en
Feedback
اکرم نجاتی |روانشناس

اکرم نجاتی |روانشناس

Open in Telegram

﷽ ایدیوسان @edusun Edusun=Education & Sun ش پ ۲۰۹۷۷ ارسال نظر و رزرو وقت مشاوره: @farnaz1388ch

Show more
2 428
Subscribers
No data24 hours
-57 days
-1230 days
Posts Archive
نسخه‌ای ساده برای خوابی عمیق‌تر ▫️عصب‌شناسان می‌گویند کتاب خواندن قبل از خواب، کیفیت خواب را به‌طور محسوسی بهتر می‌کند. در یک مطالعه روی ۹۹۱ نفر، ۴۲٪ از کسانی که پیش از خواب مطالعه کردند، بهبود خواب را گزارش دادند؛ در حالی‌که این عدد در گروه بدون مطالعه فقط ۲۸٪ بود. ▫️خواندن کتاب باعث فعال شدن هم‌زمان بخش‌های حافظه، زبان و هیجان در مغز می‌شود و ذهن را آرام‌آرام برای خواب آماده می‌کند. همچنین مطالعه شبانه می‌تواند به تثبیت بهتر خاطرات، کاهش استرس و حتی تقویت ارتباطات مغزی در بلندمدت کمک کند. پیشنهاد ساده: ۱۵ تا ۲۰ دقیقه قبل از خواب کتاب بخوانید (ترجیحاً کاغذی و نه هیجان‌انگیز). تداوم مهم‌تر از حجم مطالعه است. salamatnews @edusun

روانشناسی سبک هیچکاک «انتظار انفجار طولانی، ترسناک‌تر است از خودِ انفجار کوتاه‌مدت»   یکی از کلیدی‌ترین خلاصه‌های فلسفه‌ی سینمایی اوست. این جمله مستقیماً به مفهوم «تعلیق» (Suspense) اشاره دارد که ستون اصلی سبک هیچکاک است.تحلیل مفهوم جمله هیچکاک می‌گوید اگر در فیلم فقط «انفجار» را ببینیم، ترس ما لحظه‌ای است: شوکه می‌شویم و بعد تمام. اما اگر ما بدانیم که بمبی زیر میز پنهان شده است و شخصیت‌ها آن را نمی‌دانند، هر ثانیه‌ای که آن‌ها صحبت می‌کنند و خندان هستند، اضطراب ما بیشتر می‌شود. بنابراین، وحشت واقعی در انتظار است، نه در رخداد هیچکاک همیشه میان  «تعلیق» و «غافلگیری فرق می‌گذاشت :غافلگیری (Surprise): وقتی ناگهان بمبی منفجر می‌شود، تماشاگر ۵ ثانیه شوکه می‌شود. تعلیق (Suspense): وقتی تماشاگر می‌داند بمبی آنجاست و باید ۵ دقیقه صبر کند تا ببیند چه می‌شود، دچار اضطراب عمیق‌تر و طولانی‌تری می‌شود.او معتقد بود کارگردان خوب نباید فقط «حادثه» نشان دهد، بلکه باید «انتظار حادثه» را بسازد — یعنی تماشاگر را در موقعیتی قرار دهد که از خطر آگاه است، اما نتواند کاری بکند. زبان ساده،  هیچکاک  در جمله ابتدایی متن: ترس در پیش‌بینی است، نه در وقوع. او استاد تبدیل «انتظار» به احساس واقعیِ «وحشت» بود — جایی که ذهن تماشاگر بیش از خودِ تصویر کار می‌کند. @edusun

اژدهای کوچک گفت: «گاهی دنیا ممکنه جای تاریکی باشه.» پاندای بزرگ گفت: «ولی هرجای دنیا که تاریک‌تر باشه، نور تو بیشترین اثر رو
اژدهای کوچک گفت: «گاهی دنیا ممکنه جای تاریکی باشه.» پاندای بزرگ گفت: «ولی هرجای دنیا که تاریک‌تر باشه، نور تو بیشترین اثر رو می‌ذاره.» یک کار کوچک، اگر به‌جا و به‌موقع انجام شود، می‌تواند همه‌چیز را تغییر دهد. تأثیری را که می‌توانی بر دنیا بگذاری، دست‌کم نگیر. از کتاب به سوی دنیایی زیبا جیمز نوربری •نشر میلکان• @edusun

