en
Feedback
یک رمان؛ حآمیِ نویسندگان

یک رمان؛ حآمیِ نویسندگان

Open in Telegram

Official Channel | 1Roman Writers Forum forum.1roman.ir Contact: @Roshanakg_m

Show more
3 699
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-230 days
Posts Archive
به صبح می‌رسد، این روزگارِ دائم شب ‌- سید‌تقی‌سیدی🌱 ( 𝐘𝐄𝐊 𝐑𝐎𝐌𝐀𝐍 )

📚نام رمان: یاس ✍🏻نویسنده: نیایش آرا ⛓فرمت: pdf ( 𝐘𝐄𝐊 𝐑𝐎𝐌𝐀𝐍 )

💯#معرفی_رمان 📚نام رمان: #یاس ✍🏻نویسنده: #نیایش_آرا 📝ژانر: #عاشقانه 📄خلاصه: یاس وابسته ی پسری به نام امیر میشه که از همسرش جداشده ویک بچه داره.پدر یاس مخالف وامیرم پشیمون میشه.توهمین جریانات ارشام به خواستگاری یاس میاد وباهم ازدواج میکنن .امااز شانس بد یاس امیر شوهر دختر خاله ارشام که باعث میشه مقدمه:خبر خوب این است که روزی کسی می یاید.درمیان روزهای خاکستری تان دست هایتان را خواهد گرفت! گرم تروهزار بار عاشقانه تر کسی که شبیه به افتاب بعد از یک روز برفی به تن روزهای سردتان میچسبید   #رمان ( 𝐘𝐄𝐊 𝐑𝐎𝐌𝐀𝐍 )

خدایا برای همه اون روزایی که صبر کردیم، جبران کن طوری که بگیم می‌ارزید.. ⊹ ✦ 。 ( 𝐘𝐄𝐊 𝐑𝐎𝐌𝐀𝐍 )

امشب فقط یک چیز بنویس که دوست داری فردا بهتر باشد. نه چرا، نه چگونه؛ فقط همان یک چیز. ⊹ ✦ 。 ( 𝐘𝐄𝐊 𝐑𝐎𝐌𝐀𝐍 )

«‏أكثر ما يؤلم أن يتمنى الإنسان حقه» - دردناک‌ ترین چیز آن است که انسان حقش را ‏آرزو کند... ⊹ ✦ 。 ( 𝐘𝐄𝐊 𝐑𝐎𝐌𝐀𝐍 )

این روزها با کسی بحث نکنید هر کسی، هر آنچه باید می‌دید، دید و هر آنچه باید می‌فهمید، فهمید هر کس هم نفهمید سودش در نفهمیدن بود. ⊹ ✦ 。 ( 𝐘𝐄𝐊 𝐑𝐎𝐌𝐀𝐍 )

✍🏻#چالش_نویسندگی یک متن کوتاه بنویس درباره‌ی «پدر». می‌تواند درباره‌ی: ✦ بودنش باشد ✦ نبودنش باشد ✦ خاطره‌ای از او ✦ یا چیزی که از او مانده آزاد هستی که اسم ببری، خطاب کنی، یا فقط نشانه‌اش را بنویسی. (متن می‌تواند واقعی، داستانی یا شاعرانه باشد) 📌 هر نفر یک متن 📌 هیچ قضاوتی در کار نیست؛ فقط نوشتن ⊹ ✦ 。 ( 𝐘𝐄𝐊 𝐑𝐎𝐌𝐀𝐍 )

امروز زمین، نامِ عدالت را صدا زد و آسمان، با نامِ علی پاسخ داد. ولادت امام علی (ع) مبارک✨ ⊹ ✦ 。 ( 𝐘𝐄𝐊 𝐑𝐎𝐌𝐀𝐍 )

زمستان فصلِ آهسته‌هاست؛ هم فکر، هم نوشتن، هم دل. شب آرامی داشته باشید. ⊹ ✦ 。 ( 𝐘𝐄𝐊 𝐑𝐎𝐌𝐀𝐍 )

Bakhte Sookhte@yek_roman.pdf4.43 MB

💯#معرفی_رمان 📚نام رمان: #بخت_سوخته ✍🏻نویسنده: #آلباتروس 📝ژانر: #جنایی #عاشقانه 📄خلاصه: آن اتفاق، همان اتفاقی که نباید می‌افتاد و افتاد، همانی که باعث مرگ یکی‌شان شد، ظاهراً حادثه‌ای بیش نبود؛ اما چه کسی دید؟ چه کسی زوزه‌های چشمان پلید را شنید؟ که پوزخندهای مرموز پشت این حادثه را دید؟ باور بر این بود که دیگر تمام شده، دیگر نزاعی نخواهد بود؛ ولی آن اتفاق شروع دوره جدید بازی بود، بازی‌ که مرحله‌به‌مرحله‌اش با نفرت بنا شد و منجر به مرگ او و برافراشته شدن پرچم فراق بر روی قله عشق شد!   #رمان ( 𝐘𝐄𝐊 𝐑𝐎𝐌𝐀𝐍 )

💯#معرفی_رمان 📚نام رمان: #بخت_سوخته ✍🏻نویسنده: #آلباتروس 📝ژانر: #جنایی #عاشقانه 📄خلاصه: آن اتفاق، همان اتفاقی که نباید می‌افتاد و افتاد، همانی که باعث مرگ یکی‌شان شد، ظاهراً حادثه‌ای بیش نبود؛ اما چه کسی دید؟ چه کسی زوزه‌های چشمان پلید را شنید؟ که پوزخندهای مرموز پشت این حادثه را دید؟ باور بر این بود که دیگر تمام شده، دیگر نزاعی نخواهد بود؛ ولی آن اتفاق شروع دوره جدید بازی بود، بازی‌ که مرحله‌به‌مرحله‌اش با نفرت بنا شد و منجر به مرگ او و برافراشته شدن پرچم فراق بر روی قله عشق شد!   #رمان ( 𝐘𝐄𝐊 𝐑𝐎𝐌𝐀𝐍 )

و خدا دوباره تورا جمع و جور خواهد کرد؛ چنان که گویی هرگز از هم نپاشیده بودی. ( 𝐘𝐄𝐊 𝐑𝐎𝐌𝐀𝐍 )

ای دل صبور باش و مخور غم که عاقبت اين شام صبح گردد و اين شب سحر شود. - ‌خواجوی ‌کرمانی ( 𝐘𝐄𝐊 𝐑𝐎𝐌𝐀𝐍 )

📚نام رمان: بزرگ زاده متواری ✍🏻نویسنده: ماها کیازاده ⛓فرمت: pdf ( 𝐘𝐄𝐊 𝐑𝐎𝐌𝐀𝐍 )

💯#معرفی_رمان 📚نام رمان: #بزرگ‌زاده_متواری ✍🏻نویسنده: #ماها_کیازاده 📝ژانر: #عاشقانه #تاریخی 📄خلاصه: عشق شاهدخت به او لحظه به لحظه بیشتر می‌شد، دلداده‌تر می‌شد؛ اما زندگی ورق جدیدش را نمایان کرد و فاصله‌ای طولانی بین آن‌ها انداخت. سرانجام زمانی که شعله‌های عشق‌ِ پدرام قصر را می‌سوزاند، زمانی که کلمه‌ی متواری کنار اسم شاهدخت قرار گرفت، زمانی که عشقی جدیدی در قلب کوچک قُل شاهدخت شکوفه زد او… . برای خواندن فصل دوم حتماً فصل اول (رمان زیبای سلطنتی) را مطالعه کنید. #رمان ( 𝐘𝐄𝐊 𝐑𝐎𝐌𝐀𝐍 )

مثلا گیج و بی‌خبر از خواب بلند شوی، رادیو را روشن کنی و بشنوی: «خبری نیست، پا روی پا بیندازید، چایتان را بنوشید، به موزیک‌های آرام گوش کنید، کتاب بخوانید، عاشق باشید و غمتان نباشد؛ قرار نیست هیچ اتفاق خاصی بیفتد...» مثلا روزت را با صدای آواز گنجشک‌ها و شیطنت‌های ابرها و آفتاب شروع کنی. مثلا چشم باز کنی و همه چیز خوب باشد، مثلا هیچ روزنه‌ای برای نگرانی نباشد و زمین سیاره‌ی آرام و دنجی شده باشد برای زیستن... -نرگس صرافیان طوفان ( 𝐘𝐄𝐊 𝐑𝐎𝐌𝐀𝐍 )

باشد که رها شویم از رنجی که، به قولِ شاملو، از آنِ ما نیست! ( 𝐘𝐄𝐊 𝐑𝐎𝐌𝐀𝐍 )