en
Feedback
معرفة الحقّ - احسان الله نیلفروش زاده

معرفة الحقّ - احسان الله نیلفروش زاده

Open in Telegram

🍃 به مرحمت حقّ تعالی؛ نیّت تأسیس این کانال،ارائۀ دروسی برای «مبناسازی» معارف الهی است. و پیش از هر قدمی، معترف و مقرّ آنیم که؛آنچه نگاشته میشود اظهارنامۀ عجز ماست. و عاجزانه؛مستدعی نظر،و مستسقی رحمتِ حضرات آل‌الله علیهم السلام هستیم. ادمین: @ehsannil

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
692
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+1130 days
Posts Archive
. #صمد و #مصمود_الیه #غنای_محض و #فقر_محض 🔶 چند کلمه در ادامۀ #سخن_هفتم_حقیقة_التوحید بخوانیم: قرآن می‌فرماید : 💎 " إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُون‏" ما از آن خداييم و به سوى او باز مى‏گرديم. (سورۀ بقره آیۀ) اشاره شد که مخلوقات، به رجعت، خلق میشوند. 🔔 نه اینکه اوّلاً هستیم، و بعداً رجعت داریم. اصلاً به "ما" که اشاره می‌شود، یعنی "هالک" و "فان" و "راجع". که یعنی نفیِ خود و بقایِ حقّ تعالی. 🍃 "راجعون" در "انّا إلیه راجعون" ظاهراً بی قید نیست. زیرا عبارتِ "إلیه" دارد یعنی راجعِ به خدا هستند. ولی چون خداوند، قید نیست ، بلکه مطلق است، پس "راجعون" بطورِ مطلق "راجع" هستند. پس ؛ 🔶 اوّلاً با تمام وجود (یعنی ذات و صفت و فعل و اثر) "راجع" هستند. 🔶 ثانیاً به بیحدّیِ "ـــه" در "إلیه" که منظور خداوند است، "راجعون" هم بطورِ بیحدّ "راجع" هستند. اینطور که شد نه ذاتی منفک از حقّ تعالی دارند و نه صفاتی و نه افعالی و نه آثاری. پس در هر حال وقتی قرآن میفرماید: 💠"يا أَيُّهَا النَّاسُ «أَنْتُمُ» الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَميدُ" اى مردم ! (جمیع مخلوقات در اشاره به اشرف مخلوقات منظور است) شما نیازمندان به خدا هستید، و خداست كه بى‏نياز و ستوده است. (سورۀ فاطر آیۀ 15) ☘️ کلمۀ «أَنْتُمُ»؛ ذات و صفت و فعل و اثر افراد را میگیرد. و فقیر بودن، اوّلاً فقر در کینونت و ذات است و ثانیاً از فقر در ذات، فقر در صفات و افعال و آثار را در پی خود دارد. بنابراین؛ ♦️ ذاتی در عالم نیست، الا اینکه جلواتِ ذات خداست. »» توحید ذاتی ♦️ صفاتی در عالم نیست، الا اینکه جلواتِ صفاتِ خداست. »» توحید صفاتی ♦️ افعالی در عالم نیست، الا اینکه جلواتِ افعالِ خداست.»» توحید افعالی ♦️ آثاری در عالم نیست ، الا اینکه جلواتِ آثار خداست. »» توحید آثاری تا اینجا توحید ترسیم و تبیین شده است. یعنی توحید در ذات و صفت و فعل و اثر بیان شد. فقط این مطلب می‌ماندکه شرور در عالم و صفات و افعال و آثارشان کجا هستند؟ پاسخ به این سؤال مهمّ را ان شا الله در سلسله مقالاتی مستقل در همین کانال خواهید خواند. و امّا ... حضرت امام محمّد باقر (علیه السلام) «صمد» که نفْسِ ملئیت و پُری است را بیان می‌فرمایند: ♦️"السَّيِّدُ الْمَصْمُودُ إِلَيْهِ فِي الْقَلِيلِ وَ الْكَثِير"♦️ (📚التوحيد للصدوق، ص: 94). صمد، حقیقتِ پُری است. و نه اینکه چیزی است و بعد از «بودن»، پُر باشد. حضرتِ صمد عزّ و جلّ ، آنچنان پُری است که همۀ قلیل و کثیر "مصمودٌ إلیه" اویند. یعنی در نفْسِ اشاره به "قلیل و کثیر"، مصمود به سوی خدا هستند. که بیان «القلیل و اکثیر»، اطلاق را می‌رساند که علاوه بر اینکه خرد و ‌کلان، جزء و کل را می‌گیرد، اجمال و تفصیل هر ذی اشاره‌ای را نیز شامل است. یعنی ذاتِ اجمال، تا تفصیلِ در صفات و افعال و آثار در این عبارت پیچیده شده. («فِي الْقَلِيلِ وَ الْكَثِير»"؛ یعنی فی الذات و الصفات و الافعال - توحیدِ ذاتی و صفاتی و افعالی) و مهمّ این معنا چنین است که ذاتشان، "مصمودٌ إلیه" است. نه اینکه «هستند» و بعد از اینکه «هستند»، "مصمودٌ إلیه" می‌باشند. 👈 اگر دو لغتِ صمد و مصمود که مقابل هم است را در نظر بگیریم؛ همانطور که صمد، نفسِ پُری و هستی و بود است، در مقابلش؛ مصمود، نفسِ خُلُو و خالی بودن و نیستی و نبودن است. (دقّت میخواهد!) 💠 حضرت صمد عزّ و جلّ آنچنانی است که "الْمَصْمُودُ إِلَيْهِ" است. یعنی آنچنان پُری است که ملئیتش، مَصمود می‌کند. و آن به آن هر شیئی از اینکه او صمد است، از ذات و اوّلین اشارۀ "بودی" و کینونیّتی، تا صفات و افعال و آثار، بسوی او مصمود است و تماماً، خُلُو و نیستی است. 🖊 #احسان_الله_نیلفروش_زاده ─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ 🆔 @ehsannil ✍️ 🆔 @ehsannil1 کانال معرفة الحق 🆔 @ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة 🆔 instagram.com/ehsan_nil 🦋 ‎‌‌‌‌‌‎─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ .

🔹 🌼 3- حضرت امام محمّد باقر عليه السلام فرمودند : 🔻"كَانَ فِي رَسُولِ اللَّهِ ص ثَلَاثَةٌ لَمْ تَكُنْ فِي أَحَدٍ غَيْرِهِ؛ لَمْ يَكُنْ لَهُ فَيْءٌ وَ كَانَ لَا يَمُرُّ فِي طَرِيقٍ فَيُمَرُّ فِيهِ بَعْدَ يَوْمَيْنِ أَوْ ثَلَاثَةٍ إِلَّا عُرِفَ أَنَّهُ قَدْ مَرَّ فِيهِ لِطِيبِ عَرْفِهِ 👈 و كَانَ لَا يَمُرُّ بِحَجَرٍ وَ لَا بِشَجَرٍ إِلَّا «سَجَـــــدَ لَــــه»"🔺 در رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله سه چيز بود كه در هيچ كس جز او نبود: 1- سايه نداشت . 2- از راهى نمی‌گذشتند جز آنكه هر كس بعد از دو روز و سه روز از آنجا می‌گذشت به واسطه بوى خوشش می‌فهمید پيغمبر (ص) از آنجا عبور كرده است. 👈 3- از هيچ سنگ و درختى عبور نمي‌كرد، جز آنكه براى او سجــــــده مى‌كرد. (📚 الكافي، ج1، ص: 442) 🌼 4- حضرت موسی (علیه السلام) و یارانشان که به شهری وارد شدند، امر شدند که بر این درب که نامش "باب حِطَة" سجده کنید تا خطاهایتان آمرزیده شود : 💎" وَ ادْخُلُوا الْبابَ «سُجَّداً» وَ قُولُوا حِطَّةٌ نَغْفِرْ لَكُمْ خَطاياكُمْ وَ سَنَزيدُ الْمُحْسِنينَ" (سورۀ بقره آیۀ 58 ) که حضرات (علیهم السلام) فرمودند 🔻"نَحْنُ بَابُ حِطَّة"🔺 (📚بحار الأنوار ، ج10، ص: 104) و حضرت مولی (علیه السلام) در خطبة البیان فرمودند 🔻"انا باب الحطة"🔺. 🌼 5- در روایتی یک مرد یهودی از مولی امیرالمؤمنین (علیه السلام) میپرسد که شما می‌فرمایید که پیامبر گرامی اسلام (صلّی الله علیه و آله) برتر از حضرت آدم (علیه السلام) هستند در حالیکه ملائکه به حضرت آدم (علیه السلام) سجده کردند . حضرت مولی (علیه السلام) می‌فرمایند : 🔸" لَقَدْ كَانَ ذَلِكَ وَ لَئِنْ أَسْجَدَ اللَّهُ لآِدَمَ مَلَائِكَتَهُ فَإِنَّ سُجُودَهُمْ لَمْ يَكُنْ سُجُودَ طَاعَةٍ أَنَّهُمْ عَبَدُوا آدَمَ مِنْ دُونِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَكِنِ اعْتَرَفُوا لآِدَمَ بِالْفَضِيلَةِ وَ رَحْمَةً مِنَ اللَّهِ لَهُ وَ مُحَمَّدٌ ص أُعْطِيَ مَا هُوَ أَفْضَلُ مِنْ هَذَا إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى صَلَّى عَلَيْهِ فِي جَبَرُوتِهِ وَ الْمَلَائِكَةَ بِأَجْمَعِهَا وَ تَعَبَّدَ الْمُؤْمِنِينَ بِالصَّلَاةِ عَلَيْهِ فَهَذِهِ زِيَادَةٌ لَه"🔸 آرى آنچه درباره آدم (ع) گفتى چنين است اگر ملائكه آدم (ع) را سجده كردند سجدۀ آنها سجدۀ عبادت نبود كه آدم را در مقابل خدا بپرستند ولى با اين سجده به فضيلت آدم (ع) اعتراف نمودند كه مورد رحمت خدا قرار گرفته به حضرت محمد صلى الله عليه و آله از اين بهتر عنايت شد خداوند در جبروت خود بر او صلوات فرستاد با تمام ملائكه و مؤمنين نيز موظف شدند كه بر او صلوات فرستند اين مقامى است بالاتر. (📚 بحار الأنوار ، ج10، ص: 28) ✅ که چون نفیِ سجدۀ عبادتِ در مسجود بودنِ حضرت آدم (ع) شد، و برتری صلوات بر پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) را در مقابل آن مطرح فرمودند، اشاره‌ای به مسجود بودنِ حضرت رسول اکرم (ص) دارد که شرحِ آن در مباحثِ #صلوات ان شا الله بیان میشود. حالا دقت بفرمائید که قرآن در مورد سجده و سایه‌ها چه میفرماید: 💎 و لِلَّهِ يَسْجُدُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً وَ «ظِلالُهُمْ» بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ 🔹و هر كه در آسمانها و زمين است، خواه و ناخواه، و سايه‌هايشان، بامدادان و شامگاهان براى خدا سجده مى‌كنند. (سورۀ رعد، آیۀ ۱۵) امّا ، ... 👈 چه بخواهند و چه نخواهند، همه چیز در سجدۀ بر مبدأ الوجود و سماء الجود، واسطۀ مطلقۀ الٰهیه، حضرات معصومین (علیهم السّلام) است که در دعای بعد از نماز شب عاشورا چنین می‌خوانیم: ♦️"وَ أَسْأَلُكَ بِأَسْمَائِكَ‏ الَّتِي‏ سَجَدَ لَهَا كُلُ‏ شَيْ‏ءٍ دُونَكَ يَا اللَّه‏"♦️ و از تو درخواست می‌کنم به آن اسماء تو (یعنی حضرات آل الله علیهم السلام) که همۀ اشیاء جز تو ای خدا، در برابر آنها سجده نمودند. (📚إقبال الأعمال، ط - القديمة، ج‏2، ص: 557) (📚الإقبال بالأعمال الحسنة، ط - الحديثة، ج‏3، ص: 48) 👈 این سجده و عبادت، دقیقاً و عیناً و شخصاً سجده و عبادتِ خداست. ☘️ قرآن در آیۀ ۱۵ سورۀ رعد، به سایه‌های کائنات اشاره می‌فرماید که قُوّتِ علم و وجود تا نهایتِ تعیّنات است و «خود بر خود» در سجده است. ان شا الله بعدها در مورد آیۀ "#ایاک_نعبد_و_ایاک_نستعین" و عبادتِ خود بر خود حضرات آل الله علیهم السلام مطالبی خواهیم خواند. 🔔 ان شا الله به زودی لطائفی در مورد #سایه‌ ها در #کانال_اللطائف_الالهیة نوش جان مشتاقتان خواهد شد. 🖊 #احسان_الله_نیلفروش_زاده ─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ 🆔 @ehsannil ✍️ 🆔 @ehsannil1 کانال معرفة الحق 🆔 @ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة 🆔 instagram.com/ehsan_nil 🦋 ‎‌‌‌‌‌‎─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ .

. #سجده_بر_حضرات_آل_الله علیهم السلام ✅ چون بیان این مطلب، مناسبِ سخن قبلی، ضروری به نظر میرسد، ذکر آنرا در این محلّ قرار میدهم: 🍁 گاهی برخی از امور بی‌دلیل در بین عموم مردم شایع شده است و وقتی کمی کنکاش می‌کنیم متوجه می‌شویم که ریشۀ روایی و قرآنی نداشته بلکه برداشتهای شخصی است و کم کم به عنوان یک اصل، شایـع شده است! یکی از این موضوعها، موضوع #سجده است. کسانی بر این اعتقادند که #سجده_بر_حضرات_آل_الله (علیهم السلام) حرام است. علّت را که جویا می‌شویم، یا مطلب را به پیشینیان برمی‌گردانند و نمی‌دانند این سخن از کجاست! و یا چون سجده عبادت است و عبادت را طبق آیۀ 🔸"إِيَّاكَ نَعْبُد"🔸 ( [بار الها] تنها تو را مى‏پرستيم‏/ سورۀ فاتحه آیۀ 5) منحصر به خدا می‌دانند، سجده را برای آل الله (علیهم السلام) حرام می‌دانند. ما هم عبادت را فقط مختصّ ذات باریتعالی میدانیم و بس. و انحصار در کلمۀ "ایّاک نعبد" را به همان قوّت، قائلیم. منتها صحبت دارد! دقت کنیم : اینگونه سخنها را کمی که موشکافانه بررسی کنیم متوجه می‌شویم که برای حضرات معصومین علیهم السلام وجودی جدای از خدا تصوّر کرده‌، و به خیال خود از حقّ خدا دفاع می‌کنند (!) و نامش را هم دفاع از توحید می‌گذارند. در صورتیکه حضرات معصومین (علیهم السلام)، «مِن دون الله» نبوده بلکه حقیقتِ حقّ‌اند و آلِ خدایند و تمام ظهور اویَند و حساب غیر، برایِ ایشان نیست و توحید به ایشان توحید است که فرمودند "بــِنا وُحـــّـد الله" (📚الكافی ، ج1، ص: 145). در #ﺑﯿﺎﻥ_سوم_حقیقة_الولایة در مورد عبادت خدا مطالبی روزی شد. (رجوع شود به 👈 https://t.me/ehsannil1/69 ) و بیان شد که ﺣﻀﺮﺍﺕ ﺁﻝ ﺍﻟﻠﻪ ‏(ﻋﻠﯿﻬﻢ ﺍﻟﺴّلاﻡ‏) ﻣﯽﻓﺮﻣﺎﯾﻨﺪ: 💠 ﺑــِﻨَﺎ ﻋُـﺒــِﺪَ ﺍﻟﻠَّﻪُ 🔹فقط و فقط ﺑﻪ ﻣﺎ (آل الله ع) ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻋﺒﺎﺩﺕ ﻣﯽﺷﻮﺩ. ‏(📚ﺍﻟﻜﺎفی، ﺝ ۱، ﺹ: ۱۴۵) در این مطلب، قصدمان این نیست در مورد عبد و معبود و عبودیّت صحبت کنیم و عجالتاً فقط در مورد سجده، اشاراتی خواهید خواند. 💠 سجده سه گونه است : ♦️1. آنکه «برای» آن سجده می‌کنند که آن حقّ تعالی است.(" لـــَ " یعنی برای) ♦️2. آنچه «بَــر» آن سجده می‌کنند ، و آن مــُهر است. ( "عــَلی" یعنی بَــر) ♦️3. سجده‌ به معنای قبله قرار دادن و یعنی توجه به او کردن ( " إلی " یعنی بسوی) مجالش باشد به لطف خدا خواهیم دانست که هر سه عنوان سجده برای حضرات آل الله (علیهم السلام) است که برای خداست. برای خداست که برای حضرات آل الله (علیهم السلام) است. زیرا خدا و حضرات معصومین (علیهم السلام) دو وجود نیستند. عجالتاً چند شاهد روایی و قرآنی برای سجده بر غیر خدا (العیاذ بالله! به حسب اعتقاد دیگران عرض کردم، وگر نه غیری نیست!) بیان میشود که برای اهلش یک مثال کافی است: 🌼 1- داستان حضرت یوسف (علیه السلام) و سجدۀ خانوادۀ ایشان بر ایشان را قرآن فرموده است : 💎 "وَ رَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلىَ الْعَرْشِ وَ خَرُّواْ لَهُ سُجَّدًا" و پدر و مادر خود را بر تخت نشاند و همه آنها در برابر او به سجده افتادند . (سورۀ حضرت یوسف علیه السلام ، آیۀ 100) پدر و مادر و برادران حضرت یوسف (علیه السلام) بر ایشان سجده کردند. آیا العیاذ بالله حضرات آل الله (علیهم السلام) را کمتر از حضرت یوسف (علیه السلام) دانستیم؟!! در صورتیکه سجده بر حضرت یوسف (ع) هم بخاطر وجود مولی علی (علیه السلام) در حضرت یوسف (علیه السلام) است که رسول اکرم (ص) می‌فرمایند: 🔅"يا علي كُنتَ مع الأنبياء ســِــرّا ً ومعي جَهرا ً" 🔅 یا علی ! تو با انبیاء بطور سرّی بودی و با من آشکارا. (📚صحيفة الأبرار ج 2 ص 39) 🌼 2- فرشتگان به یُمن وجود حضرات آل الله (علیهم السلام) در حضرت آدم (علیه السلام) سجده کردند. طبق آیات قرآن، به محض اینکه "نفختُ فیه من روحی" انجام شد، دستور سجده بر حضرت آدم (علیه السلام) داده شد. 💎 "فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِن «رُّوحِى» فَقَعُواْ لَهُ سَاجِدِينَ " پس وقتى آن را پرداختم و از روح خود در آن دميدم براى او به سجده در افتيد. (سورۀ حجر آیۀ 29 ) 🍃 «روح خدا» کیست ؟ حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) می‌فرمایند : 🌸"نَحْنُ رُوحُ اللَّهِ" 🌸 (📚 تفسیر روایی برهان ، ج1، ص: 647) مسجود ملایک که شد آدم ز علی شد در قبله محمـّـد بُد و مقصود ، علــی بود 🔹

