Nima Mohyeddin
Open in Telegram
دفتر یادداشت های مجازی من از فلسفه، علم، اسطوره... @nima_mohyeddin ارتباط با ادمین: @NimaMohyeddin
Show more430
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-830 days
Data loading in progress...
Similar Channels
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+5
in 0 channels
August '26
+14
in 1 channels
Get PRO
July '26
+8
in 1 channels
Get PRO
June '26
+10
in 0 channels
Get PRO
May '26
+18
in 1 channels
Get PRO
April '26
+2
in 0 channels
Get PRO
March '26
+2
in 0 channels
Get PRO
February '26
+38
in 0 channels
Get PRO
January '26
+8
in 0 channels
Get PRO
December '25
+17
in 0 channels
Get PRO
November '25
+9
in 0 channels
Get PRO
October '25
+36
in 2 channels
Get PRO
September '25
+15
in 0 channels
Get PRO
August '25
+18
in 0 channels
Get PRO
July '25
+13
in 0 channels
Get PRO
June '25
+10
in 0 channels
Get PRO
May '25
+17
in 0 channels
Get PRO
April '25
+27
in 1 channels
Get PRO
March '25
+54
in 3 channels
Get PRO
February '25
+29
in 0 channels
Get PRO
January '25
+52
in 1 channels
Get PRO
December '24
+46
in 2 channels
Get PRO
November '24
+70
in 1 channels
Get PRO
October '24
+40
in 0 channels
Get PRO
September '24
+5
in 0 channels
Get PRO
August '24
+5
in 0 channels
Get PRO
July '24
+5
in 0 channels
Get PRO
June '24
+3
in 0 channels
Get PRO
May '24
+6
in 1 channels
Get PRO
April '24
+5
in 1 channels
Get PRO
March '24
+22
in 1 channels
Get PRO
February '24
+14
in 1 channels
Get PRO
January '24
+4
in 0 channels
Get PRO
December '23
+3
in 0 channels
Get PRO
November '23
+11
in 0 channels
Get PRO
October '23
+5
in 0 channels
Get PRO
September '23
+6
in 0 channels
Get PRO
August '23
+4
in 0 channels
Get PRO
July '23
+5
in 0 channels
Get PRO
June '23
+7
in 0 channels
Get PRO
May '23
+8
in 0 channels
Get PRO
April '23
+34
in 0 channels
Get PRO
March '230
in 0 channels
Get PRO
February '23
+1
in 0 channels
Get PRO
January '23
+11
in 0 channels
Get PRO
December '22
+4
in 0 channels
Get PRO
November '22
+1
in 0 channels
Get PRO
October '22
+12
in 0 channels
Get PRO
September '22
+15
in 0 channels
Get PRO
August '22
+4
in 0 channels
Get PRO
July '22
+6
in 0 channels
Get PRO
June '22
+12
in 0 channels
Get PRO
May '22
+9
in 0 channels
Get PRO
April '22
+8
in 0 channels
Get PRO
March '22
+6
in 0 channels
Get PRO
February '22
+5
in 0 channels
Get PRO
January '22
+11
in 0 channels
Get PRO
December '21
+2
in 0 channels
Get PRO
November '21
+11
in 0 channels
Get PRO
October '21
+4
in 0 channels
Get PRO
September '21
+8
in 0 channels
Get PRO
August '21
+10
in 0 channels
Get PRO
July '21
+6
in 0 channels
Get PRO
June '21
+2
in 0 channels
Get PRO
May '21
+207
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 10 September | 0 | |||
| 09 September | 0 | |||
| 08 September | 0 | |||
| 07 September | +1 | |||
| 06 September | +2 | |||
| 05 September | +1 | |||
| 04 September | 0 | |||
| 03 September | +1 | |||
| 02 September | 0 | |||
| 01 September | 0 |
Channel Posts
روایتی از سکوتِ نخستین و حضورِ گربهها
در دلِ این هیاهوی نامتناهی و آشوبِ برخاسته از توهمِ مالکیت، گربهها حضورِ نابِ سکوتِ نخستیناند. آنها آمدهاند تا به انسانِ شتابزده و در بندِ دویدن، اصالتِ «بودنِ خالص» را هشدار دهند.
