en
Feedback
دیده‌بان معماری ایران

دیده‌بان معماری ایران

Open in Telegram

نگاه میکنیم به معماران و رویدادهای معماری، و پرسشهای بنیادین پیش میافکنیم. مطالب خود را ز طریق این کاربر، بفرستید: @didebanememari ما نوشته های شما را که حاوی نگاه منتقدانه به معماری یا عملکرد معماران یا موضوعات مرتبط با معماری باشد، بازتاب میدهیم.

Show more
470
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
روز سه شنبه 29 آبانماه، در نشستی که با عنوان "نگرش ها و ارزش ها در بازآفرینی شهری" در دانشگاه خیام (مشهد) برگزار شد، محمدهادی مهدی نیا، معلم شهرسازی در دانشگاه و عضو شورای شهر مشهد، در گزارشی که از تغییر نگرش مدیریت شهری برای افزایش کیفیت حیات و فضای شهری داد، چنین مضمونی را بیان کرد: " جامعه تخصصی معماری و شهرسازی باید حمایت کنند تا تغییر نگرش و سرمشق مدیریتی و فنی ( paradigm shift)مداخلات در بافت های مسأله دار شهری (شاید فرسوده)، از مداخلات مستقیم و برنامه ریزی از بالا به پایین، به مداخلات مشارکتی و برنامه ریزی از پایین به بالا حرکت کند. " ایشان همچنین اظهار کرد که ممکن است اگر حمایت متخصصان و استادان و مشاوران از این جایگزینی نگرشی کامل نباشد، دوباره به همان حالت قبلی برگردیم، و ظرفیت و احتمال این امر هست. نوشته زیر پاسخی است به این دلنگرانی، با تمرکز بر اینکه چه عواملی ممکن است بازگشت به نگرش قبلی و کنارگذاشتن نگرش تازه را الزامی کند و به آن سرعت و شدت بدهد. https://t.me/architecturemonitor/1288 https://t.me/architecturemonitor 👇🏿👇🏿👇🏿👇🏿

البته روی آب پارو میزنند نه کلنگ! از این گذشته، در زمانه عسرت، این کارها چیست؟ و بعد از گذشت 15 ماه، به کجا رسیده و چه شده؟ .
البته روی آب پارو میزنند نه کلنگ! از این گذشته، در زمانه عسرت، این کارها چیست؟ و بعد از گذشت 15 ماه، به کجا رسیده و چه شده؟ .

📢 بازگشایی دانشنامۀ تاریخ معماری و شهرسازی ایران‌شهرـ ایران‌شهرپدیا دانشنامۀ تاریخ معماری و شهرسازی ایران‌شهر (ایران‌شهرپدیا) پس از سه سال تعطیلیِ ناخواسته، صبح امروز بازگشایی شد. این پایگاه دانش که در سال ۱۳۸۵ به همت فرهنگستان هنر و با حمایت مالی وزارت راه و شهرسازی (وزارت مسکن و شهرسازی وقت) پایه‌گذاری شد، پس از افت‌وخیزهای بسیار ناشی از تغییرات مدیریتی در فرهنگستان هنر، از سال ۱۳۹۵ گرفتار تعطیلی شد. اکنون با همکاری وزارت راه و شهرسازی و دانشگاه شهید بهشتی، دوباره می‌توان از این پایگاه استفاده کرد. بنا بر اطلاع دفتر ایران‌شهرپدیا، قرار است با همکاری این دو دستگاه و نیز سازمان میراث فرهنگی، این پایگاه توسعه و بهبود یابد. متأسفانه در مدت تعطیلی این دانشنامه، کانال‌ها و وبگاه‌هایی با استفاده از حسن سابقۀ ایران‌شهر ساخته شده است. نشانی‌های رسمی این دانشنامه اینهاست: http://www.iranshahrpedia.com/ @iranshahrpedia_original #خبر @asmaaneh