🔹 ✅ تذکّر : می دانیم که اینگونه دعاها، نمودِ بودنها است و پیشتر، در مورد #اکتساب_لبی مطالبی بیان شد. (رجوع شود به 👈 https://t.me/ehsannil1/121) پس؛ حضرت رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله) از اینکه "ظلّاً ظَلیلا" هستند، در دعایِ محبّینشان نمایان می‌شوند. 💎 أ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ «مَدَّ الظِّــــلَّ» وَ لَوْ شاءَ لَجَعَلَهُ ساكِناً ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَليلاً 🔹آيا ننگريستى كه پروردگارت چگونه سايه را امتداد داده است؟ و اگر مى خواست آن را ساكن قرار مى داد [كه يكسره شب باشد]، آنگاه خورشيد را نمايانگرِ آن قرار داديم. (سورۀ فرقان، آیۀ ۴۵) 🔸امّا این "ظِـــلّاً ظَــــليلاً" که سایه‌ای استوار و ممدود است، چه جلوه‌ای از جلوات حضرات آل الله (علیهم السّلام) است؟ 🔷 قرآن می‌فرماید: 💎 و «ظِــلٍّ مَــمْــدُودٍ» وَ ماءٍ مَسْكُوبٍ وَ فاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ لا مَقْطُوعَةٍ وَ لا مَمْنُوعَة. 🔹و سايه‌اى گسترده 🔹و [كنار] آبشارها 🔹و ميوه‌هاى فراوان، نه تمام شدنى و نه منع شدنى. (آیات ۳۳-۳۰ سورۀ واقعه) 🔷 حضرات آل الله (علیهم السّلام) در رابطه با این آیات می‌فرمایند: 💠 إنَّه و الله ليسَ حيثُ يذهبُ النّاسُ. 👈 إنّما هو العلمُ و ما يَخرُجُ مِنه. 🔹به خدا قسم آن طور كه مردم خيال مى‌كنند نيست! منظور علم است و آنچه از او خارج می‌شود. (📚 البرهان في تفسير القرآن، ج ۵، ص: ۲۶۰) 🔷 پس این ظلّ ممدود که همان "ظلّ الظّلیل" است، عِلم است که عِلم، وجود است و وجود، تا نهایتِ تعیّنات را گرفته است و همۀ اشارات، معلومات و ظهورِ علم حقّ تعالی است که مولی الموالی امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیهما السّلام) می‌فرمایند: 💠 أنَا عِلْمُ اللَّهِ. 🔹من [مطلقاً] علم خدا هستم. (📚التَّوحيد للصّدوق، ص: ۱۶۴) 🔳 "کهف" یعنی غار (اصحاب کهف پنهان از دید افراد بودند - مقام خفا و جلال). 🔲 و در مقابل، "ظلّ" در مقام جمال و جَلاست. حضرات آل الله (ع) هم باطن اشیاء هستند ("کهوف") و هم ظاهر اشیاء ("ظلّها"). 🍃 اینطور که شد، در همان نقطه ای که اشیاء خلق می‌شوند، به برگشت به خودشان خلق شده‌اند. و نه اینکه اوّل خلق می‌شوند و بعد برگشت به خودیّت خودشان پیدا می‌کنند. چون "انّا لله" است (شیئیتِ اشیاء خداست)، "انّا الیه راجعون" . ✅ نکته : اینجا باید دقت کرد که "راجع" اسم فاعل است و اسم فاعل، حال و نفْس را می‌رساند. یعنی ما از همان نقطۀ ابتدایمان "راجع" هستیم. اصلاً دقیقش این است که عرض شود به "رجوع به سوی خدا" ما خلق شدیم. و نه اینکه اوّل خلق شدیم و بعد رجعت داریم. که در جامعۀ کبیره میخوانیم که میخوانیم : 🔻"إِيَابُ الْخَلْقِ إِلَيْكُمْ وَ حِسَابُهُمْ عَلَيْكُم‏"🔺 یعنی بازگشتِ همۀ خلق به سوی شما آل الله (ع) است و حسابشان نیز بر شماست. و این به «رجعت» خلق شدن، جلوۀ "لا هو"ی حق تعالی است. که خداوند "لا هو الا هو" است و به جلال و نفی و برگشت به خود، عالم را ترسیم میکند و به جمال و اثبات، عالم را تجمیع می‌کند. در حالیکه جمال و جلالش #عین_شخصی هم است و او وجودِ بسیط است که "لا هو الا هو" است. 👈 از لااشارۀ مقامِ خلوَت (کُنه ذاتِ احدیّت- جلال)، تا ادنی مرتبۀ اشاراتِ مقامِ جَلوَت (جمال)، به آل الله (علیهم السلام) پُر شده است. الحمد للّه الّذی مَلَأَ السَّمٰوات و الأرضين. (📚صحیفۀ علویّه علیه السّلام) #ﭘﺎﯾﺎﻥ_سخن_هفتم_حقیقة_التوحید 🖊 #احسان_الله_نیلفروش_زاده ─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ 🆔 @ehsannil ✍️ 🆔 @ehsannil1 کانال معرفة الحق 🆔 @ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة 🆔 instagram.com/ehsan_nil 🦋 ‎‌‌‌‌‌‎─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ .

. 🔆 #حقیقة_التوحید 🔅#سخن_هفتم_حقیقة_التوحید : ┅─┅─═✾🔅✾═─┅─┅ https://www.facebook.com/ehsan.nilforoushzadeh 🔷 در سخنهای قبلی روزی شد که واسطۀ مطلقۀ یعنی حضرات آل الله (علیهم السّلام) به وحدتِ حقیقۀ خود، حقیقتِ طرفین هستند؛ یعنی هم حقیقتِ الله عزّ و جلّ هستند و از آنجا، حقیقتِ همۀ موجودات. بدین منظور پیش‌تر می‌رویم تا بیشتر بدانیم. 🔷 آثار و تعیّناتِ اشیاء نیز، بیرون از واسطۀ مطلقه، یعنی حضرات آل الله (علیهم السّلام) نیست. 🔹در زیارت جوادیۀ حضرت شمس الشّموس و انیس النّفوس، سلطان السّلاطین امام علی بن موسی الرضا (علیهما السّلام) می‌خوانیم: 💠 السَّلَآمُ عَلَى كُهُوفِ الْكَائِنَاتِ وَ ظِلِّهَا 🔹سلام بر پناهگاه‌های کائنات و سایۀ آنها. (📚 بحار الأنوار، ط - بيروت، ج ۹۹، ص: ۵۳) 🔹"ظلــِّــها" که منظور همان "ظلِّ الکائنات" یعنی سایۀ موجودات است، اشاره دارد به نهایتِ تعیّناتِ موجودات. آن چیزی که اثری از آثار یک شیء است و دونِ او، در اشاره نیست. 🔹در ظلّ، دنباله بودن (مدّ بودن) مَلحوظ است. ظلّ، ادامۀ شیء است نه اینکه حیثیتِ عدمی داشته باشد؛ که اگر یک حیثیتِ تحقـّـقی در دنباله لحاظ نشود، دنباله بودن بی‌معناست. 🔹آنکه محقّـِقِ کائنات است و کائنات به او وجود پیدا می‌کنند، خودش ظلِّ کائنات است که فرمود: 💎 كما بَدَأَكُمْ تَعُودُون (سورۀ اعراف، آیۀ ۲۹) 🔹یعنی همانطور که به محمّد و آل محمّد (صلوات الله علیهم اجمعین) خَلق شُدید و آمدید، برگشت و نهایتِ اثر شما هم به آنهاست؛ و در برگشت هم آنها هستند که برگرداننده و برگشت کننده هستند. یعنی هم ابتدایتان حضرات آل الله (علیهم السّلام) هستند و هم انتهایتان. همانطور که این واسطۀ مطلقه، باطنُ البَواطن تا ظاهر الظّواهرِ حضرت حقّ است. 🌕 دقّت بفرمائید که در عالم حدود این مطلب را نمی‌گوییم، بلکه سخن ما، در عالم بی‌حدّی و نور است که بدایت تا متن نهایت، یکجا باید دیده شود که فرمود: 💎 هوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِر (سورۀ حدید، آیۀ ۳) 👈🏻 یعنی اوّلیِ حقیقی تا متنِ آخریّتش، اوّلیّت است و اوّلیّتش تمام نمی شود تا آخریّتش شروع شود. 🔹تمیز هم به طور صِرف در آنجا معنا ندارد که بگوئیم پس دیگر همه چیز حضرات آل الله (علیهم السّلام) هستند و شیئی به اسم هم نیست. خیر! 🌕 عالم نور و بی‌حدّی است که شیء به حقیقش هست و به خودش في نَفْسِهِ فانی و هالک است. تمیزِ صِرف مربوط به عالم حدود است نه بی‌حدّی. در عالم بی‌حدّی توقف نداریم. هم تمیز هست و هم نیست. تمیز، به معنای خودش در عالم بی‌حدّی محقّق است که؛ 💠 توْحِيدُهُ تَمْيِيزُهُ مِنْ خَلْقِهِ وَ حُكْمُ التَّمْيِيزِ بَيْنُونَةُ صِفَةٍ لَا بَيْنُونَةُ عُزْلَة 🔹توحید حقّ تعالی متمایز شدنِ او از خلقش است و حکمِ این تمایز، فاصلۀ صفتی است نه فاصلۀ عُزلَتی (کنار رفتن چیزی از چیزی). [مخلوقات از خدا جدا نیستند که بگوئیم مخلوق متمایز از خداست چون جدای از آن است] (📚بحار الأنوار، ط - بيروت، ج ۴، ص: ۲۵۳) 🔹ولیّ الله (علیه السّلآم) که واسطۀ مطلقه است، "ظلّ الظّلیل" است (یعنی سایه‌ای که در سایه بودنش پایدار است). 👈🏻 که "الظّلیل"، صفت مشبّهه است و ثبوت و پایداریِ "ظلّ" را بیان می‌کند. بنابراین ظلِّ هر ذی ظلــّی، امام (علیه السّلام) است. 🔷 قرآن می‌فرماید: 💎 و الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها أَبَداً لَهُمْ فيها أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ نُدْخِلُهُمْ «ظِـــلاًّ ظَــــليلاً» 🔹و كسانى را كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته كردند، به بهشت‌هايى وارد سازيم كه از پاى درختانش نهرها جارى است كه براى هميشه در آن بمانند، و در آن جا برايشان همسرانى پاكيزه است و آنها را به سايه‌اى پايدار در آوريم. (سورۀ نساء، آیۀ ۵۷) 🔲 "ظِلاًّ ظَليلاً"، سایۀ صفاتِ حضرت حقّ تعالی است که حقیقتِ دوام، اوست. 🔹اوست نام "الدّائم"ِ حضرت حقّ، که دوامِ بدون زوال را از حقّ تعالی تا نهایتِ موجودات ترسیم می‌نماید. پس ؛ 👈 توحید حقّ تعالی از اعلی مرتبه وجود، تا ادنی مرتبۀ اشارات، به حضرات آل الله علیهم السلام است. 🔷 در دعای روز شنبه برای حضرت سیّد الکونین خاتم الانبیاء و المرسلین (صلّی الله علیه و آله) اینگونه دعا می‌کنیم: 💠 اجْعَلْ لَهُ مَنْزِلًا مَغْبُوطاً وَ مَجْلِساً رَفِيعاً وَ «ظِلًّا ظَلِيلًا» وَ مُرْتَفِعاً جَسِيماً جَمِيلاً 🔹خدایا برای حضرت رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله) جایگاهی غبطه برانگیز و نشیمنگاهی بلند و سایه‌ای پایدار و بلندمرتبه و مستحکم و زیبا قرار بده. (📚 بحار الأنوار، ط - بيروت، ج ۸۷، ص: ۱۴۵) 🔹

🔹 🔹بسیاری از دوستان همراه در این چند ساله، آمدند و رفتند. باز هم آفرین به ادب ایشان که بدون انکار در ظاهر، و تهمت، بساط همراهی‌ را جمع کردند. به هر حال با دعای خیر بدرقه‌شان می‌کنیم که ان شاء الله قدمهایشان به آن قدری که از معارف روزی‌شان بوده، ثابت و مستحکم باشد. 🔹و اما برای دوستانی که طالب و همراه هستند، خدا را بر این حضور شاکرم و علیٰ رغم فرصتِ کمِ بنده برای تایپ مطالبی که روزی فرموده، از عزیزان می‌خواهم هر چه از آیات و روایات و ادعیه، که باعث این برداشت شده است که مقام حضرات آل الله (علیهم السّلام) غیر از مقام حقّ تعالی تصوّر کرده‌اند، با ذکر سند، اصل متن عربیِ حدیث، روایت، ادعیه، یا زیارتنامه، یا آیۀ مدّ نظر برای بنده ارسال کنند، تا ان شاء الله بعد از اتمام مطرح شدن سؤالات، به طلب و رغبت شما، جواب را بر سر خوانِ کرم حضرات معصومین (علیهم السّلام) نوش کنیم. تا ارسال سؤالات و شبهات عزیزان، بقیه مطالب را ادامه می‌دهیم. باشد که در طیّ بیانات، پاسخ شبهات احتمالی نیز داده شود. الحمد لله الواحد. #ﭘﺎﯾﺎﻥ_سخن_ششم_حقیقة_التوحید 🖊 #احسان_الله_نیلفروش_زاده ─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ 🆔 @ehsannil ✍️ 🆔 @ehsannil1 کانال معرفة الحق 🆔 @ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة 🆔 instagram.com/ehsan_nil 🦋 ‎‌‌‌‌‌‎─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ .

🔹 ✅ بعد از این سخنان و سخنان دیگر که به خاطر اطالۀ کلام تکرار نمی‌کنم، ممکن است سؤالاتی در ذهن خوانندگانِ این مباحث ایجاد شود که اگر خودِ حضرت حـــقّ است که به جلوۀ چهــارده نورِ مطهّـــر (علیهم السّلام) ظــاهر شده است و حضرات آل الله (علیهم السّلام)، مَظهَر و مُظهِرِ تامّ و تمامِ حضرت حقّ هستند، پس چرا در بعضی از روایات و آیات و ادعیه و برخی از وقایع، مطالبی خوانده شده و یا مشاهده می‌گردد که بسیاری از مردم در پذیرش حقایقِ بیان شده، سُست می‌شوند؟! بنده چند نمونه از این مطالب و وقایع را خودم عرض می‌کنم: 💠 به وفور حضرات آل الله (علیهم السّلآم) فرمودند که ما عبد خدائیم. در حالی که اثبات شد که معبود و اله بودنِ حضرت حقّ در حضرات آل الله (علیهم السّلام) ظاهر می‌شود. 💠 حضرات (علیهم السّلام) فرموده‌اند که "ما را ارباب خطاب نکنید" در حالی که مقام ربوبیّت برای آل الله (علیهم السّلآم) اثبات شد. 💠 در ادعیه و روایات به وفور استغفار و تضرّعِ حضرات آل الله (علیهم السّلام) در پیشگاه حضرت حقّ را می‌خوانیم و یا حتّی عبارات سنگینی مانند "ظَلَمتُ نَفسی" (دعای کمیل) و امثالهم در ادعیه از حضرات معصومین (علیهم السّلام) آمده است. 💠 چطور است که حضرات آل الله (علیهم السّلام) زندگی عادّی می‌کردند و مانند سایرین بودند؟! 💠 چطور است که در قرآن عتابهای سنگینی به حضرت رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله) شده است؟! 💠 آیاتی مثل: 💎 قلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِد بگو: جز اين نيست كه من بشرى مثل شما هستم [با اين تفاوت‏] كه به من وحى مى‏شود كه خداى شما خدايى يگانه است. (سورۀ کهف، آیۀ ۱۱۰) چه می‌فرماید؟! 💠 روایات غُلوّ و مَذمّتِ غالی در مورد آل الله (علیهم السّلام) چه چیزی را بیان می‌کند؟ 💠 چطور شد که حضرت مولی امیرالمؤمنین (علیه السّلام) عدّه‌ای که حضرت را "هو" خطاب می‌کردند، سوزاندند؟! (📚الكافي، ط - الإسلامية، ج7، ص: 259) 💠 اینکه فرمودند هر شب جمعه به علم ما آل الله (علیهم السّلام) اضافه می‌گردد، چه می‌شود؟! 💠 روایاتی که در آن حضرات آل الله (علیهم السّلام) اشاره فرمودند؛ "الإسم غیر المسمّی" چه می‌شود؟! 💠 عبارت توحیدیّۀ نهج البلاغۀ شریف: 🌸 و َكَمالُ تَوْحيدِهِ الاِخْلاصُ لَهُ وَكَمالُ الاِخْلاصِ لَهُ نَفْي ُالصِّفاتِ عَنْهُ 🌸 چگونه معنا می‌شود؟ 💠 احادیث عبادتِ اسم و مسمّی که عبادت اسم را شرک معنا فرمودند را چه کنیم؟ 💠 عبارات مناجات حضرت مولی امیرالمؤمنین علی(علیه السّلام) در مسجد کوفه چگونه بیان می‌گردد در حالی که حضرت مثلاً این طور می‌فرمایند: 🌸 انتَ الرّازِقُ و أنا المَرزُوق🌸 👆 این سؤالات و مطالب را بایستی پاسخ دهیم. 🔹اوّلا ؛ از بزرگواران و خوانندگان این متون سؤال می‌کنم که آیا سؤالات و شبهه‌ها همین است؟ یا مطلبِ دیگری در ذهن مبارکتان هست که بایستی به این لیست اضافه شود؟ اگر هست، اضافه بفرمایید تا به مرحمت الهی در حدّ بضاعت، پاسخ این سؤالات داده شود. آی دی بنده در اختیار خوانندگان این متون هست و انتهای هر بیانی نگاشته شده است. با این حال، به این آی دی می‌توانید شبهه و اشکال خود را مطرح نمائید: ↪️🆔 @ehsannil 🍃 یادآوری : [به لطف خدا] قصد و نیّتِ خدمت در این کانال، صِرفاً پاسخگویی به سؤالات و شبهات نیست. بلکه «مَبناسازی معرفتی» نیّتی است که علّت برپایی این محفل است. که اگر به مرحمت حقّ تعالی مَبنایِ معرفتی به درستی تبیین و تفهیم شود، علاوه بر اینکه پاسخ به سوالات و شبهات داده میشود، خودِ خوانندگان ان شا الله جواب و اشارات را پیشتر از بیانشان، خواهند یافت. 🔹ثانیاً ؛ مطالبی که بیان می‌شود را بایستی به گوش جان نوش کنیم. بعضی از دوستان، بدون تأمّل و دقت مطالب مقدّماتی را می‌خوانند و وقتی به شاهْ بیتِ مطالب می‌رسند به خاطر اینکه مطالب قبلی را حقیقتاً نخواندند، به شکّ و شبهه برای مطالب بعدی دچار می‌شوند. اغلب مباحث پیوستگی دارد و اگر مقدّماتِ یک بحث به جان ننشسته باشد، مسلّماً مطلب بعدی ثقیل خواهد بود. 🔹ثالثاً ؛ مطلبی که در ذهن بسیاری از خوانندگان بوده و گاهی طعنه‌های آن هم زده شده است (!) این است که تا مطلبی را به ذهن مبارکشان جدید می‌پندارند، بیان می‌کنند که کدام عارفی چنین سخنی گفته که شما می‌گویید؟! 🍃 عزیز مَن! چطور همۀ عرفا را احصاء کردیم؟! با اینکه نام بسیاری از بزرگان حتّی به گوشمان آشنا نیست، علیٰ فرضِ شناختن آنها و خواندنِ تمام یافته‌های کلّ عُرفا و راه یافتگان به وادی توحید، چطور همۀ یافته‌های ایشان را تصوّر کردیم که فهمیدیم؟! و مهمتر از همه، چطور شناخت خدا را محدود به تعدادی از بندگان خوب خدا می‌دانیم؟! بیشتر نمی‌گویم! بگذریم بهتر است! 🔹