در ژرفای حکمتِ کهن، ماه پارهای جداافتاده از همین خاک بود و گربه، این موجودِ زمینی، پیوندی پنهان و شگرف با ماه دارد؛ پیوندی که آینهدارِ عمیقترین لایههای روان و ناخودآگاهِ ماست. در این آیینِ دیرینه، او از نیروی ماه و شعلهی سیارهی زهره بهره برده است؛ ماه، غرایز و جریانِ زمینیِ وجودش را بیدار میکند و زهره، لطافتِ مهرورزیاش را صیقل میدهد. گربهها با این پیوندِ کیهانی، امانتدارانِ رازهای درون و عواطفِ جاریِ هستیاند.
اگر گربهها را فرشتگانِ این خاک میدانیم، نه از آن روست که بالی برای پریدن دارند، بلکه از آن جهت که گوهرِ درونشان را به بندِ هیچ وابستگی و قفسی نمیکشند. فرشتهبودن در مرامِ آنها یعنی زیستن در نهایتِ رهایی؛ یعنی همسفر بودن با تو، در عینِ اسیرِ تو نبودن. آنها تجسمِ زندهی نیروی خاموش در نقطهی صفرِ زماناند که با چشمانی لبریز از سکوتِ ازلی، راهِ بازگشت به خویشتنِ اصیل را پیشِ روی ما میگذارند.
فرشتهی زمینی بودن یعنی چه؟
گربه باری از گذشته بر دوش نمیکشد و فردایی را به گرو برنمیدارد؛ او معنای محضِ «اکنون» است.
او در کنارِ توست، اما ملکِ طلقِ تو نیست؛ حضوری است فاقدِ زنجیر و مالکیت.
چشمهایش آینهای است که بازتابِ همان سکوتِ نخستین را به جان میتاباند؛ سکوتی که پیش از هبوطِ نامها و زبان، وطنِ جانِ ما بود.
گربهها بر این خاک قدم برمیدارند تا ما بیاموزیم چگونه بیهیچ تقلا و زحمت، نفس بکشیم و تنها با «بودن» حضور یابیم. آنها فرشتگانی با جامهی نرمِ سکوتاند.
اکنون باید پرسید: در این شلوغیِ پرهیاهوی روزمره، آیا ما تابِ تحملِ این همه رهایی و سکوتِ زندهای را داریم که در ژرفای چشمهایشان موج میزند؟
👤#نیما_محی_الدین
@Nima_Mohyeddin
| 2 | No text... | 41 |
| 3 | درد، پیش از آنکه زبانی برای گفتن داشته باشد، جغرافیاست. ما دردِ دیگری را با واژگان نمیشناسیم؛ با «تن» میفهمیم. آنکس که خود در کورهی درون میسوزد، نیازارد و نپرسد که نشانهی سوختن کجاست؛ زیرا رمهی آتش، زبانِ هم را بدونِ حرف میشناسد.
آدمیان معمولاً به دنبالِ نشانههای بیرونیند؛ به دنبالِ دودند تا بفهمند خانهای آتش گرفته است. اما کسی که خود تندیسِ در آتش است، از گرمای هوا میفهمد که دیگری هم در این حوالی به خاکستر نشسته است. درد، وزن دارد؛ سنگینیاش در تنِ همدرد انعکاس مییابد، پیش از آنکه نگاهی تلاقی کند یا کلمهای جاری شود.
همدردی، ترجمه نیست؛ همسفری در تماشاخانهای است که سقفاش فرو ریخته است. آنکه درد را زیسته باشد، نیازی به روایت ندارد؛ او سایهی درد را بر دیوارِ خاموشِ نگاهِ دیگران، پیش از هر کسِ دیگری میخواند.
👤 #نیما_محی_الدین
@Nima_Mohyeddin | 51 |
| 4 | درد، پیش از آنکه زبانی برای گفتن داشته باشد، جغرافیاست. ما دردِ دیگری را با واژگان نمیشناسیم؛ با «تن» میفهمیم. آنکس که خود در کورهی درون میسوزد، نیازارد و نپرسد که نشانهی سوختن کجاست؛ زیرا رمهی آتش، زبانِ هم را بدونِ حرف میشناسند.