چطور میتوان شهری را ویران کرد؟ راهنمای مختصر، برای شوراهای شهرها 1- این راهنمای عمل، به لحاظ دستور زبان خطاب به اعضای شوراهای شهرها نوشته شده، اما بواقع بسیاری از آنان از چنین راهنمایی بی نیازند و خود بهتر می دانند و کارها و رأیها و حرفهایشان نشان می دهند که ناخوانده ملّایند. و بسیاری دیگر هم کوشا در آبادانی اند و مخاطب این نوشته نیستند. 2- "شما" هم که عضو شورای شهر نیستید این را بخوانید، چون شاید بخت با شما یار بود و حامی مالی به قدری که بتوانید در فلان لیست وارد شوید و آرای مردم از همه جا بیخبر را جمع کنید، یافتید. آماده باشید که مبادا لحظه ای را برای ویرانی شهر از دست بدهید. 3- هر شهری مسائل کلان و مهم معدودی دارد؛ بسته به جای شهر و تاریخ و فرهنگ و کالبد و اقتصاد آن بین سه تا ده مسأله. سعی کنید در شعارها این مسائل را تکرار کنید و قول بدهید که حلّش می کنید، اما زنهار که بدانها مپردازید و از فردای نشستن بر صندلی های شورا، آنها را در بوته غفلت بیندازید تا آبدیده شود! 4- هر کاری نیازمند مطالعه و بررسی و پژوهش است. بنابراین شما در برنامه های اجرایی کارهایی را بگنجانید که درباره آنها مطالعه انجام نشده، و در برنامه های مطالعاتی، اولویت را به پژوهش هایی بدهید که قرار نیست بر اساس آنها کاری انجام شود. 5- در هنگام انتخاب شهردار، نگاه کنید چه کسی بیشتر از همه اهل "نه" گفتن و "منع" کردن است، همان را انتخاب کنید که او را در دوراهی اخلاقی قرار دهید تا نداند که به مبانی مثلا علمی خود مبنی بر انجام ندادن هیچ کاری و افتخار به آن پای بند بماند، یا بنا به مقتضیات و نیازهای مالی شهر و شهرداری، همچون سلف صالح و ناصالح به شهرفروشی روی آورد! به کسی که مسائل کلان شهری را میشناسند و میخواهد به آنها بپردازد، یک رأی کمتر بدهید تا معلوم شود که رئیس کیست! 6- شورا نهایتا یک جلسه است برای انتخاب شهردار و نظارت بر کارهای شهرداری. اما شما این را فراموش کنید. در باره همه چیز و همه جا نظر بدهید. هیبت مدیریتی به خود بگیرید. جلسات متعدد تشکیل دهید. در قامت مدیران اجرایی به بازدید پروژه ها بروید. به مردم قول دهید که مشکلاتشان را برطرف میکنید و . . . اما تمام تلاشتان این باشد که مبادا کار واقعی انجام دهید. کسانی را که میخواهند کار واقعی انجام دهند از نزدیکی خود برانید و از آنها بگریزید. در عوض، کمیته های نمایشی و جلسات فرمایشی برگزار کنید و دستور بدهید که عکاس و تصویر بردار ماهری حاضر باشد و از زوایای مناسب برای توزیع در رسانه ها، تصاویر خوشگل ثبت کند. 7- به جای مسائل کلان معدود واقعی شهر، خود را و سایر همکارانتان را به مسائل پرشمار جزئی مشغول سازید؛ و مخصوصا در این کار توجه داشته باشید که چه سخنانی در باره چه مسائلی در شبکه های اجتماعی "لایک" بیشتری دریافت می کند. به یاد داشته باشید که موفقیت مجازی در چشم مردمان ظاهربین بیشتر از توفیق حقیقی، ارجمند است. 8- این راهنمای مختصر را جدی بگیرید، اما شما را به خدا و خلق قسم می دهیم اگر توانستید برعکس عمل کنید تا خدا و خلق از شما راضی باشند. نمونه و نشانه بارز و غیر قابل جایگزینی اینکه دارید برعکس عمل میکنید این است که از نقد و ظنر، حتی اگر تلخ و گزنده باشد، آزرده خاطر نشوید. فراموش نمی کنیم که هستند در میان اعضای شوراهای شهرها که به واقع در آبادانی میکوشند و سالم و صالح و دانا و توانایند. خدایشان نگاه دارد و فراوانشان کند. قصد از این نوشته تعریض به کسانی بود که "یکی از آن یازده نفرند!" https://t.me/architecturemonitor

"تهران" است نه ط ه ر ا ن مرمتگر شهری که شهردار شود، بازگشت به نوشتار قجری، شگفت انگیز نیست. .
"تهران" است نه ط ه ر ا ن مرمتگر شهری که شهردار شود، بازگشت به نوشتار قجری، شگفت انگیز نیست. .