. 🔆 #حقیقة_التوحید 🔅#سخن_ششم_حقیقة_التوحید : ┅─┅─═✾🔅✾═─┅─┅ https://www.facebook.com/ehsan.nilforoushzadeh 🔷 به لطف خدا بیان مقدّمه‌ای از مبحث توحید روزیمان شد. در سلسله مباحث توحید بیان شد که وجود حقّ تعالی "هست" و بقیّه، موجود به این وجودند. و حقیقتِ این وجود و مبدأ و قطبِ آن، حضرات آل الله (علیهم السّلآم) می‌باشند که ولیّ الله مطلق هستند. 🔹در این سلسله سخن ها، مطلب به اینجا رسید که هیچ مقامی از مقاماتِ حضرت حقّ، از حضرات آل الله (علیهم السّلآم) استثناء نشده است و بلکه خودِ مقامات الهی، حضرات معصومین علیهم السلام هستند. (رجوع به #سخن_پنجم_حقیقة_التوحید 👈 https://t.me/ehsannil1/241) ☘️ بیان شد که تمامِ اسماء الهی، حتّی "هــو" که اسم عَلَم برای ذات حقّ تعالی است، حضرات آل الله (علیهم السّلام) هستند. 🔹ذاتِ الله عزَّ و جلَّ که منزّه از اسم و رسم است، به آل الله (علیهم السّلام) ظاهر شده است. و تصوّرِ دو وجود و دو ذات که یکی ذات اقدس حقّ تعالی باشد و یکی ذات حضرات آل الله (علیهم السّلام) از هیچ روایتی گرفته نشده است و بلکه شرکِ بِالله محسوب می‌گردد. 🔹پیش از این بحمد الله روزیمان گشت که ولیّ الله (ع)، "مِن دون الله" نیست. و اصلِ توحید و یگانگیِ حضرت حقّ از ولیِّ اوست. (رجوع شود به #ﺑﯿﺎﻥ_چهاردهم_حقیقة_الولایة 👈 https://t.me/ehsannil1/111 و نیز رجوع شود به #ﺑﯿﺎﻥ_بیستم_و_هشتم_حقیقة_الولایة 👈 https://t.me/ehsannil1/204 ) 🔹بیان شد که ولیّ الله، شرطِ توحید و یگانگیِ الله است و شرطِ "لا اله الا الله" خارج از آن نیست. (رجوع شود به #ﺑﯿﺎﻥ_هشتم_حقیقة_الولایة 👈 https://t.me/ehsannil1/92 ) 🔹به لطف حقّ دانستیم که شناخت آل الله (علیهم السّلام) تماماً، دقیقاً، عیناً و شخصاً شناختِ الله است و هر شناختی از الله، شناختِ آل الله (علیهم السّلام) است، (رجوع شود به #ﺑﯿﺎﻥ_دوم_حقیقة_الولایة 👈 https://t.me/ehsannil1/66) و اگر مَظهر و مُظهرِ ذات الله در واحد شیئی کمتر و کوچکتر از حقیقتِ ذاتِ الهی باشد، مَظهرِ تامّۀ حضرت حقّ نیست و شناختِ ولیّ الله (علیهم السّلام) دقیقاً شناخت خدا نخواهد بود و بلکه باید گفت با شناخت ولیّ الله (ع)، تنها «چیـــــزی» از ذات حضرت حقّ شناخته می‌شود و مُعرِّف حقّ، العیاذ بالله ناقص است و در نتیجه حجّت مطلق او نیست، پس بنابراین حجّت خدا العیاذ بالله "بالغه" (رَسا - رساننده) نخواهد بود و با فرمایش نورانی قرآن تعارض دارد که می‌فرماید🔻"قُلْ فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ "🔺 (بگو برای خدا حجّت رَسا هست / سورۀ انعام آیۀ 149) . و نتیجتاً هدایتِ خداوند نستجیر بالله ناقص است. و چون ناقص است، اصلاً هدایت، بطور کلّی وجود ندارد. 🍂 عیوب کار را متوجه شُدید؟! آیا در این اشارات تأمّل کرده‌اند و آنگاه حجّت الهی را منفکِ از ذات و در دوئیتِ با حقّ تعالی می‌دانند؟! حجّت و ولیّ خدا (علیهم السلام) که نشاندهنده، هادی و مُعرِّف تامِّ و تمام و مطلقِ حقّ تعالی است، اگر در واحدِ شیئی "مِن دون الله" باشد، احادیثی چون حدیث ذیل [معاذ الله] درست نخواهد بود. که حضرات (علیهم السلام) می‌فرمایند: 💠 بـِـنا عُرِفَ الله خدا به ما شناخته می‌شود. (📚الکافی، ج ۱، ص ۱۴۵) 👈🏻که هم با مقدّم داشتن "بِنا" بر "عُرِفَ"، انحصارِ شناختِ الله، به آل الله (علیهم السّلام) را بیان می‌نماید و هم اطلاقِ شناخت را مبیّن است. 🔹یا حدیث ذیل: 💠 منْ عَرَفَنَا عَرَفَ اللَّه کسی که ما را شناخت، [بدون قید - بطور مطلق] خدا را شناخت. (📚بحار الأنوار، ج ۲۵، ص ۲۲) 🔹و یا حدیثی دیگر: 💠 لوْ لَا اللَّهُ مَا عُرِفْنَا وَ لَوْ لَا نَحْنُ مَا عُرِفَ اللَّه اگر خدا نبود، ما شناخته نمی‌شدیم و اگر ما نبودیم، خدا شناخته نمی‌شد. (📚التوحيد للصّدوق، ص: ۲۹۹) 🔹و ده‌ها حدیثِ دیگر در این راستا، العیاذُ بالله همه نادرست خواهند بود. (پناه به خدا. خدا می‌داند از گفتن این کلمات شرم دارم) 🔹پس فرضِ کم داشتنِ مَظهر خدا نسبت به خدا، تمامِ احادیث فوق را باطل می‌کند که به هر حال چیزی از خدا هست که به آل الله (علیهم السّلام) هم شناخته نمی‌شود! 🔹حالا اگر دو ذات تصوّر کردیم که هر دو عین هم هستند، چه می‌شود؟! این تصوّر اشتباه به این معنا است که دو خدا داریم. 👈 تمام این سخنها و اشکالات در معرفت، برای این است که وحدت در ذات را مُنکر شدیم. 🔸و برای چه منکر شدیم؟! 🔹برای اینکه مطالبی در روایات و آیات دیدیم که جواب آنها را نمی‌دانستیم و لاجَــرَم این ندانسته‌ها به اینجا رسید که به جای گفتنِ "نمی‌دانم" و ادب کردن، دیواری کوتاه تر از پایین آوردنِ حضرات آل الله (علیهم السّلام) پیدا نکردیم! پناه بر خدا می‌بریم. 🔹

🔹 🔷ثانیاً؛ 🔹جانِ عالم وجود، حضرت امام محمّد باقر (علیه السّلآم) در بیان آیۀ نخست سورۀ توحید یعنی: 💎 قل «هُــــو» اللهُ أَحَد برای کلمۀ "هـــــو" می‌فرمایند: 👈 "«هُـــــــوَ» ؛ اسْــــــمٌ مَكْنِيٌّ مُشَارٌ إِلَى غَائِب" 🔹«هـــــو» اسمــــی سرپوشیده است که اشاره به سوی غایب دارد. (📚توحید صدوق، ص: ۸۸) 🔸دقّت فرمودید؟! 🔹«هــــو» اسمِ خداست. و اسم خدا، حضرات آل الله(علیهم السّلام) هستند. یک نکته از این معنی، گفتیم و همین باشد! و الحمد لله الذی لا اله الا هـــو. #ﭘﺎﯾﺎﻥ_سخن_پنجم_حقیقة_التوحید 🖊 #احسان_الله_نیلفروش_زاده ─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ 🆔 @ehsannil ✍️ 🆔 @ehsannil1 کانال معرفة الحق 🆔 @ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة 🆔 instagram.com/ehsan_nil 🦋 ‎‌‌‌‌‌‎─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ .

🔹اگر دعای عید قربان را هم نفرموده بودند، از معارف دیگر عرض شد که هر چه که از خدا بدانی و می‌دانی، در اسماء الحسنی است. در جامعۀ کبیره می‌خوانیم: 👈 ♦️"مَنْ قَصَــدَهُ تَــوَجَّــهَ «بِـكُـــم»"♦️ هرکس قصدِ خدا را بکند، متوجّه شما [آل الله علیهم السلام] شده است. جملۀ فوق، شرط و جزا نیست، بلکه بیان حقیقت است. یعنی نفرمود هرکس قصد خدا را بکند، «بایستی» متوجّه شما آل الله (علیهم السلام) شود. یا از شما کمک بگیرد. یا شما او را به سمت خدا ببرید. یا شما او را راهنمائی کنید (و مانند آن). این مطالب هست، ولی مطلبی که این فراز از جامعۀ کبیره میفرماید، مافوق این سخنان است. که ؛ 🔸اوّلاً ؛ "قَصَده" واحدِ اشاره به خداست. 🔹ثانیاً ؛ «تَــوَجَّــهَ بِـكُـــم» فرمود که فعل ماضی است و امر نیست و توضیحش داده شد. ⬅️ بنابراین هرکس کوچکترین قصد یا حرکت یا خواندن یا تفکر یا توهّم یا تصوّر یا تعقّل یا ندا یا دعا یا نجوا و فراتر از آن، ارادۀ خدا را بکند، چه بداند و چه نداند، متوجّه حضرات آل الله (علیهم السلام) شده است، هرچند مخالف این معارف باشد و یا خدای نکرده از منکرین آل الله (علیهم السلام) باشد. 👈 پس اگر الوهیّت حقّ تعالی را هم تصوّر کردیم، متوجّه آل الله علیهم السلام شده‌ایم. 🔷 الله که طبقِ آیة الکرسی: "لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْم" است، آلِ او (علیهم السّلآم) این طور هستند که طبقِ دعای عید قربان: "لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْم" می‌باشند. 🔷 قرآن می‌فرماید: 💎 قلِ ادْعُوا «اللَّهَ» أَوِ ادْعُوا «الرَّحْمنَ» أَيًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ «الْأَسْماءُ الْحُسْنى» (سورۀ اسراء، آیۀ ۱۱۰) 🔹یعنی چه "الله" بگویی که مُستجمعِ جمیعِ اسماء و صفات خداست و چه"رحمان" (و هر اسم دیگرِ خدا)، در اسماء الحسنی هستی و خدا را با اسماء الحسنی خواندی. 🔹دقّت بفرمایید که خواندنِ خدا، واحــــــــدِ اشـــــــاره به خداست. واحدِ اشاره یعنی حتی اگر خدا را تصوّر می‌کنیم، یاد می‌کنیم، به زبان می‌آوریم، می‌نویسیم، بیان می‌کنیم و هرچه که مربوط به خدا می‌شود، آل الله (علیهم السّلام) را تصوّر کرده و یاد کرده و به زبان آورده‌ایم. که هرچه بکنیم در اسماء الحسنی هستیم. هر چه بکنیم در ذکر خداییم و حضرات آل الله (علیهم السّلام) می‌فرمایند: 💠 نحْنُ ذِكْرُ اللَّه 🔹مائیم ذکر الله. (📚 الکافی، ج ۴، ص ۵۹۴) 🔷 ذکر خدا، خودِ آل الله (علیهم السّلام) هستند و ذکر حضرات آل الله (علیهم السّلام)، دقیقاً ذکر خداست و نه شبیه و مانند و یا عینِ تطبیقی آن که فرمود: 💠 إذَا ذُكِــــرْنَا ذُكِــــرَ اللَّه 🔹هنگامی که "ما" یاد می‌شویم، خدا یاد شده است. (📚الكافي، ج۲، ص: ۱۸۶) 🔷 دقّت می‌خواهد که حضرات آل الله(علیهم السّلام) می‌فرمایند: 💠 نحْنُ وَ اللَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى 🔹به خدا قسم ما اسماء الحسنی هستیم. (📚 الكافي، ج۱، ص: ۱۴۴) 🔵 هر اسمی که از خداوند بیان شود، حضرات آل الله (علیهم السّلام) می‌باشند. 🔶 از شما می‌پرسم که آیا "الله" اسم خدا نیست؟! 🔸آیا "رحمان" اسم خدا نیست؟! آیا "الـــه" اسم خدا نیست؟! آیا "ربّ العالمین" اسم خدا نیست؟! 🔸آیا قادر و عالم و عاصم و دافع و مُحیی و مُمیت و همۀ هزار و یک اسم خدا، «اسم خدا» نیست؟! 🔷 معلوم است که هست. 🔹هر اسمی از خدا برده شود، حضرات آل الله (علیهم السّلام) هستند و در حضرات آل الله (علیهم السّلام) هستیم. 🔸پس این استثناء قائل شدن ها از کجا آمد؟! 🔹از آنجایی که در قدم اوّل معرفة الله، دوئیت بین الله و آل الله (علیهم السّلام) را مَبنایمان قرار دادیم و با تفکّر آلوده به شرک، خواستیم توحید را هجّی کنیم! 💠 جا دارد اینجا مطلبی ضمیمه گردد: 🍃 "هـــــو" چیست که گاهی گروه یا دسته‌ای در شوقِ یاد کردن آل الله (علیهم السّلام)، حضرات آل الله (ع) را با آن خطاب می‌کنند؟ ( این را عرض کنم که بنده کاری به هیچ گروه و دسته و فرقه‌ای ندارم و برای دفاع از گروه خاصّی این سخنها بیان نمی‌شود، بلکه خودِ مطلبِ معرفتی را بیان می‌کنم) 🔷 اولاً؛ 🔹طبق عبارت دعای عید قربان: 💠 "«بِاسْمِكَ» الَّذِي «لا إِلهَ الّا هُـــــوَ»" 🔹 "هــــو" هم اسمی از اسماء خداوند است که به اصطلاح به آن اسمِ عَـلـَـم می‌گویند؛ یعنی عَـلــَـم و پرچمی است برای نشان دادن ذاتِ الله تعالی. 🔹