آدمیان معمولاً به دنبالِ نشانههای بیرونیند؛ به دنبالِ دودند تا بفهمند خانهای آتش گرفته است. اما کسی که خود تندیسِ در آتش است، از گرمای هوا میفهمد که دیگری هم در این حوالی به خاکستر نشسته است. درد، وزن دارد؛ سنگینیاش در تنِ همدرد انعکاس مییابد، پیش از آنکه نگاهی تلاقی کند یا کلمهای جاری شود.
همدردی، ترجمه نیست؛ همسفری در تماشاخانهای است که سقفاش فرو ریخته است. آنکه درد را زیسته باشد، نیازی به روایت ندارد؛ او سایهی درد را بر دیوارِ خاموشِ نگاهِ دیگران، پیش از هر کسِ دیگری میخواند.
👤#نیما_محی_الدین
@Nima_Mohyeddin | 1 |
| 5 | نگاه، تنها بازتابِ نور در شبکهی چشم نیست؛ شعاعی از نفس است که بر پهنهی ماده مینشیند. آنچه در حکمتِ باطن و سنتهای کهن «چشمزخم» خوانده میشود، خرافه نیست؛ موجی برخاسته از باطن است که تعادلِ هستیِ اشیاء و جانها را بر هم میزند.
این جریان، سه سرچشمه دارد:
رشک و حسد: تلاقیِ خشمِ درون با کراهت از حضورِ نعمت در دیگری؛ سنگینترین و تیرهترین موجِ تخریب که نظامِ تعادل را میدراند.
غفلتِ تحسین: عشق و شگفتیِ عریانی که بر زیبایی میتابد، اما از یادِ برکت تهی است. این نگاهِ بیذکر، ناخودآگاه سیستمِ پیرامونِ خود را میشکند.
اقتدارِ نفس: تکیه بر نیرویِ متراکمِ ارادهای سنگین یا ریاضتی خاموش؛ نگاهی که به اراده، فرآیندِ فرسایش را آغاز میکند.
شعاعِ این اصابت، سه مرز را در بر میگیرد: تن را به انحطاطِ تب و بیدلی میکشد، مال را به تباهی و افول میبرد، و بخت را در گرهِ کورِ روزگار اسیر میکند.
در آینهی دین، «عینالحق» شناخته شد؛ نیرویی که قوامِ ماده را در هم میشکند، چنانکه شتر را به دیگِ هلاکت میرساند و انسان را به گور. و علاجِ آن، بازگشت به پناهگاهِ ذکر است؛ ایستادن در طمأنینهی «ما شاء الله»، پناه بردن به حرزِ معوذتین، و خاموش کردنِ آتشِ بلا با صدقهی پنهان.
👤#نیما_محی_الدین
@Nima_Mohyeddin | 60 |
| 6 | No text... | 54 |
| 7 | حک کردنِ خط و نشان بر پوست، فریادِ آزادی نیست؛ تقلایی است خاموش برای پوشاندنِ تهیبودنِ درون با جوهر و رنگ. ذهنِ ترسخورده، تصویرِ جعلیِ «من» را با سوزن بر تن میدوزد تا از مواجهه با حقیقتِ خالیِ خود بگریزد.
👤#نیما_محی_الدین
@Nima_Mohyeddin | 81 |
| 8 | «گذر از ماشینِ زمان و سکوتِ آگاهی»
تا زمانی که ذهن در چرخدندههای مکانیکیِ زمانِ خطی (گذشته، حال و آینده) اسیر است، اصالتِ وجود در پردهای از توهم پنهان میماند. شناخت خویشتن و فروپاشی ایگو، نیازمند جراحیِ رادیکالِ مفاهیم و برچسبهای ذهنی است. علم نیز در این مسیر، ابزاری برای انباشت اطلاعات نیست؛ بلکه بازخوانیِ نظم پنهان در ساختار ماده و طبیعت است تا انسان را از سطحِ فرمهای ظاهری عبور دهد. با رهایی از مناسک خشک و قالبهای قشری، و با روی آوردن به خردورزی مستقل و حضور ناب، آگاهی از پشت واژگان سر برمیآورد و به آستانهی سکوتِ بیواسطه میرسد. خود را در این لحظه فراموش کن، تا حقیقتِ جاریِ هستی در تو و جهان یکی شود.