برگزاری مسابقه برای طرح ساختمان پلاسکو، موضوع مناقشاتی شده است. پس از انصراف یکی از دعوت شدگان ( که اصولا چرایی دعوت شدنش مورد سوال است) و تمجید بعضی از رفیقان از این انصراف! پیمان همامی که در مسابقه قبلی حائز رتبه نخست شده، متنی نوشته که دیده بان معماری ایران، بخشی از آن را بازنشر می کند: «پیرو نامه انصراف مشاور توان باید گفت ماندن در صحنه و تلاش برای شفاف سازی و تحقق مطالبات قطعا قابل ستایش تر از انصراف و بی تفاوت بودن هست! وقتی بدون اشاره صریح و مستقیم به مشکلات موجود ،عنوان کنیم که بدلیل عدم اجرای مصوبه شورای عالی پیرامون پلاسکو و عدم ثبت در دبیرخانه دائمی از شرکت معذوریم اصولا حرکتی قابل ستایش نیست. به دلایل زیر: در درجه اول کدام مصوبه و دقیقا کدام بند آن رعایت نشده است؟اصولا اخلاق حرفه ای حکم میکند شفاف اطلاع رسانی کنیم،زیرا اگر ایراد پیرامون آیین نامه جامع مسابقات هست،مورد در ابتدای ابان سال جاری بواسطه سایت بنیاد و روزنامه های کثیر الانتشار طی فراخوان عمومی منتشر و از اهالی اهل فن در خواست ارسال رزومه شده است با اینکه باید ایراد گرفت که چرا مشاورتوان بدلیل پروژه های سابق خود برای بنیاد، امتیاز جداگانه کسب کرده و دعوت شده است (کاش حداقل به این مورد ایراد داشتند)اگر منظور مصوبه در نامه شماره ۶۵۱۵۰/۳۰۰ بوده، غیر از بند ۹ در آن که اصلا عدم ساخت کل برج پلاسکو مجاور خیابان جمهوری را شامل میشود، موارد دیگر اصولا مربوط به قوانین شهرداری و دیگر دستگاه های اجرایی بوده و پس از تدوین قوانین می باید طی پروسه طراحی واجرا رعایت ایمنی از جانب طراح و مجری اعمال گردد! دوم آنکه ثبت در دبیرخانه دائمی تاکنون چه اعتباری به برگزاری یک مسابقه داده است ؟به جز آنکه مسابقه ایی تائید میشود و چند ماه بعد از آنکه برگزارکننده به وعده ها عمل نمی کند،نامه های تذکر منتشر میشود و در اخر ،ماجرا به فراموشی کل رویداد منتهی میشود! دو تجربه شخصی : رتبه اول طراحی سرپناه مسابقه معماری نامعماری دقیقا تصاویر سازه ای از محصولات نظامی ارتش امریکا را که کاربری متفاوتی داشت به مسابقه فرستاده بود،با نامه رسمی درخواست رسیدگی به دبیرخانه فرستادم که اصولا مسابقه میبایست باطل اعلام میشد ولی هیچ نتیجه ای حاصل نشد،راجع به مرحله اول پلاسکو و عدم انتشار آثار ۳۶۵ صاحب اثر که وعده داده شده بود چندین نامه به دبیرخانه فرستادیم که نهایتا کاشف به عمل آمد هیچ از از ایمیل ها باز هم نشده بود چه رسد به پیگیری! سوم اینکه اگر کسی از ابتدای پروسه این مسابقه در جریان آن بود می دانست که موضوع اصلی تخلف موارد دیگری هست که قبلا با دیاگرام فرستادم. و حتی قبل از طراحی موضوع گودبرداری بیست متری در جوار بازار کویتی ها و دهانه های تجاری زمان پهلوی دوم بعد از نشست حاصل از تخریب سازه اصلی پلاسکو موضوع مهمی هست که باید بررسی شود تا شاهد افتضاح گود جنب برج میلاد نباشیم! چهارم اینکه حضور در مرحله اول مسابقه از شروط تائید منتخبان نهایی بوده که انگیزه خوبی برای انصراف توام با نمایش است! درنهایت ایراد های که منصفانه به مرحله دوم پلاسکو میتوان گرفت مواردی چون :انعقاد قرارداد نهایی با اشخاص حقوقی با توجه به حضور افراد حقیقی،حذف کاربری های فرهنگی از پروژه،کاهش بیش از هشت هزارمترمربعی سطح سایت و تسلیم شدن در برابر کسبه ایی که امتیازات بسیاری طی این دو سال از جمله واحدهای نوساز در دو مجتمع تجاری نزدیک به محل ،از بنیاد گرفتند و تنها بدلیل نزدیکی واحد های تجاری خود در مجموعه پلاسکو به کارگاه های خود در اطراف پلاسکو،از تخریب بخش نا امن شمالی مجموعه پلاسکو جلوگیری کرده و مانع از این فرصت عالی و بدست اوردن یک فضای فرهنگی هشت هزار متر مربعی از شهروندان شدند! https://t.me/architecturemonitor