#شاملو #شجریان "مهر رُخت سِرشت من... خاک دَرت بِهشت من...عِشق تو سَرنوشت من... راحت من رِضای تو...زود رسد به سلطنت هر که بود گِدای تو..." @edusun

پادکست دکتر مجتبی شکوری اولین خنده در سوگ @edusun

🔷قدرت دست‌ها، پیش‌بینی‌کننده طول عمر زنان سالمند ▫️نتایج یک پژوهش گسترده نشان می‌دهد قدرت عضلانی در زنان بالای ۶۰ سال می‌تواند شاخص مهمی برای پیش‌بینی طول عمر باشد؛ یافته‌ای که اهمیت تمرینات تقویت عضلات را در کنار فعالیت‌های هوازی دوچندان می‌کند. https://www.salamatnews.com/news/395695 @edusun

شفیعی کدکنی: در کوچک‌ترین روستاها دکتری فلسفه می‌دهند، این یعنی کشک! / در علوم انسانی صفریم / صد سال دیگر ان شاالله یک کانت شناس داشته باشیم - خبرآنلاین https://share.google/1KFWK8A36sN7sRhID

باورهای زیر بنایی اختلالات شخصیت در یک جمله : اختلال شخصیت پارانوئید دیگران قصد آسیب و فریب من را دارند پس باید همیشه مراقب و بی اعتماد باشم.» اختلال شخصیت اسکیزوئید نزدیکی با دیگران خطرناک یا بی اهمیت است؛ من در تنهایی امن ترم اختلال شخصیت اسکیزوتایپی دنیا پر از معناهای پنهان و نشانه های عجیب است که فقط من درکشان میکنم اختلال شخصیت ضد اجتماعی سایکوپات / سوسی onat) «قواعد و احساسات دیگران برای من اهمیتی ندارد؛ باید آنچه میخواهم به هر قیمتی به دست آورم.» اختلال شخصیت مرزی (BPD) من بدون حضور و تأیید دیگران هیچم ترک شدن بزرگترین تهدید من است.» اختلال شخصیت نمایشی هیستریونیک «ارزش من به توجه و تحسین دیگران بستگی دارد؛ اگر در مرکز نباشم وجود ندارم.» اختلال شخصیت خودشیفته من خاص و برترم و دیگران باید این را بپذیرند و تحسینم کنند. اختلال شخصیت وابسته «من» بدون حمایت دیگران ناتوانم باید همیشه به کسی تکیه کنم. اختلال شخصیت وسواسی جبری :(OCPD): «دنیا فقط وقتی امن است که همه چیز کامل منظم و تحت کنترل من باشد. اختلال شخصیت اجتنابی من دوست داشتنی نیستم و اگر نزدیک شوم طرد میشوم؛ پس بهتر است فاصله بگیرم.» @edusun

جهت رزرو وقت مشاوره تلفنی با ایدی زیر هماهنگ کنید @farnaz1388ch

‏اختلال های شخصیت هرکدام حول چیزی شکل گرفته اند: ‏پارانویید:اعتماد ‏اسکیزویید:صمیمیت ‏آنتی سوشیال:قدرت ‏خودشیفته:قدرت و تحسین ‏مرزی:ایمنی ‏وسواسی:کنترل ‏اجتنابی:ترس ‏وابسته:استقلال ‏ #روانشناسی @edusun

شاید دژاوو یک هشدار از سمت آگاهیست نه یک خاطره !!! جای تامل در این زمینه همچنان هست @edusun