👤#نیما_محی_الدین
@Nima_Mohyeddin | 83 |
| 9 | این نوع زندگی که ما امروزه داریم، زندگی نیست، رکود است. مرگ در حال زندگی است. به تمام این خانههای لعنتی نگاه کن و همینطور به افراد بیهدف داخل آنها!
گاهی اوقات فکر میکنم ما همه جسد هستیم؛ فقط فرقمان با جسد این است که در حالی که ایستادهایم، در حال پوسیدنیم...
📚#همه_جا_پای_پول_در_میان_است
👤#جورج_اورول
@Nima_Mohyeddin | 77 |
| 10 | یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ
یَا مُدَبِّرَ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ
یَا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَ الْأَحْوَالِ
حَوِّلْ حَالَنَا إِلَی أَحْسَنِ الْحَالِ
ای دگرگونکنندهی دلها و دیدگان،
ای تدبیرکنندهی شب و روز،
ای گردانندهی سالها و حالوروزها،
حال ما را به نیکوترین حال دگرگون ساز.
@Nima_Mohyeddin | 92 |
| 11 | در حریمِ تماشای من، منظرهای تنیده است که از چشمِ عابرانِ بیگانه با راز پنهان مانده؛ و چقدر سنگین است بارِ این تماشا در کفِ جماعتی که خیرهاند و از دیدن جز کورسویی نمیفهمند و هرگز نمیپرسند این تندیسِ خاموش از کدام تماشاخانه آتش گرفته است...
👤#نیما_محی_الدین
@Nima_Mohyeddin | 77 |
| 12 | مسئولیتپذیری، انتخابی اخلاقی یا تکلیفی تحمیلی نیست؛ هنگامی آغاز میشود که انسان دیدنِ خود در نقش قربانی را به پایان ببرد و دست از توجیهگری بکشد. این دیدنِ بیواسطه، همان آتشِ آگاهی است.
در سکوتِ ژرفِ درون، زمانی که سازوکارهای فریبکارانهی نفس (فرار از اضطراب، تقلا برای برتری، و توهمِ شایستگی) بدون قضاوت مشاهده و عریان شوند، تمامی آن ساختارهای ذهنی و نقشههای بقا فرو میپاشند. در این رؤیتِ ناب، تمنایِ ذهنی برای «بهتر شدن» که خود فراری است از حقیقتِ لحظه، رنگ میبازد. عملِ اصیل نه از تئوری زاده میشود و نه از میلِ منِ مصنوعی؛ بلکه زمانی جاری میشود که خودفریبی کاملاً پایان یافته باشد و این، خودِ زندگی است.
👤#نیما_محی_الدین
@Nima_Mohyeddin | 90 |
| 13 | انسانها، حصارِ تعصب بر گردِ باورهای کهنه را به طمعِ نشانهی وفاداری برپا میکنند؛ غافل از آنکه این پایداریِ کور، جز ترسِ پنهان از فروپاشیِ منِ دیروز و واهمه از طراوتِ نوسازیِ خویشتن نیست.
👤#نیما_محی_الدین
@Nima_Mohyeddin | 95 |
| 14 | آمدنِ حضرتِ محمد(ص)؛ دمیدنِ صبحِ صادقی است بر شبستانِ وهمآلودِ ذهن؛ آنجا که کثرتِ نامها در وحدتِ ذات فرو میریزد و انسان از بندِ هرچه «من» و «دیگری» است رها میشود. پیامبری که خورشیدِ رسالتش خط بطلان کشید بر وهمِ جدایی؛ و فرزندی از تبارِ او، امام جعفرِ صادق(ع)، که آبِ زلالِ معرفت را از چشمهسارِ جان به کویرِ خشکِ قالبها جاری ساخت.
این روز، یادآورِ پیوندِ میانِ «مهرِ مطلق» و «دانشِ حضور» است. تبریکِ این میلاد، نه تبریک به زمان و مکانی خاص، که تهنیت به بیداریِ درون است؛ آن دم که قفسِ مفهوم میشکند و جان در سکوتِ بیکرانِ هستی به تماشایِ نور مینشیند.
👤#نیما_محی_الدین
@Nima_Mohyeddin | 134 |
| 15 | فلک در قصد آزارم چرایی
گلم گر نیستی خارم چرایی
ته که باری ز دوشم برنداری
میان بار سربارم چرایی
👤#بابا_طاهر
@Nima_Mohyeddin | 104 |
| 16 | ذهن بر مبنای حرکت، پلهپله رفتن، انباشت دانش و تلاشِ زمانمند کار میکند. ذهن میپندارد حقیقت، نقطهای در دستنیافتنیترین جای آینده است که با تلاشِ بیشتر فتح میشود؛ اما تکاپوی ذهن برای رسیدن به حقیقت، مثل دویدن روی تردمیل است: حرکتی مداوم بدون ذرهای جابهجایی واقعی.
حقیقت، پدیدهای جداافتاده در دوردست نیست که نیازمند کشف باشد؛ حقیقت همواره حاضر و جاری است. آنچه مانع درک آن میشود، همان «دیوار مفاهیم، تصویرها و منیت ذهن» است. رسیدن به حقیقت، «بهدستآوردن» چیزی تازه نیست، بلکه «از دست دادنِ» توهمات و فروپاشی مرزهای ساختگی است.
با فروریختن دیوار ذهن، فاصلهی میان ناظر و منظور محو میشود و جان، حقیقت را نه بهعنوان یک «دانسته»، بلکه بهعنوان «حضور عریان خویش» لمس میکند.
👤#نیما_محی_الدین
@Nima_Mohyeddin | 153 |
| 17 | آدمی جانِ حیات را در کارزارِ بیحاصل با «آنچه هست» میسوزاند. ذهنی که در خطّ زمان اسیر شده، مدام در حال مشت زدن به تصویرِ موجود، خفه کردنِ سربرآوردنِ احساس، و تمنای مهارِ جریانِ بیصورتِ بیرون است. این نزاعِ مدام میان «حقیقتِ جاری» و «تصویرِ آرمانی»، اصطکاکی خاموش در درون میسازد؛ اصطکاکی که جان را از حضورِ خردکننده و عمیقِ همین «لحظه» غافل کرده و جانِ آگاهی را در فرسایشی بیانتها، از رمق میاندازد.
👤#نیما_محی_الدین
@Nima_Mohyeddin | 111 |
| 18 | اخلاق، پیش از آنکه دستورالعملی برای رفتارهای بیرونی باشد، انعکاسِ درجهی آگاهی و حضورِ جان در مواجهه با کثرتِ جهان است. آنچه انسان «دستورِ اخلاقی» یا «باید و نباید» مینامد، در واقع تلاشی است برای ترجمه کردنِ یک وحدتِ بنیادین به زبانِ رفتارهای روزمره. اگر به ریشههای این مفهوم بنگریم، اخلاق لایهلایه در لایههای وجودی ما شکل گرفته است. در بستر زیستی و تکاملی، بقا نخستین تمرینِ همزیستی بود؛ جایی که ماده برای حفظ جریانِ خویش، همیاری و ایثار را کشف کرد و سیستم عصبی انسان طوری شکل گرفت تا با ابزاری چون نورونهای آینهای، رنجِ دیگری را نه پدیدهای بیرونی، بلکه بازتابی از خود ببیند و نخستین جرقههای انحلالِ «منِ» جداافتاده در ظرفِ «دیگری» رقم بخورد. سپس با پیوند یافتنِ ذهنها و شکلگیری شبکههای جمعی، ساختارهای اجتماعی به عنوان سازوکاری برای مهارِ زیادهخواهیِ منِ کاذب پدید آمدند تا مفاهیمی چون عدالت، حق و پیمان، در مقامِ قراردادهایی برای حفظ امنیتِ جمع، فرصتِ تجربه و بالندگی را برای جانِ انسانی فراهم سازند. در ساحتِ روان نیز، انسان با تمایز نهادن میان رنج و آرامش، نخستین مرزهای «خوب» و «بد» را ترسیم کرد؛ اما نقطهی عطفِ واقعی، خودآگاهی و تواناییِ «مشاهدهگری» بود؛ اینکه انسان بتواند از فاصلهای دورتر به رفتار خویش و پیامدهای آن بر تمامیتِ هستی بنگرد و وجدان را به عنوانِ آگاهیِ بیدارشدهای که ناهماهنگیِ رفتار را با منشورِ کل احساس میکند، در یابد. در نهایت، در سنّتهای معرفتی و عقلانیتِ ژرف، اخلاق تجلیِ امرِ الهی، فطرتِ ناآلوده و انطباق با قوانینِ لایتغیرِ کیهانی شناخته میشود؛ جایی که فعلِ اخلاقی نه برآمده از ترس یا منفعتِ سطحی، بلکه درکِ مستقیمِ این حقیقت است که خیرِ کل، خیرِ من است، چرا که در ژرفای وجود، مرزی میان من و دیگری وجود ندارد. از این رو، اخلاق یک سیستمِ تحمیلی یا آییننامهای خشک و ایستا نیست، بلکه جریانی است زنده و پویا از بسطِ آگاهی که در طولِ زمان از بسترِ زیستشناسی گذشت، در فرهنگ صیقل خورد و در حضورِ جانِ بیدار به کمال رسید.