#سپندار .
#سپندار .

نقص آموزش...تقلب در حرفه معماری آنگونه که در آنچه اکنون دانشگاه نامیده اند ( و دریغا نام دانشگاه)، آموزش داده میشود، عبارت است از بازی با فرم ها و چینش لگووار فضاها با چاشنی اندکی توانایی گرافیک برای ارائه و نماسازی، و بیشرمی و اعتماد به نفس کاذب برای واگوکردن کلمات قلنبه بی معنا برای توجیه دروغین آنچه ارائه میشود. چنین چیزی بعنوان معماری یعنی شیر بی یال و دم و اشکمی که بندگان ناصالح خدا به سبب ناتوانی در خردورزی و اندیشیدن و به سبب کسالت و تنبلی و گریز از تعمق فلسفی، آفریده اند و آن را رواج داده اند؛ این چیزی است که از سویی سر ندارد زیرا که فاقد معنا و تئوری و برنامه و سناریو است، و از جانبی ته ندارد زیرا که بی بهره از نظام نامه اجرایی و بهره برداری است. همین بی سروتهی معنایی و تحققی، در حرفه هم سرایت کرده است. معماران حرفه ای به معنای واقعی وجود ندارند، چون معمار حرفه ای یعنی کسی که معماری با سروته میداند و میتواند. بیرون جهیدگان از سوراخهای دانشگاه نام، یا کارگران کارخانه های تولید نقشه (یعنی همان مشاوران صاحب امتیازهای ارتباطی) می شوند، یا مشغولند به آرایش و چینش اسباب، یا مسحورند در جایزه های تقلبی و مسابقات بی دروپیکر و بلاهت های بی سرانجام ناشی از آنها. معمار حرفه ای که تن به چنین خفتی نمیدهد، باید گوشه بگیرد و آرام آرام مستهلک شدن خودش و حرفه اش را تماشا کند. روزگاری است که ایمان فلک رفته بباد/ هرکه شیرین طلبد، تیشه زند بر فرهاد! تمرکز آموزش بر میانه ای بی سروته، عامل عمده پدیده است شوم است که میتوان آن را تمرکز کسب و کار بر ارتباط و تقلب نامید. در این فضای مسموم، آنان که به سم خود کرده اند و بی سروته بودن و امتیازخواری را سرشت و سرنوشت خود میدانند، مدعیانند. ادعای نوآوری در آموزش دارند و سرآمدی در حرفه. بنابراین نقد معماری در چنین فضایی، بیشتر از آنکه بر ساخته ها بنگرد، باید رویّه ها و نظام ها را کانون توجه خود قرار دهد، و پالایش آنها را از ناپاکی ها و آلودگی های فراگیر، هدف بگیرد. https://t.me/architecturemonitor

آن کس که جان فدای ایران نکند، جان ندارد که ایران است جان جهان https://t.me/architecturemonitor
آن کس که جان فدای ایران نکند، جان ندارد که ایران است جان جهان https://t.me/architecturemonitor