کتابخانه را که باز می‌کنم، گردی نرم از گذشته بلند می‌شود. مثل دوستان قدیمی ... بعضی‌ها را خیلی وقت هست سراعشان نیامده ام ، نه
کتابخانه را که باز می‌کنم، گردی نرم از گذشته بلند می‌شود. مثل دوستان قدیمی ... بعضی‌ها را خیلی وقت هست سراعشان  نیامده ام ، نه از سر بی‌مهری،  بلکه از آن‌رو که رشته ام را تغییر دادم یا کتابهای جدیدی که  فرصت دیدار انها را نداشته ام  ..اما میان برگ‌های کهنه، یادداشت‌هایی پیدا می‌کنم؛ جمله‌هایی که سال‌ها پیش نوشته بودم، وقتِ شب امتحان، یا نقاشی ها و خط  خطی ها از سر بی حوصلگی یا مسخره بازی سرکلاس  ...روزهایی که دیگر تکرار نمی‌شوند تمیزش نمی‌کنم تا از نو مرتب شود، بلکه تا یادم بیاید اگر امروز توانمندی دارم، ریشه‌اش در کجا بوده و از چه مسیری روییده است؛ و تا به خودم یادآوری کنم، توانمندی‌هایی هم هستند که هنوز در میان کتاب‌های نخوانده، در انتظار کشف شدن‌اند. @edusun

⭕️خرد چیزی نیست جز درد های شفایافته... @edusun

چرا بدن هنگام آسیب، رشد مو را متوقف می‌کند؟ پژوهشگران کشف کرده‌اند که بدن در شرایط آسیب، اولویت را از «رشد مو» به «ترمیم زخم» تغییر می‌دهد. ماجرا از کجا شروع می‌شود؟ وقتی سطح یک اسیدآمینه مهم به نام سِرین (Serine) کاهش پیدا می‌کند، سامانه‌ای در سلول‌ها به نام ISR (پاسخ یکپارچه به استرس) فعال می‌شود. این سیگنال به سلول‌های بنیادی فولیکول مو دستور می‌دهد: رشد مو را متوقف کن انرژی را صرف ترمیم پوست کن به گفته «اِلین فاکس»در شرایط استرس و آسیب، ترمیم لایه محافظ پوست بسیار حیاتی‌تر از داشتن مو است؛ یک زخم باز تهدیدی جدی برای بقاست، اما نداشتن مو نه www.salamatnews.com @edusun

او تندخو نبود..؛ آنها از سمت شکسته اش به او نزدیک می شدند..! @edusun

تفاوت سوگ و ملانکولیا از نگاه فروید فروید معتقد بود ملانکولیا یا افسردگی عمیق شباهت زیادی به تجربه‌ی سوگ دارد، اما میان این دو تفاوت مهمی وجود دارد.در سوگ عادی، فرد به‌روشنی می‌داند چه چیزی را از دست داده است — مثلاً مرگ یک عزیز، پایان یک رابطه یا از دست دادن موقعیت شغلی. احساس اندوه طبیعی است، اما فرد همچنان ارزش و هویت خود را حفظ می‌کند. او ممکن است غصه‌دار و دلتنگ باشد، اما خودش را مقصر نمی‌داند. برای نمونه، کسی که مادرش را از دست می‌دهد، با ناراحتی می‌گوید: «دلم برایش تنگ شده»، نه «من انسان بی‌ارزشی هستم که باعث مرگش شدم».اما در ملانکولیا (افسردگی)، وضعیت پیچیده‌تر است. فرد احساس فقدان می‌کند، اما دقیقاً نمی‌داند چه چیزی را از دست داده است. گویی چیزی از درونش جدا شده، بی‌آنکه بتواند آن را نام ببرد. در این حالت، غم به جای آن‌که متوجه «دیگری» باشد، به درون فرد برمی‌گردد. فرد به جای گریه بر عزیز از دست‌رفته، خودش را سرزنش می‌کند، عزت‌نفسش پایین می‌آید و احساس می‌کند بی‌ارزش یا نالایق است.برای مثال، زنی را در نظر بگیرید که پس از پایان رابطه‌ای عاشقانه دچار افسردگی می‌شود. در ظاهر، او غمگین است چون شریکش را از دست داده، اما در عمق روانش، مسئله فقط فرد مقابل نیست. او آن تصویری را هم که از خودش در آن رابطه ساخته بود (مثلاً «من دوست‌داشتنی‌ام»، «من دیده می‌شوم») از دست داده است. به همین دلیل، به‌جای دلتنگی ساده، درگیر احساس شرم، خشم نسبت به خود و بی‌ارزشی می‌شود .نگاه یالوم: دلتنگی برای خویشتن ایروین یالوم، روان‌درمانگر اگزیستانسیال، از زاویه‌ای دیگر به این تجربه می‌نگرد. او می‌گوید همیشه افسردگی به‌خاطر از دست دادن شخص یا موقعیت نیست؛ گاهی ما از خودِ راستینمان جدا می‌شویم. به بیان دیگر، انسان افسرده می‌تواند در واقع برای خودِ گمشده‌اش سوگواری کند.برای مثال، مردی را تصور کنید که سال‌ها در مسیر زندگی شغلی‌اش غرق شده است. ناگهان روزی از خود می‌پرسد: «دیگر از هیچ چیز لذت نمی‌برم، پس من کِی خوشحال بودم؟» در این لحظه او درمی‌یابد نه شغلش را از دست داده و نه کسی را، بلکه ارتباطش با حس درونی زنده بودن را. یالوم این را نوعی دلتنگی برای خویشتن می‌نامد؛ دلتنگی برای شور، معنا و آزادی‌ای که زمانی در وجود انسان جریان داشت.به باور یالوم، مواجهه با بحران‌هایی چون مرگ، بیماری، یا دگرگونی‌های بزرگ در زندگی، می‌تواند انسان را با پوچی روبه‌رو کند. در این لحظات، فرد احساس می‌کند گمشده است — نه در جهان بیرون، بلکه در جهان درونی خودش. @edusun