. 🔆 #حقیقة_التوحید 🔅#سخن_پنجم_حقیقة_التوحید : ┅─┅─═✾🔅✾═─┅─┅ https://www.facebook.com/ehsan.nilforoushzadeh 🔷 در قسمتی از آیة الکرسی می‌خوانیم: 💎 اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُــــوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْم 🔹خدا يكتاست و جز او معبودى نيست. زنده و پاينده است. نه چُرت مى‌گيردش نه خواب. (سورۀ بقره، آیۀ ۲۵۵) 🔷 در کتاب شریفِ اقبال الاعمال که از کتبِ خاصِّ مرحوم سیّد بن طاووس (اعلى الله تعالى مقامَه الشّریف) است، دعایی در روز عید قربان بیان شده است. در قسمتی از این دعای شریف می‌خوانیم: 💠 اللّهُمَّ انِّي أَسْأَلُكَ «بِاسْمِكَ» بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ، وَ أَسْأَلُكَ «بِاسْمِكَ» الَّذِي «لا إِلهَ الّا هُـــــوَ» الْحَيُّ الْقَيُّومُ الَّذِي لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ ، الَّذِي مَلأَ السَّماواتِ وَ الارْضَ 🔹خدایا از تو می‌خواهم به نامت: بسم الله الرّحمن الرّحیم. و از تو می‌خواهم به نامت که نیست الهی به جز او، زندۀ پاینده است. نه چُرت مى‌گيردش نه خواب. که آسمان و زمین را پُر کرده است. (📚 إقبال الأعمال، ط-القديمة، ج ۱، ص: ۴۴۵) (📚 الإقبال بالأعمال الحسنة، ط-الحديثة، ج۲، ص: ۲۲۶) 🔆 همین اشاره، تمام است! و شاید خوش تر این باشد که بنده هیچ نگویم! 🔹اگر مطلب به همین اشاره برایمان روشن شد، به شُکرانۀ این روزی باید "یـا عـلـی" بگوئیم و سجدۀ شکر کنیم. 🔹و اگر هنوز معلوم نشده از مولایمان مدد بگیریم و این چند کلمه را بخوانیم: 🔷 با فرض اینکه سخنهای قبلی #حقیقة_التوحید را خوانده‌ و نوش جان کرده‌اید، مقدّماتِ این بیان را دیگر تکرار نمی‌کنم و به اشارات اکتفاء می‌کنم. 🔸 "الله" کیست؟ 🔹آیة الکرسی می‌فرماید: "لا إِلهَ إِلاَّ هــــو" است. 🔸"اسمُ الله" که حضرات آل الله (علیهم السّلآم) باشند ("نحن -و الله- الأسماء الحسنى"، 📚البرهان، ج ۲، ص: ۶۱۷)، چه کسانی‌اند؟ 🔹در دعای عید قربان که ذکر شد، آمد: 👈 "الَّذِي لا إِلهَ الّا هُـــو" امیدوارم به مرحمت خدا که معارف خاصّی را روزی فرموده، دیگر هیچ کس از خوانندگان بین الله و آل الله (علیهم السّلآم) دوئیت نبیند. 🔷 در بعضی از بیان ها برای یک خصوصیّت حضرات معصومین (علیهم السّلام)، ادلّه آورده می‌شد تا دوستان آماده شوند. و در بعضی دیگر از بیان ها عرض شد که: 🔹ولیّ خدا، هیچ هویّتی دونِ الله ندارد. وجودِ او، چیزی در کنار وجودِ خدا نیست. بلکه حقیقتِ وجودِ خدا، ولیّ اوست. 🔷 عرض شد که طبق آیة الکرسی و طبقِ دعای عید قربان، الله و حضرات آل الله (علیهم السلام) که یک حقیقت هستند، "لا اله الّا هـــــو" می‌باشند. 🔹پس دیگر مردّدِ الوهیّت آل الله (علیهم السّلآم) هم نباش و اگر احادیثی به حسب ظاهر مخالف این مطلب بود، در خود حدیث بیشتر تأمّل بفرما که ان شاء الله در ادامهٔ این سخن‌ها، بعضی از احادیثی که در ذهنتان هست را آورده و اشاراتش را به لطف حق خواهیم خواند. 🔷 اله بودن خدا، به اله بودنِ ولیّ اوست. و اله بودن ولیّ الله، اله بودن الله است که در اذن دخول دوّم مشاهد مشرّفه در مفاتیح الجنان می‌خوانیم: ♦️"و الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي مَنَّ عَلَيْنَا بِحُكَّامٍ يَقُومُونَ مَقَامَهُ لـَوْ كَانَ حَاضِراً فِي الْمَكَان"♦️ و ستايش خدايى را كه بر ما به نعمت وجودِ حكم فرمايانى كه قائم مقام حقّند، منّت نهاد اگر خدا در مكانى بود. 🔷 تمام مقاماتی که برای خدا متصوّر هستیم، در حضرات آل الله (علیهم السّلام) اقامه است. 🔹نمی‌گویم اقامه شده است. بلکه از اقامه بودن، اقامه شده است. 👈 بلکه مطلب اصحّ این است که حضرات آل الله (علیهم السلام) خودشان مقاماتِ حقّ تعالی هستند که در مناجات رجبیه (📚 مفاتیح الجنان) بیان فرمودند: 🔻"أَسْأَلُكَ بِمَا نَطَقَ فِيهِمْ مِنْ مَشِيَّتِكَ فَجَعَلْتَهُمْ مَعَادِنَ لِكَلِمَاتِك وَ أَرْكَاناً لِتَوْحِيدِكَ وَ آيَاتِكَ وَ «مَقَامَاتِكَ» الَّتِي لاَ تَعْطِيلَ لَهَا فِي كُلِّ مَكَانٍ يَعْرِفُكَ بِهَا مَنْ عَرَفَك" [خدایا] درخواست مى‌كنم به آنچه در ایشان ( یعنی حضرات آل الله -ع - ) از مشیّتت نطق نمودی كه آنها ( یعنی حضرات آل الله -ع - ) را معدن اسرار كلمات خود قرارشان دادى و اركان توحيد تو و آيات و «مقامات» تو هستند كه در آن آيات تعطيل نخواهد بود در هر مكان هر كه تو را شناسد به آن آيات شناسد. 🔷 احادیثی مثلِ: 💠 بــِنا وُحّـِـد الله (الكافی، ج۱، ص: ۱۴۵) را قبلاً هم به لطف خدا بیان کردم که یگانگی خدا به خودیّت و نفس خویش، یعنی حضرات آل الله (علیهم السّلام) است. 🔷 خواندیم که الله طبقِ آیة الکرسی: "الْحَيُّ الْقَيُّــومُ" است، پس حضرات آل الله (علیهم السّلام) که حقیقتِ الله هستند، طبقِ دعای مذکور "الْحَيُّ الْقَيُّــومُ" هستند. ✅ مجدّداً متذکر می‌شوم که فرضِ دوئیت بین الله و آل الله (علیهم السّلآم) شرک است.

🔹 🔹حضرات آل الله (علیهم السّلآم) نه تنها ارادۀ فعل خداوند هستند، بلکه ارادۀ ذات الهی هستند و اصلاً دو اراده در عالم نداریم. ان شا الله خوانده یا می‌خوانید که خلق کردنِ خودِ آل الله علیهم السّلام هم، به خودشان است. 🔹به غیر از آل الله (علیهم السّلآم)؛ تمام مخلوقات، ماسوایِ الهی هستند. 🔵 کسانی که بین خدا و حضرات آل الله (علیهم السّلام) فرق می‌گذارند (فرقِ ظلمتی عالم حدود منظور است - چرا که فرق نوری، شدّت وحدتِ نوری است که بعداً توضیحش ان شا الله داده میشود)، برای این است که حضرات (علیهم السلام) را صِرفاً مخلوق میدانند. پس دانسته یا ندانسته، منکر اطلاقِ وجودی ولیّ الله شده‌اند و این حقیقت که ولیِّ «مطلق» خداوند، به اطلاقش، خلق و خالق و مخلوق را گرفته‌ است، دور از تصوّر این افراد است. ♦️ پس معنای «خَلقَهُ» در آیۀ: 💎ربُّنَا الَّذي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ «خَلـْقَهُ» ثُمَّ هَدى (سورۀ طه، آیۀ ۵۰) 🔵 این است که ولایت را به اشیاء عنایت می‌کند و از این عطای ولایت است که کلُّ شیء، کلُّ شیء می‌شود. که شیئیّت اشیاء همین ولایت است. 🔵 "ربُّنَا"، قیّومیّت مطلقه است که به "أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ"، قیــّـومیّت معی را که عِماد و ستون و اصلِ هر شیئی است و در واقع شیئیت شیء است، یعنی همان "خَلْقَهُ" را به آن عطا می‌کند که: دل هر ذرّه‌ را كه بشكافی آفــتابيش در ميان بينی 🔷 ان شاء الله برای همۀ خوانندگان معلوم است که چرا این مبحث، در ادامۀ مباحث توحید بیان شد. 🔹در #ﺑﯿﺎﻥ_بیستم_و_هشتم_حقیقة_الولایة این مطلب بیان شد که ولایت، باطن توحید است و توحید، ظاهر ولایت. (رجوع شود به 👈 https://t.me/ehsannil1/204 ) توحید و ولایت، دو چیز نیست. یک حقیقت است. پس؛ 🔹مانعِ درک توحید در اشیاء، درک نکردن و نیافتنِ ولایت است. ولایت را در گوشه‌ای تصوّر کردیم که تا می‌گوییم: دلى كز معرفت نور و صفا ديد به هر چيزى كه ديد، اوّل خدا ديد ❗️ آن وقت است که آن موحّد را مشرک قلمداد می‌کنند! که "واکُفراه" و "وا زندیقاه" که این بختْ برگشته (!) اشیاء را خدا می‌داند!! 🍂 متأسّفانه متوجه نشدند که سخن موحّدین چیست. ♦️ خداوند آنچنان "احد"ِ "واحد"ی است که از «یک» بودنش، دوئی نگذاشت. «غیرتش ، غیر در جهان نگذاشت» 🔷 و این صمد بودن خداست. نه اینکه یک چیزی است که پُـــر شده است! خیر. 🔹خداوند، نفسِ پُـــری است که در روایت آمده است که غیر مجوّف یعنی غیر توخالی است(🔻"الصَّمَدُ الَّذِي لَا جَوْفَ لَهُ"🔺 / توحید صدوق، ص: 90). حضرت صمد عزّ و جلّ، جَوْف ندارد یعنی محدود به هیچ حدّی نیست (🔻"لَا حَدٌّ وَ لَا مَحْدُودٌ"🔺 / جامع الأخبار، للشعيري، ص: 6). اشیاء، خارج از خدائیّت خدا نیستند. همه چیز، تجلّی و شئونِ خودِ حقّ تعالی است. چندين هزار ذرّه سراسيمه مى‌دَوَند در آفتاب و غافل از آن كآفتاب چيست 🔹او که اشیاء را تجلّی حضرت حقّ نمی‌داند، همه چیز را در کنار خدا متصوّر شده و نمی‌داند که به صمدیّت خدا کافر است. و این در حالی است که صمدیّت خدا، عین ذات خداست. ان شاء الله به نعمتِ معارفی که خدا روزیمان نموده شاکر او باشیم. الْحَمْدُ لِلَّهِ الْقَائِمِ الدَّائِمِ، الْحَلِيمِ الْكَرِيمِ، الْأَوَّلِ الْآخِرِ، الظَّاهِرِ الْبَاطِنِ، الْوَاحِدِ الْأَحَدِ، الْفَرْدِ الصَّمَدِ، الَّذِي لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ. (📚الدروع الواقية، ص: 176) #ﭘﺎﯾﺎﻥ_سخن_چهارم_حقیقة_التوحید 🖊 #احسان_الله_نیلفروش_زاده ─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ 🆔 @ehsannil ✍️ 🆔 @ehsannil1 کانال معرفة الحق 🆔 @ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة 🆔 instagram.com/ehsan_nil 🦋 ‎‌‌‌‌‌‎─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ .

🔹 🔆 "صنع الله" واسطۀ مطلقه‌ است که هر مصنوعی ، به ایشان (علیهم السلام)، مصنوع است. حضرات آل الله (علیهم السّلآم) برزخ البرازخ و حجاب الله هستند و بین خالق و مخلوق، واسطه‌اند («خَلق» ، «صُنع»). و از اینکه واسطۀ «مطلقه» هستند، فراگیری دارند و هم خالق هستند و هم خلق هستند و هم مخلوق. و نه اینکه فقط خالق باشند و مخلوق نباشند. یا فقط مخلوق باشند و خالق نباشند. جان عالم وجود، علّت العلل و سیّد الکونین حضرت خاتم الانبیاء و المرسلین صلّی الله علیه و آله می‌فرمایند: 🔻"أَنَّا «خَلْقٌ» مَخْلُوقُون"🔺 همانا ما خلقی هستیم که خلق شده‌ایم. (📚عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج‏1، ص: 263) نفرمودند ما تنها "مخلوقون" هستیم! 👈 بلکه فرمودند "أَنَّا «خَلْقٌ» مَخْلُوقُون" 💠 اگر چشمان جویای معرفت به حقیقتِ واسطۀ مطلقه بودن آل الله (ع) باز شود، آنگاه اگر در روایتی خواند که فرموده باشند "ما مخلوقیم"، اصولِ اعتقادش را از دست نمی‌دهد. چرا که مسلّم است که واسطۀ مطلقه که هم خلق است و هم خالق است و هم مخلوق، صد البته مخلوق هم هست. ✅ (ان شا الله پاسخ شبهات این خصوص هم در این کانال داده میشود. آن روایاتی را که غالباً عزیزان مطرح می‌کنند که صورتِ ظاهرش تنزیه ربوبیّت از آل الله علیهم السلام است، به لطف حقّ تعالی مطرح و لطائفش بیان میگردد. فقط ان شا الله با صبر و حوصله، و ادب به ساحتِ مقدّس حضرات و مقامات شریف ایشان، مباحث را با رغبت و پشتکار دنبال بفرمائید) 🔹خلق کردن باید از خالق به مخلوق برسد، وگرنه اگر از فاعل که خالق است چیزی صادر نشود، مخلوقی نخواهد بود. 🔹"خلق"، از درون خالق بیرون می‌آید و "از کوزه همان برون تراود که در اوست". 🔷 خلق، واسطۀ بین خالق و مخلوق است. 🔹مخلوق در حیثیت قابلیتی می‌آید یعنی بستر آماده می‌خواهد تا بشود. برای این که مخلوق، مخلوق شود باید در قابلیتِ "شدن" بیاید. 🔹امّا خلق، نفسِ اضافه به حقّ است. ☀️ مانند نسبت نور خورشید با خورشید. نور خورشید از بیرون خورشید به خورشید اضافه نشده است. نور خورشید، از خودِ خورشید است نه از بیرون آن. نور خورشید، از خودِ خورشید به خورشید اضافه است. به عبارتی نور خورشید، صِرف الاضافه یا صِرفُ الرَبط به خورشید است نه اینکه نور، چیزی باشد و خورشید، چیزی. و بعد از این دو چیز بودن، نور به خورشید مربوط باشد و متصّل شده باشد. اصلاً مربوط بودن که فرع به دوئیت است، در کار نیست. 🔆 نور خورشید که صِرف الربطِ به خورشید است یعنی؛ هویّتی جز خودِ خورشید ندارد. 🔹 قبلاً در #ﺑﯿﺎﻥ_چهاردهم_حقیقة_الولایة روزی شد و ان شا الله دانستیم که حضرات آل الله (ع) "مِن دون"ِ خدا نیستند. حضرات آل الله (ع) وجودی، دونِ وجودِ حقّ تعالی ندارند. 🔹"خلق" که حضرات آل الله (علیهم السّلام) می‌باشند، صِرف الرَّبط و صِرف الاضافه به خالق هستند و این اضافه، چیزی نیست که اضافه شده باشد، بلکه این اضافه، جز مضافٌ إلیه که حقّ تعالی است، چیزی نیست. 🔹یعنی اگر خواستی این اضافه (آل الله علیهم السّلام) را ببینی، باید مضافٌ إلیه (خدا) را ببینی. و اگر خواستی مضافٌ الیه (خدا) را ببینی، باید این اضافه (آل الله علیهم السّلام) را ببینی. جا دارد اینجا فرمایش حضرت مولی الموحّدین امیرالمؤمنین علی علیه السلام در حدیث معرفة بالنورانیة بخوانیم: ♦️"مَعْرِفَتِي بِالنُّورَانِيَّةِ مَعْرِفَةُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل‏ّ وَ مَعْرِفَةُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَعْرِفَتِي بِالنُّورَانِيَّةِ 👈 و هُوَ الدِّينُ الْخَالِص‏"♦️ معرفت من بالنورانیة معرفت خداوند عزّ و جلّ است و معرفت خدای عزّ و جلّ، معرفت من بالنورانیة است و این دین خالص است. (📚بحار الأنوار، ج‏26، ص: 1) 🔹حضرات آل الله (علیهم السّلام) و حضرت حقّ تعالی، دو وجود نیستند. اصلاً دو وجود در عالم نیست. حضرات (ع) صرف الربط به حضرت حقّ تعالی می‌باشند که "لو لا"یِ اتصال به حقّ، اصلا ً چیزی نیستند. که چون عالم، نور است؛ فقر مطلق، نشان دهندۀ غنای مطلق است. 🔷 پس در بیان؛ خالق، خلق و مخلوق داریم. 🔹خلق، ائمّۀ اطهار (علیهم السّلآم) هستند که حُجج الهی و واسطۀ فیض و ولیّ الله مطلق می‌باشند. 🔹کوچکترین فعل، بلکه اراده‌ای که در مورد حقّ تعالی تصوّر می‌گردد، به آل الله (علیهم السّلام) آغاز می‌شود و به آل الله (علیهم السّلام) پایان می‌پذیرد؛ که در جامعۀ کبیره می‌خوانیم: 💠 بكُمْ فَتَحَ اللَّهُ وَ بِكُمْ يَخْتِم 🔹خداوند به شما آغاز، و به شما ختم می‌کند. 🔷 این جمله اطلاق دارد. قید نفرمود که چه کاری را با آل الله (علیهم السّلام) آغاز می‌کند. در این بیان جایش نیست ولی همین قدر بدانیم تا بعداً مفصّلش را اگر خدا خواست بخوانیم که: 🔹