آن جوجه خودمعمارخوانده ابلهی که گفته "معماری را سیاسی نکنید!" و منظورش این بوده که به جایزه بی اعتبار و کثیف معمار خاورمیانه که توسط اپراتور یک چیزی که هر اسمی دارد جز مجله، هدایت و اداره می شود و محلی شده است برای نام اندوزی کم هنران پرمدعا، یعنی همان رقابتی که در آن نام ابدی خلیج فارس تحریف میشود، اعتبار داده شود، هرگز چیزی نخواهد دانست و رشد نخواهد کرد. کسی که نمیداند کنش معمارانه کنشی است فرهنگی و سیاسی، در جهل مرکب ابدالدهر بماند. اما کسانی که احتمالا از چنین ابلهانی حمایت خواهند کرد و جایزه هایی مانند این را معتبر میدانند و تبلیغ و ترویج میکنند، بدانند که خیانت میکنند. https://t.me/architecturemonitor

معماری، ابداع ساختاری است متشکّل از سامانه های فضایی-کالبدی، عملکردی-فعالیتی و ارتباطی-حرکتی مانند این که هم اتاق است، هم سور
معماری، ابداع ساختاری است متشکّل از سامانه های فضایی-کالبدی، عملکردی-فعالیتی و ارتباطی-حرکتی مانند این که هم اتاق است، هم سوراخ دارد و هم ارز در سوراخش بسوی دستان منتظر زائران اربعین حرکت می کند! .

همین است که هست! تغییرات انسانساخت در منظر سرزمینی و شهری، به معنای احداث یا گسترش ساختارهای فضایی و کالبدی، مسلّما نیازمند به قواعد و مقرراتی است که آسیب های ناشی از آن تغییرات در محیط طبیعی و انسانی و فرهنگی را مهار کند و کاهش دهد، و نیازمند فنون و روشهایی است که از طریق آنها بتوان تبعات آن تغییرات را تخمین زد و برای مواجهه با آنها آماده شد. بعنوان نمونه، مقررات میراث فرهنگی، محیط زیست و ضوابط شهرسازی بخشی از آنگونه قواعد و مقررات است، و الزام کنشگران توسعه به تدوین پیوست های زیست محیطی، حقوقی و فرهنگی بخشی از آن روش ها و فنون. بنابراین در عرصه نظر، در حُسن و کارایی چنان ابزار محدویت آفرینی، تردید نیست. اما همینها که در لطافت طبع و حسن عملشان خلاف نیست، در شوره زار این ملک خسته، خس رویانیده و فاجعه به بار آورده. چطور؟ اینطور: میدانیم که مقررات و روشنامه ها را مجریان و نظامات اجرایی ضرور است، و نگرش مجریان به تغییراتی که باید به آن مقررات و روشنامه ها سنجیده شود، بر حسب آنکه چه کسانی آنها را پیشنهاد کرده باشند و پیگیری کنند، از زمین تا آسمان متفاوت است. ⏺ اگر کسی که خواهان تغییرات است، حتی اگر آنچه میخواهد انجام دهد آسیب های آشکار در پی داشته باشد، از بزرگان صاحب نفوذ و قدرت است، آن مقررات و روشنامه ها همچون پرده حریر نرم و منعطف میشود و تصمیم گیران نشسته در کارگروه های امور زیربنایی و گردشگری استان ها، کمیسیون های ماده 5 شهرها و شوراهای عالی و سافل، گردن خم می کنند و برای تسلیم دست بالا میبرند و دستبوسانه حتی زبان گویای توجیه و تعلیل هم میشوند. بنابراین وقتی که صاحب پروژه شخصی یا ارگانی است که قدرتی در دست دارد، آن مقررات و روشنامه ها، نه تنها توان بازدارندگی ندارد، که زیر پروبال کار را هم میگیرد و گام هایی آن را همراهی میکند تا مطمئن شود که مزاحمتی از جانب کنشگران کنجکاو سمن ها و . . . برایش ایجاد نشود. ⏺ اگر توده های انبوه مردم خواهان یا عامل تغییراتی باشند و بدون برنامه و طرحی جایی را اشغال کنند و تغییراتی مخرب و آسیب رسان در شهر و طبیعت پدید آورند، گرایش های ظاهرا مردمی در آن نهادهای مذکور ( که البته ناشی از بیگانگی عمیق آنها با ملت و نگره ملّی است) و رویکردهای چپ روانه متظاهرانه، دست و پای مجریان امور را می بندد و چشم و گوششان را مسدود میکند و راه اغماض در پیش میگیرند تا مبادا ناچار شوند که در برابر مردم بایستند یا مجبور شوند که برای مردم کاری مفید بکنند. به هرحال ضرر بیکار بودن و بر سر سفره بیت المال نشستن کمتر است از خطر کردن و سخن علمی و واقعی گفتن و عمل به مقتضای وظیفه و مأموریت کردن. ⏺ گاهی هم هست که پیشنهاد دهندگان و پیگیری کنندگان تغییرات و احداث ساختارها، سازمان های بخش خصوصی دانش بنیان یا سرمایه گذار یا . . . هستند که به دانش و فناوری و مهندسی تا حدی باور دارند و متون مقررات و روشنامه ها را ( بی توجه به گرایش های مجریان آنها) خوانده اند و به اشتباه اینطور فهمیده اند که باید طرحی فراهم آورد و برای آن بر اساس همان مقررات و روشنامه ها، گزارش های توجیهی تدوین کرد و استدلال علمی و فنی برای ارزیابی تبعات پیشنهادها پیشاروی گذاشت. غافل از اینکه آنچه در نهادهای تصمیم گیر و تصویب کننده و مجوز دهنده به آن هیچ توجهی نمیشود، همین "ماقیل" است و اینان در برابر "من قال" قدرتمند، محلی از اِعراب ندارند. بنابراین همین است که هست! یعنی مقررات و روشنامه ها و آیین نامه ها و نظامنامه ها، که ظاهرهای زیبا و امیدبخشی دارند، در هزارتوی نظام اداری عمیقا فاسد و مجریان ناصالح و فشار صاحبان قدرت و ثروت و ندانم کاری و خراب کاری از سر اجبار توده های انبوه مردمی، به واقع به موانع توسعه تبدیل شده، یعنی راهگشای ساختارسازی های ویرانگر شده و همزمان سدّ راهی ساخته برای پیشنهادهایی که به مطالعات قابل استناد و استدلال است. گاهی درد تشخیص داده میشود، اما درمان را در افزودن و کاستن و اصلاح و جابجایی متون مکتوب میدانند، در حالی که هر عیب که هست از شیوه خوانش متون و اجرای آنها توسط مجریانی است که ظاهرا به ایشان قبولانده شده که اگر در برابر صاحبان قدرت و توده های مردمی "نه" بگویند، باید با صندلی هایشان وداع کنند، همچنانکه به پیشنهادهای مستند به مطالعات علمی، اگر "آری" بگویند، بازخواست میشوند. همین است که هست! https://t.me/architecturemonitor