«سوگ، هزینه‌ای است که انسان برای داشتن جرئت عشق ورزیدن به دیگران می‌پردازد» اروین د. یالوم @edusun

دلِ داغ‌دیده از شدت دلتنگی تصویرِ فرد از دست داده را می‌آفریند، حتی اگر بداند که واقعیت بیرونی تغییر نمیکند . این می‌تواند هم نشانه عمق عشق باشد، هم نشان‌دهنده مرحله‌هایی از سوگ که در آن، فرد هنوز بین پذیرش فقدان و چنگ زدن به حضور خیالی در نوسان است. به قول قیصر امین پور می آفرینمت حتی اگر نباشی چونان التهاب بیابان سراب را #درمان‌سوگ #روانشناس @edusub

تشخیص افتراقی سوگ و افسردگی سوگ افسردگی نیست مگر وقتی علائم به جای کاهش تدریجی رشد کنند مثلا در سالگرد همچون روزهای اول واکنش
تشخیص افتراقی سوگ و افسردگی سوگ افسردگی نیست مگر وقتی علائم به جای کاهش تدریجی رشد کنند مثلا در سالگرد همچون روزهای اول واکنش دهد یا مومیایی کردن وسایل فرد فوت شده و...که هشدار دهنده است @edusun

جمعه روز کنکور دکتری برای عزیزان کنکوری روز قبل کنکور روز قبل کنکور، به ذهن‌ات فرصت بده بفهمد که «این مسیر تمام شده و حالا نوبت آرامش است». در نگاه گشتالت، هر کار نیمه‌کاره مثل حلقه‌ای باز، انرژی و توجه را در خودش نگه می‌دارد و ذهن را بی‌قرار می‌کند.تا وقتی کتاب‌ها و جزوه‌ها روی میز پخش‌اند، ذهنت هنوز گشتالتِ «مطالعه و تلاش» را ناتمام می‌بیند؛ انگار باید همچنان ادامه بدهی و حق نداری رها کنی. این تصویر ناتمام، تنش، احساس گناه و استرس را زنده نگه می‌دارد و اجازه نمی‌دهد وارد فاز آرام‌سازی و جمع‌بندی درونی شوی.اگر روز قبل کنکور کتاب‌ها، جزوه‌ها و برگه‌ها را جمع کنی، آن‌ها را در کیف یا قفسه بگذاری و فضای روبه‌رویت را خالی و مرتب کنی، در واقع به ذهن‌ات کمک می‌کنی گشتالتِ مطالعه را «ببندد» و آن را به شکل یک کلِ کامل تجربه کند. با این بستن نمادینِ پرونده درس خواندن، بخشی از انرژی‌ای که زیر فشارِ بایدها و نبایدها گیر کرده بود، آزاد می‌شود؛ همان انرژی روانی شفافی که فردایش سر جلسه کنکور برای تمرکز، تصمیم‌گیری و دویدنِ ذهن به آن نیاز داری. @edusun