِي عِزِّكَ" به عزّتی در درون عزّت اشاره می‌فرماید که در "بِعِزِّ عِزِّكَ" باز به همان جا اشاره می‌فرماید که لطیفه دارد که خداوند کسی نیست که چون در عزّ است، عزیز است (یعنی عزّت عارض بر او نیست). بلکه کسی است که در عزّتش عزیز است (یعنی عزّت از او معنی پیدا می‌کند). 🔸اعرابی به کجا اشاره می‌کند که حضرت مولی (علیه السّلام) می‌فرمایند #اسم_اعظم را یاد کرده است؟ ☘️ اولاً#اسم_اعظم ، [به حسب ظاهر] اسم عجیب و غریبی نیست که کسی نداند. حضرت رسول اکرم صلّی الله علیه و آله در مورد اسم اعظم می‌فرمایند: 🔻"كُلُّ اسمٍ مِن أسماءِ اللّه‏ِ، فَفَرِّغ قَلبَكَ عَن كُلِّ ما سِواهُ، وَادعُهُ بِأَيِّ اسمٍ شِئتَ، فَلَيسَ فِي الحَقيقَةِ للّه‏ِِ اسمٌ دونَ اسمٍ بَل هُوَ الواحِدُ القَهّارُ"🔺 🔹 هر نامى از نام‏هاى خدا [اسم اعظم است]. پس، قلبت را از هر آنچه جز اوست، خالى گردان و به هر نامى كه خواستى، او را بخوان. چرا كه در حقيقت، برای خداوند،اسمی دونِ اسم دیگر نیست، بلكه او يگانه چيره است. (📚مستدرك الوسائل، ج‏5، ص: 272) 🌸 کسی اسم اعظم را می‌داند که باطن اسم اعظم یعنی مسمّی در نزدش حاضر باشد. 👈 اعرابی به مقام ولایت اشاره کرده است که ولایت، باطن البواطن است. باطن هر چیزی ولایت است. "الله" هم اسمی است که مُستجمعِ جمیع صفات کمالیه است و باطن آن، ولایت اوست. 🔷 با این توضیح بقیه مطلب را دقّت بفرمایید: 🔹نهایتاً شب سوّم بعد از دعای اعرابی، حضرت مولی (علیه السّلام) نزد او رفته و از آنچه که خواسته بود، خبر دادند و فرمودند؛ آنچه خواستی به تو داده شد. 🔸اعرابی پرسید: "مَن انتَ؟" تو کیستی؟! 🔹حضرت فرمودند: " أَنَا عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِب(ع)" 🔹اعرابی عرض کرد: "أَنْتَ وَ اللَّهِ بُغْيَتِي وَ بِكَ أَنْزَلْتُ حَاجَتِي" تو به خدا قسم مطلوب من هستی و حاجات من به تو نازل شده است. 🔸اعرابی که بود؟! 🔹همان که مولی فرمودند؛ اسم اعظم را می‌گوید. پس مسمّی نزدش حاضر بوده است. 👈 "بُغْيَتِي" یعنی مطلوب من هستی نه که مطلوب من شُدی یعنی از اوّل هم تو را می‌خواستم و اصلاً خواسته‌ام تو بودی. 🔹و چنین کسی (با چنین معرفت والایی) که به فرمایش مولی امیرالمؤمنین علی(علیه السّلام) اسم اعظم را می‌دانسته، دقّت بفرمایید به کجا اشاره میکند: 💠 "«بِـــكَ» أَنْزَلْتُ حَاجَتِي" 🔹یعنی در "الله"، مولی امیرالمؤمنین (علیه السّلام) را می‌بیند و اشاره به ایشان می‌کند. 🔹

. ┅─┅─═✾✅✾═─┅─┅ 💠 تذکّری در مورد مطالعۀ مطالب معرفتی؛ بایستی هر لقمۀ نوری به درستی نوش جان شده باشد، تا پذیراییِ بعدی باعث ثقالت نگردد. بنابراین از خوانندگان عزیز خواهش می‌کنم قوُتِ معرفتی قبل را به درستی نوش جان کرده باشند تا بر سفرۀ تازه به تازۀ نور، گوارایِ معرفت را دریافت نمایند. 🍃 اگر چنانچه در تبیین و تحقّق معارف در این کانال تسریع میشود، بیشتر برای این است که برای بیان لطائف و دقائق در #کانال_الالطائف_الالهیة نیازمند مبنایِ معرفتی هستیم. و در عین حال؛ عزیزانی، منتظر نشر لطائف هستند. ان شا الله دوستان عزیز، خوانندگان محترم به جان و دلْ، مبانی را دمساز کنند و گامهایِ معرفتی را مستحکم. که اگر سر رشتۀ معرفت [به عنایتِ حضرات آل الله علیهم السلام]، در دستان طالب قرار گیرد، دریافت نفحاتِ الهی [به لطف و قوّتِ حضرتشان] میسور است. بنابراین ان شا الله جرعه جرعه این بیانات را به کام دل نوش کنیم ... 🖊 #احسان_الله_نیلفروش_زاده ─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ 🆔 @ehsannil ✍️ 🆔 @ehsannil1 کانال معرفة الحق 🆔 @ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة 🆔 instagram.com/ehsan_nil 🦋 ‎‌‌‌‌‌‎─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ .

. 🔶 چند کلمه بیشتر، مناسب مَنظر خوانندگانی خاصّ : 🌿 به لطف خدا در #ﺑﯿﺎﻥ_بیستم_حقیقة_الولایة بیان و اثبات شد که همۀ ماسوی الله به خودی خود فانی هستند و آنچه باقی است وجه ربّ است و آنچه که باعث مسئلت کردن اشیاء از وجه ربّ است، وجود و حضور خدا به شأن است. یعنی شأن است که هر ذره‌ای را به سؤال کردن از وجه ربّ می‌کشاند. 👈 و شأن الهی، کثرتِ نوری حقّ تعالی است. 🌸 در تحلیل و برای فهم بهتر اینطور بیان می‌شود: موجودات، "ممکن الوجود" هستند و نه "ممکن". یعنی تحلیلاً میگوییم که مرکّب از ممکن بودن و وجود هستند. حیثیت "ممکن" بودنشان همان محدود بودن و تعیناتی است که برای اشیاء وجود دارد. و این ممکن بودن، في نفسِهِ فانی است (🔻"كلُّ مَنْ عَلَيهَا «فَانٍ»"🔺/ سورۀ الرحمن آیۀ 26). 🔅 امّا حضور خداوند در اشیاء بصورت شئونات حقّ، هم علّت ایجاد آن شیء است و هم علّت بقای آن. 💎 «كلُّ مَنْ عَلَيهَا فَانٍ» 💎 و يَبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الجْلَالِ وَ الْاكْرَامِ 💎 فبِأَىِّ ءَالَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ 💎 يــَسْئَلُهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ «كُلَّ يَوْمٍ هُوَ في شَأْن» 🔹هر آن كس كه بر روى زمين است فانی است. 🔹و تنها ذات با شكوه و ارجمند پروردگارت باقى است. 🔹پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‌كنيد؟ 🔹هر كه در آسمانها و زمين است، او را مى‌خواهد و او هر روز در شأنی ست. (سورۀ الرّحمن، آیات ۲۹-۲۶) 🍃 هر حسنه‌ای توسط هر کسی در عالم جاری شود، از شئونات حقّ در آن کس است. برای فهم بهتر اینطور تحلیلاً عرض می‌کنم که ؛ ☀️ حسنه از قِسم "وجود"ِ شخص ظهور می‌کند که آن وجود حقّ تعالی است (🔻«كُلَّ يَوْمٍ هُوَ في شَأْن»🔺) و در نتیجه 🔅"ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ"🔅 (هر خيرى به تو رسد از جانب خداست/ سورۀ نساء، آیۀ ۷۹). ◼️ و هر سیئه‌ای از هر کسی صورت بگیرد، از حیثیت "ممکن" بودن آن کس است. که حیثیت حدود و تعیناتش است و مربوط به خودیّت فرد است و در نتیجه ▪️"وَ مَا أَصَابَكَ مِن «سَيِّئَةٍ» فَمِن نَّفْسِكَ"▪️ (هر بدى به تو رسد از خود توست /سورۀ نساء، آیۀ ۷۹) 👈 پس مبدأ حسنات در هرکس، شئونات خدا در آن کس است و مبدأ سیئاتش خود فرد است. 🔔 بیان فوق را با توجّه به میزان دانسته‌ها و بیاناتی که تا بدینجا مطرح گردید، بیان شد. ان شا الله در خصوص شرّ و اشرار شرح مبسوطی در آینده در همین کانال خواهید خواند. 🖊 #احسان_الله_نیلفروش_زاده ─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ 🆔 @ehsannil ✍️ 🆔 @ehsannil1 کانال معرفة الحق 🆔 @ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة 🆔 instagram.com/ehsan_nil 🦋 ‎‌‌‌‌‌‎─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ .

🔹 🔷 بیشتر توضیح می‌دهم: 🔹اصل حسنات و خیرات حضرات آل الله (علیهم السّلام) هستند که ایشانند، حقیقتِ وجود، و می‌فرمایند: 💠 نحْنُ أَصْلُ كُلِّ خَيْر 🔹مائیم اصل تمام خیرها. (📚الكافي، ط - الإسلامية، ج‏8، ص: 242) 🔹و هر خیر و حسنه‌ای در عالم هویدا شود، چیزی از آن خیر است که در جامعۀ کبیره می‌خوانیم: 💠 إنْ ذُكِرَ الْخَيْرُ كُنْتُمْ أَوَّلَهُ وَ أَصْلَهُ وَ فَرْعَهُ وَ مَعْدِنَهُ وَ مَأْوَاهُ وَ مُنْتَهَاه. 🔹اگر یادِ خیری شود شما [آل الله علیهم السّلام] اوّل و اصل و فرع و معدن و مأوا و منتهای آن هستید. 🔹بنابراین حَسنه (خَیر) در سلسلۀ وجود که خدا و ولیّ خداست، می‌باشد. 🔸اما حقیقت سیّئه چیست که در سلسلۀ وجود نیست؟ 🔹سیّئه، عدمِ حسنه است. سیّئه، واحدِ عدمِ توجّه به مبدأ هستی است. 🍂 پس سیئه، حیثیت انقطاع از مبدأ دارد که گناهکار وجودش از مبدأ هستی (خداوند متعال) است امِا وَجهش به سوی خدا نیست. 🔷 حضرت علیّ بن موسی الرّضا (علیه السّلام) حدیث قدسی را بیان می‌فرمایند: 💠 يا ابْنَ آدَمَ! بِمَشِيَّتِي كُنْتَ أَنْتَ الَّذِي تَشَاءُ لِنَفْسِكَ مَا تَشَاءُ وَ بِقُوَّتِي أَدَّيْتَ إِلَيَّ فَرَائِضِي وَ بِنِعْمَتِي قَوِيتَ عَلَى مَعْصِيَتِي جَعَلْتُكَ سَمِيعاً بَصِيراً قَوِيّاً 💠 ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ وَ ذَلِكَ أَنَا أَوْلَى بِحَسَنَاتِكَ مِنْكَ وَ أَنْتَ أَوْلَى بِسَيِّئَاتِكَ مِنِّي 💠 و ذَلِكَ أَنِّي لَا أُسْأَلُ عَمَّا أَفْعَلُ وَ أَنْتُمْ تَسْأَلُون قَدْ نَظَمْتُ لَكَ كُلَّ شَيْءٍ تُرِيد 🔹اى فرزند آدم! به مشيّت من است آنچه که تو برای خودت می‌خواهى و به قوّت من واجبات(فرائض) را ادا می‌كنى و به نعمت من قوّت بر معصيت يافتى. من تو را شنوا و بينا و قوی قرار دادم. 🔹آنچه حسنه و عمل نيكو از تو صادر شود، از جانب خدا است و آنچه سيّئه و عمل بد از تو صادر شود، از جانب خودت است. از اين جهت كه من به حسنات تو سزاوارتر از تو هستم و تو به سيّئات خود سزاوارتر از من هستی. 🔹و آن من هستم که به آنچه می‌کنم، سؤال کرده نمی‌شوم و شما سؤال كرده می‌شويد. من برای شما هر چیزی را که می‌خواهید [از حسنه یا سیّئه] نظم دادم. (📚 التّوحيد - للصدوق، ص: ۳۳۸) پس؛ 👈 حسنه، اَوْلیٰ (سزاوارتر) به خداست و سیّئه، اَوْلیٰ به خود فرد. ☘️ "اَوْلیٰ" در عالم نور معنای مطلقِ «نسبت» را دارد. یعنی حسنه، مطلقاً منسوب به خداوند است. و سیّئه، مطلقاً منسوب به خود شخص است. 