کمی نقد و سپاس بدرقه راه عباس کسانی که عباس آخوندی و منش مدیریتی و کاری وی را میشناختند و احیانا همکاریهایی هم با او کرده بودند، از مدتی پیش با قدرت گرفتن جناح کم سواد عوام گرای مستبد به رأی به استظهار دفتر ریاست جمهوری و سازمان برنامه و بودجه و بعضی از معاونت ها در دولت، و با فشارهایی که در دوره دوم این دولت بر آخوندی به سبب کنار گذاشتن موجه و بجای یکی از معاونانش وارد شد، حدس میزدند که عاقبتِ کار به استعفا بینجامد. انجامید و درست و صواب هم بود. آخوندی که از ابتدای این دوره وزارت بر سر باورهای اصولی خود به کاهش نقش دولت و نهادهای وابسته به دولت ( به معنای فراگیر آن) در بازار رقابتی، حمایت از اندیشه ایرانشهری بعنوان مبنای نظری توسعه در ایران، تاختن به برنامه های ایران ویرانگری مانند مسکن مهر، تأمل برای معنای واقعی بخشیدن به رویکردهای پرلفظ و کم معنایی مانند بازافرینی شهری ایستاد و کوتاه نیامد، معلوم بود که یا تحمل نمیکند یا تحمل نمیشود. رفتن او به یک معنا ترجیح اصول انتخاب شده بر اساس تفکر و اندیشه بر عملگرایی سیاسی بود، و این مبارک است. اما شامل بر دریغی هم هست، و آن اینکه اغلب کارکنان وزارت خانه در مرکز و استانها، از معاونان و مدیران کل گرفته تا کارشناسان و کارکنان دیگر، نه با آن اندیشه ها و اصول همراه بودند، نه قصد داشتند آنها را به درستی بازشناسند، نه میخواستند روش و منش خود را با آنها تطبیق دهند. بنابراین به معنای دیگر وداع عباس آخوندی با وزارت راه و شهرسازی ( بخصوص در حوزه ای که ما میشناسیم و در باره آن سخن میگوییم یعنی مسکن و شهرسازی)، وداع با وزارت خانه ای بود که در آن غریب افتاده بود و چندان همراه واقعی نداشت. محدودیت ها و تحمیل ها در گزینش معاونان و مدیران، احتمالا یکی از دلایل چنین وضعی بوده است. اینک که جمعی آزادی ستیز به بهانه عدالت، جمعی ایران ستیز به بهانه های واهی، و جمعی تفکر ستیز به بهانه های واهی تر از آخوندی شاکی هستند، لازم است که کسانی که اصول او را پذیرفتنی و معقول میدانند، حتی اگر در روش اجرایی کردن آنها اختلافاتی داشته باشند، با وی همدلی کنند. https://t.me/architecturemonitor

خبر دارید که چندی پیش کارکنان سازمان حفاظت از محیط زیست!!! ده سر گور را زنده گیری کردند برای انتقال به زیستگاه جدید، پنج سر در راه تلف شدند و پنج سر دیگر در مقصد گریختند تا مگر کمی بیشتر زنده بمانند! حالا اگر به شما بگویند که جایزه بهترین عملیات زیست محیطی کشور را به این زنده گیری و انتقال و نگاهداری داده اند، چه می گویید؟؟ خبر دارید که در اصفهان چه بر سر چارباغ می آید؟ با پل های تاریخی زنده رود زنده یاد چه کرده اند؟ حالا اگر به شما بگویند که متولیان امور شهری و میراث فرهنگی در اصفهان جایزه بهترین شیوه حفاظت از میراث فرهنگی را دریافت کرده اند، چه خواهید گفت؟؟ همین ماجراست در جایزه بهترین مدیر برگزاری مسابقه، که در اولین دوسالانه مسابقات معماری و شهرسازی داده شد. دبیرخانه خودخوانده مسابقات معماری و شهرسازی، با این انتخاب، اعتبار نداشته خود را حراج کرد. . https://t.me/architecturemonitor .

دبیرخانه مسابقات دستور داد فرایند مسابقه راه آهن مرودشت متوقف شود. از فرصت توقف باید برای اصلاح ساختار اجرایی مسابقه و تن دادن به خرد و دانش، به جای سلیقه و شهوت مدیریتی، بهره گرفت.

در شهرداری میخواهید آب بنوشید؟ باید از مشاور طرح تفصیلی ( که ده سال است دارد تمام می شود و نشده و ظاهر حالا حالا هم نخواهد شد!!!!) استعلام کنید. او هم پس از دو ماه ناز و ادا و قر و غمزه، قاعدتا می گوید: نه! و البته می افزاید که باید لیوان و نوع آب و شیوه نوشیدن در کمیسیون ماده 5 تصویب شود!! منظورش این است که خودش آب بیاورد و خودش در لیوان بریزد و حتی . . . در آخر هم خودش آن را بنوشد. ... آخرین جرعه این جام تهی را! بلایی است ویرانگر. .

درمیان بازخوردهای استعفای عباس آخوندی از وزارت راه و شهرسازی، این نامه، در دیده بان معماری ایران، قابلیت نشر دارد: جناب آقای دکتر آخوندی وزیر اسبق(سابق منظور است) وزارت راه و شهرسازی با سلام و احترام؛ مدت زیادی نیست که شما را می‌شناسم یا بهتر است بگویم همچنان نیز شما را نمی‌شناسم و جز چند دیدار بسیار محدود، آشنایی حضوری نداشته‌ام اما آشنایی عمیق با یکی از مشاوران حضرتعالی و همچنین معدود جلسات و گفتگوهایی که با جناب ایزدی، معاونت محترم معماری و شهرسازی شما داشتم، به بنده این نوید را می‌داد که حضرتعالی در حال برداشتن گامی بزرگ در اصلاح برخی ساختارها در کشور هستید. امروز اما با دیدن نامه استعفای شما، نمی‌دانم خوشحال باشم یا ناراحت. ناراحت از این بابت که گمان می‌بردم اقداماتتان به هر نحو و طریق در مسیری که در ذهن داشتید پیش برود و همچنان با بهره‌گیری از مشاوران بسیار خوب، گام‌های محکمی بردارید اما خب این مهم میسر نشد. اما خوشحالم از آنچه در متن نامه شما آمده است: «به نظر نمی‌رسد در ارتباط با روش ... کار موثری انجام دهم و در ارتباط با سیاست ... امکان هماهنگی ندارم. این حق شماست که وزیری همراه‌تری را در دولت داشته باشید» همین چند سطر و البته سایر سطور نامه فارغ از صحت عمل یا اشتباه حضرتعالی، مؤید یک موفقیت بزرگ در سیستم مدیریت کشور است. در زمانی که اعتقادات و عقاید حضرتعالی و جایگاه و مقام شما با یکدیگر به تضاد رسیده‌اند و به عبارتی از یک سو اعتقادات را در خطر دیدید و از سوی دیگر قدرت را؛ با جسارت تمام اعتقادات را انتخاب کرده و قدرت را کنار گذاشتید. این جسارت حضرتعالی در ثابت قدم ماندن بر عقایدی که معتقد بودید اقداماتی صحیح هستند و در نتیجه عطای قدرت بدون این اعتقادات را به لقایش بخشیدید، فارغ از درست یا غلط بودن اعتقاداتتان، ستودنی است. شخصا به عنوان یکی از افرادی که وزارتخانه حضرتعالی ارتباط بسیار زیادی با تخصص و حرفه‌ی بنده دارد، از این اقدام شما سپاسگذارم و امیدوارم هر فردی در هر مسئولیتی، ابتدا خود را بشناسد و مسیر و برنامه‌ی روشنی داشته باشد و سپس مسئولیت را بپذیرد و هرکجا که احساس کرد شرایط با برنامه‌اش در تضاد است، بدون ترس از حذف، تفکر کند که "آیا مسیر و برنامه دچار اشکال بوده است و یا اینکه شرایط اشتباه است" و در هر دو صورت، به نحوی عمل کند که آن را به نفع ذی‌نفعان اقداماتش یعنی مردم می‌داند انجام دهد. . امیدوار هستم در هر کجا که هستید در نهایت صحت و سلامت و بر مسیری که بر خود ترسیم نمودید گام بردارید. ان شاءالله وزیر جدید، مصلحت مردم را بیاندیشد و صرفا تأیید کننده شرایط و مسیر موجود نباشد. . اما نکته فارغ از موارد مطرح شده، آنچه در این استعفانامه جالب توجه است و در سکوت عجیب جامعه تخصصی از آن در حال عبور هستیم، دو اصل است که جناب آخوندی به آن اشاره نموده‌اند: «بازآفرینی شهری» و «دخالت دولت در بازار» به راستی بازآفرینی شهری چیست که وزیر و رییس دولت در آن به توافق روشی نرسیده‌اند و تا این حد عدم توافق جدی بوده است که منجر به استعفای وزیر شده است؟ با توجه به ریاست جناب آخوندی بر وزارتخانه‌ای که صنعت ساختمان را هدایت می‌کند و نیز اهمیت جایگاه این صنعت در اقتصاد کشور، مقصود ایشان از دخالت حداکثری دولت در بازار چیست؟ و از همه مهم‌تر، در کشوری که استعفای مسئولین به ویژه در سطح وزارتخانه، بسیار امری غیر معمول است، چطور می‌شود که رسانه‌ها و به‌ویژه رسانه‌های جوامع حرفه‌ای و تخصصی به سادگی از کنار این خبر می‌گذرند؟ چرا به این سادگی، استعفای وزیر در کنار استیضاح وزرای دیگر به سرعت پذیرفته شد و در کمترین زمان ممکن وزیر جایگزین به مجلس معرفی گردید. حال آنکه در سه مورد دیگر مدت زمان سرپرستی تا معرفی وزیر جایگزین فاصله معنادار و معقولانه‌ای داشت؟ . سیدمحمدرضا اعتصامی تسهیلگر معماری 29 مهرماه 97