. 🔆 #حقیقة_التوحید 🔅#سخن_چهارم_حقیقة_التوحید : ┅─┅─═✾🔅✾═─┅─┅ https://www.facebook.com/ehsan.nilforoushzadeh 💢 "شیشه را شکستم، پس شیشه شکست" (تعجّب نفرمائید! بیان این چند کلمه لازم است) 🔹من تنها به شیشه ضربه زده‌ام. من تنها ضارب بودم. ممکن بود شیشه اصلاً نشکند.حالا که شیشه شکست، شیشه، "شکستن" را پذیرفته است،یعنی شیشه، متأثّر از "شکستـــن" است. 🔹چیزی که کمتر بر آن دقّت می‌شود و شاید اصلاً دقّت نشود این است که در اینجا "شکستن"، اثرِ ضربه زدنِ من است و به آن مفعولِ مطلق می‌گویند. 🔹حتماً می‌دانید که فعلِ متعدّی، فعلی است که مفعول می‌خواهد. در فعلِ متعدّی یک مفعول مطلق داریم و یک مفعول. یعنی یک اثر داریم و یک متأثّر. مفعولِ مطلق، «اثرِ» فعلِ متعدّی است و مفعول، «متأثّر» از مفعولِ مطلق است. مفعول مطلق که همان مصدر است، اثر است. و مفعول، متأثّر است. 🔷 در مثالمان بیان کنم که راحت‌تر معلوم گردد: 🔹 فعل متعدّی = "شکستم" 🔹فاعلِ فعلِ متعدّی = "من" 🔹مفعول مطلق (مصدر) که اثر فعلِ متعدّی است = "شکستن" 🔹مفعول که متأثّر از مفعول مطلق است(یعنی متأثّر از "شکستن") = شیشه 🔵 اگر خاطرتان باشد برای درک مفعول در ادبیات خوانده‌ایم که با "چه چیز را؟" و "چه کس را؟" سؤال کنیم. 🔹شکستم. 🔸چه چیزی را ؟ 🔹شیشه را. پس "شیشه" مفعول است. 🍀 خب اینها را عرض نکردم که خاطرات دوران تحصیل زنده شود! اصل مطلب چیز دیگری است. همراهم بفرمائید... 🔷 قرآن می‌فرماید: 💎ربُّنَا الَّذي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ «خَلْقَـــهُ» ثُمَّ هَدى 🔹پروردگار ما كسى است كه آفرينش هر چيزى را به او عطا كرده، سپس هدايت نموده است. (سورۀ طه، آیۀ ۵۰) 🔸"خلقَهُ" در آیهٔ فوق چیست؟ این یعنی چه که «خلقِ هر شیئی را به آن می‌دهد»؟! 🔹اگر بفرمایی "خَلْقَهُ" به معنای مخلوق است، اشتباه است. اگر "خَلْقَهُ" را به معنای مخلوق بگیریم معنای آیه این می‌شود که: "پروردگار ما کسی است که مخلوق هر شیئی را عطا می کند"!! و این بی‌معنی است. در حالی که "کلّ شیء"، خودش مخلوق است و دادن مخلوق به مخلوق بی ‌معناست. 🔵 این "خَلقَهُ"، همان مفعولِ مطلقی است که توضیحش داده شد. "کلّ شیء"، مخلوق است. مخلوق، متأثّر از اثــر است. یعنی مخلوق متأثر از "خَلق" است. فعل ِواقعیِ مؤثِّر، همان اثر است (یعنی "خلق") که مصدر است، نه متأثر (که "مخلوق" است): 🔹"خالق"، مؤثِّر است. 🔹"خلق"، اثرِ خالق است (مفعول مطلق). 🔹و "مخلوق"، متأثـــّـر از "خلق" است. 🔆 قیّومیت معیه را که در #ﺑﯿﺎﻥ_پنجم_حقیقة_الولایة بیان شد، به یاد آورید. (می‌توانید رجوع بفرمائید به 👈 https://t.me/ehsannil1/75) عرض شده بود: 🔹حق تعالی که لا اشاره است، به ولیّ خود به اشاره می‌آید و به ولیّ خود با اشیاء معیّت دارد. و نه همراهیِ چیزی با چیزی. بلکه از اینکه قوامِ اشیاء است، با اشیاء است. پس از "قیّوم" بودن، در "معیّت" است. یعنی شیء به "قیّوم" بودنِ حقّ تعالی، دائماً قوام دارد (🔻"يَا مَنْ كُلُّ شَيْ‏ءٍ قَائِمٌ بِهِ"🔺 / جوشن کبیر) و چون قوام اشیاء است، در معیّت با اشیاء است. دقت میخواهد! اینطور نیست که شیء، چیزی باشد و حقّ تعالی در کنارش. و آنگاه خداوند، معیّت با شیء داشته باشد. بلکه نفسِ "قیّوم" بودنِ حقّ تعالی (که هر شیئی، ذاتاً، قائم به قیّوم است)، معیّتِ حقّ با اشیاء است. این همراهی که نفْسِ همهٔ اشیاء است، «#قیومیت_معیه» نام دارد. 🌸 "ربُّنَا الَّذي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ «خَلْقَـــهُ» ثُمَّ هَدى" 🔹"خَلق"، ولیّ الله (علیه السلام) است که به اطلاقش هر شیئی را در نفسِ شیء بودن و ذات آن، گرفته است. شیئیّت اشیاء، "خلق" است. و اشیاء، چیزی جز جلوات او نیستند. در آیۀ دیگر این مهمّ را اشاره کنیم : 💠 صنْعَ اللَّهِ الَّذي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْ‏ء اين صنع خداست كه هر چيزى را در كمال استوارى پديد آورده‏. (سورۀ نمل آیۀ 88) در تحلیل عرض میشود: 🔹نفرمود "اللهُ الَّذي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْ‏ء" 🔸بلکه فرمود "صُنْعَ اللَّهِ الَّذي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْ‏ء". نقطۀ اتقان و محکمی و استواری هر شیئی (اعمّ از ذات و صفت و فعل و اثر)، شخصِ "صُنْعَ اللَّهِ" است. که در ادعیه فرموده‌اند که آن واسطۀ مطلقه، حضرات ولیّ الله، محمّد و آل محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم هستند. دقت بفرمائید: 🔻"بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبِينَ‏ صُنْعَ‏ اللَّهِ‏ الَّذِي‏ أَتْقَنَ كُلَّ شَيْ‏ء"🔺 (📚مكارم الأخلاق، ص: 403) (📚بحار الأنوار، ط - بيروت، ج‏92، ص: 48) 🔆حضرات آل الله (علیهم السلام) واسطۀ مطلقه و "صنع الله" می‌باشند. به زودی ان شا الله در مورد "مطلقه" بودنِ واسطه خواهید خواند. عجالتاً همینقدر بدانیم، مطلقه بودنِ آل الله (ع) در نهایتِ بی‌حدّ بودن و لا تعیّن بودن و نفیِ قیود است و در نتیجه هم صانع هستند و هم مصنوع. 🔹

🔹 آیات و احادیث و ادعیه در این خصوص بسیار است. مثلاً در جوشن کبیر می‌خوانیم: 🔻"يَا مَنْ كُلُّ شَيْ‏ءٍ مَوْجُودٌ بِهِ"🔺 🍃 اینطور نیست که "شیء" اوّلاً شیء است و بعد از شیء بودن، "موجود بِه" است. بلکه خودیّت و ذات شیء، "موجود" بودن است ("موجود" اسم مفعول است). یعنی هم در حدوث، و هم در بقاء، دائماً به "وجود"، "موجود" است. 💠 هر اشاره‌ای از شیء (ذات و صفت و فعل و اثر)، در عمومِ "شیء" بودن است. یعنی ذات و صفت و فعل و اثر، "چیز"ی است و "چیز" که در فارسی بیان میشود، همان "شیء" در عربی است. ما در فارسی کلمۀ "شیء" را برای اجسام بکار میبریم که در عربی؛ عمومیّت "شیء" فراگیرتر از این است که صرفاً برای اجسام باشد. هر "چیز"ی را "شیء" می‌گوییم. و در نتیجه در عمومِ "موجود" بودن قرار دارد و دائماً جلوۀ وجود است. نه اینکه موجود، چیزی باشد در کنارِ وجود. 🍃 باء در "موجودٌ به"، باء الصاق حقیقی است یعنی دائماً موجود، به هاء "بــِـهِ"، موجود است. به همین صورت؛ در فراز دیگری از جوشن کبیر عبارتِ 🔻"يَا مَنْ كُلُّ شَيْ‏ءٍ قَائِمٌ بِهِ"🔺را می‌فرمایند. ☘️ باز عرض میشود که ما غالباً تصوّر می‌کنیم که "شیء" هست و بعد از بودنش (یعنی بعد از ذات داشتنش)، "قائمٌ به" است (یعنی قوام به حقّ دارد). در حالیکه عمومیّت "کلّ شیء"، ذات شیء را هم می‌گیرد. که ذاتِ هر چیزی، "شیءٌ" (چیزی است). و قوامِ آن، شخصِ حقّ تعالی است که با "مَن" به خودِ حقّ تعالی اشاره شده میشود. یعنی ذاتِ حقّ، قوامِ "کلّ شیء" است. و نه اینکه "قوام" چیزی غیر از حقّ تعالی باشد و خداوند، در طرفی جدای از شیء بوده و قوام را به اشیاء افاضه میکند! 👈پس بیانِ "یا مَن" که اشاره به خودِ خدا دارد را دقت کنیم. 🍀 و بعد "قائمٌ" اسم فاعل است و در اینجا صفتِ حالیۀ "کلّ شیء" است. یعنی هر شیئی، في نفسه "قائم" به حقّ تعالی است. و عموم "کلّ شیء" این دقت را میطلبد که از آثار و افعال و صفات، دقیقتر شو! ذات شیء و شیئیتِ شیء نیز "قائمٌ به" است. و نه اینکه اوّلاً "قائم" است و چیزی است و بعد از اینکه چیزی است، آن چیز، "قائمٌ به" است. دقت و تأمّل میخواهد. که اگر به لطف خدا دقیق شویم، مطلب روشن خواهد شد. پس در فراز دیگری از دعای جوشن کبیر می‌خوانیم 🔻"يَا مَنْ كُلُّ شَيْ‏ءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ "🔺. در مورد "هالک" بودنِ اشیاء هم پیش از این، در #سخن_اول_حقیقة_التوحید صحبت شد. (رجوع شود به 👈 https://t.me/ehsannil1/215 ) نفیِ "کلّ شیء هالکٌ" نفیِ هر شیئی في نفسِهِ است. پس این اشیاء که می‌بینیم، چه هستند؟ 👈 فرمود "وجهَهُ". 🔆 و بیان شد که حضرات آل الله (علیهم السلام) "وجه الله" هستند که ایشانند نفس و تمامیّتِ حقّ تعالی، که ان شا الله در آینده بیشتر بر روی این معنا خواهید خواند. 🔹«موضوع» که امر ثابت است، خداوندیِ خداست نه اینکه موضوع سگ و یا هر شیء دیگر باشد. که هر چیزی با مختصاتی که دارد را تصوّر کنی خداست. این که معلوم است که کسی این اشیاء را خدا نمی‌داند! 🔷 که هرچه هست جز باطنها و ظاهرها نیست و اوّل و آخِر و ظاهر و باطن، خود خداوند است که قرآن می‌فرماید: 💎 هوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ (سورۀ حدید، آیۀ ۳) الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَا يَكُونُ كَائِنٌ غَيْرُهُ، لِأَنَّهُ هُوَ الْأَوَّلُ لَا شَيْ‏ءَ قَبْلَهُ، وَ هُوَ الْآخِرُ لَا شَيْ‏ءَ مِثْلُهُ، وَ هُوَ الْبَاقِي الدَّائِمُ بِغَيْرِ غَايَةٍ وَ لَا فَنَاءٍ. (📚الدروع الواقية، ص: 187) #ﭘﺎﯾﺎﻥ_سخن_سوم_حقیقة_التوحید 🖊 #احسان_الله_نیلفروش_زاده ─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ 🆔 @ehsannil ✍️ 🆔 @ehsannil1 کانال معرفة الحق 🆔 @ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة 🆔 instagram.com/ehsan_nil 🦋 ‎‌‌‌‌‌‎─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ .