en
Feedback
قلم سرخ

قلم سرخ

Open in Telegram
9 672
Subscribers
-524 hours
-77 days
-4230 days
Posts Archive
پرسپولیس باید از تجربه تلخ استقلال درس بگیرد. انتخاب‌های مصلحتی، تصمیمات احساسی و انتصاب‌های بی‌پشتوانه، باشگاه استقلال را سال‌هاست که از ثبات، آرامش و پیشرفت دور کرده و به خندق بلا کشانده است. تغییر مکرر مدیران، نبود نقشه راه، و اعتماد به افرادی بدون کارنامه مدیریتی، استقلال را در چرخه‌ای از بی‌برنامگی گرفتار کرده که خروج از آن نیازمند سال‌ها بازسازی است. پرسپولیس نباید در همان مسیر قدم بگذارد. نباید فریب آرامش ظاهری یا وعده‌های بی‌پایه را بخورد. هر انتخابی که بر اساس رابطه و مصلحت کوتاه‌مدت باشد، دیر یا زود به بی‌ثباتی می‌انجامد. مدیرعامل آینده باید برنامه‌دار، پاسخ‌گو، اهل تصمیم و اهل تدبیر باشد؛ نه صرفاً چهره‌ای برای عکس یادگاری در جلسات و سکوها. پرسپولیس امروز در نقطه‌ای ایستاده که یا راه پیشرفت را انتخاب می‌کند، یا در مسیر سقوط تدریجی قدم می‌گذارد.

مدیریت استراتژیک، نه انتصاب احساسیعبدالصمد ابراهیمی استعفای رسمی رضا درویش از سمت مدیرعاملی باشگاه پرسپولیس، آغاز یک فصل تازه برای تصمیم‌سازی در سطح عالی مدیریتی است. اما سؤال کلیدی اینجاست: چه کسی و چگونه باید سکان هدایت باشگاه را در این مقطع حساس به‌دست بگیرد؟ پاسخ روشن است: انتخاب مدیرعامل جدید نباید بر اساس رفاقت، توصیه‌های بیرونی یا چهره‌گرایی صورت گیرد. بلکه باید مبتنی بر برنامه محوری و شایسته‌سالاری و درک واقع‌بینانه از مدیریت ورزشی حرفه‌ای باشد. باشگاهی با این حجم از هوادار، سرمایه اجتماعی، افتخارات تاریخی و جایگاه قهرمانی، نمی‌تواند با آزمون‌وخطا اداره شود. پرسپولیس نیازمند مدیری است که علم مدیریت را در کنار تجربه میدانی، جسارت تصمیم‌گیری، و استقلال در عمل داشته باشد. مدیریت، صرفاً حضور در جایگاه نیست؛ مدیریت یعنی: داشتن چشم‌انداز ترسیم نقشه راه طراحی مدل حکمرانی مالی و ورزشی تعامل هوشمندانه با بدنه باشگاه، رسانه و هوادار و مهم‌تر از همه، قدرت نه گفتن به مصلحت‌های موقتی و فشارهای بیرونی. در آستانه فصل نقل‌وانتقالات، تأخیر در تصمیم‌گیری یا انتخاب مدیرعاملی که تنها برای رسیدن به صندلی آمده باشد، خسارتی است که در ماه‌های آینده با چالش فنی، نارضایتی هواداران، و تضعیف جایگاه رقابتی خود را نشان خواهد داد. مهره بی‌برنامه، بی‌هویت و بله‌قربان‌گو برای پرسپولیس امروز، سم است نه راه‌حل. هیئت مدیره باید به‌جای صرفاً بررسی گزینه‌ها، یک چارچوب مشخص تهیه کند؛ هر نامزد احتمالی موظف شود پیش از انتصاب، برنامه عملیاتی خود را با تعامل با سرمربی در زمینه‌های زیر ارائه دهد: استراتژی جذب بازیکن (Transfer Policy) نقشه درآمدزایی پایدار (Revenue Model) ساختار آکادمی و توسعه جوانان (Youth Development) نظام شفاف مالی و گزارش‌دهی (Financial Transparency) مدل ارتباط با هوادار و برندینگ (Fan Engagement & Branding) وقت تعارف نیست. پرسپولیس امروز به مدیری نیاز دارد که اهل برنامه باشد، نه اهل حرف. اهل ساختن باشد، نه درگیر شدن. انتخاب این مدیرعامل، تنها تصمیم برای یک فصل نیست؛ این انتخاب، جهت‌گیری آینده باشگاه را تعیین خواهد کرد.

دوشنبه دیر است، امروز را دریابید با توجه به استعفای رسمی رضا درویش از سمت مدیرعاملی باشگاه پرسپولیس، این پرسش جدی مطرح است که چرا هیئت مدیره تصمیم دارد تا دوشنبه آینده برای بررسی این استعفا صبر کند؟ آیا در شرایطی که باشگاه در آستانه فصل نقل و انتقالات قرار دارد، حتی یک روز تأخیر جایز است؟ انتظار می‌رود هیئت مدیره در سریع‌ترین زمان ممکن – حتی امروز – تشکیل جلسه فوق‌العاده دهد، با قاطعیت استعفای مدیرعامل را تأیید کند، با بیانیه‌ای از زحمات ایشان تقدیر نماید و مهم‌تر از همه، بی‌درنگ فرآیند انتخاب جانشین را آغاز کند. زمان به ضرر پرسپولیس در حال گذر است. تیمی با این سطح از توقع هواداری و موقعیت در لیگ، نمی‌تواند با بلاتکلیفی وارد فصل نقل‌وانتقالات شود. تعلل بیشتر، نه تنها برنامه‌ریزی آینده را مختل می‌کند، بلکه به اعتبار باشگاه نیز لطمه می‌زند. پرسپولیس نیازمند تصمیم‌گیری شجاعانه و سریع است. تا دوشنبه صبر نکنید؛ امروز تصمیم بگیرید

حدس و گمان هم می نویسید لااقل بر اساس چارچوب باشد. نوشته اند با حکم احمدی مدیرعامل بانک شهر فلان نفر سرپرست پرسپولیس شد. احمدی آیا طبق چارت می تواند حکم صادر کند؟ باشگاه هیئت مدیره ندارد؟ قانون تجارت کشک؟

رمز گشودن قفل تراکتور؛ فضا را ببند، در زمینشان بجنگ تراکتور تیمی‌ست که در فاز تهاجمی، به‌ویژه در یک‌سوم پایانی میدان، خوب ظاهر می‌شود؛ با چرخش‌های سریع، پاس‌های کوتاه، و حملات برق‌آسا. اما هرچه در حمله آتشین است، در عقب‌ زمین و دفاع، لرزان و آسیب‌پذیر نشان می دهد. رمز مهار این تیم، در دو کلید طلایی نهفته است: ۱. فشار از پیشانی میدان اگر با پرس پرفشار (high pressing) نفس بازی‌سازان تراکتور را در همان گام نخست ببُری، رشته‌های هجومی‌شان از هم می‌پاشد. این تیم زیر فشار منظم و هوشمند، به‌سختی می‌تواند توپ را از زمین خودی خارج کند و از مسیر دلخواه به فاز حمله برسد. 2. مهار توپ در زمین خودشان هرچه مالکیت توپ را به زمین تراکتور بکشی، آن‌ها را بیشتر در تله‌ی ضعف ساختاری‌شان گرفتار می‌کنی. خط دفاع‌شان در پوشش فضا، جای‌گیری و دفع توپ دچار اضطراب است. دروازه‌بان‌شان نیز در خروج‌ها و بازی‌خوانی، گاه لرزان و مردد عمل می‌کند. تراکتور تیمی‌ست که دوست دارد حمله کند، اما فقط وقتی زمین بازی در مشت او باشد. اگر ابتکار عمل را بگیری و میدان را تسخیر کنی، سلاحش کند می‌شود. دل این تیم در زمین حریف می‌تپد؛ آن را به عقب بکشان، تا تپش‌ها به سکته بدل شود.

تبریز؛ شهر میزبانی های عجیب! بعد از اعتراض‌ برخی تیم ها و پرسپولیس و حالا ملوان، حالا دیگر باید پرسید: چرا هیچ‌کس از میزبانی تراکتور راضی نیست؟ از اتفاقات درون زمین و فشار سکوها تا رفتارهای پرتنش، چیزی در تبریز هست که همیشه تیم مهمان را با دردسر مواجه می‌کند. می‌گویند فوتبال باید رقابتی باشد، نه خصمانه. اما انگار در تبریز، بازی بیرون زمین زودتر از سوت آغاز شروع می‌شود. قابل توجه فدراسیونی که هیچ وقت نمی خواهد درست ببیند

چهار شکست در یک فصل؛ چرا کارترون بلای جان پرسپولیس شده است؟ ✍عبدالصمد ابراهیمی شکست‌های متوالی پرسپولیس مقابل سپاهانِ پاتریک کارترون در فصل جاری (چهار باخت در لیگ و جام حذفی) بیش از آنکه به ضعف ساختاری پرسپولیس مربوط باشد، به برتری تاکتیکی و هوش تحلیلی سرمربی فرانسوی سپاهان بازمی‌گردد. کارترون مربی‌ای است که فلسفه‌اش برخلاف بسیاری از مربیان داخلی، مبتنی بر تحلیل کامل حریف است. او به جای تمرکز صرف بر توانایی‌های تیم خودش، ابتدا نقشه‌ی تیم مقابل را می‌خواند و بر مبنای آن ساختار خود را طراحی می‌کند. در بازی‌هایش با پرسپولیس، سه اصل تاکتیکی به‌وضوح مشاهده می‌شود: ۱. خنثی‌سازی نقاط قوت پرسپولیس کارترون با فشرده‌سازی منطقه‌ی میانی و استفاده از بازیکنانی با قابلیت پوشش‌دهی بالا، عملاً ابتکار را از خط هافبک پرسپولیس می‌گیرد. او با بستن فضاهای بین خطوط و ممانعت از پاس‌های عمقی یا بازی‌سازی از عقب، عملاً تیم را از مرکز فرماندهی‌اش جدا می‌کند. ۲. استفاده از ضعف در فاز دفاع انتقالی پرسپولیس در لحظات از دست‌رفتن توپ، پرسپولیس هنوز دچار ضعف در دفاع گذار (transition defense) است. کارترون بارها با طراحی ضدحملات سریع، یا تغییر جهت بازی از یک سمت به سمت دیگر، مدافعان پرسپولیس را در موقعیت‌های یک‌به‌یک و یا دو به سه قرار داده و موقعیت‌سازی کرده است. 3. نابود کردن ساختار هجومی پرسپولیس با پرس منطقه‌ای هوشمند سپاهانِ کارترون از یک پرس منطقه‌ای با بلوک متوسط (mid-block) استفاده می‌کند که به محض ورود توپ به فاز میانی، فعال می‌شود. این شیوه، آزادی عمل بازی‌سازان پرسپولیس را از بین می‌برد و منجر به قطع ارتباط بین خط هافبک و خط حمله می‌شود. به همین دلیل مهاجمان پرسپولیس در اکثر دقایق مقابل سپاهان، ایزوله و بی‌اثرند.دلیل ناکامی عنایت زاده و رفیعی هم همین بود. در کنار این موارد، کارترون به‌خوبی از تنوع تاکتیکی استفاده می‌کند؛ گاهی با ۴-۳-۳، گاهی با ۳-۴-۳ یا حتی ۴-۲-۳-۱ بسته به آرایش پرسپولیس. این انعطاف تاکتیکی، دست برتر او در تقابل‌های مستقیم با تیمی می‌دهد که متأسفانه در اکثر بازی‌ها با یک الگوی تکراری و قابل پیش‌بینی وارد زمین می‌شود. به زبان ساده: کارترون، پرسپولیس را بهتر از خودش می‌شناسد.

از قهرمانی تا قرنطینه ارونوف، ستاره فصل گذشته پرسپولیس، حالا بیشتر از مستطیل سبز، در تخت‌های بیمارستان دیده شده. بازیکنی که سهمی بزرگ در قهرمانی داشت، این فصل با مصدومیت‌های پیاپی و غیبت‌های طولانی، تبدیل به هزینه‌ای سنگین و بی‌ثمر شده. این فقط او نیست؛ لیست مصدومان پرسپولیس هر هفته بلندتر می‌شود و تیم، تاوان آن را با از‌دست‌رفتن امتیازها می‌دهد. وقتی "نیمکت" و سکو بیشتر از "زمین" پرستاره است، قهرمانی فقط یک خاطره می‌شود.

پرسپولیس؛ از نقش‌جهان تا آزادی، چه شد؟ کارتال باید بنشیند و دقیق بررسی کند. همان پرسپولیسی که در جام حذفی، در دل نقش‌جهان، تا پیش از ده‌نفره شدن، سپاهان را خلع سلاح کرده بود، چرا در آزادی حتی یک موقعیت گلِ واقعی نداشت؟ چه بر سر ساختار دفاعی آمد که این‌گونه آشفته و بی‌سازمان شد (disorganized defense)؟ خط هافبکی که در آن دیدار همچون قلبی تپنده عمل می‌کرد، در بازی برگشت به کلی فروپاشید . نه ارتباطی میان خطوط وجود داشت (link-up play)، نه برنامه‌ای برای رساندن توپ به مهاجمان. مهاجم‌ها، نه تنها تغذیه نمی‌شدند، بلکه در بیشتر دقایق عملاً از جریان بازی حذف بودند. پرسپولیسِ د بازی برگشت، فاقد شدت و انرژی لازم در پرس و دفاع جلو بود. نه بازیکن انتقال‌دهنده‌ی موثر از دفاع به حمله داشتیم ، نه کسی که بتواند توپ را در میانه نگه دارد و جریان بازی را کنترل کند (holding midfielder). کارتال باید بداند ریشه‌ی بحران این نیست که ستاره نداریم، بلکه ساختار تیمی است که به سبب سن بالا و جزیره بودن نفرات،از هم پاشیده. وقتی تیم بی‌طرح و بی‌برنامه باشد (no game plan)، حتی اگر مسی و رونالدو را هم بیاوری، نتیجه نمی‌گیری. برای ساختن یک تیم واقعی، باید از قلب زمین شروع کرد. باید پرسپولیس را دوباره با نظم تاکتیکی (tactical discipline)، شجاعت در تصمیم‌گیری و پاکسازی ذهن‌های خسته و اشباع‌شده بازسازی کرد. این قدم اول است؛ نه خریدهای پر زرق‌وبرق، نه وعده‌های رسانه‌ای.

سخنی با کارتال؛ معماری که بنای تازه می‌سازد همین‌که سرمربی ترکیه‌ای پرسپولیس، بعد از شکست مقابل سپاهان لب به سخن گشود و گفت: «این تیم باید بازیکن بزرگ بگیرد»، یعنی درد را شناخته، و درد را که شناختی، درمان نزدیک است. آن‌که در دل طوفان ایستاده و قامت خم نکرده، سزاوار آن است که سکان کشتی را به‌دست گیرد. سال‌هاست که در سایه‌سار نام‌های بزرگ، بازیکن‌سالاری ریشه دوانده؛ باندها ساخته شده‌اند، نه برای پیروزی تیم که برای ماندگاری خود. و حالا اگر کسی آمده تا با تیشه‌ی تدبیر، این شاخه‌های فاسد را از تنه‌ی درخت جدا کند، باید گفت: کنارت هستیم! این، گام نخست است. کارتال اگر آمده تا شالوده‌ای نو بریزد، باید دستش را بوسید. نهال اگر سالم باشد، بی‌تردید روزی درختی تناور خواهد شد، با میوه‌هایی که طعم‌شان نه فقط بر زبان هواداران، که بر دل تاریخ خواهد نشست. تیم را باید از نو ساخت؛ از ریشه، از باور، از غرور. دست در دستِ زمان بگذار، مردِ میدان باش. بگذار این پرسپولیس، نه صرفاً تیمی پرستاره، که تیمی بزرگ باشد؛ تیمی که در آن، نام‌ها پشتِ نامِ پرسپولیس پنهان شوند، نه پرسپولیس پشت نام‌ها.

نقش مدیریت در بحران فعلی پرسپولیس حاج رضا! نه نگو ، برو باشگاه پرسپولیس به عنوان یکی از پرافتخارترین و مردمی‌ترین تیم‌های تاریخ فوتبال ایران، همواره مورد توجه میلیون‌ها هوادار متعصب و دلسوز بوده است. از چنین تیمی، همواره انتظار می‌رود که نه تنها در مستطیل سبز، بلکه در ساختار مدیریتی نیز در بالاترین سطح ممکن عمل کند. در فوتبال حرفه‌ای امروز، مدیریت باشگاه‌ها یکی از ارکان اصلی موفقیت یا شکست تیم‌ها محسوب می‌شود. برخلاف تصور عمومی که عمده توجه را متوجه سرمربی و بازیکنان می‌کند، واقعیت آن است که ساختار مدیریتی پشت پرده هر تیم، زیربنای تمام تصمیمات فنی، مالی، اجرایی و حتی رسانه‌ای باشگاه را تشکیل می‌دهد. در همین راستا، بحران‌های اخیر باشگاه پرسپولیس – از تغییرات کادر فنی در میانه فصل تا افت محسوس کیفیت فنی تیم – نمی‌تواند صرفاً متوجه کادرفنی و بازیکنان باشد، بلکه باید ریشه این نابسامانی‌ها را در نحوه مدیریت باشگاه جست‌وجو کرد. نقش مدیریت در بحران فعلی وقتی در میانه فصل، تیم دچار افت می‌شود، سرمربی تغییر می‌کند و از بازیکنان انتظار تحول می‌رود، پرسش اصلی اینجاست: نقش مدیریت چیست؟ چگونه است که مدیرعامل باشگاه از زیر بار مسئولیت شانه خالی می‌کند و در حاشیه امن باقی می‌ماند؟ مگر نه اینکه انتخاب سرمربی، سیاست نقل‌وانتقالات، تأمین منابع مالی، هماهنگی ساختاری، و حفظ آرامش روانی تیم، همگی بر عهده مدیریت است؟ در ایجاد شرایط فعلی باشگاه، مدیریت نه تنها در انتخاب و قطع همکاری با سرمربیان دچار ضعف و عدم شفافیت بود، بلکه در جذب بازیکنان، تعامل با رسانه، پاسخ‌گویی به هواداران نیز کارنامه‌ای قابل دفاع ارائه نکرده است. مدیریت باشگاه به جای برنامه‌ریزی بلندمدت، گرفتار تصمیمات مقطعی و واکنشی شده و این فقدان یک «نقشه راه» روشن، پرسپولیس را در شرایطی قرار داده که آینده‌ای مبهم و پرتنش در انتظار آن است. پایان دوره آقای درویش با توجه به تحولات اخیر، این واقعیت بیش از پیش روشن شده است که دوران مدیریت رضا درویش بر پرسپولیس، به سر آمده است. خسته نباشید، اما دیگر کافی است. حضور بیشتر شما در رأس باشگاه نه تنها گرهی از مشکلات باز نمی‌کند، بلکه شرایط را پیچیده‌تر می‌سازد. هواداران پرسپولیس – که صاحبان واقعی این تیم هستند – بارها و بارها اعتراض خود را به شکلی مدنی و شفاف اعلام کرده‌اند. انتظار می‌رود درویش نیز این صدا را بشنود و تصمیمی در شأن و در راستای منافع باشگاه اتخاذ کند: کنار رفتن محترمانه و واگذاری سکان مدیریت به چهره‌ای علمی، متخصص، کاربلد و با برنامه. چه باید کرد؟ پرسپولیس امروز نیازمند مدیریتی نو، با ذهنیت حرفه‌ای، برنامه‌محور و شفاف است. مدیریتی که بتواند ساختار باشگاه را از اساس بازسازی و اعتماد عمومی را احیا کند و از تیمی که سرمایه اجتماعی عظیمی در اختیار دارد، دوباره قهرمان بسازد. باید میان فضا سازی رسانه‌ای و کارآمدی مدیریتی تفکیک قائل شد. فوتبال امروز بیش از هر زمان دیگری به تخصص، انضباط سازمانی و مدیریت منابع نیاز دارد. در پایان، باید گفت که هیچ تیم بزرگی بدون مدیریت بزرگ، به افتخار نمی‌رسد. پرسپولیس باید دوباره بزرگ شود، و این مسیر، از تغییر در مدیریت آغاز می‌شود.تعلل هیئت مدیره در این باره مشکلات را بیشتر خواهد کرد. اینکه بگویند قرار نیست درویش گل بزند توجیه خوبی نیست. درویش باید گلساز به خدمت می گرفت تا تیم گل بزند. اینگونه نکرد و حالا خودش به ته خط رسیده است. دیگر نباید نه بگوید. وقت جدایی است.

مدافعانی که ندویدند، ندرخشیدند پرسپولیس در فصل جاری از ضعف جدی در کناره‌های خط دفاعی رنج برد. میلاد محمدی در چپ و ایوب العملود در راست، هرگز نتوانستند انتظارات را برآورده کنند. فرجی در مقطعی عملکرد قابل‌قبولی داشت، اما در ادامه در همان چرخه افت گرفتار شد. براجعه هم تجربه‌ لازم را نداشت و بازی‌هایش بیشتر یادآور آزمون و خطا بود تا ثبات. در تیمی که از کناره‌ها انتظار خلق موقعیت و دفاع مستحکم می‌رود، پرسپولیس نه در فاز دفاعی مطمئن بود و نه در فاز هجومی مؤثر. برای بازگشت به روزهای موفق، ترمیم جدی در این پُست‌ها ضروری است.

برای شاهین بهرام نژاد و بازنشستگی اش صدایی که ماند، صدایی که خواهد ماند ✍عبدالصمد ابراهیمی بعضی صداها فقط روایت نمی‌کنند، زندگی می‌بخشند. شاهین بهرام‌نژاد از آن صداهایی‌ست که وقتی گزارش می‌کرد، توپ نه فقط در میدان که در دل تماشاگر می‌دوید. صدایش با نفسِ فوتبال بوشهر گره خورده، با نبض مردم، با تپش‌های استادیوم شهید بهشتی. "بزن عبدالله!" فقط یک جمله نبود؛ یک تپشِ جمعی بود، لحظه‌ای که صدای او به همهمه یک شهر پیوند خورد. حالا که شاهین عزیز پس از سال‌ها مجری‌گری، گزارش، پژوهش و روایت، از قاب صداوسیما کنار می‌نشیند، فقط از یک شغل خداحافظی نمی‌کند؛ از بخشی از خاطرات نسل‌ها دل می‌کند. اما صداهایی از این جنس بازنشسته نمی‌شوند؛ فقط از قاب بیرون می‌روند و در قلب‌ها ماندگار می‌شوند. اهالی رسانه، فوتبال و فرهنگ، مدیون صداقت و سادگی و سواد اویند؛ مردی که بی‌هیاهو آمد، ماند، ساخت، و حالا بی‌ادعا می‌رود. جای خالی‌اش نه فقط پشت میکروفن، که در حال‌و‌هوای صداوسیما و خاطرات فوتبالی ما محسوس خواهد بود. برای شاهین بهرام‌نژاد، این صدای همیشه آشنا، آرزوی موفقیت، آرامش و استمرار در روایت‌های دیگرِ زندگی داریم. خسته نباشی، رفیق صدا.

شکست بی‌بهانه؛ آغاز یک بازنگری پرسپولیس این‌بار مقابل سپاهان آن‌چنان شکست خورد که جای هیچ غر زدن و توجیهی باقی نماند. این باختِ بی‌بهانه، اگرچه تلخ است، اما می‌تواند نقطه آغازی باشد برای یک نگاه واقع‌بینانه و بدون فرافکنی به وضعیت تیم. دیگر نه داور، نه زمین، نه بدشانسی هیچکدام بهانه توجیه باخت نیستند؛ فقط کمبود کیفیت، افت انگیزه و خستگی ساختاری. از مدیریت تا ترکیب بازیکنان، پرسپولیس نیاز به بازسازی دارد. شاید این شکست، بهترین فرصت برای آغاز فصل جدیدی از بازنگری باشد؛ اگر چشم‌ها را نبندیم.اگر "مدیر" مدیر باشد.

بازی دادن به جوانان خوب است، اما نه در حساس‌ترین میدان‌ها استفاده از بازیکنان جوان یکی از ضرورت‌های توسعه فوتبال حرفه‌ای است، اما زمان و شرایط میدان دادن به آن‌ها، نقشی تعیین‌کننده در روند رشدشان دارد. بازی سنگین مقابل سپاهان، آن هم در کوران رقابت قهرمانی، فرصت مناسبی برای آزمون و خطای بازیکنان کم‌تجربه نبود. میدان دادن به بازیکنی مثل براجعه در دفاع راست و عنایت‌زاده در خط میانی، در حالی که بازی از لحاظ فنی و روانی پیچیده بود، نتیجه مثبتی نداشت. در چنین دیدارهایی، فشار روانی و سرعت بالای بازی می‌تواند نه‌تنها عملکرد بازیکنان جوان را تحت تأثیر قرار دهد، بلکه به تیم نیز آسیب بزند. جوان‌گرایی باید تدریجی، برنامه‌ریزی‌شده و در مسابقات کم‌فشار و دقایق محدود آغاز شود؛ نه در دیداری که نتیجه‌اش ممکن است سرنوشت یک فصل را تغییر دهد.

چهارمین شکست برابر سپاهان؛ تصویری واضح از ناهماهنگی و نوسان ساختاری ✍عبدالصمد ابراهیمی پرسپولیس در این فصل برای چهارمین بار مغلوب سپاهان شد؛ شکست‌هایی که به‌وضوح نشان می‌دهند تیم کارتال در این فصل نه ثبات تاکتیکی داشته، نه ابزارهای لازم برای پاسخ به چالش‌های فنی تیم‌های سطح بالا را در اختیار دارد. شکست در دور رفت لیگ، از دست دادن سوپرجام، حذف از جام حذفی و حالا باخت در بازی برگشت لیگ، همه گواه بر این است که پرسپولیس نه‌تنها در مسیر قهرمانی نیست، بلکه از بسیاری جهات دچار افول ساختاری شده است. در دیدار مقابل سپاهان، بار دیگر یکی از بزرگ‌ترین ضعف‌های پرسپولیس در کنار ضعف در دفاع آشکار شد: ناتوانی خط هافبک در انتقال سریع توپ و خلق موقعیت. هافبک‌های پرسپولیس در فاز گذار (transition) بسیار کند عمل کردند و نتوانستند ریتم بازی را به سود خود تغییر دهند. تیم در ساختار بازی‌سازی از عقب زمین (build-up) نه پویایی لازم را داشت، نه ارتباط مؤثری بین خط دفاع و حمله برقرار شد. همین مسأله موجب شد که عملاً مهاجمان پرسپولیس در بیشتر دقایق بازی در انزوا قرار بگیرند و صرفاً با ارسال‌های بلند و بی‌هدف تغذیه شوند؛ روشی که بارها توسط مدافعان سپاهان قطع و خنثی شد. سپاهان اما باهوش‌تر و واقع‌بینانه‌تر بازی کرد. تیم اصفهانی با استفاده از گردش توپ هدفمند و کنترل بازی در نیمه دوم، بدون آن‌که نیاز به ریسک بالا داشته باشد، توانست جریان بازی را مدیریت کند. بازیکنان این تیم با حفظ آرامش و تسلط تاکتیکی، اجازه ندادند پرسپولیس به فضای پشت خط دفاعی دست یابد. به همین دلیل بود که پیام نیازمند، دروازه‌بان سپاهان، یکی از بی‌دردسرترین بازی‌های فصل خود را سپری کرد. یکی دیگر از ضعف‌های پرسپولیس در این بازی، نبود برنامه حمله مشخص و تنوع تاکتیکی بود. تیم کاملاً یکنواخت، قابل‌پیش‌بینی و با تمرکز افراطی بر جناحین بازی کرد؛ بدون طراحی حمله از عمق، بدون تغییر آرایش در شرایط بحرانی و بدون تعویض‌هایی که بتوانند تغییری در روند بازی ایجاد کنند. نبود «پلن دوم» در ساختار فنی پرسپولیس بار دیگر در این مسابقه مشهود بود. نوسانات عملکردی پرسپولیس در این فصل – از جمله باخت به شمس آذر، توقف برابر استقلال خوزستان، پیروزی شکننده مقابل نساجی، و حالا شکست مقابل سپاهان – نشان می‌دهد که تیم از منظر فنی، روانی و بدنی، دچار افتی چندوجهی است. فشردگی برنامه‌ها، تعطیلات طولانی‌مدت بدون مدیریت مناسب بازی ها، و به‌ویژه خالی بودن نیمکت از بازیکنانی که بتوانند در لحظات سخت بازی را برگردانند، همگی دلایلی هستند که پرسپولیس را از قواره تیمی مدعی قهرمانی خارج کرده‌اند. در نهایت، اگر تغییری جدی در ساختار ذهنی، جسمی و تاکتیکی این تیم ایجاد نشود،و البته مدیریت قرار باشد با همین ایده ها مدیریت کند پرسپولیس نه‌تنها باز هم جام را از دست خواهد داد، بلکه حتی ممکن است به استقلال دیگری تبدیل شود.

پرسپولیس در تعطیلات ماند؛ تیمی که از سفر نوروزی بازنگشت ✍عبدالصمد ابراهیمی پرسپولیس در واپسین روزهای اسفندماه، با بردی مقتدرانه برابر ملوان و کسب سه امتیاز شیرین، خود را بار دیگر به مسیر قهرمانی بازگردانده بود. تیمی منسجم، با انگیزه و امیدوار، که روندی رو به رشد را طی می‌کرد و هوادارانش را به آینده‌ای روشن دلگرم ساخته بود. اما گویا تعطیلات فیفا دی و وقفه نوروزی نه‌تنها بدن‌های بازیکنان را خسته نکرد، بلکه روح تیم را نیز در همان تعطیلات گذاشت. آنچه از ۹ فروردین به بعد در زمین دیده شد، پرسپولیسی نبود که هواداران در اسفند دیده بودند. شکست مقابل شمس آذر، تساوی ناامیدکننده برابر استقلال خوزستان در تهران، پیروزی لرزان برابر نساجی – که اگر ضربه پنالتی دقیقه پایانی حریف گل می‌شد، شاید حتی همان یک برد هم به‌دست نمی‌آمد – و حالا نیمه اولی ضعیف برابر سپاهان با دریافت دو گل؛ همگی نشان از تیمی دارد که از نظر روانی و تاکتیکی دچار افتی جدی شده است. اینکه چه اتفاقی در این مدت برای تیم رخ داده، پرسشی‌ست که باید در سطح فنی و مدیریتی پاسخ داده شود. آیا تمرینات آماده‌سازی در تعطیلات به درستی انجام نشده؟ آیا رختکن تیم دچار خلأ انگیزشی‌ست؟ آیا کادر فنی نتوانسته بازیکنان را پس از وقفه‌ها به سطح آمادگی پیشین بازگرداند؟آیا تیم پا به سن گذاشته دچار کمبود توان جسمی شده؟ هر چه هست، نتیجه آن را به‌وضوح در زمین می‌توان دید: تیمی بی‌رمق، فاقد نظم، بی‌برنامه در حمله و شکننده در دفاع. تعطیلات برای تیم‌های مدعی، باید فرصت باشد؛ فرصتی برای ترمیم، تمرکز و تجدید قوا. اما پرسپولیس، این وقفه را به نقطه گسست تبدیل کرده است. گویی تیمی که اسفند را با قدرت به پایان رساند، نوروز را بهانه‌ای برای توقف انتخاب کرد و دیگر بازنگشت. شاید وقت آن رسیده که به برخی بگویند: «سال نو تمام شده است؛ لیگ همچنان ادامه دارد. حداقل برای سهمیه.» -

علی پروین را بیارید جای کارتال. حسن زاده نگفته الفاظ مثبت ۱۸ به بازیکن خودی تو رختکن هم کسر امتیاز داره یا نه؟

ما تا هفته سیزدهم فصل بعد هم بازی نکنیم اصلا ، استقلال به ما نمی رسه. پس کاری به بازی های بالانشین ها نداشته باشند

آخرین باری که تو ۱۵ دقیقه اول دو گل خوردیم فکر کنم ۱۵ اسفند ۱۳۷۰ و دربی ۳۵ بود که مرفاوی و ورمزیار دقایق ۸ و ۱۵ گل زدند. این چه نوع بازی کردنه؟