👤#نیما_محی_الدین
@Nima_Mohyeddin | 134 |
| 19 | No text... | 113 |
| 20 | آنچه تحت عنوان وفاداری ناخودآگاه خوانده میشود، در جوهرِ خود چیزی نیست جز اسارتِ ذهنی در هویتهای شرطیشدهی تبار. «منِ» کاذب برای تضمینِ بقای روانیِ خویش و چنگ زدن به احساسِ تعلق، زنجیرِ سنگینِ رنجها، خطاهای بازگونشده و ناکامیهای گذشتگان را بر گردن میآمیزد. اما این زنجیر، تقدیری صلب نیست؛ تنها تکرارِ یک خوابِ سنگین در غیبتِ آگاهی است.
زمانی که روان در غفلت فرو میرود، انسان بیآنکه بداند در چرخههای تکراریِ بنبست و ناکامی میافتد، چرا که ذهنِ شرطیشده مرزهایی فرضی میسازد تا مبادا از حدودِ پذیرفتهشدهی قبیله فراتر رود. او بارِ نازیستهی دیگران و دیونِ روانیِ اجداد را بر دوش میکشد تا نقشی کاذب در نجاتِ دیگران ایفا کند، غافل از اینکه شفای حقیقی تنها در نقطه «اکنون» و در انحلالِ توهمِ جداافتادگی رخ میدهد. در این خوابِ دیرپای، حتی شادمانی و اشراق موجب هراس میشود؛ «من» میپندارد که چشیدنِ طعمِ سرور، خیانت به رنجِ مقدسانگاشتهشدهی گذشتگان است، در حالی که آن رنج، حاصلی جز غفلت نبوده است.
همین ناآگاهی است که تراژدیهای دیروز، خیانتها، گسستها و رهاشدگیهای آبا و اجدادی را در صحنهی روابطِ امروز بازآفرینی میکند و سایهی گناهی بیریشه و مسموم را بر روان میافکند. انسان سکانِ اقتدارِ درونی را به سناریوهای گذشته میسپارد، در بیجهتی گم میشود و با احساسِ دائمیِ نقص و عدمِ کفایت دستوپنج نرم میکند، چرا که ارزشِ وجودیِ خود را به حملِ این بارِ تاریخی پیوند زده است.
سیستمِ خانوادگی، میدانی فشرده از انرژی و اطلاعات است که هر ناعدالتی یا ترومای طردشده در آن، موجی در ناخودآگاه میافکند و نسلها را به تکرار میخواند تا مگر نوری بر آن تابانده شود. اما کلیدِ رهایی، نه جنگیدن با این جریان، بلکه بیداریِ آگاهی و قرار گرفتن در مقامِ مشاهدهگرِ خالص است. آگاهی، بهعنوان یگانه حقیقتِ جاری در لحظهی حضور، ساختارهای شرطیشده را میسوزاند. میتوان به تبار و ریشهها ادای احترام کرد، اما خطِ بطلان بر تکرارِ ناآگاهانهی رنجهایشان کشید؛ چرا که آزادیِ تو در این لحظه، بزرگترین التیام برای کلِ تبارِ توست.
👤#نیما_محی_الدین
@Nima_Mohyeddin | 155 |