🔹پس اگر مشیّت خدا را دیدیم، هر کاری اعمّ از خیر یا شرّ، در صفحۀ مشیّت خداوند است و مَقضیّ اوست (مَقضی؛ یعنی قضا کرده شده). و آنگاه آیۀ قرآن را خواهیم یافت که فرمود: 💎 قلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِه 🔹بگو هر کس [چه خَیِّر و چه شَرور] بر اساس شاکله‌اش عمل می‌کند. (سورۀ اسراء، آیۀ ۸۴) 🔹پس می‌یابیم همانطور که هیچ امری از صفحۀ قضایِ الهی خارج نیست، پس سیّئه نیز مانند حسنه، مَقضیّ خداوند است (یعنی در قضای الهی هست) امّا دقت کنیم که مَرضیّ خداوند نیست (یعنی مورد رضایت او نیست). 🍃 اگر حقّ تعالی کسی را مجبور کند و یا به او قدرت ندهد و یا اصلاً از اینکه مبادا گناهی بکند، او را خلق نکند؛ این نشانۀ ضعف خداوند است و نشانۀ این است که سلطه‌اش محدود است و به این نقصیه (العیاذ بالله)، اصلاً سلطان نخواهد بود. پس اگر بیان میشود خدا انسانها را #مختار خلق کرده است، این سعۀ ولایت و سلطۀ خداوند را نشان میدهد. 🍃 پیشتر در مورد #جبر_و_اختیار صحبت شد. (رجوع شود به 👈 https://t.me/ehsannil1/152) 🌱 در #جبر ؛ دو طرف لحاظ میشود؛ یک طرف #جابر (کسی که مجبور می‌کند) و یک طرف #مجبور (کسی که مورد جبرِ جابر است). ✅ کسی که مجبور می‌کند، چون در طرف مقابل حضور ندارد و سلطه ندارد، باید فرد مقابلش را مجبور کند و مثلا ً فریاد بزند که فلان کار را بکن وگرنه، چنین و چنان می‌کنم. ولی کسی که خودش، جانِ ماست، و سلطۀ ولایی، [از نقطۀ ذات و کینونیت ما] بر وجود ما دارد، از سعۀ ولائیش ما را مختار خلق می‌کند که هر کاری میخواهیم بکنیم، که هر کاری بکنیم از ولایت و حکومت او نمی‌توانیم فرار کنیم که فرمود : 💠 "لَا يُمْكِنُ الْفِرَارُ مِنْ حُكُومَتِك‏" فرار از حکومت او ممکن نیست. (دعای کمیل -📚مصباح المتهجد، ج‏2، ص: 845) با اشاره و بیانی که در مورد توحید افعالی روزی شد، بدانیم که : ♦️«لا مؤثِّرَ في الوجود الّا الله» ♦️ الْحَمْدُ لِلَّهِ الْأَوَّلِ قَبْلَ أَوَّلِيَّةِ الْأَوَّلِينَ الْبَاقِي بَعْدَ فَنَاءِ الْبَاقِين‏. (📚مستدرك الوسائل، ج‏14، ص: 208) #ﭘﺎﯾﺎﻥ_سخن_نهم_حقیقة_التوحید 🖊 #احسان_الله_نیلفروش_زاده ─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ 🆔 @ehsannil ✍️ 🆔 @ehsannil1 کانال معرفة الحق 🆔 @ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة 🆔 instagram.com/ehsan_nil 🦋 ‎‌‌‌‌‌‎─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ .

. 🔆 #حقیقة_التوحید 🔅#سخن_نهم_حقیقة_التوحید : ┅─┅─═✾🔅✾═─┅─┅ https://www.facebook.com/ehsan.nilforoushzadeh #توحید_افعالی - بیان #لا_حول_و_لا_قوة_الا_بالله 🔷 ولایت حضرات آل الله (علیهم السّلام) دقیقاً و عیناً و شخصاً همان ولایت خداست که می‌فرمایند: 💠 ولایتی ولایة الله. (📚 الأمالي للصّدوق، ص: ۶۰۶) 👈🏻 بحمدالله در بخش قبل خواندیم که ولایت آل الله علیهم السلام از جان شیء به او نزدیکتر است. و همین است که معاند از جان خود می‌تواند بگذرد و به جهاد هم می‌رود، ولی قبول ولایت برایش ثقیل است. 🔷 و آنگاه اشاره شد که توحید در تمام افعال حاکم است. 🔹هرچند یافتن توحید در افعالِ مخلوقین بحث مفصّلی می‌طلبد؛ اما به طور خلاصه و جهت تکمیل مبحث قبل چند کلمه دیگر عرض می‌شود : 🔷 در توحید افعالی، خدا را در هر فعلی مشاهده خواهیم کرد که فرمودند: 💠 " لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّه‏ " (📚الكافي، ط - الإسلامية، ج‏2، ص: 521) 🍀 "لا" در «لا حولَ و لا قوّةَ الا بالله»؛ "لا"یِ نفی جنس است. پس دقّت کنیم که "حول" و "قوّة" که نکره است در سیاقِ نفی آمده، پس افادۀ عموم میکند. یعنی جنسِ "حول" و جنسِ "قوّة" نیست، الا "بالله". 🔸 "حول" و "قوّة" اشاره به چیست؟ 🔹"حول"؛ تمام ظواهر را می‌گیرد . بدنی که با آن کار را انجام می‌دهی و یا اسباب ظاهری که سبب انجام یک کار می‌شود. و بطور کلّی هرآنچه که به اشارۀ عالم ظاهر بیاید، در فراگیری "حول" قرار میگیرد. 🔹"قوّة" ؛ تمام بواطن را می‌گیرد . نیّت و قصد و اراده و تمرکز و فکر و همۀ آنچه در درون و باطن است و گاهی به بیرون کشیده میشود و موجبۀ رفتاری یا صفتی یا باعث انجام کاری میشود، در فراگیریِ "قوّة" قرار میگیرد. 🔅 و باء در "بالله"، اوّلاً و قویّا، باء الصاق حقیقی است. چرا که "الله"، صمد است و اگر باء را سببیّت هم بدانیم، اسباب الهی، صِرف الاضافه‌یِ به حضرتِ صمد است و نه اینکه جدا، یا متصّل به او باشند. این دقائق در مطالب قبل اشاره شده است و عجالتاً به همین اشاره اکتفاء می‌کنم. 🍃 قبول و فهم این مطلب برای حسنات آسان‌تر است. حتما می‌گوییم منبع خوبیها خداست، بر ما هم به خاطر انجامش منّتی است از جانب خدا و اصلاً هر کاری انجام میشود، توفیق الهی است و در ادعیه هم این مهمّ اشاره شده است. مثلاً در دعای بعد از زیارت حضرت علی بن موسی الرضا علیهما السلام آمده است: 💠"لا تُحْمَدُ يَا سَيِّدِي إِلا «بِتَوْفِيقٍ مِنْكَ» يَقْتَضِي حَمْدا وَ لا تُشْكَرُ عَلَى أَصْغَرِ مِنَّةٍ إِلا اسْتَوْجَبْتَ بِهَا شُكْرا" 🔹كسى ثناء و حمد تو را جز به توفيق تو نتواند و آن توفيق باز مستوجب حمد ديگرى است و كسى شكر تو بر كوچكترين نعمتت نتواند مگر آنكه مستوجب شكر ديگرى باشى. (📚بحار الأنوار، ج‏99، ص: 55) 🔶 اما سیئه چه می‌شود؟ 🔸گر توحید افعالی اینطور سیطره دارد، آیا گناهان هم از گناهکاران سر نمی‌زند؟! 🔹این طور نیست. ظرائف و لطائفی در این مطلب هست که بایستی درست فهمیده شود. ابتدائاً آن سلطۀ کلّیه را بایستی درک کرد که وجودِ هر موجودی، خداست و همه چیز در صفحۀ مشیّت او خواسته می‌شود. 🔷 قرآن می‌فرماید: 💎و إِنْ تُصِبْهُمْ «حَسَنَةٌ» يَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ إِنْ تُصِبْهُمْ «سَيِّئَةٌ» يَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِكَ قُلْ «كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّه» 🔹و اگر حسنه‌ای به آنها رسد گويند: اين از جانب خداست، و اگر بدى به آنها رسد گويند: اين از جانب توست. بگو: همه از جانب خداوند است. (سورۀ نساء، آیۀ ۷۸) 🔸پس اگر هم حسنه و هم سیّئه "مِن عند الله" است، آیا [العیاذ بالله] سیئات را هم باید از خدا دید؟! 🔷 آیۀ بعد می‌فرماید: 💎 ما أَصَابَكَ مِنْ «حَسَنَةٍ» فَمِنَ اللَّهِ وَ مَا أَصَابَكَ مِن «سَيِّئَةٍ» فَمِن نَّفْسِكَ. 🔹هر خيرى به تو رسد از جانب خداست و هر بدى به تو رسد از خود توست. (سورۀ نساء، آیۀ ۷۹) 🔹در آیۀ ۷۸ خداوند به آن ولایت کلّیه اشاره می‌فرماید که هر چیزی به آن ایجاد می‌شود و قوّت و قوامِ هر چیزی، اوست. در واقع خداوند توان و قوّت را می‌دهد که یا با آن حسنه انجام می‌شود و یا سیّئه. 🔹توان و قوّت از خداست امّا او رضایت او، در جهتِ خودِ اوست. خداوند، راضی به خودش است. یعنی خداوند، راضی به حسنه است نه سیئه. در حالی که گناهکار، حول و قوّت را از خدا می‌گیرد امّا بجای اینکه "فی الله" آنرا صَرف کند (یعنی حسنه)، مرتکب سیّئه می‌شود. ✅ دقت کنیم ! 👈 خداوند به همه، قدرت داده است، امّا نه قدرتِ سیّئه. پس قدرت گناهکار از خداست ولی سیّئه‌اش از خودِ شخصِ گناهکار است. 🔹حسنه در سلسلۀ وجود است یعنی در سلسلۀ عِلیَّت. ولی سیّئه در سلسلۀ عِلیَّت نیست و حیثیّت انقطاعی دارد؛ یعنی از مبدأ هستی منقطع شده است. 🔹

🔹 🔷 نمازی بخوان، نمازی که من را در نمازت بیابی و بیابی که: 💠 أنا صَلاة المؤمنين و صيامهم. 🔹منم نماز مؤمنین و روزۀ ایشان. (فرمایش مولی امیرالمؤمنین علیه السلام / 📚 مشارق الأنوار، ص ۲۶۸) 🔹جهادی بکن، جهادی که بدانی چون تو شهیدی، شهیدِ او هستی (مشاهده کنندۀ او هستی) و هم شاهد و هم مشهود، خودِ اوست. 🔸آیا می‌توانی بیابی آنجا که نماز می‌خوانی، آنجا که روزه می‌گیری، آنجا که جهاد می‌کنی، هموست که به میدان عمل ظاهر شده است؟ 💎 فلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى وَ لِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنينَ مِنْهُ بَلاءً حَسَناً إِنَّ اللَّهَ سَميعٌ عَليمٌ 🔹اين شما نبوديد كه آنها را كُشتيد، بلكه خداوند آنها را كُشت، و وقتى [ريگها را] انداختى اين تو نبودى كه انداختى بلكه خدا بود كه انداخت. تا مؤمنان را بدين وسيله به امتحان خوبى از جانب خود بيازمايد. همانا خداوند شنواى داناست. (سورۀ انفال، آیۀ ۱۷) 🔷 نهایتاً بیابیم که او هست نزدیکتر از خودمان که فرمود: 💠و إِذا سَأَلَكَ عِبادي عَنِّي فَإِنِّي «قَريب»‏ و چون بندگان من از تو در باره‏ى من بپرسند، همانا من [مطلقاً] نزديكم‏. (سورۀ بقره آیۀ 186) یا می‌فرمایند: 💠 انّي أَوْلَى مِنْكُمْ بِأَنْفُسِكُمْ (📚 شواهدُ التّنزيل، ج ۲، ص: ۳۹۲) الْحَمْدُ لِلَّهِ الْأَوَّلِ قَبْلَ أَوَّلِيَّةِ الْأَوَّلِينَ الْبَاقِي بَعْدَ فَنَاءِ الْبَاقِين‏. (📚مستدرك الوسائل، ج‏14، ص: 208) سالها دل طلب جام جم از ما مى‌كرد آنچه خود داشت ز بيگانه تمنّا مى‌كرد گوهرى كز صدف كون و مكان بيرون بود طلب از گمشدگان لب دريا مى‌كرد بی‌دلى در همه احوال خدا با او بود او نمى‌ديدش و از دور "خدايــا" مى‌كرد (حافظ -ره- ) #ﭘﺎﯾﺎﻥ_سخن_هشتم_حقیقة_التوحید 🖊 #احسان_الله_نیلفروش_زاده ─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ 🆔 @ehsannil ✍️ 🆔 @ehsannil1 کانال معرفة الحق 🆔 @ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة 🆔 instagram.com/ehsan_nil 🦋 ‎‌‌‌‌‌‎─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ .

. 🔆 #حقیقة_التوحید 🔅#سخن_هشتم_حقیقة_التوحید : ┅─┅─═✾🔅✾═─┅─┅ https://www.facebook.com/ehsan.nilforoushzadeh پیشتر در #ﺑﯿﺎﻥ_بیستم_و_هشتم_حقیقة_الولایة مطرح شد که ولایت، باطن توحید است. و توحید، ظاهر ولایت. (رجوع شود به 👈 https://t.me/ehsannil1/204). ان شا الله در چند مقاله در ادامۀ مباحث #توحید، [به مقتضای این فضا] این مهمّ اشاره، و قدری شرح داده می‌شود که ولایت حضرات آل الله علیهم السّلام، خودیّت حقیقی هر شیئی است. 🍃 ان شا الله به قوّت توسّل، به دلْ همراه باشید ... قرآن می‌فرماید: 💎 سأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ 🔹سؤال كننده‌اى [از كفّار]، عذابى حتمى را درخواست كرد. (سورۀ معارج، آیۀ ۱) 🔷 در تفاسیر روائی برای آیۀ فوق روایاتی آمده است، مِن جمله؛ حارث بن نعمان فهرى (لعنة الله علیه) محضر حضرت پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) عرضه داشت: 🍂 گفتید شهادتین بگویید، گفتم. گفتید نماز بخوان، خواندم. گفتید روزه بگیر، گرفتم. گفتید زکات، حج و همۀ اعمال را انجام بدهید، تمام اینها را انجام دادم. گفتید جهاد بیا، آمدم. اما الآن می‌گویید ولایت و خلافت علی (علیه السّلام) را قبول کنید، آیا این از نزد خداست؟ 🔹حضرت رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله) فرمودند: 💠 از نزد خداست. 🔹آن ملعون گفت: 💎 اللَّهُمَّ إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ أَوِ ائْتِنا بِعَذابٍ أَلِيم (سورۀ انفال، آیۀ ۳۲) 🔹پروردگارا اگر آنچه محمّد (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) درباره على (علیه السّلام) می‌گوید، از جانب تو و بر حق است، پس از آسمان بر سر ما سنگى ببار يا ما را به عذاب دردناكى گرفتار كن. آن ملعون هنوز به مَرکب خود نرسيده بود كه سنگى از آسمان فرود آمد و بر سر او اصابت كرد و به درک واصل شد. (📚 تفسیر روایی برهان، ج ۵، ص: ۴۸۴) 👈 مطلب اینجاست که در همۀ اعمالی که انجام داد، از جان مایه گذاشت. جانی که این قدر عزیز است و شاید این مطلب در جهاد بیشتر معلوم شود، که حاضر شد جانش را بدهد، اما ولایت مولی امیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) را نتوانست بپذیرد. 🔸چرا؟! 🔹باید ولایت عمیق‌تر از جانِ شخص باشد که حاضر است جهاد کند و از جانش بگذرد، ولی مرحلۀ بعد که پذیرفتن ولایت است را قبول نکند. 🔸مگر ولایت چیست؟ 🔹جان دادن و جهاد کردن، جهادِ اصغر است و 🔻"علیکم اَنفُسکم"🔺 جهاد اکبر است. ✅ تذکّر : "علیکم اَنفُسکم" امر جناب رسول اکرم صلّی الله علیه و آله در حدیثی است که فرمودند: "بر شما باد نفْس‌هایتان" و آیۀ 105 سورۀ مائده عِدل حقیقی فرمایشِ حضرت (ص) است . دقت شود که کوشش در نفس، در احادیث به جهاد اکبر معرفی شده است ("اعْلَمُوا أَنَّ الْجِهَادَ الْأَكْبَرَ جِهَادُ النَّفْسِ فَاشْتَغِلُوا بِجِهَادٍ أَنْفُسِكُم‏" / 📚 غرر الحكم و درر الكلم، ص: 807). 🔷 [در بیان]، ولایت قبل از جانِ شخص است. ولایت، هویّت شخص است و تشخُّصِ ذاتیۀ شخص به ولایت است که جان و حقیقتِ شخص است. 🔹ولایت همان است که از نفسِ شخص به او نزدیکتر است که حضرت رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله) در روز غدیر به آنجا اشاره می‌فرمایند: 💠ألَسْتُ أَوْلَى مِنْكُمْ بِأَنْفُسِكُم؟ 🔹آیا من از شما به خودتان نزدیکتر نیستم؟ 🔹و همه با هم ندا دادند: اللهم بلى. (📚عدة الداعي و نجاح الساعي - ابن فهد حلّی، ص: 330) 🔹و حضرت رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله) بلافاصله نشان دادند که این نزدیکی از کجاست و فرمودند: 💠 منْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاه 💠 📚 المصباح للكفعمي، جنة الأمان الواقية، ص: ۳۲۷ 🔶 ولایت را کجا بیابم؟! ولایتی که #مقام_جمع_الجمع است. 🔷 راجع به ولایتی که مقام جمع الجمع است، چیزی در خور یک بیان و مناسب با فضای عمومی بخوانیم: 🔹من و تو نبودیم که نماز خواندیم، او بود. و من و تو نبودیم که روزه گرفتیم، او بود. من و تو نبودیم، او بود که او بود که او بود. 💠 ألَسْتُ أَوْلَى مِنْكُمْ بِأَنْفُسِكُم؟ 🔹یعنی مَنِ مرتضی علی (علیه السّلآم) را در قبل از اشاره به خودت بیاب که: 💠 أنْفُسُكُمْ فِي النُّفُوس [🔸"ذِكْرُكُمْ فِي الذَّاكِرِينَ وَ أَسْمَاؤُكُمْ فِي الْأَسْمَاءِ وَ أَجْسَادُكُمْ فِي الْأَجْسَادِ وَ أَرْوَاحُكُمْ فِي الْأَرْوَاحِ وَ "أَنْفُسُكُمْ فِي النُّفُوس"ِ وَ آثَارُكُمْ فِي الْآثَارِ وَ قُبُورُكُمْ فِي الْقُبُورِ"🔸/ جامعۀ کبیره] 🔹آن را که یافتی، توفیق را یافتی. به بیان ساده : 🔹ولایت، یعنی از خودت بیشتر خودت است. اگر خودت، خودت هستی، ولایت بیشتر خودت است. بیشتری که مقابل ندارد. بــــا من بودى مَنَت نمى‌دانستم يــــا من بودى مَنَت نمى‌دانستم رفتم چو من از ميان، تو را دانستم تــــا من بودى مَنَت نمى‌دانستم 🔹

. 🔔❗️ [علیٰ رغم میل باطنی] به علّتی خاصّ (!) لازم به تذکر شد که از خوانندگان عزیز دو کانال #اللطائف_الالهیة و #معرفة_الحق بخواهم که در حین هرگونه انتشار یا نقل مطالب این دو کانال، متذکّر لینک کانالها یا نام حقیر باشند. از همکاری عزیزان برای تداوم انتشار معارف الهی، کمال تشکر را دارم. 🖊 #احسان_الله_نیلفروش_زاده ─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ 🆔 @ehsannil ✍️ 🆔 @ehsannil1 کانال معرفة الحق 🆔 @ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة 🆔 instagram.com/ehsan_nil 🦋 ‎‌‌‌‌‌‎─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ .